فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۱۹٬۴۵۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه: ارشادگری یکی از رویکردهای مهم آموزشی است که منجر به رشد و توسعه حرفه ای و فردی در دانشجو می شود. این مطالعه با هدف "پایش ارشادگری استادان دانشکده پرستاری از دیدگاه دانشجویان" انجام شد. روش ها: این مطالعه توصیفی مقطعی در دانشکده پرستاری دانشگاه علوم پزشکی بقیه ا... (عج) در سال 1401 انجام شد. تعداد مشارکت کنندگان 330 نفر شامل دانشجویان مقطع کاردانی رشته فوریت های پزشکی، مقطع کارشناسی رشته پرستاری، مقطع کارشناسی ارشد رشته پرستاری داخلی جراحی و مراقبت ویژه پرستاری و دکتری تخصصی پرستاری پرسشنامه را کامل کردند. روش نمونه گیری تمام شماری بود. از پرسشنامه ارشادگری استاندارد که شامل دو حیطه هدایتی و عاطفی بود، استفاده شد. آزمون های آماری توصیفی و استنباطی تی زوجی و تی مستقل و ANOVA استفاده شد. داده ها با نرم افزار SPSS26 آنالیز شد. یافته ها: میانگین±انحراف معیار نمره کل: 04/16±48/52، میانگین±انحراف معیار حیطه هدایتی: 93/11±99/31 و میانگین±انحراف معیار حیطه عاطفی: 91/4±94/19 بود. نمره حیطه ها و نمره کل در سه شدت ضعیف، متوسط و خوب نشان داد که شدت نمرات حیطه ها و نمره کل در حد، خوب ارزشیابی شد. نتیجه گیری: با وجود این که درصد بالایی از نمره ارشادگری در حد خوب است اما همچنان ارتقای ارشادگری استادان ضروری است و به این مهم باید توجه شود. نظر به اهمیت بالای ارشادگری در زمینه رشد و تعالی دانشجویان، پرداختن به این مهم جزو الزامات همه دانشکده ها بوده و پایش مستمر نحوه انجام آن ضروری است.
طراحی الگوی توسعه و تعمیق جرأت ورزی دانشجویان؛ مورد مطالعه :دانشگاه افسری و تربیت پلیس امام حسن مجتبی(ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندازه گیری تربیتی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۰
57 - 82
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: جرات ورزی یکی از شاخص های مهم شخصیت افراد محسوب می شود و این ویژگی در دانشجویان دانشگاه افسری پلیس به دلیل اینکه زیر بنای تعاملات درون سازمانی و برون سازمانی آینده افسران که به نوعی می تواند زمینه های اقتدار پلیس در جامعه را تشکیل دهد از اهمیت بسزایی برخوردار است که از همین رو هدف پژوهش نیز تدوین الگوی جراتمندی دانشجویان دانشگاه افسری و تربیت پلیس امام حسن مجتبی(ع) می باشد. روش: پژوهش حاضر به لحاظ رویکرد از نوع کیفی بوده و از نوع تحقیقات کاربردی می باشد. جمعیت مورد مطالعه در این پژوهش شامل روانشناسان، نخبگان و مدیران حوزه تعلیم و تربیت فراجا بوده اند. نمونه ها به روش هدفمند(غیرتصادفی) انتخاب شده و جمعیت نمونه از طریق مصاحبه درفرایند بررسی قرار گرفتند که تا اشباع نظری در داده ها مصاحبه ادامه یافت. یافته ها با مشارکت 15 نفر از فرماندهان و مدیران و خبرگان فراجا بدست آمد. در تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمونی کینگ و هاروکز برای تجزیه و تحلیل مصاحبه ها استفاده شده و اعتبار و روایی آن با استفاده از نظرات خبرگان مورد تایید قرار گرفت. یافته ها: مضامین احصا شده در مصاحبه های روانشناسان و نخبگان و مدیران فراجا حاکی از آن بود که دانشجویان دانشگاه افسری پلیس در پنج حوزه شامل: حوزه شخصیتی و روانشناختی، سازمانی، آموزشی، دینی و مذهبی، و حوزه تربیتی نیاز به داشتن ویژگی هایی هستند که آنان را در انجام درست مأموریت های کنونی و آینده شغلی یاری رسان است. این مضامین شامل 121 مضمون به عنوان مضامین پایه الگوی توسعه و تعمیق جرات ورزی دانشجویان بدست آمد. از مجموع مضامین، 11 مضمون به عنوان مضامین سازمان دهنده الگوی توسعه و تحمیق جرات ورزی دانشجویان احصاء شد. همچنین از مجموع مضامین احصاء شده 5 مضمون به عنوان مضامین فراگیر الگوی توسعه و تحمیق جرات ورزی دانشجویان استخراج گردید نتیجه گیری: نتایج پژوهش در بردارنده پنج مضمون فراگیر بعد شخصیتی- روانشناختی، بعد سازمانی، بعد تربیتی، بعد آموزشی و بعد دینی-مذهبی می باشد که نشانگر دستیابی به شاخص های علمی جدیدی در زمینه ارتقاء جراتمندی در دانشجویان افسری و تربیت پلیس امام حسن مجتبی(ع) می باشد.
