فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۵۲۱ تا ۲٬۵۴۰ مورد از کل ۳۵٬۷۸۲ مورد.
منبع:
پژوهش های جغرافیای سیاسی سال ۹ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۴
61 - 82
حوزههای تخصصی:
مکان یابی دقیق و بهینه انواع تاسیسات و کاربری ها به امری ضروری و انکارناپذیر تبدیل شده است. در ایجاد و احداث سایت های نظامی باید کلیه عوامل اعم از طبیعی و انسانی مدنظر قرارگیرد تا با یک برنامه ریزی بلندمدت از صرف هزینه های بی مورد و اتلاف نیرو، سرمایه و زمان جلوگیری نمود .شهرستان مورد مطالعه بدلیل موقعیت استراتژیک جغرافیایی خویش ظرفیت های بسیاری را در زمینه توسعه کشاورزی، گردشگری و از جمله ایجاد مراکز نظامی دارا می باشد. پژوهش حاضر جهت بررسی معیارهای تاثیرگذار در مکان گزینی سایت های نظامی استان در شهرستان کبودراهنگ است که نتایج آن می تواند به تحقیقات دامنه دار و علمی سایر پژوهشگران عرصه های نظامی و ژئوپلیتیک کمک شایانی نماید؛ روش مورد استفاده در این پژوهش، توصیفی- تحلیلی با بکارگیری ترکیبی مدل های تصمیم گیری تحلیل سلسله مراتبی Fuzzy-AHP در محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی و استفاده از منابع کتابخانه ای از جمله مقالات علمی-پژوهشی صورت گرفته در این زمینه و تحقیقات میدانی نگارندگان می باشد. نتایج حاصله پس از تشکیل مقایسات زوجی و محاسبه اوزان فازی و نرمال و بدست آوردن وزن نهایی زیرمعیارها، حاکی از تاثیرگذاری بالای زیرمعیارهایی چون توپوگرافی با وزن 236/0 ، وجودزمین کافی برای گسترش با وزن 213/0 و اتکاء به عوارض طبیعی با وزن 187/0 در انتخاب مناسب ترین مکان جهت استقرار سایت های نظامی مورد مطالعه بود که لازم است دست اندرکاران ذیربط در برنامه ریزی های آتی موارد مذکور را لحاظ نمایند.
واکاوی ژئواکونومیکی نفت ایران و تاثیر تحریم های پسابرجام بر آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با وجود محدودیت های زیاد برای صادرات نفت ایران به دلیل تحریم های پسابرجامی، همچنان نفت به عنوان یک منبع درآمدی مهم برای کشور تلقی می شود. با توجه به اهمیت راهبردی نفت در سبد سیاست گذاری مالی کشور، تحقیق حاضر به بررسی ژئواکونومیک نفتی ایران و تاثیر تحریم های پسابرجام بر آن پرداخته است. روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی است و با استفاده از منابع دست اول و آمارنامه های معتبر، اقدام به تبیین تاثیر تحریم ها بر صنعت نفت ایران شده است. در واقع، پرسش تحقیق این است که از منظر ژئواکونومیکی، تحریم های پسابرجامی چه تاثیری بر صنعت نفت ایران داشته است. یافته های تحقیق، نشان داد که از منظر ژئوپلیتیک باعث شده است تا قدرت بازیگری ایران در میدان های نفتی مشترک و نیز بازار انرژی، تنزل یابد؛ به گونه ای که کشورهایی چون عربستان سعودی و روسیه (با وجود تحریم های پس از حمله به اوکراین)، نقش هژمون را در بازارهای نفتی اعمال می کنند. از منظر ژئواکونومیک نیز کاهش صادرات نفت ایران، رابطه ی مستقیمی با کاهش تولید داخلی داشته است. به گونه ای که قدرت بازیگری و بازدارندگی کشور را در مقیاس های مختلف، کاهش داده است. پس از اعمال تحریم های شدید علیه ایران هنگام خروج یکجانبه آمریکا از معاهده برجام در سال 2018، وابستگی به نفت تشدید یافته است و متعاقباً وضعیت تولید داخلی نیز افت قابل توجهی را نشان می دهد.
بررسی تطبیقی نقش منابع جغرافیایی قدرت در بحران های ژئوپلیتیکی (نمونه موردی: بحران اوکراین و تایوان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اکولوژی انسانی سال ۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۹
733 - 746
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و تطبیقی به بررسی بحران های ژئوپلیتیکی اوکراین و تایوان پرداخته و نقش مؤلفه های مختلف جغرافیای قدرت از جمله ترکیب های قومی و مذهبی، موقعیت استراتژیک، منابع طبیعی و ابعاد انسانی (حقوق بشر) را در شکل گیری و تشدید این بحران ها تحلیل می کند. یافته ها نشان می دهد که در اوکراین، ترکیب های قومی و زبانی در شرق کشور، موقعیت استراتژیک به عنوان پلی میان روسیه و غرب، و منابع طبیعی غنی مانند گاز و زمین های کشاورزی به طور مستقیم در رقابت های ژئوپلیتیکی نقش داشته و موجب مداخلات خارجی شده اند. در تایوان، هرچند ترکیب قومی کمتر متنوع است، اما تمایز هویتی تایوانی ها از چینی ها و موقعیت استراتژیک آن در آبراه های حیاتی دریای چین، این جزیره را به یکی از حساس ترین نقاط در تقابل های ژئوپلیتیکی میان چین و ایالات متحده تبدیل کرده است. همچنین، نقش تایوان در صنعت نیمه هادی ها به عنوان یک منبع استراتژیک در زنجیره تأمین جهانی فناوری، به شدت بر رقابت های بین المللی تأثیر گذاشته است. علاوه بر این، مسائل حقوق بشری در هر دو بحران به عنوان ابزارهای سیاسی برای توجیه مداخلات و حمایت های بین المللی به کار گرفته شده اند. این پژوهش نشان می دهد که چگونه عوامل جغرافیایی، هویتی و منابع طبیعی در تشدید بحران های ژئوپلیتیکی نقش داشته و به ابزارهایی برای پیشبرد اهداف قدرت های بزرگ تبدیل شده اند.
چالش های حقوقی در بازسازی مسکن پس از سوانح(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسکن مهم ترین اولویت بازسازی مناطق آسیب دیده از سوانح است و بخش عمده منابع انسانی و مالی بازسازی به آن اختصاص پیدا می کند. بازسازی مسکن مهم ترین عامل بازیابی جوامع پس از سوانح است و ضروری است در حداقل زمان ممکن انجام شود. در ایران، بازسازی مسکن پس از سوانح با چالش های حقوقی متنوعی روبرو است. برخی از این چالش ها پرتکرار هستند، در حالی که برخی دیگر با توجه به شرایط زمانی و ویژگی های سانحه بروز پیدا می کنند. به منظور جلوگیری از تکرار اشتباهات گذشته و بهبود فرآیند بازسازی، ضروری است این مسائل احصا شود. برای جمع آوری داده ها از روش مصاحبه های ساختاریافته و نیمه ساختاریافته و سندکاوی گزارش ها و مستندات موجود استفاده شده است. داده های گردآوری شده از طریق سندکاوی با تکنیک کدگذاری کیفی (تحلیل تم) دسته بندی و تحلیل شدند. خروجی این کدگذاری ها به تفکیک فعالیت ها در فرایند بازسازی ارائه شده اند. چالش های حقوقی بازسازی مسکن پس از سوانح در کشور را می توان در دو عرصه بیان کرد: 1- عرصه نهادی-رفتاری و 2- عرصه فضایی. عرصه نهادی-رفتاری شامل چالش های مرتبط با ساختار تشکیلاتی و مدیریت منابع است. این چالش ها ناظر بر کلیه فعالیت های فرایند بازسازی هستند و ماهیتی بین دستگاهی دارند یا ناشی از نبود قوانین، برنامه ها و فرایندهای متناسب با شرایط سانحه هستند. چالش های حقوقی در عرصه فضایی شامل فعالیت های اصلی بازسازی مسکن پس از سوانح شامل ارزیابی خسارت، تخریب آواربرداری، اسکان موقت و بازسازی مسکن است. این چالش ها درمجموع شامل عدم تدوین برنامه، دستورالعمل و فرایندهای موردنیاز، در دسترس نبودن بانک اطلاعات موردنیاز و نبود قوانین متناسب با شرایط اضطراری ناشی از سانحه هستند
پیش بینی جریان بار معلق رسوب با استفاده از برنامه ریزی بیان ژن (مطالعه موردی: حوضه آبریز ناورود گیلان)
منبع:
جغرافیا و روابط انسانی دوره ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۸
316 - 337
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر به منظور بررسی کارآیی و دقت روش برنامه ریزی بیان ژن در پیش بینی رسوب بار معلق رودخانه ناورود در استان گیلان با استفاده از نرم افزار (GEP)، از داده های متوسط بارندگی، میانگین دبی رواناب، متوسط دمای حداکثر، متوسط دمای حداقل و میانگین دمای سالانه حوضه، به عنوان متغیرهای ورودی و همچنین داده های رسوب بار معلق مشاهده ای در ایستگاه هیدرومتری خرجگیل اسالم، به عنوان متغیر خروجی در دوره آماری مشترک 20 ساله (از سال آبی 75-74 لغایت 94-93) استفاده گردید. برای این کار، مقادیر رسوبات بار معلق حوضه از روش منحنی سنجه، مقادیر متوسط بارندگی از روش منحنی های هم باران با استفاده از مدل Kriging در محیط نرم افزار GIS و مقادیر سه شاخص درجه حرارت سالانه از طریق روابط گرادیان حرارتی منطقه برای سال های آماری مختلف برآورد گردید. جهت دست یابی به ساختار مناسب بین ورودی ها و خروجی مدل، اطلاعات 13 سال اول آماری برای آموزش برنامه و 7 سال باقی مانده برای صحت سنجی آن به کار گرفته شد و به منظور شناسایی ورودی های مؤثر، تعداد 6 الگوی مختلف بر اساس ترکیب داده های ورودی طراحی گردید. در نهایت، برای تعیین مناسب ترین رابطه جهت پیش بینی رسوبات حوضه، از دو شاخص معتبر جذر میانگین مربعات خطا (RMSE) و ضریب همبستگی (2R) استفاده گردید. نتایج نشان داد، با ساختار متوسط بارندگی، میانگین دبی رواناب، متوسط حداکثر و میانگین دمای سالانه حوضه، ضریب همبستگی (2R) بین داده های محاسباتی و مشاهد ه ای در دوره صحت سنجی به بیشترین مقدار خود (84%) و مقدار شاخص RMSE به کمترین مقدار خود (1.06) -می رسد. در نتیجه ساختار فوق به عنوان مناسب ترین الگوی ورودی جهت تخمین رسوبات سالانه حوضه پذیرفته شده و بر این اساس و با استفاده از زبان برنامه نویسی MATLAB و به کارگیری چهار عملگر اصلی حسابی، رابطه نهایی برای تخمین رسوب حوضه استخراج گردید.
ارزیابی توانمندی ژئوتوریستی ژئوسایت های شهرستان هشتجین با استفاده از مدل دینامیکی
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: گردشگری، به ویژه ژئوتوریسم، به عنوان شاخه ای نوین با تمرکز بر پدیده های زمین شناسی و ژئومورفولوژیکی، نقش مهمی در توسعه پایدار، حفاظت محیطی و ارتقای اقتصادی مناطق ایفا می کند. ایران با تنوع بالای منابع طبیعی، ظرفیت بالایی در این زمینه دارد. شهرستان هشتجین در جنوب اردبیل با ویژگی های شاخص طبیعی، یکی از مناطق مستعد ژئوتوریسم است که تاکنون به طور جامع ارزیابی نشده است. این پژوهش با هدف شناسایی و اولویت بندی ژئوسایت های منطقه و تحلیل شاخص های ارزیابی ژئوتوریسم در چارچوب مدل دینامیکی انجام گرفته است. روش شناسی: در این پژوهش، ابتدا پنج ژئوسایت منتخب در شهرستان هشتجین جهت تحلیل و ارزیابی انتخاب شدند. جامعه آماری پژوهش شامل کارشناسان حوزه جغرافیای طبیعی و گردشگران بازدیدکننده از منطقه است که با استفاده از روش نمونه گیری غیرتصادفی هدفمند، ۱۵ کارشناس و ۳۰ گردشگر (در مجموع ۴۵ نفر) برای پاسخ گویی به پرسشنامه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه محقق ساخته، نقشه های زمین شناسی و توپوگرافی، و نرم افزار ArcGIS بود. تحلیل داده ها بر اساس مدل دینامیکی هادزیک و از طریق محاسبه سه شاخص اصلی شامل ارزش علمی، ارزش های مازاد و میزان آسیب پذیری ژئوسایت ها انجام گرفت. نتایج و یافته ها: نتایج نشان داد که توان ژئوتوریستی کوه آق داغ و رودخانه قزل اوزن به ترتیب با امتیاز 0076/73 و 303/64 توانمندی ژئوتوریستی بالایی نسبت به سایر ژئوسایت ها در این شهرستان دارند. هم چنین آبشار دیز با امتیاز 9839/38 ، آبگرم زاویه جعفرآباد 1518/38 و آبشار نوده با امتیاز 014/33 به ترتیب در رده های سوم تا پنجم قرار گرفته اند. کوه آق داغ از نظر ارزیابی کیفی در دسته "خیلی خوب" و رودخانه قزل اوزن در دسته "خوب" و سه ژئوسایت دیگر در دسته "متوسط" قرار گرفته اند. هم چنین بر اساس نتایج به دست آمده، مشخص شد که میزان آسیب پذیری رودخانه قزل اوزن با امتیاز 5/5 بیشتر از سایر ژئوسایت ها است، درحالی که کوه آق داغ با امتیاز 10 کمترین آسیب پذیری را نسبت به سایر ژئوسایت ها دارد. نتایج پژوهش نشان داد که ژئوسایت های هشتجین، به ویژه کوه آق داغ و رودخانه قزل اوزن، از پتانسیل بالایی برای توسعه ژئوتوریسم برخوردارند. با وجود مزایای ارزیابی به روش مدل دینامیکی، چالش هایی مانند ضعف زیرساخت ها و آسیب پذیری بالا در برخی مناطق نیازمند مدیریت هدفمند است. در همین راستا، راهکارهایی نظیر معرفی رسمی منطقه به عنوان یک ژئوسایت، مستندسازی دقیق، و طراحی مدل های بومی سازی شده پیشنهاد می شود.
تحلیل پراکنش کاربری های اراضی بر پایه عدالت فضایی و الگوی شهریادگیرنده (مورد مطالعه: شهر زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهریادگیرنده به عنوان یکی از استراتژی های نوین در برنامه ریزی شهری، با بهره گیری از مفهوم یادگیری مادام العمر، جوامع شهری را برای رویارویی با چنین چالش هایی مجهز می سازد. چنین رویکردی با محور قراردادن کاربری های یادگیرنده، مناسب ترین مدرسه برای تقویت یادگیری در شهرها می باشد. در همین راستا، پژوهش حاضر به بررسی و ارزیابی پراکنش کاربری های یادگیرنده از منظر عدالت فضایی برای تحقق رویکرد شهریادگیرنده در شهرزنجان اختصاص دارد؛ و هدف اصلی آن، پی بردن به تعادل و توازن فضایی در توزیع کاربری های یادگیرنده شهرزنجان، برای توسعه رویکرد شهریادگیرنده می باشد. روش پژوهش توصیفی–تحلیلی و نحوه گردآوری داده ها، کتابخانه ای-اسنادی است. جهت تجزیه و تحلیل یافته ها، از دو شاخص ظرفیت و عدالت اجتماعی در چارچوب مقایسه سرانه و سطوح مطلوب، تکنیک میانگین نزدیک ترین همسایگی و آنتروپی بهره گرفته شده است. نتایج حاصل از تجزیه وتحلیل نحوه توزیع کاربری های یادگیرنده در وضع موجود، حاکی از آن است که توزیع و پراکنش این کاربری ها در سطح شهر، به صورت متمرکز و خوشه ای بوده و با عدم تعادلات فضایی همراه است. به طوریکه اختلافات کمی و کیفی بسیار بالایی را میان مناطق سه گانه شهری به ویژه حواشی شرقی منطقه دو نشان می دهند. چنین مسئله ای توسعه رویکرد شهر یادگیرنده در شهرزنجان را با مشکل روبه رو ساخته و موجب تمرکز این خدمات در مرکز شهر و کمبود شان در نواحی پیرامونی شده است. به طوریکه نابرابری های عمیقی میان نواحی مسکونی شهر به وجود آمده است. در همین راستا نتایج تحقیق، پیشنهاداتی را جهت سازماندهی مجدد کاربری های یادگیرنده، به منظور برقراری رویکرد عدالت فضایی در سطح شهر، ارائه می دهد.
ارزیابی طرح تفصیلی شهر اردبیل بر اساس روش تلفیقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: امروزه طرح های توسعه ی شهری متعددی در راستای غلبه بر مشکلات و دست یابی به توسعه و پایداری شهرها تهیه و اجرا می گردد. طرح هایی که به نظر در محتوا و اجرا دارای مشکلات متعددی هستند و ضروری است با ارزیابی کمی-کیفی و شناسایی نقاط ضعف این طرح ها به ارائه ی طرح هایی واقع گرایانه، منعطف و اجرایی مبادرت نمود. هدف پژوهش: هدف پژوهش حاضر، ارزیابی طرح تفصیلی شهر اردبیل بر اساس روش تلفیقی است.روش شناسی تحقیق: پژوهش حاضر از نوع کاربری و به روش توصیفی تحلیلی است. جامعه آماری این پژوهش 10نفر از کارشناسان و مدیران مناطق شهری اردبیل و همچنین اعضای شورای این شهر است که با استفاده از روش گلوله برفی انتخاب شده اند. روش اصلی این پژوهش تلفیق روش فرایند تهیه و اجرای برنامه و طرح/فرایند/نتایج است که در راستای آن از مدل های PLS و SSIMو PESTLE استفاده شده است.قلمرو جغرافیایی پژوهش: قلمرو جغرافیایی این پژوهش شهر اردبیل است. یافته ها و بحث: یافته های پژوهش نشان می دهد که در معیار انطباق ضعف مدیریتی، عدم سازماندهی صحیح و عدم تخصیص بودجه کافی توسط دولت از دلایل عدم تحقق سرانه کاربریها است.در معیار انسجام درونی ایجاد پارکینگ در میادین مرکزی شهر و در اطراف منطقه مرکزی شهر بیشترین تاثیر و جلوگیری از رشد افقی شهر کمترین تاثیر را دارد. در معیار ارتباط هم اهداف بیست گانه طرح بیشتر در راستای اهداف جمعیتی و اجتماعی بوده و بخشی از آن به سوءمدیریت مربوط است. در معیار انسجام بیرونی با توجه به تحقیقات انجام شده اکثر تراکم های پیشنهادی محقق نشده است. معیار منابع مالی و انسانی نیز با توجه به شرایط ناپایدار اقتصادی شهرداری اردبیل، موفق نبوده است. عدم موفقیت معیار مشارکت در اجرای طرح و برنامه ریزی به علت اعتقاد برخی متخصصان به عدم دخالت مردم در طرح به دلیل نداشتن تخصص و مهارت علمی است. در ارتباط با معیار کاربست برنامه می توان گفت که این معیار به هیچ عنوان محقق نشده است و معضلات سیما و منظر شهری اردبیل از پیامد های آن بوده است. نتایج: نتایج تحقیق کمبود قدرت مدیریتی را در طی تهیه و اجرای طرح تفصیلی نشان می دهد.
تبیین تاب آوری کالبدی سکونتگاه های روستایی شهرستان املش در برابر زمین لغزش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: برآورد و بهبود تاب آوری نقاط روستایی نیز در کاهش اثرات مخاطرات طبیعی و دستیابی به توسعه پایدار بسیار مهم است. از جمله مخاطرات طبیعی که سکونتگاه های روستایی و جوامع محلی را تهدید می کند زمین لغزش است. بنابراین تعیین میزان تاب آوری سکونتگاهای روستایی در اراضی مستعد زمین لغزش می تواند شیوه ای مناسب برای کاهش اثرات این مخاطره در نواحی روستایی باشد.
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین میزان تاب آوری کالبدی سکونتگاه های روستایی شهرستان املش در برابر زمین لغزش است.
روش شناسی تحقیق: در این پژوهش میزان تاب آوری کالبدی 145 روستای شهرستان املش در برابر زمین لغزش به روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) تعیین و طبقه بندی گردید. برای این کار از 10 معیار به ترتیب اهمیت شیب، فاصله از گسل، کیفیت ابنیه، مواد و مصالح، عمر ساختمان، لرزه خیزی، زمین شناسی، جهت شیب، عرض معابر و ارتفاع استفاده شد.
قلمرو جغرافیایی پژوهش: قلمرو جغرافیایی این پژوهش، نواحی روستایی شهرستان املش است.
یافته ها: یافته ها نشان داد که روستاهای شهرستان املش از تاب آوری خیلی کم، کم، متوسط، زیاد و خیلی زیاد برخوردار هستند، بطوریکه از 145روستای این ناحیه به ترتیب 2، 23، 66، 52 و 1 روستا بین طیف تاب آوری خیلی کم تا خیلی زیاد قرار گرفتند. بنابراین 18/63 درصد روستاهای این شهرستان دارای تاب آوری متوسط به پایین و 82/36 درصد روستاها دارای تاب آوری زیاد و خیلی زیاد نسبت به مخاطره زمین لغزش هستند.
نتایج: بررسی میزان تاب آوری روستاها در سه ناحیه جلگه ای، کوهپایه ای و کوهستانی گواه آن است که تاب آوری متوسط به پایین در روستاهای ناحیه کوهپایه ای نسبت به دو ناحیه دیگر بیشتر بوده و سهم روستاهای با تاب آوری متوسط در هر سه ناحیه نسبت به سایر طبقات تاب آوری بالاتر است. علاوه بر این روستاهای با تاب آوری خیلی کم و کم بیشتر در نواحی کوهپایه ای و کوهستانی قرار داشته و نقش ارتفاع در کاهش میزان تاب آوری روستاها آشکار گردید.
شناخت عوامل تأثیرگذار بر شکل گیری استخوان بندی و سازمان دهی مسکن کپری در روستای بنگرو (قلعه گنج، کرمان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۸۸
۴۶-۳۱
حوزههای تخصصی:
هدف: در نواحی روستایی، مسکن سرپناه مهمی برای سکونت مردم بوده و وظایف دیگری ازجمله نگهداری دام، ذخیره محصولات تولیدشده و ایجاد مکان هایی برای فعالیت های اقتصادی را بر عهده دارد. جامعه روستایی به دلیل پایبندی به سنت ها و فرهنگ محلی، الگوی مسکن بومی را پذیرفته و آن را با توجه به شرایط جغرافیایی خود اجرا می کند. در روستاهای کپری، الگوهای متنوعی از ساخت وجود دارد که حوزه های زیستی، جمعی، خدماتی و معیشتی را سازمان دهی می کند. طراحی مسکن روستایی نیازمند درک دقیق از حوزه های زندگی مردم، توجه به استحکام سازه در برابر شرایط طبیعی و انسانی، و سازگاری با محیط زیست است. روش پژوهش: پژوهش حاضر به دنبال شناخت عوامل تأثیرگذار بر شکل گیری استخوان بندی و سازمان دهی مسکن در روستای کپری بنگرو به روش کیفی بوده است و در تحلیل داده ها از شیوه توصیفی-تحلیلی بهره برده است. بدین منظور به بررسی استخوان بندی و سازمان دهی ایجادشده توسط ساکنان با دخل و تصرف در روابط کپرهای توپی ساخته شده در طرح بهسازی این روستا، پرداخته شد. یافته ها: نتایج نشان دهنده وجود چهار نوع کلی چیدمان کپرها تحت تأثیر شیوه زندگی و معیشت ساکنان در مجموعه های سکونتی روستا بوده که در قالب یک استخوان بندی خطی تحت تأثیر عوامل اقلیمی و توپوگرافی سازمان دهی شده است. نگاه موشکافانه به این الگوها نشان می دهد، در طرح بهسازی سکونتگاه های روستایی، باید به مسائل اقلیمی، اجتماعی و الگوهای جمعی که در میراث معماری کهن ساکنان نهفته است، در کنار تجارب پیشرفت تکنولوژی دوره مدرن توجه داشت. نتیجه گیری: بررسی توپ های بهسازی شده و تغییرات پس از ساخت آن نمایانگر این حقیقت بود که کپرهای بومی علاوه بر فرم، پتانسیل های بررسی نشده دیگری نیز در خود نهفته دارد که می تواند جهت ارائه الگوی ساخت برای واحدهای مسکونی مدرن و مطابق با نیازهای ساکنان راهگشا باشد، که علاوه بر توانایی بهتر در همگام شدن با اقلیم و کاهش مصرف انرژی می تواند گامی مؤثر در حفظ فرهنگ بومی و حافظه اجتماعی ساکنان خود باشد.
ضد شکنندگی، چارچوبی جدید برای مدیریت سیستم اکولوژیکی اجتماعی آب های زیرزمینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مخاطرات محیط طبیعی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳۹
61 - 74
حوزههای تخصصی:
مدیریت آب زیرزمینی برای پایداری خدمات آب از اهمیت بالایی برخوردار است. روش های بسیاری برای مدیریت آب های زیرزمینی استفاده شده است. تاکنون هیچ مطالعه ای در مورد ضد شکنندگی سیستم اجتماعی-اکولوژیکی (SES) آب های زیرزمینی انجام نشده است. ضد شکنندگی سیستم به فرآیندی اطلاق می شود که سیستم از پویایی ها و رویدادهای داخلی و خارجی خوشش می آید زیرا از اختلالات بهره می برد و خدمات خود را بهبود می بخشد. بنابراین هدف پژوهش حاضر ارائه یک چارچوب مفهومی برای مدیریت اجتماعی-اکولوژیکی آب های زیرزمینی است. روش تحقیق بدین شرح است: ابتدا سیستم اجتماعی اکولوژیکی حفاظت از آبهای زیرزمینی و شکنندگی بر اساس اصول موجود تعریف شد. سپس دو مدل ضد شکنندگی و بوم شناسی اجتماعی طالب با استفاده از مفهوم انتقال به هم ارتباط داده شدند. نتایج بحث در مورد رابطه بین دو مدل، نقاط ضعف مرتبط با عدم افشای دقیق افزونگی ضد شکنندگی آب های زیرزمینی را در برابر اختلالات برجسته کرد. در نهایت، یک مدل سازگار اجتماعی-اکولوژیکی ضدشکننده با یک هدف، سه گونه و سه مرحله در سیستم آب زیرزمینی ساخته شد. هدف شامل: حذف اثرات منفی اختلالات و خطرات در سیستم آب زیرزمینی، از جمله روش ها. مراحل انتقال انرژی، انتقال عملکرد و طراحی عنصر شامل: (1) تعیین اثرات اختلال به جای خود اختلال و خطرات، (2) تدوین خط مشی انتقال، و (3) اجرای خط مشی. این مقاله نه تنها ادبیات مدیریت آب های زیرزمینی را گسترش می دهد، بلکه چارچوب مناسبی را برای سیاست گذاران و مدیران آب فراهم می کند و می تواند در برنامه ریزی و مدیریت آب های زیرزمینی مفید باشد.
پیشران ها و عوامل موثر بر ارتقاء تعاملات اجتماعی در فضاهای عمومی شهری (نمونه مطالعاتی: منطقه 10 شهرداری تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و برنامه ریزی سال ۲۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۸۹
208 - 183
حوزههای تخصصی:
قابلیت جذب مردم توسط فضاهای عمومی سبب شده تا از این گونه فضاها بعنوان ظرفی برای شکلگیری سرمایه اجتماعی یاد شود، همچنین ارتباط دو سویه فضاهای عمومی شهری و تعاملات اجتماعی انکار ناپذیر است و فضاهای عمومی منجر به شکلگیری تعاملات اجتماعی شده و وجود تعاملات اجتماعی موجب موفقیت فضاهای عمومی میگردد، این مسئله خود اهمیت فضاهای عمومی موفق را دوچندان میکند.در همین راستا،این پژوهش کاربردی با راهبرد توصیفی- پیمایشی به بررسی عوامل موثر بر ارتقای تعاملات اجتماعی و شناسایی پیشرانهای کلیدی موثر بر آنها در فضاهای عمومی شهری منطقه 10 شهرداری تهران میپردازد که در آن مفاهیم مرتبط با فضاهای شهری و تعاملات اجتماعی بررسی و عوامل موثر بر ارتقای تعاملات اجتماعی در فضاهای عمومی در 4 بعد عملکرد و فعالیت، کیفیات کالبدی- فضایی، زیست محیطی، معنایی و در 12مولفه و 60 شاخص طبقه بندی میشوند. این شاخصها با توجه به نمونه موردی خاص شده و پس از آن با تکنیک دلفی و روش تحلیل اثرات متقابل و نرم افزار میک مک،10پیشران کلیدی زمین بازی و مکان اوقات فراغت کودکان، مجموعه های تفریحی و اوقات فراغت، فضاهای مکث و نشستن، وجود افراد در گروه ها و رده های سنی و جنسی مختلف و میزان پاسخگویی به حضور آنان، وجود مبلمان مناسب جهت نشستن و گفت و گو، دسترسی به مسیرهای پیاده و دوچرخه، وجود کاربریها و فعالیتهای متنوع شبانه روزی، خاطره انگیزی و تجربه های به یاد ماندنی، وجود دسترسی و امکانات و مبلمان مخصوص پیاده، توجه به اقلیم امکان استراحت و آسایش معرفی میگردند. سپس دسته های 5 گانه فضاهای عمومی منطقه؛ بوستان واحد همسایگی،محله ای،ناحیه و منطقه ای، فضاهای مذهبی و راسته تجاری طبق روش لیکرت، امتیازدهی شده که میتوان گفت با وجود کمبودهای کمی و کیفی موجود،اما بوستانهای ناحیه و منطقه ای نسبت به سایر فضاهای شهری منطقه وضعیت بهتری در راستای ارتقای تعاملات اجتماعی دارند.
ظرفیت های مشارکت شهروندان تهرانی در توسعه شهری با تاکید بر هوشمندسازی فرایندها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش و برنامه ریزی شهری سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۶
107 - 118
حوزههای تخصصی:
هدف از مطالعه حاضر بررسی نقش هوشمندسازی فضاهای شهری بر روی مشارکت شهروندی در ایران و به خصوص در کلانشهر تهران بود. شهرهای هوشمند، شهرهایی است که از شبکه اینترنت و وب برای ارائه خدمات متنوع و جامع به شهروندان در زمینه های مختلف بیشترین استفاده را می کنند. ایجاد چنین شهری تأثیرات بسیاری را در زمینه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی به دنبال خواهد داشت. انتظار می رود با هوشمند شدن شهرها، مشارکت شهروندان در امور شهرسازی و مدیریت شهری ارتقاء یابد. بررسی تاثیر هوشمندسازی شهری بر مشارکت دارای اهمیت بسزایی است زیرا مفهوم مشارکت در همه جای دنیا بعنوان مفهوم پایه ای در ادبیات شهرسازی مطرح است. این موضوع در کلانشهرهای کشورهای درحال توسعه مانند ایران که تحولات اجتماعی همچون مشارکت شهروندی را به سرعت طی می کنند حائز اهمیت است. بویژه در شهری چون تهران که میزان مشارکت تا نقطه مطلوب، فاصله زیادی دارد. مسأله آن است که هوشمندسازی شهرها بر روی مشارکت چه تأثیری دارد و آینده مشارکت شهروندان در شهرهای هوشمند و پویا، چگونه خواهد بود؟ پژوهش به شیوه توصیفی- تحلیلی، ضمن استفاده از روش ها و ابزارهای مطالعاات اسنادی در بخش مبانی نظری و پیشنه های پژوهشی و سپس بر پایه راهبرد پیمایش (پرسشنامه شهروندان به تعداد385 نفر در تهران)، سعی نمود نسبت به گردآوری داده ها و سپس تجزیه و تحلیل آنها (با نرم افزار SPSS) اقدام نماید. نتایج نشان دهنده تأیید گزاره های پژوهش است، زیرا نمره گزاره ها از حداقل قابل قبول (3.1) بالاتر و انحراف معیار نیز تقریبا در همه موارد، زیر 1 بوده است. همچنین آزمون تی تک نمونه ای با توجه به سطح معنی داری (sig) زیر 0.05 نشان از تأیید گزاره ها داشت.
تبیین ارتباط کیفیت زندگی شهری و هویت فرهنگی ساکنان منطقه 3 شهر اصفهان با استفاده از مدل معادلات ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
164 - 181
حوزههای تخصصی:
مقدمه: افزایش جمعیت شهری به همراه خود مسائلی همچون افزایش تراکم ترافیک، آلودگی هوا، افزایش نیاز به خدمات شهری، افزایش نیاز به تفریح و موارد دیگر دارد. به بیان دیگر، شهر ها همراه با رشد و توسعه با چالش حفظ کیفیت زندگی شهری روبه رو می شوند. از طرفی، علاوه بر افزایش جمعیت در شهرها، روند جهانی شدن به کم رنگ و مبهم شدن هویت فرهنگی در شهرها منجر شده است. این موضوع به ویژه در شهرهای تاریخی به عنوان یک مسئله مطرح است، چراکه از بین رفتن هویت فرهنگی در این شهرها می تواند اثرات نامناسب بر ارزش های تاریخی فرهنگی بگذارد. شهر اصفهان که به عنوان یک شهر تاریخی فرهنگی در سطح جهانی شهرت دارد نیز با مسئله کاهش کیفیت زندگی شهری و مبهم بودن هویت فرهنگی روبه رو شده است. این مسئله به صورت خاص در منطقه 3 شهر اصفهان به عنوان منطقه تاریخی و دارای ارزش های هویتی و تاریخی اهمیت و ضرورت دارد. با این وجود، نوع ارتباط کیفیت زندگی شهری و هویت فرهنگی در شهر اصفهان وضعیت مبهمی دارد. بنابراین، این پژوهش به دنبال روشن ساختن ارتباط کیفیت زندگی شهری و هویت فرهنگی ساکنان منطقه 3 شهر اصفهان با بهره گیری از مدل معادلات ساختاری است تا بتوان علاوه بر حفظ و تقویت هویت فرهنگی، کیفیت زندگی شهری را نیز ارتقا داد. مواد و روش هااین پژوهش از نوع توصیفی تحلیلی و از نظر هدف، کاربردی است. به منظور جمع آوری داده ها از روش های مطالعه کتابخانه ای، پیمایش میدانی، توزیع پرسشنامه شهروندی و مصاحبه شهروندی استفاده شده است. جامعه آماری ساکنان منطقه 3 شهر اصفهان بوده و به منظور تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران با اطمینان 95 درصد استفاده شد. بنابراین، حجم نمونه به میزان 384 تعیین و برای دو مفهوم کیفیت زندگی شهری و هویت فرهنگی پرسشنامه جداگانه طراحی و توزیع شد. برای کیفیت زندگی شهری 13 گویه و برای هویت فرهنگی 32 گویه در 5 بعد هویت تاریخی و آداب و رسوم هویت خانوادگی و شخصی هویت مذهبی هویت ملی ویژگی های تمدنی (زبان، علم، هنر) در نظر گرفته شد. در پژوهش حاضر دو فرضیه مطرح شد. فرضیه اول اثرگذاری معنادار هویت فرهنگی بر کیفیت زندگی شهری و فرضیه دوم، اثرگذاری معنادار کیفیت زندگی شهری بر هویت فرهنگی بوده که با بهره گیری از نرم افزار Smart PLS و طراحی معادلات ساختاری دو فرضیه بررسی شد.یافته هادر رابطه با فرضیه اول (اثرگذاری معنادار هویت فرهنگی بر کیفیت زندگی شهری) مقدار R2 برابر با 0/541 به دست آمد که به معنای اثرگذاری هویت فرهنگی بر کیفیت زندگی شهری است. از طرفی، نتایج داده آماری F2 و میزان تأثیر مستقیم نشان داد تنها دو بعد هویت فرهنگی شامل (هویت تاریخی و آداب و رسوم با 0/451 F2 و تأثیر مستقیم 0/621) و (هویت ملی با F2 0/109 و تأثیر مستقیم 0/420) دارای تأثیر معنادار بر کیفیت زندگی شهری است، اما تأثیر سایر ابعاد تأیید نشد. بنابراین، در مجموع برای فرضیه اول یافته ها نشان دادند هویت فرهنگی دارای اثر محدود بر کیفیت زندگی شهری است. در رابطه با فرضیه دوم (اثرگذاری معنادار کیفیت زندگی شهری بر هویت فرهنگی) یافته ها نشان داد کیفیت زندگی شهری بر هویت فرهنگی تأثیر قابل توجه دارد. مقدار R2 - F2 و تأثیر مستقیم برای 4 بعد هویت فرهنگی نشان دهنده اثرگذاری قابل توجه کیفیت زندگی شهری بر ابعاد هویت فرهنگی دارد. در ادامه، پس از تعمیم نتایج نمونه آماری به کل جامعه با استفاده از ابزار Bootstrapping، مقدار t-value نیز نشان دهنده وجود ارتباط معنادار میان هویت فرهنگی و کیفیت زندگی شهری در منطقه 3 شهر اصفهان بوده است.نتیجه گیرینتایج معادلات ساختاری نشان داد کیفیت زندگی شهری بر 4 بعد هویت تاریخی و آداب و رسوم، هویت خانوادگی و شخصی، هویت مذهبی و هویت ملی دارای اثرگذاری بالا و معنادار است. بنابراین، از این پژوهش این نتیجه به دست می آید که با ارتقای کیفیت زندگی شهری می توان هویت فرهنگی را حفظ و تقویت کرد. همچنین، این نتیجه در رابطه با منطقه 3 شهر اصفهان به دست آمده که تغییرات کالبدی، و سیاست های اجتماعی اقتصادی و برنامه های شهری بر شکل گیری هویت خانوادگی و شخصی، هویت مذهبی و هویت ملی تأثیردارد. نتایج این پژوهش نشان داد در منطقه 3 شهر اصفهان هویت ملی و هویت خانوادگی و شخصی به دلیل بافت بومی منطقه و وجود آثار تاریخی با شهرت جهانی، بیشترین اثر را از وضعیت کیفیت زندگی شهری می گیرد. بنابراین، پیشنهاد هایی در زمینه های حمل ونقل شهری، رویدادمداری و فعال سازی پتانسیل های تاریخی فرهنگی در راستای ارتقای کیفیت زندگی شهری با در نظر گرفتن حفظ و افزایش هویت فرهنگی در منطقه 3 شهر اصفهان ارائه شد.
گردشگری پایدار و دوگانه طبیعت و ورزش؛ تدوین راهبردهای توسعه گردشگری استان کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه پایدار شهری سال ۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱۷
1 - 19
حوزههای تخصصی:
امروزه، با شتابی که تاریخ شاهد آن نبوده است، گردشگری به یکی از عریض ترین و رنگین ترین نظام های صنعتی بدل شده و در مسیری دوربرد و راهبردی، به ایجاد تغییرات شگرف اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی همت گماشته است. ویژگی های طبیعی استان کرمانشاه حاکی از ظرفیتی سرشار است. گردشگری می تواند در قامت یک قوام بخش در عرصه فرهنگی و اجتماعی درخشیده تا با آمیزه ای از فرهنگ، هیجان و فعالیت های ورزشی، گردشگران و سرمایه را به سوی استان رهنمون سازد. این پژوهش ضمن در نظرگیری رونق اقتصاد و فرصت های شغلی جامعه محلی، مشخص می کند که توانایی ها و محدودیت های توسعه گردشگری طبیعی - ورزشی استان کرمانشاه چیست؟ و به دنبال این هدف است که راهبردهای توسعه گردشگری طبیعی - ورزشی استان کرمانشاه را ارائه دهد و مؤثرترین آن ها جهت نیل به هدف را شناسایی کند. پژوهش حاضر به جهت روش آمیخته، از جهت هدف توسعه ای - کاربردی، ازلحاظ ماهیت پیمایشی - اکتشافی و به لحاظ زمان مقطعی است. به منظور جمع آوری داده ها از روش های کتابخانه ای و پیمایشی و جهت تحلیل داده ها از دو روش SWOT و QSPM و برای نمونه گیری از روش گلوله برفی استفاده شد. نتیجه یافته های پژوهش نشان دهنده موقعیت گردشگری طبیعی - ورزشی استان کرمانشاه در بخش راهبردهای بازنگری یا تدافعی (WT) است و بر این اساس «ایجاد هماهنگی بین نهادهای مختلف دولت و برگزارکنندگان رویدادهای ورزشی جهت ارتقا کیفیت خدمات عمومی در مکان های گردشگری ورزشی به ویژه مراکز ورزش های هوایی» در اولویت نخست و «بازبینی دولت در برنامه ریزی و حمایت از بخش خصوصی و...» و «حمایت دولت از توسعه متقابل گردشگری و ورزش با برگزاری دوره های آموزشی...» و «آموزش و استفاده از کارشناسان در نهادها و ادارات مرتبط با گردشگری...» در اولویت های بعد قرار گرفتند.
زمینه ها و پیامدهای زباله گردی: مطالعه درباره زباله گردی کودکان در محیط جغرافیایی شهر تهران و حومه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کودکان در شهر تهران به اشکال مختلفی از کارها ازجمله زباله گردی به مثابه یکی از بدترین شکل کار کودکان مشغول اند. زباله گردی کودکان در حالی در شهر تهران رایج است که این کار آسیب های زیادی را برای کودکان به همراه دارد و برخلاف بسیاری از قوانین و آیین نامه های مصوب کشوری و شهری است. هدف این پژوهش مطالعه زمینه های و پیامدهای زباله گردی کودکان در شهر تهران و ارائه نظریه ای در این زمینه است. بر این مبنا از روش نظریه زمینه ای استفاده شده و برای گردآوری داده ها از فنون مصاحبه و مشاهده برمبنای روش نمونه گیری هدفمند و نظری استفاده شده است. همچنین از به منظور ساخت نظریه اسناد و منابع این حوزه نیز مرور شده است. جامعه مطالعه پژوهش کودکان زباله گرد و سایر زباله گردها هستند. به منظور تحلیل یافته ها از روش کدگذاری سه مرحله ای بر مبنای الگوی اشتراوس و کربین استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد سه زمینه اقتصادی همچون فقر و اقتصاد زباله؛ اجتماعی-فرهنگی در قالب زمینه های خانوادگی و شبکه های اجتماعی و زمینه سیاستی همچون قوانین و شیوه های مدیریت زباله منجر به زباله گردی کودکان شده است. زباله گردها کار در قالب شبکه های اجتماعی همچون شبکه های خانوادگی شان انجام می دهند. مناسبات کاری آن ها استثمارگونه است و شرایط کار و زندگی شان زمینه های آسیب پذیری آنان را فراهم و در اجتماعی شدن مؤثر آنان اختلال به وجود آورده است. حذف زباله گردی کودکان در تهران مستلزم مجموعه از مداخلات سیاستی در کشور افغانستان و مدیریت جمع آوری زباله ها در شهر تهران است که همین منظور پیشنهادهایی ارائه شده است.
پیش بینی فرایند توسعه و تکامل سیمای شهری از طریق مدیریت تبلیغات شهری با در نظرگیری نقش مشارکت و مسئولیت پذیری اجتماعی شهروندان در شهر بوشهر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش از نظر هدف از نوع تحقیقات کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها توصیفی-پیمایشی است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ای است. جامعه آماری در این پژوهش شامل کلیه کارکنان سازمان تبلیغات اسلامی، شهرداری بوشهر، استانداری بوشهر و همچنین شرکتهای فعال در حوزه تبلیغات شهری و همچنین شرکتهای عمرانی فعال در حوزه سیمای شهری نظیر شرکتهای پیمانکاری در سال 1403 فعال در زمینه تبلیغات و مدیریت شهری به صورت احتمالی ساده در نظر گرفته شدند که با استفاده از فرمول کوکران از بین 2980 نفر تعداد 340 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. آزمون فرضیه های پژوهش با استفاده از نرم افزارهای SPSS 26 و Smart PLS 4 انجام شد و نتایج نشان داد که مشارکت و مسئولیت پذیری اجتماعی شهروندان با مدیریت تبلیغات شهری و توسعه و تکامل سیمای شهر بوشهر رابطه معنی دار دارد و همچنین رابطه بین مشارکت اجتماعی شهروندان با مدیریت تبلیغات شهری و توسعه و تکامل سیمای شهر بوشهر با ضریب مسیر مشارکتهای اجتماعی بر دو متغیر مدیریت تبلیغات شهری و الگوهای توسعه و تکامل سیمای شهری به ترتیب برابر 0.503 و 0.167 با احتمال 95 درصد تایید کرد. در ادامه نیز مشخص شد که رابطه بین مسئولیت پذیری اجتماعی شهروندان با مدیریت تبلیغات شهری و توسعه و تکامل سیمای شهر بوشهر با ضریب مسیر ب 0.133 و 0.979 برای دو متغیر مدیریت تبلیغات شهری و الگوهای توسعه و تکامل سیمای شهری با احتمال 95 درصد تایید شد.
الگوی فضایی- زمانی رفتار گردشگران (مورد مطالعه: مقاله های مبتنی بر کلان داده ها)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و توسعه سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۴۰)
70 - 91
حوزههای تخصصی:
رفتار گردشگران نشان دهنده ترجیحات، خصوصیات روحی، تصمیمات و نگرش آن هاست که ابتدا در ذهن شکل می گیرد و سپس در قالب حرکات فیزیکی نمایان می شود. برای شناسایی رفتار گردشگران، بررسی تحرکات آنان در طول زمان اجتناب ناپذیر است. بنابراین، هدف این مقاله ارائه الگویی برای تبیین ویژگی های رفتار گردشگران و عوامل تأثیرگذار در رفتار آنان براساس تحرکاتشان در بعد زمان و با استفاده از داده های مبتنی بر کلان داده ها است. این پژوهش از حیث هدف توسعه ای بنیادی و از نظر رویکرد استقرایی است و در قالب پژوهش کیفی و راهبرد فراترکیب انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل مقالات، کتب و رساله های منتشرشده در پایگاه های داده معتبر خارجی و داخلی در بازه زمانی 2000 تا 2024 است. پس از سه مرحله غربالگری، 78 مقاله با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده است. داده های کیفی حاصل از این مقالات با استفاده از یادداشت برداری جمع آوری و سپس با نرم افزار مکس کیو دی ای (MAX QDA) و به صورت دستی کدگذاری و مقوله بندی شده است. درنهایت، الگوی رفتار فضایی زمانی گردشگران در پنج مقوله رفتار فضایی، رفتار زمانی، متغیرهای توصیف کننده گردشگر، درک و انتخاب مقصد و نوآوری ارائه شده است. الگوی پیشنهادشده به توسعه و گسترش ادبیات پژوهش در زمینه مدل های رفتار گردشگران کمک خواهد کرد.
الگوی فضایی میزان تاب آوری کالبدی سکونتگاه های روستایی شهرستان املش در برابر زمین لغزش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۵۷)
32 - 53
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش میزان تاب آوری کالبدی سکونتگاه های روستایی شهرستان املش در برابر زمین لغزش به سه روش تحلیل سلسله مراتبی، جمع وزنی و شاخص هم پوشانی بررسی شد و سپس با استفاده از شاخص های آمار مکانی، الگوی فضایی میزان تاب آوری روستاها تعیین گردید. بدین منظور از 10 معیار شیب، فاصله از گسل، کیفیت ابنیه، مواد و مصالح، عمر ساختمان، لرزه خیزی، زمین شناسی، جهت شیب، عرض معابر و ارتفاع به ترتیب اهمیت استفاده شد. همچنین از دو روش آماره I موران محلی و تحلیل نقاط داغ (G* گتیس-اورد) برای شناسایی الگوها استفاده شد. نتایج نشان داد که میزان تاب آوری کالبدی سکونتگاه های روستایی در مقابل زمین لغزش بین تاب آوری خیلی کم تا خیلی زیاد متغیر بوده و روستاهای با تاب آوری خیلی بالا در محدوده شمال شرقی و روستاهای با تاب آوری خیلی پایین در محدوده شمال غربی و در بخش جلگه ای و کوهپایه ای شهرستان املش قرار دارند. در ناحیه کوهستانی شهرستان نیز روستاهای با تاب آوری کم و متوسط در هر سه مدل موردبررسی قابل مشاهده بودند. در این راستا نتایج آماره I موران محلی بیانگر وجود خوشه بالا - بالا (HH) و پایین - پایین (LL) در شمال شرقی و شمال غربی ناحیه موردمطالعه است که این الگوها در روستاهای ناحیه جلگه ای و کوهپایه ای نیز پدیدار شده اند. همچنین وجود نقاط داغ گرم و سرد در شمال شرق و شمال غرب شهرستان به اثبات رسیده و با 3 انحراف معیار مثبت و منفی در سطح اطمینان 99 درصد در ناحیه جلگه ای و کوهپایه ای نمایان شده اند. اکثر روستاهای شهرستان دارای تاب آوری متوسط نسبت به پدیده زمین لغزش بوده و رفتار تصادفی آن ها توسط دو آماره I موران محلی و تحلیل نقاط داغ مورد تأیید قرار گرفت. درمجموع نقاط روستاهای با تاب آوری بالا و پایین با الگوی خوشه ای بالا - بالا و پایین - پایین I موران محلی و نقاط داغ و سرد G* گتیس-اورد در هر سه مدل تحلیل سلسله مراتبی، جمع وزنی و شاخص هم پوشانی منطبق بودند.
مطالعات خانه های دوم در ایران: مروری نظام مند بر وضعیت ساختاری و محتوایی مقاله های علمی- پژوهشی و ارائه مسیرهای پژوهشی آتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روستایی دوره ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۵۷)
72 - 93
حوزههای تخصصی:
امروزه خانه دوم به یک سبک زندگی رایج در اغلب نقاط جهان تبدیل شده است. با گذشت بیش از دو دهه از سوابق پژوهشی در ایران و پراکندگی ادبیات موضوعی، تاکنون مروری بر مطالعات خانه دوم صورت نگرفته است. هدف این پژوهش، مرور و تحلیل مقالات علمی-پژوهشی در حوزه خانه دوم در ایران در چهارچوب ساختاری و محتوایی به منظور ارزیابی جایگاه علمی کشور در مقایسه با دانش جهانی، آشکارسازی خلأهای تحقیقاتی و تشخیص اولویت های مطالعاتی آتی است. بدین منظور با روش مرور نظام مند، 87 مقاله داخلی شناسایی و با روش تحلیل محتوا و نرم افزار مکس کیودا مقوله بندی شدند. همچنین به منظور مقایسه تطبیقی مطالعات داخلی با دانش جهانی، 154 مقاله بین المللی، با تکنیک هم رخدادی واژگان در نرم افزار وی.او.اس ویوئر تحلیل شدند. نتایج نشان داد که مطالعات داخلی فاقد رویکرد بین رشته ای است. طبقه بندی موضوعی مطالعات بیانگر توجه بیشتر پژوهشگران به توصیف فضای بازتولیدشده در سطح عینیت، تسلط نگرش پیامدمحور و کم توجهی به سطح علّی - تبیینی است. ارزیابی روش شناسی مطالعات نمایانگر حاکمیت پوزیتیویستی در ادبیات داخلی است. متون بین المللی مشابه دانش داخلی بر چیرگی تفکر پیامدمحور تأکید می کنند و برخلاف مطالعات داخلی، بر رویکرد کیفی و ادراک ذهنی کنشگران بیشتر متمرکز شده اند. تحقیقات آتی مستلزم گسترش دامنه جغرافیایی و توجه به مقیاس شهر و حومه، تولید دانش با رویکرد بین رشته ای، تمرکز بیشتر بر روش های کیفی و آمیخته، تبیین نیروهای علّی با در نظر گرفتن تمامی ذی نفعان و همچنین مطالعات عمیق و چندسطحی است. دستاوردهای این پژوهش به دلیل آشکارسازی جایگاه فعلی دانش و پیشنهاد چشم اندازهای پژوهشی می تواند برای پژوهشگران و سیاست گذاران مفید باشد.