فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۴۱ تا ۵۶۰ مورد از کل ۱۹٬۴۵۵ مورد.
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۴
101 - 125
حوزههای تخصصی:
مدارس دولتی در ایران با توجه به ویژگی های ساختاری و مدیریتی خود، که متأثر از ساختار متمرکز مدیریت آن است، با اصول سازمان یادگیرنده فاصله دارند؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر، ارائه مدل مدیریت مدارس یادگیرنده در مدارس دولتی شهر تهران است. رویکرد پژوهش کیفی و کمّی است. در بخش کیفی، از طریق نمونه گیری هدفمند با 22 نفر از خبرگان وزارت آموزش وپرورش و مدارس شهر تهران تا دستیابی به اشباع نظری مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد و در بخش کمّی نیز از طریق نمونه گیری در دسترس، 351 پرسش نامه بین مدیران مدارس دولتی شهر تهران توزیع شد. تجزیه وتحلیل داده ها در بخش کیفی، برای اکتشاف مدل مدیریت مدارس یادگیرنده با استفاده از تئوری داده بنیاد از طریق نرم افزار مکس کیودا و در بخش کمّی، برای آزمون مدل ارائه شده با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری از طریق نرم افزار اسمارت پی ال اس انجام شد. در بخش کیفی پس از انجام مصاحبه های کیفی و کدگذاری ها، عوامل علّی، زمینه ای، مداخله ای، راهبردها و پیامدهای مدیریت مدارس یادگیرنده مشخص شد. در بخش کمّی نیز نتایج مبیّن معنا داری مدل های اندازه گیری و معادلات ساختاری بود که درنهایت مدل مدیریت مدارس یادگیرنده با 6 بعد اصلی و 17 مقوله فرعی و 221 شاخص تأیید شد. مدیران وزارت آموزش وپرورش و تمامی ذی نفعان مدارس با توجه به عوامل علّی و شرایط زمینه ای و مداخله ای و اتخاذ راهبرد هایی در زمینه توانمندسازی منابع انسانی، توسعه مدیریت دانش و یادگیری، یادگیری تیمی و مشارکتی، شبکه ارتباطات یادگیری و مدرسه خودارزیاب، مسئول و پاسخ گو از مزایای مدیریت مدارس یادگیرنده بهره مند خواهند شد.
اثربخشی درس مبانی کارآفرینی بر توسعه مهارت های نرم دانشجویان مهندسی و علوم پایه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش مهندس ایران سال ۲۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۰۶
99 - 113
حوزههای تخصصی:
دانشگاه ها نقشی مهم در آموزش اصول کارآفرینی و ایجاد پیوند میان صنعت و دانشگاه دارند. پژوهش حاضر تأثیر آموزش درس مبانی کارآفرینی را، به عنوان درسی مهارت محور، بر دانشجویان رشته های مهندسی و علوم پایه بررسی می کند. جامعه آماری پژوهش شامل 110 دانشجوی مهندسی و 70 دانشجوی علوم پایه می شود و پژوهش به روش پیمایشی، با استفاده از ابزار پرسشنامه، اجرا شده است. داده ها ازطریقِ نظرسنجی از دانشجویان مهندسسی و علوم پایه گردآوری و با هدف بررسی اثربخشی درس مبانی کارآفرینی تحلیل شده اند. نتایج نشان می دهند اثربخشی درس مذکور بر تصمیمات دانشجویان با گذر زمان افزایش می یابد و آنان به درک عمیق تری از ضرورت آن دست می یابند. فعالیت های گروهی، کارهای عملی و آزمون های شخصیت شناسی نقشی مهم در این اثربخشی دارند. همچنین آموزش درس مبانی کارآفرینی با سرفصل های طراحی شده، به مثابه درسی مکمل در کنار دروس تخصصی، تأثیری بسزا بر خودآگاهی و تصمیم گیری دانش آموختگان رشته های فنی مهندسی و علوم پایه دارد. یکی از اهداف پژوهش حاضر مقایسه تجربیات و نیازهای آموزشی دانشجویان مهندسی و علوم پایه بوده است تا سیاست های آموزشی بهبود و کیفیت تحصیلات ارتقا یابد.
اقدام پژوهی: ارتقابخشی علاقه و انگیزه دانشجویان رشته عربی به درس صرف؛ با تکیه بر یادگیری اکتشافی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اصلاح شیوه های آموزش و بهبود فرآیند یاددهی و یادگیری، دغدغه همیشگی نظریه پردازان حوزه آموزش و پرورش بوده است؛ به گونه ای که تحقیقات وسیع و دامنه دار یکصد سال اخیر همراه با آزمایش های تجربی، سبب پیدایش نظریه های گوناگونی شده است. به طور کلی، نظریه پردازان امور آموزشی و علوم تربیتی، راهبردها و راهکارهای گوناگونی را برای زدودن کاستی های شیوه های سنتی تدریس، طراحی و پیشنهاد کرده اند که رویکرد یادگیری اکتشافی یکی از آنها است؛ ازاین رو، این جستار بر آن است تا به بررسی تأثیر بهره گیری از روش یادگیری اکتشافی برای ایجاد علاقه و انگیزه در دانشجویان رشته آموزش عربی دانشگاه فرهنگیان، پردیس شهید بهشتی بندرعباس، ورودی سال 1400 در درس صرف بپردازد و راهکارهایی عملی را برای افزایش انگیزه و اشتیاق یادگیری آنها ارائه دهد. با توجه به مشاهده عدم علاقه دانشجویان به درس صرف، اقدام پژوهی به عنوان روشی برای حل این مسأله انتخاب شد. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان ورودی 1400 بود. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه، مصاحبه و مشاهده بود. ابتدا، با استفاده از تکنیکهای مشاهده مستقیم و مصاحبه، بی انگیزگی به عنوان مشکلی رایج در میان دانشجویان این پردیس شناسایی شد. به همین جهت، با مشاهده کاهش علاقه و تعامل دانشجویان با محتوای درسی، برنامه ای شامل استفاده از یادگیری اکتشافی اجرا شد. داده های جمع آوری شده از طریق پرسشنامه های رضایتمندی و مشاهدات کلاسی نشان داد که استفاده از روش یادگیری اکتشافی به بهبود قابل توجهی در انگیزه و علاقه مشارکت دانشجویان در درس صرف منجر شده و فعالیت علمی آنها نیز افزایش یافته است.
سیمیوطیقا الحقول الدلالیة و علاماتها في شعر شاكر العاشور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
إنّ إصلاح الأسالیب التعلیمیه وتحسین مستوى التعلیم والتعلّم، من القضایا التی طالما شغلت حیزّاً کبیراً لدى المهتمّین والمنظّرین فی مجال التعلیم؛ بحیث نشهد العدید من الدراسات الواسعه النطاق والبعیده المدى الّتی تمّ القیام بها على مدى المائه عام الماضیه، إلى جانب ما نلحظه من الاختبارات التجریبیه الّتی أدّت إلى ظهور نظریات مختلفه. وبصوره عامّه، قد عکف علماء التربیه والعلوم التربویه على تصمیم واقتراح استراتیجیات وحلول متعدده للحدّ من النقص الذی یعتری الأسالیب التقلیدیه فی التدریس؛ منها تبنّی أسلوب التعلیم الاستکشافی؛ من هذا المنطلق، تطمح هذه الدراسه إلى دراسه تأثیر الأسلوب الاستکشافی فی خلق الرغبه والاهتمام لدى طلاب فرع اللغه العربیه فی جامعه تأهیل المعلّمین (فرهنکیان)، مجمّع شهید بهشتی الجامعی، بندر عباس (دفعه عام 1400ش) فی تعلّمهم لماده "الصرف"، ویسعى البحث فی نهایه المطاف أن یقدّم حلولاً تطبیقیه لتعزیز رغبه الطلاب واندافعهم نحو التعلّم. ونظراً لملاحظه عدم اهتمام الطلاب بالنسبه إلى ماده "الصرف"، فقد تم اختیار البحث العملی کأسلوب لحل هذه المشکله. وقد اشتمل المجتمع الإحصائی فی الدراسه على کافّه طلاب دفعه عام 1400ش. أمّا أدوات جمع البیانات فقد اشتملت على الاستبیانات والمقابلات والمشاهدات المباشره. فی بادئ ذی بدء ومن خلال استخدام تقنیات المشاهده المباشره والمقابله، تم تحدید "اللامبالاه" کمشکله شائعه بین الطلاب فی هذا المجّمع الجامعی. ولذلک، وبعد ملاحظه قلّه اهتمام الطلاب وتفاعلهم الضیئل مع المحتوى المقرر، تمّ تنفیذ برنامج یتضمن استخدام التعلم الاستکشافی. وأظهرت البیانات التی تم جمعها من خلال استبیانات الرضا ومشاهده الفصول الدراسیه بأنّ توظیف أسلوب التعلّم الاستکشافی أدّى إلى تعزیز من مستوى رغبه الطلاب واهتمامهم بالمشارکه فی ماده النحو، کما زاد نشاطهم العلمی فی الصفّ.
بررسی رابطه تفکر خلاق و یادگیری زایشی و میانجی نقش هوش معنوی در بین دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کازرون
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
93 - 107
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: توجه به ابعاد نوین آموزش عالی و توسعه مهارت های فکری دانشجویان، اهمیت بررسی عواملی چون تفکر خلاق و یادگیری زایشی را دوچندان می سازد. هدف اصلی این پژوهش بررسی رابطه بین تفکر خلاق و یادگیری زایشی و میانجی نقش هوش معنوی در بین دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کازرون بود. روش شناسی پژوهش: پژوهش حاضر، از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی و از نوع همبستگی بوده است. جامعه آماری این پژوهش دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کازرون در سال تحصیلی 1404-1403 به تعداد 3800 نفر بود. برای تعیین حجم نمونه از جدول مورگان استفاده و تعداد 350 نفر بعنوان حجم نمونه انتخاب شد. شیوه نمونه گیری به صورت تصادفی خوشه ای بود. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه پرسشنامه تفکر خلاق تورنس (1990) ، پرسشنامه یادگیری زایشی دهقان (1399) و پرسشنامه هوش معنوی گینگ (2008) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش معادلات ساختاری بر پایه نرم افزارهای SPSS27 و PLS3 استفاده شد. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که تفکر خلاق و یادگیری زایشی با نقش میانجی هوش معنوی در بین دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کازرون رابطه مثبت و معناداری دارد. تفکر خلاق با یادگیری زایشی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کازرون رابطه مثبت و معناداری دارد. تفکر خلاق با هوش معنوی در بین دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کازرون رابطه مثبت معناداری دارد. در نهایت مشخص گردید که هوش معنوی با یادگیری زایشی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد کازرون رابطه مثبت و معناداری دارد. نتیجه گیری: تفکر خلاق به عنوان یکی از عوامل کلیدی یادگیری زایشی نقش مهمی در بهبود فرایندهای یادگیری دانشجویان ایفا می کند. علاوه بر این، هوش معنوی نیز به عنوان یک متغیر میانجی، موجب تقویت رابطه بین تفکر خلاق و یادگیری زایشی می شود و خود نیز به طور مستقیم بر یادگیری زایشی اثر مثبت دارد.
بررسی تأثیر استفاده از شبکه های اجتماعی داخلی وخارجی بر روی هویت ایرانی-اسلامی بانقش واسطه ای باورهای قومی
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
53 - 64
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر استفاده از شبکه های اجتماعی داخلی و خارجی بر هویت ایرانی-اسلامی با نقش واسطه ای باورهای قومی، در میان دانش آموزان دوره متوسطه اول شهر کازرون انجام شده است. روش شناسی پژوهش: این تحقیق ازلحاظ هدف و ماهیت، توصیفی–همبستگی و از نظر روش گردآوری داده ها، در دسته تحقیقات توصیفی–پیمایشی قرار می گیرد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دوره متوسطه اول شهر کازرون به تعداد ۶۷۹۰ نفر بوده است. با استفاده از فرمول کوکران، حجم نمونه ۳۸۱ نفر تعیین شد و نمونه گیری به صورت تصادفی خوشه ای انجام گرفت. ابزار گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای و پرسشنامه استاندارد و محقق ساخته بود.پرسشنامه هویت ایرانی–اسلامی راشدی و همکاران (۱۴۰۰)،پرسشنامه هویت قومی نریمان محمدی (۱۳۹۱)،پرسشنامه شبکه های اجتماعی طراحی شده توسط پژوهشگر مورد استفاده قرار گرفت.روایی محتوایی ابزارها با شاخص های CVR و CVI و تأیید متخصصان تضمین شد و پایایی آن ها با استفاده از آلفای کرونباخ به ترتیب 91٪، 96٪ و 98٪ برآورد گردید. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS نسخه ۲۳ و AMOS نسخه ۲۳ تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که تمامی فرضیه های اصلی و فرعی تأیید شدند و بین متغیرهای مستقل و مؤلفه های آن با متغیر وابسته رابطه معناداری وجود دارد. یافته ها بیانگر آن است که استفاده از شبکه های اجتماعی داخلی و خارجی بر هویت ایرانی و اسلامی دانش آموزان تأثیرگذار است و باورهای قومی نقش میانجی و جهت دهنده در شکل گیری این هویت ایفا می کنند. نتیجه گیری: بر اساس یافته ها، می توان نتیجه گرفت که شبکه های اجتماعی، در کنار کارکردهای مثبت، می توانند تهدیدی برای حفظ هویت ایرانی–اسلامی محسوب شوند. با این حال، تقویت باورهای قومی و ارزش های فرهنگی بومی می تواند به عنوان عاملی بازدارنده در برابر آسیب های فرهنگی فضای مجازی عمل کند. از این رو، برنامه ریزی فرهنگی و آموزشی برای استفاده آگاهانه و هدفمند از شبکه های اجتماعی در میان دانش آموزان ضروری است.
بررسی میزان توجه به ساحت های شش گانه تربیتی در کتاب های درسی علوم تجربی و ریاضیات دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی از دیدگاه اسلام سال ۱۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۹
151 - 174
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر، میزان توجه به ساحت های شش گانه تربیتیِ سند تحول بنیادین آموزش وپرورش در کتاب های درسی علوم تجربی و ریاضی دوره ابتدایی را با استفاده از روش توصیفی ازنوع تجلیل محتوا بررسی کرده ایم و جامعه تحلیلی موردنظر، شامل کتاب های علوم تجربی و ریاضی دوره ابتدایی در سال تحصیلی 1402-1403 بوده است. داده های تحقیق با استفاده از شیوه تحلیلی آنتروپی شانون تحلیل و توصیف شده اند و نتایج حاصل شده نشان می دهد ازمیان کتاب های درسی علوم تجربی شش پایه، بیشترین توجه به ابعاد و مؤلفه های ساحت های شش گانه سند تحول بنیادین آموزش وپرورش در کتاب علوم تجربی سال پنجم با 40/19 درصد و کمترین توجه در کتاب علوم تجربی سال دوم با 85/11 درصد صورت گرفته است؛ همچنین براساس نتایج به دست آمده در کتاب های درسی علوم تجربی دوره ابتدایی، بُعد زیستی و بدنی با 55/32 درصد به بیشترین میزان و بُعد زیبایی شناختی و هنری با 50/7 درصد به کمترین میزان، موردتوجه بوده است. ازبین کتاب های درسی ریاضی شش پایه، بیشترین توجه به ابعاد و مؤلفه های ساحت های شش گانه سند تحول بنیادین آموزش وپرورش در کتاب ریاضی سال ششم با 00/18 درصد و کمترین توجه در کتاب ریاضی سال دوم با 50/15 درصد صورت گرفته؛ همچنین براساس نتایج به دست آمده در کتاب های درسی ریاضی دوره ابتدایی، بُعد علمی و فناوری با 37/36 درصد به بیشترین میزان و بُعد سیاسی و اجتماعی با 37/11 درصد به کمترین میزان، موردتوجه بوده است.
اثربخشی روش تدریس بایبی بر انگیزش تحصیلی و سرزندگی تحصیلی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی روش تدریس بایبی بر انگیزش تحصیلی و سرزندگی تحصیلی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. براین اساس از میان دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی پایه ششم شهر فولادشهر در سال تحصیلی 1401-1400 با روش نمونه گیری در دسترس و لحاظ ملاک های ورود و خروج از پژوهش 30 دانش آموز انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 15نفر) و جایگزین شدند. گروه آزمایش در معرض پنج جلسه آموزش روش تدریس بایبی بر اساس محتوای آموزشی مهدی زاده و همکاران (1396) قرار گرفتند و گروه گواه هیچگونه آموزشی دریافت نکرد. جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه های سرزندگی تحصیلی دهقانی زاده و حسین چاری (1391) و انگیزش تحصیلی هارتر(1980) استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS-25 و روش آماری کواریانس چندمتغیری تحلیل شدند. نتایج تحلیل کواریانس چندمتغیری نشان داد که روش تدریس بایبی سبب بهبود انگیزش تحصیلی و سرزندگی تحصیلی در دانش آموزان شده است (001/0(P<. با توجه به اینکه آموزش راهبردهای مبتنی بر روش تدریس بایبی در سازه ها و رفتارهای تحصیلی دانش آموزان موثر بوده است، پیشنهاد می شود که روان شناسان مدرسه و بعضاً معلمین از این راهبرد برای بهبود فعالیت های یادگیری و تحصیلی در دانش آموزان استفاده نمایند.
بررسی تحلیلی رویکردهای ارتباطی و آموزشی برای دانش آموزان با آسیب شنوایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در تربیت معلمان سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹
119 - 135
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: مقاله حاضر با هدف بررسی طیف رویکردهای ارتباطی معلمان و دانش آموزان با آسیب شنوایی انجام شد. روش ها : به این منظور، مقاله های منتشرشده به زبان انگلیسی و فارسی در پایگاه های اطلاعاتی Scholar Google، Science Direct، Elsevier، EBSCO و Springer برای مقاله های انگلیسی و در پایگاه های اطلاعاتی ISC ، SIDو IranDoc برای مقاله های فارسی به کار گرفته شدند و به روش پدیدار شناسی انجام گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که رویکردهای ارتباطی مبتنی بر تقویت مهارت های زبانی و اجتماعی، با تأثیر مثبت بر کیفیت یادگیری و تعاملات اجتماعی دانش آموزان با آسیب شنوایی همراه است. علاوه بر این، رویکردهای تخصصی مانند استفاده از زبان اشاره و تکنولوژی های نوین، نقش مهمی در بهبود تعاملات روزمره این دانش آموزان دارند. همچنین، این رویکردها به تقویت اعتماد به نفس و خودکارآمدی دانش آموزان در فرآیند یادگیری و توسعه مهارت های ارتباطی آن ها کمک می کنند. به طور کلی، این پژوهش نشان داد که انتخاب رویکرد مناسب باید بر اساس نیازهای خاص دانش آموزان و ویژگی های فردی آن ها انجام گیرد. پیشنهاد می شود که متخصصان آموزش و پرورش با در نظر گرفتن ویژگی های جمعیت شناختی و نیازهای آموزشی هر دانش آموز، از ترکیب مناسبی از این رویکرد ها بهره برداری کنند. این مداخلات به ویژه برای دانش آموزانی که نیاز به حمایت ویژه در مهارت های ارتباطی و زبانی دارند، ضروری است. نتیجه گیری: این پژوهش می تواند به عنوان مبنای علمی برای طراحی و توسعه برنامه های آموزشی و درمانی برای دانش آموزان با آسیب شنوایی و همچنین بهبود تعاملات اجتماعی و ارتباطی آنان با اطرافیان مورد استفاده قرار گیرد.
تبیین پدیدارشناسی چالش های دوران بلوغ دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ورود به دوران بلوغ و تحولات در پی آن برای دانش آموزان کم توان ذهنی که دارای محدودیت هایی در یادگیری هستند، می تواند برای خود و خانواده آنان سخت و طاقت فرسا باشد. هدف از انجام پژوهش حاضر تبیین پدیدارشناسی چالش های دوران بلوغ دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر بود. روش: روش بررسی براساس رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی بود. جامعه آماری شامل تمامی مادران دانش آموزان دخترکم توان ذهنی در مدارس استثنایی در شهر قم بود. نمونه مورد پژوهش شامل 13 نفر از مادران دانش آموزان دختر کم توان ذهنی که با به کارگیری روش نمونه گیری هدفمند و رعایت اصول اشباع نظری انتخاب شدند. داده ها با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته جمع آوری و با روش 7 مرحله ای کلایزی تجزیه وتحلیل شد. یافته ها: نتایج حا کی از استخراج 3 مضمون اصلی و 8 مضمون فرعی بود. مضمون های اصلی عبارت بودند از: چالش فردمحور )مقاومت در برابر تغییرات بلوغ، تغییرات خلقی در دوران بلوغ، تغییرات جسمانی دوران بلوغ، تقید به مسائل مذهبی، استقلال یا وابستگی به والدین(؛ چالش خانواده محور )فرسودگی والدین، نحوه آ گاهی دادن به دانش آموز درخصوص بلوغ(؛ و چالش تحصیلی )اختلال در فرایند درسی( بودند که در پژوهش به تفصیل مورد بررسی قرار گرفتند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج مشخص شد که رسیدگی به مشکلات و چالش های دانش آموزان دختر کم توانی ذهنی و خانواده آنان در دوران بلوغ ضروری می باشد و از این رو ارائه خدمات حمایتی و آموزشی برای آنان می تواند از مشکلاتشان بکاهد.
اثربخشی توان بخشی شناختی مبتنی بر نرم افزار کاپتان لاگ بر بهبود حافظه دیداری-فضایی دانش آموزان با اختلال خواندن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: اختلال خواندن یکی از انواع اختلال های یادگیری خاص است که می تواند با نارسایی در کارکردهای اجرایی بویژه حافظه دیداری-فضایی همراه باشد. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف ارزیابی اثربخشی توان بخشی شناختی مبتنی بر نرم افزار کاپتان لاگ بر بهبود حافظه دیداری-ف ضایی دا نش آموزان با ا ختلال خوا ندن انجام شد. روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری را تمامی دانش آموزان پایه دوم تا پنجم با اختلال خواندن شهر تهران تشکیل می دادند که از بین آنها نمونه ای به حجم 30 نفر با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس شناسایی و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه جایدهی شدند. برای جمع آوری داده ها از نرم افزار سنجش حافظه دیداری-فضایی استفاده شد. گروه آزمایشی برنامه توان بخشی شناختی کاپیتان لاگ را در 15 جلسه 40 دقیقه ای به صورت هفته ایی 2 بار دریا فت کرد ا ما گروه گواه آموزش م عمول خود را در مدر سه ادا مه داد. یافته ها: تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد، برنامه توان بخشی شناختی کاپیتان لاگ تأثیر معناداری در بهبود حافظه دیداری-فضایی گروه آزمایشی داشت ) 05 / .)P>0 نتیجه گیری: بنابراین، می توان نتیجه گیری کرد توان بخشی شناختی مبتنی بر نرم افزار کاپتان لا گ می تواند روش مداخله ای مناسبی در بهبود حافظه دیداری-فضایی این دانش آموزان باشد.
نقش میانجی تاب آوری در رابطه بین سبک های دلبستگی و رضایت از زندگی در مادران دارای فرزند با اختلال یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی تاب آوری در رابطه بین سبک های دلبستگی و رضایت از زندگی در مادران دارای فرزند با اختلال یادگیری بود. روش: روش پژوهش حاضر، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی مادران دارای فرزند با اختلال یادگیری که فرزندانشان تحت آموزش در مرا کز اختلالات یادگیری آموزش وپرورش شهرستان رشت در سال 1402 بودند. 225 نفر به روش نمونه گیری هدفمند و در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل؛ پرسشنامه جمعیت شناختی محقق ساخته، مقیاس سبک های دلبستگی کالینز ) 1996 (، مقیاس رضایت از زندگی داینر و همکاران ) 1985 ( و مقیاس تاب آوری کانر و دیوید سون ) 2003 ( بود. داده ها با استفاده از روش همبستگی پیرسون، مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزارهای SPSS-27 و AMOS-24 مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: رابطه معنا داری بین 4 متغیر سبک ایمن، سبک اجتنابی، سبک اضطرابی/ دوسوگرا و تاب آوری با متغیر وابسته رضایت از زندگی مشاهده شد ) 05 / p>0 (. نقش میانجی تاب آوری در رابطه سبک دلبستگی اجتنابی و رضایت از زندگی و در رابطه سبک دلبستگی اضطرابی/ دوسوگرا و رضایت از زندگی تأیید شد ) 05 / p>0 (؛ میانجی تاب آوری در رابطه سبک دلبستگی ایمن و رضایت از زندگی تأیید نشد ) 05 / p<0 (. متغیرهای مستقل و میانجی توانستند 59 درصد از واریانس رضایت از زندگی را تبیین کنند. نتیجه گیری: متخصصان می توانند با بهره مندی از توانائی تاب آوری در درمان مادران با سبک های دلبستگی ناایمن که دارای فرزند با اختلال یادگیری هستند، گام مهمی در جهت اصلاح و افزایش رضایت از زندگی آنان بردارند.
آزمون مدل ساختاری عمر ازدواج و ادراک حمایت اجتماعی با انسجام خود مادران کودکان معلول جسمی حرکتی شهر سبزوار: نقش میانجی باورهای مذهبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی گرانه باورهای مذهبی در رابطه عمر ازدواج و حمایت اجتماعی با ان سجام خود در مادران دارای کودک معلول ج سمی حرکتی انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش، شامل تمامی مادران دارای کودک معلول جسمی حرکتی در تیرماه 1401 بود که از بین آنها 200 نفر به عنوان نمونه پژوهش به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، فرم کوتاه پرسشنامه انسجام آنتونووسکی ) 1993 (، مقیاس حمایت اجتماعی ادراک شده زیمت، دالم، زیمت و فارلی ) 1988 (، مقیاس باورهای مذهبی خدایاری فرد، فقیهی، غباری بناب، شکوهی یکتا و به پژوه ) 1388 ( و اطلاعات جمعیت شناختی عمر ازدواج بود. نتایج: نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که مؤلفه های حمایت اجتماعی با انسجام خود رابطه معنا داری دارند p-value>0/05( (؛ ولیکن رابطه عمر ازدواج با انسجام خود مادران کودکان معلول معنا دار نبود ) 05 / p-value<0 (؛ نتایج آزمون معادلات ساختاری نشان داد، باورهای مذهبی در رابطه حمایت اجتماعی با انسجام خود نقش میانجی گرانه دارد p-value>0/01( (؛ ولیکن باورهای مذهبی در رابطه عمر ازدواج با انسجام خود نقش میانجی گرانه ندارد ) 05 / .)p-value<0 نتیجه گیری: با استفاده از نتایج پژوهش حاضر اینگونه نتیجه گیری می شود که استفاده از رویکردهای درمانی همچون معنویت درما نی، باور های مذه بی مادران را تقو یت و به بود بخش یده و در نها یت ان سجام خود آ نان ن یز به بود می یا بد.
نگاشت-نهاد آموزش عالی با رویکرد بین المللی شدن در نظام علم و فناوری ایران (وضعیت موجود)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه ریزی آموزشی دوره ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۷
113 - 145
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل و نقشه راه و نگاشت-نهاد آموزش عالی با رویکرد بین المللی شدن در نظام علم و فناوری ایران در وضعیت موجود انجام شده است. روش شناسی: پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر چگونگی به دست آوری اطلاعات از نوع مطالعه موردی است. مشارکت کنندگان شامل 15 نفر از صاحب نظران و استادان و پژوهشگران حوزه آموزش عالی می باشند که به روش هدفمند نمونه گیری و سپس به صورت نیمه ساختاریافته مصاحبه شده اند. داده ها به کمک نرم افزار MAXQDA v2020 کدگذاری شده است. یافته ها: یافته ها نشان داد که مهم ترین نهادهای تأثیرگذار بر بین المللی سازی آموزش عالی 5 دسته یعنی نهادهای سیاست گذار کلان ، نهادهای واسطه پیاده سازی سیاست ها، نهادهای اجرایی ، نهادهای سیاست گذار اجرایی و نهادهای سیاست گذار می باشند. همچنین مهم ترین کارکردهای این نهادها در جهت بین المللی سازی آموزش عالی شامل کارکردهای سیاست گذاری، تنظیم گری، تسهیل گری، ارائه دهنده خدمات می باشد. نتیجه گیری و پیشنهادها: پژوهش نشان داد که نظام آموزش عالی ایران دارای ظرفیت های بالقوه قابل توجهی برای بین المللی شدن است؛ اما این ظرفیت ها به دلیل پراکندگی وظایف، نبود هماهنگی نهادی، ضعف در تنظیم گری و کم توجهی به نقش کلیدی دانشگاه ها و ساختارهای علمی بین المللی به فعلیت نرسیده اند. همچنین مشخص شد که اقدامات صورت گرفته عمدتاً نمادین، محدود به امضای تفاهم نامه و برگزاری کنفرانس بوده و با الزامات یک دانشگاه بین المللی فاصله دارد. طراحی نگاشت نهادی می تواند به عنوان ابزاری استراتژیک برای شناخت بازیگران، تعیین نقش آن ها، رفع موازی کاری و ایجاد هماهنگی نهادی عمل کند و مسیر سیاست گذاری هدفمند و اثربخش را هموار سازد. نوآوری و اصالت: این مقاله با رویکردی نو تلاش دارد مهمترین نهادهای تاثیرگذار بر بین المللی سازی آموزش عالی ایران در وضعیت موجود را شناسایی و آنها را دسته بندی نماید.
واکاوی جنبه های کاهشی و افزایشی استفاده چت بات های هوش مصنوعی و کاربرد چندگانه آن ها در آموزش عالی با رویکرد پساپدیدارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه ریزی آموزشی دوره ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۷
211 - 236
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه هوش مصنوعی نقش مهمی در آموزش عالی ایفا می کند. هدف این پژوهش بررسی تجارب دانشجویان در استفاده از چت بات های هوش مصنوعی است و تلاش می کند تا درک بهتری از نحوه شکل گیری این تجارب و تاثیرات آن بر فرایند یادگیری و تعاملات آموزشی ارائه دهد. روش شناسی: طرح پژوهش کیفی از نوع پساپدیدارشناسی و روش نمونه گیری هدفمند از نوع معیار بود. پس از مصاحبه با 15 دانشجو، مصاحبه با اشیاء و مشاهدات پژوهشگران، داده ها بر اساس مفاهیم پساپدیدارشناسی (وساطت فناورانه، کاربرد های چندگانه فناوری و روابط چهارگانه) و با استفاده از روش تحلیل مضمون و نرم افزار MAXQDA2020 تحلیل شد. یافته ها: از منظر ساختارهای افزایشی، چت بات های هوش مصنوعی سبب صرفه جویی در زمان، بهبود کیفیت نوشته ها، کاهش هزینه ها، دریافت پاسخ های فوری و بازخورد سریع شده اند. در مقابل ساختارهای کاهشی شامل ارجاع به منابع غیرواقعی، گنجاندن مطالب نادرست در متون و انجام نادرست مقالات، تضعیف اصالت نوشته ها، کاهش مسئولیت پذیری، کم شدن تعاملات انسانی، تنبلی و افت تفکر انتقادی بود. همچنین بر اساس یافته ها، روابط مختلفی نظیر غیریت و تجسد بین دانشجویان و چت بات های هوش مصنوعی شکل می گیرد. نتیجه گیری و پیشنهادها: چت بات ها جنبه های افزایشی مفیدی برای آموزش عالی به ارمغان آورده اند. با این حال، اساتید و دانشجویان باید به جنبه های منفی و محدودیت های آن توجه کنند تا بتوانند به شیوه ای مؤثرتر از این فناوری در فرآیند آموزش و یادگیری بهره برداری کنند. نوآوری و اصالت: برای نخستین بار تجربه زیسته دانشجویان از چت بات های هوش مصنوعی با استفاده از رویکرد پساپدیدارشناسی تحلیل می شود و هم زمان دلالت های این تجربه بر مؤلفه های برنامه ریزی آموزشی نیز استخراج می گردد.
تحقق عدالت آموزشی از طریق یادگیری ترکیبی: مرور تحلیلی فرصت ها، چالش ها و راهکارها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه ریزی آموزشی دوره ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۷
237 - 260
حوزههای تخصصی:
هدف: با گسترش فناوری های آموزشی، یادگیری ترکیبی به عنوان یکی از رویکردهای نوین در آموزش و به عنوان ابزاری برای تحقق عدالت آموزشی در سطوح ملی و جهانی، ظرفیت هایی را برای بهبود کیفیت و دسترسی به فرصت های برابر یادگیری فراهم نموده است. در همین راستا پژوهش حاضر با هدف بررسی فرصت ها، چالش ها و راهکارهای یادگیری ترکیبی به منظور نیل به عدالت آموزشی انجام شده است.
ر وش شناسی: پژوهش حاضر به روش مروری از نوع روایتی - تحلیلی انجام شده است. داده ها از طریق جستجوی نظام مند کلیدواژه های مرتبط در پایگاه های علمی داخلی و خارجی گردآوری شد. پس از بررسی بیش از پنجاه منبع، بیست و چهار منبع کلیدی بر اساس معیارهایی چون تازگی، اعتبار علمی و ارتباط مستقیم با موضوع انتخاب شد. یافته ها بر اساس سه پرسش اصلی پژوهش (فرصت ها، چالش ها و راهکارها) دسته بندی و تحلیل شدند و جمع بندی آن ها چارچوبی منسجم برای تبیین نقش یادگیری ترکیبی در تحقق عدالت آموزشی ارائه می دهد
یافته ها: این مطالعه نشان داد که یادگیری ترکیبی از طریق افزایش کیفیت، انعطاف پذیری، دسترسی گسترده به منابع، و امکان شخصی سازی آموزش، ظرفیت قابل توجهی برای ارتقای عدالت آموزشی دارد؛ اما چالش هایی نظیر نابرابری زیرساخت ها، شکاف دیجیتال، و کمبود مهارت های فناورانه در میان معلمان و دانش آموزان، اجرای مؤثر آن را با محدودیت هایی مواجه می سازد.
نتیجه گیری و پیشنهادها: در این راستا، نتایج پژوهش نشان می دهد که راهکارهایی همچون توسعه زیرساخت های فناورانه، توانمندسازی معلمان و خانواده ها از طریق آموزش و حمایت فناورانه و تربیتی، توجه به تفاوت های فردی، فرهنگی و جغرافیایی و طراحی انعطاف پذیر آموزشی با امکان شخصی سازی فرایند یادگیری مؤلفه های کلیدی برای تحقق عدالت آموزشی در بستر یادگیری ترکیبی هستند. پیشنهاد می شود که مطالعات آینده به بررسی تأثیر هر یک از راهکارها بر عدالت آموزشی تمرکز کنند.
نوآوری و اصالت: این پژوهش با تحلیل فرصت ها، چالش ها و راهبردهای یادگیری ترکیبی، در راستای تحقق عدالت آموزشی به درک جامع تری از آن کمک می کند و سهم جدیدی در ادبیات در حال تکامل در مورد این شیوه آموزشی متحول کننده دارد.
چالش های زبانی- فلسفی در نام گذاری حوزه مطالعاتی مدیریت
حوزههای تخصصی:
نام یک علم، تنها یک برچسب شناسایی نیست، بلکه یک عمل گفتمانی پیچیده و یک بیانیه هستی شناختی است که هویت، مشروعیت، دامنه شمول، و جایگاه آن را در منظومه معرفت بشری صورتبندی می کند. این جستار با رویکردی واکاوانه و با بهره گیری از چارچوب هایی از فلسفه تحلیلی زبان، به کندوکاو در چالش های زبانیِ بنیادین در نام گذاری حوزه «مدیریت» می پردازد. هدف آن است تا نشان داده شود چگونه انتخاب به ظاهر ساده و عاری از بار فلسفی عنوانی چون "Management"، یا " Administration"، خود محصول هزارتوی پیچیده از جبر تاریخ، عمل گرایی تکنوکراتیک، کشمکش های معرفت شناختی، و بازی های قدرت است. مقاله حاضر استدلال می کند که این نام گذاری، فارغ از هرگونه قضاوت ارزشی، نه یک اتفاق ساده، بلکه عاملی فعال و شکل دهنده در تعیین مرزها، ماهیت ظاهرا بینارشته ای، و بحران مشروعیت دائمی این رشته بوده است. این مقاله با بررسی فرضیه های رقیب، واکاوی ذهنیت بازیگران کلیدی، و طرح نام های آلترناتیو به مثابه اندیشه آزمایی، در پی تبیین این گزاره است که "چگونه «نامیدن»، خود شکلی از «فهمیدن» و «ساختن» واقعیت یک حوزه دانش است".
بررسی تأثیر آموزش مبتنی بر موبایل مهارت های برقراری ارتباط مؤثر بر تاب آوری، استرس ادراک شده و عملکرد دانشجویان تکنولوژی اتاق عمل(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مهارت های برقراری ارتباط مؤثر برای زندگی انسان ها بسیار حیاتی است و یک راه بهبود آن آموزش می باشد. هدف از این پژوهش بررسی تأثیر آموزش مبتنی بر موبایل مهارت های برقراری ارتباط مؤثر بر تاب آوری، استرس ادراک شده و عملکرد دانشجویان تکنولوژی اتاق عمل دانشگاه علوم پزشکی ایران می باشد. روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه تجربی از نوع طرح پیش آزمون-پس آزمون است که برروی 89 نفر از دانشجویان کارشناسی تکنولوژی اتاق عمل دانشگاه علوم پزشکی ایران در سال 1401 انجام شد. پس از نمونه گیری به روش سرشماری آموزش مهارت های برقراری ارتباط مؤثر به صورت مبتنی بر موبایل ارائه شد. پرسشنامه های استاندارد قبل و بعد از مداخله توسط نمونه ها تکمیل شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های آماری و نرم افزار SPSS نسخه 22 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد تاب آوری دانشجویان در زیرمولفه های اعتماد به غرایز فردی و تحمل عاطفه منفی (001/0>P) و کنترل (026/0=P) و عملکرد آنها در زیرمولفه های گوش دادن (001/0>P)، تنظیم عواطف (041/0=P) و بینش در ارتباط (001/0=P) بعد از آموزش افزایش معنی داری داشت اما بین استرس ادراک شده دانشجویان قبل و بعد از آموزش اختلاف معنی دار آماری وجود نداشت (931/0=P). همچنین در میان متغیرهای دموگرافیک، بین متغیر جنسیت با تاب آوری (041/0=P)، استرس ادراک شده (045/0=P) و عملکرد (021/0=P) ارتباط آماری معنی داری وجود داشت. نتیجه گیری: نتایج نشان داد آموزش مبتنی بر موبایل مهارت های برقراری ارتباط مؤثر بر چندین زیرمولفه از تاب آوری و عملکرد دانشجویان تکنولوژی اتاق عمل مؤثر بود اما این آموزش برروی استرس ادراک شده دانشجویان تأثیری نداشت.
بررسی فراوانی انواع مختلف سبک های یادگیری در دانشجویان رشته ی پزشکی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : داﻧﺸﺠﻮیﺎن رﺷﺘﻪ ﭘﺰﺷکی ﺑﺎ ﺣﺠﻢ زیﺎد و ﮔﺴﺘﺮده ﻣﻄﺎﻟﺐ ﻋﻠﻤی روﺑﺮو ﻫﺴﺘﻨﺪ که اتخاذ روشی صحیح و پیشرفته برای آموزش بهتر و مؤثرتر آنها شایان توجه است. هدف از انجام این مطالعه بررسی فراوانی انواع مختلف سبک های یادگیری در دانشجویان رشته ی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی همدان بود. مواد و روش ها: در این مطالعه مقطعی 385 نفر از دانشجویان پزشکی در دانشگاه علوم پزشکی همدان در سال 1400-1401 علاوه بر مشخصات دموگرافیک، تحصیلی پرسشنامه ی سبک یادگیری کلب Kollb را تکمیل نمودند. یافته ها: بیشترین فراوانی سبک یادگیری مربوط به سبک همگرا (1/55%) و کمترین مربوط به سبک تطبیق یابنده (4/9%) بود. سبک واگرا و جذب کننده در دانشجویان دختر و سبک تطبیق یابنده و همگرا در دانشجویان پسر بیشتر بود. بین سبک های یادگیری با سن و جنس و مقطع تحصیلی دانشجویان رابطه معناداری مشاهده شد (P<0.05). سبک یادگیری با وضعیت تحصیلی دانشجویان ارتباط معناداری نشان داد هم چنین بین مقطع تحصیلی دانشجویان و همخوانی سبک یادگیری دانشجویان با سبک تدریس اساتید رابطه معناداری مشاهده شد. حدود یک سوم دانشجویان آگاهی کم و یا خیلی کمی از سبک های یادگیری داشتند و نیمی از دانشجویان بیان داشتند که سبک تدریس اساتید با سبک یادگیری آن ها همخوانی کم یا خیلی کم دارد. نتیجه گیری: میزان آگاهی دانشجویان در مورد سبک های یادگیری پایین و هم خوانی تطابق سبک تدریس اساتید با سبک یادگیری دانشجویان اندک هست
مقایسه میزان اثربخشی آموزش بیمارتوسط پرستار از دیدگاه بیماران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: آموزش به بیمار با هدف تاثیر بر رفتارهای سلامتی بیمار انجام می شود، لذا سنجش اثربخشی آموزش ها یک ضرورت است. هدف از انجام این پژوهش، مقایسه میزان اثربخشی آموزش بیمار توسط پرستاران از دیدگاه بیماران بستری بود. روش ها: مطالعه حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی است که 422 بیمار بستری در بیمارستان علی ابن ابیطالب (ع) شهر زاهدان در سال 1402، در پژوهش شرکت نمودند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی و پرسشنامه استاندارد ارزیابی اثربخشی آموزش پرستار به بیمار بود که نسبت روایی محتوا 99/0 و شاخص روایی محتوا 80/0 محاسبه شد. . پایایی ابزار از طریق ضریب آلفای کرونباخ 91/0 گزارش گردید. داده ها جمع آوری شده و در نرم افزار افزار آماری SPSS26 تحلیل شدند و از آزمون های آماری کای اسکوئر و آنالیزواریانس استفاده شد. یافته ها: میانگین نمره کلی اثربخشی آموزش پرستار به بیمار 85/4 ±44/13بود که باتوجه به آزمون آماری تحلیل واریانس یک طرفه میانگین نمره اثربخشی کلی در بخش های مختلف بایکدیگر تفاوت معناداری داشت(P=0.001) . یشترین نمره میانگین به بخش سوختگی ( 98/4 ± 61/15) و کمترین نمره میانگین به بخش داخلی (34/5 ± 33/12) تعلق داشت (P=0.000 ). نتیجه گیری: نتایج نشان داد کمترین میانگین نمره اثربخشی آموزش ها در بخش داخلی و بیشترین میانگین نمره اثربخشی در بخش سوختگی بوده است.در نهایت عملکرد پرستاران در ارائه آموزش اثر بخش به بیماران مطلوب است، اما نیاز به ارتقاء سطح معلومات حرفه ای خصوصا در حیطه داروها می باشد چرا که بیشترین نیاز بیماران به چگونگی استفاده از داروها در زمان ترخیص می باشد.