ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۳٬۶۰۱ تا ۵۳٬۶۲۰ مورد از کل ۵۴٬۴۲۰ مورد.
۵۳۶۰۱.

بازتاب تمثیلی «ماه» در اشعار فارسی سده ششم تا هشتم(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۳۴
یکی از انواع ادبی در حوزه ادبیات تمثیل است که از تخیل قوی یک نویسنده یا شاعر برای بیان افکار و عقاید وی نشأت می گیرد. هدف از نگارش این مقاله، بررسی تمثیل در اشعار شاعران قرن ششم تا هشتم با تاکید بر اشعار خاقانی است که به شیوه توصیفی تحلیلی و به شیوه کتابخانه ای انجام شده است. در این مقاله توصیفی با واکاوی اشعار شاعران قرن ششم تا هشتم با تاکید بر اشعار خاقانی به جست و جوی انواع تمثیل روایی و توصیفی در این اثر پرداخته و چگونگی کاربرد و انواع هریک از تمثیل های به کار رفته در آن را بیان می کنیم. در این مقاله با استفاده از شیوه تحلیلی - توصیفی، تشبیه تمثیلی، استعاره تمثیلی، تمثیل طبیعی در دیوان شاعران در بوته نقد قرار می گیرد، بنابراین ابتدا تمثیل از دیدگاه صاحب نظران به صورت اجمال بیان می شود و سپس انواع آن در شعر شاعران بررسی می گردد. بررسی در این اثر نشان می دهد که این شاعران تمثیل را نه تنها جهت محسوس کردن موضوعاتی ذهنی استفاده کرده است تا این موضوع ها را به صورت ملموس تر بیان کند.
۵۳۶۰۲.

بررسی تاریخی- تطبیقی عروض رباعی در فارسی و عربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۷۰
رباعی یک قالب شعری است که با وزن منحصر به فردش شناخته می شود، اما از دیرباز در تعیین وزن اصلی آن و شیوه رکن بندی رباعی هم در فارسی و هم در عربی در میان عروضیان اختلاف نظر بوده است. از سوی دیگر با آن که قالب و وزن رباعی از فارسی وارد عربی شده، رکن بندی عروضی آن با رباعی فارسی متفاوت بوده است. به طوری که رباعی در عربی در ضمن عروض خلیل قرار نداشته و قاعده سبب و وتد بر آن حاکم نبوده است، ولی عروض فارسی سنتی آن را در بحر هزج گنجانده است. در این جستار ابتدا کوشیده شده است پس از بررسی مختصر تاریخی عروض رباعی در فارسی و عربی، وزن اصلی رباعی در هر دو نظام وزنی تعیین شده و شیوه یکسانی برای رکن بندی آن در فارسی و عربی اتخاذ شود و سپس با مقایسه وزن اصلی آن دو، اختیارات شاعریِ رباعی در هر دو نظام وزنی معلوم گردد. رکن بندی وزن اصلی رباعی در فارسی به صورت «مستفعلُ مستفعلُ مستفعلُ فعْ»(- - U U - - U U - - U U –) و در عربی به صورت «مستفعلُ مفعولاتُ مستفعلُ فعْ»(- - U U - - - U - - U U –) تعیین شده و تنها اختلاف در رکن دوم است که به جای «مستفعلُ»، «مفعولاتُ» آمده است که همین اختلاف منجر به برخی تفاوت ها در اختیارات شاعری در رباعی عربی در مقایسه با رباعی فارسی شده است. روش پژوهش در این نوشته روش تطبیقیِ مبتنی بر مکتب فرانسه است.
۵۳۶۰۳.

واکاوی ریشه های اساطیری و تحلیل افسانه شگفت مردم دریانشین و بازتاب آن در متون ادب فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۵۹
یکی از باورهای شگفت که در اساطیر، عجایب نامه ها و برخی از متون نظم و نثر ادب فارسی بازتاب یافته و زمینه مناسبی برای خلق مضامین و تصاویر غریب ایجاد کرده است، اعتقاد به انسان دریانشین یعنی موجودی مرکب است که نیمه بالای جسمش انسان و نیمه پایین آن ماهی است. مسئله اصلی این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی و با استناد به منابع کهن انجام شده است، بررسی، نقد و تحلیل افسانه مردم دریانشین در متون ادب فارسی، جستجو در ریشه ها و زمینه های آن در اساطیر و افسانه ها و نیز نشان دادن نمونه های مشابه در اسطوره های دیگر ملت هاست. انسان دریانشین که در مواقعی با پری دریایی همسان است، مطابق تصورات قدیم، در کاخ های افسانه ای و محیطی سرشار از جواهرات گران بها در زیرِ آب زندگی می کند. زندگی انسان دریانشین، نظامی اجتماعی دارد و گاه ازطریق ازدواج صاحب فرزند می شود. اغلب شاد و اهل آواز و طرب است و بااینکه قادر به تکلم نیست، برخی اوقات با انسان مراوده دارد و حتی با او ازدواج می کند. گاهی در نقش نجات بخش و راهنمای کشتی شکستگان ظاهر می شود. انسان دریانشین حاصل تلاش ذهن بشر است برای خلق دنیایی موازی در زیر آب که اجزای آن با جهان محسوس متناظرند و بازگوکننده برخی جوانب گوناگون و ناسازگار جهان و نسبت آن با زندگی و انسان به شمار می آید.
۵۳۶۰۴.

مشروعیت و سلب مشروعیت: بازخوانی جایگاه تاریخی و گفتمانی مزدک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۱۳
این مقاله با هدف بررسی سازوکارهای تولید و سلب مشروعیت از مزدک در منابع تاریخی به بازخوانی جایگاه تاریخی و گفتمانی مزدک، مصلح اجتماعی سده پنجم میلادی، در زمینه سیاسی ایدئولوژیک دوره قباد ساسانی می پردازد. این جستار با بهره گیری از روش تحلیلی گفتمانی می کوشد نشان دهد که گفتمان رسمی ساسانی چگونه از رهگذر ابزارهای روایی، اسطوره ای و تاریخی، تصویری معین از مزدک ساخته و کنش های او را ذیل مفاهیمی چون «بدعت» و «جنبش» بازتعریف کرده است. بررسی نام و نشان مزدک چارچوب این تحلیل را تشکیل می دهد. فرضیه اصلی آن است که این روایت ها نه بازتابی مستقیم از واقعیت تاریخی، بلکه بازنمودهایی گفتمانی اند که در خدمت تثبیت هژمونی نهاد سلطنت و دین رسمی در واپسین قرون شاهنشاهی ساسانی قرار گرفته اند. بررسی روایت های تاریخی نشان می دهد که تصویر مزدک در بستر مناسبات گفتمانی شکل گرفته است؛ یعنی رویدادهایی تاریخی در عمل از طریق بازنمایی هایی گفتمانی روایت می شوند. عمل کرد این قبیل بازنمایی ها مشروعیت بخشی به ساختارهای قدرت و سلب اعتبار از بدیل های اجتماعی ایدئولوژیک است.
۵۳۶۰۵.

ارتباط زمان و انجامِ کار در اندرزنامه های پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۹
«زمان» یکی از تأثیرگذارترین پدیده های هستی است که در کنار مکان، ظرفی برای انجام کارها در جهان است. در اندیشه ایرانیان باستان، زمان خود آیینی به نام «زُروانیسم» داشت که تقدیرگرایی یکی از مقوله های پایه ای آن به حساب می آمد. اثر زمان در فرهنگ اندیشگانیِ ایرانِ دوره ساسانی در اندرزهای دینی و حِکَمی- عملیِ بعضی از دین مردان و دانایان به خوبی پیداست. از آنجا که اثر زمان در هیچ کدام از دیگر انواع ادبی آن دوره به اندازه نوعِ اندرزی پُررنگ نیست، این مقاله پدیده زمان را با روشی توصیفی و با استفاده از منابع کتابخانه ای از منظر رابطه زمان و انجام کار در متون اندرزی پهلوی مورد بررسی قرار داده است. نتایج نشان می دهد که اندرزگویان خطاب به اندرزشوندگان، در خصوص اهمیت و تأثیر زمان در انجام کارها، از زمان ازلی تا زمان فرجامین و دوره های میانی آنها مانند هزاره، سال، فصل، ماه، اوقات شبانه روز، ساعت، ... سخن به میان آورده اند. در مواردی به دلایل یا نتایج انجام کارها یا پرهیز از انجام آنها نیز اشاره شده است. در نهایت، این که آثار بسیاری از اندرزهای پهلوی، در ادبیات، سیاست، فرهنگ و اجتماع ایرانِ بعد از اسلام به روشنی دیده می شود.
۵۳۶۰۶.

از انفعال تا آگاهی کنشگرانه: تحول شخصیت اصلی رمان چراغ ها را من خاموش می کنم در پرتو تحلیل نظام مند ایدئولوژیک دیالوگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۴
برخلاف خوانش های رایج، این پژوهش نشان می دهد که شخصیت کلاریس در رمان چراغ ها را من خاموش می کنم ، فرایند تحولی عمیق از انفعال به کنشگری را طی می کند که از طریق تحلیل نظام مند دیالوگ در دو سطح پیشنهادی در این جستار قابل اثبات است. سطح اول، دیالوگ های صریح را در بر می گیرد که شامل گفت وگوهای مستقیم، مونولوگ های درونی، و مکاشفه های شخصیتی است؛ این سطح، ویژگی های اولیه شخصیت، روابط بین فردی و فضای اجتماعی-فرهنگی حاکم بر داستان را برای خواننده آشکار می سازد. سطح دوم و عمیق تر، دیالوگ های چندصدایی را تحلیل می کند که محصول تعامل پویا و پیچیده کلاریس با آواهای بیرونی (اجتماعی) و درونی (فردی) و حتی اشیاء و جانوران است. در کانون این تحلیل چندصدایی، دو مفهوم جدید قرار دارد: «آواهای انفکاکی» که با صداهای دیگر در تعارض قرار می گیرند و با واکنش مقاومت از سوی شخصیت مواجه اند و «آواهای انضمامی» که در هسته هویت شخصیت اصلی ادغام شده و تمهیدات شکل گیری یک هویت نوین و پویا را فراهم می آورند. یافته ها نشان می دهد که این چارچوب تحلیلی، علی رغم سادگی ظاهری رمان، روشی کارآمد برای کاوش عمیق تر هویت است و با ارائه تعریفی نسبتاً جامع و چندسطحی از دیالوگ، الگویی بدیع را برای مطالعات شخصیت پردازی در ادبیات داستانی پیشنهاد می دهد.
۵۳۶۰۷.

گونه شناسی تعاریف عشق و محبت در اندیشه صوفیان اهل سکر و صحو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۸۶
یکی از بنیادی ترین عوامل اختلاف صوفیه درباره عشق و محبت به اختلاف رویکردهای سکری و صحوی بازمی گردد. این دو رویکرد تأثیر عمیقی در شکل گیری برخی از مفاهیم و اصطلاحات و گسترش معنایی آنها در تصوف داشته است. هر کدام از این دو گروه متناسب با فضای فکری خود مؤلفه هایی را در تعاریف عشق و محبت لحاظ کرده اند. در این مقاله که به روش توصیفی – تحلیلی نگاشته شده است پس از استخراج تعاریف عشق و محبت از متون عرفانی تا قرن هفتم، مؤلفه های مهم ذکر شده شناسایی و سپس با توجه به اندیشه های صحوی یا سکری مستخرج از آنها، گونه شناسی صورت گرفته است. بر این اساس دو گونه کلی در تعاریف صوفیه از عشق و محبت می توان ملاحظه نمود. نخست تعاریفی که با زبان شاعرانه بیان شده و صوفی با بهره گیری از بلاغت، اشاراتی به احوالات عاشقانه و تاثیر عشق بر سالک دارند که غالباً متعلق به اهل سکر است. گونه کلی دوم عباراتی است که صوفیه با بهره گیری از مؤلفه ها و اصطلاحات عرفانی دیدگاه نظری خود را در این باب بیان می کنند که به سه زیرگونه تقسیم می شوند. در زیرگونه نخست که به اهل صحو اختصاص دارد مؤلفه های مستخرج با مجاهدت و اکتساب مرتبط هستند. در زیرگونه دوم که به اهل سکر تعلق دارد مؤلفه هایی چون محو ، فنا و وجود مشاهده می شود. اما گونه سوم حاوی مؤلفه هایی است که لفظ آن در تعریف متعلق به اهل سکر و صحو مشترک است اما مدلول آنها فرق می کند به گونه ای که با فضای فکری دو مکتب هماهنگ است.
۵۳۶۰۸.

زیباشناسیِ اکنون در جهان بودلر: وارونه سازیِ تعالیِ افلاطونی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۴۵
مقاله حاضر با روش کتابخانه ای و رویکرد بینارشته ای بر رابطه دیدگاه افلاطون و بودلر درباره اثر زیباشناختی متمرکز است. اعتقاد افلاطون به «هنر همچون بازنمایی» قرون دراز بر تفکر غربی حاکم بوده است. این نظریه، زیبایی را تابع حقیقت و بازنمایی آن می سازد. اگر حقیقت نزد افلاطون کلی و ثابت و ابدی است، آنگاه زیبایی اصیل نیز باید همین ویژگی ها را داشته باشد. بودلر نخستین متفکری بود که با اعتقاد به جنبه فرّار و گذرایِ زیبایی، علیه سنت طولانی افلاطونی شورید. هنرمندِ بودلری شکاف افلاطونی میان امر ابدی و امر زمانمند را انکار می کند، دقیقاً همان چیزهایی را درآغوش می کشد که افلاطون سایه و شبح می نامید. ابدیت و زمان به آشتی می رسند. از دید بودلر، برخلاف نظر افلاطون، زیبایی به معنای تعالی از امر اینجایی و اکنونی نیست. برعکس، زیباییِ هرچیز ریشه در «حال بودن» آن دارد. بودلر مفهوم «تعالی همچون حلول» را دربرابر مفهوم افلاطونی از «تعالی همچون فراروی و تفوق» می نهد. بدین معنا، هر سنتی مدرنیته خودش را دارد و هنرمند اصیل کسی است که این مدرنیته خود را کشف کند. بودلر با نظریه افلاطون درباره «هنر همچون بازنمایی» مخالفت می ورزد، زیرا امر نو یا همان امر خاص و منحصربه فرد نمی تواند محصول بازنمایی باشد. نظر منفیِ بودلر نسبت به عکاسی را باید در همین مخالفت با بازنمایی دانست. در نگاه بودلر، رابطه افلاطونیِ فلسفه و هنر وارونه می شود و این فلسفه است که جنبه زیباشناختی پیدا می کند.
۵۳۶۰۹.

بازشناسی دو الگوی روایی از متون زردشتی در بیتی از شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۲۰
این پژوهش بر آن است تا از بیت «به رشک اندر اهریمن بدسگال / همی رای زد تا بیاگند یال» از داستان کیومرث در شاهنامه تفسیری تازه ارائه دهد. ازاین رو با ذکر بیت مذکور و نگاه انتقادی به تفاسیر ارائه شده آغاز می شود. سپس با تکیه بر دو کلیدواژه «رایزنی» و «قوی شدن»، به منابع زردشتی رجوع می کند و شواهدی را از حضور دو الگوی روایی در این متون موردبررسی قرار می دهد. جمع آوری، بررسی، تحلیل و مقایسه ساختاری شواهد مذکور با رویکردی توصیفی-تحلیلی نشان می دهد الگوی نخست از سه مرحله 1-انجمن شدن، 2-رایزنی 3- اقدام و الگوی دوم از پنج مرحله 1-اطلاع از سرنوشت، 2-بیهوشی/بی حرکتی، 3-برانگیختن، 4-هوشیاری/حرکت 5-اقدام تشکیل شده است. سپس در نتیجه تحلیل و تفسیر مفهوم بیت مذکور بر اساس الگوهای فوق، آشکار می شود که این الگوها با پشت سر گذاشتن تحوّلاتی به بیت مذکور راه یافته اند. مفهوم این بیت درواقع اهریمن را توصیف می کند که برای آشفتن روزگار کیومرث، فرزندش سیامک و مردم، به رایزنی و مشورت با دیوان می نشیند. او به واسطه این رایزنی و طرح پیشنهادهایی با هدف آشوب، کشتار و ویرانی از جانب دیوان، قدرت می گیرد و سپس با تصویب نقشه حمله، فرزندش خزوران را با سپاهی از دیوان برای عملی کردن این نقشه راهی می کند. هم چنین در توجیه ادغام دو الگوی مذکور در این بیت می توان گفت احتمالاً این الگوها به سبب هم پوشانی برخی عناصر در هم ادغام شده و در این بیت به صورت الگوی نهایی چهار مرحله ای 1-اطلاع، 2-انجمن شدن، 3-رایزنی و 4-اقدام درآمده اند.
۵۳۶۱۰.

تحلیل عناصر ساختاری و محتوایی کتاب فارسی پایه چهارم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۸۹
کتاب های درسی، به ویژه در مقطع ابتدایی، نقش محوری در فرایند یاددهی-یادگیری ایفا کرده و به عنوان ابزارهای بنیادین آموزشی، تأثیر بسزایی در توسعه مهارت های شناختی و پرورش توانمندی های تحلیلی دانش آموزان دارند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل محتوای کتاب فارسی پایه چهارم ابتدایی و ارزیابی میزان انطباق آن با استانداردهای آموزشی و مهارت های مورد انتظار یادگیری انجام شده است. این مطالعه از روش تحلیل محتوای کیفی بهره برده و ابعاد مختلف کتاب از جمله ساختار مفهومی، انسجام محتوایی، تناسب موضوعی، روش های آموزشی و میزان تعامل با یادگیرنده مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. داده های حاصل بر اساس چارچوب های نظری مرتبط و استانداردهای آموزشی تفسیر شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که کتاب فارسی پایه چهارم ابتدایی از لحاظ تنوع محتوایی، پیوستگی مطالب و انسجام ساختاری دارای ویژگی های مثبت و برخی کاستی های محتوایی است. در برخی بخش ها، محتوا با اصول آموزشی همخوانی داشته و به ارتقای تفکر انتقادی و مهارت های زبانی دانش آموزان کمک می کند، اما در برخی دیگر، ضعف در انسجام مطالب، محدودیت در ارائه فعالیت های تعاملی و کمبود رویکردهای خلاقانه مشاهده می شود. نتایج این پژوهش می تواند به تصمیم گیران آموزشی، برنامه ریزان درسی و نویسندگان کتاب های درسی در راستای بازنگری و اصلاح محتوای آموزشی کمک کند. همچنین، یافته های این مطالعه می تواند به عنوان مبنایی برای ارزیابی سایر کتاب های درسی و بهینه سازی فرایندهای تدوین محتوای آموزشی در مقاطع مختلف مورد استفاده قرار گیرد.
۵۳۶۱۱.

منابع و روش بهرام بن مردانشاه در ذکر سال شمار شاهان ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۱۰۳
یکی از منابع حمزه اصفهانی، تاریخ ملوک بنی ساسان نوشته بهرام بن مردانشاه، موبد کوره شاپور از ولایت فارس بوده است. به گفته بهرام موبد، او بیش از بیست نسخه از کتاب خدای نامه را فراهم آورده است تا با مقایسه آنها سال شمار پادشاهان ایران را اصلاح کند. درباره منابع و روش بهرام موبد دو دیدگاه مختلف وجود دارد: گروهی از پژوهشگران بر این باورند که موبد با گردآوری و مقایسه نسخه های خدای نامه ، سال شمار شاهان ایران را اصلاح کرده است. در مقابل، برخی پژوهشگران منابع موبد را کتاب های سیر ملوک الفرس می دانند و معتقدند که اصلاحات او با مقایسه سیر الملوک ها صورت گرفته است. با درنظرگرفتن این دو دیدگاه، این پرسش مطرح می شود که منابع و روش بهرام پسر مردانشاه در ذکر سال شمار شاهان ایران چه بوده است؟ موبد چه اصلاحاتی در کتاب تاریخ ملوک بنی ساسان اعمال کرده که حمزه اصفهانی روش او را «اصلاح» خوانده است؟ این مقاله به روش تحلیل اسناد سال شمارهای پادشاهان ایران (به ویژه پادشاهان ساسانی) در گفته های بهرام موبد را با کتاب های تاریخی (نوشته شده تا سال 400ق.) مقایسه کرده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که روایت بهرام موبد، یعقوبی و طبری در یک گروه قرار می گیرد. روایت این گروه نیز به سال شمارهای آگاثیاس نزدیک است؛ ازاین رو می توان نتیجه گرفت که به احتمال فراوان روایت بهرام موبد، یعقوبی و طبری ریشه در خدای نامه دوره خسرو انوشیروان داشته است؛ اثری که تا دوره اسلامی نسخه برداری و بازنویسی شده و نقش مهمی در انتقال تاریخ پادشاهان ایران داشته است.
۵۳۶۱۲.

ارزیابی کتاب مینا (1) بر اساس تلفیقی از انگاره مک دانو و کانینگزورث(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۹۵
 کتاب های آموزشی از مهم ترین بخش های هر مجموعه آموزش زبان به شمار می روند. با توجه به نقش کلیدی کتاب در پیشرفت زبان آموزان، کیفیت و محتوای آن بسیار اهمیت دارد؛ بنابراین مدرس زبان باید ویژگی های هر کتاب آموزشی را بررسی کند و با توجه به نیازهای دوره و زبان آموزان خود، مناسب ترین کتاب را برگزیند. بررسی و نقد کتاب های آموزشی یک زیرشاخه مغفول از زبان شناسی کاربردی قلمداد می شود. هدف آن بررسی کتاب های درسی به عنوان تولیدات آموزشی فرهنگی است که معانی مهمی را از راه محتوا و صورت بندی خود انتقال می دهند. بررسی های میان رشته ای و چندگانه می توانند نشان دهند که چگونه مطالب متنی و تصویری و یا صوتی در کتاب های درسی، افراد، مکان ها و زبان ها و فرهنگ را به نمایش می گذارند؛ همچنین می توانند درک فراگیران و دیدگاه آنها را به موارد یادشده شکل دهند. مجموعه کتاب های مینا تألیف شده در بنیاد سعدی برای آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان ازجمله کتاب های آموزش زبان فارسی هستند که در مراکز گوناگون به کار می روند. این پژوهش که با روش توصیفی تحلیلی و رویکرد انتقادی صورت گرفته بر آن است تا ویراست اول از کتاب نخست این مجموعه را بررسی کند تا با دریافت ویژگی ها و نقاط قوت و ضعف آن، نخست به مؤلفان در فرایند چاپ ویراست های جدید کمک کند و مطالبی را که از نظر دورمانده روشن سازد، سپس مدرسان زبان فارسی را در گزینش محتوای مناسب زبان آموزان یاری رساند. مؤلفان بالقوه کتاب های آموزشی نیز می توانند با بهره گیری ازاین دست پژوهش ها، اقدام به تألیف کتاب هایی پیراسته از اشکال کنند. نتیجه این پژوهش نشان می دهد که در کنار فواید کتاب مینا (1) اشکالاتی در آن مشهود است که مهم ترین آنها عبارت اند از: اشکالات آموزشی فراوان در بخش دستور زبان و کشف قاعده های دستوری، اشکالات متعدد نگارشی و ویرایشی که در کتاب آموزش زبان اهمیت دوچندان دارد، الگوهای نادرست در تمرین های کتاب و مغایرت های فرهنگی کتاب با فرهنگ ایرانی و اسلامی.
۵۳۶۱۳.

همسنجی عملکرد مترجمان در برگردانِ پاره گفت های عکس محورِ نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۶۳
یکی از شگردهای مهمی که سخنوران صاحب نام در فرایند انتقال مفاهیم مورد نظر از آن استفاده کرده اند تکنیک «عکس» یا «تبدیل» است. امام علی علیه السلام به عنوان یک سخنور بی بدیل، برای ترسیم اندیشه ها در خطبه های خود از شگرد یادشده بهره گرفته است و بارِ معناییِ زیادی را بر دوش آن قرار داده و تلاش نمود با توانش زبانی خویش، میانِ ساخت زبانی و مفهوم مورد نظر هماهنگی و همسویی ایجاد نماید و از رهگذر آن، ایدئولوژی خود را به مخاطب القا نماید. در پرتو اهمیت جایگاه و کارکرد شگرد عکس در نهج البلاغه، پژوهش حاضر می کوشد با انتخاب ترجمه محمد دشتی و عبد المجید معادیخواه به عنوان جامعه مطالعاتی، به روش توصیفی- تحلیلی، نحوه برگردانِ پاره گفت هایِ عکس محورِ خطبه های نهج البلاغه را از منظر رسایی یا نارسایی دلالت، بازآفرینی یا گذر از تناظر در ساخت، رعایت اقتصاد زبانی یا نادیده گرفتن آن مورد واکاوی قرار دهد تا از کیفیت فهم آن دو مترجم نسبت به دلالت شگرد یادشده، چگونگی بازتولید آن تکنیک بیانی در زبان مقصد، و میزان توجه به اقتصاد زبانی و کمینه گراییِ نخستین پرده بردارد. بررسی گویای این است که هر دو مترجم به وجود این تکنیک در متن مبدا شناخت داشته اند و کوشیده اند در فرایند برگردانِ متن، از رهگذر تکرار سازه های اصلی عکس، آن را در زبان فارسی بازآفرینی و بازسازی نماید و با آرایش جدید واژگان متناظر، آن راهبرد بیانی را در زبان مقصد پیاده سازی کنند. با اینهمه گاهی اوقات محدودیت معنایی و ساختاری مانع از بازآفرینی عکس در زبان مقصد شده است.
۵۳۶۱۴.

Étude Herméneutique Du Concept De"La Résurrection" Dans La Traduction Faite Par Jacques Berque De La Sourate "Al-Waqiah"(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۹۷
Le Noble Coran, le livre sacré des musulmans, est révélé en langue arabe, mais il comprend le message divin pour toute l’humanité; et pour apporter ce message aux hommes, il faut le traduire en différentes langues. On remarque plusieurs interprétations concernant la "la Résurrection" dans ce livre sacré, à cause de la complicité de sa structure et de son vocabulaire polysémique. Alors, il est nécessaire de connaître l’origine de ce terme Coranique pour trouver leur équivalent exact en français. Dans ce travail de recherche, en recourant à la méthode herméneutique concentrée sur les réflexions de l'Ayatollah Jafar Sobhani, nous tentons à dégager les difficultés et impasses de la traduction du terme "la Résurrection" à travers la traduction de la sourate " Al-Waqiah " faite par Jacques Berque. Pour arriver à ce but, nous allons suivre les 14 principes pour l’interprétation correcte du Coran selon Sobhani. Nous discutons sur la traduisibilité des expressions et des termes Coraniques et la transmission de la signification correcte de ces éléments en français. Les résultats montrent que dans la majorité des cas, Berque a bien transmis en français les termes exprimant «la Résurrection» et il semble qu'il ait essayé de transmettre le sens général des versets en français, mais n'a pas été en mesure de rendre les nuances sémantiques subtiles.
۵۳۶۱۵.

نقش عناصر سازنده خیال در بیان اندیشه های اسماعیلی غزلیات نزاری قهستانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۱
سعد الدّین بن شمس الدّین بن محمّد نزاری قهستانی، از شاعران پرکار و مشهور اسماعیلی در سده های هفتم و هشتم است. این شاعر اسماعیلی همچون سایر اسماعیلیه به خاطر عقایدش دچار سختی بود و نمی توانست آزادانه سخن بگوید، از این روی نوع سخن گفتن وی مخصوصاً شیوه بیان مسائل عقیدتی و مصطلاحات اشعار وی در استفاده از ظرفیت های بلاغی زبان فارسی روشن می شود. نزاری درعینِ حضور در دربار حکومت های ضدِاسماعیلی و در دوره سخت گیری نسبت به اسماعیلیان، اندیشه های اسماعیلی را با استفاده از ظرفیت های بلاغت به گونه ای بیان می کند که بتواند همچنان به شاعری بپردازد و در میان خوانندگان نفوذ کلام داشته باشد. در این مقاله می کوشیم شیوه ها و شگردهای بلاغی مورد استفاده نزاری را برای بیان مفاهیم و اندیشه های اسماعیلی تبیین و تحلیل کنیم. نزاری توانسته است به کمک استعاره، حدیث مشهور «سفینه» را برای بیان مفاهیم شیعه اسماعیلی به کار ببرد. نزاری با استفاده از بلاغت در موقعیت و زمانه سختی که داشت در اشعارش به صورت هنری توانسته است آفتاب، یوسف، نوح، کشتی، دریا، نقد و وابسته های هر یک از این عناصر را به صورت استعاره یا نمادی از امام اسماعیلی به کار ببرد.
۵۳۶۱۶.

دیالکتیک امید و ناامیدی در داستان شیخ صنعان و پیرچنگی عطار نیشابوری براساس نظریه «اصل امید» ارنست بلوخ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۱۹۵
حکایت ها و آموزه های عرفانی همواره بیانگر سیر تکاملی و رشد درونی انسان بوده اند. انسان در جهان مادی باوجود تمام پستی وبلندی ها و واقعیت های تلخ، همواره به دنبال سعادت و آسایشی کامل بوده است. بر همین مبنا، امید یکی از کلیدی ترین مفاهیم در زندگی بشر به شمار می آید. فلاسفه، اندیشمندان و نظریه پردازان بسیاری در گستره مفاهیم ادبی، از امید به مثابه میل درونی انسان سخن گفته اند. در این میان، امید و باور به آرمان شهر موضوعی است که ارنست بلوخ، معروف به «فیلسوف امید»، بدان پرداخته است. در این پژوهش، با روش توصیفی تحلیلی دو داستان «شیخ صنعان» و «پیرچنگی» از عطار نیشابوری، باتکیه بر «اصل امید» ارنست بلوخ بررسی شده است. یافته ها نشان می دهند که انسان همواره با امید و میل به زندگی و رسیدن به جهانی والاتر، از واقعیت ها می گذرد و با گذر از ناامیدی، با درک عمیق آرمان شهر به آن نزدیک تر می شود. این همان اصل «نه هنوز» بلوخ است؛ اصلی که بنیان حرکت به سوی اتوپیا و حرکت دیالکتیک پیش رونده نامیده می شود؛ یعنی انسان هنوز آن چیزی نیست که باید باشد. ازاین رو، همه پدیده ها «نه هنوز» هستند که برای دست یافتن به غایت خود دگرگون شده اند تا به امید و آرمان جایشان در انتهای زمان واصل شوند. همسو با این نظریه، عطار با اشعار عرفانی خود و ارائه جهان بینی عمیقی از تجارب روحی و عرفانی و با دیدگاه جدانبودن بنده و خالق، تمامی رنج ها را بی معنا می داند و ایمان، عشق و امید را تنها راه نجات و نیروی محرک و انگیزه ای برای داشتن آینده ای بهتر معرفی می کند. او همچنین امید و درد را به عنوان دیالکتیک تز و آنتی تز، از عناصر کلیدی برای رسیدن به کمال یا وحدت می داند.
۵۳۶۱۷.

آسیب شناسی نگارش دانشگاهی؛ مطالعه موردی بررسی شیوه نامه های نشریات علمی - پژوهشی حوزه زبان و ادبیات فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۰۷
نگارش علمی یکی از انواع نگارش است که برای تولید محتوای علمی، ثبت اندیشه ها و آموزش دانش به مخاطبان خاص مورد استفاده قرار می گیرد. یکی از انواع این شیوه از نگارش ، مقاله است که برای چاپ آنها در نشریات علمی پژوهشی، شیوه نامه های خاص وجود دارد. غالب شیوه نامه ها، کاستیهای نگارشی، ساختاری، محتوایی و روش شناختی دارد. هدف اصلی این پژوهش، که به شیوه توصیفی تحلیلی انجام شده، آسیب شناسی شیوه نامه های نشریات علمی پژوهشی حوزه زبان و ادبیات فارسی و ارائه یک شیوه نامه مطلوب است. با بررسی ده شیوه نامه منتخب و انطباقشان با شیوه نامه مطلوب، که بر آمده از منابع علمی است، این نتیجه به دست آمد که غالب شیوه نامه ها در بخشهای مختلف صوری، ساختاری ، محتوایی، نگارشی و روش شناختی ابهام و کاستی دارد. شیوه نامه معیار ارائه شده در این پژوهش، می تواند الگوی مناسبی برای اصلاح شیوه نامه های نشریات حوزه زبان و ادبیات فارسی باشد.
۵۳۶۱۸.

شام أهل شام و یمن أهل یمن (درنگ و دریافتی پیشنهادی برترجمه عبارتی ازگفتار امام علی (ع))(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۲۵
در روایات مربوط به بازپسین فتوحات عربیِ اسلامِ آغازین درایران که به فَتح الفُتوح یا نبرد نهاوند شهرت یافته است، بدنبال گریختن یزدگرد ساسانی از تیسفون به صفحات داخلی ایران وگردآمدن و پیوستن لشگریان مناطق مرکزی به او باهدف آراستن سپاه بزرگیدرمَصاف تازیان ودرپیِ نامه ی عمّاریاسر(امیرکوفه) به خلیفه دوم دربسیاریِ سپاهیان عجم، که عزم اورا برای مقابله با عَجَمان برانگیخت، طی مشورتی با امام علی (ع) درجمع برخی صحابه، نظراو را برای نحوه مقابله با لشکریانِ کسری وشرکت خود دراین صف آرایی جویا شده کهامام درپاسخ، ضمن نهی وی ازاین اقدام می فرماید که اگرچنین کنی دراثر این کار " أهل الشأم مِن شأمِهم و أهل الیَمن مِن یمَنهم " مورد حمله و دست اندازی قرار خواهند گرفت. با وجودِ آنکه عمده مترجمان، دو ترکیبِ " مِن شأمهم " و" مِن یَمنهم " را به همان مفهوم آشنا وبیشتر شناخته شده جغرافیاییِ ترجمه نموده اند، اما این نوشته برآنست که برپایه ادبیات بایبلی وداده های زبانشناسی تاریخی، افزون برقرائنِ درون متنی، چنین به نظر می رسد که مقصود از شام و یمن درعبارت علی (ع)، دو جهت جغرافیایی شمال و جنوب می باشد.
۵۳۶۱۹.

بررسی نام شخصیت ها در رمان سیره الجوع و الشبع (دلشاد) بشری خلفان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۷۰
نام گذاری شخصیت ها یکی از عناصر معنادار در ساختار روایی رمان به شمار می آید و می تواند در انتقال مفاهیم، بازنمایی هویت ها و جهت دهی به روند روایت نقشی تعیین کننده داشته باشد. در رمان سیره الجوع و الشبع (دلشاد) اثر بشری خلفان، نام شخصیت ها فراتر از یک انتخاب تصادفی، حامل دلالت های فرهنگی، اجتماعی و نمادین اند و با بافت تاریخی و قومیتی اثر پیوندی معنادار برقرار می کنند. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی تحلیلی به بررسی نام شخصیت های اصلی و فرعی این رمان می پردازد و می کوشد نسبت میان نام ها، نقش شخصیت ها و زنجیره کلی رویدادهای روایی را تبیین کند. بدین منظور، ابتدا شخصیت ها بر اساس میزان تأثیرگذاری در پیشبرد روایت انتخاب شده، سپس نام های آنان در ارتباط با موضوع رمان، فضای اجتماعی، تنوع قومیتی و لایه های معنایی متن تحلیل شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که تنوع شنیداری نام ها و بازتاب گوناگونی قومیت ها در جامعه روایی رمان، به شکل گیری طیفی متنوع از شخصیت ها انجامیده و نام گذاری به مثابه ابزاری روایی در برجسته سازی هویت ها و صداهای مختلف اجتماعی عمل کرده است. همچنین انتخاب نام ها با نقش کنش گران داستان و مسیر تحولات روایی همخوانی دارد و به تقویت بار نمادین و معنایی اثر یاری می رساند. این پژوهش در نهایت به این پرسش ها پاسخ می دهد که مهم ترین دلالت های نمادین نام شخصیت ها چیست و چه عواملی در انتخاب آگاهانه این نام ها از سوی نویسنده نقش داشته است.
۵۳۶۲۰.

کارکردهای هنری و تصویرگری های بلاغی با واژه گنج در شعر خاقانی شروانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۰۵
در دیوان خاقانی، شاعر تصویرگر قرن ششم، بخش زیادی از تصاویر صرفاً با بهره گیری از یک واژه خاص ساخته شده اند؛ به این معنی که خاقانی می تواند به یک واژه ساده، کارکردی هنری بدهد. واژه گنج که جایگاه ویژه ای در علوم غریبه و طلسمات و دفینه ها دارد یکی از همین واژه هاست. در تقسیم بندی شش گانه محمدرضا شفیعی کدکنی، نقد بلاغی با استفاده از شش بن مایه به تحلیل فلسفه شکل گیری تصاویر بلاغی می پردازد که عبارتند از: صنایع موسیقی ساز و معناآفرینی، مخاطب فریبی، به گزینی واژگانی و گستردگی معنایی، هنجارشکنی، پیوند با سنت و پیشینه فرهنگی و دینی و مباحث بیانی. به کارگیری روش های تحلیلی در نقد بلاغی براساس تصویرهای جزئی می تواند ضمن آشکارکردن نقاط مبهم تصاویر بلاغی ادبیات سنتی فارسی به توسیع فنون بلاغی در ادبیات بیانجامد. بررسی تصاویر بلاغی برساخته واژه گنج در شعر خاقانی مبتنی بر دسته بندی شش گانه شفیعی کدکنی نشان می دهد که تسلط شاعر بر پیشینه تاریخی و فرهنگی موجب این شده است که واژه گنج از یک واژه ساده سه حرفی به یک مؤلفه بلاغی با کارکرد هنری تبدیل شود. کلید واژه ها: نقد بلاغی، شفیعی کدکنی، گنج و علوم غریبه، تصویرگری های بلاغی خاقانی، دسته بندی شش گانه مبانی آرایه های ادبی.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان