فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۸۱ تا ۵۰۰ مورد از کل ۱۹٬۵۳۸ مورد.
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۶۱
۱۹۶-۱۸۱
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، بررسی جایگاه گفت وشنود میان- فرهنگی در اندیشه های انتقادی پائولو فریره و ارائه دلالتهای تربیتی آن برای بهبود و توسعه نظام آموزشی کشور است. روش به کار رفته در این پژوهش روش تحلیلی - استنتاجی است و برای گردآوری داده های پیرامون مقوله گفت وشنود میان- فرهنگی از همه نظرات و اندیشه های فریره استفاده شده است. تحلیل و بررسیهایی که از مبانی فلسفی (انسان شناختی، معرفت شناختی و ارزش شناختی) فریره درباره جایگاه گفت وشنود میان- فرهنگی به دست آمده حاکی از آن است که دلالتهای تربیتی فریره بر گفت وشنود یا دیالوگ تأکید دارند. با تأکید بر مبانی انسان شناختی در این پژوهش، اصول تربیتی اعم از خودآگاهی انتقادی، دیگری، آزادی اندیشه، تعامل متواضعانه و درک متقابل فرهنگی استنتاج شده است. فریره با در نظر گرفتن گفت وشنود میان- فرهنگی به مثابه عامل شکست سکوت فرهنگهای حاشیه ای و ستمدیده در اهداف آموزشی، تأکید کرده روی تربیت انسانی فعال و شهروندی آزاد و آینده نگر که مایل به تغییر وضعیت موجود خویش از راه گفت وشنود با دیگر فرهنگهاست. وی با پیشنهاد بهره گیری از روش تدریس بحث و گفت وشنود میان فرهنگهای متفاوت و نیز توصیه به برقراری روابط افقی و ارتباط متقابل مربی با متربیان، محتوا و برنامه درسی را عامل مهم بهبود و پاسخگوی روابط میان- فرهنگی می داند که حل مسئله و گفت وشنود در آن نقشی مهم دارند.
ویژگی های روان سنجی ابزار طرح سنجش اولیه کودکان برای ورود به دبستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندازه گیری تربیتی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۹
121 - 146
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تبیین ویژگی های روان سنجی مقیاس سنجش اولیه کودکان بدو ورود به دبستان صورت پذیرفته است. جامعه آماری پژوهش نو آموزان بدو ورود به دبستان در سطح شهر شیراز می باشد. در راستای انجام این تحقیق 200 دانش آموز اول دبستانی دختر و پسر از چهار ناحیه شیراز که سنجش بدو ورود به دبستان را طی نموده اند به صورت تصادفی(خوشه ای) انتخاب و در دو مرحله به فاصله زمانی سه ماه با آزمون هوشی وکسلر ارزیابی گردیده اند. ابزار گرداوری اطلاعات آزمون هوش وکسلر برای کودکان (WISC-R)و مقیاس سنجش اولیه کودکان بوده است. روش تحقیق پیمایشی و مطالعه شاخص های مختلف اعتبار و روایی است. ضریب همبستگی پیرسون برای مطالعه روایی همگرا ، واگرا و بازآزمایی، آزمون همبستگی پیرسون برای مطالعه قدرت تفکیک ابزارهای سنجش اولیه ، تحلیل افتراقی برای بررسی قدرت تمیز ابزارهای سنج ش اولی ه از شی وه های تحلیل اطلاعات این پژوهش است که با نرم افزار spss نسخه 23 انجام گردیده است. نتایج تحقیق حاکی از رابطه به شدت قوی و معنادار بین ابزار سنجش و آزمون هوشی وکسلر ( 98/0 r=) می باشد، همچنین تحلیل نتایج نشان داد این ابزار از اعتبار کافی، قدرت روایی همگرا و واگرای لازم و قدرت روایی تفکیکی بالایی نیز برخوردار است، که نشان از کفایت بالای ابزار سنجش در غربالگری میزان آمادگی تحصیلی کودکان بدو ورود به دبستان دارد.
اصول برنامه درسی مبتنی بر نظریه پسا انسان گرائی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش بررسی اصول برنامه درسی مبتنی بر نظریه پسا انسان گرائی بود. رویکرد پژوهش فلسفی و روش پژوهش استدلال استنتاجی بود. بر اساس این روش محقق از یک نظریه کلی استفاده می کند و سعی می کند با استفاده از بینش به دست آمده از کلیات به جزئیات و سؤالات پاسخ دهد. در این روش شناخت و نتایج محصول و برخاسته از بحث های قیاسی است. نتایج نشان داد پساانسان گرائی، به عنوان دیدگاهی انتقادی، انسان محوری را به چالش می کشد و بر مرزهای فزاینده بین انسان ها و غیرانسان ها تأکید می کند. مهم ترین تمرکز در پسا انسان گرائی، تغییر تأکید از انسان ها به عنوان مرکز جهان و کاهش عاملیت مطلق آنهاست. این دیدگاه، رویکرد سلسه مراتبی را به چالش می کشد. هم چنین ، نتایج نشان داد از منظر پسا انسان گرائی در برنامه درسی اصولی چون اصل عاملیت مشترک در برنامه درسی ، به رسمیت شناختن بازیگران غیر انسانی در برنامه درسی، برنامه درسی به عنوان یک گفتگوی پیچیده، اصل عدم قطعیت در برنامه درسی، اصل یادگیری چند حسی و محیط یادگیری چند وجهی، اصل توجه به زندگی روزمره، اصل برنامه درسی مبتنی بر فناوری دیجیتال و منابع آموزشی هویت آفرین باید از جایگاه ویژه ای برخوردار باشند.
