فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۰۱ تا ۱٬۶۲۰ مورد از کل ۱۹٬۵۵۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: این تحقیق با هدف ارائه مدلی برای بهبود قابلیت اطمینان انسانی در حوزه سلامت با تمرکز بر شاخص های ارزیابی عملکرد، به ویژه آموزش، توانمندسازی و برنامه ریزی آموزشی انجام شده است.روش شناسی: این پژوهش از نوع کاربردی و با روش توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری شامل کلیه بیمارستان های کشور است. داده ها از ۳۱۸ گزارش خطا و حادثه در ۵۴ بیمارستان نمونه از مهرماه ۱۴۰۱ تا مهرماه ۱۴۰۲ جمع آوری وتحلیل شده است. ابتدا عوامل شکل دهنده ی عملکرد کارکنان شناسایی و طبقه بندی شده اند. سپس از آزمون نیکویی برازش کای-دو و نمودارهای پارتو برای تحلیل استفاده شد. طبقه بندی جدید عوامل با فرآیند تحلیل شبکه ای فازی(FANP) و روش شاخص احتمال موفقیت(SLIM) در ۱۵ بخش اورژانس بیمارستانی آزمایش گردید.یافته ها: یافته ها نشان داد که آموزش، توانمندسازی، بهبود فرایندهای ارزیابی عملکرد و تقویت ارتباطات داخلی، عوامل کلیدی در افزایش قابلیت اطمینان انسانی هستند. مدل پیشنهادی نقش این عوامل را در ارتقای کارایی و کاهش خطاهای انسانی با تأکید بر برنامه ریزی آموزشی تبیین می کند. برنامه ریزی آموزشی برای شناسایی نیازها، طراحی دوره ها و ارزیابی اثربخشی در کاهش خطاها و افزایش قابلیت اطمینان مؤثر است.نتیجه گیری و پیشنهادها: مدل توسعه یافته به مدیران حوزه ی بهداشت ودرمان کمک می کند تا فرآیندهای ارزیابی و آموزش را با تمرکز بر نقاط قوت وضعف شناسایی شده بهینه سازی کنند. پیشنهاد می شود برنامه ریزی های آموزشی و ارزیابی به صورت جامع و مداوم اجرا شوند.نوآوری و اصالت: این تحقیق با ترکیب دو روش تحلیلی پیشرفته FANP و SLIM و تطبیق آن ها با نیازهای خاص حوزه سلامت، مدلی نوین ارائه داده است که با تمرکز بر عوامل کلیدی، بهبود مستمر عملکرد کارکنان و کاهش خطاهای انسانی را دنبال می کند.
واکاوی تجربه زیسته معلمان دانش آموزان با اختلال طیف اُُتیسم از آموزش مجازی: یک مطالعه پدیدار شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف وا کاوی تجربه زیسته معلمان دانش آموزان با اختلال طیف اُُتیسم از آموزش مجازی دوران کرونا انجام شد. روش: این پژوهش در پارادایم )مدل( تفسیرگرایی و به شیوه کیفی و با رویکرد پدیدارشناسی صورت گرفت. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی معلمان منطقه 6 مدارس اُُتیسم شهر تهران در سال تحصیلی 1402 - 1401 بود که تجربه تدریس به دانش آموزان با اختلال طیف اُُتیسم در دوران کرونا را داشتند. برای انتخاب حجم نمونه از روش نمونه گیری هدفمند و معیاری استفاده شد. در راستای هدف پژوهش، در مرحله اول با 20 نفر از معلمان منطقه 6 مصاحبه انجام و اشباع نظری حاصل شد. در ادامه، داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته و با توجه به شرایط افراد در 3 قالب حضوری، تلفنی و برخط به صورت پرسش های بازپاسخ انجام شد. در این پژوهش برای شناسایی، تحلیل و گزارش نتایج داده های کیفی حاصل از مصاحبه، از روش تحلیل موضوعی استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد، از دیدگاه مشارکت کنندگان در پژوهش، تجربه زیسته آموزش مجازی دارای 4 زیرمقوله شامل تدریس، استرس شغلی، مشکلات فناورانه و سبک ارتباطی بود. همچنین فرصت های آموزش مجازی در دوران کرونا دارای 5 مقوله، شامل: گسترش مهارت فناورانه، توسعه مهارت تدریس برخط، فرا گیر شدن آموزش مجازی، تقویت زیرساخت آموزش مجازی و به صرفه بودن در هزینه های جانبی بود. همچنین چالش های آموزش مجازی در دوران کرونا شامل: 5 مقوله مشکلات ارتباطی، مشکلات آموزشی و تدریس، بی توجهی والدین، ضعف تجهیزات و امکانات و افت توجه دانش آموزان بود. نتیجه گیری: آموزش مجازی برای دانش آموزان با اختلال طیف اُُتیسم دارای فرصت های مناسبی بود. از آن جاییکه سبک یادگیری این افراد دیداری محور می باشد و راهبردهای آموزشی مبتنی بر تدریس مجازی می تواند از این نوع سبک پشتیبانی نماید، از این رو، پیشنهاد می شود زیرساخت های برگزاری آموزش مجازی برای این افراد تقویت شود و از ظرفیت های راهبردهای آموزشی مبتنی بر فناوری برای غنی سازی فرایند یادگیری دانش آموزان با اختلال طیف اُُتیسم استفاده شود.
تأملی در دستاورد های تربیتی خلق محتوای الکترونیکی با مشارکت دانش آموزان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۵۹
۱۰۶-۸۵
حوزههای تخصصی:
با توسعه محیطهای یادگیری الکترونیکی و ترکیب آنها در محیطهای یادگیری حضوری، برخی از معلمان برای طراحی فعالیتهای یادگیری از این محیطها استفاده می کنند. استفاده از ظرفیتهای این محیطها می تواند به بهبود کیفیت آموزش و افزایش بازده های یادگیری کمک کند. هدف این پژوهش، شناسایی دستاوردهای تربیتی تولید محتوای الکترونیکی با مشارکت دانش آموزان دوره ابتدایی بود. این پژوهش با رویکرد کیفی و به روش پدیدارشناسی توصیفی انجام گرفته است. مشارکت کنندگان در آن 20 تن از معلمان فعال در زمینه خلق محتوای الکترونیکی ناحیه یک و دو همدان بودند که با شیوه ملاک- محور انتخاب شدند. مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری و پس از پیاده سازی به روش تحلیل مضمون مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که خلق محتوا به منزله فعالیت یادگیری در برنامه درسی دوره ابتدایی، دستاوردهای شناختی، فنی، فراشناختی و انگیزشی مهمی به همراه دارد. از لحاظ فنی، تولید محتوای الکترونیکی، مهارت تولید، ویرایش صدا و تصویر، کار با سخت افزارها و نرم افزارهای گوناگون، ویدئوکلیپ سازی و مهارت جستجوگری در اینترنت را در دانش آموزان تقویت و از منظر شناختی، به فراهم ساختن شرایط یادگیری عمیق و پایدار، پرورش تفکر نقادانه، خلاقانه و تقویت یادگیری کمک می کند. همچنین از منظر فراشناختی، تولید محتوای الکترونیکی به دانش آموزان کمک می کند تا تواناییهای خود، ماهیت تکالیف و نحوه ارزیابی کیفیت آنها را بهتر درک کنند و از بعد انگیزشی نیز درگیری در تولید محتوای الکترونیکی انگیزه درونی دانش آموزان را تقویت و آنها را نسبت به یادگیری موضوع درسی و یادگیری علاقه مندتر می سازد. با توجه به یافته های این پژوهش، پیشنهادهایی پژوهشی و کاربردی برای کنشگران و پژوهشگران ارائه شده است.
ادراک دانشجویان دوره کارشناسی ارشد رهبری آموزشی از کار تیمی در محیط ترکیبی ادوبی کانکت و واتساپ: پیگیری کیفی یک مطالعه پیش آزمایشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
1 - 20
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: هدف این مطالعه تعیین ادراک دانشجویان دوره کارشناسی ارشد رهبری آموزشی نسبت به تأثیر کار تیمی بر نگرش به کلاس درس و پیشرفت تحصیلی آنان در محیط ترکیبی ادوبی کانکت و واتساپ (متاکوو) بود. روش شناسی پژوهش: این مطالعه در مرحله کمی بصورت طرح یک مرحله ای از نوع پیش آزمایشی انجام شد. هفده دانشجوی کارشناسی ارشد به عنوان گروه آزمایش پرسش نامه «در این کلاس چه می گذرد؟» را تکمیل نمودند. پیشرفت تحصیلی آنان توسط آزمونهای مستمر و پایانی اندازه گیری شد.یافته ها: نتایج نشان داد کار تیمی روی نگرش دانشجویان به کلاس درس و پیشرفت تحصیلی آنان تأثیر مثبت دارد. برای پیگیری این داده ها و شناسایی چگونگی تأثیر کار تیمی، 15 نفر از 17 دانشجوی گروه آزمایش به صورت داوطلبانه در مصاحبه های نیمه ساختاریافته شرکت کردند. با استفاده از نرم افزار تحلیل کیفی Atlas/ti ، دو مقوله اصلی شامل محیط کلاس و کیفیت یادگیری شناسایی شد.بحث و نتیجه گیری: نتایج این مطالعه می تواند انگیزه معلمان را برای اجرای کار تیمی در محیطهای ترکیبی آنلاین افزایش دهد و مدیران را ترغیب کند تا بستر مناسبی را برای اجرا فراهم سازند.
رابطه بین سبک رهبری معلم و اشتیاق تحصیلی در دانش آموزان: نقش میانجی جو مدرسه و خودکارآمدی تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
234 - 246
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین سبک رهبری معلم و اشتیاق تحصیلی دانش آموزان با نقش میانجی جو مدرسه و خودکارآمدی تحصیلی انجام شد.
روش شناسی پژوهش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی با رویکرد معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان پسر متوسطه دوم شهرستان ثلاث باباجانی به تعداد 420 نفر بود که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای تعداد 210 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه سبک رهبری معلم تسای (2014)، پرسشنامه جو مدرسه هو (2010)، پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی زاژاکوا لینچ و اسپنشاد (2005) و پرسشنامه اشتیاق تحصیلی وانگ و همکاران (2014) استفاده شد. برای تحلیل داده ها روشهای آمار توصیفی (فراوانی، میانگین و انحراف استاندارد) و استنباطی (نرمال بودن داده ها و ضریب همبستگی پیرسون) تحت نرم افزار SPSS و برای بررسی برازش مدل از نرم افزار Smart pls استفاده شد.
