فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۸۲۱ تا ۱٬۸۴۰ مورد از کل ۳۵٬۷۸۲ مورد.
منبع:
روستا و توسعه پایدار فضا دوره ۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۲۰)
137 - 158
حوزههای تخصصی:
توسعه پایدار روستایی در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و زیربنایی از مهم ترین و حساس ترین معضلات و چالش های برنامه ریزان و سیاست گذاری توسعه روستایی است و بر همین اساس، ایجاد دهیاری ها در روستاها را می توان در تاریخ توسعه پایدار روستایی ایران نقطه عطفی به شمار آورد. کیفیت و اثربخشی مدیریت و عملکرد دهیاری عامل تعیین کننده و حیاتی در تحقق توسعه و رفاه جامعه روستایی است. هدف پژوهش حاضر واکاوی عملکرد دهیاری ها در توسعه اقتصادی، اجتماعی، کالبدی و زیست محیطی روستاهای بخش مرکزی شهرستان قاینات است. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از حیث ماهیت و روش، توصیفی- تحلیلی می باشد جامعه آماری پژوهش را روستاهای بالای 20 خانوار که دارای دهیاری بودند(75 آبادی) تشکیل می هد. نمونه گیری در سطح روستا با توجه به اهداف و فرضیه تحقیق از روش غیر احتمالی استفاده گردید و از هر دهستان 5 روستا به عنوان نمونه انتخاب شد. حجم نمونه در سطح خانوار با استفاده از فرمول کوکران 370 نفر به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون های آماری تی تک نمونه ای، آزمون ناپارامتری دو جمله ای و آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد. نتایج نشان داد که بیشترین فعالیت دهیاری ها در بعد اقتصادی معطوف به تلاش در خصوص افزایش کمی و کیفی محصولات تولیدات روستاییان (میانگین 26/3)، در بعد اجتماعی فرهنگی معطوف به کمک به حل اختلافات مردم در محل و جلوگیری از ارجاع دعاوی به مراجع قانونی (میانگین 51/3)، در بعد کالبدی فیزیکی معطوف به اعلام فرامین و قوانین دولتی، به ویژه در زمینه طرح هادی (میانگین 19/3) و در بعد زیست محیطی (میانگین 25/3) بوده است همچنین دهیاری ها در بهبود وضعیت اجتماعی فرهنگی روستاها با امتیاز 92/652 از عملکرد مناسب تری درمقایسه با مولفه های اقتصادی (امتیاز 07/602)، زیست محیطی ( امتیاز 52/514) و کالبدی فیزیکی ( امتیاز 54/445 )داشته اند.
تحلیل اثرگذاری توسعه اکوتوریسم در توانمندسازی اقتصاد روستاییان (نمونه: روستاهای دارای اقامتگاه بومگردی شهرستان کرمان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جغرافیایی مناطق خشک دوره ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۵
70 - 43
حوزههای تخصصی:
هدف: اکوتوریسم با اهداف چندجانبه یعنی حفاظت از محیط زیست، احترام به جوامع محلی و ارتقای مؤلفه های فرهنگی - اجتماعی و اقتصادی جامعه میزبان سر و کار دارد که این اهداف با مفهوم توسعه پایدار هماهنگ است؛ بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر توسعه اکوتوریسم در توانمندسازی اقتصادی روستاهای دارای اقامتگاه بوم گردی شهرستان کرمان بوده است.روش و داده: این پژوهش به روش توصیفی - تحلیلی صورت پذیرفته و از نوع پژوهش های کاربردی است. برای جمع آوری اطلاعات موردنیاز، از مطالعات اسنادی استفاده شده است، نهایتاً به کمک نرم افزار PLS Smart به تجزیه و تحلیل داده ها پرداخته شد. طبق مطالعات صورت گرفته، از بین ۵۲۱ روستای دارای سکنه شهرستان کرمان، ۱۷ روستای گردشگرپذیر و دارای اقامتگاه های بوم گردی به عنوان جامعه آماری انتخاب شدند. جهت تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شد و تعداد ۳۸۰ پرسش نامه در بین روستاییان ساکن دارای روستاهای اقامتگاه بوم گردی به منظور گردآوری داده های لازم توزیع شد.یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد بیشتر شاخص ها و مؤلفه های اجتماعی - فرهنگی، اقتصادی، زیست محیطی، کالبدی و مدیریتی از نظر بار عاملی بین ۰/۶ تا ۰/۸ بوده که عمدتاً میزان اثرگذاری شاخص ها بین ۰/۴ تا ۰/۷ و از نظر معناداری، کلیه مؤلفه ها دارای مقدار T بالاتر از ۱/۹۶ بوده که بدین گونه معناداری و تأثیرات مثبت آن ها تأیید شد. از طرفی تأثیر اکوتوریسم بر مؤلفه کلی اقتصادی برابر با ۰/۷۱۷ بوده که نشان از تأثیرات نسبتاً بالای حضور گردشگران در بهبود وضعیت اقتصادی روستاهای هدف دارد.نتیجه گیری: در مجموع تأثیرات اکوتوریسم بر شاخص های درآمد، معیشت، رفاه عمومی، هزینه زندگی، تولیدات بومی و دیگر عوامل نواحی روستایی منطقه، در سطح نسبتاً بالایی قرار دارد. همچنین تأثیر بوم گردی بر مؤلفه کلی اقتصادی برابر با ۰/۴۸۴ بوده که نشان از تأثیرات نسبتاً بالا دارد. لذا می توان بیان نمود که توسعه بوم گردی در تحقق این امر در تحول اقتصادی روستائیان بسیار تسریع کننده خواهد بود.نوآوری، کاربرد نتایج: نتایج این تحقیق می تواند در نواحی روستایی مشابهی که دارای اقامتگاه بوم گردی هستند، مورد استفاده قرار گیرد.
بررسی ابعاد تاب آوری محلی در مواجهه با خشک سالی؛ مطالعه موردی: شهرستان قلعه گنج استان کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۸۵
3 - 12
حوزههای تخصصی:
وقوع خشکسالی های اخیر در ایران و شدت خسارت های وارد شده از ادامه آسیب پذیری نقاط شهری و روستایی حکایت می کند. کاهش آسیب پذیری روستائیان و شهرنشینان از طریق افزایش سطح تاب آوری و ارتقای انعطاف پذیری در برابر پیامدهای طبیعی ازجمله خشک سالی می تواند یکی از ویژگی های مدیریت، برنامه ریزی و توسعه باشد که این امر از طریق شناسایی عوامل تأثیرگذار بر تقویت تاب آوری امکان پذیر است. از آنجا که هدف تاب آوری، کنترل، کاهش آثار و پیامدهای مخاطرات و همچنین استفاده از این تهدیدها به عنوان فرصت است، پژوهش حاضر با هدف بررسی و تحلیل شاخص های خشک سالی در ارتباط با تاب آوری محلی به دنبال تحقق این موضوع انجام گردید. این پژوهش ازلحاظ هدف، کاربردی و بر اساس ماهیت، توصیفی - تحلیلی است.
جامعه آماری شهرستان قلعه گنج استان کرمان با 495/ 74 نفر جمعیت است. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران به تعداد 453 نفر به صورت تصادفی برآورد گردید و به تناسب تعداد جمعیت هر بخش بین آن ها تقسیم شد. جهت گردآوری داده های موردنیاز از دو روش کتابخانه ای و میدانی استفاده شد.
به منظور تحلیل موضوع و تنظیم پرسش نامه، چهارچوبی از شاخص های خشک سالی در قالب 39 گویه و ده شاخص تاب آوری انتخاب و تدوین شد. روایی صوری و محتوایی پرسش نامه به وسیله گروه متخصصان و کارشناسان و نیز روایی سازه تحلیل عاملی اکتشافی مورد تأیید قرار گرفت. میزان پایایی کل به وسیله آلفای کرونباخ 89/0 برآورد شد.
نتایج نشانگر این است که سرمایه انسانی و سرمایه اجتماعی بیشترین تأثیر را در تاب آوری در مقابل خشک سالی دارند. شاخص های مختلف اقتصادی و اجتماعی نیز ازجمله عوامل اثرگذار بر روی تاب آوری محلی شهرستان قلعه گنج محسوب می شوند. ابعاد تاب آوری با میزان 41/0 بر توسعه پایدار اثرگذار است. تاب آوری جامعه قلعه گنج نسبت به تاب آوری کلی از وضعیت مطلوبی برخوردار است؛ بنابراین لازم است ابعاد مختلف و زیربنایی تاب آوری در مواجهه با خشکسالی مشخص شود تا عموم مردم در برابر این وقایع تحمل پذیر شوند.
علل و عوامل مؤثر در جابه جایی ساکنین اولیه مجتمع های مسکونی مهر در شهرهای اردبیل و قم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۸۵
93 - 106
حوزههای تخصصی:
یکی از سیاست های اتخاذشده در سطح ملی برای تأمین مسکن اقشار کم درآمد، مسکن مهر بود. این مقاله تلاش دارد تا ضمن بررسی ویژگی های اجتماعی و اقتصادی ساکنین اولیه و کنونی مجتمع های مسکونی مهر در دو شهر اردبیل و قم، نسبت به شناسایی علل و عواملی که باعث جابه جایی ساکنین اولیه مسکن مهر در این دو شهر شده اند نیز اقدام کند.
دستیابی به اهداف مطالعه، با انتخاب تعداد 378 خانوار نمونه از مجتمع های مسکونی مهر در دو شهر اردبیل و قم انتخاب شده و تکمیل پرسش نامه ها توسط خانوارهای ساکن در این مجتمع ها و نیز انجام مصاحبه های عمیق با 14 نفر از متخصصین و کارشناسان مرتبط با پروژه های مسکن مهر صورت گرفته است.
نتایج به دست آمده از این مطالعه نشان می دهد که اکثر خانوارهای اولیه مسکن مهر به اقشار کم درآمد جامعه تعلق داشته اند، اما این خانوارها به دلایل متعددی ازجمله ارزش افزوده ایجادشده، افزایش قیمت مسکن، عوامل مختلف (سیاسی، اقتصادی و تغییر دولت)، عدم امکان بازپرداخت اقساط وام مسکن دریافتی، نبود زیرساخت ها در بعضی از پروژه های مسکن مهر، و طولانی شدن مدت زمان اتمام پروژه، مجبور به واگذاری مسکن مهر خود شده اند و آن را به خانوارهای با درآمد بیشتر (دهک 6 در شهر اردبیل و دهک 7 در شهر قم) واگذار کرده اند. همچنین، ساکنین کنونی مسکن مهر از فرایند دریافت وام، میزان وام و مبلغ اقساط وام مسکن مهر اظهار رضایتمندی می کنند.
می توان چنین نتیجه گرفت که اکثر خانوارهای کنونی ساکن در پروژه های مسکن مهر شهرهای اردبیل و قم جزء اقشار کم درآمد محسوب نمی شوند.
تحلیل راهکارهای سازگاری جوامع محلی با اثرات بادهای 120 روزه سیستان (مطالعه موردی: روستاهای شهرستان نهبندان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: برخی از فرایندهای طبیعی در تلفیق و تعامل با سایر رخدادها و الگوهای رفتاری جوامع تبدیل به مخاطرات خسارت باری می شوند که پایداری و بقای اجتماعات به مدیریت و واکنش مناسب در برابر آنها بستگی دارد. بادهای 120 روزه شرق کشور از این دست فرایندهای طبیعی هستند که از دیرباز تداوم داشته است. امروزه تغییرات اقلیمی و خشکسالی ناشی از آن، بر اثرات بادهای 120 روزه در ابعاد مختلف زندگی اجتماعات محلی دامن زده است. هدف: مطالعه حاضر به بررسی اثرات این بادها در 10 روستای شهرستان نهبندان و همچنین تحلیل مهمترین اقدامات 240 نفر نمونه از ساکنین منطقه برای سازگاری و رویارویی با این اثرات پرداخته است. روش شناسی تحقیق: برای تعیین مهمترین اثرات و اقدامات روستاییان برای سازگاری، ابتدا مصاحبه نیمه ساختار یافته ای با تعدادی از خبرگان و کارشناسان سازمان های درگیر در مساله صورت گرفته و پس از تحلیل مصاحبه ها، شاخص ها و متغیرها استخراج و مبنای طراحی پرسشنامه ساختاریافته ای برای ارزیابی اثرات و اقدامات اجتماعات محلی قرار گرفته است. قلمرو جغرافیایی پژوهش: قلمرو این پژوهش شامل 10 روستای دهستان بندان از شهرستان نهبندان است که بیشتر در معرض و مسیر بادهای 120 روزه قرار دارند. یافته ها: یافته های تحقیق نشان می دهد که در تمام ابعاد اثرات بادهای 120 روزه، سطح معناداری پایین تر از آلفا (05/0) است که بیانگر اثرات شدید آن در بعد زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی است. از طرفی در بررسی اقدامات مقابله ای توسط مردم بیشترین اقدامات در بعد اجتماعی - فرهنگی با مقدار 47/3 صورت گرفته در حالی که کمترین اقدامات در بعد زیست محیطی با مقدار 20/3 انجام شده است. نتایج: نتایج بیانگر این است که از بین اثرات متعدد بادهای مذکور، بیشترین اثرات در بعد زیست محیطی است و با توجه به اینکه بعد زیست محیطی منابع عمومی دارد و منافع فردی در آن کمتر احساس می شود، اقدامات مدیریتی آن توسط خود روستاییان کمتر و بیشتر توسط نهادها مورد حفاظت قرار می گیرد. در حالی که مهمترین اقدامات توسط روستاییان برای مقابله در بعد اجتماعی- فرهنگی صورت گرفته است.
تبیین عوامل تأثیرگذار در شکل گیری شهر هوشمند بر اساس تاب آوری زیرساختی، مطالعه موردی: شهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر پایدار دوره ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
41 - 56
حوزههای تخصصی:
شهر هوشمند و تاب آور دو مفهوم متفاوت هستند، اما می توانند با یکدیگر ترکیب شوند تا بهبود زندگی شهروندان را در مواجهه با چالش های مختلف تسهیل کنند. استفاده از فناوری های پیشرفته در ساختار شهر هوشمند می تواند به تقویت تاب آوری شهر در مواجهه با چالش های مختلف کمک کند، لذا، در پژوهش حاضر عوامل تأثیرگذار در شکل گیری شهر هوشمند بر اساس تاب آوری زیرساختی موردبررسی قرار گرفت. جمع آوری داده ها به روش کتابخانه ای و پرسشنامه انجام گرفت. تجزیه وتحلیل داده ها به کمک تحلیل عاملی و آزمون رگرسیون چند متغیر در نرم افزار اس.پی اس. اس و مدل سازی معادلات ساختاری در محیط نرم افزار ایموس صورت پذیرفت. نتایج تحلیل عاملی نشان داد عامل بهره گیری از زیرساخت های انرژی محور هوشمند در جهت کاهش آسیب پذیری نخستین عامل شکل گیری شهر هوشمند بر اساس تاب آوری زیرساختی در شهر اهواز به شمار می آید. هم چنین، عواملی همچون؛ زیرساخت ها و سرمایه اجتماعی، مدیریت زیرساخت های هوشمند شهری و مدیریت هوشمند و یکپارچه زیرساخت های اطلاعاتی جهت تحقق شهر هوشمند تاب آور به ترتیب رتبه دوم تا چهارم را به خود اختصاص داده اند. نتایج همچنین نشان داد عوامل شش گانه استخراج شده تاب آوری زیرساختی 723/0 درصد از واریانس متغیر شهر هوشمند، سپس، زیرساخت تأسیساتی و انرژی به میزان 7/53 درصد بر تحقق شهر هوشمند، زیرساخت نهادی-مدیریتی 1/63 درصد بر تحقق شهر هوشمند و زیرساخت اجتماعی 27/3 درصد بر تحقق شهر هوشمند اثرگذار است. هوشمند سازی خدمات امداد و نجات مثل آتش نشانی، ساخت مسیرهای هوشمند جهت حرکت خودروهای ویژه و خدمات رسان، برنامه ریزی مطلوب محلات هوشمند بر اساس سرمایه اجتماعی و مدیریت هوشمند و یکپارچه زیرساخت های اطلاعاتی، انرژی و تأسیساتی از جمله پیشنهادهایی است که بر اساس نتایج پژوهش ارائه شده است.
تحولات جغرافیای سیاسی ایران و منابع انرژی نورآباد فارس
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
228 - 252
حوزههای تخصصی:
جغرافیا به مطالعه و بررسی روند تکامل فضای جغرافیایی می پردازد. طبیعت، همواره پویا و متغیر است اما انسان در قامت یک موجود مداخله گر، این فرایند را مختل کرده است؛ چراکه خود را موجود برتر روی زمین می داند و برای خود حق و حقوقی ویژه قائل است. آیا انسان جزئی از طبیعت است و در جغرافیاست و یا آمده تا سطح کره زمین را آن طور که خود می پسندد طراحی و دیزاین کند و مسلط بودن خود را بر جغرافیا نشان دهد. می توان گفت بشر هم جزئی از طبیعت است و هم بر جغرافیا شده است. به همین خاطر جغرافی دان، هدفش بررسی و مطالعه درجازدگی و توسعه مندی فضاهای جغرافیایی است. منابع انرژی همه جغرافیاست و برنامه ریزی برای حفظ و کاربست این منابع توسط جغرافیدانان صورت می گیرد. این منابع، روندهای تکامل را پشتیبانی می کنند. این طورکه کشورها، مناطق، دولت هایی که ذخایر انرژی را درست استفاده و سازماندهی آینده نگرانه کردند، به روند تکامل طبیعی و انسانی کمک کردند و برعکس فضاهایی که انرژی شان درست مدیریت و بهینه نشد، درجا و برای دیگر نواحی جهان، خطر آفریدند. جغرافیای انرژی یعنی مدیریت هوشمندانه منابع برای انسان کنونی و نسل های آینده، به نحوی که بررسی میزان روشنایی استاندارد برای یک خیابان و توزیع درست روشنایی و خاموشی لازم برای درختان و بوته ها، جملگی کار یک جغرافیدان است. انرژی موجود در روی کره زمین و فراتر، مد نظر علم جغرافیاست؛ چراکه منابع از هرنوعی، سبب بقا و پایداری اجتماعی می شود و درصورت هدررفت آن، فضای جغرافیایی به سمت پژمردگی و میرایی می رود.
تحلیل انگیزه هدونیک و کاربرد واقعیت مجازی در گردشگری (مطالعه موردی: استان مازندران)
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
495 - 513
حوزههای تخصصی:
گردشگران به دنبال تجربه های جدید و متنوع هستند و این تمایل سبب ایجاد مفاهیم جدیدی در زمینه ی گردشگری به نام واقعیت مجازی در گردشگری و گردشگری مجازی شده است. از این رو مطالعه در زمینه ی فن آوری های نوین به ویژه در بحث واقعیت مجازی اهمیت زیادی یافته است. هم چنین شناسایی انگیزه های گردشگران و توجه به خواسته ها و نیازهای آنان به ما در امر برنامه ریزی و بازاریابی کمک شایانی می کند. هدف پژوهش بررسی کاربرد واقعیت مجازی در گردشگری، به لحاظ کاربردی و عملکردی در استان مازندران و هم چنین بررسی انگیزه ی لذت جویانه (هدونیک) در گردشگری است. اطلاعات موردنیاز بر اساس روش اسنادی و میدانی (پرسشنامه) تهیه شده است. جامعه ی آماری این پژوهش جمعی از گردشگران استان مازندران در نظر گرفته شده است. از آنجایی که جامعه ی آماری نامحدود است، حجم نمونه 385 برآورد شده است. نمونه ها به شیوه ی تصادفی انتخاب شدند. داده های گردآوری شده بر اساس روش های آمار توصیفی و استنباطی مورد پردازش قرارگرفته اند. نتایج به دست آمده نشان می دهد که از میان متغیرهای پژوهش متغیر انگیزه لذت جویانه بر رفاه ذهنی تاثیر می گذارد. هم چنین متغیر رفاه ذهنی نیز بر استفاده مداوم تاثیر می گذارد. بنابراین چنانچه انگیزه لذت جویانه در گردشگران تقویت شود، رفاه ذهنی بیشتری برای آنها حاصل می شود. هم چنین هرچه گردشگران در یک مقصد، رفاه ذهنی بیشتری را تجربه کنند، تمایل بیشتری برای تجربه ی مجدد و استفاده مداوم از آن مقصد را دارند. در حالیکه؛ متغیرهای سهولت درک شده گردشگری مجازی، سودمندی درک شده گردشگری مجازی و لذت درک شده گردشگری مجازی بر متغیر رفاه ذهنی تاثیر نمی گذارند.
اندازه گیری و سنجش تراز صوتی در فضاهای شهری، مطالعه موردی: منطقه 4 شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این تحقیق، سنجش تراز صوتی در فضاهای شهری بوده است. بدین منظور بوستان های واقع در منطقه 4 شهرداری تهران به عنوان پایلوت تحقیق انتخاب گردید. در ابتدا تراز معادل توسط نرم افزار Decibel X نسخه 2020 اندازه گیری و با استاندارد صوتی (OSHA-90 dBA) مورد مقایسه قرار گرفت. سپس با ایجاد تراز صوتی پلکانی اقدام به ثبت مشاهدات اعتراضی کاربران شد. نوآوری این تحقیق در انتخاب مکان و روش اندازه گیری است. کمترین و بیشترین تراز فشار صوتی برابر با 68/65 و 15/77 دسی بل بوده است. اکثر بوستان های مورد مطالعه دارای میانگین تراز صوتی کمتر از استاندارد NIOSH و OSHAو ACGIH هستند. این در حالی است که تمامی موارد (به استثنای پارک جنگلی لویزان و ساحل)، دارای تراز صوتی بالاتر از استاندارد آژانس حفاظت محیط زیست هستند. همچنین برای کاربران، میانگین زمان حضور در یک روز در بوستان ها 2 ساعت می باشد. از سوی دیگر، بیشترین درصد پاسخ های کاربران (88 درصد و 87 درصد) به ترتیب مربوط به حد مطلوب صدا (67-65 دسی بل) و حد آزاردهنده (85-79 دسی بل) می باشد که نشان می دهد اکثر کاربران در خصوص این دو محدوده اتفاق نظر دارند. از سوی دیگر کمترین توافق در پاسخ ها (37 درصد) مربوط به حد بسیار مطلوب (کمتر از 65 دسی بل) می باشد. فضاهای ورزشی در بوستان های منطقه 4 از استاندارد نسبی به لحاظ آلودگی صوتی برخوردار هستند.
تحلیلی بر تأثیرات شاخص های کیفیت منظر بر طراحی بوم شناسانه شهر در چارچوب انرژی های تجدیدپذیر، مطالعه موردی: شهر پردیس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های بوم شناسی شهری سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۳۷)
111 - 126
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر، شناسایی و سنجش میزان تأثیرات مستقیم شاخص های کیفیت منظر بر طراحی بوم شناسانه، با استفاده از انرژی های تجدیدپذیر در فضاهای سبز شهر پردیس بوده است. روش تحقیق توصیفی - تحلیلی و از نظر هدف کاربردی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کارشناسان، مدیران و فعالان حوزه طراحی بوم شناسانه شهری بود که با توجه قابلیت سنجش روش PLS- Smart با حجم نمونه کم، تعداد 34 نفر با روش نمونه گیری غیرتصادفی انتخاب شدند. برای رتبه بندی متغیرهای شناسایی شده از روش تاپسیس فازی با طیف ۵گانه لیکرت در Excel و برای بررسی رابطه کیفیت منظر و طراحی بوم شناسانه شهر از روش معادلات ساختاری تفسیری در نرم افزار PLS- Smart استفاده شد. پایایی ابزار با ضریب آلفای کرونباخ 798/0 و پایایی ترکیبی با ضریب 876/0 مورد تأیید قرار گرفت. نتایج تحلیل ها نشان داد که عامل کیفیت منظر بر طراحی بوم شناسانه شهری تأثیر مستقیم دارد. علاوه براین شاخص محیط زیستی با متغیرهای محیط شهری و شاخص زیست محیطی به ترتیب با متغیرهای محیط شهری به میزان 65 %، اقتصاد شهری به میزان 60 %، زیبایی شناختی به میزان 55 %، فرهنگی-اجتماعی به میزان 55% و با متغیر معنایی- ادراکی به میزان 45% رابطه مستقیم و مثبتی را نشان داد. در این پژوهش ارتباط مستقیم تأثیر شاخص های کیفیت منظر و طراحی بوم شناسانه با استفاده از انرژی های تجدیدپذیر در شهر پردیس با استفاده از FUZZY و Smart-PLS مورد سنجش قرار گرفت.
واکاوی روند تغییرات زمانی-مکانی دمای سطح کویر درانجیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه کلام سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
87 - 102
حوزههای تخصصی:
دمای سطح زمین یکی از پارامترهای مهم برای درک تغییرات فضایی و فرآیندهای سطح زمین می باشد که به ارزیابی واقعی از وضعیت محیطی در مقیاس های محلی تا جهانی کمک می کند. ﺳﻨﺠﻨﺪه مودیس دمای سطح زﻣیﻦ را ﺑﻄﻮ پیوسته در ﻣﻘیﺎﺳی ﺟﻬﺎﻧی و ﺑﺎ ﻗﺪرت ﺗﻔکیک ﻣکﺎﻧی مناسب ﺗﻮﻟیﺪ و در اختیار محققان ﻗﺮار می دهد. در این پژوهش برای بررسی روند دمای سطح کویر درانجیر، ابتدا داده های روزانه دمای سطح زمین در محدوده حوضه آبریز کویر درانجیر در بازه زمانی 1/1/2003 تا 30/12/2022 با تفکیک مکانی 1000 متری از وبگاه ناسا استخراج شد. پس از پردازش های لازم، روند بلندمدت فصلی و سالانه دمای سطح کویر درانجیر به کمک آزمون ناپارامتریک من- کندال محاسبه گردید. نتایج روند دمای سطح زمین در مقیاس فصلی نشان داد که زمستان های کویر درانجیر نسبت به گذشته گرم تر شده و برعکس تابستان های آن خنک تر گردیده است. این موضوع در بخش وسیعی از کویر صادق بوده و نشانه ای از تغییر اقلیم و گرمایش جهانی می باشد. همچنین نتایج در مقیاس سالانه نشان داد که در بستر رودخانه های سیریز و رفسنجان و ارتفاعات لاله زار روند دمای سطح زمین افزایشی و در سدهای احداث شده در جنوب کرمان و رفسنجان و چاله بافق روند دمای سطح زمین کاهشی است. از آنجایی که روند افزایشی دمای سطح در رودخانه ها و ارتفاعات نشان دهنده کاهش پوشش آبی و برفی این نواحی می باشد، این موضوع می تواند حیات و منابع آب این نواحی را که متکی به شریان آبی و انباشت برف بوده با چالش روبرو کند.
ارائه استراتژی مناسب جهت تعیین عوامل اثربخشی اشتغال به سوزن دوزی زنان روستایی(مطالعه موردی بخش ایرندگان شهرستان خاش)
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۲۴
776 - 793
حوزههای تخصصی:
امروزه با وجود خشکسالی های فراوان و مشکلات زیاد در بخش کشاورزی اکثر روستاییان به سوی شهرها در حال مهاجرت هستند. با وجود بیکاری فراوان در روستاها از صنایع دستی می توان به عنوان جایگزینی مناسب در روستاهای کشور و ایجاد اشتغال پایدار استفاده کرد. هدف این پژوهش ارائه استراتژی مناسب جهت تعیین عوامل اثربخشی اشتغال به سوزن دوزی زنان روستایی در بخش ایرندگان شهرستان خاش است. جامعه آماری تحقیق را زنان سوزن دوز بخش ایرندگان و کارشناسان(متخصصان و اساتید دانشگاه) تشکیل می دهد. که براساس آمار تعداد 911 نفر زن به عنوان عضو در تعاونی فعالیت دارند و به سوزن دوزی مشغول هستند. از میان گروه اول(سوزن دوزان) با استفاده از فرمول کوکران تعداد 270 نفر زن به عنوان حجم نمونه به صورت تصادفی طبقه بندی شده انتخاب شده است. همچنین تعداد 30 نفر به صورت تخمین شخصی به عنوان حجم نمونه در بخش کارشناسان انتخاب شده است. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از مدل سوات استفاده شده است. همچنین برای بدست آوردن وزن گویه در سوات از ANP استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که بیشترین وزن را استراتژی WO یا همان استراتژی بازنگری یا انطباقی با وزن 170/8 دارد و الویت اول می باشد. درصد وزنی این استراتژی برابر با 26/0درصد می باشد که نسبت به سایر استراتژی ها از درصد وزنی بالاتری برخوردار است. بنابراین استراتژی پیشنهادی حاصل از تکنیک سوآت راهبرد بازنگری یا انطباقی (WO) می باشد.
سیاست خارجی آمریکا ناشی ازدین
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۲۴
840 - 865
حوزههای تخصصی:
اهمیت شناخت سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا به دلیل گستردگی ووسعت آن درسرتاسرجهان بوده که نقش بی بدیل آن درمناقشات، درگیری ها، اتحادها، ائتلاف ها، جنگ هاوغیره درمناطق مختلف، برهمگان آشکاراست.قوانین درعرصه های گوناگون اجتماعی ازجمله سیاست خارجی آمریکا، تحت تأثیرفرهنگ مدنی حاکم برجامعه وباورهای دینی قانون گذاران وگروه های ذینفع قراردارند. هدف از پژوهش حاضر بررسی جایگاه دین در تدوین قوانین موثربرعرصه سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا پرداخته است. روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی با استفاده از داده های کتابخانه ای، به پیشینه تحقیق در خصوص موضوع را بررسی کرده است. یافته های تحقیق حاکی از بررسی نقش دین درتدوین قوانین ایالت های مختلف آمریکا، تفسیر مذهبی ازقانون اساسی، استراتژی دولت آمریکا درموردرهبران مذهبی، بینش مسیحیت صهیونیستی درایالات متحده آمریکا، ملت سازی دولت آمریکا درکشورهای اسلامی، سوءاستفاده ازدین درعرصه سیاست خارجی دولت آمریکا، همانند سازی وافزایش فعالیت های مسلمانان آمریکایی درکشورهای اسلامی، سپس پیروزی انقلاب اسلامی ایران به عنوان یک نقطه عطف برای کشورهای جهان پرداخته است. نتیجه گیری این تحقیق نشان می دهد که دین درتدوین قوانین با توجه به تفسیروپیگیری آنها در عرصه سیاست خارجی آمریکااز پررنگترین وتاثیرگذارترین نقش برخورداراست.
بررسی تاثیر بازاریابی رسانه های اجتماعی بر قصد خرید سبز با میانجی گری عشق به برند سبز
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۲۴
1046 - 1051
حوزههای تخصصی:
در دنیای امروز، مسائل زیست محیطی به یکی از مهم ترین چالش های بشریت تبدیل شده اند. مصرف کنندگان به طور فزاینده ای به محصولات سبز که به محیط زیست آسیب کمتری می رسانند، علاقه مند شده اند. در این میان، بازاریابی رسانه های اجتماعی به ابزاری قدرتمند برای برندها تبدیل شده است تا با مشتریان خود ارتباط برقرار کرده و آنها را نسبت به محصولات پایدار آگاه کنند. قصد خرید سبز، زیرمجموعه ای از مصرف پایدار است. مفهوم مصرف سبز به مصرف کنندگانی اطلاق می شود که می خواهند محصولات سازگار با محیط زیست را خریداری کنند که محتویات و روش های تولید آنها کمترین تأثیر را بر محیط زیست داشته باشد. بازاریابی می تواند نقش مهمی در افزایش قصد خرید سبز مصرف کنندگان ایفا کنده. این تحقیق یک پژوهش کاربردی است و از رویکرد تحقیق پیمایشی استفاده کرده است. جامعه آماری این تحقیق شامل تمامی مصرف کنندگان خدمات بانکداری در سطح شهر اردبیل می باشد همچنین از روش پیمایشی از طریق پرسش نامه استفاده شده. پرسش نامه ی این پژوهش به صورت آنلاین و برخط می باشد. در این تحقیق از روش های آماری توصیفی (جدول توزیع فراوانی، میانگین و انحراف معیار) و روش های استنباطی برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شده است. در بخش آمار استنباطی به منظور تجزیه و تحلیل داده ها و تعمیم نتایج از معادلات ساختاری با کمک نرم افزار SPSS 26 و smartpls استفاده شده است و نتایج نشان داد که تمامی فرضیه ها تایید شد
Regional Comprehensive Economic Partnership (RCEP) as Geopolitical Strategy(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ویژه نامه
1 - 22
حوزههای تخصصی:
The Regional Comprehensive Economic Partnership (RCEP) is a ground-breaking free trade agreement that encompasses fifteen Asia-Pacific nations, including significant economies such as China, Japan, South Korea, and Australia. The Regional Comprehensive Economic Partnership (RCEP), which was signed in 2020, is one of the most significant free trade agreements in the world. It is comprised of 15 nations, including the ASEAN countries. The primary objective of the paper is to investigate the RCEP as a geopolitical strategy, examining its formation and significance, as well as elucidate on the issues and challenges associated with its implementation in order to effectively promote global trade and regional stability. This article also examines the strategic benefits that are crucial to RCEP member’s interests and the motivations that underlie their participation. The paper employs a doctrinal legal approach to analyse the strategic significance, implications, and formulation of the RCEP. The results indicate that the RCEP substantially improves regional economic integration, reduces economic dependencies, and decreases susceptibility to external trade conflicts. China’s leadership in RCEP, which establishes it as a central participant in regional trade and counters Western influence, supports the Belt and Road Initiative. The agreement enhances intra-regional trade, reduces Western leverage, and cultivates a collaborative framework that transforms the geopolitical landscape of the Asia-Pacific region.
مدل برنامه ریزی محله محور در شهرهای معاصر ایرانی-اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توسعه های کنترل نشده شهری با ایجاد مشکلات متعدد، زیست پذیری شهرها را تهدید می کنند. تقسیم بندی های شهری که در گذشته در ایران محله نامیده می شدند، کارکرد خود را از دست داده اند. ازاین رو هدف از پژوهش حاضر ارائه مدلی باتوجه به بعدهای محله سنتی و معاصرسازی شده با نیاز ساکنان امروزه که پایداری را به همراه داشته باشد و در توسعه های آتی مورد استفاده برنامه ریزان شهری قرار گیرد. مطالعات پیشین در خصوص محله و محله محوری بررسی شد و نوآوری پژوهش حاضر آن است که با استفاده از روش حداقل مربعات جزئی به ارائه مدلی برای توسعه محله محور به عنوان سیستم پیچیده شهری می پردازد. ویژگی های محله سنتی در کشورهای ایران، مراکش و ترکیه با مطالعه پژوهش های متعدد بررسی شد و به روش تحلیل محتوا متغیرهای (کدهای) تأثیرگذار بر محله سنتی استخراج شده، سپس معاصرسازی شدند. در ادامه مدل جدیدی برای توسعه ارائه شد. تحقیق، توصیفی-تحلیلی است، روش به کار برده شده، روش حداقل مربعات جزئی (PLS) است. مؤلفه های استخراج شده از محله در کشورهای ایران، ترکیه و مراکش، در قالب پرسشنامه ای متشکل از 56 سؤال طرح گردید و نظر حرفه مندان و متخصصان شهری پرسیده شد و از نمونه گیری غیراحتمالی مدل هدفمند استفاده شد. همچنین مدل ساختاری برنامه ریزی محله محور پیشنهادی ازطریق نرم افزار (PLS) سنجیده شد و درنهایت باتوجه به معنادار بودن ارتباطات میان متغیرها، مدل تحقیق تأیید شد. به این معنا که توجه هم زمان به بعدهای زیست محیطی، کالبدی، اقتصادی و اجتماعی در برنامه ریزی تقسیم بندی های شهری توسعه را در جهت محله محور پیش خواهد برد. همچنین پس از مقایسه نتایج استخراج شده از پژوهش حاضر مواردی مانند متغیرهای زیست محیطی و اقتصادی با شاخص های؛ حمل ونقل عمومی، فضای سبز همگانی، مزایای شهر و روستا، کاهش وابستگی به خودرو شخصی، امکان مدرسه و سکونت برای همه، تعادل اقتصادی، تنوع کاربری، خوداتکایی اقتصادی، فرصت های اشتغال، کاربری مختلط و کاربری پاسخگو به نیاز روزانه نسبت به سایر مدل های ارائه شده در پژوهش های پیشین کامل تر است.
تحلیل شاخص های سلامت محیط زندگی با رویکرد حق به محیط سالم (مورد مطالعه: منطقه 20 شهرداری تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سلامت جسم و روان در گرو زیستن در یک محیط سالم است. عوامل و پدیده های گوناگونی سلامت محیط زندگی را تعیین می کنند و شناخت آنها، زمینه ساز برنامه ریزی ارتقاء آنهاست. هدف این تحقیق، واکاوی مؤلفه های تاثیرگذار بر سطح سلامت محیط زندگی در منطقه 20 شهرداری تهران و آشکارسازی الگوی نابرابری فضایی آنهاست. روش تحقیق توصیفی - تحلیلی بوده و در آن از داده های اسنادی و پیمایشی استفاده شده است. برای توصیف و تحلیل داده ها، از توابع آماری و توابع سیستم اطلاعات جغرافیایی به ویژه ابزار تحلیل فضایی و درون یابی فضایی استفاده شده است. بر اساس تحلیل یافته های تحقیق، میانگین 29/2 در دامنه ارزش گذاری 1 تا 5، دلالت بر سطح ضعیف سلامت محیط شهری در محدوده مورد مطالعه دارد. بیشترین ضعف مربوط به مؤلفه های بعد اقتصادی به ویژه در میزان پس انداز، قدرت خرید کالاهای فرهنگی، توانایی مالی برای انجام سفرهای تفریحی و سرانه زیربنای مسکونی نمایان است. دسترسی به فضای سبز و بوستان های شهری و با ارزش متوسط 43/3 و 55/4 وضعیت مطلوب تری را نسبت به سایر شاخص ها نشان می دهند. از نظر توزیع مکانی نیز شاخص ها، در حاشیه های منطقه، سطح سلامت محیط به مراتب نامطلوب تر از پهنه های داخلی نمایان می سازند. گستردگی بافت فرسوده، ساخت و سازهای غیررسمی و وسعت نسبتاً زیاد فضاهای متروکه از عوامل داخلی مهم افت سطح سلامت محیط هستند. اما تأثیرپذیری محله های حاشیه ای منطقه در سه ضلع شرقی، جنوبی و غربی به دلیل مجاورت منطقه با حریم شهر در بالاترین سطح است. استقرار صنایع آلاینده، عبور کانال های فاضلاب شهری، فراوانی کارگاه های غیرمجاز و فاقد استاندارد، فزونی و تراکم مشاغل غیر رسمی، سکونت و اشتغال غیرقانونی اتباع بیگانه بیشترین تأثیر را بر افت سطح سلامت محیط حاشیه ها گذاشته است. با آن که سطح سلامت محیط در کل منطقه زیر متوسط بوده، تمایز بین محله های درونی و حاشیه ای از نظر دسترسی به مؤلفه ها و شاخص های شهر سالم محرز شده و بیانگر الگوی نابرابر مرکز حاشیه است که در نتیجه آن، وضعیت حق دسترسی به محیط سالم در محله های درونی منطقه به طور نسبی بهتر از محله های حاشیه ای پدیدار گردیده است.
نقش گردشگری در توسعه کسب و کارهای روستایی (مطالعه موردی : شهرستان همدان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش شناسایی الگوی گردشگری در توسعه مشاغل روستایی شهرستان همدان و به دنبال ارائه مدلی بهینه از نقش گردشگری در توسعه مشاغل روستایی شهرستان همدان است. روش پژوهش: روش تحقیق مورد استفاده در این مطالعه بر اساس تقسیم بندی های ذکر شده از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ میزان و درجه ی کنترل، میدانی و از لحاظ نحوه ی جمع آوری اطلاعات به صورت میدانی و اطلاعات مورد نیاز از طریق مطالعه کتابخانه ای، و بر اساس ماهیت و روش، از نوع پیمایشی و از نوع تحقیقات توصیفی و غیر تجربی (غیرآزمایشی) می باشد. در این پژوهش40 کارشناس در 40 روستا و 440 خانوار در سه گروه (کارشناسان، ساکنان روستا ، صاحبان کسب و کارها مورد بررسی قرار گرفتند). یافته ها: بر اساس نتایج کسب و کارهای گردشگری در مجموع توزیع جغرافیایی مناسبی ندارند اما بسیاری از مولفه های کسب و کار گردشگری، از ابتدای تاسیس تاکنون با رشد و افزایش کارایی مواجه بودند همچنین نتایج تحلیل عاملی حاکی از آن است که 5 عامل نهایی به عنوان عوامل موثر بر توسعه کسب و کارهای روستایی نمونه مطالعاتی شناخته شده اند. واریانس تجمعی تبیین شده عامل اول (اجتماعی) در نمونه مطالعاتی در حدود 770/26 است که گویای تبیین اثرات گردشگری در توسعه کسب و کار روستایی بوده، عامل دوم (گردشگری) با امتیاز 952/17، عامل سوم (مدیریتی-ارتباطی) با امتیاز 728/16، عامل چهارم (اقتصادی) با امتیاز 162/16 عامل پنجم (کالبدی-زیست محیطی) با امتیاز 214/7 می باشد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان می دهد قدرت تبیین کنندگی مدل 92 درصد می باشد و 14 مولفه معنادار بوده اند که با توجه به ضرایب Beta سه مولفه (کالبدی، اقتصادی و سرمایه گذاری) دارای بیشترین تاثیر و اهمیت بوده است. نتیجه گیری: نتایج نشان داد مولفه های مشارکت اقتصادی، سرمایه گذاری، و کالبدی بهترین مولفه ها و متغییرها برای پیش گویی متغییر وابسته است. همچنین بازاریابی و فروش محصولات و نیز توانمندسازی و آموز ش به خصوص درمورد کسب و کارهای مرتبط با قرش یکی از عوامل مهم موثر بر توسعه کسب و کارهای روستایی می باشد. عوامل یاد شده بیانگر ضرورت توجه به توسعه کسب و کارها با رویکرد توسعه زنجیره تامین و ارزش می باشد.
تاثیر راهبردهای سازگاری بر زیست پذیری خانوارهای روستایی در مقابله با خشکسالی (مطالعه موردی: روستاهای شهرستان باوی از توابع استان خوزستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: درک و شناخت دقیق از ظرفیت سازگاری در جوامع روستایی این امکان را فراهم می کند تا در موقعیت های اقلیمی گوناگون و منطبق با توانایی های روستاییان، راهبردهایی اجرا شود که به کاهش آسیب های ناشی از خشکسالی و ارتقای زیست پذیری آنان کمک کند. از این رو، پژوهش حاضر با هدف شناسایی تاثیر مولفه های ظرفیت سازگاری بر زیست پذیری خانوارهای روستایی در مقابله با خشکسالی انجام شد. روش پژوهش: در این تحقیق از فن پیمایش با رویکرد کمی برای جمع آوری و تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شد. جمع آوری داده ها با استفاده از ابزار پرسشنامه انجام پذیرفت و مدل سازی معادلات ساختاری با نرم افزار SmartPLS برای تعیین تأثیر مولفه های ظرفیت سازگاری بر متغیر وابسته ی زیست پذیری خانوارهای روستایی در شرایط خشکسالی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه سرپرستان خانوارهای کشاورز روستایی در شهرستان باوی استان خوزستان می شود که از بین آنان 347 نفر به روش نمونه گیری سیستماتیک انتخاب شدند. یافته ها: بر اساس یافته های ماتریس راهبردهای سازگاری، به ترتیب تغییر زمان کاشت محصول، تغییر زمان برداشت، استفاده از پس انداز، مبادله کالا به کالا و روی آوردن به فعالیت های غیر زراعی از مهم ترین اقدامات کشاورزان در شرایط خشکسالی شناسایی شدند. نتایج مدل سازی معادلات ساختاری نیز نشان داد که هر پنج فرضیه ی مربوط به دانش، میزان استفاده، وجود منابع و نهاده ها، دسترسی به منابع و مشاوره دریافتی در رابطه با راهبردهای سازگاری بر زیست پذیری خانوارهای روستایی تاثیر مثبت و معنی داری دارد. نتیجه گیری: در این راستا، سرمایه گذاری در توسعه دانش و مهارت های کشاورزان، درک اهمیت مشاوره های ترویجی در تصمیم گیری های هوشمندانه، بهبود دسترسی به منابع و به کارگیری راهبردهای مؤثر برای مقابله با خشکسالی، از مهم ترین توصیه های این پژوهش است.
تحلیل رابطه زیست پذیری مساکن روستایی باکیفیت زندگی روستاییان (مطالعه موردی: شهرستان زیرکوه، دهستان زیرکوه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: کیفیت زندگی و ارتقای آن مهم ترین رویکرد در برنامه ریزی های روستایی و شهری می باشد. عوامل و عناصر متعددی می توانند در ارتقا کیفیت زندگی روستاییان تأثیرگذار باشند که یکی از آن ها مسکن قابل زیست و استاندارد می باشد. مسکن روستایی به عنوان نیاز اولیه انسان، با ابعاد وسیع اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، زیست محیطی و کالبدی خود تأثیر بسزایی در کیفیت زندگی و توسعه پایدار روستایی دارد.
هدف: پژوهش حاضر با هدف تحلیل و بررسی رابطه بین مسکن زیست پذیر و کیفیت زندگی (ذهنی و عینی) روستاییان دهستان زیرکوه انجام شده است.
روش شناسی تحقیق: در این راستا روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش را روستاییان 15 نقطه روستایی تشکیل می دهند که دارای 1417 خانوار می باشند. تعداد نمونه ها 313 خانوار می باشد که با استفاده از فرمول کوکران با خطای اندازه گیری 5 درصد انتخاب شده اند.
قلمرو جغرافیایی پژوهش: قلمرو جغرافیایی این پژوهش، دهستان زیرکوه است.
یافته ها: با توجه به نتایج به دست آمده، متغیر زیست پذیری با آماره پیرسون 616/0 باکیفیت زندگی دارای رابطه ای مستقیم با شدتی قوی می باشد. همچنین با توجه به سطح معناداری به دست آمده که کوچک تر از 05/0 می باشد، متغیر زیست پذیری دارای رابطه معنی داری باکیفیت زندگی است و قابلیت تعمیم به کل جامعه را دارد. تأثیر متغیر زیست پذیری مسکن بر هر دو بعد عینی و ذهنی مورد تأیید قرار گرفت اما با توجه به ضریب تعیین تعدیل شده که برای بعد ذهنی کیفیت زندگی برابر با 307/0 و برای بعد عینی کیفیت زندگی 328/0 می باشد که نشان می دهد 7/30 درصد از تغییرات بعد ذهنی و 8/32 درصد از تغییرات بعد عینی در روستاهای نمونه وابسته متغیر زیست پذیری مسکن است و تأثیر متغیر زیست پذیری مسکن بیشتر بر بعد عینی کیفیت زندگی است.
نتایج: نتایج پژوهش بیانگر این می باشد که روستاهای پیشبر، بمرود، محمد آباد و حسین آباد و اردکول بالاترین سطح زیست پذیری مسکن را دارا می باشند. در مقابل روستاهای مهرک، گمنج، حسن آباد و تجنود دارای پایین ترین سطح زیست پذیری مسکن از دید جامعه نمونه اند و میانگین زیست پذیری مسکن در روستاهای منطقه مورد مطالعه در حد متوسط به بالا قرار دارد و بیشترین میانگین به بعد اجتماعی (55/3) و کمترین میانگین متعلق به بعد اقتصادی (06/3) است.