فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۷٬۲۳۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
مفسران قرآن در تفسیر آیه «إنّه لَعلم لِلسَّاعَهِ» (زخرف/ 61)، به ویژه در تعیین مرجع ضمیرِ کلمه إنَّهُ، وحدت نظر ندارند و بنابر مبانی تفسیری شان آراء متفاوتی ارائه کرده اند. مشهورترین دیدگاه مرجع ضمیر هاء را نزول عیسی (ع) به مثابه نشانه ای آخرالزمانی برمی شمرد. در مطالعه فرارو کوشش می شود این تفسیر مشهور و هم چنین دیگر دیدگاه ها درباره مسئله بررسی شود. فرضیه مطالعه آن است که تفسیر مشهور که بیش تر در میان مفسران اهل سنت مطرح بوده است نمی تواند بهترین تفسیر آیه باشد. سیطره گفتمانِ روایات آخرالزمان بر فهم آیه، پیوند خوردنِ اکثریِ انگاره نزول عیسی (ع) با تفسیر این آیه، خروج از قرائت مشهور، در تقدیر گرفتن دو واژه نزول و قرب و ناسازگاری قول مشهور با سیاق آیات این سوره و دیگر آیات پذیرش دیدگاه مشهور به عنوان بهترین قول تفسیری را با چالش مواجه می سازد؛ چنان که پذیرش دیگر اقوال مفسران هم با مشکلاتی روبه رو است. در این میان، چنان که برخی مفسران نیز اذعان داشته اند، مناسب تر آن است که ضمیر هاء به شخص عیسی (ع) و نه لزوماً به نزولِ وی بازگردانده شود تا بتوان فهمی هم سو با سیاق آیه و مفهوم عام آن بازنمود.
بررسی تطبیقی معنای ولایت در آیه ولایت بر اساس سیاق با تأکید بر دیدگاه امام خامنه ای (حفظه الله)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
39 - 66
حوزههای تخصصی:
ارتباط آیه ولایت با آیات قبل و بعد آن و معنای مقصود در آیات یادشده، مورد اختلاف مفسران فریقین است. عموم مفسران اهل تسنن به وحدت سیاق آیات، قائل بوده و معنای محبّت و نصرت را مقصود آیات 51 تا 58 سوره مائده می دانند، اما بیشتر مفسران شیعه به عدم وحدت سیاق آیات معتقدند؛ ولایت را در آیات 55 و 56 مائده به سرپرستی و در آیات قبل و بعد آن، به محبّت و نصرت معنا نموده اند. مقام معظم رهبری واژه ولایت را به معنای پیوستگی و هم جبهگی می داند که جزء معانی لغوی این واژه است و با تبیین ابعاد سه گانه ولایت بر اساس این معنا و تطبیق آن بر آیات یادشده، ارتباط میان آیات را آشکار می سازد. مقاله حاضر با روش توصیفی تحلیلی، به تبیین دیدگاه آیت الله خامنه ای و تطبیق آن با دیدگاه مفسران فریقین می پردازد. پژوهش پیش رو با ارائه شواهد و قرائن درون متنی و اثبات دیدگاه امام خامنه ای، به ارتباط میان آیات باورمند است و در تمام آیات یادشده، معنای اصطلاحی «سرپرستی» را مقصود آیات می داند. پُر واضح است داشتن ارتباط سیاسی و اقتصادی با یهود و نصارا ممنوع نیست، اما هم جبهگی با آنان و پذیرش سلطه و سرپرستی آنان ممنوع است. جامعه اسلامی، جامعه ای است که تحت ولایت و سرپرستی خدا و رسول و امام معصوم× قرار دارد.
بازتبیین آیه «مَعاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّی أَحْسَنَ مَثْوای»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
9 - 37
حوزههای تخصصی:
برخی مفسران مرجع ضمیر «إِنَّهُ» در آیه «مَعاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّی أَحْسَنَ مَثْوای » را «عزیز مصر» و برخی دیگر «الله» معرفی می کنند. برخی دیگر هم هر دو را به صورت احتمالی یا قطعی مرجع این ضمیر می دانند. ارائه تحلیل های واقع بینانه از شخصیت یوسف× به عنوان گوینده این فقره، بازخوانی و ارزیابی دیدگاه مفسران در این زمینه و کشف نقاط قوت و مبهم آنها ضرورت بررسی این سه رویکرد را روشن می کند. بررسی انتقادی این سه دیدگاه و تحلیل آیه مورد بحث نشان می دهد که همه آنها دارای چالش های جدی از قبیل عام بودن استدلال ها و عدم توجه به شواهد موجود در سوره یوسف هستند. این در حالی است که با تکیه بر شواهد جدیدی از همین سوره، می توان ضمیر مورد بحث را فقط به «الله» ارجاع داد. مهم ترین شاهد در این زمینه آن است که براساس قراین یوسف× برده همسر عزیز بود نه برده خود عزیز؛ از این رو به طور کلی «رب» بودن عزیز مصر در هنگام ابراز این جمله و در نتیجه بازگشت ضمیر «إِنَّهُ» به وی منتفی است.
The Concept of the "The World of Dharr": A Re-examination of Interpreters View on Verse 172 of Surah al-Aʻrāf(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه معارف قرآنی (آفاق دین) سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۱
159 - 185
حوزههای تخصصی:
Verse 172 of the Holy Quran, Surah al-Aʻrāf , is considered one of the foundational verses in Islamic thought. This verse speaks of a covenant and a promise that God Almighty made with human beings and asked them to fulfill. Islamic scholars, generally relying on certain narrations, have mentioned a concept called the "The World of Dharr " in the context of this verse. Although this concept is not explicitly mentioned in the Quran itself, its early presence in a diverse range of hadith, exegetical, theological, and mystical discourses in the early Islamic centuries indicates its importance. Despite the extensive research that has been conducted on this concept in general and specifically in the context of Verse 172 of al-Aʻrāf , there are still serious disagreements about it. The present study aims to analyze the narrations that are the source of this concept in order to deconstruct it. It also critiques the exegetical views using an approach of "Quran-by-Quran" exegesis and concludes that: first, Verse 172 of Surah al-Aʻrāf is structurally similar to other verses that emphasize the divine covenant taken from prophets, the Children of Israel, the Children of Adam, etc.. Second, contrary to what is widely believed, no confirmation of the aforementioned concept can be found in this holy verse.
درآمدی بر بحث حکم رانی الهی در قرآن؛ بر اساس آیات ۶۵ تا ۷۲ سوره اسراء و تکیه بر تفسیر المیزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
67 - 102
حوزههای تخصصی:
موضوع حکم رانی الهی در دوران غیبت خصوصاً در چند دهه اخیر، تحت عناوین مختلف و از جمله «ولایت فقیه» مورد توجه بسیاری از اندیشمندان مسلمان، خصوصاً شیعیان، قرار گرفته است. اثرگذاری مستقیم این بحث بر سرنوشت جوامع اسلامی از یک سو و اختلاف عمیق دانشمندان در ابعاد گوناگون بحث از سوی دیگر، سبب این امر بوده است. پژوهش حاضر، گام نخست در راستای یافتن نگاهی قرآنی به این موضوع است که بر موضوع «امامت بر جامعه» در آیات ۶۵ تا ۷۲ سوره اسراء تمرکز دارد. این آیات علاوه بر اثبات ضرورت تشکیل حکومت الهی در دوران غیبت، می تواند به عنوان الگویی برای مطالعه ویژگی های آن نیز مورد توجه قرار گیرد. شگرد ورود به بحث، اعتنا به ارتباط بین آیات این سیاق، به خصوص ارتباط بین آیات ۷۰ و ۷۱ است. بر این اساس، استمرار وکالت خداوند بر انسان ها، از طریق امامت فردی درون جامعه تحقّق می یابد و از این طریق، خداوند جامعه را از میان صحنه های متلاطم دنیا به سلامت عبور می دهد و به درجات عالی فضل می رساند. در پژوهش حاضر از روش تحلیل ساختاری آیات قرآن استفاده شده است. بدین منظور پس از بررسی جداگانه ی سه بخش از سیاق مورد اشاره، به بررسی آیات با تحلیل وجوه اتصال و ارتباط میان این بخش ها پرداخته شده است
بازخوانی تفسیری سوره مسد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
161 - 184
حوزههای تخصصی:
سوره مسد از حقایق تاریخی و التهابات عصر پیامبر| پرده برمی دارد. این سوره به دلیل اختصار آیات و ساده بودن معنای ظاهری، کمتر مورد توجه مفسران قرار گرفته است و عموم مفسران تفسیر یکسانی از آیات این سوره دارند. این پژوهش با استفاده از واکاوی واژگان از جهات لغوی و نحوی، نیز درنگ در فضای نزول و شرایط تاریخی صدر اسلام و نقد اقوال تفسیری، تفسیر مشهور را به چالش کشانده و آیات سوره را به گونه ای دیگر تفسیر نموده است. با داشتن رویکرد فوق، مشخص شد این سوره در پی اخبار از جهنمی بودن ابولهب و زن او و هیبت به آتش در افتادن آنها نیست؛ بلکه این سوره خبرهایی از آینده رسالت پیامبر| و موفقیت ایشان و جریانات پیش روی و ناکامی یکی از دشمنان برجسته؛ یعنی ابولهب و دو بازوی یاری گرش؛ مال و همسرش، پس از تعیین جانشینی حضرت علی× در میهمانی عشیره الاقربین داده است. از دیگر پیشگویی های این سوره خبر از آتش افروزی و فتنه انگیزی های ابولهب در جریان جنگ ها علیه پیامبر| است؛ این سوره در جهت تبشیر و پیشگویی موفقیت پیامبر| و شکست دشمنان ایشان پس از به کارگیری تبلیغات و نیرنگ های فراوان در آغاز دعوت و نصب جانشینی امیرمؤمنان× نازل شده است. افزون بر دستیابی به معنای مقرون به صحت حقیقت سوره اهمیت و ضرورت این پژوهش در آن است که با دقت و بازخوانی یکی از سور مکی شرایط و سختی های رسول خدا در سال های آغازین رسالت بیشتر آشکار شود و چگونگی فعالیت های دشمنان ایشان و چگونگی مقاومت رسول خدا تبیین گردد..
Reviewing the Concept of "Doubt" in Verse 94 of Surah Yūnus(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه معارف قرآنی (آفاق دین) سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۱
137 - 158
حوزههای تخصصی:
One of the theological principles discussed among theologians is the impeccability of prophets, including the Prophet of Islam (PBUH). However, the seemingly ambiguous nature of certain Quranic verses, such as verse 94 of Surah Yūnus , where God attributes doubt to the Prophet (PBUH), appears to contradict this principle. The incorrect interpretation of this verse has led some Christian orientalists to raise doubts about the Prophet's impeccability and the necessity of the testimony of the People of the Book to alleviate his uncertainty. The present study aims to answer the question, ‘Who is the addressee of this verse?’ using a descriptive-analytical method while also presenting the views of various interpreters. Given the Prophet's impeccability and the fact that divine revelation is a form of direct and certain knowledge, ‘How can doubt be reconciled with his impeccability?’ ‘Why does God attribute doubt to the Prophet (PBUH) in this verse?’ Both Sunni and Shia interpreters, based on a negative understanding of the concept of "doubt," have rejected its attribution to the Prophet (PBUH) in verse 94 of Surah Yūnus . As a result, they have offered various interpretations that diverge from the apparent meaning of the verse. However, by focusing on the word "Doubt," a new reading of this verse can be achieved that goes beyond the different interpretive views discussed in this research. The research findings indicate that the addressee of the verse is the Prophet himself, and the doubt mentioned in the verse is an initial, involuntary doubt that arises from a mental fluctuation aimed at seeking the truth. This natural doubt does not carry a negative connotation, so it does not conflict with impeccability, and it can occur to all individuals, including the Prophet.
بررسی رویکرد قرآن کریم نسبت به اثرگذاری «امید» در سه حوزه «ایجاد»، «استمرار» و «کیفیت» اعمال
منبع:
مطالعات تفسیری آلاءالرحمن سال ۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷
69 - 98
حوزههای تخصصی:
دانشمندان حوزه انسان شناسی، امید را یکی از عوامل اساسی در تحول، انگیزش و کنش های انسانی می دانند. پژوهش حاضر، با تأکید بر اهمیت امید و تأثیر آن بر رفتار فردی و اجتماعی، به بررسی نقش این عنصر بنیادین در سه حوزه «ایجاد»، «استمرار» و «کیفیت» اعمال از منظر قرآن کریم می پردازد. پرسش اساسی این تحقیق آن است که قرآن کریم چه رویکردی نسبت به تأثیرگذاری امید در این حوزه ها دارد؟ روش این پژوهش، مطالعه تحلیلی و تطبیقی منابع تفسیری و پژوهش های پیشین است. نتایج حاصل نشان می دهد که ۱. از منظر قرآن کریم، امید تأثیرات مثبت و سازنده ای بر رفتار و عملکرد انسان دارد؛ ۲. حوزه تأثیرگذاری امید بر اعمال انسانی را می توان در سه بُعد اصلی دسته بندی کرد: ایجاد، استمرار و کیفیت اعمال. این تحقیق می کوشد با بهره گیری از آموزه های قرآنی، درک روشن تری از جایگاه امید در سازوکارهای رفتاری انسان ارائه دهد.
تحلیل تطبیقی مواجهه ی مؤلفان تفاسیر روایی شیعه با مسئله نسخ آیات صلح با آیات قتال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیر تطبیقی سال ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۷
56 - 77
حوزههای تخصصی:
باور برخی از مؤلفان آثار در زمینه ی مکاتب و جریان های تفسیری بر آن است که مؤلفان تفاسیر روایی بدون هیچ اجتهادی صرفاً به گردآوری روایات که غالباً به طور مستقیم به بخشی از الفاظ و عبارات آیات اشاره دارد پرداخته اند. برخلاف این باور، شواهد نشان می دهد که مؤلفان این تفاسیر به منظور کشف مراد آیات، دست کم در دو مقوله گزینش منابع و روایات اجتهاد کرده اند. در همین راستا، این پژوهش می کوشد با روش توصیفی- تحلیلی از طریق تطبیق تفاسیر روایی شیعی معروف به تبیین مصادیق اجتهادورزیِ مؤلفان آنها در مبحث نسخ آیات صلح با آیات قتال و بررسی عوامل اثرگذار بر آن بپردازد. ره آورد این تحقیق حاکی از آن است که این تفاسیر در مواردی از قبیل پرداختن یا نپرداختن به مقوله ی نسخ آیات صلح با آیات قتال، میزان پرداختن به این مبحث، ذکر یا عدم ذکر روایات متعارض و ارزیابی یا عدم ارزیابی روایات از سوی مفسر، متمایز از یکدیگر هستند. تفاوت در روش تفسیری مفسر، گزینش منبع از سوی مفسر و توجه به سیر کم شمردن موارد وقوع نسخ در تألیفات اسلامی در گذر زمان، از مهم ترین عوامل اثرگذار بر این تمایز عملکرد است. نمایان ساختن وجه تمایز تفاسیر روایی شیعه در مبحث نسخ آیات صلح با آیات قتال به عنوان مصداقی از مصادیق اجتهادورزی در تألیف تفاسیر روایی شیعه، اثرپذیری تفاسیر شیعی از منابع و مراجع اهل سنت در مقوله ی یادشده و تضعیف دیدگاه آقابزرگ طهرانی درباره ی تعیین مؤلف تفسیر قمی، از جمله یافته های این پژوهش است.
تحلیل شبهه تأثیر پذیری قرآن از فرهنگ زمانه از منظر مفسران با تاکید بر موضوع هفت آسمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیر تطبیقی سال ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۷
78 - 99
حوزههای تخصصی:
شبهه تأثیرپذیری قرآن از اشخاص و فرهنگ زمانه، قدمتی به درازای عصر نزول آن دارد، در پاره ای از آیات قرآن تصریح گردیده که رسول خدا متهم می شد به این که قرآن محصول ارتباط و تعامل وی با افراد خاصی است و نه وحی الهی و آسمانی. وحیانی بودن الفاظ قرآن کریم از یک سو و بهره گیری از مؤلفه های فرهنگ زمانه در بسیاری از آیات آن از سوی دیگر، همچنین طرح این شبهه از سوی محافل روشنفکری به جهت کم ارزش جلوه دادن قرآن کریم از سوی سوم، ضرورت تبیین و تحلیل شبهه تأثیرپذیری قرآن از فرهنگ عصر نزول را در ابعاد مختلف دوچندان می نماید. مسئله اصلی پژوهش حاضر بررسی انگاره و اقوال مفسران فریقین در باب شبهه یادشده است. در کنار دو دیدگاه اثبات و نفی کلیِ تأثیرپذیری و عدم تأثیرپذیری قرآن از فرهنگ عصر نزول، می توان از دیدگاه سومی سخن به میان آورد که بر این باور است قرآن، فرهنگ عصر نزول را غربالگری کرد و هر آنچه را در تناسب با آموزه های الهی بود، تأیید و تثبیت کرد و بر آنچه خارج از مدار دین تعریف می شد، خط بطلان کشید یا به تدریج آن را اصلاح نمود. برخی از نتایج پژوهش حاضر عبارت است از: 1. مُستظهَر نبودن ادعای تأثیرپذیری قرآن از فرهنگ زمانه از سوی مفسران اهل سنت به هیچ گونه دلیل عقلی و نقلی؛ 2. عدم صحت ادعای تطبیق آسمان های هفت گانه بر هیئت بطلمیوسی؛ زیرا قرآن هیچ گاه فلک هشتم و نهم هیئت بطلمیوسی را در عِداد آسمان ها به شمار نیاورده است. روش گردآوری داده ها در این پژوهش، کتابخانه ای است. نوشتار حاضر به روش توصیفی، تحلیلی و با استمداد از رهیافت درون دینی به نقد و تحلیل اقوال پاره ای از مفسران مبنی بر تأثیرپذیری قرآن از فرهنگ زمانه مبادرت ورزیده است.کلید واژه ها: فرهنگ زمانه، شبهه تاثیرپذیری، قرآن، هفت آسمان، مفسران فریقین
واکاوی تفسیری آیه 16 نساء با رویکرد انتقادی متمرکز بر سیاق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیر تطبیقی سال ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۷
146 - 167
حوزههای تخصصی:
ازجمله مقوله های مهم در ساحت تفسیر قرآن، مداقه در نظرات تفسیری و واکاوی دلایل مفسران در اقناع سازی پرسش های مطرح پیرامون آیات است. آیه 16 سوره نساء ازجمله آیاتی است که نظرات مختلف تفسیری و پرسش های فراوانی راجع به نسخ یا عدم نسخ آیه، موضوع آیه و مشمولان آیه را به خود اختصاص داده است و نقدهای بسیار به دلایل و نظرات گفته شده وارد است؛ ازاین رو، پژوهش حاضر به روش توصیفی تحلیلی و با بررسی لغوی و اهتمام به سیاق آیات و پیوند معنایی آیه با آیات طرفین خود ضمن تشریح ضعف و کاستی های تفسیری موجود، سعی در تبیین دیدگاه جدید نموده است. نتیجه حاصل آنکه، آیه 16 در اتصال به آیه قبل و بعد خود در پی تبیین احکام مربوط به خانواده اسلامی و جهت تطهیر بیوت از خیانت، آلودگی و اختلاط ارحام پس از آیات ارث و دیگر احکام آمده است؛ بنابراین آیه مربوط به مرد و زنی از خانواده اسلامی است که به سمت خیانت جنسی به یکدیگر بروند؛ توجه به این امر و دقت در کاربست لغات، رویکردی غیر ازنظر مشهور مفسران را افاده می کند. در این رویکرد، هیچ نسخی در این آیه و آیه قبلش اتفاق نیفتاده است.
مطالعه تطبیقی رویکرد مقاصدی در آراء تفسیری امام خمینی(ره) و علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیر تطبیقی سال ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۷
192 - 211
حوزههای تخصصی:
تفسیر مقاصدی یا تفسیر با رویکرد مقصدشناسانه، رویکردی نوین در عرصه مطالعات تفسیری است که به موازات دغدغه مندی برای پاسخگویی به نیازهای روز، بر توجه به قصد مؤلف به عنوان یکی از مهم ترین ارکان فهم نص دینی نیز تأکید دارد. ضرورت توجه به این مسئله آنجا رخ می نماید که علی رغم قدمت و تراکم سنت تفسیری مبتنی بر قصدی بودن معنا، بسیاری از نظریه های تفسیری نو ظهور، با محوریت قصد مؤلف مخالفت جدی نموده و بر استقلال متن و معنای آن از مؤلف اصرار می ورزند. در دوران معاصر، امام خمینی و علامه طباطبایی دو تن از مفسران و اندیشمندانی هستند که به صورت ویژه و متمایز رویکرد مقاصدی در فهم دین و به ویژه قرآن کریم را مورد توجه قرار داده و بر لزوم بازگشت به این اصل مهم تأکید نموده اند. نویسندگان این مقاله در صدد آن اند تا با روش توصیفی - تحلیلی، ضمن بازخوانی آراء تفسیری این دو اندیشمند معاصر و مطالعه تطبیقی آن، مهم ترین نمودهای تسری رویکرد مقاصدی در اندیشه های تفسیری ایشان را موردبررسی و تحلیل قرار دهند. مبتنی بر نتایج این پژوهش، مهم ترین بازتاب رویکرد مقاصدی در تفسیر را می توان در توجه این دو مفسر به تفسیر آیات قرآن بر اساس غرض کلی قرآن کریم مشاهده نمود. مبتنی بر این رویکرد، توجه به غرض کلی هر سوره از قرآن کریم و پی جویی غرض در هر سیاق، به مثابه روش فهم آیات قرآن کریم، به موازات برداشت استقلالی خارج از سیاق از آیات در پرتو غرض کلی امری مشروع تلقی می گردد.
بررسی انتساب صفات تعدّی و ظلم به خداوند از منظر مفسّران با تکیه بر دیدگاه طبرسی و فخر رازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیر تطبیقی سال ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۷
212 - 237
حوزههای تخصصی:
برخی از اوصافی که در قرآن کریم به خداوند نسبت داده شده است، زمینه انتساب ظلم و تعدّی به ساحت قدسی پروردگار را فراهم می کند که از آن جمله می توان به اِستهزاء الهی، مکر، کید، اِضلال و اِمداد در طغیان اشاره کرد. این نوع صفات اگر به معنای ظاهری آن حمل شود، منجر به وجود نقص برای خداوند می گردد. مقاله حاضر با هدف روشن نمودن مراد از آن صفات ازنظر مفسّران، با تکیه بر دیدگاه طبرسی و فخر رازی نگاشته شده است. روش مقاله، توصیفی- تحلیلی است و بر اساس یافته های تحقیق، می توان کاربرد واژه استهزاء برای خداوند را از باب مُشاکله برشمرد و مقصود از آن را کیفر و مجازات مسخره کنندگان، تحقیر جایگاه و شأن آن ها، سلب توفیق و تأیید الهی به شمار آورد. مکر و کید خداوند از باب مُزاوجت کلام به کاررفته و آن تدبیری دقیق، حساب شده و عادلانه در عقوبت دشمنان خداوند است که مکر شوندگان از آن آگاهی ندارند. همچنین این نوع مکر و کید را می توان نوعی مهلت دادن و استدراج دانست. خداوند اضلال ابتدایی ندارد؛ ازاین رو اضلال الهی، نوعی مجازات است که بعد از کفران و عصیان محقق می شود. آنگاه که فردی خودش گمراهی را بخواهد و در آن پیش رود، خداوند او را وانهاده و هدایت نمی کند و همین هدایت نکردن، خودْ نوعی گمراهی است. امداد در طغیان را نیز می توان نوعی مهلت دادن و استدراج دانست و این بدترین عذاب الهی است که در آیات متعدّد و روایات معتبر، از آن به واگذاشتن انسان تعبیر شده است.
بازشناسی مفاهیم نمادین عدد چهل در فرهنگ دینی و اسلامی و تطبیق آنها با اربعین امام حسین (ع)
منبع:
تفسیرپژوهی سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۱
77 - 108
حوزههای تخصصی:
عدد چهل(اربعین) در فرهنگ دینی و اسلامی، گستره معنایی وسیعی دارد. مفاهیم خاص این عدد از گذشته نزد پیروان ادیان توحیدی وجود داشته و در فرهنگ اسلامی به صورتی خاصّ گسترش یافته است و در نهایت، در رابطه با قیام امام حسین(ع) به اوج خود رسیده و بار عاطفی ویژه ای پیدا کرده و بر قداستش افزوده شده است؛ به گونه ای که در حال حاضر، اربعین حسینی، نقطه عطفی در جهان اسلام به ویژه جهان تشیع به شمار می رود و مفهوم این عدد را با انقلابی مواجه کرده است. پژوهش حاضر با کاربست روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و استنادی و با استفاده از روش تجزیه و تحلیل محتوایی کیفی (توصیفی-تحلیلی) در صدد بررسی مفاهیم نمادین عددِ «چهل» (اربعین) در طول تاریخ با تأکید بر مفهوم این واژه در ارتباط با نهضت امام حسین(ع) است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که اربعین نماد انتظار، آمادگی، آزمایش، تنبیه، مظهر کمال هر چیز و هر کاری است. اربعین حسینی و تأکید بر آن، ارتباط وثیق و محکمی با سابقه این عدد به عنوان نماد تکامل و بلوغ دارد. در این روز، مأموریت امام حسین(ع) و اهل حرم او در کربلا، کوفه و شام به کمال رسیده و آنان پس از سپری کردن حوادث تلخ و پشت سرگذاشتن وقایع سخت و دردناک، رسالت خود را در ارتباط با زنده نگه داشتن دین الهی به پایان رسانده اند. اربعین در ارتباط با شهادت امام حسین(ع) نیز نماد کمال، بلوغ و رشد است. مفهوم نمادین آزمایش و تنبیه در اربعین حسینی در رابطه با افراد غافل و بی توجه به قیام سیدالشهداء(ع) مشهود است.
ارزیابی نظریات رایج تفسیری پیرامون ارتباط شرط و جزا در آیه سوم سوره نساء؛ با تأکید بر انسجام، نظم شبکه ای و فرا عصری بودن متن
منبع:
تفسیرپژوهی سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۱
41 - 75
حوزههای تخصصی:
آیه سوم سوره نساء تنها آیه ای از قرآن است که چندهمسری را مجاز می داند. مشکلی که در فهم این آیه وجود دارد، این است که ابتدای آیه، درباره یتیمان و ادامه آن مربوط به جواز چندهمسری است و این دو موضوع با هم ناسازگارند. به عنوان یک ایراد کلی بر فهم مفسران می توان گفت: در نظریات رایج تفسیری شیعه و سنی و همچنین نظریات جدیدی که گستره جواز چندهمسری را محدود به ازدواج با مادران یتیمان می دانند، این آیه به گونه ای فهمیده شده است که در حکم به دست آمده برای چندهمسری، شرطِ «وَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُواْ فِی الْیَتَامَى» نادیده گرفته شده است. در این مقاله، با در نظر گرفتن قرآن به عنوان یک متن منسجم و دارای نظم شبکه ای و با تمرکز بر ارتباط مضمونی و مفهومی آیات 3 و 127 سوره نساء، برای این آیات ترجمه و تفسیری ارائه شده است که هم ناهماهنگی ابتدا و ادامه آیه سوم را برطرف می کند و هم دامنه جواز چندهمسری را بسیار محدود می سازد. اگر بپذیریم که ابتدا آیه 127 و سپس آیه 3 نازل شده است و زنانی که در آیه 3 درباره آنان حکمی داده شده، همان زنانی هستند که در آیه 127 معرفی شده اند، حکم چندهمسری در قرآن، فقط منحصر به ازدواج یک مرد با مادرِ یتیمانی می شود که آن مرد از قبل سرپرستی امور مالی آن کودکان یتیم را بر عهده گرفته باشد؛ مادرانی که توانایی مدیریت امور مالی کودکان یتیم خود را نداشته و مسئولیت امور مالی فرزندانشان را به آن مرد سپرده اند.
تفسیر تنزیلی، به مثابه تفسیر فرهنگی قرآن (با محوریت آثار عبدالکریم بهجت پور)
منبع:
تفسیرپژوهی سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۱
301 - 342
حوزههای تخصصی:
نزول قرآن تدریجی است و در این نزول تدریجی، پیامبر(ص) توانست یک جامعه ابتدایی را از سطح فرهنگی پایین، به امّتی با آن حد از تعالی فرهنگی برساند که پرچمدار ندای توحید، اخلاق و انسانیت در سراسر جهان باشد، اما روش مطالعه و فهم قرآن کریم برای دست یابی به عناصر فرهنگی و فرایند تحول فرهنگی قرآن کدام است؟ مسأله اصلی این مقاله دستیابی به «روش مطالعه فرهنگی قرآن» است که به نظر نویسنده «تفسیر تنزیلی» روش مناسب برای این سنخ مطالعه را در اختیار ما می گذارد. البته از آنجا که تمرکز بر آرای یک مفسر تنزیلی، مسیر مشخص و عناصر منسجم تری را برای تأمین این امر در اختیار می گذارد، این تحقیق بر اساس آثار عبدالکریم بهجت پور صورت می گیرد. روش انجام این تحقیق روش اجتهادی است. روش اجتهادی، روش معتبر و معهودی است که صدها سال است برای رجوع به منابع دینی مورد استفاده و سفارش اندیشمندان و مفسّران اسلامی است. در این روش عناصر عقلی، عقلایی، نقلی، تاریخی و کلامی به تناسب مسأله تحقیق مورد استفاده قرار می گیرد. بنابراین، این تحقیق، از تحلیل های عقلی، عقلایی و ... ، به فراخور نیاز بهره خواهد برد. از یافته های این تحقیق، می توان به اثبات هویت روشی تفسیر تنزیلی و کشف دستاوردهای روشی (راهکارهای تعمیق و توسعه فهم قرآن، مراحل روش تحول فرهنگی قرآن، تشکیل شبکه مسائل قرآن، ورود قرآن به صحنه عمل، راهکار شناسایی و حل آسیب های فرهنگی) و محتوایی (دوره های تحولی جامعه نبوی، توسعه هدف گذاری کشف مرادهای خداوند، فهم دقیق تر واژگان قرآنی) این سنخ تفسیر اشاره کرد.
بررسی تطبیقی دیدگاه زمخشری و آیت الله جوادی آملی در دلالت آیه4 سوره زمر بر نفی «تبنّی» و اثبات توحید ذاتی
منبع:
مطالعات تفسیری آلاءالرحمن سال ۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷
7 - 20
حوزههای تخصصی:
توحید، به عنوان اساسی ترین اصل و مبنای تعالیم الهی، دارای اقسام متعددی است که در میان آن ها، توحید ذاتی شالوده و بنیاد سایر اقسام و عالی ترین مرتبه توحید محسوب می شود. آیات مرتبط با توحید ذاتی ازجمله مباحث تأمل برانگیز و مورد اختلاف میان مفسران به شمار می آید. در این زمینه، این پرسش مطرح می شود که دیدگاه زمخشری و آیت الله جوادی آملی درباره دلالت آیه چهارم از سوره زمر: «لَوْ أَرَادَ اللَّهُ أَنْ یَتَّخِذَ وَلَدًا لَاصْطَفَىٰ مِمَّا یَخْلُقُ مَا یَشَاءُ ۚ سُبْحَانَهُ هُوَ اللَّهُ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ» بر نفی «تبنّی» و اثبات توحید ذاتی چیست؟ پژوهش حاضر، با روش تحلیلی تطبیقی، به بررسی دیدگاه های زمخشری و آیت الله جوادی آملی در این زمینه پرداخته است. نتیجه حاصل از این تحقیق آن است که آیت الله جوادی آملی، در رد نظریه تبنّی و امتناع آن که از سوی زمخشری نیز مورد توجه قرار گرفته است بر این باور است که مقوله اصطفاء و تبنّی از سوی خداوند، امری محال و در تعارض با وحدت ذاتی اوست؛ زیرا خداوند متعال واحدی بی همتاست که هیچ همتایی ندارد. وحدت ذاتی او، قاهریت بر هر گونه کثرت را دربر دارد؛ ازاین رو، هیچ موجودی شایستگی آن را ندارد که به فرزندخواندگی الهی منصوب شود تا کارها و نیازهای او را برطرف سازد.
تبیین نمونه هایی از ره آورد های استکبارستیزی در اندیشه قرآنی امام خامنه ای
منبع:
مطالعات تفسیری آلاءالرحمن سال ۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷
99 - 121
حوزههای تخصصی:
استکبارستیزی به عنوان یکی از مؤلفه های اساسی در اندیشه سیاسی مقام معظم رهبریK، ریشه ای قرآنی و تاریخی دارد و به عنوان یک راهبرد کلان، در مسیر حفظ عزت و استقلال امت اسلامی مطرح می شود. این پژوهش با هدف بررسی ره آوردهای استکبارستیزی در اندیشه قرآنی امام خامنه ایK، به تبیین مبانی، ضرورت، و پیامدهای این رویکرد می پردازد. پرسش اصلی تحقیق این است که استکبارستیزی چه دستاوردهایی برای جوامع اسلامی به همراه دارد؟ فرضیه تحقیق بر این مبناست که استکبارستیزی، علاوه بر پیامدهای سیاسی و اقتصادی، آثار فرهنگی، اجتماعی و معنوی گسترده ای دارد. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی بوده و اطلاعات مورد نیاز از منابع کتابخانه ای و بیانات مقام معظم رهبریK گردآوری شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که استکبارستیزی منجر به شکسته شدن هیمنه استکبار جهانی، حمایت از مستضعفان، رهایی از سلطه پذیری، کسب استقلال سیاسی و اقتصادی، و تقویت هویت دینی و فرهنگی در جوامع اسلامی می شود. همچنین، استقلال در حوزه آموزش و توسعه علمی از دیگر دستاوردهای این رویکرد است. با توجه به آموزه های قرآنی، استکبارستیزی نه تنها یک راهبرد سیاسی، بلکه یک امر فطری، عقلانی و اعتقادی است که همواره در طول تاریخ جریان داشته و نقش اساسی در پیشبرد جوامع اسلامی ایفا می کند.
ضرورت اضطرار در فرایند رشد و تاب آوری انسان با نظر بر آیات قرآن کریم
منبع:
تفسیرپژوهی سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۱
205 - 228
حوزههای تخصصی:
از آنجایی که بین ادراکات و احساسات تاثیر و تاثر دو سویه وجود دارد، نوع نگاه و رویکرد انسان بر بحران ها و مسائل و معضلات مختلف، نقش بسزایی در تاب آوری و اضطراب و کنترل هیجانات خواهد داشت. قرآن کریم در چندین آیه این مهم را متذکر می شود که فرایند رشد انسان، مرتبط و بسته به مدل مواجه و تفسیر انسان بر بحران ها نهادینه شده است، اگر انسان بداند که در مسیر رشد باید ضرورتا اضطرار را تجربه کند، و بداند همانطور که دافع و رافع انسان از اضطرار، خداوند است، معطی اضطرار هم خداوند است و هر آنچه از خداوند صادر می شود، به سبب عینیت خداوند متعال با کمال، اضطرار جزء ضروروی کمال خواهد بود، به همین جهت انسان دیگر از رویارویی با بحران و گرفتگی ها پریشان نمی شود، بلکه خلاقانه به دنبال حل مساله می گردد تا رشد و تجربه جدیدی را در مسیر صعودی خویش بر اندیشه و شخصیت خویش طبع کند. از آنجایی که در حوزه فلسفه رنج، بالاترین نقش مدیریت هیجانات، به موطن آگاهی برمی گردد، بایسته است تا از هویت وحیانی، که بالاترین حقیقت مدل ارائه آگاهی را داراست، استمداد طلبید. در این نوشتار با روش تحلیلی و ابزار کتابخانه ی در صدد تاویل و تفسیر آیات قرآن در جهت تحقق آرامش و زبان شناسی بحران ها انسانی برآمده ایم.
از اعلمیّت مطلق بشری تا مربیگری علی(ع) در تبیین آیات تربیتی با تاکید بر البرهان بحرانی
منبع:
تفسیرپژوهی سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۱
229 - 259
حوزههای تخصصی:
قرآن، کتاب هدایت است و آدمی با مراجعه به آن می تواند به اهداف هدایتی آن دست یابد؛ ولی از آنجا که قرآن، و جزئیات را به عهده پیامبر(ص) گذاشته، ضروری است که برای فهم عمیق قرآن، به احادیث ایشان مراجعه شود؛ ولی به جهت عمق نامحدود قرآن، پیامبر(ص)نمی توانستند همه ی آیات را با همه ی بطون آن تبیین کنند؛ لذا برخود لازم دانستند که در کنار قرآن، برای آیندگان، منبعی دیگر در اختیار قرار دهند تا مورد استفاده ی هدایتی قرار گیرد. براین اساس، مطابق حدیث ثقلین، اهل بیت(ع)را به عنوان بیان کننده ی قرآن، معرفی فرمودند. علی(ع) در میان اهل بیت(ع)، جایگاه ویژه ای دارد و پیامبر(ص) ایشان را اعلم صحابه در امور دینی و به همراه قرآن معرفی کرده است، و بزرگان صحابه نیز به این مطلب، اذعان دارند. پس با مراجعه به متون روایی و تفسیری، می توان تعالیم قرآنی و تفسیری ایشان را فرا گرفت و با وقوف به جایگاه تفسیری آن حضرت، خود را از تعالیم ایشان بهره مند ساخت.
یکی از اقسام بزرگ آیات قرآن و تعالیم پیامبر(ص)، مربوط به مباحث تربیتی است و از اهداف اوصیای آن حضرت نیز، رساندن جامعه به درجات متعالی اخلاقی بود. علی(ع)، گاهی با تفسیر آیات تربیتی، این مهم را انجام داده است که در این مقاله با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی، به نمونه هایی از آنها مِثل یادآوری بازگشت اعمال به خود انسان، دوستی برای خدا و ویژگی دوستان خدا، تلاش برای تاویل به احسن کردن اعمال بد دیگران و... با تاکید بر البرهان بحرانی اشاره می گردد. نتیجه پژوهش، گویای آن است که علم به امور دینی؛ به خصوص، امور مرتبط با مسائل تربیتی، نقش مهمی در هدایتگری علی(ع) داشته است.