فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۴۱ تا ۸۶۰ مورد از کل ۵۳٬۷۶۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
رمان های پست مدرن «یومیات مطلقه» هیفاء بیطار و «وانهاده» سیمون دوبووار به شیوه اول شخص روایتگر زندگی روزمره ی دو زن مطلقه به عنوان قهرمان رمان های یاد شده هستند. اهمیت این پژوهش از آن جهت است که شخصیت روان رنجور هر دو رمان این امکان را فراهم می سازد که با دیدی روان کاوانه به قهرمان دو رمان نگریسته و به بررسی طرحواره های ناسازگار اولیه جفری یانگ در شخصیت آن ها با روشی تطبیقی پرداخته شود. این پژوهش، بر شیوه ی توصیفی- تحلیلی استوار است. این پژوهش برآن است تا نگرش ملموس به جامعه سوریه و فرانسه داشته و از عوامل مؤثر در شکل گیری این طرحواره ها در قهرمان دو رمان پرده برداشته و با شاهد مثال آن ها را مورد تدقیق نظر قرار دهد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که قهرمان این دو رمان هر دو توسط شوهرشان وانهاده شده و از طرحواره های ناسازگار اولیه یکسانی رنج می برند. هر دو قهرمان رمان از میان انواع طرحواره های ناسازگار اولیه از طرحواره های وابستگی/ بی کفایتی، نقص/ شرم و رهاشدگی/ بی ثباتی (ترک شدن) رنج می برند، که به ترتیب خاستگاه آن ها، طرحواره ی وابستگی/ بی کفایتی در آنها ناشی از استمداد از پدر در انجام تمامی وظایف روزمره حتی انجام تکالیف به ویژه در سن نوجوانی که مرحله رسیدن به استقلال و خودکفایی است. افزون بر این، طرحواره نقص/ شرم برخاسته از وانهادن آنان توسط همسرانشان و طلاق دادن آنان توسط ایشان، و نیز طرحواره طرد شدگی/ بی ثباتی ناشی از روابط متزلزل آنان است.
تحلیل کمی و کیفی کاربرد آیات در مرصاد العباد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نثرپژوهی ادب فارسی دوره ۲۷ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۵
31 - 66
حوزههای تخصصی:
آیات الهی همواره الهام بخش نگارندگان کتب ادبی بوده است. در این میان ادبیات عرفانی سهم قابل توجهی داشته است. بسیاری از آن ها برای استحکام بخشیدن به ایده ها و آثار منثور و منظوم خود به شیوه های مختلف از آیات قرآن بهره می گرفتند. مرصادالعباد نجم الدین رازی یکی از آثار فاخر ادبیات عرفانی است که در کاربرد آیات الهی ید طولایی داشته است. برای تبیین نحوه نگرش عرفا به قرآن و اقتباس از آن، لازم است که دیدگاه های عرفا به دقت بررسی و تحلیل شود تا بتوان فهمی دقیق از اندیشه و انگیزه ی آن ها از کاربرد آیات الهی دست یافت. در این راستا این پژوهش ضمن مرور اندیشه صاحب نظران یک مدل نظری برای سنجش کاربرد آیات قرآن در متون ادبی فراهم نموده است. بر اساس این مدل و با استفاده از روش تحلیل محتوای کمی و کیفی کتاب مرصادالعباد مورد بررسی مطالعه قرار گرفته است. یافته های تحقیق نشان می دهد که نجم الدین رازی در مجموع 842 در مرصادالعباد به آیات مبارکه قرآن اشاره داشته اند. کاربرد بلاغی آیات 561 مورد بوده است. همچنین کارکرد تفسیری آیات قرآن 281 مورد می باشد. آنچه از متن نجم الدین رازی برداشت می شود این است که در بیشتر موارد قصد تفسیر کلام وحی را ندارد در آغاز برخی فصول نخست ذکر آیه و بیان روایت نبوی(ص) و سپس به بیان شرح و تفسیر آیه پرداخته است. روش تفسیر غالب او اجتهادی باطنی است که ۵۲ مورد می باشد. در برخی آیات روش تفسیری او اجتهادی ادبی 7 مورد، اجتهادی روایی 6 مورد و اجتهادی قرآنی 1 مورد می باشد.
