ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۱ تا ۱۴۰ مورد از کل ۱۰٬۱۵۷ مورد.
۱۲۱.

Analysis of Social Housing Policies in Iran Using Grounded Theory(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Social housing policy grounded theory Affordability infrastructure public–private partnerships (PPPs) Iran Governance spatial segregation

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۲
Housing is a fundamental human need, yet rapid urbanization and macroeconomic instability have intensified affordability pressures for low-income groups in Iran. This study employs a grounded theory (GT) qualitative design, based on expert interviews, to evaluate the effectiveness of major state-led initiatives, including the National Housing Plan, the Mehr Housing Project, and the Worker Housing Project. GT enables concepts and categories to emerge inductively from empirical evidence, providing a context-specific understanding of policy dynamics. Findings indicate persistent structural deficiencies: weak site selection, inadequate infrastructure and services, limited stakeholder participation, and insufficient attention to macroeconomic conditions. These shortcomings, together with the spatial concentration of disadvantaged groups, have undermined policy outcomes. In a comparative perspective, participatory models backed by sustainable finance and clear governance, such as Public-Private Partnerships (PPPs), used in several developed countries, contrast with Iran's centralized approach. The study contributes to the housing policy literature by integrating interview-based evidence with international frameworks and by highlighting the need for multi-sectoral, transparent, and financially resilient strategies. Policy implications include strengthening inter-agency coordination and municipal roles, adopting mixed financing mechanisms, integrating infrastructure and services at the planning stage, and designing dispersion and inclusion measures to reduce socio-spatial segregation.
۱۲۲.

A Comparative Study of Open Spaces in Mixed and Linear Residential Complexes and Their Impact on Elderly Mental Health in Isfahan(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Open Space residential complexes mixed pattern linear pattern elderly mental health Isfahan

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۳
Open spaces play a crucial role in enhancing the quality of life and supporting the mental well-being of older adults. This study examines both physical and non-physical differences in the open spaces of residential complexes designed according to two distinct patterns—mixed and linear—and investigates how these differences relate to the mental health of elderly residents. A mixed-methods approach was used, combining qualitative interviews with quantitative surveys. The study focused on two case examples in Isfahan: the Moshtagh Farhangian Residential Complex (a mixed pattern) and the Aftab Twin Towers (a linear pattern). The results show that several physical factors—such as accessibility to pedestrian and bicycle paths, environmental quality, safety of open spaces, and the presence of natural elements like greenery and water features—and non-physical factors—such as social interaction, individual and group participation, physical activity, and perceived security—have a significant impact on the mental health of elderly residents. However, the importance and effect of these factors differ between the two design patterns. Mixed-layout complexes offer better access, stronger social ties, and superior environmental quality than linear designs, which often suffer from repetitive layouts and poor indoor-outdoor integration, despite their visual appeal. Effectiveness depends on open space placement. These insights can help architects and urban planners design residential complexes that are more functional and supportive of the well-being of older adults.
۱۲۳.

ارزیابی تطبیقی تاب آوری و خوداتکایی در خانه های سنتی و معاصر بندرعباس با روش TOPSIS فازی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تاب آوری خوداتکایی روش تاپسیس فازی خانه های سنتی بندرعباس خانه های معاصر بندرعباس معماری بومی جنوب ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۸۹
بیان مسئله: خانه های سنتی بندرعباس، به دلیل بهره گیری از مصالح بومی و سازوکارهای منطبق با اقلیم گرم و مرطوب منطقه، همواره به عنوان الگویی در زمینه تاب آوری و خوداتکایی مطرح بوده اند. در مقابل، ساخت وسازهای معاصر عمدتاً بر فناوری های مدرن تکیه دارند و در برخی موارد، به علت عدم هماهنگی با شرایط اقلیمی و زمینه اجتماعی، سطح تاب آوری و خوداتکایی پایین تری نشان می دهند. بکارگیری اصول معماری تاب آور در طراحی مجتمع های مسکونی بندرعباس به طور معنی داری منجر به افزایش خوداتکایی ساکنین می شود. هدف پژوهش: ارزیابی تطبیقی میزان تاب آوری و خوداتکایی در خانه های سنتی و معاصر بندرعباس و شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر آن است.  روش پژوهش: ابتدا با انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با متخصصان، مؤلفه های مهم تاب آوری (شهری، کالبدی، محیطی، اجتماعی و اقتصادی) و خوداتکایی (پایدار، اجتماعی و مدیریتی) شناسایی شد. سپس، برپایه این مؤلفه ها، پرسشنامه هایی با طیف های فازی طراحی و میان جامعه ای از ساکنان و متخصصان توزیع شد. داده های گردآوری شده درنهایت با روش TOPSIS فازی تحلیل شد تا میزان نزدیکی هر خانه به راه حل ایده آل (از نظر تاب آوری و خوداتکایی) تعیین شود.  نتیجه گیری: خانه های سنتی، به دلیل طراحی هماهنگ با اقلیم، استفاده از مصالح بومی، مدیریت بهتر منابع آب و شکل گیری فضاهای اجتماعی مؤثر، در اغلب ابعاد تاب آوری و خوداتکایی از خانه های معاصر پیشی می گیرند. در مقابل، برخی خانه های معاصر که بر فناوری های جدید متکی اند، به ویژه در حوزه های اجتماعی و مدیریتی با چالش مواجه اند. این امر خود را در امتیازات پایین تر تاپسیس فازی نمایان کرد. نتایج حاکی از آن است که به کارگیری اصول معماری سنتی در کنار نوآوری های مدرن، نه تنها مصرف انرژی و هزینه های نگهداری را کاهش می دهد، بلکه تاب آوری و خوداتکایی ساکنان را نیز ارتقا می بخشد. بر این اساس، پیشنهاد می شود در طراحی های آتی، از راهکارهای بومی بهره گرفته شده و بر جنبه های مشارکتی و مدیریتی نیز تأکید بیشتری صورت گیرد.
۱۲۴.

بررسی اولویت فضای باز و نیمه باز در ساماندهی فضایی مدارس سنتی ایران (نمونه های مطالعاتی: مدرسه غیاثیه، مدرسه چهارباغ، مدرسه خان شیراز و مدرسه حاج صفرعلی تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فضای باز فضای نیمه باز مدارس سنتی ایران معماری مدرسه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۱۴
مدرسه به عنوان شاخص ترین فضای آموزشی در طی زمان در بخش ها یی ازجمله معماری دستخوش تحولات متعددی شده است . یکی از مهم ترین تغییراتی که در معماری معاصر روی داده است، تضعیف جایگاه فضای باز و نیمه باز در طراحی این فضاها است . این پژوهش قصد دارد به بررسی نسبت و تناسب فضای باز و بسته در مدارس سنتی ایران بپردازد . در این مدارس، معماران از حیاط به عنوان قلب ارتباطی مجموعه و عنصر مهم در ساماندهی فضایی استفاده می کردند . پژوهش حاضر با توجه به اهمیت فضای باز (حیاط ها) و نیمه باز در ساماندهی فضاهای آموزشی، به ویژه مدارس، در نظر دارد تا با بررسی چهار نمونه الگوی رایج (پروتوتایپ در مکاتب خراسانی، اصفهانی، آذری و شیرازی) مدارس سنتی ایران، کمیت و کیفیت فضاهای باز و نیمه باز را در این مدارس مورد بررسی قرار دهد . راهبرد انجام این پژوهش مصداق پژوهی است و بررسی اسناد کالبدی بنا ها و تحلیل آن ها با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است . اطلاعات دراین پژوهش غالباً از طریق اسناد کتابخانه ای گردآوری شده اند. مطالعات، تحلیل و بررسی های انجام شده در این پژوهش، نشان می دهند که فضاهای باز و نیمه باز نقش بسیار مهمی در ارتقا کیفیت فضای مدارس سنتی داشته اند که مهمترین آن ها عبارت هستند از: ایجاد یک نظم و ساماندهی مرکزی به نحوی که فضای باز در قلب مجموعه قرار گرفته و سایر فضاها متناسب با کاربری های خود، در اطراف، جانمایی شده اند، پشتیبانی از فعالیت های متنوع آموزشی در قالب اجتماعات بزرگ، گروه های کوچک و انفرادی، بستر ایجاد تعامل با طبیعت در سه درجه کیفیت از طریق حیاط ها، ایوان ها، ایوانچه ها و بازشوها، کمک به ایجاد آسایش حرارتی و ایجاد ظرفیت بهره برداری در شرایط خاص . از نگاه کمّی نیز نسبت این فضاها به مساحت کل فضای آموزشی مدارس سنتی ایران، مقدار قابل توجهی است و در برخی موارد مساحت فضاهای باز و نیمه باز با فضاهای بسته برابری می کند .
۱۲۵.

تأثیر سازمان دهی محیط بر خلوت کاربران در مکان های فرهنگی (بررسی موردی: باغ کتاب تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خلوت سازمان دهی فضا گراف توجیهی هم پیوندی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۸۸
مطالعات انسان و محیط نشان می دهد مطالعه فضای کالبدی مستلزم ملاحظه فعالیت ها در آن است. فضاهای فرهنگی به دلیل داشتن پتانسیل های مختلف که باعث بروز فعالیت های متنوعی می شود، از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند، به همین جهت یافتن مهمترین مولفه های تاثیرگذار در طراحی فضاهای فرهنگی یکی از مهمترین مسائلی است که امروزه طراحان به دنبال آن هستند. به همین منظور در این پژوهش باغ کتاب تهران بعنوان یکی از نمونه های شاخص که دارای مولفه های فضایی مختلف است، انتخاب و مورد تحلیل قرار گرفت. بررسی روابط میان افراد در فضاهای فرهنگی در سازمان دهی فضایی آنها موثر است. خلوت یکی از رفتارهای اجتماعی است، تعیین کننده فاصله و مرز میان افراد است و فرد می تواند به کمک آن بر روابط خود با دیگران نظارت و کنترل داشته باشد. ساز و کارهای دستیابی به خلوت در محیط کالبدی به وسیله سازمان دهی مناسب محیط فراهم می شود و به طراحان کمک می کند تا بستری با فرصت های مکانی قابل گزینش را برای کاربر فراهم کند. پژوهش پیش رو ضمن شناسایی مولفه های تأثیرگذار بر خلوت در پی پاسخ به چگونگی تأثیر سازمان دهی محیط بر خلوت کاربران در مکان های فرهنگی مانند باغ کتاب تهران است. این تحقیق با استفاده از روش تلفیقی (کیفی-کمّی) به دنبال یافتن آن دسته از مولفه های سازماندهی محیطی موثر بر میزان خلوت گزینی کاربران در مکان های فرهنگی است. جهت رسیدن به این هدف با بهره گیری از مطالعات کتابخانه ای و رسیدن به اجماع نظری در مصاحبه با متخصصان حوزه معماری، مؤلفه های مؤثر سازمان دهی محیط بر خلوت کاربران استخراج شد که عبارتند از ارتباط و کنترل، هم پیوندی فضاها، تناسبات هندسی مسیرهای ارتباطی، خوانایی مسیرها، چشم انداز طبیعی و عمق فضا. سپس پرسشنامه ای بین کاربران تنظیم و توزیع شد و در تحلیل داده های پرسشنامه به روش همبستگی و تحلیل مسیر به تبیین مدل و استخراج سه چرخه عملکردی، کالبدی و رفتاری پرداخته شد. در مدل نهایی رابطه میان مؤلفه ها و میزان تأثیر آنها بر یکدیگر تحلیل و ارزیابی شده است. همچنین گردآوری اطلاعات بر مبنای مشاهدات میدانی با استفاده از منابع و نقشه های معتبر بوده و استخراج و تحلیل داده ها توسط نرم افزار A – Graph مدل یابی شاخه ای فضا مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج حاصل مبتنی بر یافته های پژوهش نشان می دهند، بین مولفه های اثرگذار بر خلوت پذیری در فضاهای فرهنگی اختلاف معنادار وجود دارد، از دیدگاه کاربران، چیدمان و خوانایی فضا مهمترین معیار اثرگذار بر خلوت پذیری در فضاهای فرهنگی می باشد و پس از آن دعوت کنندگی، فضاهای شخصی و فضاهای چند منظوره جای دارند.
۱۲۶.

بررسی پتانسیل گردشگری میراث زمین شناسی های بند پی شرقی شهرستان بابل با استفاده از مدل GAM و کوبالیکوا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: میراث زمین شناسی گردشگری بند پی شرقی شهرستان بابل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۳۷
ژئوگردشگری یکی از رشته های تخصصی اکو گردشگری است که در دهه های اخیر امری مهم جهت درآمد زایی و توسعه اقتصادی برای مناطق مختلف و کشورها تلقی می شود. در پژوهش حاضر با توجه به اهمیت موضوع گردشگری بخش بندپی شرقی شهرستان بابل (به علت برخورداری ژئومورفوسایت های فراوان و توانمندی های ژئوتوریستی)، این منطقه با استفاده از مدل گام (GAM ) او مدل کوبالیکوا مورد بررسی قرار گرفت.  جهت مطالعه و شناخت ویژگی های مناطق توریستی منطقه مورد تحقیق،  5 میراث زمین شناسی شامل (سجاد رود، شیخ موسی، آبشار کیمون، دراز کش، آبگرم ازرود) انتخاب شده و مورد ارزیابی قرار گرفته اند. پژوهش حاضر کاربردی و از نوع توصیفی- پیمایشی است که شیوه گردآوری داده ها در آن به صورت ارائه 31 پرسش نامه به کارشناسان بوده است. همچنین جهت تجزیه و تحلیل داده ها از مدل GAM و آزمون های آماری از SPSS.26  استفاده است. نتایج تحقیق نشان داد که، با توجه به میانگین کلی و رتبه بندی حاصل در مدل GAM از نظر ارزش های اصلی بیشترین مقدار با کسب امتیاز ۷۹/۰ متعلق به آبگرم ازرود است و آبشار شیخ موسی نیز در جایگاه دوم قرار دارد. از لحاظ ارزش های مکمل یا مازاد نیز آبشار شیخ موسی با امتیاز ۷۷/۰ بالا ترین مقدار را دارا است و در مجموع از نظر ارزش های اصلی و همچنین ارزش های مازاد سجاد رود به ترتیب با کسب امتیاز ۲۷/۰ و ۵/۰ از کمترین مقدار برخوردار است. بر اساس مجموع امتیازات حاصل از مدل کوبالیکوا (بیانگر ارزش های کلی است)، میراث زمین شناسی شیخ موسی بیشترین امتیاز 25/12 کسب کرده و کمترین امتیاز با مقدار 75/6 متعلق به میراث زمین شناسی کیمون است. نتایج تحقیق حاضر می تواند در امر برنامه ریزی مدیریت گردشگری منطقه بند پی شرقی برای مسئولان مرتبط کمک بکند.
۱۲۷.

بررسی تأثیر دمای هوا، دمای همبسته رنگ نور و شدت نور محیطی بر احساس آسایش حرارتی دانشجویان در فضای کتابخانه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: دما دمای همبسته رنگ نور شدت نور آسایش حرارتی سالن مطالعه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۲
احساس آسایش حرارتی در فضاهای آموزشی، یکی از عوامل کلیدی مؤثر بر کیفیت یادگیری و بهره وری دانشجویان است. وضعیت نامناسب وضعیت دما و نور می تواند باعث نارضایتی حرارتی، کاهش تمرکز، خستگی زودرس و افت یادگیری شود. ازاین رو، ایجاد محیطی با آسایش حرارتی مطلوب نه تنها بر رفاه دانشجویان تأثیر می گذارد، بلکه یک الزام اساسی در معماری فضاهای آموزشی به شمار می رود. هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر تجربی سطوح متغیرهای دمای محیط (۲۰، ۲۵ و ۳۰ درجه سانتی گراد)، شدت نور (200، 400 و 600 لوکس) و دمای همبسته رنگ نور محیطی (۲۷۰۰، ۴۰۰۰ و ۷۸۰۰ کلوین) بر احساس آسایش حرارتی دانشجویان حین انجام مطالعه در اتاقک اقلیمی آزمایشگاهی است. این پژوهش با استفاده از آنالیز واریانس سه طرفه (ANOVA) بین گروهی طی بازه زمانی چهارماهه (آذر تا اسفند ۱۴۰۳) با مشارکت ۹۰ دانشجوی مرد در شهر ایلام انجام شد و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۷ تحلیل گردید. یافته ها نشان داد در دماهای همبسته رنگ نور 2700 کلوین (دمای محیط 25 درجه و شدت نور 200، 400 و 600 لوکس)، 4000 کلوین (شدت نور 600 لوکس) و 7800 کلوین (دمای محیط 20 درجه) تأثیر معناداری بر احساس آسایش حرارتی دانشجویان حین انجام مطالعه دارند (p<0.05). دمای محیطی سالن مطالعه و دمای همبسته رنگ نور محیطی به طور مستقل و همچنین اثر ترکیبی دمای محیطی با شدت نور محیطی و دمای رنگ نور، نقش مهم و معنی داری در تغییر احساس آسایش حرارتی دانشجویان دارند. شدت نور محیطی به تنهایی تأثیر قابل توجهی ندارد اما در تعامل با دمای محیطی می تواند مؤثر باشد. نتایج نشان داد که دمای محیط و دمای همبسته رنگ نور محیطی هر دو تأثیر معنی داری بر احساس آسایش حرارتی دانشجویان در فضای کتابخانه دارند (p<0.05) و این تأثیرات با تغییر شدت نور محیطی (200، 400 و 600 لوکس) متفاوت است. در شدت نور 200 لوکس، گروه 4000 کلوین با دو گروه دیگر متفاوت است، اما در 400 لوکس، اثر ترکیبی دو فاکتور مشاهده شد و بیشترین آسایش حرارتی دانشجویان مربوط به دمای همبسته رنگ نور 2700 کلوین است. در شدت نور 600 لوکس، تنها گروه با دمای رنگ نور بالا (7800 کلوین) آسایش حرارتی بیشتری نسبت به دیگر گروه ها داشت. بنابراین، تأثیر دمای رنگ نور بر آسایش حرارتی، با تغییر شدت نور محیط و دمای محیط متغیر است و در هر شرایط، سطوح مختلف دمای رنگ نور اثر متفاوتی دارند.
۱۲۸.

تأثیر رضایت از مؤلفه های کالبدی- فضایی محله در پایداری اجتماعی و ادراک زیست پذیری (نمونه موردی: بافت مسکونی محلات قدیم اطراف بازار اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: محیط شهری زیست پذیری رضایت مندی پایداری اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۰
زیست پذیری و توجه به کیفیت های عملکردی آن از بخش های مهم و ضروری شهرنشینی در قرن معاصر است که در برابر بسیاری از مشکلات پیچیده زندگی شهری در جهان امروزی مطرح شده است. کیفیت زیست پذیری در محلات شهری و تبیین نقش واحدهای زیستی در ارتقاء پایداری اجتماعی، تاثیرپذیری فراوانی از کیفیتهای عملکردی و نقش متقابل آن دارد. اگرچه، مفهوم زیست پذیری در ابعاد مختلف فضایی و موضوعی مورد بحث قرار گرفته است، بررسی نقش آن بعنوان متغیری تاثیرپذیر از کیفیت های فضایی و متغیر میانجی پایداری اجتماعی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. پژوهش حاضر بصورت توصیفی-تحلیلی و پیمایشی با استفاده از پرسشنامه محقق ساخت در جامعه بافت مسکونی اطراف بازار شهر اردبیل و با هدف توسعه کیفیت زیستی و حیات اجتماعی محله مزبور انجام یافته است. حجم نمونه 384 نفر براساس فرمول کوکران بدست آمد. تجزیه و تحلیل اطلاعات با نرم افزار SPSS و Amos به روش معادلات ساختاری ( SEM ) انجام شد. نتایج نشان داد که با مقایسه اثر کل هر شاخص روی زیست پذیری، عامل دسترسی بیشترین تاثیر را دارد. بعلاوه، ثابت شد که اثر غیرمستقیم پایداری اجتماعی بین ایمنی و نظم وحدت کالبدی زیست پذیری بیشتر است. این بدین معنی است که رضایتمندی بیشتر در پایداری اجتماعی بیشتر می تواند تاثیر ایمنی و آسایش اقلیمی بر روی زیست پذیری را افزایش دهد. راهکارهای پژوهش در توسعه امنیت و ایمنی بافت های شهری، کنترل نفوذپذیری شبکه ارتباطی و ارتقای کیفیت های محیطی از طریق توسعه فضاهای دلپذیر ارایه شده است.
۱۲۹.

مرور نظام مند مؤلفه های محیطی مؤثر بر سلامت اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سلامت سلامت اجتماعی محیط شهرسازی مرور سیستماتیک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۲۱
اهداف: سلامت اجتماعی به عنوان یکی از ارکان سلامت جامعه، متأثر از مؤلفه های متعددی می باشد. هدف پژوهش حاضر، مرور جامع پژوهش های صورت گرفته در خصوص مؤلفه های محیطی مؤثر بر سلامت اجتماعی و شناسایی مؤلفه های تأثیرگذار محیطی بر آن می باشد. روش ها: در یک مطالعه مروری سیستماتیک، کلیه مقالات مرتبط با موضوع بدون محدودیت زمانی و مکانی و با جستجوی نظام مند پایگاه های معتبر در دسترس شامل گوگل اسکولار، وب آف ساینس، اسکوپوس، پاب مد، جهاد دانشگاهی، پرتال جامع علوم انسانی و بانک اطلاعات نشریات کشور بازیابی گردید که در نهایت 46 مقاله مطابق با معیارها و ملاک های ورودی موردنظر، به عنوان پژوهش های نهایی مرتبط با موضوع انتخاب شد. یافته ها: طبق یافته های این تحقیق، اکثر مطالعات در کشورهای ایالات متحده و استرالیا انجام شده است. همچنین یافته های حاصل از مطالعه بیانگر آن است که اغلب تحقیقات در رابطه با حوزه شهری و در خصوص شهروندان و ساکنان محله و منابع بسیار کمی در حوزه معماری انجام شده که اکثراً در رابطه با کاربری مسکونی و تعداد اندکی در رابطه با کاربری های فرهنگی، درمانی و اداری می باشد. نتیجه گیری: بر اساس نتایج این پژوهش، مؤلفه های محیطی تأثیرگذار بر سلامت اجتماعی را می توان در 20 گروه اصلی دسته بندی نمود، بطوریکه بیشترین میزان مطالعات مربوط به فضاهای سبز طبیعی، مکان سوم، تجهیزات، مبلمان و دسترسی بوده است. از میان 28 شاخص سلامت اجتماعی مورد مطالعه، به ترتیب تعامل اجتماعی و روابط اجتماعی بالاترین میزان تأثیرپذیری را داشته اند .
۱۳۰.

تحلیل جامعه شناختی نقش حس تعلق مکانی در ارتقای امنیت اجتماعی زنان در سکونتگاه های غیررسمی (نمونه موردی: محله خضر همدان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حس تعلق امنیت اجتماعی زنان مکان سکونتگاه های غیررسمی محله خضر همدان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۰۰
این پژوهش با هدف تحلیل جامعه شناختی نقش حس تعلق مکانی در ارتقای امنیت اجتماعی ساکنان، با تأکید ویژه بر زنان در سکونتگاه غیررسمی محله خضر شهر همدان انجام شده است. ضرورت این مطالعه از آنجا ناشی می شود که سکونتگاه های غیررسمی به عنوان یکی از آسیب پذیرترین بافت های شهری، با چالش های متعددی در حوزه امنیت اجتماعی و انسجام اجتماعی مواجهند و زنان به عنوان گروهی حساس تر، بیش از دیگران در معرض ناامنی های اجتماعی قرار دارند. روش پژوهش کاربردی و از نوع پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش، کلیه ساکنان محله خضر (اعم از زنان و مردان) است تا با لحاظ دیدگاه های متفاوت، سنجش دقیق تر و واقع بینانه تری از امنیت محله به دست آید؛ هرچند تمرکز اصلی تحلیل ها بر امنیت زنان قرار دارد که بر اساس روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، ۳۹۲ پرسشنامه معتبر گردآوری شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بود که شامل سه بخش اطلاعات جمعیت شناختی، ۸ گویه مربوط به حس تعلق مکانی (شامل وابستگی عاطفی، مشارکت اجتماعی، مسئولیت پذیری و هویت یابی محله ای) و ۱۰ گویه مربوط به امنیت اجتماعی (شامل احساس امنیت فردی، خانوادگی، اجتماعی و محیطی) طراحی شد. روایی محتوایی پرسشنامه با نظر متخصصان و پایایی آن با آلفای کرونباخ (0.84 و 0.88) تأیید شد. نتایج توصیفی نشان داد میانگین حس تعلق مکانی (M=3.64) و امنیت اجتماعی (M=3.42) بالاتر از حد متوسط است. آزمون همبستگی پیرسون بیانگر وجود رابطه مثبت و معنادار بین حس تعلق مکانی و امنیت اجتماعی بود (r=0.65, p<0.001). بررسی زیرشاخص ها نشان داد که قوی ترین عامل مؤثر بر امنیت اجتماعی وابستگی عاطفی (r=0.68) است، درحالی که مشارکت اجتماعی و هویت یابی نیز نقش های تکمیلی ایفا می کنند. نتایج تحلیل واریانس یک طرفه نشان داد سطح تعلق مکانی موجب تفاوت معنادار در احساس امنیت اجتماعی می شود، به گونه ای که افراد دارای تعلق بالاتر امنیت بیشتری را تجربه کردند. تحلیل رگرسیون چندمتغیره نیز نشان داد حس تعلق مکانی توانسته است ۴۵ درصد از تغییرات امنیت اجتماعی را تبیین کند (β=0.673, R²=0.45). این یافته ها ضمن هم راستایی با نظریات هیدالگو و هرناندز، گیولیانی و سامپسون تأکید می کنند که تعلق مکانی صرفاً یک عامل روان شناختی نیست، بلکه سازوکاری اجتماعی فرهنگی است که می تواند در سیاست گذاری شهری به عنوان راهبردی نرم برای ارتقای امنیت اجتماعی زنان در سکونتگاه های غیررسمی به کار رود. توجه به تقویت سرمایه اجتماعی محله ای، ارتقای کیفیت فضاهای عمومی و افزایش فرصت های مشارکت اجتماعی از مهم ترین دلالت های کاربردی این پژوهش است.
۱۳۱.

تحلیل چندمتغیره ترجیحات مسکونی ساکنان فاز یک شهرک اکباتان در تناسب با سبک زندگی معاصر

کلیدواژه‌ها: سبک زندگی ترجیحات مسکونی طراحی محیطی مجتمع اکباتان انعطاف پذیری طراحی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۱۸۷
مطالعه حاضر به تحلیل ارتباط میان سبک زندگی و ترجیحات مسکونی ساکنان فاز یک شهرک اکباتان می پردازد. در دنیای معاصر، سبک زندگی به عنوان مفهومی چندبعدی در علوم اجتماعی و برنامه ریزی محیطی، نقش کلیدی در تعریف الگوهای سکونت ایفا می کند. شهرک اکباتان به عنوان یکی از نمونه های برجسته طراحی مسکن در ایران، بستری مناسب برای مطالعه تأثیر این مفهوم بر نیازهای مسکونی ارائه می دهد. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی عوامل مؤثر بر ترجیحات مسکونی با توجه به سبک زندگی و ویژگی های جمعیت شناختی ساکنان بوده است. سؤالات اصلی تحقیق شامل تأثیر متغیرهایی نظیر سن، جنسیت و شغل بر اولویت های مسکونی و چگونگی تأمین این نیازها از طریق طراحی محیط های انعطاف پذیر بوده است. در روش تحقیق به صورت ترکیبی از تحلیل های کمی و کیفی استفاده شده و داده ها از طریق پرسش نامه و مشاهدات میدانی جمع آوری گردیده است. یافته ها نشان می دهد که ترجیحات مسکونی ساکنان در پنج بعد اصلی شامل کیفیت فضاهای خصوصی، تعاملات در فضاهای نیمه عمومی، دسترسی به امکانات عمومی، انعطاف پذیری طراحی و حس تعلق به محیط قابل تحلیل است. ویژگی های جمعیت شناختی نظیر سن و مدت زمان سکونت نیز تأثیر مستقیم بر این ترجیحات دارند. به عنوان مثال، خانواده های بزرگ تر به فضاهای انعطاف پذیرتر و سالمندان به فضای سبز توجه بیشتری نشان می دهند، در حالی که افراد جوان تر به تعاملات اجتماعی در فضاهای نیمه عمومی اولویت می دهند. این پژوهش با ارائه تحلیل های چندمتغیره و تأکید بر طراحی محیط های مسکونی متناسب با سبک های زندگی متنوع، راهکارهایی برای ارتقای کیفیت زندگی و تطابق بهتر فضاهای مسکونی با نیازهای متغیر افراد ارائه می کند.
۱۳۲.

بازشناسی روند آپارتمان نشینی در شهرهای معاصر ایرانی: چالش ها و فرصت ها(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: کلان روند و روندها آپارتمان نشینی واقع گرایی اسلامی شهر ایرانی مجتمع مسکونی گلپارگ تبریز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۲
روند آپارتمان نشینی به عنوان یکی از پیامدهای توسعه شهری معاصر، ضمن پاسخ گویی به نیازهای کمی سکونت، موجب بروز چالش هایی در ابعاد کالبدی، اجتماعی، زیست محیطی و معنایی سکونت در شهرهای ایران شده است. این مقاله با هدف بازشناسی ابعاد و پیامدهای آپارتمان نشینی در بستر شهرهای معاصر ایرانی، به تحلیل این روند از منظر «واقع گرایی اسلامی» می پردازد. چهارچوب مفهومی پژوهش بر چهار بعد حقوق الهی، حقوق نفس، حقوق سایر انسان ها و حقوق خلقت زیست محیطی استوار است که برگرفته از آموزه های اسلامی در باب انسان، کرامت و سکونت است. روش پژوهش این مقاله مبتنی بر رویکرد توصیفی تحلیلی و تطبیقی است. داده ها از طریق تحلیل اسنادی، بررسی متون اسلامی و منابع علمی، و ارزیابی تطبیقی میان خانه های سنتی و آپارتمان های معاصر گردآوری شده اند. علاوه بر این، از ابزارهای پژوهش حاضر می توان به پرسشنامه ها و مصاحبه های صورت گرفته با خبرگان و مردم نیز اشاره کرد. به منظور واکاوی عینی چالش های آپارتمان نشینی، مجتمع مسکونی گلپارک در منطقه یک شهر تبریز به عنوان مطالعه موردی بررسی شده است؛ نتایج تحلیل این نمونه نشان می دهد که طراحی کالبدی و سازمان فضایی آن در انطباق با الگوی سکونت اسلامی ایرانی با کاستی های جدی مواجه است. در این پژوهش، ضمن مرور ادبیات نظری و تبیین ویژگی های الگوی سکونت اسلامی ایرانی، روند آپارتمان نشینی در ایران تحلیل شده و با استفاده از جدول های ارزیابی، تفاوت ها و کاستی های آپارتمان ها نسبت به خانه های سنتی و ارزش های اسلامی مورد بررسی قرار گرفته است. یافته ها نشان می دهد که آپارتمان نشینی معاصر در ایران عمدتاً فاقد سازگاری با اصول زیست اسلامی بوده و در زمینه هایی نظیر حریم خصوصی، تعاملات همسایگی، عدالت فضایی، و پیوستگی کالبدی معنوی سکونت، با ضعف های اساسی مواجه است. در پایان، پیشنهادهایی برای اصلاح مسیر توسعه سکونت در شهرهای ایران ارائه شده که مبتنی بر بازنگری در ضوابط طراحی، تقویت نهادهای محلی و ترویج فرهنگ سکونت اسلامی ایرانی است. این رویکرد زمینه ساز تحقق شهری انسان محور، عدالت محور و متعادل با محیط زیست در چهارچوب واقع گرایی اسلامی است.
۱۳۳.

Oil Colonialism and the Formation of Villa Architecture in Masjid I Sulaiman: A Spatial-Cultural Analysis Using Space Syntax and Hermeneutics(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Spatial Analysis hermeneutics oil colonialism villa architecture Masjid I Sulaiman

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۷
The oil industry in the modern era has played a pivotal role in population growth, industrialization, and the formation of modern cities, particularly in Iran's Khuzestan province. Beyond their industrial function, oil wells have had a profound impact on urbanization, architecture, and lifestyles in Masjid I Sulaiman, serving as significant symbols. The physical development of this city accelerated with the construction of residential complexes for oil industry workers and industrial infrastructure, leading to a redefinition of Masjid I Sulaiman's urban identity at the intersection of tradition and modernity—an identity that distinguishes the city. This study examines the impact of British colonial presence and oil industry activities on the development of villa-style housing in Masjid I Sulaiman, intending to analyze the formation of this housing type under these influences. Previous studies have focused on the economic and social impacts of the oil industry; however, the effects of oil wells on spatial and architectural patterns in oil cities, such as Masjid I Sulaiman, have been underexplored. This research analyzes the role of industrial elements in shaping residential patterns by examining spatial and architectural aspects. Employing a qualitative approach, the study uses hermeneutic phenomenology and space syntax to analyze the cultural and spatial dimensions of villa-style housing. The space syntax analysis reveals that the courtyards of Bagh-e Melli and G-Type, with high integration, enhance social interactions, while Scotch Crescent, with greater spatial depth, indicates class segregation. The hermeneutic analysis portrays bungalows as multilayered texts that represent social, cultural, and economic meanings, highlighting their architectural heritage.
۱۳۴.

Poetics and Existential Meaning in Housing Architecture: Toward a Phenomenological Framework for Poetic Dwelling(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Poetic Dwelling Housing Architecture Spatial Experience Existential Space Design Theory

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۵
Contemporary housing architecture faces a growing crisis of meaning, as designs increasingly prioritize functional efficiency, visual spectacle, and market value over deeper human needs for belonging and poetic dwelling—a mode of inhabitation that transcends mere utility to foster existential connection through sensory richness, cultural memory, and emotional resonance. This study addresses this critical gap by developing the Poetic Dwelling Experience Framework (PDEF), a comprehensive model that identifies four essential dimensions of meaningful dwelling: spatial phenomenology (the lived experience of space), sensory interaction (multisensory engagement), cultural contextuality (connection to memory and tradition), and emotional topography (affective atmospheres). Through an interpretive, phenomenological methodology, the research analyzes seminal works by architects, including Zumthor, Ando, and Murcutt, demonstrating how their designs embody these poetic dimensions. The findings reveal that truly meaningful domestic spaces emerge not from formal innovation alone, but from careful attention to sensory richness, temporal rhythms, cultural narratives, and emotional resonance. The PDEF offers both a theoretical lens for understanding dwelling and a practical tool for designers seeking to create housing that nurtures human flourishing. In an era of mass-produced, alienating urban environments, this framework provides a vital pathway for recentering architecture around the profound, often overlooked needs for rootedness, intimacy, and poetic imagination in our everyday spaces.
۱۳۵.

تأثیر فرهنگ غرب بر معماری خانه از دیدگاه جلال آل احمد، نمونه موردی: خانه های دوره پهلوی شهر ارومیه

کلیدواژه‌ها: فرهنگ غرب معماری دوره پهلوی معماری خانه ارومیه جلال ال احمد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۴۹
معماری مسکونی دوره پهلوی در ایران تحت تأثیر سیاست های مدرنیزاسیون و نفوذ فرهنگ غرب دچار تغییرات اساسی شد. بررسی تأثیر فرهنگ غرب بر معماری خانه های این دوره، به ویژه در شهر ارومیه، می تواند به درک بهتر پیامدهای این تغییرات کمک کند. این تحقیق با هدف بررسی تأثیر فرهنگ غرب بر معماری خانه های دوره پهلوی در ارومیه، بر اساس دیدگاه های جلال آل احمد انجام شده است. تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی بوده و داده ها از طریق مشاهده میدانی، بررسی مستندات تاریخی و مصاحبه با ساکنان و کارشناسان جمع آوری شده است. نمونه گیری به شیوه هدفمند انجام شده و ۲۴ خانه متعلق به دوره پهلوی که تغییرات معماری ناشی از فرهنگ غرب در آن ها مشهود است، بررسی شده اند. نتایج تحقیق نشان می دهد که در این دوره، حذف عناصر اجتماعی مانند حیاط، استفاده از مصالح غیربومی و تقلید از فرم های وارداتی، موجب تغییرات اساسی در ساختار معماری شده است. این تغییرات علاوه بر تضعیف هویت معماری ایرانی، باعث یکسان سازی طراحی ها و کاهش خلاقیت در ساخت بناها شدند. همچنین، ناسازگاری برخی ساختمان ها با اقلیم منطقه و تمرکز بیش ازحد بر ظاهر بناها، نشان دهنده گسترش معماری مصرف گرا و کمرنگ شدن توجه به اصول سنتی و بومی است. در مجموع، این تحولات منجر به کاهش پیوند میان معماری و فرهنگ بومی ایران شده است.
۱۳۶.

مروری نظام مند بر نقش آفرینی بهره وران در برنامه ریزی فضایی حوضه های آبریز: علت ها و دلایل(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نقش آفرینی بهره وران برنامه ریزی فضایی حوضه آبریز مرور نظام مند تحلیل محتوا تبیین علی و دلیل آوری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۶۵
برنامه ریزی فضایی حوضه های آبریز به عنوان ابزاری کلیدی برای مدیریت پایدار منابع طبیعی، با چالش هایی ازجمله تعارض میان اهداف اقتصادی و الزامات محیط زیستی، رقابت بر سر نوع بهره برداری از منابع آب، و تداخل منافع بین بخشی مواجه است. نقش آفرینی بهره وران در فرایند تصمیم گیری، نقشی اساسی در کاهش تعارض ها و ارتقاء اثربخشی اجرای طرح ها ایفا می کند. هدف این پژوهش، شناسایی و تحلیل نظام مند عوامل علّی و دلیل آوری مؤثر بر نقش آفرینی بهره وران در برنامه ریزی فضایی حوضه های آبریز برای تحقق اهداف پایداری است. روش پژوهش مرور نظام مند همراه با تحلیل محتوای کیفی پیشینه پژوهشی بوده و داده ها از ۳۴ مقاله علمی پژوهشی انگلیسی زبان منتشرشده در بازه زمانی ۲۰۰۷ تا ۲۰۲۵ و 24 مقاله فارسی منتشرشده در بازه زمانی 1394 تا 1403 گردآوری و با کدگذاری باز تحلیل شده اند. مقوله های اصلی نشان دهنده عوامل مؤثر بر نقش آفرینی بهره وران در برنامه ریزی حوضه آبریز است، که در ابعاد نهادی ساختاری، محیطی، زمینه اجتماعی و ساختار ایفای نقش مطرح شدند. یافته ها نشان داد که بسیاری از پژوهش های موجود نتوانسته اند به طور یکپارچه به ابعاد مختلف نقش آفرینی بهره وران بپردازند. این پژوهش براساس چارچوب نظری تلفیقی استخراج شده از تحلیل منابع، ضمن تبیین پیچیدگی های نهادی و زمینه ای نقش آفرینی بهره وران، بستری برای ادراک عمیق تر نقش آنان در سطح پژوهشی و مبنایی علمی برای تعریف روشن تر نقش و مسئولیت بهره وران در سطوح مختلف برنامه ریزی فضایی حوضه های آبریز ایران در سطح سیاست گذاری فراهم می سازد.
۱۳۷.

واکاوی نشانه شناسی لایه ای و ادراک معانی در معماری خانه های سنتی یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: معنا نشانه شناسی لایه ای رویکرد تطبیقی خانه های سنتی یزد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۶۷
بیان مسئله: مطالعات معماری روی خانه های سنتی شهر یزد نشان می دهد که این ساختمان ها از لایه های مختلف معنایی تشکیل شده اند که شامل لایه دسترسی، لایه ساخت و لایه زیباشناختی می شوند. این لایه ها از طریق استفاده از عناصر فرهنگی و مفهومی، ساختارهای مختلفی را در خود جای داده اند. اما مسئله اصلی این است که چگونه این لایه ها، با بهره گیری از اصول نشانه شناسی و ادراک معانی، مفهوم بخشی به فضاهای مسکونی ایجاد و در تداوم و ارتباط با فرهنگ محیطی خود موفق عمل کرده اند؟ این مسئله نقش به سزایی در طراحی معماری مسکونی امروزی با تأکید بر ارتباط فضا و فرهنگ را بررسی می کند.هدف پژوهش: هدف اصلی این پژوهش، بررسی و تحلیل مفهوم بخشی فضاهای مسکونی در خانه های سنتی شهر یزد با بهره گیری از اصول نشانه شناسی و ادراک معانی است. این پژوهش به بررسی چگونگی ایجاد مفهوم بخشی در لایه های مختلف معماری خانه ها، ارتباط آن با فرهنگ محلی و تأثیر این مفاهیم در طراحی فضاهای مسکونی امروزی می پردازد. همچنین، این پژوهش به منظور ارائه راهبردهایی برای افزایش اثربخشی طراحی فضاهای مسکونی معاصر، با تأکید بر استفاده از الگوها و معانی نهفته در خانه های سنتی، انجام شده است.روش پژوهش: در این پژوهش، از روش تحقیق کیفی با استفاده از مطالعه تطبیقی و تحلیل محتوا با رویکرد نشانه شناسی و معناشناسی استفاده شده است. داده ها به صورت توصیفی و از طریق مطالعات کتابخانه ای و مشاهدات میدانی، جمع آوری و در مراحل تعبیر، تفسیر و ارزیابی از رویکرد تفسیری استفاده شده است. نتیجه گیری: در این پژوهش، با استفاده از رویکرد نشانه شناسی و معناشناسی، معماری خانه های سنتی در شهر یزد بررسی شده است. نتایج حاکی از توانایی خاص این خانه ها در بهره گیری از عناصر معماری و رمزگان برای ارتقای ارتباطات اجتماعی و فرهنگی درون و برون خانه است. این تداخل معانی و کارکردها، هماهنگی داخلی و ارتباط با فرهنگ محلی را تقویت می کند. از نظر نشانه شناسی، خانه های سنتی یزد به عنوان الگوهایی ارزشمند می توانند در طراحی های معاصر و بهبود فضاهای مسکونی بهره مند شوند.
۱۳۸.

قیاس شاخص های معنایی منظر شهری تاریخی و معاصر با بهره گیری از روش طرح متوالی اکتشافی (موردپژوهی: منظر شهری شیراز)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: معنای منظر شهری منظر شهری تاریخی منظر شهری معاصر ماتریس افتراق معنایی شهر شیراز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۷۴
یکی از مهم ترین چالش های شهر در دوران معاصر، معنا و رابطه متقابل انسان و محیط است. امروزه به دلیل نبود دانش بصری کافی در کنار تأثیرات مدرنیسم، ناهنجاری بصری در شهرها دیده می شوند. تغییرات انجام شده در منظر شهر در دوران معاصر و به کاربردن رویکردهای اثبات گرایی منجر به بی توجهی نسبت به جنبه های نرم و فازی محیط مانند «معنی» شده است. این پژوهش در نظر دارد تا به مقایسه معنای منظر تاریخی و معاصر بپردازد و روشی را برای مقایسه معنا در زمینه های مشابه و سایر شهرها ارائه دهد. در این مسیر، منظر شهری کلان شهر شیراز در کشور ایران به دلیل گسست موجود میان منظر تاریخی و معاصرش، به عنوان نمونه موردمطالعه انتخاب شد. پارادایم تفسیرگرایی و رویکرد استفهامی اتخاذ شد و با درنظرگرفتن طرح متوالی اکتشافی در روش های ترکیبی در گام اول، مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته تحلیل محتوا شدند، سپس به کمک خروجی گام اول ماتریس افتراق معنایی تنظیم و به بررسی کمّی تفاوت های معنایی دو متن منظر شهری تاریخی و معاصر پرداخته شد. نتایج نشان داد که در مقایسه منظر شهری تاریخی و معاصر، شهروندان به ابعاد و مؤلفه های مختلفی در دسته بندی های «اقلیم»، «احساس نسبت به بافت»، «کارکرد»، «زیرساخت»، «مسکن»، «جمعیت»، «مردم»، «فرهنگ» و «امنیت و حس تعلق» اشاره کردند و صفات توصیف کننده منظر شهری معاصر به ترتیب شامل «پیچیده»، «رمزآلود»، «ناراحت کننده»، «فاقد هویت»، «تنش زا»، «آشفته»، «پویا»، «جدیدتر» و «شلوغ» و صفات توصیف کننده منظر شهری تاریخی به ترتیب شامل «دارای هویت»، «قدیمی تر»، «آرامش دهنده»، «خوشحال کننده»، «قابل درک (خوانا) »، «ساده»، «منظم»، «ایستا و آرام» هستند.
۱۳۹.

تبیین راهبردهای طراحی مسکن پایدار و همساز با اقلیم ساری بر پایه شاخصه های معماری بومی منطقه؛ مطالعه موردی: خانه های بومی ساری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مسکن مسکن پایدار معماری بومی معماری همساز با اقلیم شهر ساری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۹
هدف: مسکن یکی از نیازهای اساسی جامعه به شمار می آید که به دلیل رشد جمعیت و ساخت و سازهای بی رویه در آن شاهد بروز مسائلی مانند طراحی های غیراستاندارد و ناسازگار با اقلیم و کاهش سطح کیفی فضاهای سکونتی می باشیم که منجر به افزایش مصرف سوخت های تجدیدناپذیر و آلودگی های زیست محیطی شده است. لذا، مناسب ترین راهکار جهت حل این گونه مسائل روی آوردن به معماری بومی و پایدار است که به عنوان یک ضرورت در عرصه معماری، مهم ترین هدف آن طراحی همساز با اقلیم و خلق فضایی مناسب جهت زندگی می باشد. بنابراین، هدف پژوهش «دستیابی به راهکارهای مؤثر طراحی مسکن پایدار و همساز با اقلیم شهر ساری جهت بهبود آسایش محیطی و کاهش وابستگی به سوخت های فسیلی» است. روش پژوهش: روش تحقیق توصیفی _ تحلیلی از نوع کیفی بوده که به لحاظ هدف کاربردی می باشد. گردآوری اطلاعات نیز با شیوه مطالعات کتابخانه ای _ اسنادی و میدانی صورت پذیرفته است. به این شکل که ابتدا از طریق برداشت میدانی چهار خانه بومی شهر ساری نمونه برداری شده و سپس شاخصه ها و مؤلفه های معماری بومی و پایدار آن ها تحت بررسی و تحلیل قرار گرفته است. یافته ها: یافته های تحقیق نشان می دهد خانه های بومی ساری دارای یک سری مؤلفه های زیست پذیری است که منجر به پایداری عملکردی بنا و برقراری آسایش محیطی می شود. این عوامل عبارتند از: برون گرایی، ارتباط و تعامل میان طبیعت و معماری، فرم، هندسه و ساختار کالبدی بنا، مصالح بومی و برگشت پذیر، انعطاف پذیری فضاها، تناسب و تعادل، سازگاری بنا با اقلیم منطقه، که ابعاد اصلی معماری بومی مازندران را شکل می دهند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داده است که شاخصه های معماری بومی خانه های سنتی ساری شامل سه ابعاد: ۱. کالبدی: کاربست شاخصه ها و مؤلفه های بومی و پایدار در طراحی فضاهای کالبدی _ عملکردی بنا؛ ۲. عناصر سازه ای: به کارگیری مواد و مصالح بومی و پایدار؛ ۳. طراحی زیست اقلیمی: رعایت اصول طراحی بر مبنای اقلیم محلی جهت سازگاری فضاهای زیستی با محیط پیرامون می باشد که با کاربست آن ها می توان به مسکن پایدار و همساز با اقلیم ساری دست یافت.
۱۴۰.

پیکره بندی فضایی مسکن معاصر: مرور نظام مند مفاهیم و زمینه های موضوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پیکره بندی ادراک جنسیت مسکن معاصر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۸۹
خانه نماینگر ارزش ها، عقاید فرهنگی و اجتماعی ساکنان است. باتوجه به توسعه ابعاد مطالعات علمی و پژوهشی در زمینه های مختلف روانشناسی معماری به خصوص مسکن، بررسی سیر حرکت اندیشمندان و موضوعات مطالعه شده می تواند مؤیدی بر نیازهای تحقیقاتی آتی در حوزه پیکره بندی مسکن و ادراک جنسیتی باشد؛ این مقاله می کوشد با اتخاذ روش مرور نظام مند، مقالات پژوهشی داخلی کشور حدفاصل سال های 1403 تا 1380 با محوریت موضوعی پیکره بندی مسکن را شناسایی و یافته های آن را در چگونگی تبیین این مفهوم و عوامل تأثیرگذار بر آن تحلیل نماید و راهکاری برای بهبود کیفیت مطالعات بعدی در جهت افزایش تعمیم پذیری برون داد مطالعات در نشریات ارائه نماید. ﭘﮋوﻫﺶ ﺑﻪ روش ﮐﯿﻔﯽ از ﻧﻮع ﻣﺮور ﻧﻈﺎمﻣﻨﺪ اﻧﺠﺎم ﺷﺪ. در جستجوی اولیه با استفاده از روش «مرورنظام مند» چارچوب کلی مفاهیم مرتبط با حوزه پیکره بندی مسکن و ادراک جنسیتی و ارتباط معنایی میان دو حوزه، 55064 ﭘﮋوﻫﺶ طبقه بندی که 2747 پژوهش در گروه هنر و معماری را در ﺑﺮﻣﯽﮔﺮﻓﺖ. پس از بررسی و پایش 289 مقاله استخراج و با استفاده از از بیانیه پریزما، مستندات مرتبط با «پیکره بندی مسکن» که در برگیرنده جنبه های کالبدی و روانشناسی - ادراکی انتخاب شدند. نتایج نشان داد مطالعات در تببین «پیکره بندی فضایی مسکن» با تاکید بر ادراک جنسیتی در سازمان دهی فضایی مسکن تشریح نشده است. همچنین محققان در شناسایی عوامل اثرگذار بر این مولفه بیش تر بر ابعاد کمی تمرکز و فارغ از جنسیت به بررسی ابعاد این حوزه پرداخته اند. ارزیابی آماری نتایج، بیانگر آن است که از میان 14 موضوع شناسایی شده، تمرکز مطالعات در نشریات علمی-پژوهشی بیشتر روی مباحث «ساختارفضایی» و «تجربه زیسته- حس مکان» و اغلب به شیوه کیفی (توصیفی- تحلیلی) است. نتایج نشان داد مطالعات در تببین «پیکره بندی مسکن» بر روانشناختی بودن این پیوند و پیامدهای رفتاری فارغ از جنسیت تأکید شده و سازوکارهای روانشناختی عمیق در ابعاد احساسی و شناختی- ادراکی تشریح نشده است. همچنین محققان در شناسایی عوامل اثرگذار بر این پیوند بیش تر بر ابعاد انسانی و مکانی تمرکز داشته اند. خلاء تئوری ادراک جنسیتی و مکان دستیابی به نتیجه واجد انسجام نظری را دشوار کرده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان