ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۴۱ تا ۵۶۰ مورد از کل ۵۵۹٬۷۹۲ مورد.
۵۴۱.

Habeas Narrativum: Kafka’s Trial, Legal Discourse, and the Right to Review-Ready Reasons(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۸۲
This article proposes habeas narrativum: a translation protocol that treats literary form as procedural evidence within legal discourse and converts scenes of injury in Kafka’s The Trial into administrable minima for decisions in informational regimes. Rather than reading Kafka as allegory or doctrine, the method isolates recurrent formal injuries (non-notice, non-reasons, secret files, and credibility theater) and renders them as four predicates that make authority answerable: (1) prospectively intelligible notice identifying the items at issue, the operative rule text, and the time window; (2) review-ready reasons that are case specific, traceable to the disclosed record, falsifiable by counterevidence, and timely; (3) access and rectification through a contestable record bundle; and (4) a standard of review that prefers evidence over demeanor heuristics and specifies remedies keyed to missing predicates. Read this way, The Trial functions as a forensic archive whose scenes document which minima are absent and, therefore, what a reviewer must be able to demand on the record. To demonstrate portability beyond the literary court, a brief platform-moderation mini-case shows how these predicates reorganize routine review: requiring itemized notices, record-tied reasons, and rectification channels without demanding model transparency, thereby turning literary diagnosis into enforceable review practice in contemporary legal discourse.
۵۴۲.

The Arena of Political Competition among Rival Domestic Discourses in the Islamic Republic of Iran (Case Study: 1997 AD/1376 SH–2013 AD/1392 SH)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۱۹
Problem Statement: The political arena of the Islamic Republic of Iran constitutes a site of confrontation among rival discourses that seek to establish their own hegemony through the semantic articulation of fundamental concepts such as the "People," "Guardianship," "Justice," and "Law." This competition, primarily between the Reformist and Principlist currents, not only shapes policymaking trajectories and the distribution of power, but also reflects a deeper semantic struggle over political legitimacy. Nevertheless, existing studies have largely been either mono-discursive or confined to specific historical junctures, leaving a noticeable gap in comprehensive analyses of this discursive confrontation across a continuous period. Methodology: This study adopts a qualitative approach and employs Critical Discourse Analysis grounded in the discourse theory of Ernesto Laclau and Chantal Mouffe. The data consist of official statements, key speeches, press materials, and documentary texts produced by the two dominant political currents during the period 1997 AD/1376 SH–2013 AD/1392 SH. These materials were selected through purposive sampling and analyzed with a focus on central signifiers and their modes of articulation. Findings: The findings indicate that the Reformist discourse, centered on signifiers such as the "People," "Law," and "Political Development," and the Principlist discourse, emphasizing "Velayat-e Faqih," "Islamic Values," and "Justice," each sought to redefine the field of meaning in their own favor. The study demonstrates that discursive competition during this period was dynamic, unstable, and highly contingent upon political and social contextual factors. Conclusion: The analysis of rival discourses during this period reveals that Iran’s political arena is characterized by an ongoing semantic confrontation in which each discourse attempts to establish hegemony by reconfiguring central signifiers and strategically mobilizing political and social contexts. This semantic struggle reflects a structural tension embedded in the relationship between republicanism and Islamism within Iran’s political system.
۵۴۳.

صحنه آرایی فضایی و روایت در معماری: مقایسه رویکرد رخدادمحور چومی با روایت محوری پسارا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۲۱۵
بیان مسئله: توجه به روایت و صحنه آرایی فضایی در معماری معاصر، امکانی تازه برای تفسیر و سازمان دهی تعاملی فضا فراهم کرده است. هدف پژوهش: این پژوهش با هدف بررسی تطبیقی دو رویکرد نظری شاخص، یعنی رخدادمحوری در اندیشه برنارد چومی و روایت محوری در نظریه سوفیا پسارا انجام شده است تا ظرفیت های صحنه آرایی فضایی را در طراحی معماری روایت محور تبیین کند. روش پژوهش: این مطالعه با روش کیفی، مبتنی بر تحلیل تطبیقی نظری مفهومی و تحلیل گفتمانی انجام شده است. داده ها ازطریق مرور متون تخصصی و تحلیل نمونه های شاخص (مانند پارک دولاویلت چومی و پروژه های منتخب پسارا) گردآوری و با معیارهای ساختار روایی، کنش کاربر و فرم فضایی مقایسه شده اند. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد معماری رخدادمحور چومی بر خلق گسست، تنش و تعامل میان فضا و رخداد تأکید دارد، درحالی که پسارا بر روایت چندلایه، تفسیرپذیری و تجربه محوری فضایی تمرکز می کند. تحلیل تطبیقی بیانگر آن است که تلفیق این دو رویکرد می تواند الگوهای نوینی برای معماری فرهنگی و عمومی معاصر ارائه دهد. این پژوهش بر ضرورت بازاندیشی در فرایند طراحی معماری با رویکرد روایت محور و استفاده از ابزارهای نشانه شناختی و تحلیلی برای خلق فضاهای معنادار و مشارکتی تأکید می کند.
۵۴۴.

ردیابی و تحلیل همدیدی ابرگرمای 23 تیرماه 1403 استان خوزستان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۸
زمینه و هدف: اقلیم یک جزء فراگیر و مهم اکوسیستم محسوب می گردد و تغییرات آن هرچند ناچیز می تواند سایر اجزا را در درجات مختلف تحت تأثیر خود قرار دهد. از جمله مهم ترین بلایای آب و هوایی که هر ساله پیامدهای زیست محیطی مخربی را به همراه دارند، امواج گرمایی هستند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی سینوپتیک موج گرمای بالای 50 درجه سانتی گراد مورخ 23 تیرماه 1403 استان خوزستان است. روش شناسی: این تحقیق، با دیدگاه محیطی به گردش جو صورت گرفته که در آن، ابتدا مقدار دماهای ثبت شده ایستگاه های استان خوزستان و تغییرات آن ها از اداره کل هواشناسی استان خوزستان دریافت شده و سپس با دریافت داده های سطوح فوقانی جو و تحلیل آن ها، علل گرمای شدید شناسایی گردید. در این پژوهش، برای تحلیل الگوهای همدیدی منجر به موج گرمایی استان خوزستان، داده های جوی کشور در تراز 500 هکتوپاسکال از سایت نووا استخراج گردید که شامل نقشه های ارتفاع ژئوپتانسیل، فشار سطح دریا، امگا، رطوبت نسبی و آب قابل بارش، دما، سرعت باد و ضخامت برای روزهای 21 الی 23 تیرماه 1403 بوده است. یافته ها و نتیجه گیری: نتایج نشان داد که نفوذ سامانه های کم فشارهای حرارتی پاکستان و عربستان، استقرار پرفشار جنب حاره ای آزور در جنوب غرب و پرفشار سیبری در شمال ایران در تراز 500 هکتوپاسکال، به عنوان مهم ترین الگوی تأثیرگذار در ایجاد موج گرمایی 23 تیرماه 1403 استان خوزستان بوده که از 48 ساعت قبل آغاز گشته است. همراهی این سیستم کم فشار مستقر در منطقه با الگوی توپوگرافی آن (ارتفاعات زاگرس جنوبی) و جریانات پادساعتگرد خود که از سمت جنوب، جنوب غرب استان موجب فرارفت گرم دمای تابشی صحراهای گرم لوت، عربستان، دریای عمان گشته و از طرفی با عبور آن از روی آب های گرم خلیج فارس و دریای عمان، این منطقه را هم زمان با قرارگیری در فصل گرم سال تحت تأثیر خود قرار داده که نتیجه آن افزایش شدید دما را به دنبال داشته و شرایط سینوپتیکی لازم جهت ایجاد گرمای بالای 50 درجه سانتی گراد استان خوزستان را فراهم نموده است.
۵۴۵.

دور القراءة الجهرية في تعلیم العربية على ضوء علم اللغة التطبيقي: صدى الحیاة أنموذجًا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۴۵
تُعَدّ القراءه وسیلهً أساسیه لفهم النصوص واکتساب المعرفه، ولها أنواع متعدّده، منها: القراءه الصامته والقراءه الجهریه. فالقراءه الصامته هی قراءه داخلیه دون إصدار صوت، وتُسهم فی الإدراک العام للنص، أما القراءه الجهریه فهی القراءه بصوت عالٍ مع مراعاه النطق السلیم للکلمات والحروف، ممّا یُسهم فی تحسین الأداء القرائی وتعمیق الفهم. کما تُعزّز الثقه بالنفس، وتنمّی مهاره التعبیر الشفهی، وتُطوّر المهارات السمعیه، وتُساعد فی تسهیل الاستیعاب وتقویم الأداء، فضلاً عن ترسیخ المعلومات فی ذهن القارئ. تؤدی القراءه الجهریه دورًا مهمًا فی تعلّم اللغه العربیه، إذ تُنمّی الطلاقه اللفظیه، وتُعزّز النطق السلیم، وتُقوّی المهارات السمعیه، وتغرس حبّ اللغه فی نفوس المتعلّمین. ومن أبرز عناصرها: الطلاقه، وضوح الصوت، التنغیم، التعبیر الصوتی، الترکیز، والفهم. تهدف هذه الدراسه إلى التعرف بالمنهجیه المعتمده فی تقدیم نصوص القراءه الجهریه فی کتاب المرحله المتوسطه الأولى من سلسله صدى الحیاه من تألیف الدکتور مسعود فکری وآخرون، کما تسعى إلى قیاس فاعلیه هذه القراءه فی تحسین النطق والفهم اللغوی لدى الطلاب الإیرانیین. وقد تمّ تناول دور القراءه الجهریه فی ضوء علم اللغه التطبیقی، وهو أحد فروع اللسانیات الذی له أثر کبیر فی تعلیم اللغه العربیه للناطقین بغیرها. أُجریَ هذا البحث على باستخدام المنهج الوصفی-التحلیلی، مع الاعتماد على الملاحظه فی جمع بیانات الأداء القرائی للطلاب. أظهرت النتائج أن تطبیق القراءه الجهریه وفق مبادئ علم اللغه التطبیقی أسهم فی تحسین النطق والطلاقه والتعبیر الصوتی لدى الطلاب الإیرانیین بشکل واضح. کما ارتفع مستوى فهمهم للنصوص بعد التدریب، وتقلصت الأخطاء النطقیه والإعرابیه بدرجه ملحوظه. وتؤکد النتائج أن القراءه الجهریه تمثل أداه فعاله وضروریه فی تعلیم العربیه للناطقین بغیرها.
۵۴۶.

پدیدارشناسی تجارب زیسته دانشجو معلمان و اساتید دانشگاه فرهنگیان از چالش های کارورزی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۴۳
پژوهش حاضر با هدف، پدیدارشناسی تجارب زیسته دانشجو معلمان و اساتید دانشگاه فرهنگیان از چالش های کارورزی اجرا شده است. جامعه پژوهش دانشجو معلمان ترم آخر و اساتید با تجربه کارورزی بودند. براساس اشباع نظری، 6 نفر از اساتید و 10 نفر از دانشجو معلمان به شیوه هدفمند انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته جمع آوری شد. در فرآیند کدگذاری باز، از طریق مصاحبه با دانشجومعلمان، 16 مفهوم در قالب 8 مقوله اصلی شناسایی شد. 8 مقوله استخراج شده از 12 مفهوم نیز، حاصل کدگذاری باز روی متن مصاحبه ها با اساتید بود. روایی یافته ها براساس تأیید مشارکت کنندگان و نظارت و تأیید متخصصین حاصل شد. مهم ترین مقوله های تجربه شده توسط دانشجو معلمان شامل: استرس، استاد راهنما، دروس پیش نیاز، مدیر مدرسه، معلم راهنما، شرایط مدرسه، زمان و سازماندهی بودند. مهم ترین چالش های تجربه شده توسط اساتید شامل : حجم تکالیف، محدودیت حضور در مدرسه، کمبود عضو هیئت علمی، دروس پیش نیاز، انتظارات مدیر، معلم راهنما، شرایط متفاوت مدارس و زمان بودند.
۵۴۷.

سطح انگیزه دانشجویان کارشناسی علم اطلاعات و دانش شناسی بر اساس نظریه خودتعیین گری و رابطه آن با رضایتمندی از رشته تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۸
هدف: هدف این پژوهش تعیین سطح انگیزش در میان دانشجویان رشته علم اطلاعات و دانش شناسی و بررسی رابطه آن با میزان رضایت آنان از رشته تحصیلی شان بود. روش پژوهش: این پژوهش از نوع کاربردی بوده و از حیث گردآوری داده ها، پیمایشی بود. جامعه پژوهش، دانشجویان کارشناسی رشته علم اطلاعات و دانش شناسی از دانشگاه های زیر نظر وزارت علوم، تحقیقات و فناوری ایران بودند که در نیم سال دوم سال تحصیلی 1402-1403 مشغول به تحصیل بودند. از این جامعه، 209 نفر در پژوهش شرکت کردند. داده ها از طریق پرسشنامه ای دو بخشی گردآوری شد: پرسشنامه سنجش انگیزش تحصیلی سیلوا، رودریگز و لئال (2018) و پرسشنامه رضایتمندی از رشته تحصیلی نائوتا (2007). یافته ها: نتایج نشان داد که انگیزش درونی و بیرونی دانشجویان به طور معناداری بالاتر از میانگین فرضی بود، در حالی که سطح بی انگیزگی در حد متوسط قرار داشت. همچنین آزمون همبستگی پیرسون نشان داد رابطه ای مثبت و معنادار میان انگیزش درونی و بیرونی با رضایت دانشجویان از رشته تحصیلی شان وجود دارد. از سویی دیگر، رابطه ای منفی و معنادار میان بی انگیزگی و رضایت از رشته تحصیلی مشاهده شد. این یافته ها نقش حیاتی انگیزش در تجربه تحصیلی دانشجویان را برجسته می سازد و بر ضرورت تقویت انگیزش، چه از طریق بهبود محیط آموزشی و چه از طریق ارتقای جایگاه رشته تحصیلی، برای افزایش رضایت دانشجویان تأکید می کند. نتیجه گیری: به طور کلی، دانشجویان رشته علم اطلاعات و دانش شناسی آموزش خود را هم به دلیل علاقه نسبی به رشته و هم تحت تأثیر عوامل محیطی دنبال می کنند. با این حال، هیچ یک از منابع انگیزشی در سطح مطلوب قرار ندارند، که نشان می دهد دانشجویان به طور کامل با رشته خود درگیر نیستند. این موضوع ممکن است ناشی از ضعف هایی در نظام آموزشی، بازار کار یا سایر عوامل مؤثر باشد.
۵۴۸.

Emotional Relationships with Opposite Sex: Two Studies on the Mental Health of Adolescent Girls

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۵۳
Objective : This research was conducted in two studies with the aim of investigating the mental health of adolescent girls who have relationships with opposite sex. Methods : The first study used a qualitative approach and a phenomenological method, and the second study used a quantitative approach and a causal-comparative method. In the first study, 12 adolescent girls aged 12 to 18 years old from Amlash city in 2025 who had a regular, daily, and at least one-year emotional relationship with the opposite sex were selected through purposive sampling and subjected to semi-structured interviews. In the second study, 30 adolescent girls who were in a romantic relationship with the opposite sex were selected and compared with 30 girls who were not in such a relationship. The research instruments in the second study were the Ryff Scale Psychological Wellbeing–Short Form (RSPWB-SF) and the Mental Health Questionnaire (GHQ-12). Finding : The coding of the interviews in the first study revealed 3 main themes and 27 sub-themes. In the second study, the findings showed that girls who have an emotional relationship with a opposite sex partner experience a significantly lower level of mental health and psychological well-being than girls who do not have such a relationship (P < 0.05). Conclusion : According to the findings, it can be concluded that adolescent girls have their own concerns, fantasies, and worries about emotional relationships with an opposite sex partner, which requires the attention of families, schools, and culture-building in society to prevent psychological harm and reduce their mental health.
۵۴۹.

Comparison of Parenting Styles and Psychological Distress in Patients with Obsessive-Compulsive Disorder and Bipolar Disorder

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۸
Objective: Among psychological problems, mood disorders and obsessive-compulsive disorders impose huge costs on the society every year due to their recurring nature. In this regard, the present study was conducted with the aim of comparing parenting styles and psychological distress in patients with obsessive-compulsive and bipolar disorders. Methods: The present study was applied in terms of its purpose and employed a causal-comparative (ex-post facto) design for data collection. The statistical population consisted of all patients diagnosed with Bipolar Disorder and Obsessive-Compulsive Disorder (OCD) who referred to psychiatric clinics in Ardabil during the second half of 2024. Participants were selected based on clinical interviews conducted by specialists according to DSM-5 criteria and their confirmed medical records. A total of 100 individuals (50 with Bipolar Disorder and 50 with OCD) were selected through purposive sampling based on the inclusion criteria. Data were collected using the Parenting Practices Questionnaire (PPQ) and the Depression Anxiety Stress Scales (DASS-21). The collected data were analyzed using Multivariate Analysis of Variance (MANOVA). Results: The findings indicated that although the OCD group reported higher mean scores in psychological distress and the bipolar group reported higher levels of authoritative parenting, multivariate analysis (MANOVA) did not reveal any statistically significant differences between the two groups (Wilks’ Lambda = .921, F(12, 284) = 1.00, p = .44). Similarly, univariate analyses (ANOVA) showed no significant differences in individual variables, including Depression (p = .35), Anxiety (p = .69), Stress (p = .42), Authoritative (p = .15), Authoritarian (p = .62), and Permissive parenting (p = .57). These results suggest that overall patterns of psychological distress and perceived parenting styles are largely similar across these two disorders, and the type of disorder alone does not account for substantial differences in these variables. Conclusion: Therefore, the current research emphasizes the importance of paying attention to parenting styles and psychological distress of the system in obsessive-compulsive and bipolar disorders.
۵۵۰.

Examining the extent of the application of job enrichment components, job security, and job dynamism in primary schools

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۹
The present study aimed to examine the extent to which the components of job enrichment, job security, and job dynamism are implemented in non-governmental primary schools in Zahedan during the 2024–2025 academic year. In terms of purpose, this research is applied, and in terms of method, it is a descriptive study of the correlational type. The statistical population consisted of all primary school teachers in non-governmental schools in Zahedan (N = 750). Based on the Krejcie and Morgan table and using a stratified random sampling method, a sample of 375 teachers (165 females and 210 males) was selected. Data were collected using the Job Enrichment Questionnaire (McDowell, 2005), the Job Security Questionnaire (Nissi et al., 2000), and the Job Dynamism Questionnaire (Tez et al., 1997). The collected data were analyzed at both descriptive and inferential levels, including descriptive statistics, one-sample t-test, and the Friedman test, using SPSS version 28. The findings indicated that the level of implementation of the components of job enrichment, job security, and job dynamism in non-governmental primary schools in Zahedan was above the average level. However, from the respondents’ perspective, the implementation of the component of individual freedoms within job enrichment was not satisfactory. Among the job enrichment components, social interactions at work ranked first based on mean rank. Furthermore, among the components of job security, job choice received the highest mean rank. In addition, among the components of job dynamism, promoting organizational excellence ranked first based on mean rank. The results of this study can assist educational managers and policymakers in improving the working conditions of teachers in non-governmental schools.
۵۵۱.

اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت بر خستگی مزمن، احساس شکست و تاب آوری در مادران کودکان مبتلا به سرطان خون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۲
هدف پژوهش حاضر اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت بر خستگی مزمن، احساس شکست و تاب آوری در مادران کودکان مبتلا به سرطان خون بود. این پژوهش به شیوه نیمه آزمایش و از نوع طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه آزمایش و گروه کنترل اجرا شد. جامعه آماری پژوهش را تمامی مادران دارای فرزند مبتلا به سرطان استان تهران در سال 1399 تشکیل دادند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند نمونه ای به حجم 24 نفر انتخاب شد که12 نفر در گروه آزمایش اول و 12 نفر در گروه کنترل قرار گرفتند. پرسشنامه خستگی فالمن و همکاران (2013)، تاب آوری کانر و دیویدسون (2003)، ناامیدی بک (1974) و احساس شکست گیلبرت و آلن (1998) تکمیل شد. سپس گروه آزمایش جلسات درمان متمرکز بر شفقت را به مدت هشت جلسه 90 دقیقه ای و هر هفته یک بار دریافت نمودند و در این مدت گروه کنترل برنامه عادی روزانه خود را گذراندند. برای تحلیل داده های پژوهش از تحلیل کوواریانس چندمتغیره استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که درمان متمرکز بر شفقت بر خستگی مزمن، احساس شکست و تاب آوری مادران دارای کودک مبتلا به سرطان خون تأثیر دارد. درواقع درمان متمرکز بر شفقت باعث کاهش خستگی مزمن و احساس شکست شده و میزان تاب آوری آن ها را افزایش می دهد. بنابراین توجه به درمان متمرکز بر شفقت نقش مهمی در جنبه های سلامتی مادران دارای کودک مبتلا به سرطان دارد.  
۵۵۲.

مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر عدم تحمل بلاتکلیفی و درمان هیجان مدار مبتنی بر شفقت بر انسجام روانی، تاب آوری و تحمل پریشانی در زنان در معرض طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۴۱
طلاق پدیده ای چندعاملی است که می تواند آسیب های شناختی، هیجانی، اجتماعی و روانشناختی بسیاری را برای زوجین در پی داشته باشد. هدف پژوهش مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر عدم تحمل بلاتکلیفی و درمان هیجان مدار مبتنی بر شفقت بر انسجام روانی، تاب آوری و تحمل پریشانی در زنان در معرض طلاق بود. روش پژوهش بر مبنای هدف، کاربردی و از منظر گردآوری داده ها جزء تحقیقات کمی و از نوع نیمه آزمایشی، با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل همراه با پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان در معرض طلاق مراجعه کننده به مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی شهر تهران در محدوده سال 1403-1402 بودند. تعداد نمونه 45 نفر که در سه گروه درمان مبتنی بر عدم تحمل بلاتکلیفی، گروه درمان هیجان مدار مبتنی بر شفقت و گروه کنترل تقسیم شدند. شرکت کنندگان پرسشنامه های انسجام روانی (SCQ) فلنسبرگ-مدسن و همکاران (2006)، مقیاس تاب آوری (RISC) کانر و دیویدسون (2003) و مقیاس تحمل پریشانی (DTS) سیمونز و گاهر (2005) را تکمیل کردند.گروه آزمایش اول تحت 10جلسه درمان مبتنی بر عدم تحمل بلاتکلیفی و گروه آزمایش دوم تحت 10جلسه درمان هیجان مدار مبتنی بر شفقت و در نهایت گروه کنترل هیچ گونه آموزشی دریافت نکرد. بعد از اتمام جلسات آموزشی از هر سه گروه در شرایط یکسان پس آزمون و بعد از مدت 60 روز مرحله پیگیری به عمل آمد. داده ها با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و با نرم افزار SPSS نسخه 28 تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که میانگین متغیر های پژوهش در گروه درمان هیجان مدار مبتنی بر شفقت (در پس آزمون و پیگیری) در مقایسه با گروه کنترل بیشتر ازگروه درمان مبتنی بر عدم تحمل بلاتکلیفی است و این تفاوت معنادار بود (0/05>p). با توجه به یافته ها می توان نتیجه گرفت که درمان هیجان مدار مبتنی بر شفقت اثربخشی بیشتری نسبت به درمان مبتنی بر عدم تحمل بلاتکلیفی بر تحمل پریشانی دارد.
۵۵۳.

مقایسه اثربخشی آموزش ذهن آگاهی و خودمراقبتی بر عزت نفس جنسی در زنان مبتلا به سرطان پستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۴
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش ذهن آگاهی و خودمراقبتی بر عزت نفس جنسی در زنان مبتلا به سرطان پستان انجام شد. تحقیق حاضر طرح نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و همراه با پیگیری دو ماهه بود و از منظر هدف، تحقیق کاربردی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه بیماران 50-30 ساله مبتلا به سرطان پستان در سال 1400 بودند که در بیمارستان شهید فیروزگر تهران در حال درمان بودند. نمونه پژوهش به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه اختصاص داده شدند. حجم نمونه شامل 45 نفر (برای هر گروه 15 نفر؛ یعنی 15 نفر در گروه آزمایشی 1، یعنی 15 نفر در گروه آزمایشی 2 و 15 نفر نیز در گروه کنترل) بود. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه عزت نفس جنسی زینا و اسچوارز (1996) بود و گروه های آزمایش جلسات آموزش ذهن آگاهی (کابات زین، 2015) و آموزش خودمراقبتی کلارک و همکاران (2014) را دریافت کردند. به منظور تحلیل آماری داده ها، از تحلیل واریانس آمیخته استفاده شد. یافته ها نشان داد که دو شیوه آموزش ذهن آگاهی و خودمراقبتی، بر عزت نفس جنسی در پس آزمون اثر معنی دار دارند. بین نمرات عزت نفس جنسی در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری صرف نظر از نوع مداخله، تفاوت وجود داشت (0/001>p). از بین دو شیوه آموزش ذهن آگاهی و خودمراقبتی، آموزش ذهن آگاهی در تقویت عزت نفس جنسی زنان مبتلا به سرطان پستان موثرتر بود. لذا می توان نتیجه گیری کرد که با استفاده از شیوه های آموزش ذهن آگاهی و خودمراقبتی (به ویژه آموزش ذهن آگاهی)، می توان عزت نفس جنسی را در زنان مبتلا به سرطان پستان بهبود بخشید.
۵۵۴.

شناسایی راهکارهای بهبود فرآیند یاددهی- یادگیری در مدارس روستایی استان ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۹
زمینه و هدف: گسترش فهم و شناخت معلمان از راهکارهای بهبود یاددهی یادگیری در مدارس می تواند به مدیریت بهینه این جریان کمک کند. در این راستا، مطالعه حاضر با هدف شناسایی راهکارهای بهبود فرآیند یاددهی- یادگیری در مدارس روستایی استان ایلام با استفاده از تکنیک دلفی انجام شد. روش :اعضای پانل دلفی (مشارکت کنندگان) در این مطالعه، 20 نفر از معلمان روستایی مقطع ابتدایی استان ایلام بودند که به روش نمونه گیری گلوله برفی برای انجام پژوهش انتخاب شدند. در این پژوهش، پس از سه دور، نسبت به راهکارهای بهبود فرآیند یاددهی- یادگیری در مدارس روستایی مقطع ابتدایی استان ایلام، اجماع حاصل شد. هر دور حدود 10 روز و کل مطالعه حدود یک ماه طول کشید. ابزار اصلی پژوهش در دور اول مطالعه دلفی پرسشنامه با پرسش های باز- پاسخ و در دور دوم و سوم، پرسشنامه با پرسش های بسته و باز- پاسخ بود. در تمام دورها، پرسشنامه پژوهش به صورت حضوری و یا از طریق پست الکترونیکی برای اعضای پانل ارسال و از آن ها درخواست شد که در جهت مطالعه و تکمیل سؤلات پرسشنامه اقدام نمایند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تکنیک تحلیل محتوای عرفی و نرم افزار SPSS نسخه 27 انجام شد. یافته ها: نتیجه اجرای سه دور مطالعه دلفی، شناسایی 27 راهکار اجرایی برای بهبود فرآیند یاددهی- یادگیری در مدارس روستایی مقطع ابتدایی استان ایلام از دیدگاه معلمان روستایی بود. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه می تواند دستاوردهای مناسبی را برای سیاستگذاران نظام آموزشی کشور، مدیران و معلمان مدارس به همراه داشته باشد و به آنان در بکارگیری روش های تدریس فعال در نظام آموزشی و بالتبع یادگیری مؤثر فراگیران کمک کند.
۵۵۵.

واکاوی تبیینی پاسخ های سفید دانش آموزان ایرانی در مطالعه پرلز ۲۰۲۱(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۱
شواهد نشان می دهد که دانش آموزان ایرانی نرخ بالاتری از عدم پاسخ به سؤالات یا پاسخ های سفید را نسبت به میانگین کشورهای شرکت کننده ثبت می کنند. پژوهش حاضر با هدف شناسایی الگوها و عوامل مرتبط با بروز پاسخ های سفید در مطالعه پرلز 2021، بر داده های 5962 دانش آموز پایه چهارم ایران با استفاده از روش تحلیل ثانویه مبتنی است. در این مطالعه، تفاوت میزان پاسخ های سفید به صورت تطبیقی (ایران در مقایسه با سایر کشورها)، روندی (در مقایسه ادوار مختلف پرلز) و درون آزمونی (بر اساس ویژگی های سؤال) بررسی شد. نتایج نشان داد که نسبت پاسخ های سفید دانش آموزان ایرانی بیش از میانگین سایر کشورهاست و این تفاوت به ویژه در سؤالات تشریحی برجسته تر است. همچنین، با افزایش درجه دشواری متن و پیچیدگی فرایندهای شناختی خواندن، احتمال بروز پاسخ سفید افزایش می یابد. تحلیل روندی حاکی از آن است که بیشترین میزان پاسخ سفید در سال 2021 و کمترین آن در سال 2011 مشاهده شده و از سال 2011 به بعد روندی افزایشی داشته است. در تحلیل استنباطی با استفاده از رگرسیون، نوع پاسخ گویی (تشریحی بودن سؤال) و دشواری سؤال به عنوان مهم ترین پیش بین های بروز پاسخ سفید شناسایی شدند و این دو متغیر بخش قابل توجهی از واریانس عدم پاسخ را تبیین کردند. در مجموع، یافته ها نشان می دهد که پاسخ های سفید در میان دانش آموزان ایرانی احتمالاً به دلیل محدودیت های توانایی شناختی و بار ذهنی بالاترِ سؤالات مرتبط است. این نتایج بر آموزش مهارت های خواندن سطح بالا و مداخلات هدفمند در راستای ارتقای توانمندی های دانش آموزان و افزایش تمرکز آنان برای کاهش نرخ عدم پاسخ در مطالعات بین المللی تأکید می کند.
۵۵۶.