انتساب سخنان شاهِ شجاع کرمانی به صوفیان دیگر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادب فارسی سال ۷۷ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۴۹
20 - 35
حوزههای تخصصی:
در بین حدود هفتاد قول که از شاه بن شجاع کرمانی باقی مانده است، دوازده قول به نام عارفان دیگری هم نقل شده است. هشت قول به نام ذوالنون مصری، یک قول به نام بایزید بسطامی، دو قول به نام ابوعثمان حیری نیشابوری و یک قول به نام ابوسعید ابوالخیر. در مقاله حاضر در باب گوینده اصلی این دوازده قول بحث شده و بر پایه استدلال های ذیل، انتساب آنها به شاه کرمانی مرجّح دانسته شده است. یک: راویان سخنان شاه کرمانی دارای اعتبار ویژه اند. راوی نخست ابوعبدالرحمان سُلمی نیشابوری، اقوال شاه را از طریق دو تن از شاگردان برجسته ابوعثمان حیری روایت کرده و حیری خود شاگرد شاه بوده و سخنان او را در دفتری مخصوص نگاشته بوده است. راوی دوم خواجه علی سیرجانی علاوه بر اینکه یکی از مشایخ بزرگ تصوف است و صاحب کتاب مهم البیاض و السواد، همشهری شاه و از علاقه مندان جدی اوست. دو: اقوال سه گانی یعنی سخنانی که در آنها از نشانه های سه گانه یاد شده، یک ویژگی مهم سبکی سخنان شاه شجاع کرمانی به شمار می روند و انتساب آنها به شاه کرمانی پذیرفتنی تر است. سه: طبق قاعده استناد به اشهر طبیعی است که سخنان شاه کرمانی به عارفان مشهورتر از او منسوب شده باشند.چهار: حجم فوق العاده کتاب حلیه الأولیاء و کثرت نسبی سخنان ذوالنون در آن امکان انتساب اشتباه به او را بیشتر می کند.
بررسی عناصر ادبیات اقلیمی در داستان های محمود دولت آبادی و علی عباس حسینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش ادبیات معاصر جهان دوره ۳۰ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
503 - 525
حوزههای تخصصی:
بازتاب حال و هوا، اوضاع و موقعیت های اجتماعی، سیاسی و حتی اقتصادی پیرامون یک هنرمند، در زندگی شخصی و آثار هنری او مشهود است. یکی از این عوامل بیرونی تأثیر گذار بر افکار هنرمند، جغرافیای طبیعی محل تولد یا زندگی وی است. ادبیات اقلیمی یکی از شاخه های ادبیات است که ویژگی های طبیعت و افراد ساکن در منطقه ای خاص را بیان می کند. این نوع ادبی در ادبیات تمام مناطق جهان از جمله ادبیات فارسی و ادبیات اردو دارای اهمیت زیادی است. علی عباس حسینی در شبه قاره هند و پاکستان و محمود دولت آبادی در ایران به خلق آثار بسیاری منطبق با ادبیات اقلیمی پرداخته اند و از ارزش بالایی در این حوزه ی ادبی برخوردار هستند. داستان های دولت آبادی اغلب در فضای استان خراسان و داستان های حسینی در فضای اوتارپرادش جریان دارند. در این پژوهش ابتدا تعاریف موجود از ادبیات اقلیمی و سپس تاریخچه این نوع ادبی در ادبیات فارسی و اردو به طور مختصر بیان شده است و سپس به شیوه ی تحلیلی و استنباطی، عناصر و ویژگی های ادبیات اقلیمی در داستان های علی عباس حسینی و محمود دولت-آبادی به شکل تطبیقی مورد بررسی قرار خواهد گرفت که ضمن مطالعه ی این نقد و بررسی، زمینه ی آشنایی با فرهنگ و اقلیم مناطق توصیف شده توسط داستان های این دو نویسنده امکان پذیر می گردد.
بررسی آیین سوگواری در میان مانویان (تلفیقی از اندیشه ها و باورها)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مراسم سوگواری از جمله مراسمی است که در حوزه فرهنگ یک جامعه قرار می گیرد و جزو آداب و رسومی است که همه ی جوامع با ادیان و فرهنگ های گوناگون به آن توجه دارند. آداب سوگواری به عنوان بخشی از مناسک فرهنگ آیینی که در بطن مناسبات روزمره اجتماعی جای دارد، می تواند معیار گویایی جهت شناخت میزان و سطح تحولات اعتقادی و فرهنگی جامعه باشد. در این نوشتار قصد بر آن است تا به بررسی مسئله ی سوگواری در میان مانویان پرداخته شود. مانویان به عنوان یکی از اقلیت های دینی در ایران، دارای بافت اعتقادی و فرهنگی خاصی بودند. آیین و مراسم سوگواری وعزاداری در کیش مانویت امریست که تاکنون شاید پزوهشگران کم تر مورد به آن توجه و بررسی داشته اند. این کار به روش تحلیلی-توصیفی تلاش دارد که نشان دهد مسئله سوگواری در میان ایشان تحت تأثیر چه عقاید و افکاری صورت پذیرفته و به نظر میرسد با توجه به فضای سیاسی و اجتماعی زندگی مانویان و ارتباط با ادیان دیگر، مراسم سوگواری ایشان تلفیقی از آیین ها و اندیشه ها بوده است.