مقایسه افراد مبتلا به مشکلات بینایی، شنوایی، جسمی-حرکتی و افراد فاقد مشکلات جسمانی از نظر پنج عامل بزرگ شخصیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
140 - 152
حوزههای تخصصی:
هدف و زمینه: هدف پژوهش حاضر مقایسه افراد مبتلا به مشکلات بینایی، شنوایی، جسمی-حرکتی و افراد فاقد مشکلات جسمانی از نظر پنج عامل بزرگ شخصیت در سال 1403 بود. روش پژوهش: این پژوهش به لحاظ هدف از جمله تحقیقات کاربردی است که به لحاظ شیوه کنترل متغیرها یک پژوهش آزمایشی است که به شیوه پس رویدادی (علی مقایسه ای) انجام شد. جامعه آماری کلیه افراد مبتلا به مشکلات بینایی، شنوایی، جسمی-حرکتی و افراد فاقد مشکلات جسمانی به صورت نمونه گیری غیرتصادفی دردسترس روی 32 فرد مبتلا به مشکلات بینایی، 25 فرد مبتلا به مشکلات شنوایی، 32 فرد مبتلا به مشکلات جسمی-حرکتی و 31 فرد گواه سالم انجام گرفت. گروه گواه سالم از نظر سن و جنسیت با سایر گروه ها همتا انتخاب شده بودند. برای تجزیه و تحلیل داده ها در این تحقیق از نرم افزار SPSS نسخه 27 استفاده شد. در این پژوهش سطح معنی داری 05/0 در نظر گرفته شد. یافته ها: نتایج نشان داد که در همه عامل ها به طور کلی گروه ها تفاوت معناداری با هم داشتند. میزان تفاوت های کلی گروهی در عامل ها از بیشترین به کمترین شامل توافق پذیری، تجربه پذیری، وجدان گرایی، روان رنجورخویی و برونگرایی بودند. در مقایسه های زوجی مشخص شد که عموماً گروه مبتلا به مشکلات بینایی بیشترین تفاوت ها را با سایر گروه ها داشت (05/0>p). نتیجه گیری: بنابراین این طور نتیجه گیری می شود که بین افراد مبتلا به مشکلات بینایی، شنوایی، جسمی-حرکتی و افراد فاقد مشکلات جسمانی از نظر پنج عامل بزرگ شخصیت تفاوت وجود دارد.
از تقابل تا ترکیب؛ تحلیل روایت دانشجویان از آموزش حضوری و مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گسترش روزافزون استفاده از اینترنت و رسانه های اجتماعی، نظام آموزشی را دستخوش تحولات بنیادین کرده و مباحث گسترده ای را پیرامون مزایا، معایب و تأثیرات این فناوری ها بر فرایند یادگیری در آموزش عالی، پدید آورده است. پژوهش حاضر باهدف بررسی تقابل میان آموزش حضوری و مجازی و امکان تلفیق این دو شیوه، از بیان تعریفی آموزش حضوری، مجازی و ترکیب این دو، نظریه همگرایی رسانه ها و نظریه کنشگر_ شبکه، بهره گرفته است. این مطالعه با استفاده از روش تحلیل روایت، دیدگاه ها و تجربیات دانشجویان را به عنوان ذینفعان اصلی و کاربران این دو شیوه آموزشی مورد بررسی قرار داده است. نمونه این پژوهش شامل ۱۸ نفر از دانشجویان دانشگاه فرهنگیان شهر سنندج بود که به روش هدفمند و ملاک محور انتخاب شدند. نتایج به دست آمده از مصاحبه نیمه ساخت یافته با تحلیل شش مرحله ای براون و کلارک، پنج مضمون اصلی را آشکار کرد: «رقابت بر سر میدان آموزش»، «غیرانسانی شدن آموزش»، «ارتقای کیفیت بخشی آموزشی»، «شیوع کرونا و گسترش آموزش مجازی» و «ترکیبی شدن آموزش». این یافته ها نشان داد روایت دانشجویان که متأثر از تجربه آن ها در استفاده از رسانه های اجتماعی در یادگیری و آموزش است، متفاوت و گاها متناقض است. آنها بر این باورند که بین دو سبک آموزشی حضوری و مجازی در دانشگاه تقابل و رقابت وجود دارد و شیوع کرونا، به طور قابل توجهی به تقویت جایگاه آموزش مجازی کمک کرده است. در این راستا، برخی از مصاحبه شوندگان با بیان این که روند روزافزون آموزش مجازی و استفاده از رسانه های مجازی، جنبه های انسانی آموزش را تضعیف کرده و این امر آموزش را با چالش مواجه نموده است. لذا، غالب مصاحبه شوندگان با تاکید بر ترکیب و استفاده از هر دو سبک آموزشی، راه حل عبور از چالش ها و مشکلات هردو روش را در آموزشی ترکیبی و چندرسانه ای می دانند.
شناسایی ابعاد و مولفه های مدیریت تنوع فرهنگی در مدارس به منظور ارائه الگوی مناسب(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
آموزش و پرورش متعالی دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۷)
33 - 48
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: در سال های اخیر، هم زمان با افزایش پدیده های مهاجرت و جهانی شدن، مدیریت تنوع فرهنگی در محیط های آموزشی به یکی از چالش ها و اولویت های اصلی نظام های آموزشی تبدیل شده است. این امر به ویژه در راستای تحقق اهداف عدالت آموزشی و ایجاد محیط های یادگیری فراگیر، از جایگاه ویژه ای برخوردار است. مدارس به عنوان نهادهای اجتماعی کلیدی، نقش محوری در پذیرش، بازتابش و مدیریت تنوع فرهنگی ایفا می کنند تا بتوانند به نیازهای آموزشی و اجتماعی دانش آموزان از پیشینه های مختلف پاسخ دهند. روش شناسی پژوهش: پژوهش حاضر با هدف شناسایی ابعاد و مولفه های مدیریت تنوع فرهنگی در مدارس و ارائه الگویی مناسب، با استفاده از روش گراندد تئوری انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 11 مدیر مدرسه دارای تجربه در محیط های آموزشی چندفرهنگی جمع آوری شدند. مشارکت کنندگان به صورت هدفمند و با استفاده از نمونه گیری نظری انتخاب شدند و فرآیند نمونه گیری تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. داده ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA و روش کدگذاری نظری (شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی) تحلیل شدند. یافته ها: مدیریت تنوع فرهنگی در مدارس شامل پنج بعد اصلی است: مشارکت خانواده ها، سیاست های چندفرهنگی، محتواها و روش های آموزشی، ایجاد محیط های فراگیر و کاهش تعارضات فرهنگی. بحث و نتیجه گیری: مشارکت خانواده ها در فرآیند یادگیری، طراحی سیاست های چندفرهنگی که تنوع قومی و مذهبی را در برنامه های درسی بگنجانند، و استفاده از روش های آموزشی متنوع، از جمله عوامل کلیدی در ایجاد محیط های آموزشی فراگیر و عادلانه شناسایی شدند. همچنین، ایجاد فضای صمیمی و احترام به تفاوت های فرهنگی، به تقویت همدلی و مهارت های ارتباطی دانش آموزان کمک می کند.
Effect of Using First Language by Iranian EFL Learners in Task Preparation on their Speaking Accuracy, Fluency, and Complexity(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۲, Spring ۲۰۲۵
55 - 69
حوزههای تخصصی:
The current inquiry aimed at examining the effect of first language by Iranian learners as Foreign Language (EFL) in task preparation on their speaking accuracy, fluency and complexity. For this purpose, 40 Iranian EFL learners with intermediate level were selected based on a placement test, and divided into two equal groups. Then, the speaking fluency, accuracy, and complexity test was administered as the pretest. The treatment lasted for five sessions of 60 minutes. In these sessions, the learners did oral opinion tasks. In the first group, participants were supposed to spend 10 minutes to cooperate with a partner to read a proposed problem, discuss their solutions, and jot down by in a planning sheet. Within 10 minutes, they prepared for the task using only their L1 (Persian) for improving both speaking and writing skills. Following that, the participants were separated in various rooms, and were given two minutes to plan the task in English prior to doing the task. In contrast, the second group completed the planning sheet and prepared the task in English as their second/foreign language. The instruction lasted five sessions. At the final session, the speaking fluency, accuracy, and complexity posttest was conducted. The effects of the task planning conditions were analyzed and compared during and after the task performance. The data were analyzed via ANCOVA. The findings indicated that using L1 by Iranian EFL learners in task preparation significantly affected speaking accuracy, fluency and complexity. Finally, the pedagogical and theoretical implications of the study are provided.
بررسی کاربرد هوش مصنوعی در تربیت معلم: یک مرور نظام مند
حوزههای تخصصی:
مقدمه: ظهور هوش مصنوعی به عنوان نیرویی تحول آفرین، پارادایم های سنتی آموزش را دگرگون ساخته و به ویژه نظام های تربیت معلم را با فرصت ها و چالش های نوین روبه رو کرده است. هدف پژوهش حاضر بررسی تطبیقی کاربرد هوش مصنوعی در ارتقای روش ها و محتوای آموزشی دوره های تربیت معلم است. روش: این پژوهش با رویکرد مرور نظام مند و مبتنی بر دستورالعمل PRISMA انجام شد. پایگاه های اطلاعاتی ScienceDirect، Springer، IEEE و SID برای جست وجوی مقالات منتشرشده بین سال های ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵ مورد استفاده قرار گرفتند. پس از اعمال معیارهای ورود و خروج، ۲۷ مقاله مرتبط انتخاب و تحلیل شدند. یافته ها: تحلیل مطالعات منتخب نشان داد که کاربرد هوش مصنوعی در تربیت معلم در پنج محور اصلی قابل طبقه بندی است: ۱) توسعه سواد هوش مصنوعی و صلاحیت های دیجیتال معلمان، ۲) شخصی سازی یادگیری و بازخورد هوشمند، ۳) استفاده از هوش مصنوعی مولد در تولید محتوا و طراحی تدریس، ۴) ارزیابی عملکرد و شایستگی های تدریس با رویکرد داده محور، و ۵) چالش های اخلاقی و زیرساختی. نتایج تطبیقی نشان داد نظام های آموزشی پیشرو بر شایستگی های انتقادی و اخلاقی تمرکز دارند، در حالی که در کشورهایی مانند ایران توجه بیشتری به ابعاد فناورانه و زیرساختی معطوف است. نتیجه گیری: یافته ها بیانگر ظرفیت بالای هوش مصنوعی در بازآفرینی فرآیند تربیت معلم از طریق آموزش انطباقی، محتوای غنی و ارزیابی های دقیق است. با این حال، تحقق این ظرفیت نیازمند سرمایه گذاری در توسعه سواد هوش مصنوعی، تدوین چارچوب های اخلاقی و ایجاد زیست بوم آموزشی یکپارچه است. این پژوهش بر لزوم گذار از رویکرد ابزاری به رویکردی پداگوژیک و یکپارچه در سیاست گذاری های تربیت معلم تأکید دارد.
مولفه های مدیریت سبز در مدارس
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : نقش مدارس در ساخت آینده جامعه بسیار حیاتی و ارزشمند است و در این راستا مدیریت سبز و سیاست گذاری و برنامه ریزی دوستدار محیط زیست بر اساس رویکرد کاهش اثرات نامطلوب استفاده از انرژی های تجدید ناپذیر و نقش مدیریت منابع انسانی و نظارت برعملکرد آنان در سازمان های آموزشی به دلیل تراکم بالای دانش آموزی راهی در جهت آگاهی بخشی و تعامل اثر بخش و مقابله با تغییرات اقلیمی می باشد ، لذا هدف پژوهش حاضر شناسایی مولفه های مدیریت سبز در مدارس بر اساس مبانی نظری مربوطه می باشد. روش شناسی پژوهش: روش پژوهش در این تحقیق از نوع مروری می باشد.که به مرور پیشینه موجود در موضوع مدیریت سبز و جمع بندی و ارزیابی پرداخته شد..در قدم اول در تمامی پایگاه های نمایه مقالات علمی ، جستجو شد . و سپس خلاصه سازی و ارائه درک روشنی از موضوع علمی ایجاد شد . در گام بعدی ترسیم مدل مفهومی از موضوع موردنظر؛ ترسیم شکاف دانشی؛ ضرورت و چرایی انجام پژوهش ، و در گام آخر تجزیه و تحلیل و نتیجه گیری انجام گردید یافته ها: نتایج پژوهش بر اساس مرور مبانی نظری و ادبیات پژوهش نشان داد که مدیریت سبز در مدارس دارا ی مولفه های سیاست گذاری و برنامه ریزی مبتنی بر حفظ منابع ، سازماندهی ساختار و فرآیندهای سبز ، رهبری متعهد به فرهنگ سازمانی سبز. ارزیابی عملکرد سبز سازمان و مدیریت منابع انسانی سبز می باشد. نتیجه گیری: این پژوهش نشان داد که مولفه های مدیریت سبز در مدارس می تواند در جهت آگاهی بخشی تعامل سازنده در مدارس و ایجاد ساختار دوستدار محیط زیست با طراحی و الگوی مناسب یه کاهش اثرات استفاده از انرژی های تجدید ناپذیر کمک کند.
واکاوی ادراکات و تجارب زیسته معلمان از عوامل موثر بردروغگویی دربین دانش آموزان دروه ابتدایی (یک مطالعه کیفی پدیدارشناسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
21 - 33
حوزههای تخصصی:
زمینه وهدف: هدف از انجام این پژوهش بررسی تجارب معلمان در زمینه عوامل مؤثر بر دروغگویی در بین دانش آموزان دوره ابتدایی بود. روش پژوهش:ازآنجایی که پژوهشگر قصد داشت تجربه زیسته معلمان در زمینه عوامل مؤثر بر درغگویی در بین دانش آموزان ابتدایی را پیدا کند؛ لذا راهبرد پدیدارشناسی انتخاب شد. میدان تحقیق و جامعه موردمطالعه معلمان مدارس شهر میناب بودند. روش نمونه گیری در این پژوهش به شیوه هدفمند و ملاکی انجام شد. از بین معلمان مدارس شهر میناب درمجموع از 14 نفر برای مشارکت دعوت به عمل آمد که 6 نفر آنان معلمان مرد و 8 نفر زن بودند. اصل اشباع نظری برای اتمام نمونه گیری مورداستفاده قرار گرفت. تجارب مشارکت کنندگان در دو الگو ترسیم گردید. یافته ها: یافته های حاصل از مصاحبه با مشارکت کنندگان شامل دو مقوله تبیینی 1- عوامل موثر بر دروغگویی2- راهکارهای لازم برای کاهش دروغگویی درکودکان بود. نتیجه گیری: ارائه راهکارهای لازم جهت کاهش دروغگویی در کودکان از سوی مشارکت کنندگان ارائه گردید.
طراحی الگوی پرورش سواد رایانه ای دانش آموزان مدارس ابتدایی بر اساس نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
46 - 60
حوزههای تخصصی:
پیشینه و هدف: سواد رایانه ای در دنیای مدرن بسیار مهم است و به معنای توانایی استفاده از رایانه ها و فهم مفاهیم مرتبط با آن ها است، همچنین، به عنوان یک مهارت اساسی در اکثر حوزه های شغلی و کاربردی تاثیرگذار است. هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی پرورش سواد رایانه ای دانش آموزان مدارس ابتدایی بر اساس نظریه داده بنیاد است. روش: برای ارائه این الگو و به دست آوردن داده های متناسب با زمینه مورد مطالعه از روش کیفی نظریه برخاسته از داده ها یا داده بنیاد استفاده شد. شرکت کنندگان در پژوهش حاضرکه در استان یزد انجام گرفت، متخصصان دارای مدرک کارشناسی ارشد و دکتری فناوری بودند که تعداد 20 نفر از آن ها به صورت نمونه گیری نظری جهت انجام مصاحبه عمیق انتخاب شدند و مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. بررسی اعتبار و پایایی یافته ها با استفاده از شاخص ثبات و شاخص تکرارپذیری انجام گرفت. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات کیفی از کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد. یافته ها: نتایج بیانگر آن است که 703 گزاره مفهومی اولیه با 66 مقوله فرعی و 27 مقوله اصلی در قالب ابعاد شش گانه مدل پارادایمی شامل: موجبات علّی (خانواده، مدرسه، تعاملات گروهی، معلم، محتوا، امکانات، فرصت یادگیری)، پدیده اصلی (پرورش سواد رایانه ای)، راهبرد (آموزش، نظارت، برنامه ریزی، انگیزش، تکالیف یادگیری، تقویت یادگیری)، شرایط زمینه ای (سواد، شیوه های تدریس، فناوری)، شرایط محیطی (شرایط اقتصادی، شرایط فرهنگی، شرایط اجتماعی، شرایط سیاسی) و پیامدها (جذابیت در یادگیری، استفاده بهینه از منابع، افزایش مهارت، افزایش آگاهی، ایجاد فرصت، خودکارآمدی، تسهیل ارتباطات)، شناسایی شدند. نتیجه گیری: یکپارچه سازی مقوله ها بر مبنای روابط موجود بین آن ها، حول محور پرورش سواد رایانه ای، شکل دهنده مدل پارادایمی است که الگوی پرورش سواد رایانه ای دانش آموزان مدارس ابتدایی را انعکاس می دهد. در نتیجه پرورش این مهارت می تواند به دانش آموزان در کارهای روزمره، تحصیل و حتی مسائل شغلی کمک کند.
تحلیل ساختاری تفسیری هویت حرفه ای اعضای هیات علمی در پساکرونا با تأکید بر تدریس: یک مطالعه آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تحلیل ساختاری تفسیری هویت حرفه ای اعضای هیئت علمی در زمان پساکرونا با تأکید بر تدریس صورت گرفت. این پژوهش با ماهیت عمل گرایی و رویکرد آمیخته از نوع اکتشافی متوالی انجام شد و داده های پژوهش طی دو مرحله (کیفی، کمّی) جمع آوری گردید. در بخش کیفی، نمونه گیری با استفاده از رویکرد هدفمند از نوع روش صاحب نظران کلیدی و معیار «اشباع نظری» با 21 نفر از اعضای هیئت علمی و خبرگان دانشگاهی مصاحبه بدون ساختار انجام گرفت. تحلیل مصاحبه ها با استفاده از روش تحلیل مضمون صورت گرفت. در بخش کمّی به منظور جمع آوری داده ها پرسش نامه تدوین شده در اختیار گروه کانونی متشکل از 10 نفر از اعضای هیئت علمی قرار داده شد. برای تعیین ارتباط بین نشانگرها و دستیابی به الگوی ساختاری - تفسیری آن از روش مدل سازی ساختاری تفسیری استفاده شد. یافته ها حاکی از آن بود که نشانگرهای هویت حرفه ای اعضای هیئت علمی در زمان پساکرونا با تأکید بر تدریس شامل اخلاق حرفه ای، رغبت و تمایل به یادگیری بیشتر، تغییر در باورها و نگرش نسبت به تدریس، به روز بودن، همراهی با فراگیران، حرفه ای گرایی مشارکتی، تغییر و تحول در شیوه های تدریس، حمایت عاطفی و علمی از سایر مدرسان در تدریس آنلاین، خودراهبری در یادگیری، سواد رسانه ای، شبکه سازی و همکاری، حضور فعال در رسانه های جمعی و بهره گیری از آن ها، روابط مربی گری، بهبود روابط اجتماعی، خودباوری و انعطاف پذیری بود. نتایج نشان داد استادان با پذیرش تغییرات و بهره گیری از فرصت های جدید می توانند هویت حرفه ای خود را در مسیر رشد و تطابق با شرایط جهانی تقویت نمایند. در نهایت، ایجاد فضای دوستانه و ارتباطات مثبت بین اعضای هیئت علمی منجر به فضایی خواهد شد که دانشجویان و اعضای هیئت علمی با همدیگر ارتباطات مثبت و احساس تعلق نسبت به محیط دانشگاه داشته باشند.
عاملیت انتقادی - استعلایی روی باسکار و دلالت های آن برای تعلیم و تربیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با روش تحلیلی-استنتاجی، مفهوم عاملیت انتقادی-استعلایی روی باسکار را در چارچوب رئالیسم انتقادی بررسی کرده و دلالت های تربیتی آن را استخراج می کند. باسکار عاملیت انسانی را قصدمند، واقعی و مبتنی بر کنش در تعامل با ساختارهای اجتماعی می داند که عاملان از طریق آن، این ساختارها را بازتولید یا دگرگون می کنند. منظومه فکری او، با تکیه بر هستی شناسی لایه مند، انسان را در چهار سطح وجودی (طبیعت مادی، ساختار اجتماعی، مردم، و شخصیت تجسم یافته) تحلیل می کند و با رویکرد دیالکتیکی (شامل نااین همانی، غیاب، کلیت رابطه ای، عاملیت، و آگاهی بازتابی)، شرایط امکان رهایی و خود-تحقق بخشی را تبیین می کند. برخلاف دیدگاه های مدرنیته که انسان را به سوژه ای منفعل یا عقلانیت ابزاری تقلیل می دهند، باسکار بر ظرفیت انسان برای نقد سلطه و دستیابی به جامعه سعادتمند تأکید دارد. در مقایسه با نظریه های عاملیت-ساختار، مانند ساخت یابی گیدنز، هابیتوس بوردیو، و مرفوژنز آرچر، نظریه باسکار با افزودن ابعاد هستی شناختی و اخلاقی، چارچوبی عمیق تر برای فهم عاملیت ارائه می دهد. دلالت های تربیتی این نظریه شامل اهداف (روشنگری و خود-تحقق بخشی جهانی)، اصول (برانگیختن عاملیت قصدمندانه، پرورش عاملیت انتقادی، شناخت چندلایه ای، عدالت و رهایی بخشی، و شهود خلاق)، و روش ها (شهود خلاقانه و نقد تبیینی) است. آموزش در این دیدگاه، فرایندی دیالکتیکی برای توانمندسازی دانش آموزان به عنوان کنش گرانی خلاق و آگاه است که در بازسازی ساختارهای اجتماعی مشارکت می کنند. با این حال، چالش هایی نظیر تبیین اخلاق فرافرهنگی و توازن میان عاملیت فردی و انسجام اجتماعی، نیازمند توسعه نظریه است. این مطالعه، با تحلیل منظومه فکری باسکار، زمینه ای برای بازاندیشی در فلسفه تربیت فراهم می آورد.
اعتباریابی و بررسی تغییرناپذیری جنسیتی مقیاس رضایت از زندگی ریورساید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندازه گیری تربیتی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۹
147 - 174
حوزههای تخصصی:
در طی بیش از سه دهه، مقیاس رضایت از زندگی (SWLS; Diener et al., 1985) مورد استفاده قرار گرفته است. اما در این مدت تغییراتی در تفسیر رضایت از زندگی ایجاد شده است. هدف از پژوهش حاضر بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس رضایت از زندگی ریورساید (RLSS) در میان دانشجویان بود. در یک طرح اعتباریابی، 210 نفر از دانشجویان مؤسسات غیردولتی شهر مشهد، به صورت در دسترس انتخاب شدند و مقیاس رضایت از زندگی ریورساید (RLSS; Margolis et al., 1985)، مقیاس رضایت از زندگی (SWLS; Diener et al., 1985)، فرم کوتاه مقیاس بهزیستی روان شناختی (Reif, 1989) و مقیاس فشار روانی کسلر (Kessler et al., 2002) را تکمیل کردند. روایی محتوایی، تغییرناپذیری جنسیتی تأییدی، همگرا و واگرا و همچنین همسانی درونی و پایایی مورد بررسی قرار گرفت. شاخص CVR برای کل مقیاس برابر با 87/0 و شاخص CVI برابر با 97/0 به دست آمد. آلفای کرونباخ نیز 88/0 و ضریب دو نیمه کردن اسپیرمن براون برابر با 88/0 بود. روایی عاملی تأییدی در کل نمونه، زنان و مردان، مطلوب بود. ساختار عاملی مقیاس بر حسب جنسیت تغییرناپذیر بود. روایی همگرا و واگرا نیز مطلوب بود (01/0>P). تفاوت سنی معنادار بود و افراد جوان تر رضایت از زندگی بیشتری داشتند. اما بر اساس جنسیت، تاهل، تحصیلات و اشتغال تفاوت معناداری به دست نیامد. به نظر می رسد مقیاس رضایت از زندگی ریورساید (RLSS) از روایی و پایایی مطلوبی در دانشجویان برخوردار بوده و مقیاس مناسبی برای مطالعات آتی است.
شناسایی و بررسی ابعاد و مؤلفه های خود رهبری دانش آموزان دوره دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۹۵
161 - 181
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، شناسایی و بررسی ابعاد و مؤلفه های خودرهبری دانش آموزان دوره دوم متوسطه است. این پژوهش کاربردی است و از روش پژوهشی کیفی با بهره گیری از مطالعه اسنادی و مصاحبه با صاحب نظران انجام شده است. جامعه آماری شامل دو بخش است که در بخش اول، با خبرگان آشنا به این حوزه مصاحبه شده و در بخش دوم اسناد و مدارک علمی بررسی شده اند. این نمونه در بخش کتاب ها و پایان نامه های مرتبط در زمینه خودرهبری (15 مورد)، مقاله های داخلی (29 مورد)، مقاله های خارجی (21 مورد) را بررسی کرده است. در بخش دوم با 16 نفر از خبرگان حوزه مدیریت آموزشی، روان شناسی تربیتی و مدیران ستادی وزارت آموزش و پرورش مصاحبه شده است. برای انتخاب هر دو بخش از روش نمونه گیری هدفمند به منظور رسیدن به اشباع نظری در زمینه مضامین خودرهبری استفاده شد. برای تحلیل داده ها، از شیوه کدگذاری باز، محوری و انتخابی بهره گرفته شد. با توجه به نتایج، 63 مضمون پایه (مؤلفه ها) و 14 مضمون فراگیر (ابعاد) برای ساخت الگوی مفهومی شناسایی شدند. همچنین نتایج نشان داد که مهم ترین ابعاد خودرهبری دانش آموزان دوره دوم متوسطه عبارت اند از: خودمدیریتی، خودتوسعه ای، خودهدایتی، خودآگاهی، خودتنظیمی، خوداصلاحی، خودکارآمدی، خودانگیزشی، خودنفوذی، خودباوری، خودیادگیری و مسئولیت پذیری. شناسایی این مولفه ها به مدیران، سیاست گذاران و مجریان نظام آموزش و پرورش کمک می کند آموزش خودرهبری به طور مؤثرتری برای دانش آموزان پیاده سازی و فرهنگ خودرهبری در آن ها نهادینه شود.
واکاوی عوامل ساختاری مؤثر بر اجرای نوآوری «طرح جهش و کیفیت عدالت آموزشی» در شهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
228 - 257
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : هدف این تحقیق واکاوی عوامل ساختاری مؤثر بر اجرای طرح جهش و کیفیت عدالت آموزشی در شهر اهواز است. روش شناسی پژوهش : به منظور دستیابی به هدف مطالعه، پژوهش کیفی با رویکرد تفسیری بنیادی با 10 مصاحبه ی عمیق با مدیران مدارس دوره ابتدایی شهر اهواز در سال تحصیلی 1403-1402 به روش نمونه گیری هدفمند صورت گرفت و از یک فرایند مصاحبه نیمه ساختارمند براساس پروتکل مشخص، استفاده شد. یافته ها : عناصر ساختاری این طرح نوآورانه در چهار عامل نقش و تعامل بازیگران درونی و بیرونی، عوامل نهادی و زیرساختی استخراج شدند. بر اساس یافته های به دست آمده از مصاحبه ها، نقش و تعامل بازیگران درونی، در سه طبقه «تعامل اثربخش مدیر مدرسه، معاونان و معلمان»، «تأکید بر تقویت روحیه کارگروهی» و «تعامل اثربخش مدرسه با اولیا دانش آموزان» استخراج شد. نقش و تعامل بازیگران بیرونی، در شش طبقه «مراکز مشاوره و اختلالات»، «برنامه درسی پنهان» و «تعامل مدیران مدارس با آموزش عالی و سایر مراکز علمی استان»، «جلسات قطب های آموزشی»، «ارتباط مؤثر مدیر مدرسه با بخش تکنولوژی، سرگروه های آموزشی و معاونت آموزشی استان» و «ارتباط با حوزه علمیه» استخراج شد. عوامل زیرساختی در پنج طبقه «کمبود بودجه و زمان»، «توانمندی مدیر»، «تخصصی و حرفه ای بودن آموزش دانش آموزان دارای اختلالات یادگیری »، «ناآگاهی از اهداف طرح ها» و «اعتدال در مستندسازی» استخراج شد. در نهایت عوامل نهادی مؤثر بر اجرای این طرح در سه طبقه «فرهنگ سازی»، «ناکارآمدی طرح رتبه بندی معلمان» و «انعطاف پذیری و پاسخگویی کمتر مدارس غیرانتفاعی و عملکرد نوآورانه» استخراج شدند. بحث و نتیجه گیری: به طور کلی، می توان نتیجه گرفت که اجرای اثربخش نوآوری آموزشی مورد مطالعه، صرفاً یک امر فنی نیست بلکه پدیده ای پیچیده، چندبعدی و وابسته به بافت است که در گرو تعامل پویای چهار عامل ساختاری به هم پیوسته است: عامل نظام مند بازیگران درونی و بیرونی، تقویت عوامل نهادی، و توسعه زیرساخت های ضروری. غفلت از هر یک از این عوامل، می تواند اجرای طرح را با چالش مواجه سازد. بنابراین، پیشنهاد می شود سیاست گذاران آموزشی، برنامه ریزی خود را بر پایه تقویت این چهار حوزه متمرکز کنند.
اثربخشی آموزش مثبت اندیشی بر خودکارآمدی ریاضی دانش آموزان متوسطه اول شهر بهبهان
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، اثربخشی آموزش مهارت های مثبت اندیشی بر خودکارآمدی ریاضی دانش آموزان بود. پژوهش، ازنظر هدف، کاربردی، ازنظر نوع، شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری، کلیه دانش آموزان متوسطه اول تحصیلی شهر بهبهان در سال تحصیلی 1403-1402 بودند. حجم نمونه با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، 30 دانش آموز (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه کنترل) انتخاب شدند داده ها با استفاده از بسته آموزشی مهارت های مثبت اندیشی برگرفته از کتاب من و اندیشه هایم از مانا چم زاده قنواتی و خودکارآمدی ریاضی مدیلتون و میگلی (1997) گردآوری شد. مداخله گروه آزمایش مدت 8 جلسه به مدت 75 دقیقه بود. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره و تک متغیره استفاده شد. نتایج نشان داد آموزش مثبت اندیشی باعث افزایش خودکارآمدی ریاضی (16/42F=) در دانش آموزان متوسطه اول شهر بهبهان شد. هم چنین آموزش مثبت اندیشی بر مؤلفه پایداری تحصیلی و 80/21F=، مؤلفه خودکارآمدی ریاضی (36/52F=)، مؤلفه درگیری شناختی (10/61F=) دانش آموزان متوسطه اول شهر بهبهان اثر معنادار داشت. نتیجه گیری شد که آموزش مثبت اندیشی دانش آموزان، در افزایش خودکارآمدی ریاضی دانش آموزان مؤثر است (05/0p <).
تحلیل محتوای کتاب های ریاضی پایه های چهارم، پنجم و ششم ابتدایی بر اساس شاخص های خلاقیت گیلفورد
حوزههای تخصصی:
خلاقیت یکی از عوامل مهم در توسعه دانش ریاضی دانش آموزان و مهارت های حل مسئله آنان است. پرورش خلاقیت به ویژه در دوره ابتدایی که پایه ای برای مقاطع تحصیلی بالاتر است اهمیت دارد. یکی از عوامل تسهیل کننده در پرورش خلاقیت دانش آموزان دوره ابتدایی، کتاب های درسی ریاضی هستند. پژوهش حاضر به روش تحلیل محتوا انجام گرفته است و هدف آن بررسی و تحلیل مسائل موجود در تمرین ها، کار در کلاس ها و فعالیت های کتاب های ریاضی پایه های چهارم، پنجم و ششم ابتدایی با توجه به شاخص های خلاقیت گیلفورد است. بررسی مسائل موجود در تمرین ها، کار در کلاس ها و فعالیت ها نشان داد که بیشترین مسائل مطرح شده در این قسمت ها در هرکدام از کتاب ها در حیطه تفکر همگرا بودند و پس از آن حیطه تفکر شناختی قرار داشت. همچنین در همه این کتاب ها کمترین مسائل طرح شده در حیطه تفکر ارزشیاب بود و به حیطه تفکر واگرا هم توجه اندکی صورت گرفته بود. بنابراین کتاب های ریاضی چهارم، پنجم و ششم ابتدایی نمی توانند نقش چندانی در پرورش خلاقیت ایفا کند. پیشنهاد می شود در این کتاب ها به مسائلی که باعث تقویت خلاقیت دانش آموزان می شود توجه بیشتری مبذول گردد.
تاثیر هوش معنوی و تربیت اخلاقی بر عملکرد مدیران خانم مدارس ابتدایی شهرستان دلفان استان لرستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
98 - 109
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: امروزه نقش و اهمیت هوش معنوی و تربیت اخلاقی در زندگی افراد و جوامع بیش از پیش به دست آمده است بر همین اساس پژوهش حاضر با هدف تبیین تاثیر هوش معنوی و تربیت اخلاقی بر عملکرد مدیران خانم مدارس ابتدایی انجام شد. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، و بر مبنای روش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش تمامی مدیران خانم مدارس ابتدایی شهرستان دلفان استان لرستان است که تعداد آنها 48 نفر گزارش شد. به علت کم بودن جامعه پژوهش از روش تمام شماری(سرشماری) همه جامعه به عنوان نمونه انتخاب شدند.ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه هوش معنوی حامید و سیدیکیو(2021)، پرسشنامه تربیت اخلاقی عسکریان بیگدلی و همکاران (۱۳۹۷) و پرسشنامه عملکرد مدیران مصلحی(1391) بود. در پژوهش حاضر روایی صوری پرسشنامه ها توسط استاد راهنما و مشاور و تعدادی از متخصصان تایید شد، همچنین به دلیل استاندارد بودن پرسشنامه ها، به روایی محتوایی آن اعتماد شد. به منظور بررسی پایایی ابزار از ضریب آلفای کرونباخ استفاده و پایایی پرسشنامه های مذبور به ترتیب895/0، 842/0 و 811/0 محاسبه و تایید شد. در روش استنباطی از روش مدل معادلات ساختاری، به منظور بررسی روابط علی بین متغیرهای پژوهش از مدل معادلات ساختاری و تحلیل رگرسیون استفاده شد. یافته ها: بر اساس بر اساس نتایج مشخص شد هوش معنوی بر عملکرد مدیران خانم مدارس ابتدایی تاثیر مثبت و معناداری دارد(β=0.78,p=0.0001)، همچنین تربیت اخلاقی بر عملکرد مدیران خانم مدارس ابتدایی تاثیر مثبت و معناداری دارد(β=0.81,p=0.0001) است. بر اساس نتایج رگرسیون مشخص شد هوش معنوی 27 درصد قابلیت پیش بینی عملکرد مدیران و تربیت اخلاقی 79 درصد قابلیت پیش بینی عملکرد مدیران را دارد. نتیجه گیری: هوش معنوی و تربیت اخلاقی بر عملکرد مدیران خانم مدارس ابتدایی تأثیر دارد.
کیفیت سنجی اجرای طرح ارزیابی گروه آموزشی علوم تربیتی و راه کارهای ارتقای کیفیت آموزش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۷
297 - 324
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف کیفیت سنجی اجرای طرح ارزیابی درونی گروه آموزشی علوم تربیتی دانشگاه فرهنگیان و ارایه راهکارهای جهت ارتقای کیفیت آموزش آن در سال تحصیلی 03- 1402 در دانشگاه فرهنگیان استان کرمانشاه انجام شده است. پژوهش به جهت نوع هدف کاربردی و از لحاظ نوع داده مورد جستجو، از نوع پژوهش های کمی می باشد که با روش پیمایشی از نوع مقطعی انجام ستفاده از نمونه گیری طبقه ای و بر اساس جدول تعیین حجم نمونه کرجسی و مورگان با آلفای (05/.)، 250 دانشجو به عنوازیابی درونی به عوامل اهداف و تشکیلات و راهبردهای یاددهی- یادگیری و پایین امتیاز به عامل امکانات و تجهیزات آموزشی تعلق گرفت. از مجموع شش عامل مورد بررسی، سه عامل تشکیلات ؛ راهبردهای یاددهی- یادگیری و دانشجو معلمان در سطح مطلوب، دو عامل، رشته های تحصیلی و اعضای هیات علمی در وضعیت نسبتاً مطلوب و یک عامل امکانات و تجهیزات در سطح نامطلوب ارزیابی شد.