فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۸۱ تا ۷۰۰ مورد از کل ۵۳٬۷۶۲ مورد.
منبع:
Critical Literary Studies, Vol ۷, No ۲, Spring and Summer ۲۰۲۵
209 - 235
حوزههای تخصصی:
Instagram, a widely popular platform, has become an influential tool for teaching and learning English by delivering daily updates of new language content on various Instagram pages and accounts. This study examines the effect of Instagram on learners' motivation to learn English and evaluates its advantages and disadvantages for educational purposes. A mixed-methods approach was utilized, incorporating quantitative data collected through a questionnaire distributed among 100 Iranian EFL learners and qualitative data gathered via semi-structured interviews with five teachers who actively employ Instagram in English instruction. Findings revealed that Instagram significantly boosts learners' motivation, with participants expressing positive views about the platform. Key advantages include its engaging and diverse content, as well as its potential to enhance skills and subskills like speaking and vocabulary. In spite of these benefits, certain drawbacks were identified, such as the presence of distracting non-educational content, limited interaction opportunities, and restrictions in fostering deep learning and comprehensive teaching. The study concludes that Instagram offers notable benefits for English education, particularly in motivating learners and providing varied content. However, to fully benefit from its educational potential, it is important to implement strategies that address the challenges identified. Balancing its strengths and limitations is essential to make Instagram more useful in English language education.
تأملی در اشعار تعلیمی عطار نیشابوری
منبع:
پژوهش های نوین ادبی سال ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷
47 - 67
حوزههای تخصصی:
ادبیات تعلیمی به آثاری اطلاق می شود که با رویکرد ادبی به بیان موضوعات فلسفی، مذهبی، اخلاقی و اجتماعی می پردازد و هدف آن، آموزش و تربیت است. ادبیات تعلیمی، هنرمندانه و با استفاده از زبان ادبی، افراد جامعه را به کسب فضائل اخلاقی، علم دوستی، خداجویی و خوبی ها دعوت کرده و از جهالت و پستی ها دور می سازد. از این رو، هدف این پژوهش بررسی اشعار تعلیمی عطار نیشابوری می باشد، در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، آن بخشی از اشعاری عطار که جنبه تعلیمی دارند مورد مطالعه قرارگرفت. یافته های اسنادی نشان می دهد، عطار از آن جمله شاعران و بزرگان زبان و ادب فارسی است که در اشعار و آثار خود به مسائل تربیتی توجه داشته است و می توان اندیشه های تربیتی او را در موارد مختلف، از جمله: خداجویی، جوانمردی، صبر و بردباری، پرهیزگاری و پارسایی، پرهیز از ظلم و بیدادگری، داشتن اخلاق نیکو، کسب علم و دانش، استفاده از اندوخته های علمی، دوری از جهل و نادانی، و... از لابلای اشعارش دریافت نموده و از آن ها برای آموزش و تربیت افراد جامعه استفاده کرد؛ زیرا رسیدن به کمال انسانیت و بندگی و قرب الهی از اهداف تربیتی عطار می باشد.
مقایسه رساله الطیر خاقانی، سنایی و نجم الدین رازی از منظر نمادپردازی پرندگان
منبع:
پژوهش های نوین ادبی سال ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷
151 - 168
حوزههای تخصصی:
پیش از عطار، شاعران و نویسندگان مختلفی مبادرت به تالیف اثر از زبان مرغان کرده اند. عمده قریب به اتفاق این آثار در حدود اواخر قرن پنج تا اوایل قرن هفت تالیف شده اند و با وجود مشترکات فراوانی که تالیف این نوع اثر می طلبد، تفاوت های آشکاری نیز در میان آن ها به چشم می خورد. یکی از این تفاوت ها، تفاوت در شیوه نمادپردازی پرندگان است. در این پژوهش رساله الطیر خاقانی، سنایی غزنوی و نجم الدین رازی از منظر نمادپردازی پرندگان با یکدیگر مقایسه می شوند چراکه در شیوه پرداخت، هدف نهایی و توصیفات آن ها تفاوت هایی مشاهده شد که آن ها را مستعد قرار گرفتن در مقام مقایسه تحقیق حاضر کرد. در این پژوهش دریافت شده که چطور تفاوت در نگاه و هدف تالیف این آثار، در نهایت باعث تفاوت در نمادپردازی پرندگان شده است. رساله خاقانی شامل توصیفات بی نظیر است و به مدح حضرت رسول (ص) می انجامد. سنایی با محوریت توحید صحنه عبادت پرندگان را تصویر می کند و نجم الدین رازی، مدح وزیر وقت را از مسیر زبان مرغان نگاشته است. یعنی سبک هر شاعر نیز در منحصربه فرد بودن زبان مرغان او اهمیت ویژگی ای داشته که در این پژوهش مرور شده است.
بررسی رمان «طعم سیب زرد» از ناصر یوسفی از دیدگاه نقد ترومایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی دوره ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۳
190 - 206
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضررمان «طعم سیب زرد» از ناصر یوسفی (1346 ه.ش) را بر اساس تروما (روان زخم) مورد واکاوی قرار می دهد. تروما تجربه یا حادثه ای است که فرد را به شدت تحت تأثیر قرار می دهد و می تواند عواقب روانی، جسمی یا اجتماعی طولانی مدتی در زندگی شخص برجای بگذارد. این حادثه ممکن است به طور مستقیم یا غیرمستقیم بر فرد یا اطرافیانش تأثیر بگذارد و باعث ایجاد احساساتی مانند اضطراب، ترس، غم، یا احساس ناتوانی و غیره شود. رمان طعم سیب زرد یک اثر روانشناسانه است که به شخصیت سه همکلاسی در دوران نوجوانی می پردازد. شخصیت هایی که تحت تاثیر عوامل خانوادگی، اجتماعی، فرهنگی، محیطی نامساعد و مهاجرت قرار گرفتند و آثار مخرب آن به شکل احساس ناامنی در زندگی آن ها پدیدار شده است. این مقاله به روش توصیفی-تحلیلی و مبتنی برابزار کتابخانه ای می کوشد تا به این سوال اصلی پاسخ دهد که کدام یک از اقسام تروما در رمان طعم سیب زرد نمود بیشتری دارد؟ براساس دستاورد تحقیق، در رمان ِمذکور، ترومای فردی و اثرات ناشی از آن بنیان روابط انسان ها را دگرگون کرده و هویتی برای آن ها باقی نمی گذارد. پیامدهای عینی تروما در رمان طعم سیب زرد، در قالب اضطراب، بی عاطفگی، انزوا، اختلال در رفتار، مرور خاطرات تلخ و نابودی ارتباطات انسانی تجلی یافته است.
بررسی کاربرد استعارات عرفانی وحدت وجودی؛ گذر از لفظ به معنا در گلشن راز شبستری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
زبان و ادب فارسی دانشگاه آزاد سنندج سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۲
108 - 136
حوزههای تخصصی:
گلشن راز شبستری اشتمال بر منظومه افکاری دارد که تحت تأثیر مکتب ابن عربی و نماینده تمام عیار اندیشه شیخ اکبر در شرق اسلام است. در این مقاله با روش توصیفی تحلیلی برآنیم تا با تکیه بر اصول نظریه زیبا شناختی شعر، گذر از مرحله لفظ به ساحت معنا را در گلشن راز بررسی کنیم تا به این سوال بنیادی پاسخ دهیم که روش کاربرد استعارات عرفانی وحدت وجودی و فرآیند گذر از لفظ به معنا در این اثر چگونه است؟ براساس نتایج تحقیق، شبستری با استعانت از رمز، شکل استعاره های مبتنی بر «تأویل عرفانی» را از عناصر وحدت وجودی مکتب ابن عربی به عاریت گرفته و فرایند گذر از لفظ به معنا را تفسیر کرده است. او تأکید دارد که قدرت تشخیص سالک منجر به معناشناسی استعاره های شعری می شود و با تکیه بر این قوه ممیزه، می تواند معانی واقعی را که در صور خیال مبتنی بر جهان مادی کشف می شود از مرحله الفاظ فراتر برده، «معانی» را بفهمد. در این مقاله، نگارندگان براساس اصول روش تحقیق ملزم به تحدید دامنه پژوهش و تمرکز روی محور بحث هستند؛
جلوه های نمادین رنگ سرخ درادبیات عرفانی با محوریت کتاب کشف الاسرار روزبهان بقلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان پژوهی در ادبیات دوره ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹
77 - 106
حوزههای تخصصی:
در طول تاریخ بشر، رنگ ها اهمیت و تأثیر مهمی بر زندگی انسان ها داشته اند ، توجه به رنگ های گوناگون در طبیعت از سفارشات قرآن کریم و نشانه قدرت الهی است که در چندین آیه صریحا به آنها اشاره شده، هرچند هر رنگی در فرهنگ های مختلف، معنای خاص و متفاوت و کاربردهای مختلفی دارند. به هرحال در علوم گوناگون بخصوص در ادبیات عرفانی جلوه ای ویژه ای یافته اند، زیرا سالکان راه حق در سیر و سلوک معنوی خود، مراحلی را می گذرانند که در هر مرحله نور و رنگ خاصی را مشاهده می کنند که نشانگر احوال درونی آنهاست و هر تغییر در حالات معنوی آنها در قالب رنگی خاص آشکار می شود.به همین دلیل عرفای بزرگی چون نجم الدین کبری، علاءالدین سمنانی، مولوی و... از جمله کسانی بودند که در این زمینه صاحب نظر بوده و تأمّلات دقیقی در باره رنگ ها داشته اند .این بزرگان از طریق بیان رنگ ها و تعمیم معانی آنها، مراحل سیروسلوک و حتی کشف و شهودهای معنوی خود را به صورت نمادین و با زبانی ادبی و فاخر برای صاحب نظران و مریدان خود بیان کرده اند و آثار ارزشمندی در این زمینه نگاشته اند که از گنجینه های درخشان ادبیات عرفانی است. یکی از شاخص ترین نمودهای رنگ، بخصوص رنگ سرخ در تصویرسازی از جهان ماوراء و حالات درونی، در اندیشه و آثار شیخ روزبهان بقلی است که ما در این مقاله با روش تحلیلی - توصیفی و ابزار کتابخانه ای به بررسی و تحلیل آثار او با محوریت کتاب «کشف الاسرار و مکاشفات الانوار» در این زمینه می پردازیم.
کاربست نظریه «هژمونی فرهنگی» در رمان طریق بسمل شدن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ادبی سال ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۸
101 - 121
حوزههای تخصصی:
طریق بسمل شدن از رمانهای مدرن محمود دولت آبادی، که در زمره پرفروشترین آثار داستانی دهه نود قرار گرفت، ماجرای درگیری نیروهای ایرانی و عراقی در جنگ تحمیلی است که در نقطه ای مرزی به نام «تپه صفر» به روایت درمی آید و کم کم به صحنه طرح افکار و باورهای قومی و نژادپرستانه پارس و عرب تبدیل می شود. نویسنده با ارتباط دادن زنجیره ای از شخصیت های تاریخی خاص به هم، گفتمانی هژمونیک می آفریند و ارزشهای انسانی را در قالب مفاهیم قومیتی برجسته می کند؛ به این منظور، بارها به روایات تاریخی ایران از زمان ظهور اسلام تا میانه قرن سوم هجری می پردازد. براساس نتایج پژوهش، که به روش توصیفی تحلیلی انجام یافته، بهره گیری از گفتمان ملی گرایی، اشاره به برهه ای دلالتمند از تاریخ سیاسی، تحریف روایات تاریخی از زبان قوم عرب به منظور تحریک احساسات ناسیونالیستی و استفاده از رمزگانهایی همچون قلم، شمشیر، ماده شیر و کبوتر در اسطوره سازی از چهره های ملی گرای سردمدار جنبشهای انقلابی ایران از جمله مهمترین ابزارهای هژمونیک در جذب مخاطب و القای مفاهیم ملی گرایانه بوده است؛ بدین ترتیب، تحلیل ساختار هژمونیک رمان براساس آرای استوارت هال، نظریه پرداز مطالعات فرهنگی، رمزگانهای استعاری متن را آشکار می سازد.
Modernist Echoes: The Role of Tradition, Language, and Myth in Eliot, Shamlou, and Sepehri(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۳
126 - 142
حوزههای تخصصی:
This article attempts to explore the influence of T. S. Eliot’s modernist poetics on the works of Iranian poets, Ahmad Shamlou and Sohrab Sepehri. It examines how these Iranian poets engaged with the concepts of “tradition,” “language,” and “myth” in their writings, drawing upon Eliot’s critical perspectives. The article begins with an overview of T. S. Eliot’s significance as an Anglo-American figure of twentieth century literature, and how his modernist themes and techniques resonated with Iranian poets navigating their own cultural transformations. It then reviews relevant secondary sources that provide critical frameworks for understanding the relationships between Eliot, Shamlou, Sepehri, and the broader modernist poetic tradition. The core discussion analyzes how Shamlou and Sepehri, inspired by Eliot’s innovative spirit, may have sought to redefine their engagement with Persian classical poetry. They utilized new approaches to language and expression to challenge established forms, especially through using defamiliarization and mythical method, while still drawing upon their rich literary heritage. By tracing these intertextual and cross-cultural connections, the article aims to contribute to a deeper understanding of the transnational circulation of modernist poetic ideals, especially Eliot’s preoccupations, and how they were reinterpreted and reinvigorated within the Iranian literary context. In fact, this comparative analysis sheds light on the complexities of cultural exchange and the evolution of modern poetry across geographic boundaries.
همزه در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه فرهنگستان دوره ۲۴ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۹۶) ویژه نامه زبان ها و گویش های ایرانی
13 - 36
حوزههای تخصصی:
همزه تحت تأثیر جایگاه واجی، سیاق و سرعت گفتار تظاهر آوایی مختلف دارد و در مقایسه با همخوان های دهانی بیشتر در معرض حذف و کاهش قرار می گیرد. از نظر آوایی، همزه یک انفجاری بی واک چاکنایی است و در توصیف واجی آن فقط مشخصه چاکنای منقبض تمایزدهنده است. هدف این مقاله توصیف و تبیین یکپارچه ای از واج گونه های همزه در چارچوب نظریه بهینگی است. برای این منظور، با استفاده از یک واژگان، همزه در 5 جایگاه ساختاری شامل اول کلمه، بین دو واکه، پایانه هجا، ابتدای تکواژ غیرفارسی و فارسی در کلمات مرکب، و در گونه های رسمی و غیرتأکیدی، رسمی و تأکیدی، و غیررسمی بررسی شده است. عامل اصلی فرایندهای واجیِ همزه محدودیت «داشتن محل تولید دهانی» است که از رهگذر فرایندهای حذف، کاهش و جایگزینی در تلفظ کلمات تظاهر آوایی پیدا می کند. سرانجام دستور تلفظ همزه برای گونه رسمی تأکیدی و غیرتأکیدی و گونه غیررسمی به صورت رتبه بندی محدودیت ها و در چارچوب رویکردهای دستورهای چندگانه و دستورهای مرتب پاره ای به دست داده شده است. در دستور گونه رسمی تأکیدی و غیرتأکیدی که به تلفظ همزه وفاداری بیشتری دارد، محدودیت «داشتن محل تولید دهانی» دارای پایین ترین اولویت در رتبه بندی و در دستور گونه غیررسمی که به تلفظ همزه وفادار نیست، محدودیت «داشتن محل تولید دهانی» دارای بالا ترین اولویت در رتبه بندی محدودیت هاست.
نقدی بر سنّت علمی جونپوری درکتاب جامع بهادرخانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شبه قاره سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۸
325 - 340
حوزههای تخصصی:
قرن هفدهم تا نوزدهم در هندوستان، موج گسترده ای برای ترجمه و بازنویسی و جمع آوری متون فارسی و عربی دانشمندان دوره اسلامی آغاز شده بود. جامع بهادرخانی، نوشته غلامحسین جونپوری، بعنوان یکی از دایره المعارف های آموزشی شبه قاره در قرن نوزدهم، در حوزه حساب و هندسه و نورشناسی و نجوم، شمایی از نوع نگاه علمی حاکم بر مدارس علمی شبه قاره را به ما می دهد. با وجود آنکه در این سه قرن مذکور، استعمار بریتانیای کبیر بر تمام نهادهای علمی و آموزشی هندوستان احاطه داشته، اما آثاری همچون جامع بهادرخانی که بیشتر تحت تاثیر متون و سنت علم قدیم بوده اند تا پیشرفت های علمی جدید. تا آنجا که در جامع بهادرخانی با وجود معرفی برخی نظریه ها و اکتشافات جدید مانند نظریه حرکت تقدیمی زمین توسط نیوتن یا کشف قمر های سیاره زحل در اوایل قرن نوزدهم، اما باز پایه مطالعات نجومی جونپوری بر اساس مدل منسوخ بطلمیوسی و متون بزرگان مکتب مراغه و سمرقند است. یا در مبحث مناظر و مرایا همان مکتب اقلیدس را پیش می گیرد که در قرن نوزدهم در غرب اثری از آن در نورشناسی جدید وجود نداشت. در این مقاله با روش توصیفی تحلیلی به بررسی چگونگی و چرایی دلبستگی جونپوری در کتاب جامع بهادرخانی به سنت علم قدیم می پردازیم.
Etude contrastive des schémas-images des proverbes français et persans(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Le persan et le français appartiennent à la famille linguistique indo-européenne. Ces deux langues relèvent bien entendu de branches différentes, le français est classé dans la branche indo-européenne, comprenant les langues romanes et persanes. Dans toutes les langues, les gens utilisent des proverbes dans leur communication quotidienne. Cela fait partie intégrante de la communication. Généralement, la comparaison des différences et des ressemblances entre les langues occupe un rôle primordial dans la linguistique moderne. Le présent travail étudie les schémas-images dans les proverbes français et persan dans le cadre de l’expression des sentiments et des émotions. Notre problématique peut être résumée sous la forme de la question suivante : Quels schémas-images sont utilisés pour exprimer des sentiments et des émotions dans les proverbes français et persans ? Et lesquels sont les plus courants ? Ce qui est au centre de cette recherche est donc de savoir comment les deux langues expriment des sentiments sous formes des schémas-images. L’analyse des résultats prouve que dans les proverbes des deux langues dans le domaine des émotions et des sentiments, différents types de schémas sont utilisés, et la fréquence la plus élevée est liée aux schémas de force et de mouvement.
Etude du rôle de la bande dessinée dans le développement de la compétence de l’expression écrite: cas des apprenants adolescents du FLE en Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
L'enseignement du FLE en Iran est confronté à de nombreux obstacles, surtout quand il s’agit de l’écrit. Ces obstacles comprennent la motivation, la créativité ainsi que la difficulté à maîtriser les aspects linguistiques et discursifs de l'écriture en français . Une solution potentielle pour surmonter ces défis pourrait résider dans l'utilisation de supports pédagogiques innovants, tels que la bande dessinée, dont le présent article cherche à évaluer l'impact sur le développement de la compétence en expression écrite chez les adolescents apprenant le FLE en Iran.Pour ce faire, notre étude s'appuie sur un cadre théorique qui articule les notions de compétence de l'expression écrite, de bande dessinée et de didactique du FLE. Elle met en œuvre une méthodologie de recherche qualitative, basée sur une étude de cas menée dans une classe de niveau A2 du FLE en Iran. En conclusion, cette étude démontre que l'intégration des bandes dessinées dans l'enseignement du FLE pour les adolescents en Iran peut avoir des implications pédagogiques profondes et positives. Ces implications touchent divers aspects, de la stimulation de la créativité à la facilitation de l'apprentissage grammatical, en passant par l'encouragement à la lecture et à l'écriture. Les enseignants devraient utiliser ces supports avec d'autres méthodes et ressources.
سفر قهرمانانه زنان در روایت های تمثیل رؤیا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد ادبی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۹
194 - 234
حوزههای تخصصی:
این مقاله تلاشی برای توصیف، بررسی و تحلیل چهره زنان در نوع ادبی تمثیل رؤیا از منظر اسطوره شناسی و با تمرکز بر سیر تحول آن از دوران باستان تا دوران معاصر است. با استفاده از روش تحلیل تطبیقی، بیش از پانزده روایت تمثیل های رؤیا از فرهنگ ها و دوره های زمانی مختلف (همچون: اسطوره ایشتر و گیل گمش؛ روایت های زردشتی چون معراج کرتیر و ارداویراف نامه؛ رساله الغفران، کمدی الهی و از متن های معاصری چون نمایشنامه کفن سیاه عشقی، «زن بدوی» سپهری، و فیلم هایی چون چه رؤیاهایی که می آیند و پویانمایی هرکول و...) بررسی و مقایسه شده است و با توجه به متن های پیکره پژوهش، دریافتیم: در روایت های تمثیل رؤیا، زنان اغلب در قالب چهره هایی چون راهنما قدیس، مادر، هدف سفر، شرور و، در مواردی نادر، زن سالک ظاهر می شوند. در این سیر تاریخی، چهره زنان دستخوش تحول شده است و در روایت های دوران معاصر زنان راهنما بار دیگر با چهره هایی خردمند و ستوده دیده می شوند. تحلیل تمثیل های رؤیا نشان دهنده تحول در نقش زنان در طول تاریخ و تأثیر عوامل مختلف فرهنگی و اجتماعی بر آن است؛ چهره زن از خدای ماده، زنان راهنما و درمانگر دوران اساطیر به زنان معذب به عذاب دوزخ نزول می کنند و در روایت های عارفانه فارسی عموماً چهره زن راهنما، با چهره پیری روحانی جایگزین می شود. در تمثیل رؤیاهای معاصر اندک اندک ردپایی از بازگشت راهنمای زن به روایت ها دیده می شود. مسیر سفر قهرمانانه زنان با سفر قهرمانانه مردان نیز تفاوت دارد و الگوی «مارپیچ» موریان مورداک در توصیف سفر قهرمان زنان نسبت به الگوی جوزف کمبل در «سفر قهرمان» مناسب تر به نظر می رسد؛ الگویی که در آن بر اهمیت خودآگاهی و هم آوایی زنان با آگاهی درونی شان تأکید می کند.
پیوند ادبیات بومی و ادبیات عامه در داستان بلند باغ زیتونی چشم نوشته حسین میر کاظمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۶۲
42 - 70
حوزههای تخصصی:
ادبیات داستانی وجوه و جنبه های گوناگونی دارد که یکی از وجوه آن صبغه اقلیمی است. در این گونه داستان ها علاوه بر زبان، طبیعت و تصاویر برآمده از اقلیم خاص نویسنده، همچنین افسانه های محلی، موسیقی و ملودی های بومی، باورهای عامیانه، ضرب المثل ها، آیین ها و مناسک بومی و محلی و ... بروز و ظهور دارد. فرهنگ عامه با ادبیات اقلیمی رابطه وثیقی دارد. فرهنگ عامه در تقابل با فرهنگ رسمی و نخبگانی است که برعکس فرهنگ عامه که غالباً شفاهی است، مربوط به توده مردم و امری مکتوب است و هرگاه این عناصر در ادبیات به کار گرفته شود رنگ و صبغه خاصی به آن آثار می دهد که به آن ادبیات اقلیمی گویند. از ضرورت های فهم و تحلیل ادبیات داستانی، تحلیل و بررسی نسبت نویسنده و محیط است؛ تأثیراتی که خودآگاه و ناخودآگاه مؤلف از محیط و اقلیم خویش می پذیرد و در ساخت و معنای اثر و گسترش و پیشبرد روایت دخالت دارد. سید حسین میرکاظمی از جمله داستان نویسان معاصر است که صبغه اقلیمی شمال در داستان های او حضور چشمگیر دارد. در این مقاله سعی شده است صبغه اقلیمی یکی از آثار ایشان باغ زیتونی چشم، به روش توصیفی تحلیلی مورد بررسی قرار گیرد که حاصل این بررسی حضور فراوان عناصر اقلیمی شمال ایران خصوصاً حوزه گرگان در این اثر است: عناصر طبیعت و تصاویر برآمده از آن ها، عناصر زبانی و واژگانی، باورها و آداب و رسوم، جای ها، مشاغل و ... حتی حوادث اجتماعی و سیاسی خاص که همگی در خدمت طبیعی کردن فضا و حوادث داستان و نیز حقیقت مانندی شخصیت هاست.
تجلی عشق در دوبیتی های عامه هزاره های افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۶۲
157 - 186
حوزههای تخصصی:
عشق از مهم ترین درون مایه های دوبیتی های عامه هزاره های افغانستان است. آفرینندگان اصلی دوبیتی ها هنرمندان عامه هستند که از شهرت و مقامی بهره ندارند، ولی در میان گروه های مردم عادی زندگی می کنند. سینه های مردم و ذهن تاریخی نسل ها، وسیله نگهداری و انتقال دوبیتی ها بوده است. از این رو، هدف این پژوهش بررسی تجلی عشق در دوبیتی های عامه هزاره های افغانستان است. در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی تحلیلی، تعداد 1200 دوبیتی عامه هزارگی مورد مطالعه قرار گرفت، یافته های اسنادی و میدانی نشان می دهد که درون مایه های اکثر دوبیتی های عامه هزاره های افغانستان عشق است، زیرا از 1200 دوبیتی، 1100 دوبیتی یعنی تقریباً 92 درصد را مسائل عشقی و عاطفی تشکیل می دهد. همچنین در تجلی عشق می توان جلوه های معیشتی، شرایط محیطی و نمادهای مذهبی را نیز دید. از جمله مفاهیم برجسته عاشقانه در این دوبیتی ها، وصف زیبایی های معشوق، آرزوی وصل و دیدار، وفاداری به معشوق، بی قراری و سوز عشق و عاشق در انتظار معشوق بیشترین بسامد را داراست. علاوه برآن ها نمادها و باورهای مذهبی، شکایت از اطرافیان، شرم از مردم، هجران و دوری از معشوق و وطن دوستی و غم غربت از جایگاهی ویژه در این دوبیتی ها برخوردارند. مفاهیم یادشده و نیز سوز و گداز، شور و اشتیاق، لحظه های غم و شادی و التهاب درونی از عوامل سرایش این دوبیتی هاست. در این دوبیتی ها، عشق ساده، دست یافتنی، زمینی و جسمانی بیشترین بازتاب را دارد تا عشق آسمانی و روحانی. همچنین دیده شد که شاعر عاشق پیشه هزارگی نمادهای مذهبی را برای توجیه عشق بازی های خود استفاده کرده است.
خوانش بوردیویی داستان بلند توبا از کبری سعیدی: با تمرکز بر وضعیت زنان در جامعه ایران پیش از انقلاب اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین ادبی سال ۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۸
163 - 184
حوزههای تخصصی:
امروزه با توجه به نقش اساسی زنان در رشد و پیشرفت جوامع و به تبع آن ضرورت توجه به جایگاه و موقعیت آنان، ضرورت پرداختن به مطالعات زنان بیش از پیش آشکار است. داستان های زنان به طور معمول منعکس کننده دردها و دغدغه های زنانه است. داستان بلند توبا نوشته کبری سعیدی به وضعیت زنان در جامعه ایران پیش از انقلاب پرداخته است. در این پژوهش با رویکرد جامعه شناسانه پی یر بوردیو فرانسوی به بررسی سرمایه های زنان و کنش های آنان در میدان عمل در این اثر پرداخته می شود. بوردیو علاوه بر مفهوم اقتصادی سرمایه، از سرمایه های دیگری چون سرمایه های اجتماعی، فرهنگی و نمادین نیز نام برد؛ بنابراین با بررسی میزان دسترسی زنان به این سرمایه ها، تلاش می شود تصویر روشنی از وضعیت زنان در بافت موقعیتی آن اجتماع ارائه گردد. در داستان بلند توبا، نویسنده با پرداختن به وضعیت زندگی زنان در جامعه پیش از انقلاب اسلامی، جایگاه فرودستی زنان را در میدان های مختلف آشکار کرده است و ضعف انواع سرمایه ها همچون سرمایه اجتماعی ناچیز، سرمایه اقتصادی ناکارآمد و فقر سرمایه نمادین زنان را نشان داده است.
واکاوی پیوند عرفان و شعر شیعی با تأکید بر دیوان نیر تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات شیعی سال ۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶
11 - 54
حوزههای تخصصی:
نیر تبریزی ازجمله شعرایی است که واقعه عاشورا را با استفاده از عناصر عرفانی به نظم کشیده است. او در دیوان اشعار خود بخشی را با عنوان آتشکده نیز آورده است که در این بخش واقعه عاشورا در قالب مثنوی با نگاهی عاشقانه و عارفانه روایت شده است. پژوهش پیش رو با روش تحلیلی_توصیفی به واکاوی پیوند عرفان و شعر شیعی در آتشکده نیر تبریزی پرداخته و هدف از آن یافتن مبانی پیوند بین مباحث آیینی و عرفانی در دیوان نیر تبریزی است. در این دیوان پیوندی قوی بین عناصر عرفانی و ادبیات شیعی برقرار است، پیوندی که در مثنوی آتشکده در روایتگری عاشورا در بالاترین سطح خود قرار دارد. نتیجه پژوهش حاکی از آن است که نیر تبریزی مقاماتی از قبیل توبه، ورع، زهد، فقر، صبر، توکل و رضا و حالات عرفانی از قبیل: مراقبه، قرب، خوف، رجا، محبت، شوق، انس، اطمینان، مشاهده، یقین، عشق، حیرت، فنا و بقا را در سیر و سلوک لازم می داند که درنهایت وحدت وجود و یا توحید عرفانی حاصل می شود. حجت الاسلام نیر تبریزی در دیوان شعر خود با تشریح منظوم این مقامات و احوالات در صفات امام حسین (ع) و اهل بیت ایشان این پیوند را به اوج رسانده است.
متن شناسی حماسه منثور ذوفنون نامه و معرّفی دست نویس های آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادب فارسی سال ۷۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۵۱
72 - 95
حوزههای تخصصی:
حماسه یکی از انواع ادبی کهن و دوران ساز ادب فارسی است و متون ارزشمندی از آن در دو گونه منثور و منظوم به عنوان میراث مکتوب بر جای مانده که به برخی از آن ها علی رغم نسخ خطّی پرشمار و قدمتی قابل ملاحظه کمتر توجّه شده است. ذوفنون نامه حماسه منثوری است که به جهت برجستگی کردارها و میدان داری بیشتر ذوفنون در رویدادهای آن، پهلوان بانونامه ای را ماند که هدف شاه دخت جنگاورش تلاش برای دفع کافران، وصال به عاشق و رهایی او از بند رقیب مادینه پری است؛ موضوعی که تا کنون جز بانوگشسپ نامه، شاید کمتر طرح کلّی یک متن حماسی مستقل را به خود اختصاص داده باشد. از آن جایی که پیشینه گونه منظوم ذوفنون نامه به سده هشتم هجری بازمی گردد، معرّفی روشمند گونه منثور ذوفنون نامه و نسخ خطّی آن ضرورتی دوچندان می یابد. نظر به فقر پژوهشی در این باره، تحقیق بنیادی حاضر به روش توصیفی - تحلیلی انجام شده است و برآیندهای آن به شیوه استقرایی در دو بخش عرضه شده است. در بخش نخست، پس از مطالعه کهن ترین دست نویس شناخته ذوفنون نامه و عرضه چکیده مشروح رویدادهای آن، ابتدا گزارشی از وجوه متن شناختی روایت در هفت پاره وجه تسمیه، راوی، زمان و محلّ تألیف، منشاء پیدایش، ساختارو زبان ارایه شده است، آن گاه با توجّه به برآیندهای حاصله، در بحث نسخه شناسی سه دست نویس ذوفنون نامه از سه مکتب داستان پردازی ایران، ماوراءالنّهر و شبه قارّه ارائه شده است.
دیالکتیک امید و ناامیدی در داستان شیخ صنعان و پیرچنگی عطار نیشابوری براساس نظریه «اصل امید» ارنست بلوخ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حکایت ها و آموزه های عرفانی همواره بیانگر سیر تکاملی و رشد درونی انسان بوده اند. انسان در جهان مادی باوجود تمام پستی وبلندی ها و واقعیت های تلخ، همواره به دنبال سعادت و آسایشی کامل بوده است. بر همین مبنا، امید یکی از کلیدی ترین مفاهیم در زندگی بشر به شمار می آید. فلاسفه، اندیشمندان و نظریه پردازان بسیاری در گستره مفاهیم ادبی، از امید به مثابه میل درونی انسان سخن گفته اند. در این میان، امید و باور به آرمان شهر موضوعی است که ارنست بلوخ، معروف به «فیلسوف امید»، بدان پرداخته است. در این پژوهش، با روش توصیفی تحلیلی دو داستان «شیخ صنعان» و «پیرچنگی» از عطار نیشابوری، باتکیه بر «اصل امید» ارنست بلوخ بررسی شده است. یافته ها نشان می دهند که انسان همواره با امید و میل به زندگی و رسیدن به جهانی والاتر، از واقعیت ها می گذرد و با گذر از ناامیدی، با درک عمیق آرمان شهر به آن نزدیک تر می شود. این همان اصل «نه هنوز» بلوخ است؛ اصلی که بنیان حرکت به سوی اتوپیا و حرکت دیالکتیک پیش رونده نامیده می شود؛ یعنی انسان هنوز آن چیزی نیست که باید باشد. ازاین رو، همه پدیده ها «نه هنوز» هستند که برای دست یافتن به غایت خود دگرگون شده اند تا به امید و آرمان جایشان در انتهای زمان واصل شوند. همسو با این نظریه، عطار با اشعار عرفانی خود و ارائه جهان بینی عمیقی از تجارب روحی و عرفانی و با دیدگاه جدانبودن بنده و خالق، تمامی رنج ها را بی معنا می داند و ایمان، عشق و امید را تنها راه نجات و نیروی محرک و انگیزه ای برای داشتن آینده ای بهتر معرفی می کند. او همچنین امید و درد را به عنوان دیالکتیک تز و آنتی تز، از عناصر کلیدی برای رسیدن به کمال یا وحدت می داند.
مجمع النفایس، بیاض-تذکره یا تذکره ای تحقیقی- انتقادی؟ بررسی نوع شناسانه و نسخه شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تذکره مجمعالنفایس از مهمترین تألیفات سراجالدین علیخان آرزو است. دقت و طبع انتقادی نویسنده و احاطهای که به ادب فارسی و شیوههای سخنوری دارد و نیز دسترسیای که به منابع اصلی احوالی و آثاری ادبی داشته است، اعم از مصاحبت با صاحب ترجمان و یا مصاحبان آنها، نیز استفاده مستقیمش از دیوانها و آثار ایشان و اتکای هوشمندانه به متون متقن دستاول و نقدهای طرزشناسانه و محققانهاش به داوریهای دیگران، این اثر را در صدر تذکرههای تحقیقی و انتقادی ادبی قرار داده است. بااینحال، نظر به صورت ابتدایی آن که بیاض بوده و برخی منتخبات مفصّلش از دیوانهای نادر، نیز اقرار نویسنده به قصد آغازینش، برخی آن را تذکره ندانسته و تا حد بیاض و جنگ فروکاسته اند. اثری که اگر نیاز روز حوزه نقد ادبی و سبکشناسی نباشد، دستکم منبعی سرشار از آگاهیهایی برای بررسیهای تاریخی در مباحث نقد ادبی و سبکشناسی است. شوربختانه تا به امروز از این کتاب، که نسخههای متعددی از آن در کتابخانههای شبهقارّه و دیگر جایهاست، تصحیح بایستهای به عمل نیامده و همان چاپ ناهمگون و غیرمعتبر قدیمی هم که به کوشش چند استاد ادبیات پاکستانی فراهم آمده، هیچگاه بهخوبی در معرض دید و داوری قاطبه محققان این حوزه قرار نگرفته است. برایناساس، در مقاله حاضر، به بررسی نوعشناسانه اثر و اثبات ماهیت تذکرهای آن پرداختهایم و بهضرورت نسخههای آن را نیز شناساندهایم تا ضمناً بایستگی تصحیح آن بر مخاطبان اثبات شود.