گونه شناسی و ساختار غزل-داستان های قلندری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شعرپژوهی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۶۱)
59 - 78
حوزههای تخصصی:
شاعران قلندری سرا به منظور بیان تجربه های شخصی خود از قالب غزل به شکل های مختلف استفاده کرده اند. یکی از گونه های غزل قلندری، شکل و ساختار داستانی دارد و شاعر با بهره گیری از تمام عناصر اصلی داستان، به بیان یکی از ماجراهایی پرداخته که برای خود یا پیر خانقاهی به وجود آمده و پس از ملاقات و گفت وگو با یار و معشوق، دچار تحول حال شده یا نگاه او به هستی تغییر یافته است. این نوع غزل، اغلب با الگوگیری از داستان حلاج یا پیر صنعان، بیانگر چگونگی تغییر تصوف و عرفان زاهدانه به تصوف و عرفان عاشقانه است. غزل-داستان قلندرانه گاه شکل مستقل دارد و یک غزل از ابتدا تا انتها به بیان داستان و نتیجه گیری از آن اختصاص یافته است و گاه برای تجسّم بخشیدن به یکی از اندیشه های اصلی عرفانی، به طریق اپیزودیک از میانه ی غزل آغاز می شود. این نوع غزل زبانی نمادین دارد، با نتیجه گیری و پایان بسته به اتمام می رسد و اغلب با زاویه ی دید اول شخص به بیان تجربه ی شخصی عارف می پردازد و در میانه ی داستان با استفاده از شگردهای کانون روایت، به گفته ی خود جنبه ی نمایشی می بخشد.
خوانش سوررئالیستی شعر حافظ(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
زبان و ادب فارسی دانشگاه آزاد سنندج سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۱
148 - 174
حوزههای تخصصی:
سوررئایسم (فراواقعگرایی)، جنبشی فرهنگی که در نیمه نخست قرن بیستم میالدی گسترش یافت، برخورد روانی با ادبیات است: به قلمرو وسیع احساس و خیال توجه ویژه دارد. شباهت بین سوررئالیسم غرب و عرفان شرق سبب شده که گاه بین آن ِن این دو گما همانی برند. هر دو در پی نگرش صحیح و کمال روحی و معنوی هستند. در مورد سوررئالیستها، بروز جنگ جهانی اول و در مورد عارفان، رواج مکتب اسالم و حملە مغول موجب گریز آنان از عینیت به ذهنیت شد. یکی از شخصیتهای برجسته تاریخ عرفان و تصوف در ایران، حافظ است که این امر در شعر او گویاست. در واقع، بیشتر عناصر سوررئالیستی در شعر حافظ حضور دارد. در این پژوهش، نُه مورد از اصول مشترک میان سوررئالیستهای غرب و عرفان شرق، بطور ویژه حافظ، مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته و با یکدیگر مقایسه شده اند: نگارش خودکار؛ تصادف عینی؛ نفی زمان و مکان؛ نامحرمی و نارسایی زبان؛ عشق و آزادی؛ خواب، رویا و تخیل؛ جنون و مستی؛ شعله واری بیان؛ و در نهایت، طنز.
بررسی تطبیقی ساختار روایی داستان های پرسه در خاک غریبه و سایل ملخ بر اساس نظریه ژرار ژنت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات زبان و ادبیات غنایی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۲
98 - 114
حوزههای تخصصی:
آن چنان که هر انقلاب و تحول اجتماعی در همه ساحت ها تأثیر می گذارد و جامعه را به نگاه، اندیشه و روش های تازه می کشاند، انقلاب اسلامی و جنگ هشت ساله ایران با عراق، ادبیات انقلاب اسلامی را رقم زد؛ به طوری که با شروع جنگ، ادبیات داستانی جنگ نیز شکل گرفت. رمان های «پرسه در خاک غریبه» و «سایه ملخ» از آثار مطرح این برهه تاریخی است که در این پژوهش با هدف بررسی بینش نویسندگان این آثار متناسب با مؤلفه های ساختارگرایانه ژرار ژنت مورد مقایسه و تحلیل قرار می گیرند. این امر با بررسی اسنادی، روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و روش توصیفی–تحلیلی به انجام رسیده است. پژوهش حاضر نشان می دهد که هر دو رمان اگر چه در فضا و مکانی متفاوت نوشته شده اند، اما بر اسلوب نوشتاری واقع گرا و بر پایه پنج مؤلفه ساختار روایی ژرار ژنت یعنی؛ نظم و ترتیب، تداوم روایت و تکرار (بسامد)، وجه (حالت) و لحن (صدا) استوارند. اگرچه در نگاه و زاویه دید هر دو نویسنده تفاوت هایی دیده شده است، اما در نهایت هر دو نویسنده از نظر الگوی ساختاری در راستای مفاهیم جنگ و دفاع مقدس بر محوریت سه مؤلفه ساختار روایی مقدمه جنگ، بدنه جنگ و پیامدهای جنگ تمرکز داشته اند.
واکاوی تطبیقی بن مایه های اجتماعی در رمان های «شریک جرم» جعفر مدرس صادقی و «در نبردی مشکوک» جان اشتاین بک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیات تطبیقی، به بررسی روابط، شباهت ها و تفاوت های ادبی کشورهای گوناگون با یکدیگر می پردازد. این امر، موجبات آشنایی و تبادل فرهنگی و ادبی کشورها با یکدیگر را فراهم می سازد؛ البته امروزه نحله های جدید ادبیات تطبیقی مانند مطالعات فرهنگی ایجاد شده که این امکان را میسر ساخته تا در متن و بطن ادبیات یک ملّت نیز مطالعات تطبیقی گوناگونی انجام گیرد. امروزه خوانش رمان در جوامع گوناگون تنها جنبه سرگرمی ندارد؛ بلکه ابزار ارزشمندی است که نویسنده از آن در نشر مسائل، افکار و انتقادات اجتماعی و سیاسی بهره می گیرد. در پژوهش پیش رو، به شیوه توصیفی-تحلیلی به بررسی تطبیقی مضامین اجتماعی مشترک در دو اثر «شریک جرم» از جعفر مدرس صادقی و «در نبردی مشکوک» از جان اشتاین بک پرداخته شده است. بررسی تطبیقی این دو اثر نشان می دهد، هر دو نویسنده دارای اهداف و آمالی هستند که ریشه اجتماعی و سیاسی دارند و همین اهداف اجتماعی، بن مایه اصلی دو اثر را تشکیل می دهد. اگرچه این دو رمان در مضامین اجتماعی مانند جنبش های اجتماعی، اعتصاب، سرکوب، تبعیض و مسائل سیاسی با یکدیگر شباهت دارند، امّا شیوه پرداخت آن ها در این موضوعات در برخی موارد تفاوت هایی دارد برای مثال جان اشتاین بک به شکل صریح تری مسائل را بیان می کند، اما مدرس صادقی مسائل را در لفافه منعکس می کند. قریب به انفاق شخصیت های هر دو رمان را افرادی تشکیل می دهد که در زندگی خود کنشگران جدی سیاسی و اجتماعی به شمار می آیند؛ به همین دلیل، تمام حوادث دو رمان در پیوند با یک چالش اجتماعی شکل می گیرد و قصه حول محور آن ماجرا پیش می رود.
آسیب شناسی فرهنگی قوم بلوچ بر اساس مَثَل ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۲ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۳ شماره ۵۵
73 - 113
حوزههای تخصصی:
پژوهش درباره زبان ها و گویش های محلی ایران و جمع آوری نمودهای مختلف فرهنگی ازجمله مثل ها، موجب شناخت بهتر فرهنگ و تاریخ اقوام، حفظ گویش و فرهنگ آن ها و درنهایت شناخت بهتر زبان ها و فرهنگ ایرانی می شود. ضرب المثل ها، بخشی عمده از فرهنگ عامه مردم بلوچ هستند که بررسی دقیق آن ها در مطالعه الگوهای فرهنگی، ارزش های اجتماعی و تحقیقات جامعه شناختی راهگشا خواهد بود. بیشتر این مثل ها دارای مفاهیم عالی اخلاقی و فرهنگی هستند که در آموزش اندیشه ها و مفاهیم متعالی، انتقال تجربیات قومی و نسلی و پیشرفت افراد در جامعه نقشی اساسی دارند، امّا مثل هایی نیز وجود دارند که کارکردهایی منفی دارند و به نظر می رسد که در گذر تاریخ، مایه آسیب و ناکامی های اجتماعی و فرهنگی بوده اند. این پژوهش به روش مطالعه کتابخانه ای و به شیوه تحلیلی به بررسی این دسته از مثل ها پرداخته است تا تأثیری در افزایش آگاهی فرهنگی و ارتقای نگاه های منطقی و معقول در جامعه و فرهنگ بلوچ داشته باشد. هرچند شمار این قبیل مثل ها کم است، اما به سبب رواج گسترده، باعث ایجاد آسیب فرهنگی در جامعه شده اند. آسیب های فرهنگی در سه حوزه فرد، خانواده و اجتماع به همراه باورهای خرافی حوزه فرهنگ بررسی شده اند. هرچند یافته های پژوهش حاضر، بیشترین فراوانی را در آسیب هایی که مربوط به خانواده هاست نشان می دهد، اما پژوهش مستقل و مستندی با جامعه آماری مشخص در این خصوص صورت نگرفته است.
بررسی کُهن الگوهای «خود» و «سایه» در دو داستان «شامِ سرو و آتش» شهریار مندنی پور و «رویِ آب» گی دو موپَسان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کُهن الگوها بن مایه های سازنده و صفات موروثی بشر هستند که رفتار وی را تحت شعاع قرار داده و در اسطوره و نماد و تصاویر صورت تحقق به خود می گیرند. کُهن الگوها محتوای ناخودآگاه داشته و در طول هزاران سال در روان بشریت شکل گرفته اند. کُهن الگوهای «خود» و «سایه» نیز در بین سایر کُهن الگوها به عنوان مفاهیم بنیادی در روان شناسی یونگی، به تفسیر هویت فردی و تضادهای درونی انسان ها کمک می کنند. در داستان «شامِ سرو و آتش»، جستجوی هویت و خودآگاهی شخصیت از طریق عشق و روابط پیچیده انسانی به تصویر کشیده می شود. در مقابل، در داستان «رویِ آب»، شخصیت در مسیر شناخت نیمه دیگرِ «خود» یعنی «سایه» قرار می گیرد و با بحران های و ترس های وجودی اش مواجه می شود. تحلیل عمیق عناصر داستانی نشان می دهد که دریافت و تحلیل شخصیت های داستانی در قالب کُهن الگوها از یک طرف دارای ساختار روانی و نمادین بوده و از طرف دیگر محتوای ناخودآگاه را با خود حمل می کنند، فضای ذهنیِ فرهنگ های بشری را نمایان کرده و الگو های رفتاری و تجربیِ انسان را از دوران پیدایش تجربه و اصالتِ انسان بازگو می کنند. در مجموع، این پژوهش به بررسی کُهن الگوهای «خود» و «سایه» در دو داستان «شامِ سرو و آتش» اثر شهریار مندنی پور و «رویِ آب» اثر گی دو موپَسان می پردازد. نتایج این مطالعه بر اهمیت ادبیات به عنوان ابزاری برای کاوش در روانشناسی انسانی و ارتباطات اجتماعی تأکید دارد و نشان می دهد ادبیات می تواند به عنوان آینه ای برای بازتاب عمق وجودی انسان ها عمل کند.
شی وارگی زنان در مناسبات فرهنگ قبیله ای در افغانستان (با تکیه بر رمان «نقش شکار آهو»)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شبه قاره سال ۱۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۷
167 - 184
حوزههای تخصصی:
انسان در فرهنگ قبیله ای، بیشتر از هر فرهنگ دیگر، مورد تبعیض قرار می گیرد. روشن است که زنان در صف اول این قربانیان قرار دارند. در مناسبات چنین فرهنگی فرایند قربانی شدن، سیّال و دگرگون شونده است. شناوری موقعیت افراد، تشخیص مقصر اصلی را در سطح جامعه دشوار می کند و اگر نگوییم ناممکن، حداقل پژوهشگر را دچار مغالطه می سازد؛ چون مشکل در گزاره های فرهنگی است که به افراد هویت می بخشد و نقش قطب نما را بازی می کند. کالاشدگی در مناسبات فرهنگ قبیله ای، سویه های متفاوت دارد. گاه فرد در حد پدیده های مادی تنزل ماهیت پیدا کرده، بسان کالا، مبادله جنس به جنس می شود. گاه انباشته از عقده و انتقام بوده، در چنین وضعیتی تهی از منطق و استدلال است. منتقم پوک شده از عقلانیت، بسان باروت عمل می کند و کارکرد تخریبی دارد یا در خوش بینانه ترین حالت، کتمان واقعیت می کند. کتمان واقعیت، منتج به جعل هویت می شود. فرهنگ قبیله ای از وارونه سازی ارزش ها تغذیه می کند. رمان «نقش شکار آهو»، موضوعات بالا را در حوزه زنان بازتاب داده است. شخصیت های این رمان، دو خواهر هستند که در زنجیره مناسبات قبیله ای، محروم از حقوق انسانی شان شده اند. این نوشتار، تلاش کرده است تا نشان دهد زنان در افغانستان، پیش از آنکه قربانی نگرش مردسالارانه باشند، در میان چرخه باورهای قبیله ای محروم از حقوق اولیه شان می شوند.
بررسی تطبیقی داستان های پری کوچک دریایی هانس کریستین اندرسن و ماهی سیاه کوچولو صمد بهرنگی بر مبنای تئوری انتخاب و واقعیت درمانی گلاسر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات تطبیقی سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳شماره ۳۰
185 - 220
حوزههای تخصصی:
یکی از انواع رویکردهای نقد و بررسی آثار ادبی نقد از منظر روانشناسی است. با توجه به محوریت عنصر شخصیت در هر دو حوزه ادبیات و روانشناسی به جنبه های مشترک فراوانی بین این دو حوزه پی می بریم. بسیاری از مؤلفه های تعریف شخصیت در علم روانشناسی قابل مشاهده در آثار ادبی هستند. در این پژوهش از نظریه انتخاب گلاسر که یکی از روانشناسان مطرح قرن اخیر است استفاده شده تا جنبه های مختلف نظریه انتخاب و واقعیت درمانی در داستان های برگزیده صمد بهرنگی و هانس کریستین اندرسون به عنوان نمایندگان مطرح داستان کودک و نوجوان بررسی شود. این جستار در پی بررسی داستان های ماهی سیاه کوچولو صمد بهرنگی و پری دریایی کوچولو هانس کریستین اندرسن بر مبنای نظریه انتخاب ویلیام گلاسر است. هدف از مقاله تبیین وجوه اشتراک و افتراق این دو داستان شناخته شده به منظور دستیابی به افق دید علمی و روشنی برای نویسندگان کودک و نوجوان عصر جدید است. این مطالعه به شیوه توصیفی- تحلیلی صورت گرفته و شیوه جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای-اسنادی است. داده های تحقیق نشان می دهد که نظریه انتخاب قابل تبیین در داستان های بهرنگی و اندرسن است. همچنین همه پنج نیاز تعریف شده گلاسر و مفاهیم کنترل بیرونی و دنیای مطلوب در هر دو داستان وجود دارند. بهرنگی و اندرسن هر دو به خلق شخصیت هایی می پردازند که با واقعیت مواجه می شوند، مسئولیت زندگی خود را می پذیرند و انتخاب های درستی دارند.
ظرفیت های نمایشی و سینمایی گنبد پنجم هفت پیکر نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۴۹)
33 - 48
حوزههای تخصصی:
امروزه در همه جای جهان نگاه ویژه ای به اقتباس از آثار ادبی می شود، به گونه ای که هنرمندان هنرهای تجسمی، نمایشی، سینما و ... هرکدام به نوبه خود از این آثار اقتباس کرده و آثار فاخر و شایان توجهی خلق کرده اند. در این میان سینما به مثابه یکی از هنرهای فراگیر که امکانات بیشتری نسبت به سایر هنرها دارد نقش مهمی در اقتباس های ادبی داشته است؛ اما در ایران با توجه به آثار ادبی غنی، به این شکل از اقتباس ادبی، کمتر توجه شده است. یکی از کتاب هایی که می شود از آن به صورت یک نمونه اقتباسی بسیار خوب از منظر تخیل و تمثیل استفاده کرد، هفت پیکر نظامی است. ازآنجایی که آثاری با جنبه های تخیل و تمثیل وجه اقتباسی قدرتمندی در هنرهای تصویری به ویژه سینما دارند، در این نوشتار تلاش بر این است تا گنبد پنجم هفت پیکر نظامی را به دلیل ساختار و محتوای منحصر به فرد و روایات و تصاویر جذاب که ذهن مخاطب را به چالش می کشد، در کنار ماجراهای فانتزی و موجودات خارق العاده که زمینه ساز گرایش و توجه به آن برای تولید اقتباسی یک اثر ماندگار و جذاب سینمایی-نمایشی می شود از منظر جنبه های نمایشی و سینمایی بررسی و پژوهش شود. تنوع تصاویر و توصیف ها، ساختار روایی قوی، شخصیت ها ی خارق العاده، کشمکش و تعلیق های جاندار، زمینه ساز ساخت داستان یک فیلم اقتباسی سزاوار و درخور می شود.
بررسی علل نبود نام کوروش در شاهنامه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
گویش شناسی و فرهنگ عامه سال دوم پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
270 - 293
حوزههای تخصصی:
چرایی شاهنامه بدون نام کوروش کوروش بزرگ حدود 600 پ.م، چشم به جهان گشود؛ او پسر کمبوجیه اول در یک پادشاهی کوچک در جنوب غرب ایران به نام پارس در استان امروزی فارس بود. نخستین شاه خاندانی پارسی، چیش-پیش بوده و جانشینان او چون کوروش، خودشان را شاه اَنشَن می خواندند. بدون شک، افسانه کوروش بزرگ در روایات داستان گونه ایران باستان و در دوره خود مردمان هخامنشی رواج داشته وداستان هایی از زایش، پادشاهی و بزرگی نخستین شاه خودشان یاد می کردند. باوجودی که نام او در اسناد بابلی، یونانی و عبری و کتیبه های خودش آمده است، امّا نامی از او در شاهنامه نیامده است. هدف این پژوهش با بررسی متون تاریخی دوره ی فردوسی و با روش تحلیل محتوایی، قصد دارد پاسخی تاریخی-منطقی برای علل عدم نام کوروش در شاهنامه ارائه دهد. هدف این پژوهش چرایی عدم نام کوروش هخامنشی از روش تطبیق و بررسی شاهنامه ی فردوسی با متون تاریخی آن دوره چون تاریخ طبری و یعقوبی و ... است و به چه علت نام کوروش در شاهنامه نیامده است. یافته های این پژوهش علل عدم نام کوروش در شاهنامه را این گونه بیان می کند: حذف نام کوروش از زمان به قدرت رسیدن داریوش با توجه به کتیبه بیستون و فرمان های داریوش، درنتیجه نبودن نام کوروش در منابع ساسانی، استفاده ی مستقیم فردوسی از خدای نامک های ساسانیان و اعتماد به آنها، عدم آگاهی فردوسی از خط و زبان عبری و یونانی که ذکری ازنام کوروش کرده اند.
بررسی و تحلیل مبانی فکری طریقت یسویّه و تأثیر آن در تصوّف آسیای صغیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادب فارسی سال ۷۷ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۴۹
57 - 77
حوزههای تخصصی:
«احمد یسوی» یکی از مشایخ مشهور و تأثیرگذار در خطّه ترکستان در قرن ششم بوده است. حرکت صوفیانه و سلوک عرفانی وی به نام «یسویّه» در جهان اسلام شهرت یافته است که در اسلامی شدن آناتولی نقش مهمی ایفا کرده است و با فراز و نشیب هایی در آسیای صغیر حیات داشته است. یسویّه به عنوان اولین طریقتی تلقّی می شود که در میان ترکان پدید آمد؛ این جریان دینی ابتدا در شهر «یسی» یا «ترکستان» پدیدآمد و سپس آوازه آن کل ماوراءالنّهر را درنوردید و در آسیای صغیر نیز گسترش یافت. اهمّیّت اصلی طریقت یسویّه از این منظر است که توانست متناسب با سطح اندیشه، زبان و فرهنگِ ترکمانان، از ترکستان تا آناتولی، عقاید عرفانی و آداب و اصول صوفیانه شان را اشاعه و تبلیغ کند و با استفاده از اشعار عامیانه آهنگینی که ریشه در روح ملّی و آداب آن قوم داشت، روح بسیط و بی آلایش آن ها را مجذوب اسلام و تصوّف کند و در نهایت فرهنگ و اجتماع آسیای صغیر را آماده ورود و پذیرش آرای فرقه های مختلفی که اغلب آن ها اصل خراسانی داشت، گرداند. با توجه به این که تاکنون تحقیقی در مورد نقد و بررسی آراء و آدابِ یسویّه و گسترش این طریقت در آسیای صغیر صورت نپذیرفته است. نگارندگان این پژوهش برآنند که با استناد به آثار مکتوب و منسوبِ شخصِ احمد یسوی، به شرح و تفسیر عقاید صوفیانه و آداب طریقت یسویّه و تطبیق آن ها با تصوّف خراسان بپردازند تا از این طریق ماهیّت عرفانی و تأثیر فرهنگی و فکری این طریقت در آسیای صغیر آشکار و مشخّص شود.
بررسی و نقد شیوه های ایجاز در متون بلاغت فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادب فارسی سال ۷۷ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۴۹
165 - 180
حوزههای تخصصی:
ایجاز از مباحث مهم در دانش معانی است و دو گونه دارد؛ ایجاز حذف و ایجاز قصر. این بحث در متون بلاغی چنان که باید تدوین و تشریح نشده و چارچوب نظری روشنی برای شناخت مفهوم آن به خواننده ارائه نشده است. دقیق نبودن نمونه ها، تداخل مثال های اطناب در ایجاز، درک نادرست از مفهوم «کوتاهی جمله»، محدود و تکراری بودن مثال ها، زیاده گویی و تعدد نابجای عنوان ها، و عربی مآبی و نامأنوس گرایی، از دلایل این امر است. افزون بر آن، بحث حذف در مبحث جمله های خبری نیز آمده است (حذف مسندالیه، مسند)؛ اما درباره نسبت آن با ایجاز حذف سخنی نرفته است. مهم ترین این کاستی ها دقت نکردن در ارائه مثال هاست که بیشتر حاصل تداخل نمونه هایی از هر دو نوع ایجاز، در نظر نگرفتن تمامی موارد حذف یا قصر است. اساسی تر اینکه بلاغت نویسان هر جمله کوتاهی را در زمره ایجاز قصر قرار داده اند، در حالی که دو شرط اصلی برای در زمره ایجاز قصر قرار دادن جمله های کوتاه، مناسبت با تعریف ایجاز گنجاندن معانی بسیار در الفاظی اندک و وجود معانی مختلف و مکمل در جمله های کوتاهِ متعدد و پی درپی است. براین اساس تشریح و نقد این پراکندگی ها ضروری می نماید و می تواند افزون بر رفع کاستی های مذکور، سبب انسجام مبحث ایجاز در متون بلاغی و بهره وری بیشتر از آن شود. در مقاله حاضر کوشش شده است با بازخوانی تحلیلی-انتقادی آثار بلاغت نویسان فارسی در گذشته و امروز، به نقد مباحث مرتبط با ایجاز، پرداخته شود.
مستزاد از صنعت تا قالب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۴۶)
23 - 36
حوزههای تخصصی:
تصور عموم چنین است که مستزاد از نخست به عنوان قالب شعری وارد حوزه ادبیات شده است، قالبی که تا دوره مشروطه چندان توجهی به آن نمی شد. امروزه این امر باعث برخی دشواری ها در تعریف و طبقه بندی انواع آن می شود. بررسی های ما نشان می دهد تا قرن نهم در هیچ یک از متون ادبی نامی از مستزاد به میان نیامده است؛ اما جالب است که پس از این تاریخ اصطلاح مستزاد تنها در کتاب های مربوط به بدیع و در کنار دیگر صنایع ادبی معرفی می شود و برخی از نویسندگان به تقسیم بندی آن دست می زنند. تا جایی که دریافته ایم نخستین بار در کتاب درّه نجفی (1362) مستزاد به عنوان یک قالب شعری در کنار قالب هایی چون قصیده، غزل و ... قرار گرفته است. دقیقاً پس از این کتاب اصطلاح مستزاد از مباحث بدیعی وارد قلمرو قالب های شعری می شود. اغلب نویسندگانی که پس از نجف قلی میرزا دست به نگارش کتاب های بلاغی زده اند راه دره نجفی را پیش گرفته اند که تا دوره حاضر نیز ادامه یافته است. با این توضیح که در جایی از این آثار اشاره ای به سابقه و خاستگاه مستزاد دیده نمی شود. ما در پژوهش حاضر، در حد وسع، با بررسی منابع کهن و معاصر، بر آنیم تا صحت این ادعا را اثبات کنیم که مستزاد از یک صنعت ادبی به یک قالب شعری دگرگون شده است. همچنین تلاش می کنیم سیر این تحول را نشان بدهیم
چگونگی شکل گیری هویت کودک و نوجوان در داستان های کودکانه «محمدحسین محمدی» براساس دیدگاه «اریکسون» و «گیدنز»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چگونگی شکل گیری هویت کودک و نوجوان در داستان های کودکانه «محمدحسین محمدی» براساس دیدگاه «اریکسون» و «گیدنز» چکیده موضوع این مقاله بررسی چگونگی شکل گیری هویت کودک و نوجوان در داستان های کودکانه «محمد حسین محمدی» براساس دیدگاه «اریک اریکسون» و «آنتونی گیدنز» است که با روش تحقیق توصیفی تحلیلی، به بررسی عوامل هویت ساز پرداخته است. کودکان، با تجربه ی فقر، بعد شرم نهادینه شده و همچنین پنهان کردن احساسات خود، هرگز به مجموعه ای سازمان یافته ای که بتواند یک واحد متشکل از شخصیت و هویت آنان را بسازد، دست نخواهند یافت که می تواند سرمنشا بحران های آتی آنان باشد. در این پژوهش مراحل رشد به صورت پیرنگ وار در سه داستان بررسی شد و نتایج ذیل به دست آمد: مرحله ی اول شکل نگرفتن اعتماد بنیادین در کودک که نتیجه ی زندگی در جوامعی با زیرساخت های معیوب، چالش رفتاری و بحران هویتی است؛ مرحله ی دوم بیگانگی کودک با خویشتن در قالب انعکاس خود در بازی به علت فقدان پدر و اشتغال مادر و مشکلات اقتصادی و مرحله ی سوم، الگویابی و تلاش لیبیدویی و درنهایت ناتوانی برای یافتن هویت شغلی و جنسی نوجوان در جوامع سنتی با وجود محدودیت ها از بروز «خود های متعدد».
جست وجوی امر مطلق در دو روایت منطق الطیر عطار و تصویر پرده پوش سائیس اثر شیلر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش ادبیات معاصر جهان دوره ۲۹ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
125 - 149
حوزههای تخصصی:
آثار ادبی جهانی اغلب بر اساس اندیشه ها و دغدغه های عام بشری شکل می گیرند. نیازها، آرزوها، موفقیت ها، ناکامی ها و هرآن چه به طبیعت بشر باز می گردد مضمون اصلی آثار ادبی است. گرایش ها و کندوکاوهای معرفتی در کنار دیگر تمایلات انسانی موضوع بسیاری از این آثار - به ویژه آثار مبتنی بر نگاه فلسفی و عرفانی - بوده است. منطق الطیر عطار و چکامه تصویر پرده پوش سائیس از شیلر، دو روایت در دو فرهنگ و زبان مختلفند که این نیاز آدمی را با مراحل و نتایج تلاش برای دستیابی به مقصد معرفتی، بازتاب می دهند. زین رو مقاله کیفی و تحلیلی حاضر، در کنار مقایسه این آثار، پرداختن به مطالب منعکس شده در آن ها، شباهت، تفاوت و دلایل نا-/هم سانی شان را در زمره اهداف اصلی خود برمی شمرد. از جمله یافته های این پژوهش ذکر این نکته است که گرچه شاعران نام برده از سنن متفاوت برخاسته اند و از فضاهای گوناگون سخن می گویند، اما اصل و انگیزه جست وجوی انسانی برای کشف حقیقت مطلق و نتایج آن در روایاتشان کمابیش همانند است. نیز هرچند در نگاه فیلسوفانه، جست وجوی رمز و راز هستی از دیرباز امری ارزشمند و والا تلقی شده است، اما عارفان نیز همواره در پی حقیقت هستی (حق/معشوق حقیقی) بوده اند و شاعران متفکر منسوب به هر دو نحله (عطار و شیلر) در آثار خویش این تلاش ها را بازتاب داده اند. ویژگی هایی هم چون ابهام و رازآلودگی، بی نشانی امر رازآمیز، ناتوانی یا بی زبانی کاشف راز و تحول شخصیت وی در دو روایت پیشِ رو مشترک است. البته مواردی چون شخصیت های روایات، قالب/ساختار، فضای داستانی، مصداق راز و حقیقت، تفاوت هایی در دو روایت دارند.