یافته ها: بین سبک رهبری معلم و جو مدرسه رابطه مثبت و معنادار وجود دارد، بین سبک رهبری معلم و خودکارآمدی تحصیلی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد، بین سبک رهبری معلم و اشتیاق تحصیلی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد، بین جو مدرسه و اشتیاق تحصیلی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد، بین خودکارآمدی تحصیلی و اشتیاق تحصیلی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. همچنین جو مدرسه و خودکارامدی تحصیلی در رابطه بین سبک رهبری معلم و اشتیاق تحصیلی نقش میانجی دارند
دیدگاه نوجوانان پسر تیزهوش درباره انگیزش یادگیری: یک پژوهش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش پژوهشگران کوشیدند با تأسی به فرض های فلسفی و تفکر معرفت شناسانه سازاگرایی، اهمّ شناساننده های انگیزش یادگیری را در نوجوانان تیزهوش کشف کنند. در این پژوهش، برای تحلیل داده های کیفی حاصل از مصاحبه با 30 نوجوان پسر تیزهوش، از روش تحلیل مضمون استفاده شد. نتایج رویه تحلیل مضمون دو طبقه مفهومی کلان و توضیح دهنده نشانگرهای انگیزشی را از یکدیگر بازشناساند: انگیزاننده های مستخرج از فلسفه تربیتی مشوق کمّی نگری و انگیزاننده های مستخرج از فلسفه تربیتی مشوق کیفی نگری. در این بخش، نتایج نشان داد که تجمیع ویژگی هایی مانند غیرفرایندی نگری، بازده اندیشی، شکست هراسی، غیرخودراهبری و اغلب، تک وجهی اندیشی، در زمره توصیف گرهای اساسی سازه های انگیزشی معطوف بر کمّی نگری انگیزشی و در مقابل، بلوک هایی مانند فرایندی نگری (غیربازده اندیشی)، چندوجهی اندیشی، یادگیری مداری، تعهدمندی (اراده مندی) بیش ارزش گذاری ذاتی برای تلاش باوری، پایستگی انگیزشی و نظم بخشی هیجانی، بر تعیین کننده ترین بسترهای آفریننده تحولی نگری انگیزشی، دلالت داشتند. درمجموع، تاکید بر رویارویی یا مصاف بین این دو روی آوردِ انتزاعیِ معطوف بر سازنده های حیات انگیزش یادگیری در تیزهوشان، به طرزی ضمنی، از نقش تعیین کننده بافت اجتماعی تغذیه گر نیازهای روانی بنیادین در یادگیرندگان تیزهوش، حمایت می کند. به بیان دیگر، اصرار بر مصاف بین دو فلسفه رقیب، در بطنِ فهم و کشف نشانگرهای انگیزش یادگیری سرآمدان، به طرز واقع نگرانه ای بر تمایز در نقش آفرینی های محیط های اجتماعیِ مشوقِ دغدغه های کمّی و کیفی، دلالت دارد.
تجربه زیسته معلمان از عوامل موثر بر شایستگی های هیجانی و اجتماعی آنها: یک مطالعه پدیدارشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بازنمایی ادراک و تجربه زیسته معلمان درباره عوامل موثر بر شایستگی های هیجانی و اجتماعی آن ها در سال 1401 بود که با استفاده از رویکرد کیفی و روش پدیدارشناختی از نوع توصیفی انجام گرفت. جامعه پژوهشی مدّ نظر در این مطالعه، شامل کلیه معلمان دوره اول متوسطه در شهر یزد بودند که پژوهشگران با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند 24 معلم (16 نفر زن و 8 نفر مرد) را انتخاب و به مصاحبه با آن ها پرداختند. داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری و با کاربرد الگوی کلایزی و روش تحلیل مضمون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. تحلیل داده های به دست آمده به شناسایی و دسته بندی ده مضمون اصلی منجر گردید. این مضامین ده گانه مشتمل بر: هوش هیجانی، نگرش شغلی، سرمایه روان شناختی، کفایت های مدیر مدرسه، شرایط خانوادگی، فرایند سیاست گذاری آموزشی، مسائل داخلی سازمان آموزشی، ادراک بی عدالتی، محدودیت های فردی و محدودیت های مربوط به فراگیران است. ناظر بر یافته-های پژوهش می توان چنین عنوان نمود که شرکت کنندگان عوامل متفاوتی را بر شایستگی های هیجانی و اجتماعی معلمان موثر می دانند و این بدان معناست که هرکدام از معلمان با چالش های متعدد و متفاوتی در امر آموزش و فعالیت های حرفه ای خود روبه رو هستند و بی توجهی به بهبود وضعیت آن ها می تواند بر کفایت و توانمندی های هیجانی و اجتماعی آنان تاثیر منفی گذاشته و درآینده ای نه چندان دور نظام آموزشی و به دنبال آن پویایی و بالندگی جامعه را با مخاطرات زیادی همراه سازد.
طراحی و اعتبارسنجی مدل برنامه درسی توسعه پایدار در دانشگاه فرهنگیان: پیشایندها و پیامدها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی مدل برنامه درسی توسعه پایدار در دانشگاه فرهنگیان و بررسی پیشایندها و پیامدهای آن انجام پذیرفت. روش پژوهش برحسب هدف، کاربردی، بر مبنای ماهیت داده ها کیفی از نوع تحلیل محتوا بود. مشارکت کنندگان، شامل خبرگان آکادمیک و سازمانی بودند. برای تعیین حجم نمونه 20 مصاحبه شونده با استفاده از روش نمونه گیری غیر تصادفی هدفمند انتخاب شدند. برای گردآوری داده های پژوهش از مصاحبه های نیمه ساختاریافته استفاده شد. روایی و پایایی ابزار مورد سنجش و تایید شد. روش تحلیل داده ها تحلیل مضمون شامل مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر بود. در این پژوهش، عناصر برنامه درسی توسعه پایدار شامل هدف، محتوا، روش تدریس و ارزشیابی؛ پیشایندها شامل عوامل سازمانی، آموزشی و محیطی؛ پیامدها شامل یادگیری و توسعه حرفه ای بود. درنهایت با توجه به عوامل شناسایی شده مدل پژوهش ترسیم گردید که از اعتبار مطلوبی برخوردار بود.
چالش ها و فرصت های استفاده از رویکرد علم شهروندی در برنامه ریزی آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه ریزی آموزشی دوره ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۵
216 - 236
حوزههای تخصصی:
هدف: علم شهروندی (Citizen Science) به پژوهش های علمی اطلاق می شود که در آن شهروندان غیرحرفه ای یا دانشمندان آماتور در جمع آوری و تحلیل داده ها مشارکت می کنند. این رویکرد به ترویج مشارکت عمومی در فرآیندهای علمی و ارتقای آگاهی اجتماعی کمک می کند. با پیشرفت فناوری و دسترسی به داده های بزرگ، علم شهروندی به عنوان ابزاری نوین در آموزش و یادگیری مورد توجه قرار گرفته است. هدف این پژوهش بررسی فرصت ها و چالش های علم شهروندی در حوزه آموزش و یادگیری است. این پژوهش سعی دارد تا با مرور سیستماتیک ادبیات موجود، به شناسایی پتانسیل های این رویکرد و چالش های موجود در اجرای آن بپردازد.روش شناسی: این پژوهش به لحاظ هدف، بنیادی و از نظر گردآوری داده ها، توصیفی – کتابخانه ای است. از روش مرور سیستماتیک ادبیات برای جمع آوری و تحلیل داده ها استفاده شده است. جستجو در پایگاه های معتبر علمی، شامل مقالات علمی و منابع مرتبط، برای شناسایی شواهد معتبر انجام شد. از مدل SALSA (جستجو، ارزیابی، ترکیب و تحلیل) برای تحلیل داده ها استفاده شده است.یافته ها: یافته ها نشان می دهند که علم شهروندی می تواند به ارتقای سواد علمی، تقویت تفکر انتقادی و افزایش مشارکت اجتماعی کمک کند. همچنین، چالش هایی نظیر کمبود منابع آموزشی، ناآگاهی معلمان و دانش آموزان، و موانع فرهنگی و اجتماعی در اجرای این رویکرد وجود دارد.نتیجه گیری: علم شهروندی به عنوان یک رویکرد آموزشی نوآورانه، پتانسیل های زیادی برای بهبود کیفیت آموزش و یادگیری دارد. با این حال، برای تحقق این پتانسیل ها، نیاز به برنامه ریزی مناسب و آموزش های هدفمند وجود دارد. این پژوهش می تواند به عنوان نقطه شروعی برای تحقیقات میدانی و توسعه علم شهروندی در نظام های آموزشی مورد استفاده قرار گیرد. پیشنهاد می شود پژوهشگران در آینده به طراحی و اجرای پروژه های جامع تری بپردازند که بتوانند به تحقق اهداف آموزشی و علمی کمک کنند.اصالت و نوآوری پژوهش: نوآوری این تحقیق در ارائه راهکارهای دقیق برای ادغام علم شهروندی در برنامه های آموزشی است که به خلأهای موجود در تحقیقات قبلی پاسخ می دهد و تحولاتی در نگرش ها و شیوه های آموزشی ایجاد می کند.
Meta-analysis of factors related to the philosophical mindset of public-school students based on researches published from 2011 to 2021 in Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
School Administration, Volume ۱۲, Issue ۴, Winter ۲۰۲۴
132 - 142
حوزههای تخصصی:
The purpose of this research is meta-analysis of the factors related to the philosophical mindset of students based on the researches published in the last 10 years. The population of this research is all the researches published in scientific journals. The sampling method was based on the Purposive sampling method. In this way, out of the total number of researches, which was 13, 3 of the researches were excluded due to reasons such as incompleteness of statistical information. In fact, studies that reported the necessary information and used correct statistical tests were selected, and studies that did not report the necessary information were excluded. The statistical sample is based on the researches that have been carried out on the factors related to the philosophical mindset of students, and their number is 10 researches (14 factors). In order to select studies suitable for meta-analysis and extract appropriate information, meta-analysis checklists were used. These checklists include researchers' names, research title, year of publication, place of implementation, statistical population and sample size, gender, educational level, research tools, reliability and significance level. CMA3 software was used to analyze the results. According to the research results, the effect size and Z calculated for 12 variables out of 14 variables are significant. Also, the largest effect size is related to t self-direction , creativity ,also the smallest effect size is related to mathematical self-efficacy and problem solving . Also, the effect size for all studies in the fixed and random model is at a high level.
میزان آشنایی معلمان با اصول اخلاق حرفه ای در یادگیری الکترونیکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهداف پژوهش: اخلاق حرفه ای مقوله ای قابل توجه در حوزه یادگیری الکترونیکی است که از اهمیت بسزایی برخوردار است و می تواند بر کیفیت آموزش و یادگیری در این حوزه اثرگذار باشد؛ به همین دلیل توجه بسیاری از صاحب نظران حوزه آموزش و یادگیری را به خود جلب کرده است. بر این اساس، هدف از تحقیق حاضر بررسی میزان آشنایی معلمان با اصول اخلاق حرفه ای در یادگیری الکترونیکی است. روش ها : روش این تحقیق از نوع توصیفی-پیمایشی بود. جامعه آماری تحقیق را تمامی معلمان مقطع متوسطه اول شهر چابهار به تعداد 189 نفر بود که از بین این معلمان به روش تصادفی ساده و با استفاده از جدول مورگان تعداد 123 شرکت کننده انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه آشنایی با اخلاق حرفه ای در یادگیری الکترونیکی با پایایی 85/0 و روش تحلیل داده ها استفاده از آزمون تی تک نمونه ای بود تا میزان آشنایی این نمونه انتخاب شده با استانداردهای موجود مقایسه شود. یافته ها: نتایج نشان داد که میزان آشنایی معلمان با بعد مالکیت معنوی، بعد تخریب و بعد حریم خصوصی اخلاق حرفه ای در یادگیری الکترونیکی در حد متوسط به بالا بود. نتیجه گیری: با توجه به یافته ها می توان نتیجه گرفت که معلمان با اصول اخلاق حرفه ای در یادگیری الکترونیکی آشنایی دارند و می توان از این ظرفیت در بهبود فرایند آموزش و یادگیری استفاده کرد.
اثربخشی آموزش تنظیم هیجان بر تحمل پریشانی و ابرازگری هیجانی دانش آموزان با اختلال انفجاری متناوب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۶ زمستان ۱۴۰۳شماره ۴
148 - 159
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش اثربخشی آموزش تنظیم هیجان بر تحمل پریشانی و ابرازگری هیجانی دانش آموزان با اختلال انفجاری متناوب بود. طرح پژوهشی نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه نوجوانان 18-12 ساله مبتلا به اختلال انفجاری متناوب در سال تحصیلی 1402-1403 بود که در مدارس شهر تهران مشغول به تحصیل بودند. حجم نمونه شامل 30 نفر (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه گواه) از جامعه آماری به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و در گروه های گواه و آزمایش جایگماری شدند. برای گروه آزمایشی، آموزش تنظیم هیجان اجرا شد در حالیکه گروه کنترل در لیست انتظار باقی ماندند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه اختلال انفجاری متناوب (کوکارو و همکاران، 2017)، پرسشنامه تحمل پریشانی (سیمونز و گاهر، 2005) و مقیاس ابزار هیجان (پنزا-کلیو و زیمن، 2002) بود. داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و نرم افزار SPSS-27 تحلیل شد. نتایج نشان داد که آموزش تنظیم هیجان بر تحمل پریشانی و ابرازگری هیجانی در مراحل پس آزمون و پیگیری تاثیر معنی دار داشته است. یافته های این پژوهش اطلاعات مفیدی را در ارتباط با آموزش تنظیم هیجان فراهم می کند و روانشناسان و روانپزشکان می توانند برای بهبود تحمل پریشانی و ابرازگری هیجانی دانش آموزان دارای اختلال انفجاری متناوب از این مداخله استفاده نمایند.
مقایسه اثربخشی آموزش تنظیم هیجان و درمان مبتنی بر آرام سازی حالت بر تنظیم شناختی هیجان دانش آموزان با اختلال انفجاری متناوب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۶ تابستان ۱۴۰۳شماره ۲
144 - 154
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش مقایسه اثربخشی آموزش تنظیم هیجان و درمان مبتنی بر آرام سازی حالت بر تنظیم شناختی هیجان دانش آموزان با اختلال انفجاری متناوب بود. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه نوجوانان 18-12 ساله مبتلا به اختلال انفجاری متناوب در سال 1403 بود که در مدارس شهر تهران مشغول به تحصیل بودند. حجم نمونه شامل 45 نفر از جامعه آماری به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و در گرو ه های آزمایش و گواه جایگماری شدند. برای گروه آزمایشی اول آموزش تنظیم هیجان طی 8 جلسه 60 دقیقه ای در طول چهار هفته و برای گروه آزمایشی دوم، درمان مبتنی بر آرام سازی حالت طی 8 جلسه 60 دقیقه ای در طول چهار هفته اجرا شد. در حالی که گروه کنترل آموزشی دریافت نکردند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه اختلال انفجاری متناوب (کوکارو و همکاران، 2017) و سیاهه تنظیم هیجان (شیلدز و سیچتی، 1998) بود. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که آموزش تنظیم هیجان و درمان مبتنی بر آرام سازی حالت بر تنظیم شناختی هیجان دانش آموزان با اختلال انفجاری متناوب تاثیر دارد (05/0p<). همچنین نتایج آزمون تعقیبی نشان داد که بین دو روش درمانی بر تنظیم شناختی هیجان تفاوت معنی داری وجود ندارد (05/0p>). بر اساس یافته های پژوهش روانشناسان و روانپزشکان می توانند برای بهبود تنظیم شناختی هیجان دانش آموزان دارای اختلال انفجاری متناوب از این مداخلات استفاده نمایند.
اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی مبتنی بر رویکرد هنری دیسیپلین محور بر بهبود شایستگی هیجانی-اجتماعی و سازگاری با مدرسه دانش آموزان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش تعیین اثربخشی آموزش مهارت های اجتماعی مبتنی بر رویکرد هنری دیسیپلین محور بر بهبود شایستگی هیجانی-اجتماعی و سازگاری با مدرسه دانش آموزان دوره ابتدایی شهر تهران بود. روش پژوهش با رویکرد کمّی از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. از میان جامعه آماری تعداد 36 دانش آموز 8 تا 12 ساله به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. به منظور همسان سازی آزمودنی ها در گروه ها، ابتدا مهارت های اجتماعی آن ها با پرسش نامه مهارت های اجتماعی سنجیده شد و براساس نتایج حاصله، دانش آموزان در دو گروه آزمایش (18 نفر) و کنترل (18 نفر) به شیوه تصادفی جایگماری شدند. برای جمع آوری داده های پژوهش از پرسش نامه های سازگاری با مدرسه و شایستگی هیجانی اجتماعی استفاده شد. آموزش مهارت های اجتماعی مبتنی بر رویکرد هنری دیسیپلین محور به صورت 21 جلسه 60 دقیقه ای به گروه آزمایش ارائه شد. این برنامه ی هنری براساس اصول هنری و از ترکیب چندین برنامه موجود تهیه و تدوین شده است. نتایج تحلیل های کواریانس چندمتغیری و تک متغیری نشان داد که آموزش مهارت های اجتماعی مبتنی بر رویکرد هنری دیسیپلین محور سبب بهبود شایستگی هیجانی-اجتماعی و ابعاد آن و همچنین سازگاری با مدرسه و خرده مقیاس های آن در دانش آموزان ابتدایی شده است. براساس این رویکرد مفید، به مدیران آموزشی و معلمان پیشنهاد می شود برای افزایش این ویژگی های مثبت در کودکان، آموزش مهارت های اجتماعی با رویکرد هنری دیسیپلین محور را در برنامه درسی خود قرار دهند.
واکاوی مشکلات آموزشی و تربیتی فراگیران مدرسه نوید زندگی (کودکان مبتلا به سرطان شهر بندر عباس)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین رشته ای در آموزش سال ۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
111 - 137
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف واکاوی مشکلات آموزشی و تربیتی در مدرسه نوید زندگی کودکان انجام شد. پژوهش با روش کیفی و پارادایم پدیدارشناسی نظام کدگذاری استقرایی به انجام رسید از مصاحبه ی عمیق و روش تجزیه و تحلیل داده ها روش تحلیل استقرایی بوده است. جامعه شامل معلمان واولیای مدرسه نوید زندگی شهربندرعباس بود که نمونه گیری هدفمند از معلمان و والدین انجام که 25 نفر را شامل شد. برای افزایش اعتبار پژوهش، نتایج تحلیل تعدادی از مصاحبه ها در اختیار چندی از مشارکت گنندگان در پژوهش قرار گرفت و نظرات آنها در جهت اصلاح برخی موارد اعمال شد. همچنین نتایج تحلیل و بررسی پس از اعمال نظر سه نفر از صاحب نظران و خبرگان عرصه آموزش کودکان استثنایی استان، جمع بندی و اصلاحات لازم صورت گرفت. تجزیه و تحلیل اطلاعات نشان داد، کودکان مدرسه نوید زندگی در بخش دانشی با دو مقوله مرکزی ضعف در فرایندها و مهارتهای ذهنی یادگیری و ضعف در خواندن مواجه هستند که مقوله ضعف در فرایندها و مهارتهای ذهنی یادگیری بسامد بالاتری دارد. در بخش نگرشها، مشکلات کودکان چهار مولفه کلیدی ضعف انگیزشی، عدم خودباوری، مشکلات روانشناختی و عدم پذیرش اجتماعی را در بر می گیرد که مقوله ضعف انگیزشی بیشترین بسامد را دارد و در بخش مهارتها چهار مقوله اصلی شامل ناتوانی های فیزیولوژیکی، ضعف مهارت خوانداری و نوشتاری، ضعف در روابط اجتماعی و ناتوانی در برنامه ریزی صحیح در حوزه مهارتی به عنوان مشکلات بخش مهارتی کودکان سرطانی شناسایی شدند.
اهمیت بینش مدرسان تاریخ و اهداف مطالعل تاریخ در تحکیم جایگاه این رشته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین رشته ای در آموزش سال ۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
55 - 76
حوزههای تخصصی:
آموزش تاریخ امروزه جزء لاینفک نظامهای آموزشی در سرتاسر جهان است. ضرورت این امر زمانی بیشتر احساس می شود که دانسته شود تاریخ یک رشته هویت ساز است. ایجاد این هویت نه توسط تاریخ به ماهو تاریخ، بلکه توسط متولیان تاریخ که همان دبیران و استادان این رشتهاند محقق می گردد. دبیران تاریخ و متولیان این رشته در ساخت فرهنگ پویا و انتقال آن به نسل جوان نقش مهم و سازنده ای دارند. حال چگونه می توان از این امر به راحتی چشم پوشی کرد.پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی و تحلیلی و روش جمع آوری کتابخانه ای – میدانی «تجربه زیسته و مطالعاتی پژوهشگران» در صدد پاسخگویی به این سوال است که بینش دبیران و مدرسان تاریخ در ساختار نظام آموزشی کشور و هم چنین اهداف مطالعه این رشته در تحکیم جایگاه آن در دانشگاه ها چه تاثیری دارد؟ بعد از بررسی داده های تاریخی و تجارب شخصی نویسندگان در تدریس تاریخ یافته تحقیق حاضر آن را نشان می دهد هرگونه تغییر و تحول در سیستم آموزشی تاریخ در سطح کشور و قبل از بازنگری در محتوای درسی، محیط آموزشی، تغییر نگرش خانواده و جامعه در ابتدا منوط است بر تغییر بینش و نگرش دبیران و استادان تاریخ. در وهله اول تا زمانی که فلسفه مطالعه تاریخ برای آنان حل نشده باشد هرگونه راهکاری برای روشمند کردن تدریس تاریخ یا تغییر در آن بیهوده است.
نقش برنامه ریزی آموزشی در رفتار صرفه جویی آب دانش آموزان براساس نظریه رفتار برنامه ریزی شده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه ریزی آموزشی دوره ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۵
256 - 274
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی نقش برنامه ریزی آموزشی در میزان صرفه جویی مصرف آب دانش آموزان و عوامل روان شناختی – اجتماعی موثر بر آن با استفاده از نظریه رفتار برنامه ریزی شده است.روش شناسی: پژوهش حاضر با رویکرد کمی و روش پیمایش انجام شده است. واحد تحلیل فرد بوده و جامعه آماری شامل 7242 دانش آموز دختر در مقطع متوسطه اول شهر بابل است. با استفاده از جدول کرجسی و مورگان (1970)، 380 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند و روش نمونه گیری به صورت خوشه ای چندمرحله ای بود. این تحقیق در بهار 1403 در شهر بابل انجام شده است. مدل نظری مورد استفاده، رفتار برنامه ریزی شده است که شامل پنج مؤلفه (نگرش، هنجار، کنترل رفتاری ادراک شده، قصد و رفتار) می باشد. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه ای ساخت یافته است که روایی آن با تحلیل عاملی تأییدی و نظرات متخصصان حوزه علوم اجتماعی و آموزش محیط زیست تأیید و پایایی آن با آزمون آلفا کرونباخ اندازه گیری شده است. تحلیل داده ها و برازش مدل نظری با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS انجام گردید.یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان داد که میانگین رفتار صرفه جویی آب در سطح متوسط قرار دارد. آزمون فرضیه ها حاکی از تأثیرفشار هنجاری والدین بر نگرش دانش آموزان نسبت به آب، هنجار شخصی آنها و کنترل رفتاری ادراک شده مثبت بود. نگرش نسبت به آب بر قصد صرفه جویی در آب تأثیر داشته اما هنجار شخصی دانش آموزان بر آن بی تأثیر بود. قصد صرفه جویی در آب بر رفتار صرفه جویی بی تأثیر بوده، در مقابل کنترل رفتاری ادراک شده بر آن تأثیر مستقیم داشته است.نتیجه گیری و پیشنهادها: فشار هنجاری ناشی از روابط خانوادگی می تواند رفتار صرفه جویی در آب را تقویت یا به تعویق اندازد. همچنین، کنترل رفتار نقش مهمی در رفتار برنامه ریزی شده ایفا می کند و نشان دهنده راحتی انجام یک رفتار خاص از نظر افراد است. برای توسعه سواد محیط زیستی، آموزش باید بر اساس گروه های سنی و اجتماعی تفکیک شود. در مدارس نیز باید به برنامه ریزی آموزشی محیط زیست و غنای فرهنگ محلی مازندران، که پیوندهای عمیقی با طبیعت دارد، توجه بیشتری شود.نوآوری و اصالت: در این پژوهش فشار هنجاری والدین به عنوان یک متغیر جدید در نظریه رفتار برنامه ریزی شده قرار گرفت و مدل نظری جدیدی ساخته شد که طبق آن فشار هنجاری والدین ابتدا روی نگرش، هنجار شخصی و کنترل رفتاری ادراک شده دانش آموزان تأثیر گذاشته است.
طراحی و اعتبار سنجی الگوی برنامه آموزش توسعه ی پایدار در دوره ی ابتدایی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه ریزی آموزشی دوره ۱۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۶
172 - 197
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر طراحی و اعتبارسنجی الگوی برنامه آموزش توسعه پایدار در دوره ابتدایی ایران است.روش شناسی: این پژوهش با طراحی ترکیبی اکتشافی آغاز شد. ابتدا مبانی نظری آموزش برای توسعه پایدار از طریق مرور ادبیات و مصاحبه با کارشناسان یونسکو بررسی شد. سپس با رویکرد کمی، اسناد آموزشی و برنامه های درسی تحلیل شدند. جمعیت پژوهش شامل اسناد، برنامه های درسی و بیست استاد بود که انتخاب شدند. اطلاعات با فرم های تحلیل اسناد و مصاحبه ها جمع آوری و اعتبار فرم ۰.۹۳ به دست آمد. داده ها با تحلیل تم و آمار توصیفی مورد بررسی قرار گرفتند و ضریب اهمیت با روش آنتروپی شانون محاسبه شد.یافته ها: در مرحله اول کیفی پژوهش با بررسی منابع مکتوب و مصاحبه ها، 33 مؤلفه در چهار بعد استخراج شد. در مرحله کمی، تحلیل اسناد بالادستی آموزش و پرورش ایران نشان داد که به هر چهار بعد آموزش برای توسعه پایدار توجه نشده است؛ بیشترین توجه مربوط به بعد اجتماعی و کمترین توجه مربوط به بعد فرهنگی است. هچنین تحلیل کمی برنامه های دوره ابتدایی نشان داد که وضعیت موجود برنامه های دوره ابتدایی ایران از جهت میزان توجه به آموزش برای توسعه پایدار مطلوب نیست.نتیجه گیری و پیشنهادها: در برنامه درسی و آموزشی دوره ابتدایی به مؤلفه های آموزش برای توسعه پایدار توجه اندکی شده است. برخی از مؤلفه های آموزش برای توسعه پایدار همچون مؤلفه ایدز و تربیت جنسی و برابری جنسیت، با بافت و فرهنگ کشور ما تناسب ندارد؛ بنابراین در طراحی برنامه آموزشی مبتنی بر آموزش برای توسعه پایدار باید به فرهنگ و ارزش های کشورمان توجه گردد. الگوی طراحی شده توسط پژوهشگر جهت آموزش برای توسعه پایدار از نظر متخصصان از اعتبار بالایی برخوردار است.نوآوری و اصالت: با توجه به این که الگوی برنامه آموزش توسعه پایدار تاکنون طراحی و اعنبارسنجی نشده، این پژوهش به طراحی و اعتبارسنجی این الگو برای دوره ابتدایی پرداخته است.
شناسایی و تبیین چارچوب قدرت پذیری معلمان در برنامه های درسی در راستای توسعه مفهوم "خودِ معلمی" در محیط آموزشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات آموزشی و آموزشگاهی دوره ۱۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۴۰)
273 - 295
حوزههای تخصصی:
یشینه و اهداف: معلمان نقش مهمی در تحقق اهداف برنامه های درسی دارند و فلسفه آموزشی آنها چارچوب تغییرات پایدار را در نظام آموزشی ترسیم می کند و ماهیت تصمیم گیری های مختلف را تحت تاثیر قرار می دهد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین چارچوب قدرت پذیری معلمان در برنامه های درسی در راستای توسعه مفهوم خودِ معلمی در محیط آموزشگاهی انجام شد. روش ها : رویکرد پژوهش کیفی و از نوع روش تحلیل محتوای استقرایی با تاکید بر خود فهمی پژوهشگر بود. مشارکت کنندگان معلمان شهرستان چایپاره در سال تحصیلی 1402-1401 بودند که 18 نفر از آنان به صورت نمونه گیری هدفمند از نوع مطلوب مورد مطالعه قرار گرفتند. در این راستا مصاحبه های نیمه ساختارمندی از آنها صورت گرفت و نمونه گیری تا اشباع داده ها ادامه یافت. برای اعتبارسنجی یافته ها از روش خود بازبینی محقق و توصیف غنی داده ها و برای تعیین پایایی داده ها از روش بررسی همزمان استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که 6 مولفه فردیت گرایی، اجماع سازی، عمل گرایی، علم گرایی، بوم شناسی و خود انگاره برنامه درسی مضامین اصلی هستند که با 18 مضمون فرعی و 126 مضمون اولیه در جهت گسترش نفوذ معلمان در برنامه های درسی از طریق مفهوم خودِ معلمی تلاش کرده و شرایط را برای انطباق بیش تر با رویکردهای مختلف برنامه درسی فراهم می نمایند. نتیجه گیری: نتایج بیانگر این است که مدارس با فراهم کردن فرصت های آموزشی و مبنا قرار دادن قابلیت های معلمی، زمینه را برای گسترش نفوذ و تاثیر معلمان در برنامه های درسی هموار نماید و آنها را در راستای شکل گیری رویکردهای تصمیم گیری معلم محور به ایجاد هویت معلمی ترغیب کند.
طراحی برنامه درسی علوم دوره ابتدایی برمبنای واقع گرایی استعلایی باسکار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در برنامه درسی سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۳
365 - 394
حوزههای تخصصی:
: این مقاله براساس پژوهشی است که هدف آن، طراحی یک برنامه درسی علوم برای دوره ابتدایی، بر مبنای فلسفه واقع گرایی استعلایی [1] باسکار است. این مطالعه به روش استنتاجی و برمبنای واقع گرایی هستی شناختی، نسبی گرایی معرفت شناختی و عقلانیت داوری به عنوان هسته مرکزی واقع گرایی استعلایی، انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد که اهداف آموزش علوم شامل بهبود تصورات دانش آموزان از ماهیت علم، پرورش تفکر انتقادی، پرورش تفکر خلاق، پرورش مهارت های فرایندی و توجه به فراورده های علم است. در انتخاب محتوا برای این برنامه، قابلیت جرح و تعدیل دانش علمی و اهمیت حقایق علمی، هم زمان درنظر گرفته می شود. در این برنامه، یادگیری فرایند ساخت دانش توسط دانش آموز و مبتنی بر دانش قبلی وی و در تعامل اجتماعی اتفاق می افتد و در دنیای واقعی، معنا می یابد. در این فرایند، معلم نقش تسهیل کننده را دارد. همچنین ارزیابی از آموخته های دانش آموزان فرایندی نظام مند، کل نگر و مکمل یادگیری محسوب می شود. [1] Transcendental Realism