جستارهای نوین ادبی (جستارهای ادبی)

جستارهای نوین ادبی (جستارهای ادبی)

جستارهای نوین ادبی پاییز 1404 شماره 230 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

نقد و بررسی مقالات تاریخ ادبیاتی منتشر شده در مجله جستارهای نوین ادبی از آغاز تا سال 1403(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۶۹
پرسش اصلی مقاله آن است که مقالات تاریخ ادبیاتی در مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد از آغاز انتشار (1344) تا سال 1403 چه وضعیتی دارند؟ برای یافتن پاسخ و بر اساس شیوه توصیفی – تحلیلی ابتدا به سراغ مدیریت مجله می رویم. مدیرمسئول، سردبیر و هیئت تحریریه سیاست گذاران مجله هستند و خط مشی مجله را تعیین می کنند. در بخش دوم، سعی کرده ایم دوره های انتشار مجله را بر اساس متغیرهای برون متنی و تغییرات درون نهادی تعیین کنیم. با اندکی اغماض می توان هر دهه از بازه زمانی مذکور را یک دوره قلمداد کرد. در این بخش نشان داده ایم که در هر دوره بسامد انتشار مقالات تاریخ ادبیاتی چگونه بوده است. مسأله بعدی رویکرد نویسندگان مقالات تاریخ ادبیاتی است. در بین مقالات هفت رویکرد اصلی سراغ جستیم: اسنادی‑توصیفی، اسنادی‑تحلیلی، تطبیقی، ژانری، تحلیل گفتمان، نظریه پردازی و تاریخ ادبیات دریافت. هم چنین به این پرسش هم پرداختیم که نویسندگان مقالات در چه زمینه هایی مباحث تاریخ ادبیاتی را مطرح کرده اند. بررسی ما نشان می دهد که آن ها نُه زمینه اصلی را برگزیده اند: زندگی نامه ای، حماسی، عرفانی، بررسی های برون متنی، گونه شناسی، تطبیقی، تذکره پژوهی، ادبیات معاصر، ادبیات عامیانه و نظریه پردازی. میزان توجه به این زمینه ها در دهه های موردبررسی پرسش نهایی مقاله است.
۲.

جستجوی نویسنده پنهان! آیا رساله تأدیبُ الرجال و معایبُ الرجال یک نویسنده دارد؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۷
این پژوهش به بررسی و مقایسه دو رساله تأدیب الرجال و معایب الرجال می پردازد که در پاسخ به رساله تأدیب النسوان در دوره قاجار نگاشته شده اند. هدف اصلی، تعیین هویّت نویسنده مجهولِ تأدیب الرجال و بررسی فرضیه نگارش آن به قلم بی بی خانم استرآبادی، نویسنده معایب الرجال است. روش پژوهش، تحلیل سبک شناختی با استفاده از هوش مصنوعی و الگوریتم های پردازش زبان طبیعی، در سه لایه واژگانی، نحوی و گفتمانی است. یافته ها نشان می دهد که علیرغم وجود شباهت هایی در لحن و گفتمان، تفاوت های قابل توجهی در تیپ شخصیتی، تحلیل احساسات و سبک نوشتاری نویسندگان وجود دارد. تأدیب الرجال لحنی آرام و همدلانه دارد و بر اصلاح فردی تأکید می کند؛ درحالی که معایب الرجال لحنی انتقادی و اعتراضی داشته و به دنبال اصلاحات اجتماعی است. بررسی واژگان تک بسامد و ساختارهای نحوی نیز تفاوت های قابل توجهی را نشان می دهد. اگرچه پیکره پژوهش ذیل ژانری واحد و گفتمانی یکسان قرار دارد اما مجموع یافته های پژوهش، نمایانگر دو جهان متنی متفاوت و دو رویکرد مجزا در اصلاح جامعه هستند. درنهایت، با توجه به تفاوت های موجود در سبک نوشتاری، فرضیه یکسان بودن نویسندگان هر دو رساله رد می شود.
۳.

از انفعال تا آگاهی کنشگرانه: تحول شخصیت اصلی رمان چراغ ها را من خاموش می کنم در پرتو تحلیل نظام مند ایدئولوژیک دیالوگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۶۰
برخلاف خوانش های رایج، این پژوهش نشان می دهد که شخصیت کلاریس در رمان چراغ ها را من خاموش می کنم ، فرایند تحولی عمیق از انفعال به کنشگری را طی می کند که از طریق تحلیل نظام مند دیالوگ در دو سطح پیشنهادی در این جستار قابل اثبات است. سطح اول، دیالوگ های صریح را در بر می گیرد که شامل گفت وگوهای مستقیم، مونولوگ های درونی، و مکاشفه های شخصیتی است؛ این سطح، ویژگی های اولیه شخصیت، روابط بین فردی و فضای اجتماعی-فرهنگی حاکم بر داستان را برای خواننده آشکار می سازد. سطح دوم و عمیق تر، دیالوگ های چندصدایی را تحلیل می کند که محصول تعامل پویا و پیچیده کلاریس با آواهای بیرونی (اجتماعی) و درونی (فردی) و حتی اشیاء و جانوران است. در کانون این تحلیل چندصدایی، دو مفهوم جدید قرار دارد: «آواهای انفکاکی» که با صداهای دیگر در تعارض قرار می گیرند و با واکنش مقاومت از سوی شخصیت مواجه اند و «آواهای انضمامی» که در هسته هویت شخصیت اصلی ادغام شده و تمهیدات شکل گیری یک هویت نوین و پویا را فراهم می آورند. یافته ها نشان می دهد که این چارچوب تحلیلی، علی رغم سادگی ظاهری رمان، روشی کارآمد برای کاوش عمیق تر هویت است و با ارائه تعریفی نسبتاً جامع و چندسطحی از دیالوگ، الگویی بدیع را برای مطالعات شخصیت پردازی در ادبیات داستانی پیشنهاد می دهد.
۴.

هنرسازه های مشابه با بدیع معنوی شعر فارسی در خط نستعلیق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۰
وجه اشتراک تمامی هنرها و اساساً آن چیزی که اثر هنری را به وجود می آورد، هنرسازه ها یا به عبارت دیگر شگردها و تمهیداتی هستند که هنرمندان در خلق آثارشان به کار می گیرند. هنر خوشنویسی و به ویژه خط نستعلیق ازجمله هنرهای اصیل ایرانی است که همواره با شعر فارسی همراه و همگام بوده است. به گواه تاریخ، بسیاری از شاعران، خطاط و بسیاری از خطاطان، شاعر بوده اند. نزدیکی این دو هنر، گذشته از بحث محتوا، در به کارگیری هنرسازه های مشابه نیز نمایان است. بخشی از شگردهای زیبایی آفرین در شعر فارسی مربوط به بحث آرایه های معنوی است، ابزارهایی که جنبه معنایی دارند و از طریق تناسبات و روابط معنایی کلام را منسجم تر می کنند و درواقع موسیقی معنوی کلام را به وجود می آورند. برای بسیاری از این هنرسازه ها، شگردهای مشابهی در خط نستعلیق وجود دارد. هدف این پژوهش که به شیوه توصیفی-تحلیلی و با رویکرد تطبیقی انجام شده، نشان دادن این شباهت ها با وجود تفاوت در حوزه بیانی این دو هنر است. مساله این است که شگردهای مشابه آرایه های معنوی شعر به چه صورت در آثار خوشنویسی خط نستعلیق تجلی می یابند؟ بدین منظور آثاری از هنرمندان خوشنویس برجسته در دوره ها و در قالب های مختلف به طوری که نماینده خط نستعلیق باشند، موردبررسی و تحلیل قرار گرفته است و نتایج حاصل از آن نشان می دهد که هنرسازه هایی مشابه آرایه های اغراق، تجسم، ایهام، تضمین، صدامعنایی و تخلص را که از مهم ترین شگردها و هنرسازه های بدیع معنوی در شعر فارسی است، می توان در خط نستعلیق نیز مشاهده کرد.
۵.

بازخوانی نقش و کارکرد بازتاب اسطوره در آثار چهار شاعر شاخص شعر رمانتیک افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۷
اسطوره ها، به عنوان نمادهای روایت مند و تصویرهای فرهنگی شده، منابعی سرشار از استعاره ها، الگو ها و کهن الگوهای فرهنگی اند که امکان توسعه لایه های معنایی و بلاغی آثار ادبی را فراهم می کنند و به شاعران این فرصت را می دهند تا با ایجاد پلی میان گذشته و حال، مخاطب را به سفری در زمان و فرهنگ دعوت کنند. این عناصر فرهنگی در ادوار مختلف شعر فارسی بازتابی گسترده داشته و به گونه های مختلف در تصویرسازی و مضمون پردازی شاعران نقش برجسته ایفا کرده اند. در شعر معاصر افغانستان نیز این سازه فرهنگی با نقش و کارکردهای متنوع تبارز یافته و شاعران با رویکردهای متنوع در کاربست مفاهیم مختلف از بازتولید اسطوره سوده برده اند. به همین سبب، پژوهش حاضر تلاش دارد تا برمبنای منابع کتابخانه ای و براساس روش توصیفی- تحلیلی، چگونگی بهره گیری پیشگامان شعر رمانتیک افغانستان از عناصر اسطوره ای را بررسی و تحلیل کند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که بازتاب اسطوره در شعر رمانتیک افغانستان، ضمن احیا و تقویت هویت ملی فرهنگی، کارکردهای الگوسازی، نقد اجتماعی سیاسی، ایجاد پیوند میان گذشته و حال، تقویت بارمعنایی و بلاغی، توصیف مفاهیم انتزاعی، بازتاب عواطف نوستالژیک، تبیین مفاهیم عرفانی و زیبایی شناختی را دربر دارد.
۶.

شگردهای روایی فراداستان تاریخی و رئالیسم جادویی (مطالعه موردی: داستان «اعتصام السلطنه» بیژن نجدی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۳
این مقاله با تمرکز بر داستان «اعتصام السلطنه» اثر بیژن نجدی، به بررسی نحوه به کارگیری شگردهای فراداستان تاریخی و رئالیسم جادویی می پردازد. مسأله اصلی پژوهش آن است که نشان دهد چگونه تلفیق این دو سبک روایی، با بهره گیری از تکنیک هایی خاص، روایت تثبیت شده و اقتدارمحور تاریخ را دچار گسست کرده و امکان خوانشی چندلایه، انتقادی و بازاندیشانه از گذشته را فراهم می آورد؛ خوانشی که تاریخ را از سلطه گفتمان قدرت رها ساخته و امکان شنیدن صداهای به حاشیه رانده شده را فراهم می کند. با رویکردی روایت شناسانه، مقاله تحلیل می کند که نجدی با بهره گیری از شگردهای فراداستانی چون راوی خودآگاه، روایت غیرخطی، شخصیت بخشی به اشیاء و چهارچوب شکنی، ساختار رسمی تاریخ را به چالش می کشد. در کنار این، مؤلفه های رئالیسم جادویی مانند خواب های نمادین، زبان شاعرانه، اروتیسم استعاری و دوگانگی واقعیت و خیال، جهانی روایی خلق می کنند که در آن مرز میان حافظه، اسطوره و تاریخ به تدریج محو می شود. تلفیق این دو سبک نه تنها دریافت تاریخ را از قالب های نهادینه شده و تک صدایی خارج می سازد، بلکه جایگاه خواننده را از موقعیتی منفعل به کنشگری معناگرایانه ارتقا می دهد. یافته های پژوهش نشان می دهد که نجدی تاریخ را نه به عنوان گزارشی عینی از رویدادها، بلکه به مثابه کنشی ادبی و انتقادی بازآفرینی می کند؛ کنشی که هدف آن احیای صداهای خاموش شده در حافظه جمعی و نقد روایت های مسلط تاریخی است.
۷.

تحلیلی بر ساختار روایت در رمان مکاتبه ای فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۶۵
این پژوهش با هدف تحلیل ساختار روایی رمان های مکاتبه ای فارسی و تبیین نقش چندصدایی در این گونه ادبی، بر اساس نظریه چندصدایی میخائیل باختین به انجام رسیده است. حوزه نظری پژوهش، عمدتاً بر مفاهیم چندصدایی (Polyphony) و اختلاف آگاهی (Heteroglossia) باختین استوار است که بر اهمیت تعامل و همزیستی صداها و دیدگاه های مستقل در متن تأکید دارند. روش شناسی پژوهش، ترکیبی از رویکرد توصیفی-تحلیلی و مطالعات موردی بر روی نمونه های شاخص رمان مکاتبه ای فارسی است. در این راستا، ماهیت ارتباطی فرم مکاتبه ای (نامه، ایمیل، پیامک و غیره) به عنوان بستر اصلی ظهور چندصدایی موردبررسی قرار گرفته است. یافته های مشخص پژوهش نشان می دهند که ساختار مکاتبه ای به طور ذاتی ظرفیت بالایی برای ایجاد و نمایش صداهای متعدد و متمایز شخصیت ها دارد؛ امری که به طور مستقیم بر افزایش تعلیق روایی، غنای شخصیت پردازی و بازنمایی پیچیدگی واقعیت تأثیر می گذارد. همچنین، پژوهش نشان داد که تحول فرم مکاتبه ای به سمت رسانه های نوین، این قابلیت چندصدایی را در ادبیات معاصر ایران تقویت کرده و امکاناتی نوین برای بسط معنای روایت فراهم آورده است. درنهایت، این مطالعه تأیید می کند که رمان مکاتبه ای، با بهره گیری از فرم و چندصدایی، به گونه ای برجسته در اعتلای ساختار و گونه های روایی در ادبیات معاصر ایران نقش ایفا کرده است.
۸.

مطالعات عصر صفوی در کارنامه گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۶
این جستار گزارشی است از فراوانی و چگونگی مطالعات عصر صفوی در کارنامه علمی گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد از سال تأسیس آن در 1334 تا مهر 1404 خورشیدی. در این مقاله، با نگاهی تحلیلی‑آماری، تمامی مطالعات انجام یافته در این گروه آموزشی (شامل کتاب، مقاله، رساله و پایان نامه) را که مرتبط با دوره صفویه بوده است از چهار منظر 1) بازه تاریخی و جغرافیایی، 2) منابع و پیکره تحقیق، 3) موضوع و رویکرد، 4) عوامل و زمینه شکل گیری، بررسی کرده ایم تا دریابیم پژوهش های انجام یافته بیشتر به کدام بازه تاریخی و کدام بخش از قلمرو ادبی عصر صفویه پرداخته و کدام منابع عصر صفویه را بررسیده اند؟ رویکردهای پژوهشگران با پیشینه مطالعات عصر صفوی و نگرگاه های غالب پیرامون ادبیات و تاریخ صفویه چقدر همسو بوده است؟ از رهگذر این بررسی و ارزیابی، موضوعات پژوهشی برجسته و خلأهای پژوهشی موجود در حوزه مطالعات ادبی صفویه روشن گشته است.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۶۸