بنیان های ژئوپلیتیکی و منطق دوگانه در سیاست خارجی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی نقش و جایگاه بنیان های ژئوپلیتیکی در شکل دهی به سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در دوره زمانی ۱۳۷۹ تا ۱۴۰4 می پردازد و تلاش دارد تا با نگاهی تحلیلی، چالش های ناشی از تداوم استفاده از مؤلفه های ثابت ژئوپلیتیکی را در بستری از تحولات نوین منطقه ای و جهانی واکاوی کند. مؤلفه هایی نظیر موقعیت جغرافیایی استراتژیک ایران در چهارراه آسیای جنوب غربی، منابع عظیم انرژی (نفت و گاز)، توانمندی های دفاعی و بازدارندگی نظامی، و نفوذ منطقه ای از طریق حمایت از محور مقاومت، در طی دو دهه گذشته، ابزارهای اصلی قدرت ژئوپلیتیکی جمهوری اسلامی بوده اند که در راهبردهای سیاست خارجی به طور مکرر و تقریباً بدون نوآوری مورداستفاده قرار گرفته اند. اگرچه این مؤلفه ها در مقاطع مختلف موجب تقویت نقش ایران در موازنه های منطقه ای شده اند، اما تکیه مفرط و انحصاری بر آن ها در کنار غفلت از مؤلفه های مکمل همچون ژئواکونومی، دیپلماسی چندجانبه، و ظرفیت های نرم افزاری قدرت، منجر به شکل گیری نوعی وابستگی ژئوپلیتیکی ساختاری شده است. این وابستگی، توان کشور را برای انطباق با نظم نوظهور بین المللی کاهش داده و کشور را در برابر تحولات پویای منطقه ای از جمله بحران اوکراین، جابه جایی مسیرهای انرژی جهانی، تغییرات در بازارهای بین المللی، و تحولات ژئواستراتژیک در قفقاز جنوبی به ویژه پروژه دالان زنگه زور آسیب پذیر ساخته است. پژوهش حاضر با بهره گیری از رویکرد کیفی و روش توصیفی - تحلیلی، بر پایه تحلیل محتوای منابع مکتوب، داده های رسمی و مطالعات سیاستی، تلاش دارد ضمن شناسایی نقاط ضعف و محدودیت های کنونی، بر ضرورت بازتعریف بنیان های قدرت ژئوپلیتیکی ایران تأکید کند.