ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۰۱ تا ۶۲۰ مورد از کل ۵۵۹٬۷۹۲ مورد.
۶۰۱.

«تحلیل رساله صد پند عبید زاکانی بر اساس تحلیل گفتمان»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۷ تعداد دانلود : ۱۸۰
تحلیل گفتمان انتقادی نظریه ای برآمده از علوم جامعه شناسی و زبان شناسی است که طبق آن، متون ضمن اثرپذیری از شرایط اجتماعی - سیاسی موجود، می توانند در تغییر این شرایط هم تأثیرگذار باشند. درواقع هر متن انعکاس کننده ایدئولوژی های پدیدآورنده آن در رویارویی با شرایط جامعه است. رویکرد نورمن فرکلاف کامل ترین رویکرد این نظریه است که دربردارنده سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین است. عبید زاکانی نویسنده، شاعر و طنزپرداز مشهور قرن هشتم هجری، بنا بر وجود فساد و خفقان حاکم در آن دوره و نیز استعداد وافر خود در طنازی و تیزبینی های منتقدانه، آثار پرمغزی را از خود به جای گذاشته است. این پژوهش با هدف نشان دادن زوایای پنهان یکی از رساله های معروف طنز و انتقادی عبید، یعنی رساله صدپند، در ارتباط با شرایط ناگوار اجتماعی - سیاسی عصر ایلخانیان نوشته شده که از طریق مطالعات کتابخانه ای و با استفاده از روش توصیفی تحلیلی به صورت کمی و کیفی انجام شده است. اهمیت و ضرورت این پژوهش آشکارسازی نقش اندرزهای مطایبه آمیز و انتقادی عبید در نحوه رویارویی با چنین شرایطی است که گاه خود نیز تحت تأثیر آن شرایط واقع شده است. نتیجه این پژوهش آن است که نظریه تحلیل گفتمان فرکلاف برای بررسی طنز نامه صدپند عبید کارایی مناسبی دارد و با این الگو بسیاری از ظرایف و ریزه کاری های زبانی و بیانی نویسنده آشکار شد که می تواند مورد استفاده دیگر نویسندگان باشد.
۶۰۲.

جناس نما(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۵۲
در مطالعه متون ادبی گاه با واژه هایی مواجه می شویم که در شکل ظاهری خود مشابه انواعی از جناس هستند، اما چون تمام ویژگی های جناس را ندارند، نمی توان آن ها را ذیل این صنعت قرار داد و از فروع جناس برشمرد. از طرفی این واژه ها در شکل غیرظاهری خود مشابه «تکرار» هستند، اما باز به دلیل نداشتن برخی از ویژگی های صنعت تکرار، نمی توان آن ها را جزو این صنعت ادبی دانست. نمود دووجهی این واژه ها اگرچه گمان حضور صنایع جناس و تکرار را برای مخاطب ایجاد می کند، در حقیقت ظهور هیچ یک از آن ها را محقّق نکرده است. به عبارت دیگر، این واژه های دوگانی که به مثابه ارکان جناس یا تکرار مقابل یکدیگر می ایستند، نه جناس هستند و نه تکرار. هدف نگارندگان از این پژوهش، بررسی ارتباط این نوع واژه ها با یکدیگر است و این که بنا به چه دلایلی این واژه ها، باوجودِ داشتن شباهت بسیار به جناس و تکرار، نمی توانند ذیل این دو صنعت قرار بگیرند؛ همچنین به دلیل شناسایی بهتر، عنوانی برای این جفت واژه های سرگردان تعریف می کنند. روش پژوهش در این مقاله کتابخانه ای و مبتنی بر تحلیل داده هاست و این داده ها از اسناد و متون استخراج شده اند. نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان می دهد که شاعران گاه بنابر ضرورت هایی از تکرار واژه ها در ابیات پرهیز کرده و با شگردهای متنوعی شکل های دیگر همان واژه را در بیت به خدمت می گرفته اند که این استخدام دو شکل از یک واژه، سبب بروز جناس نما شده است.
۶۰۳.

L’espace comme vecteur de l’identité, Une analyse du roman : Le Dernier Rêve (2015) de Sharifiyân(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۱۶
Le récit de migration, en tant que poétique de l’espace, constitue un cadre privilégié pour explorer le rôle central de l’espace dans la transformation et la construction de l’identité individuelle. Le Dernier Rêve (2015) de Sharifiyân, qui raconte le parcours d’une femme immigrée, invite à une réflexion approfondie sur la manière dont l’individu se lie à son environnement spatial. À travers ce récit, l’espace devient un acteur central dans la définition de soi en jouant un rôle clé dans la construction de l’identité de la protagoniste au fil de ses déplacements et de ses expériences. Afin d’examiner le rôle constructif et transformateur de l’espace, cette analyse adopte une perspective environnementale, s’appuyant sur la théorie des ambiances développée par Anne Barrère et Danilo Martuccelli. Selon cette approche, l’espace n’est pas seulement une simple étendue géographique, mais un ensemble dynamique d’ambiances qui, par leur interaction avec les personnages, participent activement à la formation de leur identité et à leur perception du monde. L’application de cette théorie au roman de migration permet de mettre en lumière l’impact de l’espace sur la construction identitaire et souligne la capacité de la fiction à éveiller chez le lecteur une prise de conscience sur le monde, sur soi-même et sur les différentes cultures.
۶۰۴.

بررسی تطبیقی مؤلفه های اصالت در مراتب سه گانه صورت، مفهوم و معنا در خانه های تاریخی شهر یزد (دوره قاجاریه و پهلوی اول)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۴۰
بیان مسئله: شناخت اصالت اهمیت زیادی در خلق معماری اصیل و ماندگار دارد اما به دلیل تنوع نظرات و عدم وجود معیارهایی دقیق، این موضوع اغلب از دید صاحب نظران مغفول مانده است و پژوهش ها به تکرار کلیات مفاهیم و صرفاً در حوزه میراث فرهنگی و مرمت بناها محدود شده اند. ازآنجاکه معماری سنتی به عنوان معماری اصیل شناخته شده است. بدین ترتیب، لزوم بررسی این موضوع در معماری خانه های سنتی در دوره های متفاوت تاریخی به منظور شناخت مؤلفه های اصالت ضروری است.هدف پژوهش: این پژوهش ازطریق بازخوانی مقالات و دیدگاه های صاحب نظران، در پی واکاوی مفهوم اصالت و بررسی نحوه تجلی و استمرار اصالت در خانه های سنتی شهر یزد، در گذار از دوره قاجار به پهلوی است. شناخت تغییرات معماری در خانه های سنتی این دو دوره نقش تأثیرگذاری در شناخت مؤلفه های اصالت در بناهای معماری دارد. بدین منظور، با تمرکز بر شواهد کالبدی، مفهومی و معنایی خانه ها، سعی در شناخت روند تداوم یا گسست این مفاهیم در بستر تحولات تاریخی و فرهنگی آن دوران دارد. روش پژوهش: این پژوهش از نوع کاربردی و با رویکردی کیفی است که از راهبرد تحلیل محتوا بهره می گیرد. داده ها ازطریق مطالعات کتابخانه ای، اسنادی و بازدیدهای میدانی گردآوری شده اند. پس از شناسایی مؤلفه های اصالت در معماری بر پایه تحلیل اسناد و دیدگاه های صاحب نظران، خانه های دوره قاجار و پهلوی شهر یزد به عنوان نمونه های موردی انتخاب و با استفاده از روش های تطبیقی تحلیلی و توصیفی، روند تحول مؤلفه های اصالت از دوره قاجار به پهلوی بررسی شد.نتیجه گیری: بررسی مؤلفه های اصالت در سه مرتبه صورت، مفهوم و معنا، در خانه های دوره قاجار و پهلوی؛ نشان می دهد که به ازای حذف عناصر و اجزای معماری در خانه های سنتی از مرتبه صورت، نمودپذیری مفهوم و معنای مستتر در آن عنصر در مراتب دیگر اصالت قابل ادراک نیست، و بسیاری از مؤلفه های اصالت در مراتب سه گانه در دگردیسی بناهای معماری از دوره قاجار به پهلوی دیگر مشهود نیست.
۶۰۵.

Investigating the Antecedents and Consequences of Using Brand-Related Content on Social Media(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۲۷
Purpose : The growth and development of social media have played a significant role in shaping and transforming brand strategies. This paper aims to evaluate the antecedents and consequences of brand-related content usage on social media and examine their impact on consumer behavior, brand equity, and purchase intentions. Method : To analyze and test the factors influencing user interactions with brands on social media, a structural model was designed. The study's statistical population comprised active social media users. Data were collected through a two-part questionnaire; the first part gathered demographic information of respondents, and the second part included 30 questions assessing the constructs of the conceptual model. All items for these constructs were adapted from previous research. In total, 223 usable questionnaires were obtained. Findings : Results indicated that factors such as information, Remuneration, and self-expression positively influence user interactions with brand content, while factors like entertainment and social interaction did not show significant effects. Additionally, Using Brand Related Content on Social Media significantly influenced brand equity and purchase intentions. Conclusion : This research demonstrates that brands should focus on providing reliable information, creating appealing incentives, and offering opportunities for user self-expression to enhance customer loyalty and maximize the visibility of brand content. Furthermore, leveraging authentic content and optimized interactive strategies can play a crucial role in boosting brand impact and enhancing brand equity.
۶۰۶.

بررسی تأثیر تکانه فناوری بر نابرابری درآمدی در ایران با کاربرد الگوی تعادل عمومی قابل محاسبه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۱
در عصر اقتصاد دانش بنیان، با وجود افزایش سرعت تولید دانش و نوآوری، نگرانی در مورد اثرگذاری آن بر نابرابری درآمدی نیز افزایش یافته و در مورد علل این پدیده، نظریات تغییر در فناوری مهارت محور 1 ( SBTC ) و تجارت شمال-جنوب 2 ( NST ) مطرح شده است. هدف از نگارش مقاله حاضر، این است که با استفاده از الگوی تعادل عمومی قابل محاسبه، به بررسی تأثیر تکانه انتقال فناوری از طریق تجارت بر نابرابری درآمد در ایران بپردازیم. برای این هدف، با وارد کردن تکانه های مختلف فناوری به ضریب سرریز فناوری، اثرات آن بر ضریب جینی و نسبت هزینه دهک دهم به دهک اول مورد بررسی قرار گرفته است. مقایسه نتایج شبیه سازی مناطق شهری و روستایی، نشان می دهد که در هر دو منطقه، افزایش سرریز فناوری تا نقطه 25/0 موجب کاهش نابرابری می شود. پس از این نقطه، افزایش سطح سرریز فناوری، موجب افزایش نابرابری درآمدی خواهد شد. این نتیجه، بیانگر این واقعیت است که گرچه افزایش سطح فناوری، پتانسیل کاهش نابرابری درآمد از طریق افزایش بهره وری و ایجاد شغل را دارد، اما اثرات آن پیچیده و مشروط به عوامل مختلفی مانند سطح تحصیلات و مهارت های نیروی کار، ماهیت تغییرات فناوری و محیط نظارتی است. سیاست گذاران باید این عوامل را در نظر بگیرند و اقداماتی را برای اطمینان از توزیع یکنواخت و فراگیر مزایای بهبود فناوری انجام دهند.
۶۰۷.

مؤلفه های سبک مقابله معنوی مثبت بر اساس دعای هفتم صحیفه سجادیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۰ تعداد دانلود : ۲۹۱
استرس بخش غیرقابل اجتنابی از زندگی انسان است و نحوه صحیح مقابله با آن، می تواند به سلامت جسمی و روانی فرد منجر شود. دعای هفتم صحیفه سجادیه، یکی از منابع ارزشمندی است که راهکارهایی دقیق برای تسکین زخم های ناشی از حوادث سخت در آن ترسیم شده است؛ لذا این پژوهش با استفاده از ترکیب روش تحلیل شبکه مضامین و روش توصیفی زمینه یابی، به استخراج مؤلفه های مقابله معنوی مثبت با تمرکز بر دعای هفتم صحیفه سجادیه می پردازد. یافته ها نشان می دهد مقابله معنوی مثبت، شامل پنج مضمون فراگیرِ بینش و اقرار در پیشگاه پروردگار، بازسازی شناختی- معنوی، اتصال معنوی، کشف و درک معنا و بازگشت هدفمند به زندگی است. این پنج مضمون پایه، لایه های روان شناختی مشکل ادراک شده را از بینش تا عمل در بر می گیرد. بینش نسبت به عدم پاسخگویی نظام مقابله ای اولیه و نقص در عملکرد و اقرار به آن، گشودگی شناختی در مرحله بازسازی شناختی - معنوی و هشیاری نسبت به خود حقیقی، خدای واقعی،هستی و پنداره زدایی از مبدأ، اتصال معنوی سبب بازسازی نظام پردازشگر و توسعه وجودی، کشف و درک معنا موجب برقراری ارتباط عمیق با معنای درست ضربه و تنظیم هیجانی و در نهایت بازگشت هدفمند به زندگی سبب بازسازی عمل فرد شده و بدین وسیله، در گذر از این مراحل، دعا مخاطب خود را در مقابله با دشواری های زندگی یاری می رساند.
۶۰۸.

تحلیل رویکردهای آموزش فرهنگ در متون و تمرین های منابع آموزشی زبان ژاپنی: مطالعه موردی سطوح مقدماتی و پیش متوسطه (A1 وA2) مجموعه «مانابو نیهونگو» (بیایید زبان ژاپنی بیاموزیم)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۶۹
هدف : پژوهش حاضر به منظور تحلیل محتوای فرهنگی کتاب آموزشی «مانابو نیهونگو» (بیایید زبان ژاپنی بیاموزیم)و تعیین میزان اثربخشی آن در پرورش شایستگی میان فرهنگی انجام شده است. روش تحقیق : چهارچوب نظری پژوهش تلفیقی از مدل لایه های فرهنگی ادوارد هال، با تأکید بر تفاوت میان فرهنگ آشکار و پنهان، و مدل شایستگی میان فرهنگی بایرم، شامل پنج مؤلفه نگرش میان فرهنگی، دانش، مهارت های تفسیر و ارتباط، مهارت های کشف و تعامل، آگاهی فرهنگی انتقادی، است. روش تحقیق بر تحلیل محتوای کیفی دروس کتاب متمرکز بوده و با بررسی محتوای فرهنگی و فعالیت های آموزشی، نقاط قوت و ضعف کتاب در پرورش مهارت های میان فرهنگی آشکار گردید. یافته ها : یافته های پژوهش نشان داد که کتاب در ارائه دانش فرهنگی آشکار، شامل آداب و رسوم، غذاها و موقعیت های روزمره، عملکرد موفقی دارد اما، در پرورش سایر مؤلفه های شایستگی میان فرهنگی شکاف قابل توجهی مشاهده می شود. نتیجه گیری : فقدان تمرین های مقایسه ای میان فرهنگ ها، غیاب فعالیت های تعاملی مانند نقش آفرینی و شبیه سازی موقعیت های واقعی، و کم توجهی به تقویت نگرش های کنجکاوی و گشودگی فرهنگی کاستی های اصلی به شمار می روند. همچنین، حتی در مواجهه با مفاهیم فرهنگی عمیق، مانند بیان محترمانه و فروتنانه یا ساختارهای مجهول بیان مزاحمت، کتاب عمدتاً به شکل دستورمحور و توصیفی عمل کرده و از کاوش در ارزش ها و معناهای پنهان فرهنگی صرف نظر می کند. به طور کلی، رویکرد کتاب عمدتاً اطلاعاتی توصیفی است و فاقد چهارچوب هدفمند برای تبدیل اطلاعات فرهنگی به شایستگی میان فرهنگی می باشد. یافته ها نشان داد بازنگری در طراحی فعالیت های آموزشی، با تأکید بر تعامل فعال، مقایسه فرهنگی و تقویت تفکر انتقادی، برای ارتقای آموزش فرهنگ و پرورش مهارت های میان فرهنگی ضروری است.
۶۰۹.

مقایسه اثربخشی درمان وجودی و زوج درمانی بر بخشش در زوجین آسیب دیده از روابط فرا زناشویی همسر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۷
زمینه و هدف: پدیده شوم فرا زناشویی می تواند پیامدهای فاجعه باری برای شریک زخم خورده، رابطه زناشویی و همسر پیمان شکن داشته باشد. بر این اساس هدف از پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان وجودی و زوج درمانی بر بخشش در زوجین آسیب دیده از روابط فرا زناشویی همسر بود. روش کار: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون–پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل است. جامعه شامل کلیه زنان شهرستان قرچک تهران درگیر روابط فرا زناشویی که در سال 1402 در مراکز مشاوره دارای پرونده مشاوره ای به تعداد 250 نفر بودند، تشکیل داد. نمونه آماری شامل 60 نفر از زنان مراجعه کننده به کلینک مشاوره شادمهر قرچک بود که به روش نمونه گیری هدفمند و داوطلبانه انتخاب شدند. آزمودنی ها به سه گروه درمان وجودی (20 نفر)، زوج درمانی شناختی رفتاری (20 نفر) و کنترل (20 نفر) گروه بندی شدند. به منظور گردآوری داده ها از پرسش نامه بخشش زناشویی پولارد و همکاران(1998) استفاده شد. تحلیل آماری با استفاده از تحلیل آماری اندازه گیری مکرر انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که هر دو رویکرد درمانی موجب افزایش معنادار در نمرات بخشش در مراحل پس آزمون و پیگیری نسبت به پیش آزمون شدند. همچنین، این درمان ها در مقایسه با گروه کنترل، اثر معنی داری بر افزایش بخشش داشتند. در مقایسه بین دو روش، درمان وجودی اثرگذاری بیشتری در تقویت بخشش نشان داد. نتیجه گیری: به طور کلی می توان بیان نمود که هر دو رویکرد درمانی می توانند به عنوان روش های مؤثر در بهبود بخشش و روابط زناشویی مورد استفاده قرار گیرند، اما رویکرد وجودی در این زمینه موثرتر است.
۶۱۰.

قابلیت زیرژانر ابرقهرمانی در انیمیشن برای تعلیم وتربیت اخلاقی کودکان: مطالعه موردیِ مجموعه گروه شب نقاب(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۸۹
در دنیای امروز، انیمیشن ها به عنوان ابزاری مهم در فرایند جامعه پذیری کودکان شناخته می شوند. این پژوهش، با بهره گیری از تحلیل محتوای کیفی و با تمرکز بر مجموعه انیمیشنی گروه شب نقاب، قابلیت های زیرژانر ابرقهرمانی را در تعلیم وتربیت اخلاقی کودکان بررسی می کند. این مطالعه، با تکیه بر نظریه های یادگیری اجتماعی بندورا و جامعه پذیری پیاژه، نشان می دهد که انیمیشن های ابرقهرمانی می توانند ازطریق نمایش تقابل خیر و شر، چالش های اخلاقی و تصمیم گیری های شخصیت ها، به تعلیم وتربیت کودکان در زمینه دانسته های اخلاقی، شناخت های اخلاقی و مهارت های اخلاقی بپردازند. افزون بر این، نشان می دهد که گروه شب نقاب ازطریق این سه شیوه اصلی به رشد اخلاقی کودکان کمک می کند: مدل سازی رفتارهای اخلاقی که ازطریق شخصیت های قهرمان داستان به کودکان الگوهای اخلاقی ارائه می دهد؛ خلق موقعیت های اجتماعی پیچیده که به کودکان امکان تمرین مهارت های داوری و تصمیم گیری اخلاقی را می دهد؛ و افزایش تخیل اخلاقی که کودکان را به درک دیدگاه های دیگران و همدلی با آنان ترغیب می کند. باری، نتایج این مطالعه نشان می دهد که انیمیشن های ابرقهرمانی، در کنار جنبه سرگرمی، ظرفیت بالایی در پرورش فضایل اخلاقی مانند عدالت، همدلی، مسئولیت پذیری و نوع دوستی و نیز مهارت های لازم برای داوری و عمل اخلاقیِ ملازمِ با این فضائل را دارند؛ بنابراین، پژوهش حاضر تأکید می کند که استفاده هدفمند از ظرفیت چنین آثاری باید در راهبردهای تعلیم وتربیت اخلاقیِ کودکان در دنیای رسانه ای امروز جایگاهی ویژه داشته باشد.
۶۱۱.

رهیافت میان رشته ای در خوانش حس مکان از منظر هنر های معماری و سینما(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۳۲
حس مکان، به عنوان مفهومی میان رشته ای و چندلایه، نقشی محوری در درک تجربه زیسته انسان ایفا می کند. پژوهش حاضر با اتخاذ رویکردی کیفی و بهره گیری از روش تحلیل تطبیقی، به بررسی عوامل مؤثر بر شکل گیری حس مکان در دو حوزه معماری و سینما می پردازد و با تکیه بر ظرفیت های تحلیلی مطالعات میان رشته ای، چارچوبی برای خوانش این پدیده ارائه می دهد. هدف اصلی پژوهش، تبیین بنیان های مشترک حس مکان در قالب رویکرد میان رشته ای است. این مطالعه به عنوان نمونه ای از به کارگیری رویکرد میان رشته ای در علوم انسانی، هم به توسعه روش شناسی تحقیق میان رشته ای و هم به درک عمیق تر مفهوم حس مکان کمک می کند. در این راستا، سه بعد فیزیکی، فعالیتی و معنایی به عنوان ابعاد اصلی تحلیل انتخاب شده اند. نتایج نشان می دهد سازوکارهای شکل گیری حس مکان در هر دو حوزه، از الگویی مشابه پیروی می کنند و از طریق تعامل عناصر کالبدی، رفتاری و معنایی، موجب تجربه ای یکپارچه و معنامند می شوند. پژوهش حاضر بر ظرفیت هم افزای معماری و سینما در خلق فضاهای معنادار و روایت محور تأکید دارد و رهیافت میان رشته ای را ابزاری کارآمد برای فهم پیچیدگی های تجربه مکان در بسترهای فرهنگی و اجتماعی معاصر معرفی می کند.
۶۱۲.

شناسایی عوامل مؤثر در بروز و کنترل فساد در صنعت فوتبال ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۱۱
هدف : هدف این پژوهش، شناسایی عوامل مؤثر در بروز و کنترل فساد در صنعت فوتبال ایران و شناسایی عوامل نهادی، ساختاری و فرهنگی تأثیرگذار بر آن، به منظور ارائه الگویی مفهومی و راهبردی برای مقابله با فساد سیستماتیک در حکمرانی فوتبال است. روش شناسی : این پژوهش با رویکرد کیفی و بهره گیری از نظریه داده بنیاد گلیزری (رهیافت نوخاسته) انجام شد. داده ها از طریق ۱۳ مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته با خبرگان و متخصصان حوزه فوتبال در کشورهای ایران، آمریکا، ایتالیا، استرالیا، قطر و عراق گردآوری شده و با استفاده از کدگذاری باز، انتخابی و نظری تحلیل شدند. تحلیل داده ها در نرم افزار MAXQDA 2024 صورت گرفت و مدل نهایی باتکیه بر روش 6C  گلیزری توسعه یافت. یافته ها : یافته ها نشان داد فساد در صنعت فوتبال ایران، ساختاری و نظام مند است و از تعامل مجموعه ای از عوامل همچون ضعف حکمرانی، نفوذ سیاسی، اقتصاد غیرشفاف، فرهنگ فسادپذیر، نبود نظارت مؤثر، و ناکارآمدی نظام های قضایی ناشی می شود. در نهایت، پدیده محوری پژوهش فساد سیستماتیک در ساختار حکمرانی فوتبال شناسایی و ده مضمون کلیدی در قالب مدل نهایی مفهوم پردازی شد. نتیجه گیری : فساد در فوتبال تنها از طریق اصلاح ساختار حکمرانی، استقرار نهادهای مستقل نظارتی، بهره گیری از فناوری اطلاعات، فرهنگ سازی ضدفساد و اجرای دقیق و بی طرفانه قوانین قابل کنترل است. این مدل مفهومی، می تواند به عنوان مرجع راهبردی برای سیاست گذاران و مدیران فوتبال جهت تدوین برنامه های مقابله با فساد به ویژه در کشورهایی با ساختار آسیب پذیر مورداستفاده قرار گیرد.
۶۱۳.

بازخوانی روایت ارسطو از آموزه های نانوشته افلاطون توسط مفسران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۶۰
ارسطو در آثار مختلف خویش با لحنی انتقادیْ نظریه هایی را به افلاطون نسبت داده است که بی تردید نمی توان برای آنها مرجعی در محاوراتِ مکتوبِ افلاطون یافت؛ به ویژه این ادعای ارسطو که افلاطون ایده ها را با اعداد این همان دانسته و به عبارتی دیگر، او مبادی ایده ها و اعداد را یک چیز (واحد و دوگانه نامتعیّن) در نظر گرفته است. این موضوع در قرن بیستم در میان بخشی چشمگیر از پژوهشگران سرشناس حوزه فلسفه یونان باستان در سنّت تحلیلی و قارّه ای به مسئله ای مناقشه برانگیز تبدیل شد که می توان آن را معمّای آموزه های نانوشته افلاطون خواند. منظور از نانوشته بودنِ آموزه های افلاطون این است که او بخشی از اندیشه های خود را به طور شفاهی و غیرمکتوب در آکادمی تعلیم داده و از مکتوب کردنِ آن خودداری کرده است. در دنیای انگلیسی زبان، هارولد چرنیس با اتخاذ موضعی افراطی، ارسطو را در تشریح اندیشه افلاطون تماماً خطاکار و غیرقابل اعتماد دانست و ایده آموزه های نانوشته را به لحاظ تاریخی مردود شمرد؛ اما در مقابل چرنیس، مفسران دیگری مانند دیوید راس و جان فیندلی تلاش کردند از روایت ارسطو درباره فلسفه افلاطون و نظریه آموزه های نانوشته دفاع کنند. در فلسفه اروپایی نیز مکتب موسوم به توبینگن، با گسست از سنّت شلایرماخر به طریقی دیگر موضعی رادیکال پیش گرفتند و آموزه های نانوشته را اصیل ترین و کامل ترین نسخه فلسفه افلاطون دانستند و در نهایت، در مقابل ایشان، هانس گئورگ گادامر تلاش کرد اهمیت تعلیمات شفاهی افلاطون را نسبت به آثار مکتوب تعدیل شده تر بنگرد. در این مقاله تلاش شده است تا دیدگاه های این مفسران معاصر ارزیابی و با یکدیگر مقایسه شود.
۶۱۴.

تدوین مدل ساختاری کنترل حرکتی براساس بازداری رفتاری با نقش میانجی خودگردانی هیجانی در دانش آموزان با علائم نارسایی توجه/ بیش فعالی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۳۷
مقدمه و هدف: نارسایی توجه/بیش فعالی با مشکلاتی در بازداری رفتاری، تنظیم هیجان و کنترل حرکتی همراه است که می تواند عملکرد تحصیلی و اجتماعی کودکان را تحت تأثیر قرار دهد. ازاین رو، پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل ساختاری کنترل حرکتی براساس بازداری رفتاری با نقش میانجی خودگردانی هیجانی در دانش آموزان دارای علائم نارسایی توجه/بیش فعالی انجام شد. روش کار: این پژوهش توصیفی-همبستگی با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری شامل دانش آموزان پسر 8 تا 12 سال دارای علائم نارسایی توجه/بیش فعالی شهر چالوس بود که 209 نفر پس از غربالگری با پرسشنامه های کانرز والد و معلم به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار استفاده شده در پژوهش عبارت بودند از: مقیاس کودکان کانرز- فرم والد (1998) ، مقیاس کودکان کانرز- فرم معلم (1998) ، مقیاس کنترل حرکتی برونینکس– اوزرتسکی (1978)، آزمون بازداری رفتاری هافمن (1984)، پرسشنامه خودگردانی هیجان برای کودکان و نوجوانان گراس (2003). تجزیه تحلیل داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها: نتایج حاصل از برازش مدل ساختاری نشان داد که مدل پیشنهادی کنترل حرکتی براساس بازداری رفتاری با نقش میانجی خودگردانی هیجانی در دانش آموزان دارای علائم نارسایی توجه/بیش فعالی با داده های تجربی برازش مطلوبی دارد. اثرات مستقیم معنادار بودند: بازداری رفتاری بر خودگردانی هیجانی( >p 0005/0 ، 64/0 = β)، بر کنترل حرکتی ( >p 0005/0 ، 39/0-= β)، خودگردانی هیجانی بر کنترل حرکتی( >p 0005/0 ، 74/0-= β)، همچنین اثرات غیرمستقیم با روش بوت استرپ تأیید شد: نقش میانجی خودگردانی هیجانی (787/0- = β ، فاصله اطمینان 95%: 101/0 تا 124/0) در رابطه بین بازداری رفتاری و کنترل حرکتی معنادار بود. نتیجه گیری: در مجموع، یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که بازداری رفتاری یکی از عوامل بنیادی مؤثر بر کنترل حرکتی در دانش آموزان دارای علائم نارسایی توجه/بیش فعالی است و این تأثیر علاوه بر مسیر مستقیم، از طریق خودگردانی هیجانی نیز منتقل می شود
۶۱۵.

Exploring Interpersonal Justice in EFL Education: A Conceptual Review of Its Impact on Students' Well-being and Engagement(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۳
Among increasing interest in emotional and relational dimensions of language teaching, this conceptual review highlights the essential effect of interpersonal justice in promoting learner well-being and engagement in English as a Foreign Language (EFL) settings. Based on Self-Determination Theory (SDT), asserting that learning is most effective when individuals' basic psychological needs for competence, autonomy, and relatedness are fulfilled, this review investigates the effect of interpersonal justice can address these needs and it also synthesizes extended empirical results to investigate the effect of respectful, empathetic, and dignified class interactions on cultivating engagement, and well-being in EFL students. Recontextualization of the previous research in this review illustrates that previously examined justice-related elements had contributed to enhancing learner engagement and well-being. Justice educational activities, including unbiased feedback, active listening, and dignity-preserving communication, reduce anxiety, foster trust, and maintain learner persistence, thereby promoting engagement and well-being. The review ends with practical implications for teachers and policymakers and outlines future research directions focused on extending comprehension of interpersonal justice as an affective and motivational structure in EFL settings.
۶۱۶.

معماری به مثابه رسانه ای برای بازنمایی زمان در نقاشی؛ مطالعه ای تطبیقی بر ساختارهای فضایی در آثار جنید بغدادی و مازاتچو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۵۰
زمان، به عنوان یکی از پیچیده ترین مفاهیم در تاریخ اندیشه بشری، همواره مورد توجه اندیشمندان حوزه های مختلف بوده است. این پیچیدگی ذاتی سبب شده است تا بازنمایی های فلسفی زمان در آثار هنری به یکی از مباحث کلیدی در مطالعات میان رشته ای تبدیل شود. فهم سازوکارهای این بازنمایی ها ضمن درک عمیق تر جهان بینی های حاکم بر دوران های هنری، زمینه تازه ای برای تحلیل فلسفی آثار هنری می گشاید. پژوهش، به بررسی بازنمایی ماهیت فیزیکی زمان در نقاشی های قرن پانزدهم میلادی می پردازد. این مطالعه که بر دو مکتب هنری شرق و غرب (نگارگری ایرانی با محوریت آثار جنید بغدادی و رنسانس ایتالیایی با تأکید بر آثار مازاتچو) تمرکز دارد، تفاوت های فرهنگی در ادراک زمان را برجسته می کند و پیوندهای فلسفی- هنری را آشکار می سازد. این پژوهش بنیادی با رویکرد کیفی- تطبیقی، به تحلیل شش اثر شاخص از جنید بغدادی و مازاتچو می پردازد. داده ها به روش کتابخانه ای گردآوری و با روش توصیفی-تحلیلی، عناصر بصری و معنایی آثار با محوریت «معماری در نقاشی» به عنوان واسطی کلیدی، واکاوی شده اند. در نهایت، از رهگذر مقایسه تطبیقی، شباهت ها و تفاوت های نگرش این دو مکتب به مفهوم زمان استنباط شده است. تحلیل تطبیقی آثار، دو نظام بازنمایی متمایز از مفهوم زمان را آشکار ساخت. در مکتب غربی (مازاتچو)، زمان به صورت خطی و لحظه ای و با ابزارهایی چون پرسپکتیو تک نقطه ای، معماری واقع گرا و عمق فیزیکی بازنمایی شده که بازتاب جهان بینی ارسطویی و انسان محور رنسانس است. در مقابل، مکتب شرقی (جنید بغدادی) با استفاده از پرسپکتیو مقامی، معماری نمادین و بازنمایی هم زمان رویدادها، زمان را به شکلی چرخه ای و فرازمانی ارائه می دهد که ریشه در حکمت اشراقی و نگرش عرفانی دارد. این دو شیوه بازنمایی، به ترتیب، همخوانی پیش بینانه ای با مفاهیم فیزیک نیوتنی و نسبیت انیشتینی نشان می دهند. این پژوهش از رهگذر تأکید بر پیوند جهان بینی های فلسفی و بیان هنری، افق های تازه ای در مطالعات میان رشته ای فلسفه هنر، تاریخ علم و نشانه شناسی تصویری می گشاید..
۶۱۷.

معماران یادگیری: محیط سازنده گرا و پیامدهای آن بر عملکرد و درگیری تحصیلی در ریاضیات پایه ششم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۳
هدف: امروزه، در نظام های آموزشی پویا، رویکرد سازنده گرایی، به عنوان پارادایمی نوین در طراحی محیط های یادگیری، بر نقش فعال دانش آموز در ساخت دانش تأکید دارد و می تواند پیامدهای مثبتی بر یادگیری داشته باشد. از این رو، هدف پژوهش حاضر، بررسی پیامدهای محیط یادگیری سازنده گرا بر عملکرد و درگیری تحصیلی دانش آموزان پایه ششم در درس ریاضیات بوده است. روش پژوهش: روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر پایه ششم شهر آمل در سال تحصیلی 1401-1402 به تعداد 5487 نفر بود که با استفاده از شیوه نمونه گیری تصادفی جایگزینی، 60 نفر (30 نفر در گروه کنترل و 30 نفر در گروه آزمایش) انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های استاندارد عملکرد تحصیلی فام و تایلر (1999)  و درگیری تحصیلی زرنگ (1392) بود. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از تحلیل واریانس تک متغیره و چند متغیره استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که محیط یادگیری سازنده گرا بر عملکرد تحصیلی و ابعاد آن شامل خودکارآمدی (ES=0/472, p<0/05)، تاثیرات هیجانی (ES=0/535, p<0/05)، برنامه ریزی (ES=0/548, p<0/05)، فقدان کنترل پیامد (ES=0/317, p<0/05)، انگیزش (ES=0/143, p<0/05) و نمره کل عملکرد تحصیلی (ES=0/644, p<0/05) تأثیر معناداری دارد. همچنین، محیط یادگیری سازنده گرا بر خرده مقیاس های درگیری شناختی (ES=0/181, p<0/05)، درگیری انگیزشی (ES=0/153, p<0/05)، درگیری رفتاری (ES=0/059, p<0/05) و نمره کل درگیری تحصیلی (ES=0/317, p<0/05) نیز مؤثر بوده است. نتیجه گیری: بر این اساس، می توان نتیجه گرفت که طراحی و اجرای محیط های یادگیری سازنده گرا به طور قابل توجهی منجر به بهبود عملکرد و افزایش سطح درگیری تحصیلی دانش آموزان می شود. بنابراین، پیشنهاد می شود معلمان، به ویژه در درس ریاضی، با بهره گیری از اصول سازنده گرایی در کلاس های درس خود، فضایی فعال و پویا ایجاد کنند تا از این طریق، ضمن ارتقاء عملکرد تحصیلی دانش آموزان، علاقه و مشارکت آنان را نیز در فرآیند یادگیری به حداکثر رسانده و رضایت تحصیلی بالاتری را برای آنان به ارمغان آورند.
۶۱۸.

سنجش توانمندی هوش مصنوعی در بازآفرینی تجارب عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۵۱
پیشرفت چشمگیر هوش مصنوعی در حوزه پردازش زبان طبیعی، امکان تازه ای را برای تعامل با متون عرفانی فراهم کرده است. این در حالی است که عرفا در طول تاریخ، همواره تصریح کرده اند که کشف وشهود عرفانی، خاص گروهی است که مورد لطف حق واقع می شوند و درنتیجه، زبان خاص خود را دارد که از گستره فهم نااهلان خارج است. اخیراً هوش مصنوعی که فاقد هرگونه احساس و خودآگاهی است، این ادعا را به چالش کشیده است. در این پژوهش برای سنجش توانایی هوش مصنوعی در شبیه سازی تجارب عرفانی از روش توصیفی تجربی استفاده شده است. پس از مرور نظریات عرفا و اندیشمندان درباره تجربه عرفانی و هوش مصنوعی، دو متن عرفانی، یکی از بایزید بسطامی (نثر) و دیگری از مولوی (نظم)، به مدل زبانی ChatGPT ارائه شد تا شیوه بازآفرینی آن ها بررسی شود. نتایج نشان می دهد که هوش مصنوعی قادر است با شناسایی و بازتولید نمادها، استعارات، لحن و ساختار زبانی متون عرفانی، روایتی نزدیک به فضای تجربه عرفانی ارائه دهد. بااین حال، فقدان شهود و تجربه درونی، شبیه سازی آن را به سطح زبانی محدود می سازد و از ورود به قلمرو تجربه پدیداری ناتوان است. پژوهش حاضر نشان می دهد که اگرچه هوش مصنوعی تجربه عرفانی را به صورت درونی درنمی یابد، می تواند در بازنمایی ادبی و ایجاد پل میان سنت های عرفانی و ابزارهای نو، مفید واقع شود و ابزار قدرتمندی برای تحلیل، بازنمایی و آشنایی مخاطب معاصر با سنت های عرفانی باشد.
۶۱۹.

تعیین یارانه فناوری اطلاعات و ارتباطات جهت تحقق اهداف زیست محیطی هیئت بین دولتی تغییر اقلیم در ایران و کشورهای خاورمیانه: رهیافت RICE(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۶۱
در راستای تعهدات جهانی مقابله با تغییرات اقلیمی، سیاست های اقتصادی باید به کاهش انتشار کربن دی اکسید ( CO 2 ) و تحقق اهداف هیئت بین دولتی تغییر اقلیم   ( IPCC ) کمک کنند. یکی از ابزارهای مورد توجه در این زمینه، فناوری اطلاعات و ارتباطات ( ICT ) است که ممکن است بر بهره وری اقتصادی و اثرات زیست محیطی تأثیرگذار باشد. هدف از این پژوهش، برآورد میزان یارانه بر ICT جهت تحقق اهداف زیست محیطی IPCC در چهارچوب مدل منطقه ه ای ادغام اقلیم و اقتصاد ( RICE ) و نیز بررسی اثر ICT بر رشد اقتصادی و انتشار CO 2 نیز می باشد . برای این منظور، با استفاده از پارامترهای ساختاری مدل نوردهاوس (2013)، 4 سناریو (پایه، پایه با اعمال ICT ، محدودیت دمایی ۲ درجه (مطابق با هدف IPCC )، و محدودیت دمایی ۲ درجه با اعمال ICT ) برای مناطق ایران و کشورهای خاورمیانه شبیه سازی شده است. نتایج نشان می دهند که در هر دو منطقه مورد بررسی، در سناریوی پایه، یارانه ICT  در پایین ترین مقدار خود قرار دارد، اما در سناریوی محدودیت دمایی، این یارانه به صورت تصاعدی افزایش می یابد . همچنین، ICT منجر به افزایش رشد اقتصادی، کاهش غلظت کربن، کاهش قیمت کربن و کاهش دمای متوسط شده است.
۶۲۰.

حکمرانی ولایی در اندیشه رهبر شهید امام خامنه ای با تأکید بر کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن»

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۰۶
این مقاله با بهره گیری از سازه حرکت و روش عرضه پرسش های جدید به متون دینی، به استنباط و تبیین نظریه حکمرانی قرآنی از دیدگاه رهبر شهید امام خامنه ای با تاکید بر کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که از نظر ایشان قرآن کریم «آیین حکمرانی» و سند راهبردی اداره جامعه است و حکمرانی اسلامی ذیل مفهوم کلیدی «ولایت» تعریف می شود؛ به معنای ایجاد هم پیوندی و حرکت هماهنگ امت تحت رهبری الهی در «صراط مستقیم» به سوی هدف غایی «سعادت دو جهانی». این حکمرانی بر دو پایه «کتاب» (قرآن به مثابه جهان بینی و ایدئولوژی) و «میزان» (ولایت به مثابه معیار عدالت) استوار است. اهداف آن، انسان سازی و جامعه سازی برای تحقق نظام توحیدی عادلانه و اقامه دین است. کنشگران اصلی، مؤمنانی هستند که در شبکه ای به هم پیوسته در نظم ولایی تعامل می کنند. ارزش های حاکم، ایمان عمل ساز، توحید و تبعیت از ولایت است. سبک حاکم، «سبک ولایی» است که سبک های هرمی، بازاری و شبکه ای دنیوی را تعالی می بخشد. کارکرد اصلی، اقامه دین و حل مسائل جامعه از طریق سیاست گذاری، تنظیم گری، تسهیل گری، نظارت و نهادسازی است. قلمرو آن از تربیت فرد آغاز و تا تشکیل حکومت و در نهایت استقرار تمدن جهانی اسلام گسترش می یابد. در برابر این حکمرانی، معارضانی چون طاغوت های سیاسی- اقتصادی- فرهنگی و منافقان تشکیلاتی ایستاده اند. نوآوری پژوهش حاضر در ارائه الگوی «حکمرانی ولایی» به عنوان سبکی جدید و تعالی بخش فراتر از سبک های رایج هرمی، بازاری و شبکه ای است.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان