ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۸۱ تا ۶۰۰ مورد از کل ۳۵٬۷۵۸ مورد.
۵۸۱.

تبیین و ارائه مدل نهادی بازاریابی گردشگری روستایی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بازاریابی تئوری داده بنیاد گردشگری روستایی مدل نهادی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۷
بازاریابی گردشگری روستایی، به منزله رویکردی نوین در صنعت گردشگری، به ترویج و جذب گردشگران به مناطق روستایی و کمتر شناخته شده می پردازد. با وجود قابلیت های فراوان گردشگری در مناطق روستایی ایران، سهم این کشور در مقایسه با بسیاری از کشورهای گردشگرپذیر بسیار اندک است؛ ازاین رو، توجه به توسعه بازار آن و طراحی مدل نهادی بازاریابی گردشگری روستایی در ایران مهم و اساسی است. بنابراین، هدف از انجام این پژوهش تبیین و ارائه مدل نهادی بازاریابی گردشگری روستایی در ایران است. روش پژوهش کیفی و نظریه داده بنیاد است. جامعه آماری پژوهش شامل بیست تن از خبرگان و متخصصان بخش گردشگری کشور و استادان خبره در این زمینه است که با روش نمونه گیری نظری و هدفمند انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته برگرفته از چارچوب نظری است. داده های حاصل در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی کدگذاری شدند. برای کدگذاری محوری داده های گردآوری شده از نرم افزار مکس کیودی ای استفاده شده است. سازمان ها، قوانین و دستورکار ها و ارزش ها و هنجارها برای مقوله محوری انتخاب شدند و مدل پارادایمی بازاریابی گردشگری روستایی در ایران طراحی شد. یافته ها نشان می دهد شرایط علّی مدل شامل تدوین و اجرای برنامه راهبردی و توسعه بازار گردشگری است و عوامل زمینه ای شامل حمایت مالی، شرایط مداخله گر شامل چالش های سیاسی جناحی و کمبود دانش و آگاهی است. اقداماتی از قبیل بهبود زیرساخت ها، به کارگیری فنّاوری های نوین، به کارگیری سیاست های یکپارچه و گسترش تبلیغات به عنوان راهبردها و بهبود شرایط اقتصادی و بهبود سلامت پیامدهای مدل نهادی توسعه بازاریابی گردشگری روستایی شناسایی شدند
۵۸۲.

بررسی و شناسایی عوامل موثر بر نابرابری اجتماعی در بین شهروندان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نابرابری اجتماعی رضایت شهروندان خدمات شهری شهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۳
پژوهش حاضر با هدف بررسی و شناسایی عوامل موثر بر نابرابری اجتماعی در بین شهروندان تهران انجام شده است. نابرابری های شهری به عنوان یکی از چالش های اساسی توسعه پایدار، پیامدهایی چون کاهش رضایت عمومی، تضعیف سرمایه اجتماعی و افزایش شکاف های فرهنگی را به همراه دارد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش اجرا، تحلیلی و پیمایشی است. جامعه آماری شامل شهروندان مناطق ۱ و ۲۰ شهر تهران بوده و نمونه گیری به صورت خوشه ای تصادفی انجام شده است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بوده که روایی آن با تحلیل عاملی تأییدی و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ تأیید شده است. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS در دو سطح توصیفی و استنباطی تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد که کیفیت خدمات شهری تأثیر معناداری بر رضایت شهروندان دارد و عوامل فردی مانند تحصیلات، وضعیت اشتغال، محل سکونت و میزان مشارکت اجتماعی در شکل گیری نابرابری های اجتماعی نقش دارند. همچنین، تفاوت معناداری میان مناطق مختلف شهر تهران از نظر سطح رضایت و دسترسی به خدمات مشاهده شد. پژوهش حاضر تأکید می کند که کاهش نابرابری های شهری نیازمند سیاست گذاری عدالت محور، توزیع متوازن منابع، و تقویت مشارکت شهروندان در فرآیندهای تصمیم گیری شهری است.
۵۸۳.

تحلیل اثرات اقتصادی فناوری خودروهای خودران بر شهر: مرور نظام مند ادبیات با تأکید بر مبحث اشتغال(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ارزش زمان سفر اشتغال بهره وری زمان سفر پیامدهای اقتصادی خودروهای خودران مرور نظام مند ادبیات