بازنمایی هویت اسلامی در متون آموزش زبان فارسی: تحلیل محتوایی ابعاد فرهنگی در کتاب های پارسا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان، افزون بر نقش ارتباطی، ابزار انتقال فرهنگ و شکل دهی به هویت است. در فرایند یادگیری یک زبان جدید نیز زبان آموزان با عناصر فرهنگی آن زبان آشنا می شوند و این تعامل فرهنگی به تدریج بر شکل گیری هویت آن ها تأثیر می گذارد. این پژوهش با هدف بررسی بازنمایی هویت اسلامی در مجموعه کتاب های آموزش زبان فارسی«پارسا» در جامعهالمصطفی، به روش تحلیل محتوای کیفی انجام شده است. داده ها با نمونه گیری هدفمند از متون کتاب ها گردآوری و با استفاده از نرم افزار MAXQDA در سه مرحله کدگذاری (باز، محوری و گزینشی) تحلیل شده اند. نتایج نشان می دهد که این کتاب ها هویت اسلامی را در ابعاد فردی، اجتماعی، فرهنگی، علمی و زیست محیطی بازنمایی می کنند. مفاهیمی همچون نماز، صله رحم، پرهیز از اسراف و اهمیت علم، در قالب های آموزشی گوناگون به زبان آموز منتقل می شود. ببراین اساس آموزش زبان فارسی در جامعهالمصطفی فراتر از آموزش صرف زبان، ابزاری برای انتقال هویت اسلامی است. یافته ها می توانند در تدوین و بازنگری منابع آموزشی زبان فارسی مورد بهره برداری قرار گیرند.
تجارب زیسته معلمان از آموزش فراگیر: مفاهیم، موانع و راهکارها
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: آموزش فراگیر از موضوعات چالش برانگیز نظام آموزشی است که هنوز برنامه ایی جامع برای تحقق جامع آن در نظام آموزشی کشور ما وجود ندارد. این مفهوم در بستر ادراکات و تجارب معلمان تفهیم پذیر و قابل اجرا خواهد بود. مطالعه حاضر به هدف تعمیق در دیدگاه و تجارب معلمان در زمینه چیستی و چگونگی اجرای آموزش فراگیر جهت دستیابی به شواهدی از اجرا و توصیفاتی از معانی آن و نیز ارائه راهکارهایی جهت تسهیل در اجرای آن انجام یافت. روش ها : این پژوهش، با رویکردی تفسیری و روش پدیدارشناسی انجام شد. داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختارمند از 12 معلم ابتدایی شهر سنندج که دارای بیش از 15 سال سابقه خدمت بودند به دست آمد و تحلیل شد. حاصل این تحلیل 4 مضمون اصلی و 14 زیر مضمون بود. همچنین با ترکیب همه مضامین، پدیده اصلی به عنوان توصیف نهایی از آموزش فراگیر به دست آمد. یافته ها: مضامین اصلی شامل: 1-آموزش فراگیر به مثابه عدالت آموزشی، 2- تنوع و دوگانگی در عملکرد معلمان نسبت به آموزش فراگیر، 3- موانع ساختاری و نهادی در اجرای آموزش فراگیر و 4- تقویت زیرساخت های انسانی و آموزشی برای تحقق آموزش فراگیر است.
نقش محافظت کننده انعطاف پذیری روان شناختی و خود رهبری با میانجی گری ذهن آگاهی در فرسودگی تحصیلی دانش آموزان کنکوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دانش آموزان کنکوری، در مسیر تحصیلی خود در سال کنکور چالش های متفاوتی را تجربه می کنند. یکی از مهمترین موانع موفقیت آنها که ممکن است با آن مواجه شوند، فرسودگی تحصیلی می باشد. بر این اساس، پژوهش حاضر به دنبال مدل یابی علّی فرسودگی تحصیلی براساس انعطاف پذیری روان شناختی و خودرهبری با میانجی گری ذهن آگاهی در دانش آموزان کنکوری می باشد. برای این منظور از بین 805 دانش آموز کنکوری شهرستان ملکان، 264 نفر باتوجه به جدول مورگان و با روش تصادفی طبقه ای نسبتی انتخاب شدند و پرسش نامه های فرسودگی تحصیلی مسلش(1981)، انعطاف پذیری روان شناختی بن ایتژاک، بلووستین و مور(2014) ، خودرهبری هافتون و نک(2002) و ذهن آگاهی بائر و همکارانش(2006) را تکمیل کردند. داده های به دست آمده با نرم افزار SMORT-PLS و با روش مدل سازی معادلات ساختاری با کمترین مربعات جزئی (PLS) مورد آزمون قرار گرفت. نتایج به دست آمده حاکی از تأثیر مستقیم انعطاف پذیری روان شناختی و خودرهبری بر فرسودگی تحصیلی و هم چنین تأثیر غیرمستقیم آنها از طریق ذهن آگاهی بر فرسودگی تحصیلی بود. با توجه به نتایج به دست آمده می توان با افزایش میزان انعطاف پذیری روان شناختی و خودرهبری دانش آموزان کنکوری از ابتلای آنها به فرسودگی تحصیلی جلوگیری کرد و یا از میزان فرسودگی تحصیلی آنها کاست.
راهبردهای آماری برای عینی سازی اشباع نظری در مطالعات کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندازه گیری تربیتی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۰
143 - 167
حوزههای تخصصی:
حجم نمونه در مطالعات کیفی مرتبط با اشباع نظری است. اشباع نظری به این معناست که پژوهشگر نمونه گیری و جمع آوری داده ها را تا زمانی ادامه دهد که با بینش و مفهومی جدیدی مواجه نشود. اما همواره تعداد مصاحبه ها و ادعای دستیابی یه اشباع موضوعی مناقشه برانگیز بوده است و نمی توان هر ادعای رسیدن به اشباع نظری را درست قلمداد کرد. این موضوع از آن جهت حائز اهمیت است که تعداد مصاحبه های بیشتر از نیاز هزینه و وقت را اتلاف می کند و مصاحبه های کمتر از نیاز روایی پژوهش را از بین می برد. برای رفع این مشکل روش های مختلفی مانند توصیه هایی برمبنای تجربه و حساب هایی سرانگشتی وجود دارد، لیکن علاقه مندی به معیاری عینی تر و متکی به آمار نظر متخصصان را بیش از همه به خود جلب کرده است. در این متن دو رویکرد آماری برای تعیین حجم نمونه مورد بررسی قرار می گیرد. یکی از این روش ها به شکل پسینی و دیگر روش به شکل پیشینی حجم نمونه را در مطالعات کیفی برآورد می کند. این دو روش بررسی و توضیح داده و شده و در نهایت با هم مقایسه خواهند شد.
بازنمایی عوامل و نشانگان روان شناختی موثر در بروز خطاهای ریاضی دانش آموزان ابتدایی
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: مشاهدات میدانی، نتایج آزمون های درون مدرسه ای، آزمون های ملی در درس ریاضی و عملکرد ضعیف دانش آموزان ایرانی در آزمون های بین المللی، نشان می دهد که آموزش و درک ریاضی در دوره ابتدایی با مشکلات متعددی همراه است. به همین دلیل پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل و نشانه های روان شناختی موثر در بروز یا تشدید خطاهای ریاضی دانش آموزان دوره ی دوم ابتدایی انجام شد. روش ها : بدین منظور از روش پدیدارشناسی توصیفی استفاده گردید و داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختار یافته جمع آوردی گردید. مصاحبه شوندگان به روش ملاکی انتخاب شدند و بعد از 23 مصاحبه اشباع داده ها حاصل شد. به منظور افزایش اتکاپذیری، تاییدپذیری، باورپذیری صحت داده ها، از شیوه های «بازبینی در زمان کُدگذاری»، «بهره گیری از نظرات همکاران پژوهشی و تأیید آن ها»، «تبیین جزئیات دقیق فرایند گردآوری و تحلیل داده ها»، «درگیری طولانی مدت»، سه سو سازی و تحلیل موارد منفی استفاده شد. یافته ها: تحلیل داده ها به شناسایی و طبقه بندی سه دسته از عوامل «انگیزشی»، «روانی» و «حافظه ای» منجر گردید و 26 نشانه ی روان شناختی شناسایی شد. نتیجه گیری: بررسی های انجام شده نشان داد دانش آموزان دوره دبستان در یادگیری درس ریاضی با چالش های روان شناختی بسیار زیاد و متنوعی همراه هستند و ادامه این روند می تواند نشاط و پویایی در نظام آموزشی را با آسیب های بسیاری همراه ساخته و تشکیل کارگروهی تخصصی برای جلوگیری از تداوم این تبعات، از ضرورتی انکارناپذیر است.
تجارب زیسته دانشجویان نسبت به برنامه درسی تربیت بدنی و ورزش عمومی: نگاهی به چالش ها و موفقیت ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در برنامه درسی سال ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۵
107 - 136
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تجربیات زیسته دانشجویان دوره کارشناسی در خصوص اجرای برنامه درسی تربیت بدنی و ورزش عمومی بود. این تحقیق در زمره تحقیقات توصیفی از نوع پدیدارشناسی توصیفی قرار می گیرد. شرکت کنندگان در این تحقیق شامل دانشجویان دختر و پسر دوره کارشناسی در دانشگاه شهید مدنی آذربایجان در سال 1404-1403 می باشند که دروس تربیت بدنی عمومی و ورزش 1 را گذرانده بودند. در پژوهش حاضر از نمونه گیری هدفمند ملاک محور استفاده شد و فرآیند مصاحبه و نمونه گیری تا رسیدن به حد اشباع داده ها (تا مشارکت کننده 16) ادامه یافت. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه های نیمه ساختاریافته بود. در این پژوهش برای افزایش اعتماد یا اطمینان پذیری پژوهش از تکنیک ممیز بیرونی استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل یافته ها از روش هفت مرحله ای کلایزی استفاده شد. در بررسی تجربه های دانشجویان پیرامون برنامه های درسی تربیت بدنی و ورزش عمومی 3 تم اصلی و 7 مقوله به دست آمد که با عناوین: 1- عوامل مرتبط با آموزش شامل سه مقوله فرعی (محتوای نامناسب برنامه درسی، عوامل مرتبط با ارزشیابی از عملکرد تحصیلی و عوامل مرتبط با روش ها و فرآیندهای آموزشی)؛2- عوامل انسانی شامل 3 مقوله (عوامل مرتبط با کیفیت تدریس،روابط استاد- دانشجو و عوامل مرتبط با دانشجو) و 3- عوامل مرتبط با زمینه شامل (عوامل مرتبط با شرایط و امکانات آموزشی) نام گذاری شدند. نتایج به دست آمده حاکی از این امر است که اجرای برنامه درسی تربیت بدنی عمومی در دانشگاه شهید مدنی آذربایجان علی رغم داشتن موفقی ها، دارای برخی چالش ها و ضعف ها نیز می باشد که از یافته های به دست آمده می توان برای مواجهه صحیح و منطقی با آن ها استفاده نمود.
تحلیل ادراک و تجارب زیسته معلمان نسبت به چگونگی مدیریت کلاس درس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در برنامه درسی سال ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۵
297 - 321
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به تحلیل ادراکات و تجارب زیسته معلمان ابتدایی نسبت به مدیریت کلاس درس پرداخته است. پارادایم پژوهش کیفی است و روش انجام پژوهش پدیدارانگاری است. جامعه هدف شامل معلمان شهر گرگان و اطلاع رسانان این پژوهش معلمان ابتدایی بودند که در سال 1404- 1403 مشغول به تدریس بودند. روش نمونه گیری هدفمند از نوع ملاک محور انتخاب شده است تا به اشباع نظری برسد. در این پژوهش ابزار گرد آوری داده ها «مصاحبه عمیق نیمه ساختار یافته» بود و با 20 نفر از معلمان ابتدایی مصاحبه به عمل آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تجزیه و تحلیل مضمونی استفاده شد. براساس یافته های پژوهش از درک و تفسیر معلمان از مدیریت کلاس درس 7 مقوله اصلی (مدیریت کلاس به مثابه ایجاد فرصت یادگیری، مهارت معلم بودن، کنترل رفتار دانش آموزان، مدیریت محیط یادگیری و....) و مقوله های فرعی بدست آمد. در سبک های مدیریتی معلمان در کلاس درس به 4 مقوله اصلی (سبک مستبدانه، اقتدارگرایانه، دموکراتیک، آزاد منشانه) و مقوله های فرعی بدست آمد. در مهارت های ارتباطی معلمان با دانش آموزان در محیط مدرسه 6 مقوله اصلی (راهبرد های محیطی، راهبرد های پویا، تسلط بر دانش نظری، ایجاد روابط مثبت، ایجاد مهارت خود راهبری در دانش آموزان و ...) و مقوله فرعی حاصل شد. در چالش های معلمان در برقراری تعامل با دانش آموزان و مدیریت کلاس 6 مقوله اصلی (تعداد زیاد دانش آموزان، دانش آموزان داراری اختلال، چالش های محتوایی و محیطی، عدم توانمندی معلم و مشکلات خانوادگی) و مقوله های فرعی بدست آمد.
طراحی و اعتباریابی مقیاس عوامل موثر در شکل گیری برنامه های درسی پوچ پنهان در دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۶
61 - 86
حوزههای تخصصی:
این مقاله با هدف طراحی و اعتبار یابی مقیاسی در زمینه علل ایجاد برنامه های درسی پوچ پنهان در رشته کارشناسی آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان انجام شد. رویکرد پژوهش که در سال 1400-1401 انجام شد، ترکیبی و با استفاده از طرح اکتشافی متوالی مدل ابزار سازی و طی دوگام بود. در گام اول ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته و درگام دوم پرسشنامه طراحی شده مورد استفاده قرار گرفت. جامعه پژوهش 1526 نومعلم دانش آموخته دانشگاه فرهنگیان در استان خراسان رضوی طی دو سال 1395 و 1400 بودند. نمونه موردنظر در گام اول به روش هدفمند و با معیار اشباع نظری یعنی 33 مصاحبه به پایان رسید. فرایند تجزیه وتحلیل داده های حاصل نیز با روش تحلیل محتوای کیفی انجام شد. نمونه پژوهش در گام دوم 490 نفر از نومعلمان بودند که براساس جدول مورگان و با روش تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. برای تحلیل داده های پرسشنامه نیز از روش تحلیل عاملی مبتنی بر مدل معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها نشان داد که پرسشنامه طراحی شده دارای روایی و پایایی مناسبی هست. همچنین سه مولفه شایستگی ها و صلاحیت های اساتید، ضعف در محتوای آموزشی دروس و سرفصل و ضعف در بودجه بندی زمانی، دارای بیشترین توان پیش بینی در زمینه ایجاد برنامه های درسی پوچ پنهان در دانشگاه فرهنگیان هستند. نتایج بیانگر آن بود که مقیاس طراحی شده در این پژوهش، می تواند ابزار مناسبی برای تعیین میزان عوامل موثر در شکل گیری برنامه های درسی پوچ پنهان در دانشگاه فرهنگیان باشد.
طراحی الگوی خرد سازمانی مدیران مدرسۀ مقطع ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۳
47-68
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی از این پژوهش طراحی الگوی خرد سازمانی مدیران مقطع ابتدایی بوده است. پژوهش به روش کیفی و با استفاده از تحلیل مضمون صورت گرفته است. برای انجام این پژوهش، ابتدا مقالات و پژوهش های صورت گرفته از سال 2000 تا 2022 میلادی بررسی و مطالعه شد. نمونه های مرتبط و هم راستا با خرد سازمانی مدیران 268 پژوهش بود که 28 پژوهش با روش CASP انتخاب شد. داده ها بر اساس روش تحلیل مضمون در نرم افزار ATLASTI تجزیه و تحلیل شد. به منظور سنجش اعتبار یافته های پژوهش از چهار معیار ضریب هولستی، ضریب پی اسکات، شاخص کاپای کوهن و آلفای کرپیندروف برای بررسی قابلیت اعتبار، قابلیت انتقال، قابلیت تأیید و اطمینان پذیری استفاده شد. پس از تحلیل و کدگذاری یافته ها، تعداد 37 مضمون پایه، 13 مضمون سازمان دهنده و 5 مضمون فراگیر شامل رهبری هوشمندانه، هوشمندی حرفه ای، اندیشه نظام مند، ذهنیت راهبردی و تفکر کیفیت گرا به دست آمد. از مؤلفه های به دست آمده نتیجه می گیریم که نظام آموزشی، برای دوام در عرصه رقابت در محیط پیوسته درحال تغییر و پویا و پیچیده، باید ذهنیت نظام مند و برنامه راهبردی داشته باشد و برای رویارویی با تهدیدها و فرصت هایی غیرقابل پیش بینی آماده شود.
Machine or Human?: An Inspection of the Scoring of Writing Essays
حوزههای تخصصی:
Automated Writing Evaluation (AWE) systems are used to evaluate measurable characteristics of written texts, thereby creating a scoring model based on a compilation of essays. While considerable research has focused on the feedback provided by AWE systems, there is a conspicuous absence of studies examining these tools specifically in the Iranian context. Therefore, this research aimed to investigate the consistency of scores obtained from automated systems and human raters. Furthermore, it sought to explore the perceptions of EFL learners regarding the application of AWE in their writing practices. To facilitate this investigation, 30 male and female IELTS students participated, each writing two essays: one selected from topics provided by the AWE system and the other derived from Cambridge Official IELTS past papers. The essays were assessed by both My Access and three human raters. For the topics designated for the AWE system, a significant and robust positive correlation was identified between the ratings assigned by human raters and the machine. A similar significant and strong positive correlation was also found for the second essay, which did not utilize pre-defined topics. The results of two linear regression analyses demonstrated that the scores produced by the machine could significantly predict human scores for both pre-defined and non-pre-defined topics. Additionally, the findings indicated that My Access Home Edition is perceived to significantly enhance students' accuracy and autonomy, although it does not contribute to improved interaction. This study presents important implications for writing instructors and the field of second language education.
شناسایی و واکاوی روش های تدریس مبتنی بر سبک های یادگیری در آموزش علوم پزشکی و ارائه الگوی مناسب(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این مقاله شناسایی و واکاوری روش های تدریس مبتنی بر سبک های یادگیری در آموزش علوم پزشکی و ارائه الگوی مناسب است. روش پژوهش: برای انجام روش انجام پژوهش آمیخته(کیفی-کمی) است. در این پژوهش علاوه بر مطالعه اسنادی، از تکنیک تحلیل مضمون با نرم افزار MAXQDA12 ، برای شناسایی روش های تدریس مبتنی بر سبک های یادگیری استفاده شده است. جامعه آماری در بخش کیفی تمام خبرگان در حوزه آموزش و علوم پزشکی بودند که بعد از انجام مصاحبه 15 اشباع نظری صورت گرفت پس از تحلیل مصاحبه ها و روش های تدریس و مراحل اجرای آنها به عنوان مضامین پایه و سازمان دهنده استخراج و در آخر یکپارچه سازی مضامین انجام شد. یافته ها: یافته ها در بخش کیفی شامل 6روش تدریس و 33 مرحله اجرا برای آنها استخراج گردید. در بخش کمی برای مشخص کردن میزان تاثیر هر روش تدریس از روش معادلات ساختاری با پرسشنامه محقق ساخته در بین 387 نفر از اساتید دانشگاه علوم پزشکی شهر تهران به عنوان نمونه توزیع گردید. بخش کمی نشان داد که از بین روش های تدریس روش چندحسی با ضریب 0.947 بالاترین تاثیر و روش انفرادی با ضریب 0.865کمترین تاثیر را دارد. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که از بین 7 روش شناسایی شده و سبک یادگیری که سبک یادگیری سیستمی است روش چندحسی بالاترین تاثیر را در یادگیری خواهد داشت.
طراحی و تولید اپلیکیشن سبک های یادگیری و اعتبارسنجی آن از دیدگاه کاربران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فناوری های آموزشی در یادگیری دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۷
43 - 59
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر طراحی و تولید اپلیکیشن سبک های یادگیری و اعتبارسنجی آن از دیدگاه کاربران بود. روش اجرای پژوهش دارای دو بخش بود؛ در بخش اول از روش تحقیق توصیفی به شیوه تحقیق و توسعه استفاده گردید، بدین شکل که بر اساس اصول تولید اپلیکیشن های آموزشی، اپلیکیشن سبک های یادگیری تولید و اعتبار و روایی این ابزار توسط متخصصین موردبررسی قرار گرفت. در بخش دوم از روش تحقیق ارزشیابی استفاده شد. جامعه آماری مطالعه در بخش دوم پژوهش شامل کلیه معلمان ابتدایی استان مرکزی در سال تحصیلی 1400-1399 بود که تعداد 30 نفر از آن ها به صورت روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات، اپلیکیشن سبک های یادگیری هانی و مامفورد (1992) و پرسشنامه محقق ساخته اعتبارسنجی اپلیکیشن سبک های یادگیری بود. جهت تحلیل داده های پرسشنامه از آزمون تی تک نمونه ای استفاده شد. نتایج به دست آمده حاکی از آن بود که میانگین در تمامی ابعاد اعتبارسنجی اپلیکیشن سبک های یادگیری به طور معنی داری بالاتر از عدد معیار بود (P<0/01)، به عبارت دیگر اعتبارسنجی معلمان نسبت به اپلیکیشن مثبت و رضایت بخش بود. این اپلیکیشن آموزشی به عنوان یک ابزار مفید می تواند توسط معلمان جهت تشخیص سبک های یادگیری دانش آموزان و به کارگیری روش های آموزش و یادگیری متناسب با آن ها مورداستفاده قرار گیرد.
مقایسه اثربخشی آموزش ریاضی با استفاده از بازی های مجازی و روش های سنتی در مدارس دولتی ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : پژوهش حاضر با هدف مقایسه رویکرد سنتی و بازی مجازی در اثربخشی آموزش ریاضی در مدارس دولتی ابتدایی انجام گرفته است. روش پژوهش : روش تحقیق به کار رفته در این پژوهش، روش نیمه تجربی، از نوع طرح پیش آزمون و پس آزمون، همراه با گروه کنترل بود. جامعه مورد مطالعه، کلیه دانش آموزان مدارس دولتی ابتدایی شهر میاندوآب که در سال تحصیلی 1402 مشغول به تحصیل بودند و نمونه آماری پژوهش، شامل 30 نفر از این دانش آموزان بود که به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل به تعداد برابر قرارگرفتند. گروه ها در چهار جلسه 45 دقیقه ای در مورد مفاهیم اشکال هندسی مورد تیمار قرار گرفتند و گروه آزمایشی از فناوری و بازی مجازی برای یادگیری درس اَشکال هندسی استفاده کردند، در حالی که دانش آموزان گروه کنترل از مواد چاپی سنتی به عنوان بخشی از فرآیند یادگیری استفاده کردند. هر دو گروه آزمون عملکرد تحصیلی (محقق ساخته) را در پیش و پس از تعلیم به عنوان پیش آزمون و پس آزمون کامل کردند. یافته ها : نتایج آزمون t نشان داد که در هر دو گروه با توجه به دانش جدید بدست آمده از اشکال هندسی پس از اتمام تیمار تفاوت آماری معنی داری وجود دارد. هم چنین میانگین نمرات گروه آزمایش 16/55 و میانگین نمرات گروه کنترل 13/8 از 18 بود. بر این اساس نتایج نشان می دهد که نقش بازی های آموزشی مجازی در اثربخشی آموزش در دانش آموزان معنادار است. نتیجه گیری : بر اساس نتایج بدست آمده، استفاده از بازی های آموزشی مجازی می تواند باعث اثربخشی آموزش در دانش آموزان باشد.
Investigating ESP Instructors’ Knowledge of Assessment Literacy Components and Instructional Practices in the Iranian Academic Context(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۳, Summer۲۰۲۵
11-34
حوزههای تخصصی:
In the Iranian academic setting, the current investigation aimed to identify the assessment literacy (AL) components that experienced and novice English for Specific Purposes (ESP) teachers with and without TEFL (teaching English as a foreign language) backgrounds comprehended. We designed an explanatory sequential mixed-methods study, and selected 100 PhD male and female ESP educators from various branches of Islamic Azad University via criterion sampling in order to complete the teacher assessment literacy scale (TALS). The standard deviation as well as mean of the TALS were computed. The mean scores of the TEFL/non-TEFL and novice/experienced teachers on the seven TALS components were then independently compared using two multivariate analyses of variances (MANOVA). After administering the scale to 100 ESP teachers and analyzing the results, 20 of the instructors were chosen via convenience sampling for observation during the study's qualitative phase. Afterwards, the qualitative information was collected through the use of the observation notes. Employing axial/open coding and content analysis of themes, all of the notes were classified and examined. The results showed that in terms of knowledge of assessment literacy components, instructors with TEFL backgrounds understand much better than teachers without TEFL backgrounds. Similarly, the means of all TALS components were greater for inexperienced teachers than for experienced ones. Furthermore, the results of the qualitative phase demonstrated that the novice TEFL teachers performed AL components more effectively than their non-TEFL counterparts as well as the experienced TEFL/non-TEFL instructors.
Relationships Between Test-Taking Strategies, Test Anxiety, and Goal Orientations in EFL Learners(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۳, Summer۲۰۲۵
199 - 214
حوزههای تخصصی:
This study aimed to find the relationship between test-taking strategies, test anxiety, and goal orientations in EFL learners. For this purpose, 150 intermediates Iraqi EFL learners were selected by convenience sampling, and the data was collected using the Test-Taking Strategy Questionnaire, Test Anxiety Inventory, and Achievement Goal Questionnaire. The data were analyzed using multiple regression and the Pearson correlation coefficient. Findings indicated that time and test-wiseness strategies were negatively correlated with test anxiety. Mastery-approach and performance-approach goals were positively correlated with affective strategies; the mastery-avoid goal was negatively correlated with test-wiseness, and the performance-avoid goal was negatively correlated with affective strategies. Finally, performance-avoid and mastery-approach goals were negatively correlated with test anxiety. These results emphasize the understanding of the relationships between test-taking strategies, goal orientations, and test anxiety in academic contexts. By fostering adaptive goal orientations and equipping students with effective test-taking strategies, educators can significantly enhance learners’ testing experiences and reduce anxiety levels.
ترسیم چشم انداز تربیت صلح - محور در دوره دبستان به مدد گفت وگو (دیالوگ)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۶۱
۶۴-۴۹
حوزههای تخصصی:
در مواجهه با مسائل خشونت بار دنیای کنونی که آرامش حیات بشری را به انقیاد کشیده، آموزش صلح به کودکان و تربیت صلح - محور امری حیاتی و ضروری است. از این منظر، «کودکی»، طلایی ترین فرصت دوران رشد برای آموزش صلح است. این پژوهش، با هدف بررسی مبانی فلسفی- تربیتی صلح آموزی به کودکان از طریق دیالوگ (گفت وگو) انجام گرفته است. به این منظور و با بهره گیری از تحلیل محتوای تأملی، تلاش شده تا انگاره هایی از تعلیم و تربیت صلح -محور با هدف کنش مندی کودکان از طریق دیالوگ بازشناسی شوند. مهم ترین یافته های این پژوهش عبارت اند از: دستیابی به صلح، نیازمند دیالوگ است. برای چنین هدفی، کودکان از ظرفیتی مناسب برای آموزش صلح برخوردارند. در واقع، آموزش و آگاهی بر اساس دیالوگ در دوره کودکی، بزرگ ترین گام در جهت ساختن دنیایی بهتر و مبتنی بر صلح و دوری از نفرت و دشمنی در میان افراد اجتماع است. از این رو، خانواده و مدرسه در حکم مهم ترین ارکان تعلیم و تربیت می توانند زمینه آموزشی مناسبی را برای برقراری صلح در کودکان فراهم کنند. همچنین گام برداشتن در جهت آموزش مهارت های نرم با هدف بازتنظیم و بازسازی نقش دیالوگ در روابط میان معلم و دانش آموزان، متربیان با یکدیگر، والدین و مربیان و برنامه درسی زمینه ساز دستیابی به صلح و تفاهم است.
شناسایی چالش ها و فرصت های کاربرد تکنولوژی های نوین آموزشی در تسهیل یادگیری مفاهیم فقهی و حقوقی: یک مطالعه کیفی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف شناسایی چالش ها و فرصت های کاربرد تکنولوژی های نوین آموزشی در تسهیل یادگیری مفاهیم فقهی و حقوقی انجام شد. با توجه به ماهیت انتزاعی این مفاهیم و تحولات فناورانه، این مطالعه کیفی به بررسی ادراکات، تجربیات، فرصت ها و چالش های بکارگیری ابزارهایی نظیر واقعیت مجازی، شبیه سازی ها و پلتفرم های تعاملی از دیدگاه استادان و دانشجویان فقه و حقوق و متخصصان تکنولوژی آموزشی پرداخت. این پژوهش از نوع کیفی بود. داده ها از طریق مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته با ۱۸ نفر از استادان دانشگاهی و حوزوی در رشته های فقه و حقوق، و متخصصان تکنولوژی آموزشی که با روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند، جمع آوری گردید. تجزیه و تحلیل داده ها به صورت همزمان با گردآوری و با استفاده از رویکرد گام به گام تحلیل مضمون صورت پذیرفت. یافته ها در سه مضمون اصلی طبقه بندی شدند: فرصت ها و پتانسیل ها (تقویت درک عمیق، افزایش دسترس پذیری و انگیزه)، چالش ها و موانع (محدودیت های زیرساختی، مقاومت فرهنگی و مشکلات محتوایی)، و راهکارها (سرمایه گذاری در زیرساخت ها، آموزش نیروی انسانی و توسعه محتوای بومی). پژوهش نشان می دهد که فناوری های نوین پتانسیل زیادی در تسهیل یادگیری مفاهیم فقهی و حقوقی دارند، اما برای پیاده سازی موفق نیاز به برنامه ریزی جامع برای رفع موانع و توجه به ابعاد اخلاقی و حقوقی است. این نتایج می تواند به سیاست گذاران آموزشی کمک کند تا فناوری را به طور مؤثر در آموزش فقه و حقوق یکپارچه کنند.
Examining the Psychological and Emotional Adjustment of Parents of Children with Intellectual Disabilities(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Psychological Research in Individuals with Exceptional Needs (PRIEN), Vol. ۳ No. ۱ (۲۰۲۵) : Serial Number ۹
10-18
حوزههای تخصصی:
This study aims to explore the psychological and emotional adjustment of parents raising children with intellectual disabilities. This qualitative study utilized semi-structured interviews with 26 parents recruited through online platforms. Participants were selected through purposive sampling, ensuring diversity in caregiving experiences. Data collection continued until theoretical saturation was reached, and all interviews were transcribed verbatim. Thematic analysis was conducted using NVivo software to identify key themes related to parental psychological adjustment, coping mechanisms, and social interactions. The results revealed that parents experienced significant emotional distress upon receiving their child’s diagnosis, including grief, denial, and prolonged sadness. Chronic stress was a recurring theme, with concerns over financial burdens, caregiving demands, and uncertainty about their child’s future contributing to heightened anxiety. Coping strategies varied, with some parents relying on social support networks, religious beliefs, and cognitive reframing, while others struggled with emotional exhaustion and isolation. Family relationships were deeply affected, with some parents reporting marital strain and sibling adjustments, whereas others experienced strengthened familial bonds. Social stigma and external judgment further complicated parental adjustment, with many parents becoming active advocates for disability rights and inclusion. Despite the challenges, many parents reported significant personal growth, emotional resilience, and increased psychological strength over time. The psychological and emotional adjustment of parents raising children with intellectual disabilities is a complex process influenced by stress, coping mechanisms, family dynamics, and social factors. While many parents experience significant distress, those with strong support systems and adaptive strategies demonstrate greater resilience. This study highlights the need for targeted support programs, advocacy efforts, and policy interventions to enhance parental well-being and social inclusion.