کاوشی انتقادی در امکان عبور از نظم دولت – ملت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
واکاوی دگردیسی های حاکم بر سپهر بین الملل مبین آن است که انگاره ی دولت-ملت در مقامِ چارچوب سنتی انتظام بخش سیاسی، تحت تأثیرِ تکانه های اقلیمی، جهش های فناورانه و بازتعریف تعلقاتِ هویتی، با فرسایش ساختاری و استهلاک نهادی مواجه گردیده است. بر این مبنا، ماهیت برساخته ی نظمِ تاریخی مزبور در تلاقی با چالش های نوپدید آشکار گشته و کارآمدی ارکانِ پیشین آن، مشتمل بر قطعیت مرزی، همگنی هویتی و تفوق حاکمیتی، در مسیر ساماندهی مطلوب زیست جمعی مخدوش به نظر می رسد. همچنین، غلبه ی جریان های سیال ارتباطی و تکوین سوژه هایِ فراملی، بازنگری رادیکال در گره گاه های قدرت، سرزمین و تعلق را ناگزیر ساخته و عبور از الگوی وستفالیایی را به فرآیندی چندوجهی بدل نموده است که به طور هم زمان پتانسیل بروز بی ثباتی و بازتولید سویه های نوین اقتدارگرایی را در بطن خود دارد. به موجب آن، پی افکنی الگوهای مشروعیت بخش جایگزین جهت ممانعت از ایجاد گسست های مخرب سیاسی، محتاج عزم نظری منسجم و تخیل سیاسی جهت بازآراییِ پیوند میان انسان و فضا در قالبی مشارکتی است، به گونه ای که صورت بندی های نوین قدرت، به جای استمرار الگوهایِ تبعیض آمیز، موجد امکاناتی برای همبستگی جهانی و پایداری محیطی گردند.