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۲
مقدمه پیشرفت های فناورانه در دهه های اخیر، به ویژه ظهور و توسعه خودروهای خودران (Autonomous Vehicles – Avs)، موجب دگرگونی بنیادین در ساختار سیستم های حمل ونقل شهری و فراتر از آن، در شیوه های زندگی و الگوهای اقتصادی جوامع شده است. این فناوری که در تقاطع مهندسی پیشرفته، هوش مصنوعی، برنامه ریزی شهری و سیاست گذاری عمومی قرار دارد، با استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشین، شبکه های حسگری و سیستم های تصمیم گیری هوشمند، قادر است شیوه جابه جایی در شهرها را به طور کامل بازتعریف کند. انتظار می رود خودروهای خودران در آینده ای نزدیک با بهبود ایمنی ترافیکی، کاهش تصادفات رانندگی، بهینه سازی مدیریت جریان سفر، کاهش زمان اتلاف شده در ترافیک و کاهش انتشار آلاینده ها، نقشی تعیین کننده در دستیابی به حمل ونقل پایدار ایفا کنند. با این حال، فراتر از این دستاوردهای فنی، پیامدهای اقتصادی این فناوری بسیار گسترده، چندبعدی و در بسیاری موارد، پیچیده و پیش بینی ناپذیر است؛ پیامدهایی که مستقیم بر بازار کار، ارزش زمان سفر، الگوهای سکونت شهری، مدل های مالکیت خودرو و سرمایه گذاری های کلان در زیرساخت ها اثر می گذارند. با وجود اینکه نقش مثبت فناوری های نوین در رشد اقتصادی انکارناپذیر است، برآورد دقیق میزان اثرگذاری AVs بر اقتصاد، به ویژه در مقیاس شهری، همچنان یک چالش علمی و سیاستی محسوب می شود. نفوذ روزافزون این فناوری و حرکت آن به سمت به صرفه و قابل اعتماد شدن، زمینه ساز تغییرات عمیق در صنایع متعدد از جمله خودروسازی، حمل ونقل عمومی، خدمات شهری، املاک و مستغلات، انرژی، گردشگری، تبلیغات و رسانه های دیجیتال خواهد بود. از سوی دیگر، مرور ادبیات موجود نشان می دهد علی رغم افزایش تحقیقات فنی پیرامون خودروهای خودران، همچنان خلأ پژوهشی قابل توجهی در حوزه تحلیل پیامدهای اقتصادی و اجتماعی AVs، به ویژه در بستر شهرهای هوشمند آینده وجود دارد. در پاسخ به این نیاز، پژوهش حاضر با اتخاذ رویکرد مرور نظام مند ادبیات و بهره گیری از نظریه داده بنیاد، به بررسی و تبیین اثرات اقتصادی Avs می پردازد. این رویکرد تحلیلی می تواند تصویری جامع و مبتنی بر شواهد علمی از چالش ها و فرصت های اقتصادی ناشی از نفوذ AVs ارائه دهد و مبنایی برای تدوین سیاست های شهری هوشمند فراهم آورد. مواد و روش ها این مطالعه با رویکرد کیفی و بر اساس مرور نظام مند ادبیات و نظریه داده بنیاد انجام شده است تا تصویری دقیق و مبتنی بر شواهد از پیامدهای اقتصادی خودروهای خودران در بستر شهری ارائه دهد. چارچوب پنج مرحله ای ولفسوینکل و همکاران (2013) برای اجرای فرایند پژوهش انتخاب شد که شامل تعیین دامنه مطالعه، جست وجوی جامع منابع، غربالگری مقالات، استخراج داده ها و توسعه چارچوب مفهومی است. برای جمع آوری اطلاعات، پایگاه های علمی معتبر بین المللی شامل ScienceDirect ، Google Scholar ، Web of Science و Scopus مورد استفاده قرار گرفت. جست وجو با بهره گیری از کلیدواژه های ترکیبی مرتبط با پیامدهای اقتصادی AVs انجام شد. در گام نخست، تعداد ۲۳۱ مقاله شناسایی شد که پس از حذف مقالات تکراری و غیرمرتبط، ۷۸ مقاله نهایی بر اساس معیارهای شمول و کیفیت علمی برای تحلیل انتخاب شد. تحلیل داده های استخراج شده با استفاده از نرم افزار  MaxQDA و بر مبنای سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت گرفت. در مرحله نخست، ۴۱۲ کد اولیه از مقالات به دست آمد و سپس، در مرحله کدگذاری محوری، این کدها در قالب ۱۹ مفهوم میانی سازماندهی شدند. در نهایت، مفاهیم شناسایی شده به سه مقوله اصلی شامل اشتغال، بهره وری زمان سفر و ارزش زمان سفر کاهش یافتند. برای اطمینان از اعتبار و پایایی تحلیل ها، دو اقدام کلیدی انجام شد: نخست، بازبینی نتایج توسط یک همتای علمی مستقل و دوم، مقایسه کدگذاری ها توسط دو تحلیلگر مختلف برای کاهش سوگیری و افزایش دقت. این رویکرد موجب شد که چارچوبی مفهومی و مبتنی بر شواهد توسعه یابد که می تواند مبنای سیاست گذاری شهری و مطالعات آینده در حوزه اثرات اقتصادی خودروهای خودران قرار گیرد. یافته ها تحلیل مقالات نشان می دهد اثرات اقتصادی فناوری خودروهای خودران چندوجهی، پیچیده و در بسیاری از موارد متناقض است. یافته ها در سه مقوله اصلی زیر سازمان دهی شده اند: ۱. بهره وری زمان سفر ورود خودروهای خودران موجب تحول بنیادین در نحوه استفاده از زمان سفر می شود. حذف نیاز به رانندگی فعال باعث می شود که مسافران بتوانند زمان در مسیر بودن را به یک فرصت ارزشمند برای انجام فعالیت های شخصی و حرفه ای تبدیل کنند. این تغییر در ماهیت زمان سفر، تأثیر مستقیمی بر بهره وری فردی و جمعی دارد. • افزایش کارایی فردی: در خودروهای خودران، امکان برگزاری جلسات آنلاین، پاسخ به ایمیل ها، انجام تحلیل های شغلی و حتی انجام پروژه های تیمی فراهم می شود. این موضوع برای کارکنانی که زمان زیادی را در رفت وآمد سپری می کنند، به طور قابل توجهی بهره وری را افزایش می دهد. • استفاده بهینه برای استراحت و سرگرمی: مسافران می توانند از این زمان برای مطالعه، یادگیری آنلاین، تماشای فیلم، گوش دادن به پادکست یا حتی خواب کوتاه مدت استفاده کنند. این تغییر، سلامت روان و رضایت از سفر را بهبود می بخشد. • بهبود کیفیت ترافیک شهری: خودروهای خودران با استفاده از الگوریتم های هوشمند برای مدیریت سرعت و فاصله بین خودروها، می توانند جریان ترافیک را روان تر کنند و زمان تأخیر سفرها را کاهش دهند. • طراحی داخلی هوشمند: فضای داخل خودروها به سمت دفاتر کار متحرک، فضاهای استراحتی مجهز و امکانات سرگرمی چندرسانه ای حرکت می کند، که به افزایش رضایت و بهره وری مسافران کمک می کند. با این حال، برخی چالش ها و محدودیت ها همچنان پابرجاست: • ناسازگاری برخی مشاغل با شرایط محیطی داخل خودرو • بروز بیماری حرکت در بخشی از کاربران • نگرانی های مربوط به اعتمادپذیری و امنیت AVs که می تواند مانع استفاده کامل از ظرفیت این فناوری شود. در مجموع، ارتقای بهره وری زمان سفر نه تنها باعث افزایش کیفیت زندگی شهروندان می شود، بلکه در سطح کلان می تواند به افزایش بهره وری اقتصادی ملی و بهبود رقابت پذیری شهری کمک کند. ۲. ارزش زمان سفر  ورود خودروهای خودران موجب بازتعریف ارزش اقتصادی زمان سفر شده است. در سیستم های حمل ونقل سنتی، زمان صرف شده در سفر اغلب یک هزینه تلقی می شد؛ اما با امکان انجام فعالیت های ارزشمند طی سفر، این زمان می تواند به یک منبع اقتصادی و اجتماعی تبدیل شود. • کاهش VTT در سفرهای شخصی: تحقیقات نشان می دهد استفاده از خودروهای خودران شخصی، به دلیل فراهم آوردن امکان استراحت، مطالعه و کار، موجب کاهش محسوس ارزش ذهنی زمان سفر می شود. • افزایش VTT در مدل های اشتراکی: در مقابل، در خودروهای خودران اشتراکی، به دلیل محدودیت های حریم خصوصی، ازدحام یا عدم دسترسی به امکانات سفارشی، کاهش VTT کمتر است و در برخی موارد حتی ممکن است ارزش زمان سفر افزایش یابد. • تفاوت مکانی: بررسی ها نشان می دهد کاهش ارزش زمان سفر در مناطق حومه ای به طور متوسط بیشتر از مراکز شهری است، زیرا مسافران این مناطق تمایل بیشتری به استفاده از زمان طولانی سفر برای کار و مطالعه دارند. • نقش طراحی داخلی و هدف سفر: فضای کاربرپسند و امکانات چندرسانه ای در خودروهای خودران می تواند ارزش اقتصادی زمان سفر را به شکل قابل توجهی تغییر دهد، به ویژه در سفرهای کاری که زمان به عنوان یک منبع اقتصادی کمیاب تلقی می شود. به طور کلی، بازتعریف ارزش زمان سفر می تواند پیامدهای گسترده ای برای تحلیل هزینه فایده پروژه های حمل ونقل، قیمت گذاری سفر و مدل های اقتصادی شهرهای آینده داشته باشد. ۳. اشتغال و تغییرات بازار کار از برجسته ترین پیامدهای اقتصادی AVs، تغییر ساختار بازار کار است که هم زمان شامل حذف مشاغل سنتی و ایجاد فرصت های شغلی نوظهور می شود. الف) تهدیدها: کاهش تقاضا برای رانندگان تاکسی، اتوبوس، کامیون و خدمات باربری کاهش اشتغال در حوزه های خدمات بین راهی، سوخت رسانی و تعمیرگاه های سنتی افت درآمد مشاغل مرتبط با جرایم رانندگی و تصادفات ب) فرصت ها: ایجاد شغل در حوزه های هوش مصنوعی، مهندسی نرم افزار، تحلیل داده های بزرگ و امنیت سایبری رشد صنایع جدید شامل سرویس های دیجیتال داخل خودرو، تبلیغات هوشمند و استریم محتوا افزایش تقاضا برای متخصصان طراحی، مدیریت و نگهداری سیستم های AVs پیش بینی ایجاد بیش از 100 هزار شغل صنعتی جدید طی یک دهه آینده ج) اثرات بخشی: رسانه و سرگرمی: افزایش مصرف محتوای دیجیتال در سفر و توسعه خدمات استریم تبلیغات هدفمند: ارائه تبلیغات تعاملی متناسب با پروفایل کاربران انرژی: کاهش وابستگی به سوخت های فسیلی و رشد صنعت انرژی های پاک املاک و مستغلات: آزادسازی زمین های پارکینگ و تغییر الگوهای توسعه شهری گردشگری: افزایش دسترسی، کاهش زمان سفر و تغییر الگوهای جابه جایی گردشگران خودروسازی و خدمات پس از فروش: حرکت صنعت خودرو به سمت نرم افزار محوری، کاهش تصادفات و تغییر تقاضا برای خدمات تعمیرات سنتی این تغییرات در ساختار اشتغال، ضمن ایجاد فرصت های بزرگ اقتصادی، چالش های مهمی برای سیاست گذاران شهری و ملی ایجاد می کند و ضرورت بازآموزی و ارتقای مهارت های نیروی کار را دوچندان می سازد. نتیجه گیری خودروهای خودران پتانسیل بالایی برای بازآفرینی اقتصاد شهری دارند. آن ها می توانند با بهبود بهره وری زمان سفر، تغییر در ارزش زمان و بازآرایی بازار کار، فرصت ها و چالش های اقتصادی تازه ای ایجاد کنند. در کنار مزایایی مانند صرفه جویی اقتصادی ناشی از کاهش تصادفات و توسعه مدل های کسب وکار نو، تهدیدهایی مانند حذف مشاغل سنتی نیز وجود دارد. آماده سازی سیاست گذاران برای مواجهه با این پیامدها ضروری است و اقداماتی مانند: • سرمایه گذاری در بازآموزی نیروی کار • حمایت از صنایع نوظهور مرتبط با AVs • بازنگری چارچوب های هزینه فایده با توجه به تغییر VTT • توسعه زیرساخت ها و قوانین متناسب با AVs برای بهره برداری بهینه و کاهش آسیب های احتمالی ضرورت دارد. یافته های این پژوهش، پایه نظری و راهنمای عملی برای سیاست گذاری در مسیر ادغام AVs در آینده شهری محسوب می شود.
۵۸۴.

ارتباط نهاد حِسبه و آیین مدیریت سلامت شهرهای تاریخی دوره اسلامی در ایران تا پایان عصر صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ایران دوره صفوی سلامت شهری مدیریت شهرهای تاریخی نهاد حسبه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۹
مقدمه مفهوم سلامت شهری فراتر از رفاه فیزیکی صرف، نمایانگر یک پارادایم پیچیده است که ریشه در تحولات تاریخی، اجتماعی، اقتصادی و زیستمحیطی یک شهر دارد. در تمدن اسلامی، تلاش برای دستیابی به این سلامت کلیت گرا از طریق دیوان احتساب یا نهاد حِسبه نهادینه شد. این نهاد به عنوان یک رکن اداری و نظارتی اساسی در ساختارهای حکمرانی شهری ایران پیشامدرن عمل می کرد. حِسبه ذیل اصل فراگیر دینی «الامر بالمعروف و النهی عن المنکر» فعالیت می کرد و وظایف بسیار گسترده ای به آن محول شده بود؛ مسئولیت هایی که از حفظ اخلاق عمومی و نظارت بر سلامت فعالیت های تجاری و اقتصادی گرفته تا اجرای احکام شرعی را شامل می شد و از این رو، به عنوان سنگ بنای نظام اداری تمدن اسلامی خدمت می کرد. در حالی که آثار پژوهشی پیشین عمدتاً به بررسی حِسبه از منظر فقهی یا صرفاً اخلاقی اقتصادی پرداخته اند، خلأ تحقیقاتی قابل توجهی در مورد نقش مستقیم و سازنده آن در ساماندهی کالبدی، مدیریت فضایی و نظارت جامع بر سلامت شهرهای ایرانی در دوره پیشامدرن وجود دارد. این پژوهش با رویکردی بین رشته ای در حوزه تاریخ، فقه و مدیریت شهری، هدف واکاوی نظام مند و مدل سازی پیوندهای کارکردی بین نهاد چندبعدی حِسبه و سازوکارهای مدیریت و حفظ سلامت شهرهای تاریخی ایران از آغاز دوره اسلامی تا پایان عصر صفوی را دنبال می کند. این تحقیق در پی آن است که فراتر از تحلیل های تک بعدی کند و درکی جامع از حِسبه به عنوان یک نظام یکپارچه حکمرانی شهری ارائه دهد. مواد و روش ها این تحقیق به روش توصیفی تحلیلی و در چارچوبی بین رشته ای (تاریخ، فقه و مدیریت شهری) انجام شده است. داده ها از طریق پژوهش کتابخانه ای و اسنادی و با استفاده از منابع معتبر و تحقیقات ثانویه معاصر گردآوری شدند. از تحلیل محتوای کیفی برای بررسی داده ها استفاده شد. این فرایند شامل دسته بندی مؤلفه ها و استخراج شاخص های عینی مرتبط با کارکردهای نظام حسبه و نگاه آن به سلامت شهری، بر اساس کدهای مستخرج از این منابع تاریخی و متنی بود. هدف، تدوین چارچوب نظری جامعی برای تبیین نقش این نهاد در مدیریت سلامت شهری بود. یافته ها تحلیل تفصیلی داده ها نشان می دهد نهاد حِسبه فقط یک بازرسی بازار نبود، بلکه ستون فقرات نظام سلامت، نظم و پایداری شهری در ایران پیشاصنعتی را تشکیل می داد. کارکردهای آن چندبعدی بود و بر تمامی جنبه های زندگی شهری نفوذ داشت. دستاورد محوری این مطالعه، صورت بندی و ارائه مدل عملیاتی نظام حِسبه در قالب چهار بعد کلیدی و به هم پیوسته سلامت شهری است که از ترکیب ۲۲ شاخص عینی استخراج شده از منابع تاریخی به دست آمده است: 1. سلامت جسمانی و بهداشت عمومی: این بعد یکی از ارکان اصلی وظایف محتسب بود. این امر شامل نظارت سختگیرانه بر کیفیت و ایمنی مواد غذایی، اطمینان از پاکیزگی نان، گوشت، ماهی، عسل و روغن فروخته شده در بازارها می شد. بهداشت اماکن عمومی از اهمیت بالایی برخوردار بود و پاکیزگی خیابان ها، بازارها، حمام های عمومی و مساجد را در بر می گرفت. این نهاد همچنین بر مدیریت آب و دفع زباله نظارت داشت. علاوه بر این، مشاغل پزشکی را تنظیم می کرد و صلاحیت، اخلاقیات و عملکرد پزشکان، چشم پزشکان (کحالان)، جراحان، داروسازان و دامپزشکان را تحت نظر داشت. نظارت به بیمارستان ها نیز گسترش می یافت و شامل اجرای قوانینی مانند تفکیک جنسیتی می شد که نشان دهنده درکی پیشرفته از حکمرانی بهداشت عمومی در زمان خود بود. 2. سلامت اقتصادی (معیشتی): حِسبه نهاد مرکزی برای تضمین عدالت اقتصادی و سلامت بازار بود. وظایف آن شامل اجرای قیمت گذاری عادلانه، به ویژه در بازارهای غیررقابتی از طریق فرایندی به نام «تسعیر» می شد. این نهاد اوزان و مقیاس ها را به دقت استاندارد می کرد تا از تقلب و کم فروشی جلوگیری کند. با روش های اقتصادی نادرست مانند احتکار کالاهای ضروری برای افزایش مصنوعی قیمت ها، ربا و فریب در معاملات (مانند پنهان کردن عیوب کالاها) مبارزه می کرد. این نهاد همچنین نقش کلیدی در حمایت از حقوق صنعتگران (اصناف) و مصرف کنندگان ایفا می کرد و محیط بازاری مبتنی بر اعتماد و انصاف را تقویت می کرد. رویکرد نظارتی آن انعطاف پذیر بود و بر اقدامات ضد انحصاری در بازارهای رقابتی و مداخله مستقیم در شرایط غیررقابتی متمرکز بود. 3. سلامت اخلاقی و اجتماعی (روانی): این بعد که ریشه در اصل بنیادی امر به معروف و نهی از منکر داشت، به رفاه روانی اجتماعی جامعه می پرداخت. محتسب مسئول پیشگیری از رذایل و مفاسد اجتماعی مانند مصرف مشروبات الکلی، قمار، فحشا و بی اخلاقی عمومی بود. او بر رفتار عمومی نظارت داشت، اجرای صحیح مراسم و آموزش مذهبی (مانند نماز جمعه، موعظه، تدریس) را زیر نظر می گرفت و به جنبه های مربوط به اقلیت های مذهبی (اهل ذمه) رسیدگی می کرد. این نظارت جامع ترویج انسجام اجتماعی، حفظ هویت مذهبی و تضمین محیطی سالم از نظر اخلاقی بود که برای سلامت روانی جامعه ضروری تلقی می شد. 4. امنیت شهری (پایداری و آرامش): این نهاد رکنی حیاتی برای حفظ نظم و امنیت عمومی بود که پیش نیازهای یک زندگی شهری سالم هستند. وظایف آن شامل مقابله با مزاحمت ها و اختلالات عمومی، جلوگیری از ورود افراد مسلح به بازارها و مساجد برای تضمین امنیت جمعی، و نظارت بر ایمنی راه ها و ساختمان ها بود. محتسب اختیار داشت که دستور تخریب سازه های ناامن را صادر کند و در بهبود زیرساخت های شهری مشارکت داشته باشد. اگرچه کمتر مستند شده، نظارت بر حمل و نقل شهری نیز در حیطه مسئولیت او قرار می گرفت که نشان دهنده نقش آن در تضمین جابه جایی ایمن است. کاربست این مدل چهاربعدی در بافت شهرهای عمده عصر صفوی، کارآمدی آن را در تلفیق حکمرانی متمرکز دولتی با نظارت محلی دقیق نشان می دهد. با این حال، این مطالعه تحول مهمی را نیز در دوره صفوی شناسایی می کند. انتقال تدریجی وظایف دینی و قضایی حِسبه به نهادهای دیگر (مانند شیخ الاسلام) و واگذاری وظایف سیاسی نظامی آن به مقاماتی مانند داروغه، به محدود شدن قابل توجه اختیارات آن انجامید. این روند در نهایت ویژگی کلیت گرای آن را تضعیف کرد و آن را عمدتاً به یک نهاد متمرکز بر بازار تقلیل داد و پیوند یکپارچه بین نظارت اجتماعی، بهداشت شهری و سلامت اخلاقی را که زمانی تجسم می بخشید، تضعیف کرد. نتیجه گیری این مطالعه نتیجه می گیرد که نهاد حِسبه نمایانگر یک سیستم پیشامدرن و پیچیده مدیریت یکپارچه سلامت شهری در ایران تاریخی اسلامی بود. چارچوب چهاربعدی و با دقت تعریف شده آن که حوزه های فیزیکی، اقتصادی، اخلاقی و امنیتی را در بر می گیرد، یک مکانیسم قوی و جامع برای تضمین پایداری شهری، عدالت، نظم و رفاه کلی شهروندان فراهم می کرد. یافته ها به طور بنیادی به شکاف مهمی در مطالعات تاریخی شهری پاسخ می دهد و با حرکت فراتر از تفسیرهای صرفاً الهیاتی یا اقتصادی، نقش محوری این نهاد در ساختاردهی فیزیکی و حکمرانی روزمره فضای شهری را روشن می سازد. مدل عملیاتی استخراج شده از منابع تاریخی نه تنها بینش دانشگاهی، بلکه درس های ارزشمند و عملی برای سیاست گذاری شهری معاصر ارائه می دهد. این مدل یک سابقه تاریخی برای طراحی نظام های نوین مدیریت و سلامت شهری ارائه می کند که با موفقیت انگیزه های اخلاقی یا معنوی، چارچوب های نهادی ساختاریافته، مشارکت اجتماعی فعال و مکانیسم های اجرایی مؤثر را یکپارچه می سازند. تجربه تاریخی حِسبه تأکید می کند که مدیریت موفق و تاب آور سلامت شهری ذاتاً کلیت گرا است و نیازمند درنظرگیری هم زمان و متوازن ابعاد فرهنگی، اجتماعی، اداری و عملی است. این تحقیق، حِسبه را به عنوان یک الگوی پیشامدرن برای حکمرانی یکپارچه شهری بازتعریف می کند و چارچوبی برای بازخوانی شهرهای ایرانی اسلامی و الهام بخشی به راهبردهای آینده مدیریت پایدار شهری ارائه می دهد. 
۵۸۵.

توان سنجی پتانسیل های مقاصد ژئومورفولوژیکی و ژئوتوریسمی شهر خلخال با استفاده از مدل های ژئوتوریسمی (مطالعه موردی: بخش شاهرود)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ژئوتوریسم رقابت پذیری شهرخلخال GIS

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۳۲
صنعت گردشگری بر پایه ژئو توریسم و مقاصد ژئومورفولوژیک در سال های اخیر تبدیل به یکی از کانون های توریسمی و مسافرتی شده است. بنابراین با توجه به توسعه صنعت گردشگری، ارزیابی کانون های ژئوتوریسمی به لحاظ کارایی و رقابت پذیری امری ضروری است. هدف از پژوهش حاضر توان سنجی پتانسیل های مقاصد ژئومورفولوژیکی و ژئوتوریسم شهر خلخال بخش شاهرود است. در این پژوهش از دو مدل کوبالیکوا و پاوولوا و هم چنین برای تبدیل نتایج به نقشه از نرم افزار GIS استفاده شده است. نتایج به دست آمده در مدل کوبالیکوا نشان دهنده این است که دهستان شال با کسب 11 امتیاز به دلیل تنوع بالای پدیده های ژئومورفیک و زمین شناسی دارای پتانسیل بالا در بخش ژئوتوریسمی و مقاصد ژئومورفیک دارد و هم چنین دهستان های شاهرود و پلنگا نیز به ترتیب با کسب 8 و 7 امتیاز در رده های پایین تر قرار دارند. نتایج مبتنی بر ماتریس مثبت و منفی در مدل پاوولوا نیز نشان می دهد که دهستان شال با کسب امتیاز 71/1 به خاطر داشتن سایت های چینه ای، غارها و سایت های هیدرولوژیکی متنوع بیش ترین رقابت پذیری را دارد و در رتبه عالی به لحاظ رقابت پذیری قرارگرفته است. دهستان های شاهرود و پلنگا نیز به ترتیب با امتیاز 61/1 و 53/1 به علت تنوع پایین پدیده ها و امکانات خدماتی در رتبه های خیلی خوب قرار دارند اما هر سه از دهستان های بخش شاهرود در معیار کسری بودجه دارای مقادیر پایینی هستند که نشان از عدم برنامه ریزی راهبردی در بخش گردشگری در این منطقه است. هم چنین تحلیل نقشه های توان سنجی نیز نشان دهنده این است که مدل پاوولوا به خاطر پارامترهای زیاد در ارزیابی نسبت به مدل کوبالیکوا دارای دقت و اعتبار بالایی است.
۵۸۶.

تحلیلی بر ادراک جامعه میزبان از اثرات توسعه گردشگری شهری (نمونه موردی: کلان شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: گردشگری شهری اثرات توسعه گردشگری نگرش جامعه میزبان کلانشهر تبریز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۳
صنعت گردشگری به عنوان صنعتی نوپا، به ویژه در سال های اخیر تأثیرات عمیقی بر وضعیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بیشتر کشورهای جهان داشته است. مطالعات در زمینه اثرات گردشگری در دهه ۱۹۶۰، به اثرات مثبت گردشگری و در دهه ۱۹۷۰ به اثرات منفی آن پرداخته اند و در دهه ۱۹۸۰ به رویکردی متعادل تر و نظام مند تر روی آورده اند. گردشگری از بعد فرهنگی و اجتماعی، سبب تعامل فرهنگی با دنیای خارج، بین المللی شدن فرهنگ بومی، بهبود نظام های آموزشی و بهداشتی و خواهد شد اما با همه تأثیرات مفید خود در حیطه اجتماعی - فرهنگی، تأثیرات مخربی نیز داشته است. گردشگری به مثابه یک پدیده اقتصادی اجتماعی آثار متعددی برای میزبان و مهمان دارد، اثرات فرهنگی اجتماعی از مهم ترین آن هاست. ازآنجایی که گردشگری سکه ای دو رو شامل مهمان و میزبان است، لذا بدون بررسی و مطالعه الگوهای تعامل متقابل آن ها توسعه گردشگری امکان پذیر نیست. تحقیق حاضر نیز در راستای این ضرورت انجام شده است. روش تحقیق حاضر ازنظر هدف کاربردی و ازنظر روش توصیفی -تحلیلی است. مهم ترین ابزار جمع آوری داده ای اولیه موردنیاز تحقیق مصاحبه و پرسشگری است و پرسشنامه ها بر اساس اهداف تحقیق، یافتن پاسخ سؤالات و آزمون فرضیات تحقیق طراحی و در میان شهروندان تبریز به عنوان جامعه میزبان پخش و پرسشگری انجام شده است. جهت تحلیل و ارزیابی داده ها از روش ها و مدل های آماری ازجمله آزمون های آلفای کرومباخ، کلومگروف - اسمیرنوف و تی استیودنت استفاده شده است. نتایج تحقیق بیانگر این است که به خاطر دلایل متعددی ازجمله فقدان آموزش عمومی همگانی، جامعه میزبان اطلاع درخور و بایسته ای از اثرات مثبت مستقیم و غیرمستقیم توسعه گردشگری شهری ازجمله اقتصادی و تعالی متقابل فرهنگی اجتماعی میزبان و مهمان، ندارد.
۵۸۷.

ارزیابی رویکرد ترکیبی فیلتر هدایت شده و الگوریتم خوشه بندی چگالی مبنا برای بهبود حذف نویز در داده های ابر نقاط لایدار(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ابر نقاط لایدار فیلتر هدایت شونده الگوریتم خوشه بندی چگالی مبنا حذف نویز سنجش از دور

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۵
داده های لایدار به عنوان ابزاری قدرتمند برای سنجش از دور سه بعدی و تحلیل های مکانی دقیق، به ویژه در محیط های شهری، شناخته می شوند. با این حال، این داده ها غالباً به دلیل شرایط جوی نامساعد، ویژگی های سطحی و خصوصیات سنسورها حاوی نویزهای متفاوتی هستند که این امر می تواند کیفیت داده ها را کاهش داده و بر دقت تحلیل های مبتنی بر آن ها تأثیر منفی بگذارد. بنابراین، حذف نویز از داده های لایدار ضروری است تا کیفیت داده ها بهبود یابد و جزئیات و ویژگی های کلیدی آن ها حفظ شود. در پژوهش حاضر، یک رویکرد ترکیبی شامل فیلتر هدایت شده و الگوریتم خوشه بندی چگالی مبنا برای حذف نویز از داده های ابر نقاط لایدار پیشنهاد شده است. فیلتر هدایت شده با بهره گیری از تنظیم پارامترها با استفاده از اطلاعات محلی، توانایی مؤثری در کاهش نویز ارتفاعی و حفظ ویژگی های مهم دارد. در ادامه به منظور بهبود نتایج حذف نویز، از الگوریتم خوشه بندی چگالی مبنا برای حذف نقاط پرت بر اساس تراکم پایین، آنها را شناسایی و حذف می کند. نتایج تحقیق نشان می دهند که این رویکرد ترکیبی به طور قابل توجهی عملکرد بهتری نسبت به روش های سنتی مانند فیلترهای آماری و مکانی و یا فیلتر هدایت شده به صورت مجزا داشته و ضمن حذف نویز، جزئیات ساختاری داده ها را حفظ می کند. ارزیابی های نتایج با استفاده از مقایسه مدل ارتفاعی رقومی، تحلیل پارامترهای آماری و نمایش گرافیکی ابر نقاط قبل و بعد از فیلتر انجام شده است. الگوریتم پیشنهادی با حذف کمترین تعداد نقطه و حفظ ویژگی های ساختاری داده، در تمامی بخش های داده موجب کاهش قابل توجه واریانس و انحراف معیار پس از اجرای فیلتر شده که نشان دهنده حذف مؤثر نویز و هموارسازی داده است. این روش با وجود زمان محاسبات پایین و سادگی مراحل اجرا، توانسته است به طور موثری نویز را کاهش دهد و جزئیات ساختاری داده ها را حفظ کند.
۵۸۸.

سرمایه های جوامع محلی و توسعه اقتصادی گردشگرمحور مطالعه موردی: روستاهای هدف گردشگری استان زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سرمایه جامعه روستایی گردشگری روستایی اقتصاد روستایی استان زنجان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۲
هدف از انجام تحقیق ارزیابی نقش چارچوب سرمایه های جامعه روستایی در توسعه اقتصاد روستایی از طریق توسعه گردشگری در روستاهای هدف گردشگری استان زنجان است. به این منظور از هر یک از شهرستان های 8 گانه استان یک روستا به عنوان روستای هدف گردشگری از سوی سازمان گردشگری انتخاب شده است. جامعه آماری روستاهای نمونه است که در سال 1395 بالغ بر 8812 مورد بوده که حجم نمونه 327 نفر از طریق کوکران انتخاب شد. جمع آوری اطاعات از طریق پرسشنامه صورت گرفت. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های آماری از قبیل t تک نمونه ای، رگرسیون خطی چند متغیره، همبستگی و جداول توافقی و کروسکال والیس استفاده شده است. نتایج تحلیل نشان داد که تمامی ابعاد سرمایه های جامعه محلی بالاتر از مطلوبیت عددی مورد آزمون بوده و تفاوت معناداری را در سطح 99 درصد نشان می دهد و از بین ابعاد سرمایه جامعه روستایی به ترتیب سرمایه اجتماعی (3.8245) و سرمایه ساخته شده (3.9635) بیشترین تأثیر در توسعه اقتصاد روستایی داشته اند. از طرفی دیگر، توسعه گردشگری در روستاهای نمونه تأثیر مثبتی بر روی تنوع منابع درآمدی برای ساکنین (3.5315) و بهبود فرصت های اشتغال و درآمدی (3.3637) داشته است. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون خطی با توجه به ضریب تعیین (0.901) و مقدار آماره آزمون F برابر با 394.172 نشان داد که بیشترین تأثیر مستقیم ابعاد سرمایه های جامعه محلی در اقتصاد روستایی از طریق توسعه گردشگری از دیدگاه پاسخگویان ساکن روستاهای هدف گردشگری مورد مطالعه به ترتیب به سرمایه مالی (0.546) و سرمایه اجتماعی (0.512) اختصاص دارد.
۵۸۹.

گونه شناسی و اولویت بندی توانمندی های سرزمینی برای توسعه گردشگری در مناطق روستایی استان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تصمیم گیری چندشاخصه توانمندی های سرزمینی توسعه گردشگری خوزستان مناطق روستایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۸
گردشگری روستایی به عنوان یکی از مهم ترین راهبردهای توسعه پایدار نقشی کلیدی در ارتقای وضعیت اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی مناطق روستایی ایفا می کند. استان خوزستان، با دارا بودن توانمندی های متنوع سرزمینی، ظرفیت بالایی برای توسعه گردشگری روستایی دارد. با این حال، بهره برداری بهینه از این توانمندی ها مستلزم شناخت و اولویت بندی مناسب آن هاست. از این رو، مطالعه حاضر به گونه شناسی و اولویت بندی توانمندی های سرزمینی برای توسعه گردشگری در مناطق روستایی استان خوزستان پرداخته است. به اقتضای هدف پژوهش، یک مجموعه ۳۵ نفره مرکب از کارشناسان هفت سازمان استان خوزستان جهت پاسخ گویی به سؤالات پرسشنامه مد نظر قرار گرفت. به منظور شناخت اقسام توانمندی های سرزمینی مناسب برای توسعه گردشگری در مناطق روستایی استان، نتایج ضرایب نهایی شاخص ها حاصل از میانگین امتیازات روش های وزن دهی تصمیم گیری چندشاخصه نشان داد که شاخص های توانمندی های طبیعی و کشاورزی و صنایع دستی با دریافت امتیازات بین 26/0 تا 24/0 بیشترین ضرایب را به دست آوردند. همچنین، برای تعیین سطح شهرستان های استان بر مبنای توانمندی های سرزمینی مرتبط با توسعه گردشگری روستایی نتایج تکنیک های تصمیم گیری چندشاخصه و روش تجمیع نشان داد که شهرستان های دزفول و اهواز و اندیمشک با دریافت امتیازات بین ۰۰/۰ تا ۰۰/۲ بهترین رتبه ها را کسب کردند. افزون بر این، تحلیل نتایج حاصل از نقشه نهایی توانمندی های سرزمینی مرتبط با توسعه گردشگری روستایی در استان با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی نشان می دهد سهم طبقات زیاد و متوسط و کم از کل استان به ترتیب ۳/۳۳ درصد یا 10 شهرستان، ۳/۲۳ درصد یا 7 شهرستان، و ۳/۴۳ درصد یا 13 شهرستان است. این بدان معناست که نزدیک به نیمی از استان در وضعیت نامطلوب به لحاظ برخورداری از این نوع توانمندی ها قرار دارد.
۵۹۰.

ارزیابی و تحلیل توزیع فضایی خدمات بهداشتی و درمانی در سطح شهرستان های استان قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توزیع فضایی نابرابر خدمات بهداشتی درمانی شهرستان های استان قزوین مدل تصیم گیری Mabac

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۴
از آنجا که خدمات و امکانات درمانی نیاز ضروری جامعه برای رسیدن به سطح بالای سلامت است توزیع نابرابر آن در سطح شهر یا شهرستان منجر به عقب ماندگی درمانی، تهدید بهداشت و سلامت جامعه، و همچنین فوت تعدادی زیادی از شهروندان می شود. بنابراین دسترسی و توزیع عادلانه این خدمات دارای اهمیت است. پژوهش حاضر به بررسی توزیع خدمات بهداشتی و درمانی در سطح شهرستان های استان قزوین و علت یابی تفاوت آن ها می پردازد. تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی و تحلیلی است. اطلاعات مورد نیاز از طریق مطالعات کتابخانه ای (کتب، مقالات، اینترنت، و...) و اسنادی (سالنامه آماری استان قزوین 1398) گردآوری شده است. تجزیه و تحلیل اطلاعات از طریق مدل های تصمیم گیری آنتروپی شانون و MABAC (ماباک) جهت وزن دهی به شاخص ها و رتبه بندی شهرستان های استان قزوین انجام شد و همچنین برای نمایش نتایج مدل ماباک از نمودار عنکبوتی و نقشه های توزیع فضایی (هات اسپات، کریجینگ، تحلیل خوشه ای) استفاده شد و در ادامه علت تفاوت بین شهرستان های استان قزوین در زمینه خدمات بهداشتی و درمانی بیان شد. نتایج حاصل از مدل تصمیم گیری ماباک حاکی از آن است که از نظر خدمات بهداشتی و درمانی شهرستان قزوین با مقدار 92/3- در رتبه اول، آبیک با 07/4- در رتبه دوم، تاکستان با 08/4- در رتبه سوم، بوئین زهرا با 10/4- در رتبه چهارم، آوج با مقدار 11/4- در رتبه پنجم، و نهایتاً شهرستان البرز با مقدار 16/4- در رتبه آخر قرار گرفته است؛ یعنی شهرستان قزوین دارای بهترین وضعیت و البرز دارای بدترین وضعیت است. نتایج تحلیل خوشه ای حاکی از آن است که شهرستان های استان قزوین از نظر برخورداری از خدمات بهداشتی و درمانی با شاخص موران 539/-، اسکولار 166/1-، و ارزش 243/- در وضعیت تصادفی است که این خدمات به صورت تصادفی و غیر خوشه ای در سطح شهرستان های استان قزوین توزیع شده اند. در زمینه علت تفاوت بین شهرستان های استان قزوین می توان به مهاجرت و افزایش جمعیت  کمبود زیرساخت ها، فرسودگی زیرساخت ها  کمبود نیروی متخصص و کمبود بودجه و اعتبارات اشاره کرد. بنابراین نیاز به نگاه مسئولان و برنامه ریزی های اقتصادی و زیرساختی جهت بهبود اوضاع این شهرستان ها احساس می شود. زیرا بی توجهی به تهدید سلامت مردم می انجامد.
۵۹۱.

چالش های مهم ترویج کشاورزی در راستای توسعه پایدار روستایی

کلیدواژه‌ها: مؤلفه های توسعه پایدار ترویج کشاورزی توسعه پایدار توسعه پایدار روستایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۷
توسعه پایدار روستایی پدیده ای پیچیده و تابعی از عوامل مختلف (اکولوژیکی، اقتصادی، اجتماعی و ...) در درون و بیرون جامعه روستایی است و هدف غایی آن پایداری و توسعه نظام روستا می باشد. ترویج کشاورزی به عنوان یک رویکرد جامع و پایدار، مهم ترین عامل ایجاد تغییر در جوامع روستایی است که می تواند در فرایند توسعه پایدار نقش مهم و مؤثری ایفا نماید. این مهم زمانی تحقق می یابد که محتوای برنامه های ترویج کشاورزی متناسب با ابعاد توسعه روستایی تدوین شده باشد. جهت پذیرش این برنامه ها در جوامع روستایی می بایست برنامه ها بر اساس اولویت بندی نیازهای واقعی جامعه در راستای ابعاد توسعه پایدار طرح ریزی شده باشند تا ترویج بتواند با ارتباط نزدیک با افراد جامعه روستایی عملکرد مثبتی داشته باشد بنابراین توجه به ترویج کشاورزی و سرمایه گذاری در آن می تواند بسیاری از موانع و معضلات کشاورزان را به عنوان متولیان توسعه جهت حرکت به سمت توسعه پایدار روستایی بر طرف نماید. توجه به چالش ها و اقدام به رفع آن ها دستیابی به توسعه پایدار روستایی است، زیرا اصلاحات در این زمینه نه تنها به بهبود وضعیت کشاورزی و افزایش بهره وری کمک می کند، بلکه می تواند به حفظ منابع، توسعه اجتماعی و اقتصادی و بهبود کیفیت زندگی جوامع روستایی نیز بیانجامد. این مطالعه که به روش مروری تهیه شده، ضمن بیان مفهوم و ماهیت توسعه پایدار روستایی، اهداف آن و اصول مربوطه، به بررسی رسالت ترویج کشاورزی در توسعه پایدار روستایی و برخی چالش های ترویج کشاورزی برای دستیابی به توسعه پایدار روستایی پرداخته است.
۵۹۲.

عوامل مؤثر بر پذیرش طرح یکپارچه سازی اراضی (مطالعه موردی: کشاورزان شهرستان رامهرمز)

کلیدواژه‌ها: یکپارچه سازی اراضی پذیرش مدل نشر مدل ساختار مزرعه مدل چند بعدی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۳۰
غیر کارآ بودن مدیریت مزرعه، عدم استفاده از تکنولوزی و ماشین آلات کشاورزی، پایین بودن بهره وری عوامل تولید و غیره همگی به نوعی در ارتباط با پراکندگی اراضی هستند. متخصصین برای رفع مشکلات و عوارض ناشی از پراکندگی اراضی، راه حل منطقی و قابل اجرای یکپارچه سازی اراضی را که راهبردی بنیادی در ارتباط با اندازه ی زمین است توصیه می کنند. هدف این پژوهش بررسی عوامل مؤثر بر پذیرش طرح یکپارچه سازی اراضی از دیدگاه کشاورزان شهرستان رامهرمز بوده است. روش پژوهش از لحاظ نحوه جمع آوری داده ها پیمایشی و از نظر هدف کاربردی می باشد و جامعه آماری آن را کشاورزان شهرستان رامهرمز به تعداد6000 نفر تشکیل می دهند که از این تعداد با استفاده از جدول مورگان تعداد 360 به عنوان نمونه ی آماری تعیین شدند که در سه گروه پذیرند گان (120)، عدم ادامه دهندگان (120) و غیرپذیرند گان (120) قرار دارند. در نمونه گیری از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای غیر سهمیه ای استفاده گردید. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه ای محقق ساخت بوده که روایی آن براساس نظر جمعی از اعضای هیات علمی گروه ترویج و آموزش کشاورزی تأیید وپایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برای بخش های مختلف آن 69/0 تا 88/0 محاسبه شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSSv(20) صورت گرفت. نتایج نشان داد که هر سه مدل نشر، ساختار مزرعه و چند بعدی قادر به تفکیک پذیرند گان، عدم ادامه دهندگان و نپذیرندگان طرح یکپارچه سازی اراضی کشاوری هستند اما مدل چند بعدی بهتر از سه مدل دیگر قادر به تفکیک سه گروه است
۵۹۳.

تحلیل فضایی مبتلایان به کووید-19 (مطالعه موردی: شهر اردبیل)

کلیدواژه‌ها: توزیع فضایی بیماری کرونا آمار فضایی اردبیل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۷
همه گیری ویروس کرونا زندگی روزمره مردم را در سراسر جهان مختل کرد و بنابراین لازم است به این موضوع بهداشتی پرداخته و از نظر ویژگی های جغرافیایی بررسی شود. هدف اصلی این پژوهش، بررسی توزیع فضایی بیماری کرونا در شهر اردبیل است. نوع تحقیق بر اساس هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی- تحلیلی است. برای تحلیل نتایج، از روش های آمار فضایی در محیط نرم افزاری Arc GIS استفاده شده است. روش گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای بوده است، جامعه آماری تحقیق، مبتلایان به بیماری کرونا در شهر اردبیل در سال 1399 است. در تحلیل الگوی توزیع فضایی از تکنیک های، میانگین مرکزی و منحنی انحراف استاندارد، شاخص نزدیکترین همسایگی، تحلیل لکه های داغ استفاده شده است. براساس یافته های پژوهش و خروجی منحنی انحراف استاندارد توزیع بیماری در جهت شمال شرقی شهر متمرکز شده است و براساس تحلیل نزدیکترین همسایگی، بیماری کرونا در شهر اردبیل به صورت خوشه ای گسترش یافته است..
۵۹۴.

تحلیل اثرگذاری تغییرات سبک زندگی بر الگوی مسکن روستایی (مطالعه موردی: روستاهای شهرستان فومن)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مسکن روستایی الگوی مسکن روستایی مصرف گرایی سبک زندگی شهرستان فومن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۲
سبک زندگی روستاییان در سال های اخیر با ورود تکنولوژی، افزایش تعاملات شهری - روستایی و گسترش فعالیت های گردشگری در نواحی روستایی، تغییرات و تحولات قابل توجه ای داشته که بخش کالبدی روستاها و به ویژه الگوی مسکن روستایی را تحت تأثیر قرار داده است. بر این اساس هدف پژوهش حاضر تعیین اثرگذاری تغییرات سبک زندگی روستاییان بر الگوی مسکن روستایی در شهرستان فومن و ارائه رهنمودها و الگوهای مناسب برای مواجه با این دگرگونی است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت اجرا توصیفی- تحلیلی است. گردآوری اطلاعات به روش اسنادی و میدانی بوده و جامعه آماری پژوهش سرپرستان خانوار روستاهای بالای 20 خانوار شهرستان فومن است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران با سطح اطمینان 95 درصد و احتمال خطای 05/0 محاسبه و تعداد  375 نفر سرپرست خانوار به عنوان نمونه انتخاب شدند که در بین 12 روستا با سه تیپ استقرار دشتی، جلگه ای و کوهپایه ای، به توزیع و تکمیل پرسشنامه اقدام شده است. تجزیه وتحلیل اطلاعات با استفاده از آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون، آزمون کولموگروف اسمیرنوف و تحلیل واریانس)، صورت گرفت است. در پژوهش حاضر تغییرات سبک زندگی روستاییان به عنوان متغیر مستقل و تحولات الگوی مسکن روستایی به عنوان متغیر وابسته است. یافته ها نشان می دهد، بین تغییرات الگوی مسکن روستایی و سبک زندگی به میزان 519/0 رابطه معناداری وجود دارد بدین معنا که با شهری شدن سبک زندگی خانوارهای روستایی، پذیرش الگوی جدید مسکن افزایش می یابد. میزان اثرگذاری تغییرات سبک زندگی روستاییان بر الگوی مسکن روستایی شهرستان فومن در شاخص سبک فراغت 2/33 درصد، ارزش ها و عقاید 8/29 درصد و سبک تغذیه 4/15 از تغییرات الگوی مسکن روستایی را تبیین می کند. تغییرات سبک زندگی روستاییان، الگوی مسکن در نواحی روستایی را متأثر می سازد و متناسب با این تغییرات ماهیت و کارکرد مسکن روستایی دستخوش تغییرات محسوس شده، به گونه ای که در ساخت و سازهای جدید که در روستاهای مورد مطالعه صورت گرفته این تغییرات کاملاً مشهود است.
۵۹۵.

بررسی وضعیت پراکندگی و وسعت ریگزارهای ایران با استفاده از روش های سنجش از دوری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مورفومتری ریگزارها مورفودینامیک ریگزارها ریگزارهای ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۶
ریگزارها از عوارض مناطق بیابانی هستند که گستردگی زیادی در ایران دارند. ریگزارها می توانند با اثرات محیط زیستی زیادی همراه باشند؛ باوجوداین، در برنامه ریزی های مختلف بسیار اهمیت دارند و به همین دلیل در این پژوهش وضعیت مورفومتری و مورفودینامیکی ریگزارهای ایران ارزیابی شد. در این تحقیق از تصاویر گوگل ارث به عنوان مهم ترین داده های تحقیق استفاده شد. در این تحقیق ابتدا محدوده تمامی ریگزارهای ایران ترسیم شد و سپس ریگزارهای ایران باتوجه به موقعیت مکانی به 9 منطقه تقسیم شد. درادامه، بر مبنای تصاویر گوگل ارث و 791 نقطه نمونه، وضعیت حرکت تپه های ماسه ای ریگزارهای ایران در طی سال های 2005 تا 2020 ارزیابی شد. نتایج این تحقیق نشان می دهد وسعت کل ریگزارهای ایران 47811 کیلومترمربع است که حدود 9/2 درصد از مساحت ایران را شامل می شود. نتایج ارزیابی مساحت ریگزارهای ایران نشان می دهد ریگ لوت با 14629 کیلومترمربع، ریگزارهای اطراف دشت کویر_ چاله مسیله با 13081 کیلومترمربع و ریگزارهای شرقی با 5737 کیلومترمربع وسعت، بزرگ ترین ریگزارهای ایران هستند. همچنین نتایج ارزیابی وضعیت حرکت تپه های ماسه ای ریگزارهای ایران در طی سال های 2005 تا 2020 نشان می دهد بیشترین میزان حرکت با بیش از 90 متر به تپه های ماسه ای مناطق جنوبی ریگ اصلی لوت، ریگزارهای سیستان و ریگ شتری مربوط بوده است. همچنین در بعضی از مناطق مانند ریگزارهای مفرد خوزستان به دلیل تثبیت تپه های ماسه ای با پوشش گیاهی حرکت تپه های ماسه ای حدود 2 متر بوده که بیانگر نقش مؤثر فعالیت های انسانی در کنترل حرکت تپه های ماسه ای است.
۵۹۶.

تحلیل فضایی- زمانی پویایی بستر و تغییرات نیم رخ طولی هلیل رود با استفاده سنجش از دور و برهم کنش عوامل طبیعی و بشرساخت (1984-2020 م)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تصاویر ماهواره ای ژئومورفولوژی رودخانه بستر رودخانه نیم رخ طولی هلیل رود

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۴
دینامیک و تغییرات بستر رودخانه و مشخصات هندسی آن تابع عوامل طبیعی و انسانی به شکل محلی است و نه تنها از منطقه ای به منطقه دیگر، که در بخش های گوناگون یک رودخانه نیز تفاوت های چشمگیری دارد. به ویژه در چند دهه گذشته فعالیت ها و عملکردهای انسانی اثر چشمگیری بر ویژگی های هندسی بستر رودخانه بر جای گذاشته است؛ ازاین رو، این مطالعه تغییرات نیم رخ طولی و مورفولوژی رودخانه هلیل رود طی دوره زمانی 35 ساله (1984 تا 2020 م) و تأثیر عوامل گوناگون بر آن را با استفاده از تحلیل داده ها و تصاویر ماهواره لندست (5، 7 و 8) ارزیابی و تغییرات نیم رخ طولی آن را در GIS محاسبه کرده است. به دلیل طویل بودن و عبور از واحدهای ژئومورفولوژیکی گوناگون، رودخانه به 8 پاره تقسیم شده است. تحلیل داده ها از افزایش طول رودخانه در پاره های هشت گانه حکایت دارد. به طور خاص برخی پاره ها با افزایش طول  بین 2 تا 4 کیلومتر روبرو شده اند؛ درحالی که برخی پاره ها (به ویژه در بخش های میانی) به دلیل تعادل دینامیکی و تأثیرات زمین ساختی تغییرات کمتری در نیم رخ طولی خود داشته اند. مقاومت سنگ های آذرین در پاره های بالادست سبب پایداری نسبی و رسوبات آبرفتی در پاره های پایین دست سبب دینامیک بالای رودخانه و تغییرات گسترده در الگوی پیچان رودها شده است. فعالیت های زمین ساختی اغلب در بخش های میانی با ایجاد گسل ها و بالاآمدگی های زمین شناختی، انحرافات قابل توجهی در مسیر رودخانه ایجاد کرده است. فعالیت های انسانی همچون ساخت سد، تغییرات چشمگیر در دبی آب و رسوب گذاری در پایین دست سد (پاره های ۵ و ۶) به افزایش طول رودخانه و پیچان رودهای آن و همچنین تغییر الگوی جریان منجر شده و تغییر کاربری اراضی به شکل تخریب پوشش گیاهی و گسترش کشاورزی در پاره های پایانی باعث افزایش فرسایش و تغییرات مورفولوژیکی شده است. ازنظر الگوی زمانی نیز بستر رودخانه در بیشتر پاره های هشت گانه طی سال های 1996 تا 2008 تغییرات نسبتاً کمی داشته است؛ اما پس از آن با تشدید فعالیت های انسانی همچون ساخت سد این تغییرات افزایش یافته است.
۵۹۷.

سنجش کیفیت فضایی مسکن با استفاده از مدل های تصمیم گیری چندمعیاره (MCDM)، مطالعه موردی: کلان شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: تحلیل فضایی مسکن مدل های تصمیم گیری چندمعیاره تحلیل فازی تبریز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۰
یکی از نیازهای اساسی کلان شهرهای امروزی، مسئله تأمین مسکن برای شهروندان است. حق مسکن مناسب، به عنوان یک نیاز اساسی اجتماعی طبقه بندی شده است. بخش مسکن یکی از نیازهای اصلی در برنامه ریزی شهری است. در شهرهایی که از نظر ویژگی های مسکن دچار ضعف هستند، کیفیت زندگی ساکنین نیز تنزل می یابد. هدف اصلی تحقیق حاضر بررسی کیفیت فضایی شاخص های مسکن در کلان شهر تبریز و ارائه شماع جامع کیفی مسکن به تفکیک مناطق و بلوک های مسکونی به منظور تعیین اولویت مسکن است. روش تحقیق، توصیفی – تحلیلی می باشد و ماهیت آن کاربردی است. ابزار گردآوری اطلاعات به صورت مطالعات اسنادی و میدانی است. داده های شاخص های ارزیابی مسکن، از بلوک های آماری سال 1395 تبریز استخراج شده است. برای ارزیابی و تحلیل کیفیت فضایی مسکن در شهر تبریز، از مدل AHP فازی استفاده شده است. با توجه به خروجی نقشه های پهنه بندی (زونینگ) و براساس مدل AHP فازی و براساس شاخص های مساحت مسکن، کیفیت مصالح، تراکم خالص جمعیتی، کیفیت بنا (نوع سازه)، تراکم نفر در واحد مسکونی (ضریب خانوار)، تراکم خانوار در واحد مسکونی (بُعد خانوار)، کمبود واحدهای مسکونی و درصد واحدهای تخریبی، مشخص شد که 42/32 درصد از بلوک های مسکونی شهر تبریز مطلوب، 38 درصد نسبتاً مطلوب، 20درصد نامطلوب و 55/9 درصد کاملاً نامطلوب می باشد. براساس تجزیه و تحلیل های صورت گرفته بر طبق خروجی مدل های تصمیم گیری چندمعیاره، مشخص گردید که کیفیت فضایی مسکن در انواع مناطق شهر تبریز متفاوت است. براساس نتایج از نظر شاخص های کیفیت فضایی مسکن به ترتیب مناطق 10، 1 و 4 در وضعیت نامطلوبی قرار دارند و مناطق 5، 2 و 8 در وضعیت نسبتاً مطلوبی قرار گرفته اند.      
۵۹۸.

تحلیل و شناسایی عوامل جغرافیایی و فرهنگی مؤثر بر شکل گیری و گسترش پدیده قاچاق مواد مخدر در جنوب استان کرمان با تأکید بر ابعاد امنیتی و اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: قاچاق مواد مخدر تحلیل فضایی عوامل جغرافیایی همگرایی فرهنگی جنوب استان کرمان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۳۰
زمینه و هدف: قاچاق مواد مخدر یکی از مهم ترین چالش های امنیتی و اجتماعی جنوب استان کرمان است که به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص و هم جواری با استان های مرزی سیستان و بلوچستان و هرمزگان، به عنوان کریدور اصلی انتقال مواد مخدر شناخته می شود. هدف پژوهش حاضر، تحلیل فضایی و شناسایی عوامل جغرافیایی، اقتصادی و فرهنگی مؤثر بر شکل گیری و گسترش قاچاق مواد مخدر در این منطقه با رویکردی امنیتی و اجتماعی است. روش پژوهش: روش این پژوهش توصیفی - تحلیلی و پیمایشی است. داده ها با پرسش نامه محقق ساخته از ۳۰۰ نفر از افراد بومی شهرستان های جنوبی استان کرمان جمع آوری شد. تحلیل داده ها با آزمون تی تک نمونه و ضریب همبستگی پیرسون انجام گردید. یافته ها: موقعیت جغرافیایی منطقه از جمله وسعت استان، مسیرهای ترانزیت، وجود دشت های هموار و مجاورت با استان های مرزی نقش بسیار مهمی در گسترش قاچاق داشته است (۷۰٪ تأیید تأثیر زیاد). همچنین، عوامل اقتصادی و اجتماعی چون فقر، بیکاری، ضعف زیرساخت های امنیتی و فرهنگی، و همگرایی های زبانی، مذهبی و فرهنگی با استان های هم جوار به طور معناداری در افزایش قاچاق مؤثر بودند. برای نمونه، افزایش اعتیاد با ۸۹.۶۷٪، کمبود تجهیزات امنیتی با ۸۷٪ و مشکلات اقتصادی به عنوان عوامل کلیدی مطرح شدند. شاخص های آماری نشان دهنده برازش مناسب مدل مفهومی تحقیق بود. نتیجه گیری: قاچاق مواد مخدر در جنوب کرمان به دلیل ویژگی های جغرافیایی و ساختاری این منطقه اهمیت ویژه ای دارد و آن را از سایر مناطق مرزی متمایز می کند. مقابله مؤثر با این پدیده نیازمند رویکردی چندبعدی است که علاوه بر تقویت نظارت مرزی، به توسعه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی منطقه توجه ویژه ای داشته باشد
۵۹۹.

بررسی نقش فضای شهری بر مشارکت شهروندان در حوزه اجتماعی-فرهنگی (مورد مطالعه: مناطق پیراشهری بجنورد)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فضاهای شهری مشارکت اجتماعی - فرهنگی مناطق پیراشهری بجنورد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۴
امروزه توجه به اجتماعات محلی و برنامه ریزی مشارکتی در مدیریت شهری، جایگاه ویژه ای یافته و مشارکت شهروندان در امور شهری به یکی از دغدغه های اصلی مدیران شهری مبدل شده است. در این راستا هدف پژوهش با هدف نقش فضای شهری بر مشارکت شهروندان در حوزه اجتماعی-فرهنگی در مناطق پیراشهری بجنورد، می باشد.پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و رویکرد آن کمی و از نظر روش توصیفی و تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق حاضر ساکنین بجنورد (228931 نفر) می باشند که بر اساس فرمول کوکران و نمونه گیری تصادفی تعداد 384 نفر به عنوان حجم نمونه تعیین شد. به منظور تجزیه وتحلیل اطلاعات از نرم افزار SPSS استفاده شده است. نتایج نشان داد، مشارکت شهروندان در شاخص های (رضایت از مشارکت اجتماعی و فرهنگی با مقدار میانگین 14/2، تعامل بین فرهنگی با مقدار میانگین 17/2، مشارکت در برنامه های توسعه پایدار با مقدار میانگین 22/2 و استفاده از رسانه های فرهنگی با مقدار میانگین 44/2)، نامطلوب ارزیابی شد و در سایر شاخص ها متوسط رو به پایین ارزیابی شدند. نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که بین تمام شاخص های مستقل وابسته با متغیر مستقل (فضاهای شهری) رابطه مثبت و معنی داری در سطح اطمینان 99 درصد وجود دارد. در نهایت بر اساس نتایج تحلیل مسیر، مؤلفه (زیباشناسی و طراحی شهری) با مقدار اثر مستقیم 188/0 و اثر غیرمستقیم 050/0، بیشترین تأثیرگذاری و مؤلفه (اجتماعی و فرهنگی) با مقدار اثر مستقیم 154/0 و مقدار اثر غیرمستقیم 033/0، کمترین میزان تأثیرگذاری در میزان مشارکت شهروندان به خود اختصاص داده اند. 
۶۰۰.

ژئوپلیتیک بنادر: تقابل کدهای ژئوپلیتیک بندر پایه چین و هند در خطوط ارتباطی دریایی (SLOCs) در سطوح مادی و گفتمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ژئوپلیتیک بنادر قدرت هژمونیک بندری کدهای ژئوپلیتیک چین هند

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۸
ازآنجاکه بنادر نبض اقتصادِ کشور ساحلی را در اختیار دارند، نقطه اتصال ژئوپلیتیکی در پیوند با اقتصاد جهانی و شبکه شهرهای بندری محسوب می شوند. به گونه ای که کدهای ژئوپلیتیکی که در دستور کار سیاست خارجی هند قرارگرفته است، دسترسی به اوراسیا از طریق کریدور «شمال-جنوب» و اروپا از طریق کریدور «هند-خاورمیانه اروپا» و کد ژئوپلیتیکی چین، ساخت و توسعه رشته وار در جهان است. تولید تخیلات سرزمینی «گردنبندهای الماس» و «رشته مروارید» رقابت های ژئوپلیتیکی بنادر بین چین و هند را به سطوح گفتمانی کشانده است. در تحلیل ژئوپلیتیکی روابط فضایی قدرت و اقتصاد، رویکرد روش شناختی ما مبتنی بر ژئوپلیتیک ساختاری است و فرایندهای مادی و گفتمانی قدرت را به طور هم زمان بررسی می کند. ترکیب روش شناختی می تواند به عنوان پلی بین ژئوپلیتیک کلاسیک و انتقادی عمل کند که می تواند یک درک ژئوپلیتیکی از فضا به عنوان مقوله مشترکی از نقشه بندی های ذهنی/تخیلی و عینی/سرزمینی ارائه دهد. ما در این پژوهش، ابتدا در سطح نظری، بنیان های ژئوپلیتیکی بنادر را پی ریزی و سپس در سطح تجربی، با مثالی از رقابت کدهای ژئوپلیتیک چین و هند آن را ملموس خواهیم کرد. نتایج نشان می دهد قدرت هژمون بندری می تواند نقش تعیین کننده ای در عرصه تقابل قدرت ها داشته باشد و قدرت های مغایر که توان رقابت پایین تری در سطوح مادی/سرزمینی در ژئوپلیتیک بنادر دارند سعی می کنند لایه ای عمودی از تولید گفتمان ایجاد کنند که یک تصویر منفی از هژمون بندری را به جهانیان ارائه می دهد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان