ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۸۱ تا ۹۰۰ مورد از کل ۵۴٬۴۶۹ مورد.
۸۸۱.

The Effects of Technology on Man’s Identity in Knight Rider TV Show

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۹ تعداد دانلود : ۱۶۱
This study is concerned with the effects of technology on man’s identity in the Knight Rider TV show. It investigates how the major characters of this TV show lose their human identities as a consequence of embracing technological practices which are hailed by technocratic societies as enhancing to the human race. Such an issue is knocked upon by Henri Lefebvre who sees technology as an expression of capitalist domination over humanity. In Lefebvre’s view, man’s social and cultural practices are formed by the space encompassing him reflecting a mutual relationship between man and space. With the advent of the technological age, Capitalism tends to socialize technological practices as alternatives to man’s original cultural and social practices. This issue encourages the initiation of technocratic societies which require man to cast away his human identity through annexing him to a machine. In the light of these perspectives by Lefebvre, the current study examines the effects of technology on man’s identity in Knight Rider TV show. Through tracking the phases that they pass in becoming technocratic individuals, the study reveals how the main characters give up their innate cultural and social molds to technological practices. The study argues that the characters’ own aspirations for an unlimited power, intensified by the mystification practiced by capitalist leaders about the role of technology in enhancing man’s attributes, have blinded them from noticing the gradual loss of their human identities.
۸۸۲.

واکداری در همخوان های چاکنایی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۸ تعداد دانلود : ۱۷۴
چاکنایی های بی واک [?] و [h] در زبان فارسی در برخی بافت های واجی واکدار می شوند. تظاهر آوایی واکداری بست چاکناییِ [?] و سایش چاکناییِ [h] به ترتیب به صورت واک بازداشته و واک نفسی است. در یک مطالعه صوتی، میزان واکداری و شدت واکداری همخوان های چاکنایی فارسی را در کلماتی که از سطح پیکره های طبیعی گفتار فارسی استخراج شده بودند، در سه بافت واجی پیش واکه ای، بین واکه ای و پس واکه ای اندازه گیری کردیم. نتایج نشان داد بست چاکنایی /?/ در هر سه جایگاه پیش واکه ای، بین واکه ای و پس واکه ای واکدار است و میزان واکداری آن در این سه جایگاه تقریباً به یک اندازه است. اما واکداری /h/ وابسته به جایگاه واجی است به این صورت که این همخوان در جایگاه پیش واکه ای واکداری ضعیفی دارد ولی در جایگاه بین واکه ای و پس واکه ای میزان واکداری آن به طور قابل توجهی افزایش می یابد. چنین بحث کردیم که رفتار آوایی متفاوت /h/ و /?/ بر حسب پارامترهای وابسته به واک با توجه به سازوکارهای تولیدی متفاوت آنها قابل توضیح است. در تفسیر واجی رفتار آوایی چاکنایی های فارسی، پیشنهاد کردیم که این همخوان ها، نه به صورت دو واحد زنجیره ای، بلکه به صورت دو الگوی واک سازیِ ]گستردگی چاکنایی[ و ]انقباض چاکنایی[ بازنمایی شوند که میزان فعالیت این الگوها مشخصه دهی نشده است.
۸۸۳.

تحلیل دوبیتی های «لاله طور» علامه اقبال لاهوری بر اساس نظریه ارتباط زبانی رومن یاکوبسن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۲ تعداد دانلود : ۱۷۸
برپایه نظریه ارتباط زبانی رومن یاکوبسن (1982-1896)، تحقق هر ارتباط کلامی، نیازمند شش عامل است، یعنی فرستنده، گیرنده، پیام، موضوع، رمزگان و مجرای ارتباطی که جهت گیری پیام به سوی هریک از آن ها موجب نقش های خاصی شامل نقش عاطفی، ترغیبی، ادبی، ارجاعی، رمزگان و همدلی می شود. در بررسی و مطالعه دوبیتی های «لاله طور» علامه اقبال لاهوری که به روش توصیفی-تحلیلی صورت گرفته، کارکردهای شش گانه زبان براساس نظریه ارتباطی یاکوبسن تبیین و تحلیل شده و تلاش بوده تا به این سؤال اساسی پاسخ داده شود که کدام نقش زبانی بیشترین کارکرد را در این مجموعه شعری دارد. برآیند تحقیق نشان از آن دارد که علاوه بر نقش ادبی، نقش عاطفی که در آن جهت گیری پیام به سوی خود گوینده است، بیشترین کارکرد را دارد و اقبال از این طریق، به بیان عواطف و احساسات خویش پرداخته و حتی از دیگر نقش های زبان نیز درراستای تحقق همین امر بهره جسته است؛ ازاین رو هدف و محوریت کلام در این دوبیتی ها با «فرستنده» (من) است و نوع ادبی آن ها از نوع ادب غنایی است که عنصر توصیف در آن مهم ترین عنصر به حساب می آید و شاعر در آن به توصیف احوال، اندیشه و احساس لطیف خویش پرداخته است.  
۸۸۴.

نقد رویکردهای پژوهشگران علوم بلاغی درباره ملمّع و طرح انگاره ای دیگر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۳۰
ملمّع گونه ای از شعر است که براساس دو یا چندزبانگی بنیان نهاده شده است. اندیشمندان علوم بلاغی با رویکردهای مختلفی به بررسی ملمّع پرداخته اند. پژوهش حاضر کوشیده است با تحلیل و نقد این رویکردها، انگاره نوینی از ملمّع ارائه دهد و به این پرسش پاسخ دهد که ملمّع چرا و چگونه به وجود آمده است؟ شناخت بهتر ملمّع، چگونگی شکل گیری آن و چرایی استفاده از زبان های مختلف در به کارگیری این شگرد ادبی، در دوره های مختلف از اهداف این پژوهش است. روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی است. داده ها به شیوه کتابخانه ای و سندکاوی، گردآوری و به روش تحلیل محتوا، تجزیه وتحلیل شده است. نتایج نشان می دهد ملمّع، خلاف نظر پژوهشگران علوم بلاغی، شگرد یا تفننی ادبی نیست بلکه برآیند تقابل گفتمان های فرادست و فرودست، و حاشیه و مرکز است که با توجّه به تناسب زبان های به کاررفته در آن، از منظر گفتمان قدرت، قابل تحلیل است. این فرادستی در ملمّع های فارسی با زبان عربی یا زبان های اروپایی، از روند سیاسی و علمی قابل بررسی است. اما در ملمّع های پدیدآمده از زبان های محلی ایران با زبان فارسی، درواقع تقابل دو گفتمان حاشیه و مرکز، زبان رسمی و غیررسمی است که ضمن مشروعیت بخشی به زبان شاعر، گونه ای عکس العمل درباره دیگری سازی نیز هستند. از طرف دیگر از منظر گفتمان روان شناختی می توان ملمع را نوعی فخر پنهان و نمایش اقتدار گوینده و خواننده به شمارآوردکه در متن مقاله به تفصیل بررسی شده است.
۸۸۵.

تحلیل بلاغی و استدلالی زبان اقناعی در مجالس سبعه مولانا: مطالعه ای بر مبنای نظریه تولمین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۱۹
این پژوهش به تحلیل بلاغی و استدلالی زبان اقناعی در کتاب مجالس سبعه مولانا بر مبنای نظریه استدلالی استیون تولمین (Stephen Toulmin) می پردازد. روش تحقیق در این مطالعه، تحلیلی توصیفی و مبتنی بر تحلیل متن است که ازطریق یادداشت برداری کتابخانه ای ادعاها، دلایل و استثناهای موجود در استدلال های متن مجالس سبعه بررسی می شود. هدف اصلی این پژوهش، کشف نحوه استفاده مولانا از انواع ادعا، دلیل و استثنا در استدلال های موجود در مجالس سبعه است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که مولانا در مجالس سبعه با طرح ادعاهایی مبتنی بر مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی، از دلایل نقلی و شهودی برای تقویت این ادعاها بهره می برد. ادعاهای او به دو دسته تفسیری و علّی تقسیم می شود که اولی بر تأویل پدیده های طبیعی و دومی بر روابط سببی میان علت های ظاهری و غایی تأکید دارد. در این راستا، استثناها نیز عملکردی کلیدی دارد و به استحکام و انعطاف پذیری استدلال ها کمک می کنند و امکان تفسیرهای متنوع و عمیق تر از مفاهیم مطرح شده را فراهم می کند. در نهایت، یافته های این پژوهش نشان می دهد که مجالس سبعه مولانا، متنی است که در آن به طرز مؤثری از عناصر بلاغی استدلال برای اقناع مخاطب استفاده شده و در نتیجه، غنای فلسفی و عرفانی آن را افزایش یافته است.
۸۸۶.

تحلیل روانشناختی پذیرشِ سوگ در خاطره نویسی های شاهرخ مسکوب و مصطفی صادق رافعی براساس نظریه کوبلر راس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۱۰۴
خاطره نویسی یکی از انواع ادبیات داستانی به شمار می رود و می تواند حاصل روزنوشته های ادیب باشد، خاطراتی از مصطفی صادق رافعی «موت الأمّ» و شاهرخ مسکوب «سوگ مادر» به جا مانده که حاوی سوگ نوشته هاست و حول محور فقدان مادر می چرخد. جستار پیش رو باهدف تحلیل تطبیقی خاطره نویسی و تبیین گزاره های پذیرش سوگ به بیان کاربرد نظریه روانشناختی کوبلر راس در ادبیات داستانی می پردازد، روش پژوهش توصیفی تحلیلی با رویکرد تطبیقی است، نوشتار با استفاده از نظریه روانشناختی پذیرش سوگ کوبلر راس بررسی می کند که این دو ادیب به چه میزان موفق شده اند از لحاظ روانی سوگ را بپذیرند و این پذیرش چه اثری روی قلم آن ها داشته است. نتایج پژوهش نشان می دهد زمینه های عاطفی و اعتقادات دینی باعث شده پذیرش سوگ در مسکوب اتفاق نیفتد اما رافعی در نهایت این مرحله از فقدان را پذیرفته و آن را به الهیات رنج گره زده است، موسیقی درونی کلام و به کار بردن واژگانی که با فخامت تلفظ می شوند ناخودآگاه، خشم رافعی و مسکوب را به خواننده منتقل می کنند با این تفاوت که رافعی توانسته هنرمندانه از خشم خود پلی بزند به بیان حقایق تلخ اجتماعی قشر زنان و مرد سالاری جامعه اما مسکوب در سطح فردی سوگواری باقی مانده است.
۸۸۷.

شگردهای میرزا عبدالقادر بیدل برای کاربستِ انتزاعی حروف الفبا و واژگان در شعر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۹۷
تاریخ ادب فارسی گواه آن است که نویسندگان و شاعران در تصویرسازی و مضمون آفرینی های خویش، از اغلب چیزهایی که با آن ها سروکار داشتند بهره گرفته و آن ها را دست مایه ای برای نگاشتن و سرودن قرار داده اند. بر همین اساس، بهره گیری از حروف و واژگان، نه به عنوان عناصر زبانیِ صرف که به عنوان عناصری تصویرساز و مضمون آفرین در ادب فارسی مشاهده می شود. البته کیفیت و نوع بهره گیری از عناصر زبانی در قالب انتزاعی، ارتباط مستقیمی با قوّت و ضعف شاعران و نویسندگان دارد. در این میان میرزاعبدالقادر بیدل، به عنوان یکی از شاعران برجسته سبک هندی، ضمن تکرار برخی از اسلوب های اسلاف خویش در این زمینه، نوآوری های ویژه ای نیز داشته که در این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی بدان ها پرداخته شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که بیدل برای کاربستِ عناصر زبانی در قالب انتزاعی از چهار اسلوبِ تصویری بصری، آوایی، ساختاری و تشخیص محور بهره برده است. کاربست انتزاعی حرف، واژه و ترکیب در شعر میرزا عبدالقادر بیدل حاصل مواجهه او با زبان به مثابه ماده ای زنده و انعطاف پذیر است که بر مبنای این رویکرد، پاره ای از عناصر زبانی به مقوله ای بصری تبدیل شده اند؛ هم چنین از طریق تغییرات آوایی و ساختاری، گذر معنایی ژرفی در برخی از واژگان به وجود آمده است و درنهایت، با جان بخشی به حروف و واژگان، مفاهیم عرفانی ژرف از طریقِ به دست دادن نمادهای چندبعدی از برخی حروف الفبا به مخاطب انتقال یافته است.
۸۸۸.

کارکرد عناصر معنادرمانی در رمان «همنوایی شبانه ارکستر چوب ها» اثر رضا قاسمی بر اساس نظریه ویکتور فرانکل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۰۶
جستجوی هدف، ابزاری برای رسیدن به معنا و آرامش در مکتب روانشناسی معنادرمانی به شمار می آید. این مکتب مبتنی بر آرا و اندیشه های ویکتور فرانکل است و مطمح نظر بسیاری از نویسندگان و ادبای معاصر قرار گرفته است. رضا قاسمی، نویسنده معروف ایرانی نیز با نگاه فیلسوفانه و ادیبانه اش در آثار ادبی خویش به معنادرمانی و مفهوم زندگی در سایه مؤلفه های فلسفی آن توجه داشته است. پژوهش حاضر به شیوه توصیفی- تحلیلی و به کمک منابع کتابخانه ای، درصدد پاسخ به این سؤال است که معنا درمانی چه جایگاهی در این رمان دارد. برای این منظور ابتدا به تعریف معنادرمانی ویکتور فرانکل و مؤلفه های معنابخش آن در زندگی پرداخته شده، سپس رمان «همنوایی شبانه ارکستر چوب ها» اثر رضا قاسمی را با توجه به دلالت های مستقیم و غیر مستقیم آن، بر اساس نظریه معنادرمانی ویکتور فرانکل بررسی شده است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که رضا قاسمی از تجربه های انسانی، ارزش های اخلاقی، رنج ها و دیگر مؤلفه های معنابخش زندگی برای مقابله با تکانه های روحی و فائق آمدن بر نابرابری ها و ناعدالتی های زندگی تعریف کرده؛ کما اینکه نیل به آرامش در مواجهه با مرگ را از دریچه اندیشه توحیدی و اعتقاد به معاد تعریف کرده است.
۸۸۹.

A Structuralist Analysis of Similarities in Three Narratives: “Siavash”, “Hasanak Vazir” and “The Lion and the Cow”(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۴ تعداد دانلود : ۱۸۶
This article argues that despite differences in language, setting, and cultural context, the three narratives—Siavash (from the Shahnameh), Hasanak Vazir (from the Tārīkh-i Bayhaqī), and The Lion and the Cow (from Kelileh and Demneh)—each serve as a literary criterion of their respective time and culture. Structurally, however, they revolve around the same core motif: the destructive cycle of jealousy and conspiracy orchestrated by their negative heroes (Garsīvaz, Būshal, and Demneh), who manipulate the protagonists into downfall. These villains incite the antagonistic figures (Afrasiab, Mas‘ud, and the Lion) to provoke and ultimately execute the tragic killings of the virtuous heroes—Siavash, Hasanak, and the Cow. Through this shared framework, the narratives reveal a universal archetype of betrayal and power dynamics.
۸۹۰.

اختیار شاعری تسکین؛ شگردی در خدمت محتوا (مطالعه موردی: غزلیات سعدی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۵۱
اختیار وزنی تسکین، یکی از شگردهای عروضی در شعر فارسی است که اغلب به عنوان مفرّی برای رهایی از تنگناهای وزنی از آن استفاده شده است؛ چنان که می دانیم از دیرباز اختیارات شاعری اغلب در سطح موسیقایی بررسی شده اند؛ بااین حال، بررسی کارکردهای اختیار تسکین در غزلیات سعدی، به گمان نگارندگان نشان می دهد که این اختیار علاوه بر نقش موسیقایی به عنوان ابزاری در خدمت معناسازی و القای عواطف به کار رفته است؛ به همین دلیل در این پژوهش کارکرد اختیار تسکین در غزل های سعدی به منظور تبیین پیوند میان تسکین با معانیِ ضمنیِ بیت و همچنین بازنمایی عواطف با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی و منابع کتابخانه ای بررسی و تحلیل شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که سعدی آگاهانه از این اختیار وزنی برای تأکید بر واژگان کلیدی، بازنمایی حالت های عاطفی و خلق لایه ای پنهان از معنا بهره برده است. بررسی نمونه ها نشان می دهد که تسکین در میانه مصرع ها، گاه به دلیل کشش های آوایی، در القای اندوه و سکوت مؤثر بوده و گاه، ازطریق ایجاد سکته موسیقایی، احساس حیرت، اعجاب، تردید، شادی و... را به مخاطب منتقل کرده است. مطالعه موردی غزل ۵۶۴ دیوان سعدی به مطلع «مرا دلی ست گرفتار عشق دلداری/ سمن بری گلرخی جفاکاری» نیز به عنوان نمونه ای شاخص از غزلیات که بیشترین نمودهای تسکین در آن وجود دارد، نشان می دهد که سعدی با تکرار آگاهانه این اختیار در واژگان کلیدی و هجاهایی خاص، نه تنها موسیقی شعر را تقویت کرده، لایه ای پنهان از معانی ضمنی و عواطف را نیز خلق کرده است. در نهایت می توان گفت، نتایج این پژوهش نشان می دهد که اختیار تسکین در غزلیات سعدی ابزاری آگاهانه برای هماهنگ کردن هرچه بیشتر موسیقی شعر با محتوای آن، همچنین خلق و تعمیق معنا و عواطف است.
۸۹۱.

رسالتِ ایرانشهری رودکی (چرا سامانیان از رودکی خواستند تا کلیله و دمنه را به نظم بکشد؟)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۳۳
در اینکه سامانیان در پی احیای فرهنگ ایران باستان بوده اند، تردیدی وجود ندارد. حمایت آنها از دقیقی شاعر و تشویق او برای به نظم کشیدن خدای نامه را باید به همین خاطر دانست. اما دقیقی تنها شاعری نبود که سامانیان او را به کاری چنین بزرگ گمارده بودند. رودکی، بزرگ ترین شاعر دربار سامانیان، نیز مأموریت داشت تا کلیله و دمنه را به نظم درآورد. درباره علت به نظم کشیده شدن خدای نامه بسیار گفته اند، اما تاکنون توجه چندانی به چرایی انتخاب رودکی برای به نظم درآوردن کلیله و دمنه نشده است. در مقاله حاضر کوشیده ایم تا دلیل انتخاب کلیله و دمنه از سوی سامانیان و نظم آن توسط رودکی را بررسی نماییم. آنچه مسلم است آنکه به دلیل خاستگاه هندی کلیله و دمنه نمی توان آن را اثری نوشته شده در فرهنگ ایرانشهری دانست اما نکته ای که باید به آن توجه داشت، تغییراتی (دخل و تصرف هایی) است که ایرانیانی چون ابن مقفع در این متن ایجاده کرده و از این طریق به آن رنگی ایرانشهری داده اند؛ تغییراتی که از کلیله و دمنه اثری ساخته است که «فن زندگی» و شیوه بخردانه زندگی (البته هماهنگ با فرهنگ ایرانشهری) را تعلیم می دهد
۸۹۲.

از پل وجودی کافکا تا پل سوررئال حسینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۹۰
پل، همچنان که از نامش برمی آید می تواند پیونددهنده ای میان ادبیات داستانی دو سرزمین و رسیدن به تفکری جهان وطنی باشد. یک سوی آن، داستانی کوتاه از کافکا و سوی دیگر، نخستین داستان فلسفی بلند از نویسنده ایرانی، قدسی حسینی؛ زنی که همزمان با سفر حقیقی از آلمان به کانادا برای ملاقات خواهر محتضرش در بیمارستان، سفری معنوی را آغاز می ک ند و همگام با عبور از پل به مدد روایت تو در توی خویش و گفتگومندی باختینی در یک فضای سوررئالیستی و معناگرا می کوشد تا ناامیدی فروپاشانه پل وجودی کافکا را با یافتن خود، در دیگری بزرگ لکانی، دگرگون سازد. در هر دو داستان، امر نمادین و امرشخصی با کارکرد زبانی همدلی و زیبایی شناختی به هم گره خورده اند و همزمان در متن حضور دارند. این پژوهش با رویکردی نشانه شناسی به شیوه تحلیلی توصیفی به بررسی دو داستان هم نام پرداخته است و پژوهشی نوین در میان پژوهش های آثار کافکا، محسوب می شود که نشان می دهد همبستگی چشمگیری میان اجزای کلام، در انتقال پیامی واحد در پل کافکا وجود دارد؛ به صورتی که جنبه هایی از اگزیستانسیالیسم در آن برجسته شده، حال آنکه تنوع نمادها و ارجاعات بینامتنی گسترده در پل حسینی بر تعداد پیام های متن افزوده است. پیام هایی معنوی و اخلاق گرا که احتمالاً متأثر از خاستگاه شرقی نویسنده بوده اند. لحن لطیف و روند آهسته پل حسینی نیز در قیاس با زمختی لحن و ضرباهنگ کوبنده و پر تنش پل کافکا می تواند متاثر از جنسیت راویان باشد. اگرچه پل در اثر کافکا از ابژه به سوژه مبدل شده و در اثر حسینی به صورت معبر باقی مانده است؛ اما عناصر دیگری در روایت حسینی وجود دارد که نشانه درهم آمیختگی ابژه و سوژه است. این درهم تنیدگی دو عامل گفتمانی که نمایانگر خودِ نهفته سوژه در امن گاه ابژه است، می تواند مهمترین وجه اشتراک دو روایت متفاوت از پل باشد.
۸۹۳.

درآمدی بر آشنایی زدایی معنایی در شعر سازگار، انسانی، امیری اسفندقه، لطیفیان و برقعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۷۱
آشنایی زدایی معنایی در اثر ادبی یکی از شیوه های نو کردن و عادت زدایی از مؤلفه های معهودی است که پیشینیان به آن متعهد بوده اند. تکرار سنت ها و شیوه های معهود سبب می شود که اثر ادبی به ابتذال کشیده شود. شاعر برای خروج از این ابتذال، از هنجارگریزی استفاده می کند. یکی از گونه های هنجارگریزی، هنجارگریزی معنایی است. استفاده از صور خیالی چون تشبیه تفضیل، کنایه، استعاره وحس و همچنین به کارگیری صنایع بدیعی معنوی ای مانند تجاهل العارف، اغراق، حس آمیزی و متناقض نما از مؤلفه های هنجارگریزی معنایی است. در این پژوهش، با استفاده از روش تحلیل کیفی، کوشیده ایم مؤلفه های هنجارگریزی معنایی را در شعر غلامرضا سازگار، علی انسانی، علیرضا امیری اسفندقه، علی اکبر لطیفیان و سیدحمیدرضا برقعی تحلیل و بررسی کنیم. دستاوردهای این پژوهش نشان می دهد که در شعر شاعران نامبرده، از صور خیالی همچون تشبیه، به ویژه تشبیه تفضیل، استعاره، به ویژه استعاره مصرحه، کنایه، به ویژه با استفاده از تعابیر محاوره و روزمره، و تشخیص با نسبت دادن افعال و کنش های انسانی به غیرذوی العقول یا با نسبت دادن یکی از ملائمات انسان مانند دست و پا به موجود غیرزنده استفاده شده است. استفاده از صنایع بدیعی ای چون متناقض نما، تجاهل العارف و اغراق سبب اعجاب و حیرت مخاطب و خلق معنی تازه شده است. نسبت دادن حسی به حس دیگر شیوه ای لطیف تر برای خلق معانی تازه و هنجارگریزی بوده که در بین شاعران نامبرده کمتر بسامد داشته است.
۸۹۴.

معرفی دو سروده نویافته از ابن حسام خوسفی و دست نوشت شماره 6115 کتابخانه ملی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۷۶
ابن حسام خوسفی از سرایندگان نام آور قرن نهم هجری است که دست نوشت های متعددی از دیوان او در کتابخانه های مختلف ایران نگاهداری می شود. دیوان او تا کنون سه بار تصحیح شده است: در سال 1346 توسط غلامحسین شکوهی. در 1364 توسط طاهره خوشحال دستجری و در 1366 توسط آقایان احمد احمدی بیرجندی و محمد تقی سالک. نسخه 6115 کتابخانه ملی از دست نوشت های قابل اهمیت اما کمتر شناخته شده دیوان است که در هیچ یک از تصحیحات انجام یافته دیوان ابن حسام محل استفاده نبوده است. این دست نوشت محتملاً در قرن یازدهم هجری کتابت شده است و علی رغم افتادگی ها، شامل سروده ها و بیت هایی است که در تصحیح های موجود از دیوان ابن حسام به چشم نمی خورند. در نگاشته حاضر پس از معرفی این دست نوشت، برای نخستین بار دو سروده که باید آنها را از سروده های نویافته ابن حسام تلقی کرد بر پایه این دست نوشت نقل و تصحیح شده است. این دو غزل که مجموعاً 16 بیت هستند از نظر اشتمال بر باورهای دینی ابن حسام اهمیت دارند.
۸۹۵.

نشانه شناسی اجتماعی صفوه الصفا نوشته ابن بزاز اردبیلی براساس نظریه پی یر گیرو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۹۶
نشانه شناسی اجتماعی رویکردی انتقادی و تحلیلی است که به بررسی نشانه های اجتماعی و فرهنگی در درون متون ادبی می پردازد و فرایند تولید معنا از طریق این نشانه ها و دلالت های اجتماعی درون متن را بازخوانی می کند. بررسی و تحلیل نشانه ها و ارتباط معنایی آن ها در نظام اندیشگانی یک متن و تأثیر آن ها بر تولید معنا در حوزه مطالعات نشانه شناسی اجتماعی قرار می گیرد. پی یر گیرو زبان شناس و نشانه شناس فرانسوی از جمله کسانی بود که به بررسی و تحلیل نظام نشانه ای اجتماعی و فرهنگی در فرایند تولید معنای متن پرداخت و این نشانه ها را طبقه بندی کرد. صفوه الصفا نوشته ابن بزار اردبیلی از مهم ترین متون تراجم احوال مشایخ صوفیه در ادبیات صوفیه در قرن هشتم هجری است که به بررسی حیات صوفیانه و اجتماعی شیخ صفی الدین اردبیلی و استادان و شاگردان او می پردازد. ابن بزار در ضمن بیان احوال شیخ صفی الدین اردبیلی، تصویر قابل تأمل و روشنی از اوضاع اجتماعی زمانه شیخ صفی ارائه می دهد که باعث شناخت غنی تر دوران حیات او از منظر طریقت صوفیه و اوضاع اجتماعی می شود. در این مقاله با بررسی تحلیلی و توصیفی نشانه های اجتماعی صفوه الصفا بر اساس نظریات بنیادین پی یر گیرو، نظام نشانه ای مبتنی بر جامعه و فرهنگ در زمانه اثر بازشناسی شد و نتایج حاصل بیانگر نشانه های هویتی چون عناوین و القاب، مکان ها، طبقات اجتماعی و مشاغل مردمان و نیز نشانه های ارتباطی مثل لحن مختلف کلام، ارتباطات غیر کلامی، اطوار و حالات مردمان این دوره است که در نهایت منجر به تولید معنای اثر نیز شد.
۸۹۶.

آمیزش اسطوره، حماسه و فرهنگ عوام در روایتی نقّالی از داستان «رستم و اکوان دیو»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۹۸
داستان «رستم و اکوان دیو» یکی از روایت های مستقل شاهنامه است که رواج چندانی در میان عامه مردم نداشته است. یکی از مناطقی که به نظر می رسد این روایت از دیرباز در آن رواج داشته، منطقه سیاخ دارنگون فارس است. هدف نگارنده، بررسی مقایسه ای این روایت با روایت شاهنامه فردوسی است. نگارنده کوشیده است نخست به روش میدانی این روایت نقّالی را ثبت کند و سپس به بررسی تطبیقی آن با روایت فردوسی بپردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد روایت عامیانه مفصل تر و دارای رخدادهای متنوع تر در قیاس با روایت شاهنامه است. بخشی از این تفاوت ها مانندِ نحوه شروع روایت، رفتن گرگین به زابل و گذر رستم از هفت خان، حاصل آمیزش داستان اکوان دیو با دیگر روایت های شاهنامه است. بخش دیگری از تفاوت های دو روایت مانند حضور سروش غیبی، گرازها و دیوان در روایت عامیانه، حاصل تلاش راویان برای بومی سازی است. برخی از تفاوت ها نیز مانندِ رفتن دیو به قصر هفت طبقه افراسیاب و حضور پری در کنار آب، در نتیجه آمیزش روایت نقّالی با عناصر اساطیری است. به هر روی، این روایت از جنبه های گوناگون مانند شخصیت پردازی، خطوط اصلی روایت و فضای حاکم بر داستان با روایت شاهنامه فردوسی تفاوت های بنیادی دارد؛ اما در مجموع یک سانی هایی با روایت شاهنامه دارد.
۸۹۷.

تحلیل استعاره مفهومی«عشق، شهر است» در غزلیات سعدی بر اساس رویکرد معنی شناسی شناختی لیکاف و جانسون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۲۲
بر اساس نظریه استعاره مفهومیِ لیکاف و جانسون استعاره مفهومی به معنای ادراک مفهوم عینی یک پدیده از حوزه «مبدأ» و انتقال آن به یک مفهوم ذهنی در حوزه «مقصد» است و به عناصر پیوند میان این دو حوزه «نگاشت» می گویند. عشق از مهم ترین احساسات در زندگی بشری و شیوه نگرش به آن یکی از موضوعات مهم در ادبیات منظوم و منثور است. هدف این پژوهش تحلیل استعاره مفهومی «عشق» در غزل های سعدی را با رویکرد زبان شناسی شناختی است. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با توجه نظریه جرج لیکاف و جانسون زیر استعاره های معنایی در پیوند با استعاره« عشق شهر است» را استخراج و تحلیل می کند. با استخراج نگاشت ها و تحلیل کیفی استعاره های مفهومی «عشق، شهر است» در غزلیات سعدی این نتیجه به دست آمد که شاه، فرمانروای شهر عشق در غزل سعدی است؛ فرمانروای عشق در غزل سعدی جنبه ای اقتدارگرایانه دارد و هرگاه بر جان و دل عاشقان سایه افکند بر آنان چیره می شود و آنان را به اسارت خویش می آورد و سعدی، عقل را به شهر خود راه نمی دهد. در ادراک سعدی، کالای بازار عشق، کالای ناروا و بی ارزش جان است.
۸۹۸.

بررسی طنز اجتماعی- سیاسی در اشعار واصف باختری و احمد مطر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۲۴
طنز یکی از شگردهای ادبی و همچنان یکی از شیوه های مبارزات کلامی است که شاعران در جوامع سیاسی خفقان آور برای نقد عمل کرد زمامداران از آن بهره می برند. در نوشتار حاضر نگارنده کوشیده است تا طنز اجتماعی- سیاسی را در اشعار باختری و مطر مورد بررسی قرار دهد. اساس طنز این دو شاعر انتقاد از شرایط نابسامان جامعه افغانستان و عراق به منظور اصلاح و زدودن فساد است که بدون تردید جلوه های مشترک طنز هردو شاعر دردمند را همین موضوع شکل داده است و از جانب دیگر هدف طنز این دوشاعر به هیچ وجه خنداندن دیگران نیست؛ بلکه طنز آنها اهداف کلان و ارزشمندی همچون استعمار زدایی و فساد زدایی را درپی دارد، در اشعار این دو شاعر مضامین مشترک زیادی دیده می شود که در این مقاله با روش توصیفی_تحلیلی به این مضامین مشترک و تطبیق اندیشه های دو شاعر پرداخته شده است در نتیجه می توان گفت که همگونی های زیادی میان طنز باختری و مطر وجود دارد از جمله برخورد انقلابی و تحول آفرین هردو شاعر با زمامداران عصر خود از رهگذر طنز، نقد فساد اداری، نقد استعمار ستایی، دید اصلاح گرانه، بیان کردن درد مردم در قالب طنز و برخی مشابهت های دیگری که در این مقاله به صورت مفصل به توضیح آن  پرداخته شده است.
۸۹۹.

ترامتنیت مثنوی معنوی با متون عرفانی و کلامی پیشین در موضوع رؤیت خداوند

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۲۴
در این پژوهش به روش توصیف- تحلیلی و با استفاده از نظریه ترامتنیت ژرار ژنت، روابط ترامتنیتی مثنوی معنوی تحلیل شده است. مثنوی معنوی در باب امکان یا عدم امکان رؤیت خداوند با متون کلامی و عرفانی پیش از خود روابط ترامتنی دارد. سرمتنیت مثنوی معنوی ژانر تعلیمی و القائی است که تفاسیر و تأویلهای عرفانی مولوی را از موضوعات مختلف دینی و کلامی در اختیار مخاطبان میگذارد. از نظر پیرامتنیت عنوان اثر مولوی «مثنوی» است که صفت «معنوی» را نیز به آن اضافه کرده اند. تقسیم بندی تعالیم مثنوی به شش دفتر و انتخاب عنوان داستانها نیز کار خود مولوی بوده است. قرآن کریم، نهج البلاغه، حدیقه سنایی، معارف بهاءولد و مقالات شمس تبریزی پیش متن های مثنوی هستند. مثنوی معنوی در ردّ اعتقاد برخی از فرقه های کلامی گاهی به طور صریح و گاهی به طور ضمنی با متون عرفانی مثل معارف بهاولد و مقالات شمس تبریزی روابط بینامتنی دارد. از دیدگاه فرامتنی نیز نگرش انتقادی مولوی نسبت به دیدگاه های کلامی پیشین بررسی و تحلیل شده است. مولوی در بحث رؤیت خداوند هم رویکرد تفسیری و هم رویکرد انتقادی به دیدگاه های قبل از خود دارد. مذهب کلامی مولوی، رؤیت خداوند را با چشم سَر در جهان آخرت از امور مسلم می داند؛ اما مولوی در این موضوع از کلام اشاعره تبعیّت نمی کند و دیدگاه معتزله را نیز نامعتبر میداند و ردّ میکند. مثنوی با دیدگاه عرفای پیش از خود فرامتن تفسیری دارد؛ زیرا معتقد به رؤیت خداوند با چشم سِرّ(دل) هستند و کل هستی را تجلی گاه جمال و جلال خداوند می دانند.
۹۰۰.

بررسی نقش طنز در موفقیت و ماندگاری شعرهای کودک منوچهر احترامی با تکیه بر مجموعه اشعار حسنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۲۴
منوچهر احترامی از قدیمی ترین و موفق ترین نویسندگان و سرایندگان ادبیات کودک و نوجوان ایران با مجموعه شعرهایش به ویژه مجموعه ی حسنی نگو یه دسته گل از انقلاب اسلامی تا به امروز، با تیراژ چند میلیونی همچنان یکی از محبوب ترین شاعران شعر کودک به شمار می رود. با وجود اینکه عوامل گوناگونی در موفقیت و ماندگاری اشعار او مؤثر بوده اند اما به نظر می رسد کاربست طنز و شگردهای گوناگون آن نیز نقش مهمی در ماندگاری آثارش داشته باشد. طنز احترامی به دلیل جهان شمول بودن و سخن گفتن از جهان واقعی کودکان، در گام نخست با موقعیت های طنزآمیزی که دارد با کودک همراه می گردد، ارتباط عاطفی عمیقی با او برقرار می سازد و سپس باتکیه بر اندیشه و تخیل خاص کودکان، احساس لذت و هیجان در وجود کودک برمی انگیزاند که تأثیر آن تا سال ها حتی یک عمر باقی می ماند. بنابراین، هدف مشخص این جستار، بررسی تأثیر شگردهای طنز در موفقیت و ماندگاری شعرهای کودک احترامی و به طور مشخص، هفده دفتر از مجموعه ی 21 جلدی حسنی به روش توصیفی تحلیلی است. یافته های پژوهش نشان می دهد یکی از عوامل موفقیت و ماندگاری شعر احترامی این است که افزون بر استفاده از شگردهای طنز ملموس و خودکاری مانند جناس، تحامق، استعاره، ایجاز و... از شگردهای دیگری که مختص خود اوست همچون نگرش طنزآمیز، چرخش طنز، شخصیت های طنزآمیز، طنز موجود در فرهنگ عامه نیز بهره برده است که از میان این ها، طنز در ادبیات عامه بیشترین و طنز تناقض طنزآمیز، کمترین بسامد را داشته است. احترامی بیشتر با رویکرد سرگرمی، آموزشی و انتقادی طنز خود را پیش برده است و اشعار طنزآمیز او متشکل از لایه های درونی و بیرونی است. روساخت آن برای کودکان، خوشایند و سرگرم کننده بوده است و لایه های درونی آن برای برانگیختن حس پرسش گری و کنجکاوی در کودکان کارکردی انتقادی دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان