مطالب مرتبط با کلیدواژه
۳۶۱.
۳۶۲.
۳۶۳.
۳۶۴.
۳۶۵.
۳۶۶.
۳۶۷.
۳۶۸.
۳۶۹.
۳۷۰.
۳۷۱.
۳۷۲.
۳۷۳.
۳۷۴.
۳۷۵.
۳۷۶.
۳۷۷.
۳۷۸.
۳۷۹.
۳۸۰.
طبیعت
منبع:
اندیشه نوین دینی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۹
۹۴-۷۳
حوزههای تخصصی:
نظریه کوانتوم باعث درک متفاوت انسان از فرایندهای فیزیکی است. مطابق آموزه های فیزیک جدید در موارد مهمی، قابلیت اظهار نظر درباره پرسشهای فلسفی همچون نحوه فاعلیت الهی وجود دارد. مساله اصلی این پژوهش بررسی و تطبیق پاسخ حکمت متعالیه و آموزه های فیزیک کوانتوم در خصوص فاعلیت الهی و نحوه تبیین مداخله خداوند در طبیعت می باشد. روش پژوهش به صورت توصیفی تحلیلی و با هدف مقایسه به گونه مطالعه کیفی صورت گرفته است. یافته ها نشان می دهد تعابیر برآمده از فیزیک کوانتوم پاسخ به نحوه مداخله خداوند در طبیعت بر اساس مفهوم حرکت جوهری در حکمت متعالیه را به عنوان طرحی از تغییرات ذاتی و پیوسته در موجودات تایید می کند. نحوه چینیش ذرات، وظایف و نقشهای هر نوع از ذرات بنیادین به پیدایش و تحول در طبیعت به صورت خلقت اولیه، وابستگی وجودی، سیر صعودی و ... منجر می شود. نتیجه این نوع مطالعات تطبیقی به گسترش فهم وجود و تغییر در جهان کمک کرده و فضای جدیدی برای تعامل فلسفه و علم فراهم می آورد.
بررسی رابطه بین توسعه گردشگری و اشتغال زایی در مناطق روستایی اورامان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سیاست گذاری و برنامه ریزی مطلوب مقاصد گردشگری روستایی، مستلزم شناخت و ارزیابی وضع موجود است. پژوهش حاضر، ابتدا به بررسی و تحلیل توسعه گردشگری در روستاهای منطقه اورامان استان کردستان پرداخته و سپس با ارزیابی وضعیت اشتغال زایی گردشگری در این منطقه روستایی، رابطه بین این دو متغیر را براساس زمینه های غالب گردشگری مورد تحلیل قرار داده است. جامعه آماری، ساکنین 30 روستای شهرستان های سروآباد و کامیاران بودند. متغیر «توسعه گردشگری روستایی»، در سطح روستا سنجیده شد و برای این منظور با طراحی کاربرگ جامعی، داده های مورد نیاز پیرامون موقعیت روستاها، زیرساخت های عمومی مورد نیاز و تسهیلات تخصصی پشتیبان گردشگری، انواع جاذبه ها و میراث ملموس و ناملموس موجود و قابل بهره برداری، محصولات و رویدادهای گردشگری در روستاهای مورد مطالعه، از طریق مصاحبه با مدیران محلی گردآوری شد. با انتخاب نمونه ای به حجم 300 نفر، ابعاد و مؤلفه های متغیر «اشتغال زایی گردشگری روستایی» نیز با طراحی و اعتبارسنجی پرسش نامه دیگری در سطح افراد مورد سنجش قرار گرفت و برای مطابقت با متغیر «توسعه گردشگری روستایی»، در سطح روستاها خلاصه سازی شد. امتیازات بالاتر هر دو متغیر، با برتری معنی دار آماری، متعلق به روستاهایی بود که هم از میراث های فرهنگی و هم جاذبه های طبیعی برخوردار بودند. روستاهای دیگر، یک گروه نسبتاً همگن و نابرخوردار از توسعه گردشگری و بی بهره از مشاغل گردشگری بودند. بین دو متغیر توسعه گردشگری و اشتغال گردشگری، به ویژه در روستاهای برخوردار از هر دو نوع جاذبه های فرهنگی-تاریخی و طبیعی که از وضعیت مناسب تری در رابطه با هر دو متغیر نیز برخوردارند، بیش از 67 درصد همبستگی مثبتِ معنی دار وجود دارد. بنابراین، با برنامه ریزی های راهبردیِ سنجیده و آینده نگر و پشتیبانی های سازمانی، می توان امیدوار بود که میراث های ارزشمند فرهنگی و تاریخی اورامان کردستان، از طریق سازوکار گردشگری روستایی، علاوه بر هویت قومی، بتوانند اثرگذاری های پایداری بر وضعیت اقتصاد و معیشت این مردمان نیز داشته باشند.
دوگانه پنداری فرهنگ وطبیعت در رمان های خانم دالاوی و اورلاندو ویرجینیا وولف(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
زبان و ادب فارسی دانشگاه آزاد سنندج سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۲
201 - 230
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بیان دوگانگی فرهنگ و طبیعت در دو اثر ویرجینیا وولف (1882-1942) خانم دالاوی و اورلاندو می باشد. وی ثابت می کند که دوگانه پنداری در فرهنگ غرب و خلق جفت های دوگانه ای مانند: انسان/طبیعت، مرد/زن، و فرهنگ/طبیعت به تخریب هر چه بیشتر طبیعت، منابع طبیعی و محیط زیست می انجامد. وی معتقد است اگر فرهنگی در تعامل با طبیعت نباشد صد در صد در پی تقابل و تخریب آن است. تحقیق حاضر از خوانش میان رشته ای بوم گرایی، مبتنی بر نظرات وال پلوموود (1939-2008) در رابطه با دوگانه پنداری، در راستای تجزیه و تحلیل دو رمان ذکر شده، بهره می جوید. در رمان خانم دالاوی، وولف عصر نو و تولیدات حاصل از آن که باعث آلودگی طبیعت و تضعیف آن می شود، مانند هواپیما که حاصل پیشرفت تکنولوژی و اعتلای فرهنگ انسانی است، را زیر سئوال می برد. همچنین در رمان اورلاندو، تضاد فرهنگ و طبیعت را به نحوی نشان می دهد که اورلاندو شخصیت اصلی داستان آشکارا به توصیف لندن قرن شانزدهم می پردازد، زمانی که فرهنگ انسانی بر آن غالب نشده بود و طبیعت آن بکر و دست نخورده باقی مانده بود و در مقابل به لندن قرن نوزدهم می پردازد که با دخالت فرهنگ انسانی از حالت بکر خارج شده است. بنابراین، وولف با طرح مسأله دوگانگی و تقابل فرهنگ و طبیعت تخریب طبیعت و محیط زیست را از طریق رمان های خود خانم دالاوی و اورلاندو نشان می دهد.
بررسی طبیعت در هزار و یک شب(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات زبان و ادبیات غنایی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۲
66 - 78
حوزههای تخصصی:
هزارویک شب یکی از متون ادبیات عامیانه به شمار می آید که به لحاظ گستردگی محتوایی و اشارات آن به مفاهیم ساده و در عین حال عمیقی که در طول تاریخ دغدغه بشر بوده اند تا به امروز محل بحث و بررسی بوده است. هدف مقاله حاضر بررسی طبیعت در داستان های هزارویک شب است. این مقاله با روش توصیفی بر اساس کتاب هزارویک شب ترجمه محمدرضا مرعشی پور انجام شده است. نتیجه اینکه ما در این مجموعه عظیم با سه نوع طبیعت روبه رو هستیم: 1. طبیعت بی جان مانند جزیره، غار، کوه، دریا؛ 2. طبیعت سبز گیاهان و درختان که شامل درختان طبیعی و درختان جادویی و عجیب و غریب می شود؛ 3. طبیعت جاندار یا حیوانات که شامل حیوانات معمولی و حیوانات افسون شده است. در حکایت های هزارویک شب با بسامد بالای تغییر شکل انسان به جانور مواجهیم که معمولاً به عنوان مجازات فرد گناهکار و یا حتی ساحری انسان بی گناهی را به خر، غزال، خرس، میمون، سگ و پرنده تبدیل می کند. در نهایت اینکه اساساً طبیعت در هزارویک شب زمینه ساز وقوع قصه های فراوانی شده است که اگر این زمینه وجود نداشت، قصه آفریده نمی شد.
بازتاب اندیشه ی رواقی گری در شعر سهراب سپهری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
کاوش های عقلی سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
49 - 68
حوزههای تخصصی:
مکتب رواقی، از مکاتب مهم فلسفی است که واکنشی قاطعانه برای اتفاقات زندگی ارائه می دهد. زندگی سازگار با طبیعت انسانی و طبیعت جهان شمول، رکن اساسی این مکتب است. با تفحص در آموزه های رواقیون و مقایسه ی آن با اشعار سپهری، این مدعا به اثبات می رسد که سهراب شیفته ی تمدن، مکاتب کهن و اسطوره هاست و از این مکتب تأثیر پذیرفته است. در نتیجه می توان مؤلفه های اندیشه ی رواقیون را در آثار شاعری چون سپهری یافت و ایشان را از رواقیون ایرانی پنداشت. هدف این نوشتار بیان چندی از نقطه نظرات رواقیون با هدف تأمین آرامش درونی برای جوامع بشری است که در اشعار سهراب سپهری نمود پیدا می کند. همچنین به بررسی ابعاد زندگی انسان و دغدغه های سهراب و فیلسوفان رواقی پرداخته و در نتیجه راهکارهایی را ارائه می دهد. روش اجرای پژوهش، تطبیقی_کیفی است و بر آن است میان اندیشه های رواقی واشعار سپهری مطالعه تطبیقی انجام دهد تا مشخص شود شباهت ها و همگونی های سپهری درباره ی انسان، اخلاق و جهان رواقیون تا چه اندازه است. یافته ی پژوهش این انگاره را سامان می دهد که به کار بردن اندیشه ی رواقیون سبب سعادت می شود و همان طور که از اشعار سهراب پیداست، راز خوشبختی و خوب زیستن درسهل گیر بودن نسبت به مسائل و مشکلات زندگی است.
طبیعت گرایی سیاسی: خوانشی از فلسفه سیاسی ابن سینا در پرتو آراء ارسطو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت سینوی سال ۲۹ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۳
77 - 105
حوزههای تخصصی:
طبیعت گرایی سیاسی رویکردی بنیادین در فلسفه سیاسی ارسطو است که خود را در قالب سه آموزه اصلیِ سیاسی بودن طبیعت انسان، وجود طبیعی اجتماع سیاسی و تقدم طبیعی اجتماع سیاسی بر افراد، نشان می دهد که بر سایر آموزه های سیاسی او اثرگذار است. همچنین به واسطه همین رویکرد و نسبتی که در اندیشه ارسطو میان طبیعت و غایت برقرار است، سیاست را به اخلاق و غایات اخلاقی گره می زند. پژوهش حاضر درپی پاسخ به این پرسش است که «آیا می توان از اندیشه اجتماعی سیاسی ابن سینا، با توجه به منازعات معاصر درباره فلسفه ارسطو، تفسیری طبیعت گرایانه ارائه کرد؟ و این به چه معنا خواهدبود؟». به این منظور روشن می شود که هرچند ابن سینا در سیاست خود مستقیماً به سه آموزه مذکورِ سیاست ارسطو اشاره نداشته است، با کنار هم نهادن اشارات پراکنده وی و بیرون کشیدن استلزامات آن، می توان گونه ای طبیعت گرایی سیاسی را به او نسبت داد؛ چراکه او نیز تشکیل اجتماع سیاسی را ناشی از نوعی اضطرار یا ضرورت عملی در انسان ها برای همکاری متقابل جهت رفع نیاز می داند و وجود اجتماع سیاسیِ دارای قانون را شرط تحصل وجود انسانی، بقای نوع او و کسب کمالات انسانی قلمدادمی کند؛ ازاین جهت درصورتی که در تفسیر طبیعت گرایی ارسطو رویکردی غایت انگارانه اخذ شود و پولیس یونانی، کثرتی از شهروندان دانسته شود که تنها در آن، غایت طبیعی نوع انسان و خودبسندگی در کسب این غایت محقق می شود و همچنین به همین معنا، اجتماع سیاسیْ موجودی طبیعی و مقدم بر افراد خود دانسته شود، می توان اندیشه سیاسی اجتماعی ابن سینا را در امتداد طبیعت گرایی سیاسی ارسطو تفسیرکرد.
مولدسازی و تشدید شکاف متابولیسم اجتماعی: تشریح شواهدی از بحران روابط کار و طبیعت در اقتصاد سیاسی ایران دهه 1390(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مولدسازی گذاری کیفی به سوی مرحله پیچیده تری از توسعه سرمایه داری در فضای اقتصاد سیاسی ایران است. فرایندی که از اواسط دهه 1390 شکل گرفت؛ زمانی که آثار توسعه ناموزون و در رأس آن بحران مناسبات تولید به حادترین شکل پدیدار شده بود. این طرح برمبنای منتسب کردن مسئله رکود تولید و معضلات انباشته شده توسعه ناموزون به انجماد دارایی های عمومی توسط مجموعه کارگزاران سیاسی و اجرایی و در همراهی با بدنه دانشگاهی که در قالب اندیشکده ها و کمیته های مشورتی صورتبندی جدیدی پیدا کرده بودند پروبلماتیزه و به سرعت در اسناد توسعه وارد و شکل اجرایی و عملیاتی به خود گرفت. اکنون پس از گذشت چند سال و اجرای پیگیرانه این قانون توسط دولت می توان درمورد فرایندها و سازوکارهای آن در میدان اقتصاد سیاسی جامعه ایران از منظر تبادلات مادی میان کار و طبیعت (اعم از طبیعت تاریخی و طبیعت مصنوع) پرسش کرد.این هدفی است که مقاله مذکور با اتکا به روش مطالعه موردی و گردآوری اطلاعات اسنادی و به طور خاص تمرکز بر مصوبات رسمی منتشرشده جلسات هیئت عالی مولدسازی دنبال کرده است.یافته های تحقیق نشان می دهد طرح مولدسازی با مکانیسم های 1. تشدید شکاف های متابولیک در نظام تولید ارزش، 2. شکاف متابولیسم شهر-روستا و 3. محرومیت زایی منطقه ای در فرایند تقسیم کار ملی مرکز-پیرامون، زمینه تشدید شکاف متابولیسم اجتماعی را فراهم ساخته است.بنابراین سیاست مولدسازی را نه فقط یک برنامه اجرایی یا مداخله ای خنثی، بلکه باید به منزله لحظه ای از تکوین تاریخی منطق سلطه سرمایه بر روابط کار و طبیعت درک کرد؛ منطقی که با مالی سازی دارایی های عمومی، انتقال ارزش از پایین دست به بالادست و شکاف صوری طبیعت از جامعه بازتولید مادی و زیستی را در معرض اختلال ساختاری قرار می دهد.
مبانی نگاه فلسفی به طبیعت در غرب و اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از جمله مباحث بین رشته ای پرچالش در عصر ما، گفتگو از طبیعت و مبانی فلسفی نگاه به آن است که در حیطه ی گفتمان محیط زیست طرح می گردد. تصرفات گوناگون و گاه بحران ساز در طبیعت، به مبانی نگاه به طبیعت بازمی گردد. برخی نگاه انسان محورانه نسبت به طبیعت دارند و بنای آنان بر این است که طبیعت دشمن انسان هاست و می باید از هر طریقی بر آن غلبه نمود. نگاه دیگر مبنی بر آن است که طبیعت امانت الهی در نزد ماست و می باید با نگاه محبت آمیز با آن برخورد نمود و چون مادری مهربان به آن نگریست و تصرفات در آن نیز باید امانت مدارانه باشد. دو نگاه فوق قدمتی چند هزارساله دارد و طرح آن در آیین های یهودی و مسیحیت که الهام بخش نگاه امروز غرب به طبیعت است، به عنوان مبداء نگاه دینی مورد گفتگوی این مقاله است. اجمالاً دیدگاه یهود و دیدگاه مسیحیت شاخه رم، متکی بر نگاه غلبه و قاهرانه بر طبیعت است و دیدگاه مسیحیت شاخه یونان و اسلام مبتنی بر نگاه محبت آمیز و امانت مدارانه نسبت به طبیعت و محیط زیست می باشد.
شناسایی و ارتقاء نقش طبیعت در ادراک خانه های معاصر
حوزههای تخصصی:
:واژه خانه برای آن که مفهوم واقعی خود را داشته باشد، بایستی به واقع محلی برای آرامش و آسایش انسان باشد. یکی از عواملی که منجر به ایجاد این حس می شود، حس تعلق به مکان است.. اگرچه مولفه های بسیاری از جمله مسایل روانشناختی در ایجاد این حس در افراد موثر هستند ولی این پژوهش به دنبال شناسایی و ارتقا عوامل کالبدی موثر از طریق احساس و ادراک است.یکی از عوامل موثر، وجود عوامل طبیعی و ارتباط افراد با آن است که در خانه های معاصر با توجه به محدودیت های موجود، کم رنگ شده است. هدف از این پژوهش شناسایی و ارتقاء عوامل طبیعی موثر در ایجاد حس تعلق به مکان در خانه های معاصر است. این پژوهش از لحاظ ماهیت کیفی و از لحاظ هدف کاربردی است. روش پژوهش، تحلیل محتوای کیفی و از انواع روش های کیفی، روش عرفی می باشد. روش گردآوری اطلاعات پژوهش به صورت کتابخانه ای و میدانی بوده و جامعه آماری شامل 50 نفر از دانشجویان کارشناسی معماری در آزمون بازپاسخ است. این پژوهش به دنبال فهم تجربه زیسته افراد و توصیف آن به همان نحوی که مورد مواجهه قرار می گیرند می باشد. این مطالعه نشان می دهد که هر چقدر ساکنان خانه های معاصر در ارتباط بیشتری با طبیعت باشند در ایجاد حس تعلق در آنها موثر خواهد بود. در این راستا عناصر کالبدی موثر مرتبط با عوامل طبیعی معرفی و راهکارهایی جهت افزایش این غنای حسی پیشنهاد شده است.
«مطالعه مولفه های زیباشناسی طبیعت بر اساس نگرش مکتب رمانتیک انگلیس به طبیعت»
منبع:
هنر و ادبیات تطبیقی سال ۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
7 - 29
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش هدف این است که مولفه های زیباشناسی طبیعت با توجه به نگرش به طبیعت در شعر و نقاشی رمانتیک انگلیس مطالعه و واکاوی شود. پرسش ها از این قرار است: رابطه طبیعت و هنر به چه صورت هایی بیان می شود؟ طبیعت در آثار شاعران (وردزورث و کولریج) و نقاشان رمانتیک (کانستبل و ترنر) انگلیس چگونه تصویر شده است؟ بر اساس آن زیباشناسی طبیعت دارای چه تأکیداتی می شود؟ داده ها به روش توصیفی –تحلیلی مطالعه می شود و این نتیجه را نشان می دهد مکتب رمانتیک انگلیس خود به جهت فردیت گرایی و تنوع دیدگاه شاعران و نقاشان از نوعی طیف نمایی نسبت به طبیعت بهره مند است. جنبه ذهنی و من تغزلی نسبت به عینیت طبیعت وزنه بیشتری در آثار رمانتیک های منتخب این پژوهش دارد. اگر بخواهیم مسائل زیباشناسی را از قاب هنر انتخاب کنیم، به دلیل سلطه همین جنبه ذهنی است. «زیبا شناسی طبیعت» به عنوان شاخه ای از زیباشناسی به معنای عام آن می تواند مقتضیات خود را در باب بحث درباره طبیعت رام، انرژی مثبت عناصر طبیعی، ارزش ذاتی طبیعت، ذهنی بودن درک زیبایی عینی، وجه مابعدالطبیعی آن، نیروهای وحشی و کنترل ناپذیر آن، نقش طبیعت در رشد ذهنی و تربیت زیباشناختی انسان را بر اساس نگرش رمانتیک ها تنظیم کند.
منطقه گرایی زیستی: راهکاری برای برون رفت از مشکلات زیست محیطی منطقه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منطقه گرایی زیستی در واکنش به روابط قدرت موجود در اقتصاد سیاسی جهان و چندپارگی مکانی متعاقب آن پدیدار شده است. منطقه گرایی زیستی به دنبال یکپارچه سازی پیوستگی های اکولوژیکی و فرهنگی در چارچوب نوعی حساسیت مبتنی بر مکان است که از چشم انداز، اکوسیستم، مناطق طبیعی، فرهنگ بومی، دانش محلی جوامع، تاریخچه زیست-محیطی و جغرافیا سرچشمه می گیرند. این پژوهش ضمن تبیین منطقه گرایی زیستی تلاش می کند امکان پیاده سازی و عملیاتی شدن آن را در مقیاس ملی و منطقه ای مورد مطالعه قرار دهد. بنابراین پژوهش حاضر به دنبال یافتن پاسخی برای این پرسش است که منطقه گرایی زیستی چگونه می تواند زمینه ساز همکاری منطقه ای بر پایه موضوعات زیست محیطی باشد؟ و اینکه چه چالش هایی در زمینه منطقه گرایی زیستی وجود دارد؟ روش مورد استفاده در این پژوهش توصیفی تحلیلی و بر پایه گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و اسنادی می باشد. در این راستا، برای تبیین تحقق پذیربودن منطقه گرایی زیستی تلاش شده از نمونه های موردی و مصداقی در مناطق مختلف جهان استفاده شود. در این زمینه رویکرد مقاله در دو مقیاس ملی و منطقه ای دنبال می شود. استدلال این پژوهش آن است که منطقه گرایی زیستی شاید بتواند بستری مناسب برای رویارویی با چالش های زیست محیطی قرن بیست و یکم فراهم سازد. یافته های تحقیق نشان می دهد منطقه گرایی زیستی می تواند از دو روش بالا به پایین (حکومت پایه) و پایین به بالا (مردم پایه) پیاده شود. همچنین مناطق حفاظت شده مرزی نیز یکی از بسترهای مناسب برای گذار به سمت منطقه گرایی زیستی محسوب می شود. غلبه رویکردهای رقابت-گرایانه در مناسبات بین المللی و نیز تفاوت در وضعیت اقتصادی اجتماعی کشورهای مختلف نیز می تواند تفاوت معناداری در حرکت به سمت منطقه گرایی زیستی ایجاد کند.
تدوین سناریوهای جذب گردشگر برای شهرهای آینده با اولویت گذاری مؤلفه های معماری بیوفیلیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه زندگی انسان ها به دور از طبیعت است که این خود باعث ایجاد اثرات منفی بر افکار و رفتار و به طور کلی زندگی انسان می شود زیرا که انسان ها ذاتا طبیعت دوست هستند. معماری بیوفیلیک را می توان یکی از رویکردهای نوین معماری، جهت ارتباط انسان با طبیعت دانست که اثرات مثبتی بر روی کیفیت زندگی انسان دارد. هدف کلی پژوهش استخراج مولفه های تاثیرگذار معماری بیوفیلیک در مجموعه گردشگری به عنوان الگویی برای ارتقاء مجموعه و جذب گردشگر و پس از آن بررسی این شاخص ها از نظر ارتباط با محیط و ارتقای کیفیت محیط براساس اولویت بندی است. در واقع پژوهش به دنبال پاسخ این سوال است که کدام مولفه های معماری بیوفیلیک در مجموعه های گردشگری در جهت ارتقای کیفیت آن ها اولویت بیشتری دارند؟ نوع تحقیق کاربردی، روش تحقیق از نوع تحلیلی - توصیفی و بصورت کمی-کیفی انجام شده است. روش گردآوری اطلاعات در ابتدا کتابخانه ای - اسنادی و پرسشنامه جمع آوری شده است. روش تجزیه و تحلیل اطلاعات به این صورت است که شاخص های بیوفیلیک دسته بندی شده و با استفاده از روش AHP(روش تحلیل سلسله مراتبی) اولویت بندی شده اند. براساس یافته های به دست آمده، در بین 13 شاخص بررسی شده، شاخص های (نور در فضا)، (روابط تکاملی انسان و طبیعت)، (شکل ها و فرم های طبیعی) بالاترین اولویت و شاخص های (تنوع زیستی)، (چشم انداز)، (حضور در آب) کمترین اولویت را داشتند. نتایج بیانگر اثرات مثبت شاخص های بیوفیلیک در ارتقای فضاهای گردشگری و تقویت آسایش و جذب گردشگران می باشد. نتایج این تحقیق نشان می دهد که به طور کلی تاثیر شاخص های بیوفیلیک در طراحی مکان های گردشگری در حد بالاتر از متوسط است که می تواند بر روی جذب گردشگر اثر مثبت بگذارد.
فلسفه محیط زیست با تأکید بر آموزه های قرآن کریم
منبع:
مطالعات فرهنگی قرآن سال ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
239 - 257
حوزههای تخصصی:
این مقاله با روش تحلیل عقلی و با عنایت به آموزه های قرآنی در صدد معرف ی پ ارادایم متخ ذ از حکم ت اس لامی درباره محیط زیست است. یافته های مقاله نشان می دهد: اولاً طبیعت و محیط زیست فعل و آیت خداوند است، از این رو از تقدس برخوردار است، ثانیاً بخش قابل توجه موجودات محیط زیست یعنی گیاهان، حیوان ات و انسان، از درجات و مراتب تج رد برخوردارن د و موجود مجرد در سلسله وجودی از جایگاه برتری برخوردار بوده و شأن وجودی برتری دارد، لذا علاوه بر ارزش ذاتی محیط زیست بای د از ارزش قدس ی و اله ی محیط زیست نیز سخن گفت. ثانیاً انسان در تعامل با محیط زیست با موجودات دارای ادراک و شعور مواجه است و تعامل او از حد تعامل با اب ژه م ادی و فیزیکی ب ه تعام ل ب ا موجودی که آیت پروردگار است، ارتقاء می یابد. ثالثاً در نگرش آیتی و قدسی به محیط زیست، انسان اصالتاً ن ه مالک طبیعت و محیط زیست است و نه سلطنت و استیلا از نوع استیلای س وژه ب ر اب ژه را دارد، بلکه به مثابه امین و حافظ طبیعت و محیط زیست بوده و تصرفات او در طبیعت و محیط زیست در محور عقل و قوانین صاحب طبیعت تعریف می شود. این نوع نگرش به محیط زیست که ب ا حف ظ ارزش ذاتی و شرافت وجودی آن اعمال می شود در مسیر استکمال انس ان تأثیر بسزایی دارد؛ بر این اساس هر نوع تصرف و دخالت عوام ل انس انی در محیط زیست که خارج از تدبیر و حکم عقل و شرع انجام شود، ب ا نگ اه قدس ی و آیتی ب ه مح یط زیست منافات دارد.
بررسی تطبیقی مفهوم مُثُل در غزلیات شمس و اشعار جرالد منلی هاپکینز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان پژوهی در ادبیات دوره ۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲
239 - 270
حوزههای تخصصی:
آثار بزرگ ادبی- عرفانی جهان معمولا آیینه ای هستند تصویرگر یک اصل و بازگوکننده ی یک مفهوم در لباسی متفاوت؛ چرا که عارفان سخن گوی دل هایی هستند که رو به اصل خویش دارند و این جاست که سخن جهانی شده و مغایرتی با هم در مغز و معنا نمی یابد. هدف این پژوهش، یافتن نشانه های نظریه ی مُثُل و مفهوم سایه وار بودن مخلوقات در بیان و اندیشه ی مولانا جلال الدین بلخی و جرالد منلی هاپکینز، شاعر عارف قرن نوزدهم انگلیس است. در این راستا مبنای کار، غزل مولانا و مجموعه اشعار هاپکینز و تحلیل اشعار این دو برای یافتن وجوه پیوند دو اندیشه در این حیطه است. برآیند مطلب آن است که هر دو به شکلی نمادین یا صریح از این مطلب سخن گفته اند؛ مولانا به شکلی متنوع تر و گسترده تر و هاپکینز به شکلی موجز. از حیث شیوه ی بیان هرچند این دو با هم متفاوتند؛ هر دو طبیعت و عناصر آن را بهترین دستاویز برای پرداختن به این موضوع یافته اند. همچنین این موضوع در اندیشه ی هر دو شاعر با مفاهیمی چون تجلی، جان هستی، جهان آرمانی، زیبایی و تابعیت امور این جهانی از عالم بالا همراه می شود که با نظریه ی مُثُل کاملا در پیوند بوده و این دو اندیشه را در این حیطه به یکدیگر پیوند می زند و البته هدف دیگر این پژوهش، شناساندن هاپکینز و اندیشه ی فلسفی و عرفانی وی به عنوان شاعری ناشناخته در ایران است که جز تعداد انگشت شماری از ترجمه اشعار وی که در کتاب تاریخ ادبیات انگلیس آمده است، بیشتر اشعار و تمام آثار وی هنوز ترجمه نشده اند.
تحلیل تطبیقی بازنمایی طبیعت و نمادپردازی های مرتبط در شعر فرخی سیستانی و دو فو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شعر، به دلیل ایجاز زبانی و قابلیت های بازنمایی تصاویر با نمادپردازی و بهره مندی از عناصر خیال، بستر مناسبی برای تحلیل تطبیقی نظام های زیباشناختی و فرهنگی به شمار می رود. از آنجا که در بسیاری از سنت های شعری، به ویژه در حوزه های کلاسیک، طبیعت به عنوان عنصری زیباشناختی و نمادین نقش برجسته ای دارد، مطالعه تطبیقی تصویرپردازی طبیعت در سنت های شعری مختلف می تواند به شناخت مؤلفه های فرهنگی و زیباشناختی آن ها یاری رساند. پژوهش حاضر به بررسی نحوه بازنمایی عناصر طبیعی در اشعار دو شاعر شاخص از دو نظام ادبی و فرهنگی متفاوت—فرخی سیستانی از ایران و دو فو از چین—می پردازد. انتخاب این دو شاعر به دلیل جایگاه ممتاز آن ها در ادبیات کلاسیک و همچنین حضور پررنگ عناصر طبیعت در شعر ایشان صورت گرفته است. با وجود تفاوت ها در زمینه های تاریخی، اجتماعی، فرهنگی و... هر دو شاعر از عناصر طبیعی بسیار بهره برده اند که برخی از آنها چون «خورشید»، «ماه» و «گل» و مانند آن از نظر بسامد شاخص تر است، و می تواند برای این پژوهش تطبیقی از زاویه بلاغت ادبی و عناصر زیبایی شناسی در شعر مورد مطالعه قرار گیرد. دو فو از طبیعت به عنوان ابزاری برای بازتاب اندوه، ناپایداری و تجربه های فردی–اجتماعی بهره می گیرد؛ در حالی که فرخی طبیعت را در خدمت ساخت تصویری باشکوه از نظام سلطنتی و به عنوان ابزاری برای پربار کردن مضمون مدح به کار می برد. این مقاله تلاش دارد با تکیه بر خوانش دقیق و تحلیل تطبیقی، نشان دهد که بازنمایی طبیعت چگونه می تواند بازتابی از نگرش فرهنگی، جهان بینی و ساختار عاطفی در دو سنت شعری متمایز باشد.
مؤلفه های طراحی شهری پردیس دانشگاهی سلامت بخش از دیدگاه دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گفتمان طراحی شهری دوره ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
1 - 12
حوزههای تخصصی:
پردیس های دانشگاهی فضاهایی هستند که دانشجویان در آن ها همواره با تجارب متعدد آموزش و یادگیری در کنار چالش های متعددی ازجمله فشارهای تحصیلی و اجتماعی رو برو می باشند که تاثیرات منفی بر سلامت روان و جسم آن ها دارد. این موضوع اهمیت وجود فضاهای سلامت بخش در پردیس های دانشگاهی جهت کاهش سطح استرس و بازیابی تمرکز برای یادگیری کاراتر را دوچندان می کند. ازاین رو هدف مطالعه حاضر، واکاوی ارتباط بین نیاز دانشجویان به کاهش سطح استرس و بازیابی تمرکز برای یادگیری با میزان سلامت بخشی حوزه دانشکده علوم پایه از پردیس دانشگاهی فردوسی مشهد، و تدوین چارچوب مفهومی معطوف به ارتقای سلامت روان دانشجویان از طریق طراحی شهری سلامت بخش است. مطالعه حاضر از نوع کیفی بوده و گردآوری داده ها از طریق مصاحبه ساختاریافته با 33 نفر از دانشجویان دانشکده علوم پردیس دانشگاه فردوسی و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کیفی مصاحبه های پیاده سازی شده انجام شد. نتایج این مطالعه نشان می دهد که از منظر دانشجویان دانشکده علوم، سلامت بخشی این محیط دانشگاهی با کیفیت های خلوت گزینی و آرامش، پیاده مداری، عرصه همگانی باکیفیت، پیوند با طبیعت، خوانایی و گستردگی، سازگاری، و اجتماع پذیری معنا می یابد. بنابراین سلامت دارای بعد فضایی است و بازیابی روانی دانشجویان می تواند با حضور در فضاهای باز و نیمه باز در کنار عناصر طبیعی همچون کال، درختان و پوشش گیاهی همراه با ارتقا دیگر کیفیات طراحی شهری سلامت بخش در محدوده دانشکده علوم فردوسی مشهد تسهیل شود.
طبیعت و حیوانات به مثابه دیگری: بررسی تطبیقی در عهدین و قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
الهیات عملی سال اول پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
63 - 86
حوزههای تخصصی:
دیگردوستی یکی از مباحث مهم اخلاقی است که همواره جزء اصول اخلاقی سفارش شده ادیان الهی بوده و در دوره معاصر از دیدگاه های مختلف در بین دانشمندان علوم گوناگون بحث و بررسی شده است. دیگردوستی همان رفتار خیرخواهانه معطوف به دیگری است، اما اینکه حدود آن چگونه است، خود بحثی مفصل و پیچیده است. در متون مقدس ادیان ابراهیمی، اگرچه انسان خلیفه خدا بر زمین است و طبیعت در سیطره او، بااین حال این مقام خلیفهاللهی انسان مؤمن را متعهد به انجام اخلاق عملی در قبال طبیعت و حیوانات می کند. در اخلاق دینی به ویژه اخلاق عملی متون دینی مقدس ابراهیمی، سیطره تام و تمام آدمی بر جهان طبیعت و هرگونه دخل و تصرف در آن و به عبارتی، فساد در زمین پذیرفته شده نیست، بلکه بر حفظ محیط زیست تاکید و باید و نبایدهایی برای انسان ها مقرر کرده اند. این اخلاق در تلاش است تا با آگاه نمودن انسان از نحوه آفرینش او و جهان طبیعت و به کاربردن مفاهیم استعاری همچون پیوندهای نسبی، انسان را به رعایت حقوق این مواهب خدادادی برانگیزاند. این نوشتار، با روش کتابخانه ای و رویکرد تطبیقی نگاشته شده و در تلاش است تا دیدگاه متون مقدس را در دو ساحت نظر و عمل پیش روی خوانندگان بگذارد.
در جست و جوی نسبت طبیعت و تربیت: واکاوی تجربه مدارس طبیعت در ایران از منظر مبانی تربیتی و برنامه درسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی از دیدگاه اسلام سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۰
69 - 96
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تشریح مبانی تربیت و برنامه درسی (تربیتی) اولین مدارس طبیعت در ایران صورت گرفته است. این پژوهش با رویکرد کیفی و به روش مطالعه موردی انجام شده است؛ داده ها از طریق مصاحبه و مشاهده نمونه های موجود و فعال از مدارس و نیز مطالعه مستندات در دسترس جمع آوری شده است. تحلیل داده ها به روش تحلیل تفسیری انجام شد. یافته های پژوهش حاضر در بخش برنامه درسی مدارس طبیعت مشتمل بر مقوله های منطق، هدف، محتوا، مکان، مواد و منابع، فعالیت های یادگیری، گروه بندی یادگیرندگان، نقش معلم و شیوه ارزشیابی است. یافته ها در بخش مبانی تربیت نیز مشتمل بر دو مقوله جهان شناسی و انسان شناسی است و نشان می دهد براساس زیست گرایی[1] و با تأکید بر رویکرد تکاملی به عنوان نظریه پایه در این مدارس، عناصر منطق و هدف در برنامه تربیتی اولین مدارس طبیعت در ایران عبارت است از: درک دیدگاه تکاملی توسط کودک و تعامل و لمس طبیعت به عنوان زیستگاه کهن و میلیون ها ساله انسان و در نتیجه خود را جزئی از طبیعت دانستن. از جهت سایر عناصر برنامه تربیتی، یافته ها نشان می دهد، برنامه تربیتی اولین مدارس طبیعت، در عمل عمدتاً بر یادگیری مبتنی بر تجربه و بازی آزاد به منظور ارتقای توان خودیادگیری و تکوین و رشد بهتر حیطه های شناختی، عاطفی، حرکتی و اجتماعی کودکان و نیز برقراری ارتباط مسالمت آمیز با طبیعت و مبتنی بر حفاظت از محیط زیست متمرکز است. براساس این یافته ها، پیشنهاد پژوهش حاضر بازنگری در مبانی تربیتی گونه های مختلف از مدارس طبیعت با تأکید بر تبیین دقیق از نسبت طبیعت و تربیت متناسب با فرهنگ اسلامی- ایرانی به ویژه هستی شناسی و انسان شناسی اسلامی به منظور غنا بخشیدن به برنامه های تربیتی این مدارس و جلوگیری از پیامدها و آسیب های محتمل ناشی از اتخاذ مبانی نامتناسب است.
تحلیل بوم گرایی مجموعه داستان «وای اگر پرنده ای را بیازاری» عرفان نظرآهاری با تکیه بر مضامین عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش زبان و ادبیات فارسی تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۷
111 - 132
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، مسئله حفظ محیط زیست از بحث های مهم و مطرح اکثر دانشمندان بوده و در این بین، برخی نویسندگان در آثار خود به طور مستقیم و یا غیر مستقیم به اهمیّت این موضوع اشاره کرده اند. از میان نویسندگان ایرانی، «عرفان نظرآهاری» در نوشته های خود به اشکال مختلف از نمادهای زیست محیطی برای بیان اندیشه های عرفانی خود استفاده کرده و به طور تلویحی به مسئله عدالت محیط زیستی اشاره کرده است. هدف این پژوهش، با استفاده از شیوه توصیفی- تحلیلی، بررسی درون مایه و مضمون اصلی عناصر زیست محیطی نظرآهاری در کتاب «وای اگر پرنده ای را بیازاری» بر مبنای آرای نقد بوم گراست. بدین منظور نمادهای گیاهی، حیوانی و طبیعی و زیست بوم محور وی که برگرفته از روحیات و سرشت عرفانی او و ارتباط آن با طبیعت است، از منظر این رویکرد تحلیل و بررسی می شود. نتایج به دست آمده نشان می دهد که نویسنده اثر سعی دارد خواننده را به دوستی و هم زیستی با طبیعت و محیط زیست که انعکاسی از تجلی پروردگار است، ترغیب نماید.
اخلاق زیست محیطی با تکیه بر اصول پنجگانه فلسفه صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۳۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۸)
19 - 34
حوزههای تخصصی:
از چالشهای مهم پیش روی انسان معاصر، استفاده بیرویه از منابع طبیعی است. تکنولوژی بگونه سرسام آور، باعث تخریب عناصر زیست محیطی شده و صنعت، نه تنها هماهنگی انسان را با طبیعت نشان نمیدهد، بلکه بالعکس، تفوّق مابعدالطبیعی انسان را نیز دگرگون ساخته و سلامت وی را با خطر روبرو کرده است. هر چند مسئله تخریب محیط زیست و اخلاق زیست محیطی، موضوعی نو و از ثمرات زندگی مدرنیته است، ولی میتوان مبانی آن را از آثار فلاسفه اسلامی، بویژه صدرالمتألهین دانست. در اینباره، پنج اصل حکمت متعالیه کارآمد تلقی میشوند. طبق اصالت وجود، جوهر نفس انسانی و جوهر طبیعت، دو شأن از یک حقیقت واحدند و ألم طبیعت، رنج انسان را نیز بدنبال دارد. طبق اصل شعور و تسبیح عالم طبیعت، طبیعت نیز همانند انسان عابد، محترم است. طبق اصل خلافت انسان، چون خداوند منزه از هر گونه شر است، باید جانشین او نیز ارتباط طبیعت را با مالک حقیقی آن ادراک کند و نماینده جمال و کمال مستخلَف عنه باشد و به تکریم و صیانت آن جلوه خدا اهتمام ورزد. بنا بر اصل خلق مدام، طبیعت هر دم وابسته به خداوند و مستمد و منوَّر به نور اوست، بنابرین سزاوار تخریب و مهجوریت نیست. بنا بر اصل پنجم، که میگوید: انسانها بر اساس شاکله خود عمل میکنند، انسانهای سعید، طبیعت را بسوی صور بهشتی و انسانهای ظلمانی، آن را بسوی صور جهنمی سوق میدهند. دسته اول دغدغه صیانت دارند و گروه دوم، در تخریب طبیعت میکوشند. در تفکر اسلامی و بتبع آن، اندیشه فیلسوفان اسلامی، بین انسان و طبیعت رابطه حق و تکلیف برقرار است که بر مبنای آن، انسان حق استفاده مشروط از طبیعت را دارد و در عین حال، مکلف به حفظ و آبادانی آن است.