ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۲۱ تا ۱٬۹۴۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۱۹۲۱.

تحلیل رابطه بلاکینگ با دماهای حد سواحل جنوبی دریای خزر در نیمه اول سال (مورد مطالعه: استان های گیلان، مازندران و گلستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۳۷
هدف: با توجه به وابستگی شدید فعالیت های کشاورزی سواحل جنوبی دریای خزر به شرایط دمایی، این پژوهش به بررسی نقش سامانه های بندالی در بروز دماهای حدی (حداکثر) در نیمه اول سال پرداخته است تا اهمیت این الگوها در ایجاد گرماهای شدید مشخص شود. روش: داده های دمای فرین هفت ایستگاه همدید منطقه طی 25 سال (1986 تا 2010) استخراج شد. با استفاده از روش صدک ها، روزهای دارای دمای حدی شناسایی گردید. سپس رویکرد محیطی–گردشی به کار گرفته شد تا الگوهای جوی مؤثر در شکل گیری این دماهای حدی تعیین و طبقه بندی شوند. نتایج: در مجموع 14 الگوی جوی در ایجاد دماهای فرین شناسایی شد که شامل 4 الگوی غیربندالی و 10 الگوی بندالی بود. الگوهای غیربندالی شامل زبانه پرفشار جنب حاره (82/37 درصد)، هسته پرفشار جنب حاره (03/15 درصد)، پشته بادهای غربی (47/13 درصد) و شمالی شدن جریانات غربی (18/5 درصد) بوده و جمعاً 5/71 درصد روزهای دمای فرین را تشکیل دادند. در میان الگوهای بندالی نیز بلوکینگ رکس (29/8 درصد)، بلوکینگ دو قطبی (18/5 درصد) و بلوکینگ امگا (77/7 درصد) بیشترین سهم را داشتند و در مجموع الگوهای بلوکینگ حدود 5/29 درصد وقوع دماهای حدی را توضیح دادند. نتیجه گیری: سامانه های بلوکینگ نقش قابل توجهی در رخداد دماهای حدی در سواحل جنوبی دریای خزر دارند. شناسایی و پیش بینی دقیق این الگوها در دوره گرم سال می تواند به برآورد به موقع امواج گرمایی کمک کرده و امکان ارائه هشدارهای مؤثر در بخش کشاورزی را فراهم آورد.
۱۹۲۲.

شناسایی و واکاوی عوامل مؤثر در تحولات کالبدی مهاجرت در حاشیه شهرها با تأکید بر خشکسالی (مورد مطالعه: زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۴۴
هدف: حاشیه نشینی شهری به عنوان یکی از پیامدهای توسعه ناهمگون، چالش های عمیق کالبدی، اجتماعی و محیطی را به همراه دارد. این پژوهش با هدف تحلیل الگو و عوامل موثر بر تحولات کالبدی در محدوده حاشیه ای شهر زنجان انجام شده است. روش: این پژوهش، از نظر هدف، کاربردی و از منظر معرفت شناسی، عینی-ذهنی است و با اتخاذ یک روش آمیخته (ترکیبی) و استراتژی همزمان است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون t تک نمونه ای و مدل های ترکیبی تصمیم گیری چندمعیاره (FARAS + FCOPRAS) در بخش کمّی و نظریه زمینه ای در بخش کیفی استفاده گردید. نتایج: تحلیل ها نشان می دهد تحولات کالبدی در حاشیه زنجان از الگویی خطرناک تبعیت می کند که در آن گسترش سریع سکونتگاه ها و تغییر کاربری اراضی، با کیفیت بسیار پایین مسکن، زیرساخت ها و آسیب پذیری بالا در برابر مخاطرات طبیعی همراه شده و سکونتگاه های شکننده ای را ایجاد کرده است. بر اساس تئوری زمینه ای، ریشه اصلی این پدیده را باید در عوامل فشاری در مبدأ مانند تخریب معیشت روستایی و تشدید خشکسالی جستجو کرد که مهاجرتی اجبارآمیز را تحمیل می کند؛ در حالی که عوامل جذبی در مقصد مانند زمین ارزان و ضعف نظارت شهری، تنها نقش ثانویه و تسهیل کننده در این فرآیند داشته اند. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان داد که تحولات کالبدی در حاشیه شهر زنجان به شکل گیری الگویی ناپایدار و آسیب پذیر انجامیده است. با این حال، ریشه یابی این پدیده بر اساس تئوری زمینه ای، برداشت رایج در برنامه ریزی شهری را به چالش می کشد. برخلاف تصور رایج که معمولاً رشد حاشیه نشینی را به جاذبه های کاذب شهری نسبت می دهد، این مطالعه تأکید می کند که هسته مرکزی این معضل، ناشی از عوامل دافعه در مبدأ (فروپاشی معیشت روستایی و خشکسالی های فزاینده) است و عوامل جاذبه در شهر (مانند زمین ارزان)، صرفاً به عنوان کاتالیزور یا تسهیل کننده فرآیند مهاجرت اجباری عمل کرده اند.
۱۹۲۳.

بررسی بازتاب های مهاجرت های بین المللی در کشور فرانسه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۶
این پژوهش با هدف بررسی سنجش روابط ما بین مهاجرین بین الملل، بومیان و دولت فرانسه و همچنین اثرات مهاجرت بین المللی بر ابعاد گوناگون فرهنگی، اقتصادی، سیاسی – امنیتی و جغرافیایی در کشور فرانسه انجام گرفته است. با توجه به روند افزایشی مهاجرین و قدرت گیری پدیده نئوناسیونالیسم و احزاب راست افراطی در کشور فرانسه، ضرورت بررسی روابط و تأثیرات مابین سه عنصر دولت، مهاجرین و بومیان فرانسوی پدیدار گردید. روش تحقیق به صورت توصیفی–تحلیلی و با بهره گیری از دو شیوه کتابخانه ای و پیمایشی (پرسشنامه) و تطبیق آن دو بوده است. جامعه آماری دربرگیرنده ۲۶ تن از اساتید و کارشناسان فرانسوی در حوزه های مرتبط با مهاجرت و ناسیونالیسم بوده است که پرسشنامه ای متشکل از 12 پرسش (۹ سؤال در مقیاس لیکرت و ۳ سؤال تکمیلی) را تکمیل نمودند. نتایج نشان داده است که مهاجرت های بین المللی موجب بروز تغییرات معنادار در روابط میان شهروندان، مهاجران و دولت فرانسه گردیده و مسائل امنیتی و هویتی را در این کشور برجسته داشته است. همچنین، این پدیده بازتاب های متعددی را در ابعاد سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و جغرافیایی در فرانسه بر جای گذاشته است. یافته ها بیانگر نقش پررنگ رسانه ها و احزاب سیاسی در امنیتی سازی مهاجرت و تقویت گفتمان های ناسیونالیستی، دگرگونی ساختار فرهنگی و بازتعریف مرزهای «خودی» و «غیرخودی»، بازتاب کم رنگ اقتصادی و پررنگ فرهنگی – هویتی و امنیتی مهاجرین در فرانسه بوده است. بر این اساس، مهاجرت و ناسیونالیسم در فرانسه رابطه ای پویا، چندبعدی و متأثر از گفتمان های سیاسی–رسانه ای به خود می گیرند.
۱۹۲۴.

تبیین راهبردهای سیاست خارجی ایران در مواجهه با سلسله مراتب ژئوپلیتیکی آسیای جنوبی: تحلیل سناریوهای عملیاتی بر اساس واقع گرایی نوکلاسیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۷۷
آسیای جنوبی به دلیل تمرکز جمعیتی بالا، حضور قدرت های هسته ای، رقابت های اقتصادی و نظامی، و موقعیت راهبردی در اقیانوس هند، یکی از مهم ترین کانون های ژئوپلیتیک جهان معاصر است. ترتیب بندی قدرت در این منطقه، که بر اساس سنجش های کمی با غلبه ساختاری[1] هند مشخص می شود، بصورت طبیعی فشاری ساختاری را بر بازیگران منطقه ای اطراف، از جمله ایران، تحمیل می کند. رابطه ایران و هند بر سر کریدورهای ترانزیتی شمال-جنوب (INSTC) یک پارادوکس است:  این دو کشور در این کریدورها شریک ژئواکونومیک هستند اما در عین حال رقیب ژئوپلیتیک. در حالی که هر دو کشور برای توسعه کریدورها و دسترسی به آسیای مرکزی، یک همبستگی منافع حیاتی دارند، غلبه ساختاری هند در منطقه باعث می شود ایران در موضع پایین تری قرار گیرد. این فشار ساختاری فراتر از کریدورها، شامل رقابت بر سر نفوذ ژئوپلیتیک در کشورهای همسایه و کسب سهم از بازارها و ترانزیت منطقه ای است. بنابراین ایران نیازمند مدیریت راهبردی و فعالانه در مواجهه با این نابرابری قدرت منطقه ای در ابعاد ژئواکونومیک و ژئوپلیتیک است؛ به گونه ای که ضمن حفظ همکاری های حیاتی، استقلال عمل و جایگاه منطقه ای خود را تضمین نماید. لذا، این پژوهش به دنبال ارزیابی کمی سلسله مراتب ژئوپلیتیکی[2] در منطقه آسیای جنوبی و تبیین راهبردی است که ایران برای پاسخ به این فشار ساختاری منطقه ای انتخاب می کند. نوآوری اصلی پژوهش، تبیین این راهبرد ترکیبی در قالب سه سناریوی عملیاتی وابسته به یکدیگر است: ۱. سناریوی تعامل ژئواکونومیک فعال و اولویت بندی هند (با هدف غلبه بر ضعف های داخلی) ۲. سناریوی موازنه سازی غیرمستقیم فرامنطقه ای (برای مقابله با فشار ساختاری) ۳. سناریوی مدیریت مخاطرات و امنیت سازی مرز های شرقی (اولویت دهی به پاکستان). در نتیجه، توصیه های سیاست گذاری، اولویت قائل شدن برای هند در سطح اقتصادی و پاکستان در سطح امنیتی را توجیه می کنند.
۱۹۲۵.

پیشران های کلیدی مؤثر بر دگردیسی سکونتگاه های روستایی مناطق کلان شهری (مورد مطالعه: شهرستان شهریار)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۸۶
هر نظام فضایی از جمله سکونتگاه های روستایی، پیوسته از درون و از بیرون تحت تأثیر نیروهای متعدد (محیطی، اقتصادی-اجتماعی، تاریخی و سیاسی) در حال تغییر و دگرگونی است. در این بین سکونتگاه های روستایی مستقر در پیرامون مراکز شهری (با تأکید بر کلان شهرها) در معرض تغییرات بیشتری قرار دارند. در برنامه ریزی سنتی نیروهای سازنده آینده عمدتاً نیروهای سازنده گذشته در نظر گرفته می شوند و تغییرات و رویدادهای آتی چندان لحاظ نمی گردند. حال آنکه نیروهای پیشران که آینده را می سازند گاهی همراه با عدم قطعیت اند و می توانند آینده موضوع مورد بررسی را تحت تأثیر قرار دهند. در این باره پژوهش حاضر با رویکرد آینده پژوهی به عنوان یکی از رویکردهای جدید برنامه ریزی، مهم ترین هدف خود را شناسایی پیشران های مؤثر بر دگردیسی سکونتگاه های روستایی مناطق کلان شهری قرار داده است. مطالعه پیش رو به لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت تحلیلی-اکتشافی است. روش شناسی پژوهش به منظور دستیابی به هدف و پاسخ گویی به سؤال آن، از نوع ترکیبی (کیفی-کمی) است. در بخش کیفی از مصاحبه نیمه ساختاریافته (به منظور شناسایی عوامل و نیروهای پیشران و عدم قطعیت ها) و در بخش کمی از پرسشنامه های دلفی (به منظور اولویت بندی و امتیازدهی پیشران ها) استفاده شد. با استفاده از روش تحلیل اثرات متقابل به وسیله نرم افزار میک مک، عوامل کلیدی مؤثر بر دگردیسی سکونتگاه های روستایی شهرستان شهریار شناسایی و تحلیل شده اند. بر اساس نتایج به دست آمده مهم ترین پیشران های کلیدی مؤثر بر دگردیسی سکونتگاه های روستایی شهرستان شهریار به ترتیب اهمیت: پایین بودن ظرفیت نهادی، رانت قدرت در نظام سیاست گذاری و برنامه ریزی، توسعه اقتصاد صنعتی، رشد سوداگری زمین، پس زدگی جمعیتی کلان شهر تهران و مجاورت فضایی با کلان شهر است.
۱۹۲۶.

تحلیل راهبردی مسیرهای دستیابی به توسعه پایدار گردشگری روستایی (مطالعه موردی: شهرستان بویر احمد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۱۰۸
مناطق روستایی شهرستان بویراحمد که دارای سابقه تاریخی، منابع توریستی و جاذبه های طبیعی قابل توجهی است، می تواند یکی از پایگاه های مهم گردشگری کشور محسوب شود. اولین گام جهت رسیدن به این هدف، شناخت توانمندی ها، موانع و چالش های پیش روی توسعه گردشگری روستایی در این منطقه است. روش تحقیق توصیفی تحلیلی و از نوع پیمایشی و مطالعات کتابخانه ای است. قلمرو جغرافیایی تحقیق را روستا های دارای پتانسیل گردشگری شهرستان بویراحمد تشکیل داده است. جامعه آماری این پژوهش را کارشناسان خبره و مرتبط با گردشگری در شهرستان بویراحمد به تعداد30 نفر تشکیل داده اند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه بوده که روایی و پایایی آن تأیید شده است. نتیجه نشان داد که معرفی جاذبه ها و پتانسیل های گردشگری فراوان در سطح منطقه ای ملی و بین المللی با وزن 316/0 به عنوان مهم ترین نقطه قوت؛ کمیت و کیفیت پایین خدمات و عدم وجود زیرساخت های مناسب به ویژه تسهیلات پذیرایی و اقامتی (هتل ها) با وزن 2020/0 مهم ترین نقطه ضعف؛ تقویت ارائه امکانات در مجاورت جاذبه های گردشگری با وزن 230/0 به عنوان مهم ترین فرصت و معرفی وجود بروکراسی اداری و عدم ارائه مجوز از سوی دولت جهت توسعه خدمات تجهیزات و تأسیسات گردشگری در منطقه با وزن 191/0 به عنوان مهم ترین تهدید شناخته شد. درمجموع نتیجه نشان می دهد که توان جذب گردشگر مناطق روستایی شهرستان بویراحمد بسیار بالاست و نیازمند ارائه سیاست های مناسب از سوی سازمان های مجری است.
۱۹۲۷.

تحلیلی بر الگوها و مولفه های تفکیک اراضی در شهر اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۵۷
الگوهای تفکیک زمین یکی از ابزارهایی می باشد که به استفاده کنندگان زمین و طراحان و برنامه ریزان شهری این امکان را می دهد تا توسعه و ساخت وسازهای موجود و آتی زمین را کنترل نموده و آن را با استانداردها و معیارهای مناسب با فرم و شکل شهری نزدیک نمایند. بنابراین نحوه تفکیک و رعایت اصول و ضوابط شهرسازی و مولفه های موثر در هنگام تفکیک اراضی شهری تاثیر بسزایی بر شهرها خواهد داشت. از این رو هدف پژوهش حاضر بررسی الگوهای تفکیک و مولفه های موثر بر آن در مناطق حومه ای شهر اردبیل می باشد. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی- تحلیلی میباشد. جامعه آماری تحقیق را کارشناسان اجرایی در مسکن و شهرسازی و بنیاد مسکن انقلاب اسلامی شهر اردبیل تشکیل دادند که به روش گلوله برفی و به صورت هدفمند تعداد 50 نفر از آنها انتخاب و پرسشنامه تکمیل شد. داده های حاصله با استفاده از نرم-افزارهای SPSS و Excel مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند و در ادامه، پس از وزن دهی به شاخص های مورد مطالعه با بهره گیری از روش آنتروپی شانون، مناطق منتخب با استفاده از مدل COPRAS رتبه بندی شدند. نتایج حاصل از پیاده سازی مدل مزبور نشان می دهد، از نظر مولفه های موثر بر الگوهای تفکیک اراضی در محلات حومه ای شهر اردبیل شهرک سبلان، شهرک دادگستری، شهرک کارشناسان و شهرک سینا به ترتیب در رتبه-های اول تا چهارم قرار دارند. مولفه های موثر بر تفکیک زمین در شناسایی الگوی تفکیک زمین نقش تعیین کننده ای دارند. فلذا در نظر گرفتن یک الگوی ثابت برای تمام فضاهای شهری با توجه مولفه های موثر امری بیهوده است در نتیجه الگوی بهینه تفکیک زمین باید همواره با در نظر گرفتن مولفه های موثر باید مورد بازبینی و پایش قرار گیرند.
۱۹۲۸.

بررسی تأثیر بازآفرینی شهری بر مؤلفه های سلامت محیط محلات بافت قدیم شهرها (مورد مطالعه: محله امام زاده یحیی در شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۱۱۱
مقدمه شهرها در همه جهان امروزه با چالش های بی سابقه ای مانند شهرنشینی شتابان، تخریب و تباه سازی محیط زیست و نابرابری های اجتماعی اقتصادی روبه رو هستند. برای رسیدگی به این مسائل، بازآفرینی شهری به عنوان یک راهبرد حیاتی به منظور احیای محله های رو به زوال و در عین بهبود کیفیت زندگی ساکنان، ظهور کرده است. بازآفرینی شهری شامل اقدامات متنوعی همچون بهبود زیرساخت ها، توسعه اقتصادی و مداخلات اجتماعی با تأکید ویژه بر بهبود محیط زیست است. سلامت محیط شهری به طرز قابل توجهی بر سلامت ساکنان تأثیر می گذارد. برای مثال، دسترسی به فضاهای سبز با کاهش سطح استرس، افزایش فعالیت بدنی و افزایش تعاملات اجتماعی مرتبط است. به عکس، تخریب محیط زیست، مانند آلودگی و کمبود فضاهای سبز، می تواند به پیامدهای منفی سلامت و کاهش کیفیت زندگی منجر شود. پرداختن به سلامت در رابطه با محیط های شهری به معنای درک، اندازه گیری، ارزیابی و زمینه سازی سلامت جمعیت ها و محیط ساخته شده در طیف وسیعی از تأثیرات، تحولات و تکامل زمانی است. در این مقاله، ضمن ارزیابی وضعیت سلامت محیط شهری محله امام زاده یحیی در تهران، اثربخشی اقدامات بازسازی که در سال های اخیر به طور گسترده صورت گرفته، در برخی مؤلفه ها و ابعاد بررسی شده است. مواد و روش ها وضعیت موجود سلامت محیط با ۲۲ شاخص که در ۳ بُعد کالبدی (۵ مؤلفه)، بهداشتی محیطی (۱۱ مؤلفه) و اجتماعی (۶ مؤلفه) دسته بندی شده اند ارزیابی شده است. اطلاعات ۱۹ شاخص از طریق پیمایش و اطلاعات با استفاده از آمار رسمی به دست آمده است. نمونه آماری به تعداد ۳۸۳ نفر به صورت تصادفی و با رعایت توزیع فضایی تقریباً برابر در محله، انتخاب شده است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه است. برای هر شاخص، یک زوج سؤال وجود دارد که اوّلی وضعیت موجود و سؤال دیگر، اثربخشی طرح های بازآفرینی در بهبود شاخص را ارزیابی می کند. داده های پرسشنامه وارد نرم افزار SPSS شده و پس از تأیید پایایی با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ (0/728 برای همه سؤالات)، ابتدا مدل تحلیلی آزمون t تک نمونه ای برای سؤالات فرد و سپس مدل معادلات ساختاری (SEM) نرم افزار Amos برای سؤالات زوج اجرا شده است. محدوده مورد مطالعه، محله امام زاده یحیی واقع در منطقه ۱۲ شهرداری تهران و در محدوده بافت تاریخی شهر است. این محله ۶۹ هکتار مساحت دارد و در سرشماری عمومی سال ۱۳۹۵، ۱۱۳۱۸ نفر جمعیت داشته است. یافته ها رقم 2/166 برای کل شاخص ها دلالت بر این دارد که سلامت محیط در محله امام زاده یحیی از میانگین فرضی (3) پایین تر است. در میان ابعاد سه گانه، وضعیت بهتر از آن مؤلفه های بعد کالبدی با رقم 2/34 است. مؤلفه های بعد بهداشتی محیط زیستی میانگین رقمی برابر 2/121 را نشان داده و در بعد اجتماعی رقم میانگین برابر 2/10 به دست آمده است. در 22 شاخص ارزیابی، وضعیت ترافیک وسایل نقلیه، امنیت اجتماعی و حسّ مکان ضعیف ترین وضعیت را نمایان ساخته اند. در صورتی که رقم 4/5 و بالاتر را وضعیت بسیار مطلوب؛ 3/5-4/5 را وضعیت مطلوب سلامت محیط؛ 2/5-3/5 را وضعیت متوسط؛ 1/5-2/5 را وضعیت نامطلوب و بالأخره نمره 5/1 و پایین تر را وضعیت بسیار نامطلوب ارزیابی کنیم، سه مؤلفه فوق وضعیت بسیار نامطلوب، بیشتر از نیمی از مؤلفه ها (12 مورد) وضعیت نامطلوب و بقیه یعنی 7 مؤلفه، وضعیت متوسطی از سلامت محیط را نمایان می سازند. همچنین، یافته ها از مدل تحلیل ساختاری نشان می دهد اجرای طرح های بازآفرینی به ترتیب بر مؤلفه های بهبود بخشی به زیرساخت های شهری، ارتقای امنیت اجتماعی، بهبودبخشی به بهداشت اماکن عمومی، دسترسی ساکنان به مراکز خدمات بهداشتی درمانی، تأثیر بیشتری به جا گذاشته اند. نتیجه گیری معضلات سلامت محیط شهری در محله امام زاده یحیی ناشی از عدم سازگاری کارکردها و فعالیت ها با خصیصه های کالبدی، اجتماعی و فرهنگی محله است. به بیان دیگر، آنچه به عنوان مظروف به صورت فعالیت های تجاری فعلی بر ظرف یعنی کالبد محله تحمیل شده با یکدیگر سازگاری ندارند. امام زاده یحیی از دیرباز به عنوان جزء مهمی از بخش مرکز تجاری اداری و سیاسی پایتخت نقش ایفا کرده است. در گذر زمان ماهیت فعالیت های تجاری دگرگون شده و شکل و اسلوب حمل و نقل تغییر کرده است. از سوی دیگر، به موازات افزایش جمعیت و به مناسبت کارکردهای فرامحلی محله، تراکم و وسعت فعالیت های تجاری چند برابر شده، در حالی که کالبد و به ویژه گذرها دست نخورده باقی مانده اند و به دلیل ماهیت تاریخی بافت، امکان هر گونه تعریض و توسعه گذرها نیز منتفی بوده است. تراکم و ازدحام فراتر از ظرفیت جمعیت در حال گذر روزانه، ترافیک و راهبندان، آلودگی صوتی، ضعف حسّ مکان، گرایش روزافزون به تجاری کردن فضا و استفاده تجاری، کارگاهی و انباری از ساختمان های مسکونی، پتانسیل بالای وقوع حوادث، ناایمن بودن و ناامنی فضا و ... همه و همه به ناسازگاری کارکرد فضا با کالبد موجود باز می گردند. در راستای اهداف بازآفرینی در بافت های قدیمی، محلات باید محیط زندگی، کار، فعالیت، تعاملات اجتماعی و محل عرضه و ارائه طیف متنوعی از خدمات مورد نیاز جمعیت ساکن باشند. فراهم بودن فضای کسب و کار متناسب با بافت، لازمه بازآفرینی شهری است، اما در خصوص بافت های تاریخی همچون محله امام زاده یحیی، احیا و توسعه فعالیت ها، کارکردها و کسب و کارهایی سزاوار است که شرایط زندگی و زیستن در محلات و کیفیت زندگی و سلامت محیط را خدشه دار نسازند. به همین دلیل، احیا و توسعه اقتصاد فرهنگی به عنوان پیشران اصلی بازآفرینی، پیشنهاد کاربردی این تحقیق برای ارتقای کیفیت محیط زندگی در محله هستند. 
۱۹۲۹.

تحلیلی بر مؤلفه های کیفیت کالبدی مسکن مطلوب در بافت حاشیه شهرها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۱۱۲
مسکن مناسب، جزء اولین نیازهای بشر بوده است و کیفیت آن یکی از مؤلفه های مورد نظر انسان در ساخت آن است. امروزه به سبب گسترش شهرنشینی، به تأمین نیاز مسکن و ارتقاء کمی آن بیش از مسائل کیفی و مطلوبیت مسکن توجه شده است، این موضوع در مسکن حاشیه شهر که با مشکل کمبود مسکن روبه رو هستند، بیشتر نمود یافته است. بنابراین ضرورت توجه به مؤلفه های کیفی تأثیرگذار بر مطلوبیت مسکن در حاشیه شهرها بیشتر از زمان های دیگر اهمیت خود را آشکار می سازد. ازآنجاکه ابعاد کالبدی عینی ترین موضوع در ارزیابی و برنامه ریزی مسکن است؛ لذا هدف از انجام این پژوهش تبیین و تحلیل مؤلفه های کیفیت کالبدی مسکن مطلوب در بافت حاشیه شهرها می باشد. روش گردآوری داده ها و استخراج مؤلفه ها به صورت کتاب خانه ای – اسنادی بوده است و از روش تحلیل محتوای کیفی متن و تجزیه وتحلیل توسط نرم افزار MAXQDA جهت دسته بندی مفهومی مؤلفه ها و شناسایی معیارهای پژوهش و همچنین روابط بین مؤلفه ها استفاده شده است. براساس نتایج پژوهش مؤلفه ها در 8 معیار دوام، استحکام و مقاومت مسکن؛ تناسبات، ابعاد و اندازه؛ شکل، فرم و الگو؛ تسهیلات رفاهی؛ ایمنی و امنیت؛ تسهیلات بهداشتی؛ امکانات و خدمات؛ نمای ظاهری و سیمای بصری طبقه بندی شده است. روابط بین مؤلفه ها نیز گویای این است که مؤلفه های جنس و نوع مصالح، وضعیت مصالح، سازه و اسکلت، قوانین و مقررات ساخت وساز، امنیت مالکیت، مکان یابی مناسب، ایمنی در برابر مخاطرات طبیعی، ابعاد و اندازه فضاها، تعداد اتاق، نور و روشنایی، تهویه مناسب و جهت گیری بنا با یکدیگر بیشترین ارتباط را دارا می باشند. با توجه به یافته ها چنین به نظر می رسد که بین مؤلفه های کالبدی مسکن مطلوب رابطه مستقیم وجود دارد. همچنین ارتباط بین مؤلفه ها حاکی از آن است که معیارهای دوام، استحکام و مقاومت؛ تناسبات، ابعاد و اندازه؛ شکل، فرم  الگو؛ ایمنی و امنیت؛ تسهیلات رفاهی نیز با یکدیگر رابطه مستقیم دارند.
۱۹۳۰.

آینده پژوهی چشم انداز ژئواکونومیکی منطقه ی آزاد تجاری- صنعتی ارس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۵۳
در این تحقیق که از روش توصیفی-تحلیل استفاده می کند سعی می شود با کمک ادبیات کتابخانه ای و داده های آماری، در چارچوب فلسفه وجودی و اهداف کلان اقتصادی مناطق آزاد، چشم انداز ژئواکونومیکی منطقه آزاد تجاری-صنعتی ارس در حوزه تجارت خارجی، سرمایه گذاری، ایجاد اشتغال، ترانزیت، گردشگری و آمایش اقتصادی-امنیتی نوار مرزی ارس با رویکرد روندکاوی مورد بررسی و تحلیل آینده پژوهی قرار گیرد. در کنار ابهاماتی که از لحاظ آماری در مورد عملکرد به طور کلی مناطق آزاد تجاری ایران و به طور خاص ارس وجود دارد، ارزیابی چشم انداز ژئواکونومیکی ارس بیانگر کارایی بسیار ضعیف و به بیان دیگر ناکامی ارس در دستیابی به اهداف اصلی خود است. در واقع نتایج تحقیق نشان می دهد که از دیدگاه ژئواکونومیکی، چشم انداز مناطق آزاد تجاری در ایران بازتابی از چشم انداز اقتصاد ایران در مقیاس ملی است که وضعیت حاکم بر منطقه آزاد ارس نیز جدا از این نیست. به عبارت دیگر چشم انداز، اندازه اقتصاد و دایره نفوذ ژئواکونومیکی مناطق آزاد تجاری ایران را باید با چشم انداز، اندازه اقتصاد و دایره نفوذ ژئواکونومیکی اقتصاد کشور سنجید. با توجه به روند کلی حاکم بر اقتصاد کلان ایران، روند حاکم بر چشم انداز ژئواکونومیکی و عملکرد اقتصادی مناطق آزاد کشور چیز غیرطبیعی نیست. بااین حال، ظرفیت ژئواکونومیکی اقتصاد ایران بسیار فراتر از این است و به راحتی می توان با برنامه ریزی و سیاستگذاری اصولی و خصوصاً در چارچوب نگرش خلق منفعت ملی از وضعیت موجود گذر کرد که نتایج آن قطعاً در مناطق آزاد تجاری نیز متبلور خواهد شد. از سوی دیگر، با ادامه وضعیت فعلی و سیاست های موجود، بعید نیست در آینده نزدیک خصوصاً از دیدگاه ژئواکونومیکی، پروژه مناطق آزاد تجاری در ایران به یک پروژه کاملاً بی اثر و غیرجذاب تبدیل شود. 
۱۹۳۱.

ارزیابی الگوی دسترسی به مراکز و کاربری های اقتصادی با تأکید بر رویکرد عدالت فضایی (مطالعه موردی: کلان شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۱۰۴
توزیع فضایی نامتعادل مراکز و کاربری های اقتصادی در سطح شهرها می تواند موجب تراکم شدید جمعیت در برخی از مناطق شهری، عدم کارایی سیستم حمل ونقل شهری، فقر شدید، مشکلات زیست محیطی و غیره گردد. این پژوهش باهدف تحلیل توزیع فضایی مراکز و کاربری های اقتصادی در سطح شهر تهران با رویکرد مدیریت بحران تهیه شده است. پژوهش حاضر براساس هدف، کاربردی و براساس ماهیت و روش، توصیفی – تحلیلی است. برای تحلیل الگوی توزیع فضایی مراکز و کاربری های اقتصادی در وهله اول از روش نزدیک ترین مجاورت (ANN) و در وهله دوم از تکنیک Fuzzy-ANP و نرم افزار ARC GIS- Super Decision استفاده شد. همچنین تبیین همبستگی بین توزیع جمعیت و مراکز اقتصادی با به کارگیری روش رگرسیون وزنی جغرافیایی (GWR) انجام شده است. نتایج پژوهش نشان داد که الگوی توزیع فضایی تمامی شاخص ها به جز کاربری حمل ونقل دارای الگوی خوشه ای است و میزان Z-Score کمتر از 2.65- محاسبه شده است. از سویی دیگر در مناطق مرکزی و شمالی شهر تهران همبستگی بالایی بین توزیع و پراکنش جمعیت و میزان دسترسی به مراکز اقتصادی وجود دارد و جمعیت پذیری مناطق مذکور به تبع تمرکز مراکز و کاربری های اقتصادی رخ داده است که این امر می تواند در سال های آتی منجر به بروز مشکلات و معضلات شهری در زمینه های مختلف همچون تراکم شدید جمعیت، فقر شدید، عدم تعادل های منطقه ای و بحران های اجتماعی گردد. در این راستا، اولویت بندی مناطق شهر تهران با تأکید بر نواحی جنوبی و غربی و اتخاذ رویکرد تمرکززدایی در توزیع فضایی کاربری های اقتصادی به عنوان راهبردهای کلیدی تحقق عدالت فضایی در دسترسی به فعالیت های اقتصادی کلان شهر تهران محسوب می گردد.    
۱۹۳۲.

اصول برنامه ریزی جدید برای بازاندیشی چارچوب نظری طرح هادی روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۵۰
کشور ایران با داشتن حدود نیم قرن تجربه برنامه ریزی، پر سابقه ترین کشورها در زمینه برنامه ریزی است؛ اما ارزیابی برنامه های توسعه نشان می دهد که به علت حاکم بودن ساختار بخشی بر تدوین برنامه ها، هنوز شاخص های توسعه سکونتگاه های روستایی کشور از وضعیت مناسب برخوردار نیستند. طرح هادی، اگرچه زمینه ساز پیامدهای مثبتی از جمله جلوگیری نسبی از ساخت و سازهای غیرقانونی، تعریف نیاز و تأمین کاربری ها و خدمات عمومی و نظم و نسق بخشی به گسترش فیزیکی در روستاهای سطح کشور ایران شده است ولی با این وجود بایستی به ایت نکته نیز اشاره داشت که این طرح علاوه بر پیامدهای مثبت خود، پیامدهای منفی را نیز برای روستا و روستاییان به دنبال داشته است. با توجه به اهمیت طرح هادی روستایی در برنامه ریزی توسعه روستاهای سطح کشور و همچنین با آگاهی از نارسایی ها و چالش های پیش روی طرح هادی روستایی، ضروری است تا چارچوب برنامه ریزی مناسبی برای طرح هادی روستایی ارائه گردد. در این راستا پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و به لحاظ روش از نوع کیفی (مبتنی بر پدیدارشناسی) است. داده های مورد نیاز به روش مصاحبه نیمه ساختار یافته با 30 تن از کارشناسان و خبرگان (دارای تجربه زیسته در تهیه، ارزیابی و تصویب طرح هادی) جمع آوری و با بهره گیری از نرم افزار مکس کیودا کدگذاری و تحلیل شد. نتایج پژوهش نشان داد که در طرح هادی روستایی، برنامه ریزی باید با رویکرد اجتماع محور انجام شود. این نوع برنامه ریزی بر اصول بنیادینی مانند یکپارچگی، مشارکت دست اندرکاران محلی، مسئله محوری، تدریج گرایی و پایش و ارزشیابی تأکید دارد.
۱۹۳۳.

شناسایی مؤلفه های اثرگذار بر تحقق اصول پایداری در فضاهای سبز معاصر با تأکید بر الگوی باغ ایرانی (مورد مطالعه: کلان شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۶۵
باغ ایرانی یک سیستم به هم پیوسته و چندسطحی از ساختار، عملکرد، معنا، احساس، اقلیم، فضا، مکان و زیستگاه را در یک بستر فرهنگی مشخص تشکیل می دهد و نمونه ی کاملی از پایداری محسوب می گردد. با توجه به طراحی مناسب باغ ایرانی از منظر مؤلفه های پایداری، تحقیق حاضر با هدف شناسایی مؤلفه های اثرگذار بر تحقق اصول پایداری در فضاهای سبز شهری با تأکید بر الگوی باغ ایرانی در کلان شهر تبریز نگارش شده است. روش تحقیق در مطالعه ی حاضر آمیخته (کمی-کیفی) با هدف کاربردی و ماهیت تحلیلی- اکتشافی می باشد که در راستای تجزیه و تحلیل اطلاعات از مدل حداقل مربعات جزئی در نرم افزار Warp-pls استفاده شده است. همچنین جامعه ی آماری تحقیق شامل نخبگان حوزه ی معماری بوده که حجم نمونه بر اساس روش کوهن 100 نفر تعیین گردیده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که 5 مؤلفه ی پایداری محیطی، پایداری اجتماعی، زیبایی شناسی، هویت و معنا و پایداری اقتصادی از مؤلفه های اثرگذار بر تحقق اصول پایداری فضاهای سبز معاصر با تأکید بر الگوی باغ ایرانی می باشند که به ترتیب ضرایب مستخرج از مدل ساختاری برای آنها 54/0، 51/0، 46/0، 43/0 و 39/0 بوده است. همچنین در بین متغیرهای فرعی بیشترین اثرگذاری مربوط به متغیرهای پوشش گیاهی در توازن با اقلیم محلی، تأکید بر حفاظت و ایمنی کاربران، تأکید بر چشم انداز مناسب و بهره مندی از نمادها و نشانه های مختلف سنتی بوده است. نتایج نشان می دهد که اصول پایداری در باغ های ایرانی تا حدود زیادی همسو با نظریات توسعه ی فضاهای سبز شهری معاصر بوده و می توان با کاربست این اصول، به طراحی فضاهای سبز مطلوب در کلان شهر تبریز اقدام نمود.
۱۹۳۴.

تحلیلی بر پیشایندهای اجتماعی- فرهنگی و آگاهی های زیست محیطی بر رفتارهای مصرفی صرفه جویانه در حوزه مدیریت مصرف آب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۲۱
این مطالعه با هدف «تحلیلی بر پیشایندهای اجتماعی _ فرهنگی و آگاهی هایی زیست محیطی بر رفتارهای مصرفی صرفه جویانه در حوزه مدیریت مصرف آب» در بین شهروندان کاشانی انجام شد. رویکرد پژوهش، از نوع توصیفی- تحلیلی با هدف کاربردی و مبتنی بر تکنیک پیمایش حضوری و نیز استفاده از ابزار پرسشنامه است. جامعه آماری شامل شهروندان بالای 18 سال شهر کاشان بوده که به روش تحلیل رگرسیونی 180 نفر به عنوان حجم نمونه به شیوه نمونه گیری خوشه ای برگزیده شدند. نتایج تحقیق در بخش توصیفی نشان داد که میانگین رفتار صرفه جویانه در مصرف آب برابر 9/90 و بالاتر از حد متوسط بود. یافته های استنباطی آشکار ساخت که ارتباطی معنی دار و مثبت بین دینداری و تعلقات دینی، فرهنگ محیط زیستی، نگرش به مصرف آب، آگاهی و دانش نسبت به مصرف آب و مسئولیت پذیری با گرایش به رفتارهای مصرفی صرفه جویانه در مصرف آب وجود دارد. همچنین، دینداری و تعلقات دینی با مجموع اثر 745/0 و سپس متغیرهای فرهنگ زیست محیطی (327/0)، نگرش به مصرف آب (261/0) و مسئولیت پذیری (18/0) به ترتیب بیشترین اثر را بر رفتارهای صرفه جویانه در مصرف آب در میان شهروندان شهر کاشان نهاده و مجموع متغیرهای مورد بررسی 70 درصد از واریانس رفتارهای صرفه جویانه در مصرف آب را تبیین نمودند.
۱۹۳۵.

نقش جنسیت در ادراک و کنشگری اقلیمی: تحلیل جامعه شناختی گردشگری پایدار در مناطق کویری شرق اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۸۰
این پژوهش با رویکرد ترکیبی کمی-کیفی، نقش جنسیت را در ادراک مخاطرات اقلیمی و کنشگری اجتماعی مرتبط با گردشگری پایدار در مناطق کویری شرق استان اصفهان (ورزنه، خور و بیابانک، و نائین) بررسی کرده است. داده ها از طریق پرسش نامه (412 نفر، شامل 208 زن و 204 مرد) و مصاحبه های نیمه ساختاریافته (18 نفر) در شش ماهه اول سال 1403 جمع آوری شد. نتایج نشان داد که زنان به دلیل نقش های بازتولید اجتماعی، ادراک بالاتری از مخاطرات اقلیمی (مانند خشک سالی، کاهش منابع آب و تخریب اکوسیستم ها) نسبت به مردان دارند و مشارکت بیشتری در فعالیت های گردشگری پایدار به ویژه بازیافت، آموزش های زیست محیطی و حفاظت از اکوسیستم های کویری نشان می دهند. درمقابل، مردان بیشتر بر مسائل اقتصادی مانند کاهش درآمد کشاورزی یا مدیریت زیرساخت های گردشگری تمرکز دارند. علاوه براین، موانع فرهنگی (مانند مسئولیت های خانگی و کلیشه های جنسیتی) و کمبود منابع مالی مشارکت زنان را محدود و نابرابری های جنسیتی را تشدید می کند؛ درحالی که مردان در فعالیت های اقتصادی و مدیریتی فعال ترند. این تفاوت ها با چارچوب های نظری اکوفمینیسم و عدالت اقلیمی همخوانی دارد و بر تأثیر نقش های جنسیتی بر پویایی های اجتماعی و زیست محیطی تأکید می کند. براساس این نتایج پیشنهاد می شود سیاست گذاری های جنسیت محور برای توانمندسازی زنان ازطریق تعاونی های محلی و برنامه های آموزشی هدفمند اجرا شود تا مشارکت آن ها در حفاظت از اکوسیستم ها افزایش یابد و توسعه گردشگری پایدار تقویت شود. همچنین پژوهش های آینده می توانند بر مدل های محلی توانمندسازی زنان و نقش فناوری های دیجیتال در کاهش موانع فرهنگی تمرکز کنند.
۱۹۳۶.

تحلیل عوامل تأثیرگذار بر الگوی توسعه پایدار بوم گردی با رویکرد کارآفرینی روستایی در استان کهگیلویه و بویراحمد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۵۶
یکی از شیوه های تغییر و تحول که در اقتصادهای محلی موردتوجه کارآفرینان قرارگرفته، صنعت بوم گردی روستایی است که نیازمند تعیین عوامل اثرگذار بر الگوی مناسب برای توسعه پایدار آن است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از لحاظ روش، توصیفی- تحلیلی و اکتشافی است. گردآوری داده ها به دو روش اسنادی و میدانی انجام شد. جامعه آماری کلیه مدیران و کارشناسان محلی کارآفرینی و بوم گردی استان کهگیلویه و بویراحمد در سال 1403 بود که از بین آن ها 100 نفر به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شد. ابزار پژوهش نیز، پرسش نامه محقق ساخته بود. نتایج مدل معادلات ساختاری نشان داد عوامل محتوایی، رفتاری و ساختاری (05/0>p) و عوامل زمینه ای (01/0>p) تأثیر معناداری بر توسعه بوم گردی کارآفرینی محور دارند. ضرایب مسیر مشخص نمود که بیشترین عوامل مؤثر بر توسعه بوم گردی کارآفرینی محور به ترتیب شامل عوامل زمینه ای (85/2=t)، عوامل محتوایی و رفتاری (56/2=t) و عوامل ساختاری (01/2=t) است. بعلاوه، روستاها می توانند با توسعه بوم گردی مبتنی بر کارآفرینی، به عنوان یک راهبرد مؤثر برای توسعه اقتصادی با (26/2=t)، نهادی و قانونی (22/2=t)، اجتماعی-فرهنگی (25/2=t)، زیرساختی-خدماتی (04/2=t) و منابع زیست-طبیعی (24/4=t) خود عمل کنند و با ترکیب بوم گردی و کارآفرینی، می توانند به توسعه پایدار محلی و تعامل مثبت بین جوامع محلی و گردشگران کمک نمایند. نوآوری پژوهش تعیین عوامل مؤثر علی زمینه ای، محتوایی، رفتاری و ساختاری بوم گردی کارآفرینی محور است و راهکارهای پیشنهادی جهت اجرای مدل، ترویج بوم گردی، کارآفرینی و بازاریابی مناسب از طریق حمایت مالی و اقتصادی، توسعه مشارکت های محلی و بهبود اقتصاد، ایجاد شبکه های ارتباطی بین کارآفرینان روستایی، توجه به سازگاری زیست محیطی است.
۱۹۳۷.

پهنه بندی پتانسیل خطر زمین لغزش در شهرستان علی آباد کتول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۵۴
هدف: زمین لغزش از مهم ترین مخاطرات محیطی می باشد که وقوع آن خسارات انسانی و اقتصادی فراوانی را درپی دارد و با شناسایی مناطق در معرض این خطر، می توان درحد ممکن از وقوع این پدیده جلوگیری کرد. شهرستان علی آباد کتول با توجه به شرایط خاص آب وهوایی، فیزیوگرافی، زمین شناسی و انسانی، همواره درمعرض خطر زمین لغزش بوده است. لذا، هدف از این پژوهش شناسایی پهنه های مستعد وقوع زمین لغزش در سطح این شهرستان می باشد. روش: با مرور پیشینه پژوهشی، استفاده از مطالعات میدانی و بررسی شرایط موجود در منطقه، ابتدا عوامل ارتفاع، شیب، جهت شیب، زمین شناسی، فاصله از گسل، فاصله از رودخانه، فاصله از راه های ارتباطی، کاربری اراضی و بارش به عنوان متغیرهای تأثیرگذار بر وقوع زمین لغزش شناسایی شد. در نهایت نقشه حساسیت زمین لغزش با استفاده از روش تصمیم گیری چندمعیاره مارکوس استخراج گردید. نتایج: با توجه به نتایج حاصله، به ترتیب؛ عوامل شیب، کاربری اراضی و بارش با ضرایب وزنی 153/0، 142/0 و 138/0 بیشترین اهمّیت را در وقوع زمین لغزش شهرستان علی آبادکتول، به خود اختصاص دادند. با نظر به نقشه پهنه بندی به ترتیب؛ 902/151 و 622/253 کیلومترمربع از مساحت شهرستان، در طبقه بسیار پرخطر و پرخطر قرار دارد که بایستی این پهنه ها از لحاظ کارهای مدیریتی و اجرای پروژه های حفاظتی در اولویت توجه قرار گیرند. همچنین با توجه به بهره گیری از روش منحنی راک، دقت روش مارکوس در شناسایی مناطق مستعد وقوع خطر زمین لغزش در شهرستان علی آباد کتول با سطح زیرمنحنی (89/0)، بسیارخوب می باشد. نتیجه گیری: نقشه پهنه بندی خطر زمین لغزش شهرستان علی آباد کتول نشان می دهد که بخش قابل توجهی از مساحت آن (حدود ۴۱۴ کیلومتر مربع) در طبقات پرخطر و بسیار پرخطر قرار دارد که نیازمند اولویت بندی فوری برای اقدامات مدیریتی و حفاظتی است.
۱۹۳۸.

نقش دسترسی به پارک های شهری بر سلامت روان بانوان (مطالعه موردی: شهر اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۰۶
سلامت روان زنان، به عنوان یکی از مؤلفه های کلیدی سلامت عمومی، تحت تأثیر عوامل محیطی از جمله کیفیت و دسترسی به فضاهای عمومی شهری قرار دارد. با گسترش شهرنشینی و افزایش تنش های روانی، بررسی نقش پارک های شهری در ارتقای سلامت روان بانوان، به ویژه در شهرهای متوسط، ضرورتی روزافزون یافته است. پژوهش حاضر باهدف بررسی تأثیر دسترسی به پارک های شهری بر سلامت روان بانوان، در شهر اردبیل انجام شد. این مطالعه با روش توصیفی- تحلیلی و رویکرد کاربردی، بر پایه داده های حاصل از ۴۰۰ پرسش نامه گردآوری شده از طریق نمونه گیری تصادفی سیستماتیک انجام گرفت. ابزار پژوهش شامل ۵۸ گویه در قالب پنج شاخص اصلی: کالبدی-فضایی، فرهنگی-اجتماعی، امنیت، دسترسی، و سلامت روان بود. نتایج تحلیل داده ها با آزمون تی تک نمونه، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه نشان داد که شاخص های کالبدی-فضایی (میانگین ۳.۱۷) و فرهنگی-اجتماعی (میانگین ۳.۰۵) از وضعیت نسبتاً مطلوبی برخوردار بودند. بین سلامت روان با دسترسی به پارک های شهری (ضریب همبستگی 63/0) و شاخص فرهنگی-اجتماعی (0.63) رابطه مثبت و معناداری مشاهده شد. همچنین، نتایج تحلیل رگرسیون بیانگر آن بود که شاخص های کالبدی-فضایی (239/۰β=) و فرهنگی-اجتماعی (131/0β=) بیشترین تأثیر را بر سلامت روان داشته اند درحالی که شاخص ایمنی و امنیت معنادار نبود. افزون بر این، دسترسی به پارک های شهری (145/0β=) و عوامل فرهنگی-اجتماعی (177/0β=-) تأثیر معناداری بر کاهش افسردگی بانوان نشان دادند. در مجموع، یافته های پژوهش بر ضرورت طراحی و بهبود زیرساخت های کالبدی و اجتماعی فضاهای سبز شهری، به منظور ارتقای سلامت روان بانوان تأکید دارد.
۱۹۳۹.

ارزیابی شدّت خشکسالی حوضه آبخیز «رضی چای» با استفاده از شاخص های VCI ،TCI ،VHI(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۸۴
خشکسالی به عنوان یکی از مهم ترین چالش های زیست محیطی، امنیت غذایی و منابع آبی را به شدت تهدید می کند. شناسایی و پایش مناطق مستعد خشکسالی با استفاده از روش های نوین، به ویژه در حوضه آبخیز «رضی چای»، از اهمیت زیادی برخوردار است. این پژوهش با هدف بررسی شاخص های محیطی شامل: دمای سطح زمین(LST) ، رطوبت خاک و شاخص پوشش گیاهی (NDVI) در دوره 2016 تا 2022 و با بهره گیری از داده های ماهواره ای « MODIS » در سامانه گوگل ارث انجین انجام شد . در این مطالعه، شاخص های خشکسالی TCI ، VCI و VHI محاسبه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بیشترین دمای سطح زمین در جنوب غرب حوضه با 303 کلوین و کمترین دما در شمال شرق با 293 کلوین ثبت شده است. همچنین، رطوبت خاک در جنوب غرب به کمینه مقدار خود (73/6 میلی متر) و در شمال شرق به بیشینه مقدار (16 میلی متر) رسیده است. شاخص « NDVI » نیز بیشترین تراکم پوشش گیاهی را در جنوب غرب و شمال شرق حوضه با مقدار 15/0 نشان داد . بررسی شاخص های خشکسالی نشان داد که در بخش های مرکزی حوضه، شاخص « TCI » با مقدار 42/0 تنش گرمایی را افزایش داده است. همچنین، کاهش شاخص های VCI و VHI به ترتیب با مقادیر 16/0 و 03/0- ، نشان دهنده افت قابل توجه سلامت پوشش گیاهی در این مناطق بوده است . تحلیل همبستگی میان شاخص های خشکسالی و عوامل محیطی نشان داد که شاخص « VHI » بیشترین همبستگی معنی دار را با « NDVI » در حدود 34/0 داشته است. در نهایت، این نتایج نشان می دهد که با افزایش دمای سطح زمین و کاهش رطوبت خاک، خشکسالی تشدید شده و به سلامت پوشش گیاهی آسیب جدی وارد شده است.
۱۹۴۰.

تأثیر کاهش سطح دریاچه ارومیه بر منابع آب زیرزمینی: پیامدهای محیطی و الزامات آمایشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۸۳
این پژوهش به بررسی ارتباط بین تغییرات سطح آب های زیرزمینی و خشک شدن دریاچه ارومیه طی سال های 1380 تا 1394 پرداخته است. نتایج نشان می دهد تراز دریاچه ارومیه با شیب 0.25 متر در سال کاهش یافته و آبخوان های صوفیان  شبستر، کهریز، و میاندوآب بیشترین تغییرات (ضریب تغییرات 24-79%) را تجربه کرده اند. تحلیل داده های 721 چاه پیزومتری با روش های درون یابی وزنی معکوس (IDW) در GIS نشان داد جهت جریان آب در آبخوان های سلماس، تسوج، و صوفیان شبستر معکوس شده و به سمت دریاچه تغییر کرده است. ارزیابی آسیب پذیری با مدل MOVE نشان داد آبخوان میاندوآب با وزن 0.63 بیشترین و آبخوان های تبریز و ارومیه با وزن 0.45 کمترین آسیب پذیری را دارند. مهم ترین عوامل مؤثر شامل برداشت بی رویه از چاه های عمیق، تغییر کاربری اراضی به باغات، و وابستگی اقتصادی به کشاورزی بوده اند. درحالی که توسعه صنعتی و گردشگری نقش مثبتی در کاهش آسیب پذیری داشته اند. این مطالعه تأکید می کند مدیریت منابع آب در حوضه دریاچه ارومیه باید مبتنی بر ویژگی های هیدرولوژیکی و اجتماعی اقتصادی هر آبخوان باشد و کنترل برداشت از آبخوان های پرخطر مانند سلماس و صوفیان شبستر در اولویت قرار گیرد. نتایج این پژوهش می تواند به سیاست گذاری های احیای دریاچه ارومیه و مدیریت پایدار منابع آب زیرزمینی کمک شایانی کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان