فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸۱ تا ۳۰۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۷
272 - 282
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه سبک های دلبستگی با اختلال انباشت با میانجی گری شخصیت اجتنابی و تنظیم هیجان در بین دانشجویان دانشگاه تبریز بود. این پژوهش یک پژوهش بنیادی و از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش حاضر، شامل کلیه دانشجویان دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 1401-1400 با حجم 24000 نفر بود که از میان آنها 270 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس انباشت فراست، سبک های دلبستگی کولینز و رید، پرسشنامه چندمحوری بالینی میلون و پرسشنامه تنظیم هیجان گروس و جان استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزار AMOS نشان داد که مسیر تاثیر سبک دلبستگی اضطرابی به شاخص اختلال انباشت با واسطه گری شخصیت اجتنابی و تنظیم هیجان معنی دار است. بنابراین، سبک دلبستگی اضطرابی با واسطه گری شخصیت اجتنابی و تنظیم هیجان درمجموع 0/18 از واریانس شاخص اختلال انباشت را تبیین می کند. از سوی دیگر، مسیر تاثیر سبک دلبستگی اجتنابی به شاخص اختلال انباشت با واسطه گری شخصیت اجتنابی نیز معنی دار است درحالی که مسیر تاثیر سبک دلبستگی اجتنابی به شاخص اختلال انباشت با واسطه گری تنظیم هیجان معنی دار نیست. بنابراین، سبک دلبستگی اجتنابی با واسطه گری شخصیت اجتنابی و تنظیم هیجان درمجموع 0/24 از واریانس شاخص اختلال انباشت را تبیین می کند. این یافته ها نقش روابط عاطفی اولیه دوران تحول را در شکل گیری اختلال انباشت برجسته می کنند و در این فرآیند، رفتارهای اجتنابی و بدتنظیمی هیجان می توانند نقش تسهیل کننده داشته باشند.
واکاوی مفهوم احترام در کودکان و نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سلامت روان کودک دوره ۱۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۴۴)
29 - 44
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: احترام به عنوان یکی از مفاهیم کلیدی در تحول اجتماعی و اخلاقی کودکان و نوجوانان، نقش بسزایی در شکل گیری روابط مثبت و سالم میان همسالان و در جامعه ایفا می کند. احترام نه تنها به عنوان یک ارزش اخلاقی شناخته می شود، که به عنوان یک عامل مؤثر در شکل گیری و تقویت رفتار اجتماعی عمل می کند. روش: پژوهش حاضر با بهره گیری از رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی تفسیری هایدگری انجام شد تا چگونگی شکل گیری و تفسیر معانی مرتبط با مفهوم «احترام» در کودکان و نوجوانان مورد کاوش قرار گیرد. مشارکت کنندگان کودکان و نوجوانان 6، 8، 10، 12 و 15 ساله شهر کرمانشاه بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و رعایت اصل اشباع نظری با 143 کودک و نوجوان مصاحبه نیمه ساختار یافته به عمل آمد. جهت تحلیل کیفی داده ها و درک دلالت های اصلی متون مرتبط با مفهوم احترام، از تکنیک تحلیل مضمون استفاده شد. به منظور مستندسازی بهتر مصاحبه ها و همچنین نظم دهی، تلخیص و ترکیب داده های اولیه به دست آمده، از نرم افزار MAXQDA 2024 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که 6 مضمون اقتدار، قرارداد اجتماعی، رفتار اجتماع پسند، عدالت، شایستگی، و آزادی فردی استخراج شدند. کودکان در سن 6 سالگی در توصیف مفهوم احترام به اقتدار اشاره کردند، در سن 8 سالگی رفتارهای اجتماع پسند مانند کمک به دیگران، محبت کردن و همدلی، در سن 10 سالگی در توصیف احترام از مفاهیم رفتار اجتماع پسند و قرارداد اجتماعی همانند هنجار اجتماعی و آداب و رسوم استفاده کردند، کودکان 12 ساله وقتی درباره احترام صحبت می کنند، به مفاهیمی مثل عدالت، انصاف و برابری اشاره کردند و در نهایت در سن 15 سالگی نوجوانان در توصیف احترام از مفاهیم شایستگی و آزادی فردی استفاده کردند. نتیجه گیری: این پژوهش با ترسیم نقشه راه تحول مفهوم احترام، بر ضرورت توجه به فرایند تحولی در طراحی برنامه های آموزشی و اجتماعی تأکید می کند. یافته ها نشان می دهد که مداخلات متناسب با سن می تواند به پرورش نسلی همدل تر، عادل تر، و مسئولیت پذیرتر کمک کرده و مبنایی برای پژوهش های آتی فراهم آورد.
پیش بینی ریاکاری روانشناختی در سازمان بر اساس سواد اخلاقی و سبک های رهبری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ بهار (خرداد) ۱۴۰۴ شماره ۱۴۷
۳۰۶-۲۸۹
حوزههای تخصصی:
زمینه: منافع و نگرانی های عمومی اغلب برای مدیران مدارس دوراهی ایجاد می کند. به این ترتیب معضلات اخلاقی برای مدارس به عنوان مکان هایی که با تنوع اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی مشخص شده اند، وجود دارد. لذا بررسی ارتباط سبک های مدیریت و سواد اخلاقی با ریاکاری روانشناختی در سازمان در جهت درک این تنوع ها چندگانه ضروری است. هدف: هدف پژوهش حاضر پیش بینی ریاکاری روانشناختی در سازمان بر اساس سواد اخلاقی و سبک های رهبری بود. روش: روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه مدیران مدارس شهرستان سلماس در سال تحصیلی 1401 تشکیل می دهند. نمونه پژوهش 35 نفر از مدیران مقاطع مختلف تحصیلی شهرستان سلماس بود که به توجه به حجم جامعه محدود به روش سرشماری انتخاب شدند. برای جمع آوری داده های پژوهش از پرسشنامه های سبک های رهبری (سالزمن اندرکولک، 1982)، مقیاس ریاکاری روانشناختی در سازمان (قلیچ اوغلو و یالماز قلیچ اوغلو، 2019) و پرسشنامه سواد اخلاقی (استوکوویچ و بگلی، 2017) استفاده شد. به منظور تحلیل داده های پژوهش از نرم افزار SPSS.26 و با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیری به روش هم زمان استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین سبک های رهبری و سواد اخلاقی با ریاکاری روانشناختی در سازمان رابطه منفی و معنی داری وجود دارد (05/0 >P). نتایج حاصل از رگرسیون چندمتغیری نشان داد که به ترتیب سبک های رهبری آزادمنشانه 13 درصد، حساسیت اخلاقی 3 درصد و استدلال ورزی اخلاقی 7 درصد از واریانس ریاکاری روانشناختی در سازمان را در مدیران تبیین می کنند. نتیجه گیری: این مطالعه با تأکید بر اینکه کدام متغیرها با ریاکاری روانشناختی در سازمان مرتبط هستند و چه نوع رفتارهایی می تواند در مدارس ایجاد کند، به مدیریت آموزشی، رفتار سازمانی و ادبیات رهبری کمک می کند.
تأثیر خودگویی ارگانیک بر فراشناخت و عملکرد در تکلیف وامانده ساز
حوزههای تخصصی:
مقدمه: خودگویی هدفمند به عنوان شکلی از خودگویی ارگانیک یک مکانیسم حمایتی برای انواع مهارت های روان شناختی، مهارت های رهبری، مهارت های آرام سازی، یا مهارت های تمرکز استفاده می شود و از راهبردهای خودتنظیمی برای پیشگیری یا حل چالش های روانی استفاده کند. هدف تحقیق حاضر مطالعه اثر خودگویی ارگانیک بر فراشناخت و عملکرد در تکلیف وامانده ساز بود. روش: روش تحقیق حاضر از نوع نیمه تجربی بود که از بین دانشجویان رشته تربیت بدنی تعداد 48 نفر به صورت نمونه داوطلبانه انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه خودگویی و کنترل تقسیم شدند. ابتدا، در پیش آزمون با استفاده از آزمون بروس عملکرد آن ها در تکلیف وامانده ساز و فراشناخت آن ها با پرسشنامه فراشناخت و فراهیجان در ورزشکاران سنجیده شد؛ سپس، پروتکل خودگویی هدفمند بر اساس چالش های روان شناختی در تکالیف استقامتی طراحی و به گروه خودگویی در سه جلسه آموزش داد شد؛ دوباره در پس آزمون متغیرهای همانند پیش آزمون اندازه گیری شدند. در نهایت، از تحلیل کواریانس در سطح 05/0 در نرم افزار SPSS برای تحلیل داده ها استفاده شد یافته ها: نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که خودگویی هدفمند منجر به بهبود معنی داری عملکرد در تکلیف وامانده ساز شد (001/0>p، 5/61=(45، 1)F) و همچنین؛ میزان تفکر فراشناخت آزمودنی های در نتیجه مداخله خودگویی هدفمند افزایش یافت (001/0>p، 2/27=(45، 1)F). نتیجه گیری: به طور کلی خودگویی هدفمند به دلیل بالا بردن آگاهی ورزشکاران منجر به تطبیق و سازگاری بهتر آن ها با چالش های روان شناختی در طول تکلیف وامانده ساز شد؛ بنابراین، می تواند به عنوان یک مداخله سودمند برای بهبود عملکرد استقامتی بکار برده شود
الگوی سریالی فشار روانشناختی و تجربیات نامطلوب اولیه زندگی با احتمال خودکشی نوجوانان: نقش میانجی افسردگی و نشخوار فکری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی بالینی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۷)
49 - 75
حوزههای تخصصی:
زمینه: نتایج مطالعات نشان می دهد که خطر مرگ ناشی از خودکشی در نوجوانان به طور قابل توجهی در سراسر جهان افزایش یافته است. در نتیجه، بررسی پیشایندهای خطر خودکشی در نوجوانان برای طراحی و تدوین مداخلات درمانی مختلف در جهت کاهش رفتارهای خودکشی گرا یک ضرورتی بالینی است. این مطالعه با هدف الگوی سریالی فشار روانشناختی و تجربیات نامطلوب اولیه زندگی با احتمال خودکشی نوجوانان با توجه به نقش میانجی افسردگی و نشخوار فکری انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود که با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه نوجوانان 14 تا 19 ساله استان لرستان در سال 1403 تشکیل دادند. نمونه پژوهش 623 از نوجوانان استان لرستان بود که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب و به سؤالات پرسشنامه های فرم کوتاه مقیاس فشار روانشناختی (PSS سیاو و همکاران، 2024)، تجربیات اولیه زندگی (گیلبرت و آلن، 1998)، مقیاس افسردگی و اضطراب بیمارستانی (HADS، زیگموند و اسنیت، 1983) و فرم کوتاه پرسشنامه نشخوار فکری (اوکانر و ویلیامز، 2014)، پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS و AMOS نسخه 28 به استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج حاصل از مدل یابی معادلات ساختاری در مدل کلی و بر حسب جنسیت از برازش مطلوب برخوردار بود. نتایج حاصل از تحلیل تعدیل کننده جنسیت نشان داد که در دختران تجربیات نامطلوب زندگی به طور مستقیم با افسردگی، نشخوار فکری و احتمال خودکشی اثر مستقیم مثبت و معنی داری دارد (0/05 >P). همچنین فشار روانشناختی به طور مستقیم با افسردگی، نشخوار فکری و احتمال خودکشی اثر مستقیم مثبت و معنی داری دارد(0/05 >P). نتایج حاصل از تحلیل تعدیل کننده جنسیت نشان داد که در پسران تجربیات نامطلوب زندگی به طور مستقیم با افسردگی و احتمال خودکشی اثر مستقیم مثبت و معنی داری دارد (0/05 >P). همچنین در پسران تجربیات نامطلوب زندگی بر نشخوار فکری و فشار روانشناختی بر احتمال خودکشی اثر مثبت و مستقیمی نداشت (0/05 <P). نتیجه گیری: مطالعه حاضر با ارائه یک چارچوب مفهومی و نظری منحصر به فرد مبتنی بر نظریه های خودکشی به ما در شناسایی، درک و متناسب سازی مداخلات روانشناختی، جهت پیشگیری از ایده پردازی تا اقدام به خودکشی در نوجوانان در جهت هدف قرار دادن افسردگی و نشخوار فکری به عنوان سازه های تسهیل کننده می تواند کمک کننده باشد.
نقش میانجی گر نظم جویی هیجانی در رابطه بین جو عاطفی خانواده و سازگاری تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه: اعتقاد بر این است که یکی از تأثیرگذارترین عوامل موفقیت نوجوان، سازگاری تحصیلی است و پیامدهای مهمی در توانایی های نوجوانان برای موفقیت در مدرسه و بزرگسالی دارد. ساختار و جو عاطفی خانواده در کنار آموزش مهارت های تنظیم هیجانی به نوجوان می تواند زمینه را برای سازگاری هیجانی، تحصیلی و اجتماعی فراهم کند؛ بنابراین انجام یک مطالعه در جهت عوامل تأثیرگذار بر سازگاری دانش آموزان یک ضرورت اساسی در دوران نوجوانی است. هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی گرنظم جویی هیجان در رابطه بین جو عاطفی خانواده و سازگاری تحصیلی بود. روش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی که به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان پسر دوره دوم متوسطه شهر خرم آباد در سال تحصیلی 1403-1402 تشکیل دادند. نمونه پژوهش 315 نفر از دانش آموزان دوره دوم شهر خرم آباد بود که به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس جو عاطفی خانواده هیل برن (1964)، مقیاس تنظیم هیجان گراس و جان (2003) و مقیاس سازگاری تحصیلی بیکر و سریاک (1984) استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار SPSS.22 با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و نرم افزار Smart PLS.3 برای مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد تمام ابعاد جو عاطفی خانواده و نظم جویی هیجان با نمره کل سازگاری تحصیلی رابطه مثبت و معنی داری دارند (05/0 >P). نتایج حاصل از مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد که جو عاطفی خانواده اثر مستقیم و معنی داری بر سازگاری تحصیلی ندارد؛ بلکه از طریق نقش میانجی گر نظم جویی هیجانی رابطه غیرمستقیم خوبی با سازگاری تحصیلی دارد (05/0 >P). نتیجه گیری: بنابراین با آموزش مهارت های تنظم جویی هیجانی به والدین و دانش آموزان می توان نقش سایر عواملی که منجر به ناسازگاری و عدم انطباق دانش آموزان می شود را به نسبت تعدیل کرد. لذا به مسئولین آموزش و پرورش پیشنهاد می شود تا آموزش روابط والد- فرزند و مهارت های نظم جویی هیجانی را در یک الگوی متقابل والدین و دانش آموزان در دستور کار قرار دهند.
بررسی تجربه زیسته سوگ والدین براثر ویروس کرونا: یک مطالعه کیفی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
تحقیقات علوم رفتاری دوره ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۷۹)
88 - 104
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: گاهی افراد با سوگ هایی همچون سوگ براثر یک ویروس حاد مثل کرونا مواجه می شوند که خیلی غیرمنتظره بوده و در نتیجه ی آن آسیب و فشار روانی بیشتری را متحمل می شوند. از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی تجربه ی زیسته سوگ والدین براثر ویروس کرونا انجام شد. مواد و روش ها: در این پژوهش به منظور گردآوری و تحلیل اطلاعات در زمینه واکنش به سوگ والد براثر ویروس کرونا، از روش پژوهش کیفی پدیدارشناسی توصیفی استفاده شده است. 11 شرکت کننده که تجربه سوگ والد براثر کرونا را داشتند، به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و گردآوری داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با آنها، تا زمان رسیدن داده ها به اشباع ادامه یافت. برای تحلیل داده ها، روش 4 مرحله ای گیورگی شامل: در پرانتزگذاری، مشخص کردن واحدهای معنایی، تبدیل واحدهای معنایی به عبارات روانشناختی و نهایتا تعیین ساختار کلی بکار برده شد. یافته ها: تحلیل داده ها به شناسایی 17 جزء تشکیل دهنده ی تجربه زیسته سوگ والدین براثر ویروس کرونا منجر شد که شامل: شوک و انکار، سردرگمی و گیجی، تاسف بابت عدم برقراری تماس جسمانی با متوفی برای آخرین بار، درد ناشی از عدم برگزاری مراسم و حضور تعداد خیلی کم برای مراسم، نگرانی از قضاوت ها و واکنش های دیگران، عدم برقراری تماس جسمانی و ابراز عواطف، تجربه درماندگی و بی پناه شدن، ناگهانی و غیرمنتظره بودن مرگ و نداشتن فرصت خداحافظی، احساس ناامیدی، غم و اندوه شدید، افسوس بابت عدم امکان حضور درکنار متوفی و مراقبت از او به دلیل شرایط قرنطینه، درد ناشی از دفن عزیز در مکانی جدای از دیگران، ترس از اینکه مبادا برای والد دیگر اتفاقی بیفتد، مقصر دانستن سازمان های مسئول و خشم نسبت به آنها، غیرطبیعی دانستن مرگ عزیز و ذهن مشغولی با چرایی وجود بیماری، آرام سازی از طریق مشاهده افرادی با این تجربه مشترک، عدم تمایل به فراموش کردن فوت و دلیل آن در واکنش به سوگ یکی از والدین براثر ویروس کرونا است. نتیجه گیری: نتیجه این پژوهش، ادبیات پژوهشی گذشته در زمینه واکنش ها به سوگ براثر ویروس های حاد مثل کرونا را غنی تر می سازد. همچنین ساختار واکنش به سوگ استخراج شده از این پژوهش، برای تدوین و به کارگیری برنامه های پیشگیرانه و درمانی کمک کننده خواهد بود.
تبیین مدل ساختاری ارتباط باورهای فراشناختی با اضطراب سلامت در بین پرستاران: نقش میانجی گر سبک های مقابله مسئله مدار و هیجان مدار(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
تحقیقات علوم رفتاری دوره ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۸۰)
246 - 256
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: این پژوهش باهدف تبیین مدل ساختاری ارتباط باورهای فراشناختی با اضطراب سلامت در بین پرستاران: نقش میانجی گر سبک های مقابله مسئله مدار و هیجان مدار انجام شد. مواد و روش ها: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی و مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل 250 پرستار بیمارستان امام صادق (ع) شهرستان دلیجان و بیمارستان امام خمینی محلات در سال 1403 بود که از آن میان، تعداد 215 پرستار به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب گردیدند. ابزار های پژوهش شامل پرسشنامه اضطراب سلامت سالکوس کیس و واروی ک و همکاران(1989)، پرسشنامه باورهای فراشناختی ولزوکاترایت-هاتون (1997) و پرسشنامه سبک های مقابله با استرس اندلر و پارکر (1990)بود. داده های به دست آمده با استفاده از نرم افزار های SPSS و LISREL و مدل معادلات ساختاری مورد محاسبه قرار گرفت. یافته ها: نتایج تحلیل نشان داد مدل فرضی پژوهش از برازش کافی برخوردار است و بین باورهای فراشناختی با میانجی گری سبک های مقابله ای مسئله مدار و هیجان مدار با استرس و مؤلفه های آن بر اضطراب سلامت تأثیرگذار است. بین باورهای فراشناخت و سبک مقابله ای هیجان مدار (711/0) رابطه معناداری به صورت مثبت وجود دارد. همچنین رابطه بین باورهای فراشناخت با اضطراب سلامت(604/0) نیز مثبت و معنادار می باشد. همچنین رابطه بین سبک مقابله ای مسئله مدار با اضطراب سلامت با مقدار 604/0 مثبت و معنادار و رابطه بین سبک مقابله ای هیجان مدار با اضطراب سلامت با مقدار 484/0- منفی و معنادار است. قابل ذکر است که ماتریس همبستگی بین متغیرها در سطح 01/0 ≥p معنادار می باشد. نتیجه گیری: نقش اضطراب به عنوان یک عامل مهم در سلامت روان پرستاران باید به عنوان مبنایی در مطالعات جدید برای شناسایی شیوع علائم اصلی اضطراب؛ و همچنین اقدامات پیشگیرانه برای مقابله با آن مورد توجه قرار گیرد.
تدوین و اعتبارسنجی بسته ی آموزشی ادراکی-شناختی و بررسی اثربخشی آن بر کارکردهای اجرایی دانش آموزان نارساخوان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
تحقیقات علوم رفتاری دوره ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۸۰)
346 - 359
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر تدوین بسته ی آموزشی بر اساس مولفه های ادراکی-شناختی و بررسی میزان اثربخشی بسته ی تدوین شده بر متغیر کارکردهای اجرایی دانش آموزان نارساخوان بود. مواد و روش ها: روش این پژوهش ترکیبی-اکتشافی است که ماهیت کیفی و کمی دارد در بخش کیفی از تحلیل مضمون به شیوه آتراید-استرلینگ (2001) و در بخش کمی روش آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود که بعد از دو ماه نیز پیگیری انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان دوره ی دوم ابتدایی شهرستان سامان در سال تحصیلی 1403-1402 بود که 40 دانش آموز با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس به عنوان گروه نمونه انتخاب شده و به روش تصادفی در گروه آزمایش و گواه گنجانده شدند. گروه آزمایش 18 جلسه در طول 8 هفته و هر جلسه 50 دقیقه تحت آموزش بسته آموزشی ادراکی-شناختی به صورت انفرادی قرار گرفتند. ابزار پژوهش شامل خرده مقیاس کارکردهای اجرایی آزمون عصب-روانشناختی کولیج (CNI؛ 2002) و چک لیست نشانگان نارساخوانی (میکائیلی منیع و فراهانی، 1384) بود. داده ها به شیوه تحلیل واریانس آمیخته با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-23 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بسته آموزشی ادراکی-شناختی ویژه کودکان نارساخوان از نظر متخصصان دارای روایی محتوایی کافی است. همچنین این بسته ی آموزشی بر کارکردهای اجرایی (0001/0>P؛ 57/0>Eta؛ 43/51>F) دانش آموزان نارساخوان تاثیر داشته است. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که بسته آموزشی ادراکی-شناختی می تواند به عنوان یک روش کارآمد جهت بهبود کارکردهای اجرایی دانش آموزان نارساخوان مورد استفاده قرار گیرد.
نقش واسطه ای تاب آوری و سرسختی روانشناختی در رابطه بین سبک های دلبستگی و سلامت روان زوجین متعارض شهر بندر عباس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ مرداد۱۴۰۴ شماره ۵ (پیاپی ۱۱۰)
171 - 180
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش واسطه ای تاب آوری و سرسختی روانشناختی در رابطه بین سبک های دلبستگی و سلامت روان زوجین متعارض شهر بندرعباس بود. روش پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این مطالعه تمامی زوجین متعارض مراجعه کننده به مراکز مشاوره در شهر بندرعباس در سال 1403 بود. در این پژوهش 270 نفر (135زوج) به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه دلبستگی (RAAS؛ کولینز و رید، 1990)، پرسشنامه سلامت روانی (MHC-SF ؛ کیز، 2002)، پرسشنامه تاب آوری (CD-RISC؛ کانر و دیویدسون، 2003)، پرسشنامه سرسختی (PHQ؛ کوباسا، 1989) استفاده شد. یافته ها نشان داد مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود و تاب آوری، سرسختی روانشناختی و سبک های دلبستگی اثر مستقیم بر سلامت روان تاثیر داشتند (05/0<P)؛ نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد همچنین تاب آوری و سرسختی روانشناختی در ارتباط بین سبک های دلبستگی با سلامت روان زوجین متعارض نقش میانجی گری داشت (001/0>p ). نتایج این مطالعه دلالت بر این دارد که سبک های دلبستگی، تاب آوری و سرسختی روانشناختی در یک تعامل پیچیده و چندبعدی، می توانند سلامت روان زوجین متعارض را پیش بینی کنند.
مقایسه اثربخشی زندگی درمانی و آموزش گروهی مدیریت استرس به شیوه شناختی- رفتاری بر تاب آوری بیماران مبتلا به دیابت نوع 2(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ شهریور ۱۴۰۴ شماره ۶ (پیاپی ۱۱۱)
151 - 160
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی زندگی درمانی و آموزش گروهی مدیریت استرس به شیوه شناختی- رفتاری بر تاب آوری بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 شهر ساری در سال 1403 بود. 45 نفر با روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس از مجتمع تخصصی باغبان (طوبی) انتخاب و در سه گروه آزمایش 1 (15 نفر)، آزمایش 2 (15 نفر) و کنترل (15 نفر) به صورت تصادفی جایگزین شدند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس تاب آوری (CD-RS؛ کانر و دیویدسون، 2003) استفاده شد. گروه های آزمایش هر یک برای 8 جلسه 90 دقیقه ای مداخله را به صورت گروهی دریافت کردند. تحلیل داده ها به روش آماری تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر انجام شد. نتایج مقایسه زوجی نشان داد که فقط در گروه های مداخله بین نمرات پیش آزمون با پس آزمون و پیگیری تفاوت وجود داشت (05/0>P)؛ علاوه بر این نتایج مقایسه زوجی نشان داد که زندگی درمانی نسبت به آموزش گروهی مدیریت استرس به شیوه شناختی- رفتاری به طور معنادار تا مرحله پیگیری دارای اثربخشی بیشتری بر تاب آوری بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 بوده است (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که زندگی درمانی نسبت به آموزش مدیریت استرس به شیوه شناختی- رفتاری تاثیر بیشتری بر افزایش تاب آوری بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 داشته است.
اثربخشی آموزش خودکنترلی هیجانی بر تحمل ناپذیری بلاتکلیفی و بازداری هیجانی دانش-آموزان پسر دارای رفتارهای پر خطر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ شهریور ۱۴۰۴ شماره ۶ (پیاپی ۱۱۱)
221 - 230
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش تعیین اثربخشی آموزش خودکنترلی هیجانی بر تحمل ناپذیری بلاتکلیفی و بازداری هیجانی دانش آموزان پسر دارای رفتارهای پرخطر بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش شامل دانش آموزان پسر دوره دوم متوسطه شهر اردبیل (ناحیه یک) در سال تحصیلی 1404-1403 بود که تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری هدفمند بعد از غربالگری انتخاب و در گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) به روش تصادفی ساده جایگذاری شدند. گروه آزمایش ده جلسه ی 75 دقیقه ای تحت آموزش خودکنترلی هیجانی قرار گرفتند. ابزارگردآوری داده ها شامل مقیاس خطرپذیری نوجوانان ایرانی (IARS، سلیمانی نسب و همکاران، 1397)، پرسشنامه استاندارد مهارهیجانی (ECQ، راجر و نشوور، 1987) و مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی IUS)، فریستون و همکاران، 1994) بود. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس چند متغیره استفاده شد. یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون تحمل ناپذیری بلاتکلیفی و بازداری هیجانی دانش آموزان پسر دارای رفتارهای پرخطر در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری در سطح 001/0 وجود دارد. در نتیجه آموزش خودکنترلی هیجانی موجب کاهش تحمل ناپذیری بلاتکلیفی و افزایش بازداری هیجانی دانش آموزان دارای رفتارهای پرخطر شد. براین اساس، بهره گیری از این روش آموزشی از سوی مشاوران و روانشناسان مدارس و مراکز رواندرمانی جهت پیشگیری از رفتارهای پرخطر می تواند ثمربخش واقع شود.
مقایسه اثربخشی درمان ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس و روان درمانی مثبت گرا بر خوش بینی تحصیلی دانش آموزان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ مهر ۱۴۰۴ شماره ۷ (پیاپی ۱۱۲)
75 - 86
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس و روان درمانی مثبت گرا بر خوش بینی تحصیلی دانش آموزان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی انجام شد. روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه این پژ وهش شامل کلیه دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دوم شهر لاهیجان در سال 1403 بود که از بین آن ها، 52 دانش آموز به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به روش تصادفی به دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل تخصیص یافتند. ابزار این پژوهش شامل پرسشنامه خوش بینی (اسچنن- موران و همکاران، 2013، AOS) بود. همچنین جهت مداخلات، درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی و روان درمانی مثبت گرا، هر کدام 8 جلسه 90 دقیقه ای، هفته ای یک بار و به صورت گروهی اجرا شد. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بنفرونی استفاده شد. یافته ها نشان داد که نمرات پیش آزمون خوش بینی تحصیلی با نمرات پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری داشت (05/0>P). همچنین بین دو گروه مداخله برای این متغیر، تفاوت معنادار وجود نداشت. بنابراین، می توان نتیجه گرفت اثربخشی هر دو مداخله بر خوش بینی تحصیلی دانش آموزان دارای اختلال اضطراب اجتماعی از تفاوت معناداری برخودار نبود.
عوامل اجتماعی مؤثر در کاهش بازگشت معتادان به مصرف مجدد مواد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ بهار (فروردین) ۱۴۰۴ شماره ۱۴۵
۲۸۱-۲۶۱
حوزههای تخصصی:
زمینه: بیشتر مطالعات حوزه اعتیاد بر شاخص های تأثیرگذار بر اعتیاد متمرکز شده اند و مطالعات معدودی به تأثیر عوامل عوامل اجتماعی در بازگشت مجدد به مصرف مواد متمرکز شده اند. بنابراین با توجه به چند بعدی بودن گرایش به مصرف مواد مطالعه در خصوص گرایش مجدد به مواد از طریق عوامل زیستی، اجتماعی، فرهنگی و روانشناختی یک ضرورت اساسی است. هدف: این مطالعه با هدف عوامل اجتماعی مؤثر در کاهش بازگشت معتادان به مصرف مجدد مواد انجام شده است. روش: روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه جوانان دامنه سنی 15 تا 30 سال شهر ایذه در سال 1403 تشکیل دادند که بر اساس گزارش سازمان مبارزه با مواد مخدر شهر ایذه 3200 نفر می باشند. نمونه پژوهش 345 نفر از جوانان مصرف کننده مواد مراجعه کننده به کمپ های ترک اعتیاد شهر ایذه بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده های پژوهش از پرسشنامه های یادگیری اجتماعی، حمایت اجتماعی و مشارکت اجتماعی محقق ساخته و ولع مصرف صالحی فدردی و همکاران (1389) جمع آوری شد. به منظور تحلیل داده های پژوهش از نرم افزار SPSS.26 و با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیری به روش همزمان استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین یادگیری اجتماعی، حمایت اجتماعی و مشارکت اجتماعی با ولع مصرف رابطه منفی و معنی داری وجود دارد (05/0 >P). نتایج حاصل از رگرسیون چندمتغیری نشان داد که به ترتیب حمایت اجتماعی 35، مشارکت اجتماعی 62 و یادگیری اجتماعی 13 درصد از واریانس وسوسه مجدد مصرف مواد را در جوانان تبیین می کنند. نتیجه گیری: نتایج به دست آمده نشان می دهد افرادی که آمادگی بیشتری برای مصرف مجدد مواد دارند، دارای سطح پایین تری از حمایت، مشارکت و یادگیری اجتماعی هستند. بنابراین، توجه به این متغیرها و تدوین برنامه های آموزشی مبتنی بر این متغیرها در کاهش مصرف مجدد مواد در مصرف کنندگان پیشنهاد می شود.
تبیین تأثیر جهت گیری مذهبی بر نگرش به پایداری خانواده (مورد مطالعه: شهروندان شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اسلام و روانشناسی سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۸
121 - 154
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: خانواده به عنوان بنیادی ترین و ضروری ترین نهاد جامعه در طول تاریخ به اشکال مختلف نقش بنیادین و تأثیرگذاری در شکل گیری جوامع و انسجام آنها داشته است؛ بنابراین حفظ و پایداری آن یکی از اولویت های اصلی هر نظام اجتماعی می باشد. جامعه ایران به عنوان جامعه ای شناخته می شود که در طول چند دهه گذشته در حال تجربه وضعیت گذار بین سنت و مدرنیته است. نوعی تجربه ناقص و ناتمام که سالیان متمادی به طول انجامیده و با وجود گستردگی تغییرات ارزشی در عرصه های مختلف زندگی اجتماعی هنوز در یک وضعیت بینابین سنت و مدرنیته زیست می کند؛ درواقع با اینکه هنوز بیشتر ارزش های سنتی در بین بخش هایی از جامعه اعتبار خاصی دارند، ولی این ارزش ها در بین بخش زیادی از شهروندان (به ویژه نسل جوان) تضعیف و تمایل به ارزش های دنیای مدرن در بین آن تقویت شده است. ارزش های مدرنی که در حوزه خانواده اشکال و فرم های جدیدی از روابط بین مرد و زن و نیز گونه های جدیدی از ازدواج را ترویج می کند که همسو و متناسب با شکل های ازدواج سنتی نیستند. پیامد این وضعیت ایجاد چالش های اساسی در تداوم و پایداری خانواده به شکل سنتی و رایج آن و تمایل به نوعی ناپایداری و دگردیسی در آن است. جامعه مورد مطالعه پژوهش حاضر نیز در حال تجربه همین وضعیت می باشد و نوعی گسست و ناپایداری در عرصه خانواده را پیش رو دارد. با توجه به اهمیت باورهای مذهبی بر استحکام و پایداری خانواده، مطالعه حاضر در چارچوب رویکرد کمّی پژوهش در پی پاسخ به این پرسش بوده است که در بین شهروندان شهر اصفهان که هم سنتی و مذهبی هستند و هم تجربه ارزش های دنیای مدرن را به اشکال مختلف در سالیان اخیر را داشته اند، جهت گیری مذهبی چه تأثیری بر نگرش به پایداری خانواده داشته است؟ بر این اساس هدف اصلی پژوهش تبیین تأثیر جهت گیری مذهبی بر نگرش به پایداری خانواده است.
روش: پژوهش حاضر در چارچوب پارادایم اثبات گرایی، رویکرد کمّی پژوهش و با استفاده از روش پیمایش به انجام رسیده است. جامعه آماری پژوهش پیش رو کلیه زنان و مردان ازدواج کرده شهر اصفهان در زمان مطالعه هستند که تعداد 459 نفر از آنها به عنوان حجم نمونه بررسی شدند. شیوه نمونه گیری به کاررفته در پژوهش حاضر نمونه گیری احتمالی و خوشه ای چندمرحله ای و ابزار گردآوری داده های پژوهش پرسشنامه بوده است. تجزیه وتحلیل داده های پژوهش در دو سطح توصیفی و استنباطی به انجام رسیده و به منظور تجزیه وتحلیل داده های پژوهش از دو نرم افزار آماری Spss و Amos Graphic استفاده شده است.
نتایج: یافته های پژوهش بیانگر این است که نگرش به پایداری خانواده در بین شهروندان شهر اصفهان بالاتر از حد متوسط و در وضعیت نسبتاً مطلوبی قرار دارد. نتایج پژوهش نشان می دهند که جهت گیری مذهبی درونی و بیرونی در حد بالایی توان تبیین واریانس متغیر نگرش به پایداری خانواده را دارند. اثر این متغیرها بر نگرش به پایداری خانواده مستقیم و معنادار است؛ درواقع متغیرهای جهت گیری مذهبی درونی و بیرونی در بین بخش بزرگی از جامعه آماری پژوهش می توانند نگرش به پایداری خانواده را تقویت کند.
بحث و نتیجه گیری: پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین جهت گیری مذهبی و نگرش به پایداری خانواده پرداخت. پایداری خانواده یکی از نمودهای همبستگی اجتماعی، به ویژه در جوامعی است که هنوز ساختارهای سنتی نقشی تعیین کننده در حفظ عناصر ارزشی و هنجاری آن دارند. در مقابل نگرش های مذهبی و دینی یکی از عوامل بنیادی است که می تواند به تقویت همبستگی اجتماعی به طور کلی و پایداری خانواده به طور خاص کمک کند. این مسئله در نتایج پژوهش پیش رو نیز تأیید شد. بر مبنای نتایج پژوهش، جهت گیری مذهبی در حد بالایی توان تبیین واریانس نگرش به پایداری خانواده را دارد؛ بر این اساس می توان گفت تقویت جهت گیری مذهبی به تقویت نگرش به پایداری خانواده خواهد انجامید. این مسئله را می توان در چارچوب رویکرد نظری ساختارگرایی کارکردی تبیین کرد. تأکید این رویکرد بر عواملی می باشد که انسجام و نظم اجتماعی را حفظ کرده و به پایداری جامعه می انجامد. دینداری و نگرش های مذهبی یکی از این عوامل بنیادی هستند؛ درواقع، دینداری و جهت گیری مذهبی سبب می شود که پیوندهای فرد با جامعه و نهادهایی مانند خانواده تقویت شود و همین امر درنهایت فرمی از پایداری را به دنبال خواهد داشت. به طورکلی می توان گفت که جهت گیری مذهبی و دینداری به عنوان حفاظی درونی و بیرونی برای محافظت نظام ارزشی هنجاری موجود و به طورکلی انسجام و نظم اجتماعی عمل می کند. افرادی که نگرش های مذهبی بالایی دارند، نگاه تقدس گرایانه به خانواده دارند. از دیدگاه آنان خانواده بنیاد زندگی اجتماعی به شمار می رود و تضعیف در عناصر مقوّمِ پایداری آن سبب تضعیف نظام اجتماعی می شود. از دید آنان تضعیف خانواده به نوعی تضعیف مذهب و دین نیز قلمداد می شود. از نگاه آنان، خانواده بر بنیاد نگرش های مذهبی و دینداری در جامعه ایرانی شکل گرفته است و حفظ پایداری آن به نوعی حفظ عناصر دینی و مذهبی جامعه به شمار می رود؛ بنابراین افرادی که جهت گیری مذهبی قوی تری دارند، نگرش مثبت تری نیز به پایداری خانواده دارند و در رفتارهای عینی روزمره خودشان احتمالاً همین مسئله را دنبال می کنند.
فراتحلیل علل گرایش به اعتیاد نوجوانان دارای اختلال سلوک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ زمستان (دی) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۴
115 - 136
حوزههای تخصصی:
زمینه: علائم اختلال سلوک، عوامل خطر ثابت شده برای مصرف مواد در دوران نوجوانی هستند. با این حال، مطالعات زیادی بررسی کرده اند که آیا مصرف اولیه مواد خطر ابتلا به علائم اختلال سلوک را در نوجوانان افزایش می دهد یا خیر. لذا در این مطالعه با استفاده از فراتحلیل به دنبال مشخص شدن میزان تأثیر گرایش به اعتیاد در نوجوانان با ختلال سلوک هستیم. هدف: این پژوهش با هدف فراتحلیل مطالعات گرایش به اعتیاد نوجوانان دارای اختلال سلوک انجام شد. روش: جامعه آماری این پژوهش مربوط به تحقیقات پیرامون اعتیاد نوجوانان و اختلال سلوک و بخش دیگر مربوط به رابطه اعتیاد با اختلال سلوک از سال های 1393 تا 1403 بوده است. از میان 42 مورد پایان نامه در زمینه اعتیاد، اختلال سلوک و اعتیاد در نوجوانان اختلال سلوک برای فراتحلیل مناسب تشخیص داده شدند. به منظور پاسخگویی به سؤالات فراتحلیل، از مجموعه پژوهش های انجام شده درباره رابطه گرایش به اعتیاد و اختلال سلوک نوجوانان در سطح کشور، پژوهش هایی که از لحاظ روش شناختی مورد قبول بود و شرایط ورود به فراتحلیل را داشت، 9 مقاله انتخاب شدند. روش نمونه گیری در دسترس و هدفمند در تحقیقات مربوط به علل و عوامل مؤثر بر اعتیاد نوجوانان مبتلا به اختلال سلوک و در مورد شیوه های درمان اعتیاد نوجوانان مبتلا به اختلال سلوک از روش نمونه گیری نمونه گیری هدفمند معنادار می باشند. روش های تحقیق همبستگی، در مورد علل و عوامل مؤثر بر اعتیاد اختلال سلوک و در حوزه روش های درمان اعتیاد اختلال سلوک، روش های آزمایشی و نیمه آزمایشی معنادار هستند. یافته ها: تمامی تحقیقات از نظر معناداری اندازه اثر مورد تحلیل قرار گرفتند. روش آماری ضریب همبستگی، رگرسیون چندمتغیری وتحلیل واریانس چندمتغیری در بخش علل و عوامل مؤثر بر اعتیاد نوجوانان مبتلا به اختلال سلوک و شیوه های درمانی اختلال سلوک و علل و عوامل مؤثر بر آن و روش های درمانی اعتیاد نوجوانان مبتلا به اختلال روش آماری معنادار شناخته شد. یافته های فراتحلیل نشان داد که اندازه اثر گرایش به اعتیاد نوجوانان دارای اختلال سلوک 331/0 بود (001/0 >P). همچنین بر اساس یافته های بدست آمده، اندازه اثر مؤلفه های عوامل فردی، عوامل خانوادگی، عوامل روانی- شخصیتی، عوامل اقتصادی، عوامل اجتماعی و عوامل فرهنگی محاسبه شد که همگی در سطح متوسط و زیاد بودند. نتایج پژوهش حاضر حاکی از آن بود که اندازه اثر مؤلفه های گرایش به اعتیاد نوجوانان دارای اختلال سلوک بر اساس معیار تفسیر کوهن زیاد بود و تمام مؤلفه ها با گرایش به اعتیاد و اختلال سلوک در نوجوانان رابطه مستقیم داشت. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که تحقیقات در حوزه اعتیاد در نوجوانان مبتلا به اختلال سلوک نیازمند بازبینی و اصلاح می باشند و تحقیقات جدید در این دو حوزه با توجه به خلأهای موجود ضروری به نظر می رسد.
تبیین علی سازگاری زناشویی بر اساس دلبستگی اجتنابی: نقش واسطه ای خشونت شریک عاطفی در زنان شهر کرج(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ آبان ۱۴۰۴ شماره ۸ (پیاپی ۱۱۳)
171 - 180
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تبیین علی سازگاری زناشویی بر اساس دلبستگی اجتنابی: نقش واسطه ای خشونت شریک عاطفی در زنان شهر کرج بود. این پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان متأهل مراجعه کننده به مراکز درمانی شهر کرج در سال 1401 بود که از بین آن ها تعداد 450 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه های سازگاری زناشویی (DAS) اسپانیر و همکاران (1975)، خشونت خانگی (IPV) استراوس و همکاران (1996) و سبک های دلبستگی (AAI) هازن و شاور (1987) پاسخ دادند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود و دلبستگی اجتنابی به صورت مستقیم اثر منفی و معنی داری بر سازگاری زناشویی داشت (01/0>P). همچنین دلبستگی اجتنابی با میانجی گری خشونت شریک عاطفی بر سازگاری زناشویی اثر غیرمستقیم، منفی و معنی داری داشت (05/0>P). این نتایج نشان می دهد که دلبستگی اجتنابی و خشونت شریک عاطفی بر سازگاری زناشویی مؤثر بوده و لذا آگاهی روانشناسان، مشاوران، زوج درمانگران و سایر متخصصان مربوطه از این متغیرها می تواند در سازگاری زناشویی کمک کننده باشد.
مدل یابی ترس از عود از سرطان سینه براساس شخصیت، تنظیم شناختی هیجان و بهزیستی روانی با نقش میانجی ادارک از بیماری در همسران خانواده های نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۱)
139 - 166
حوزههای تخصصی:
هدف از این مطالعه مدل یابی ترس از عود از سرطان سینه براساس شخصیت، تنظیم شناختی هیجان و بهزیستی روانی با نقش میانجی ادارک از بیماری در همسران خانواده های نظامی بود. در این مطالعه توصیفی از نوع همبستگی جامعه آماری کلیه زنان مبتلا به سرطان پستان مراجعه کننده به انستیتو سرطان مجتمع بیمارستانی امام خمینی (ره) تهران بودند که درمان آنها تکمیل شده بود. جامعه این مطالعه شامل کلیه زنان مبتلا به سرطان پستان بود که در بهار و تابستان 1403 برای پیگیری منظم به انستیتو سرطان مراجعه کردند. 300 بیمار که شرایط ورود را داشتند بر اساس نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. آنها پرسشنامه ها را به صورت آنلاین برای FCR (سیمارد و ساورد، 2009)، فرم کوتاه تنظیم شناختی هیجان (گرانفسکی و کرایج، 2006)، فرم کوتاه بهزیستی روانشناختی (ریف و کییز، 1995) و ادراک مختصر بیماری (برودبنت و همکاران) تکمیل کردند. ، 2006). داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مدل سازی معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS (نسخه 26) و نرم افزار AMOS (نسخه 24) استفاده شد. یافته ها نشان داد که جهت همبستگی بین متغیرها در (01/0p<) با تئوری های پژوهش همخوانی دارد. علاوه بر این، مدل با داده ها مطابقت داشت. علاوه بر این، روان رنجورخویی، راهبردهای ناسازگار تنظیم هیجانی شناختی و ادراک بیماری با ضرایب مسیر کل مثبت مثبت و معنادار و برونگرایی، وظیفه شناسی، راهبردهای انطباقی تنظیم شناختی هیجان و بهزیستی روانشناختی به طور منفی و معنادار تأثیر داشتند.
اثربخشی آموزش شناختی رفتاری بر بهبود تعاملات ارتباطی، دلزدگی و گسستگی عاطفی زنان شاعل نظامی 40 تا 50 ساله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۱)
167 - 186
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی آموزش شناختی- رفتاری گروهی بر بهبود تعاملات ارتباطی، دلزدگی و گسستگی عاطفی زنان شاغل نظامی 40 تا 50 ساله اجرا گردید. جامعه آماری این پژوهش کلیه زنان 40 تا 50 ساله بودند که به دلیل مشکلاتی در تعاملات ارتباطی با همسرانشان و همچنین به دلیل دلزدگی زناشویی و گسستگی عاطفی از ابتدای اسفند 1403 تا انتهای اردیبهشت 1403 به مرکز مشاوره و خدمات روانشناختی آستان مهر مشهد مراجعه نمودند. در این پژوهش حجم نمونه 30نفر تعیین شد که این نمونه آماری به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به تصادف در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. شرکت کنندگان ابتدا در مرحله پیش آزمون به پرسشنامه های رضایت زناشویی انریچ(1998)، دلزدگی زناشویی پاینز (1996) و گسستگی عاطفی گاتمن (1988) پاسخ دادند. مداخله آموزشی آموزش شناختی – رفتاری گروهی بر مبنای رویکرد داتیلیو (2020) در 10 جلسه 90 دقیقه ای بر روی گروه آزمایش اجرا گردید و در نهایت شرکت کنندگان هر دو گروه در مرحله پس آزمون به پرسشنامه های مورد نظر پاسخ دادند. داده ها به دست آمده جهت تحلیل فرضیات پژوهش به وسیله آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته های به دست آمده نشان داد (p<0/05) در مرحله پس آزمون در شاخص های تعاملات ارتباطی، دلزدگی و گسستگی عاطفی بین دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود دارد. می توان نتیجه گرفت آموزش شناختی- رفتاری گروهی بر تعاملات ارتباطی، دلزدگی زناشویی و گسستگی عاطفی رنان نظامی شاعل تاثیر دارد.
پیش بینی امنیت روانی بیماران مبتلا به سرطان گوارش بر اساس بنیان های اخلاقی و رشد پس از آسیب با نقش میانجی باورهای مثبت فرا هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۷
87 - 101
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین برازش مدل ساختاری رابطه بنیان های اخلاقی و رشد پس از آسیب با امنیت روانی با نقش میانجی باورهای فرا هیجانی در بیماران سرطان گوارش بود. مطالعه از نوع همبستگی و روش معادلات ساختاری بود. جامعه آماری تمامی بیماران مبتلابه سرطان گوارش مراجعه کننده به بیمارستان ولیعصر (عج) و مرکز مهرانه زنجان در سال 1402 بودند. از این جامعه تعداد 100 نفر به روش در دسترس انتخاب شد. ابزار جمع آوری داده های پژوهش پرسشنامه بنیان های اخلاقی هایت و گراهام (2007)، مقیاس رشد پس از آسیب تدسچی و کالهون (1996)، مقیاس امنیت روانی مازلو فرم کوتاه (1952) و پرسشنامه فراشناخت و فرا هیجان مثبت بئر (2011) بود. داده های پژوهش با استفاده از نرم افزارهای SPSS نسخه 25 و PLS نسخه ۳/۳ تجزیه وتحلیل شدند. نتایج نشان داد که اثر مستقیم باورهای فرا هیجانی بر امنیت روانی در بیماران سرطان گوارش، معنادار است (0/57=P<0/05 ,β). اثر مستقیم رشد پس از آسیب بر باورهای فرا هیجانی در بیماران سرطان گوارش، معنادار است (β=0/42, p<0/05). باورهای فراهیجانی مثبت در رابطه بین رشد پس از آسیب و امنیت روانی در بیماران سرطان گوارش نقش میانجی دارند (β=0/24, p<0/05). همچنین مدل نقش میانجی باورهای فرا هیجانی مثبت در رابطه بین بنیان های اخلاقی و رشد پس از آسیب در بیماران مبتلابه سرطان گوارش از برازش مطلوبی برخوردار است (SRMR=0/08, NFI=0/91). باتوجه به یافته ها می توان مداخلاتی را باهدف بهبود باورهای فراهیجانی مثبت، رشد پس از آسیب و بنیان های اخلاقی برای افزایش امنیت روانی در بیماران مبتلا به سرطان طراحی واجرا نمود.