ساخت و روایی سنجی مقیاس جایگاه طلبی اجتماعی و ارتباط آن با تشخص طلبی اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۷
مقدمه: جایگاه طلبی به عنوان یک انگیزه، راه انداز بسیاری از رفتارهای انسان است. هدف پژوهش حاضر ساخت و روایی سنجی یک مقیاس برای سنجش جایگاه طلبی اجتماعی و تعیین ارتباط آن با تشخص طلبی اجتماعی بود. روش: این پژوهش به شیوه آمیخته و در سه مرحله انجام شد. در مرحله اول جامعه مورد مطالعه شامل تمام مقالات چاپ شده در حوزه جایگاه طلبی اجتماعی بود که در خلال سال های ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵ چاپ شده بودند. نمونه مورد مطالعه شامل 95 مقاله بود که به شیوه نظام مند مرور شدند و ۱۳۰ گویه از آن ها استخراج شد. پس از روایی سنجی توسط خبرگان و محاسبه نسبت و شاخص روایی محتوا، ۷۲ گویه باقی ماند. در مرحله دوم، گویه های تأییدشده در قالب یک مقیاس الکترونیک (گوگل فرم) تدوین و برای ۱۵۱ نفر از ایرانیان کاربر فضای مجازی (۱۶ تا ۷۰ سال) اجرا شد. داده ها با تحلیل عامل اکتشافی تحلیل و به ۲۹ گویه کاهش یافت. در مرحله سوم، گویه های باقی مانده مجدداً منتشر و ۴۴۵۷ پاسخ معتبر دریافت شد که با تحلیل عامل تأییدی بررسی گردید. یافته ها: مقیاس نهایی شامل ۲۲ گویه در قالب ۳ عامل بود که ۵۹ درصد از واریانس سازه جایگاه طلبی اجتماعی را تبیین می کند. نتیجه گیری: مقیاس جایگاه طلبی اجتماعی ابزاری معتبر برای سنجش انگیزه به دست آوردن جایگاه اجتماعی است. سنجش رابطه آن با تشخص طلبی اجتماعی نشان دهنده روایی ملاکی مقیاس بود.
۵۵۷.

نقش میانجی پرخاشگری ارتباطی پنهان در رابطه بین تعارض کار-خانواده و سبک های دلبستگی با دلزدگی زناشویی در زنان شاغل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۴
مقدمه : با افزایش حضور زنان در بازار کار، همزمانی ایفای نقش های شغلی و خانوادگی می تواند زمینه ساز بروز تعارضات بین فردی و مشکلات زناشویی شود. در این میان، دلزدگی زناشویی به عنوان یکی از پیامدهای مهم تعارض کار-خانواده و سبک های دلبستگی ناایمن، می تواند کیفیت زندگی زنان شاغل را تحت تأثیر قرار دهد. با وجود پژوهش های انجام شده درباره روابط دوتایی این متغیرها، نقش میانجی پرخاشگری ارتباطی پنهان در تبیین این روابط کمتر مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی پرخاشگری ارتباطی پنهان در رابطه بین تعارض کار-خانواده و سبک های دلبستگی با دلزدگی زناشویی در زنان شاغل انجام شد . روش : پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی و از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری شامل زنان شاغل متأهل مراجعه کننده به مراکز مشاوره منطقه 5 شهر تهران در سال 1401-1402 بود که از میان آنان 250 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و در نهایت داده های 225 نفر تحلیل شد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه تعارض کار-خانواده نت مایر و همکاران (1996)، مقیاس دلبستگی بزرگسال کولینز و رید (1990)، مقیاس دلزدگی زناشویی پاینز (1996) و مقیاس پرخاشگری ارتباطی پنهان نلسون و کارول (2006) بود. داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر در نرم افزارهای SPSS26 و Amos23 تحلیل شدند . یافته ها : نتایج نشان داد سبک دلبستگی ایمن دارای اثر منفی و مستقیم بر دلزدگی زناشویی بود ( β = -0.152 ، p < 0.05 ) . همچنین، سبک دلبستگی ناایمن دارای اثر مثبت و مستقیم بر پرخاشگری ارتباطی پنهان ( β = -0.128 ، p < 0.05 )و دلزدگی زناشویی ( β = -0.189 ، p < 0.01 ) بود.علاوه بر این، تعارض کار – خانواده دارای اثر مثبت و مستقیم بر پرخاشگری ارتباطی پنهان ( β = -0.184 ، p < 0.01 ) و دلزدگی زناشویی( β = -0.173 ، p < 0.01 )بود . همچنین، پرخاشگری ارتباطی پنهان دارای اثر مثبت و مستقیم بر دلزدگی زناشویی بود( β = -0.173 ، p < 0.01 ) .نتایج بوت استرپ نیز نشان داد اثرات غیرمستقیم سبک های دلبستگی و تعارض کار – خانواده از طریق پرخاشگری ارتباطی پنهان بر دلزدگی زناشویی معنادار است( p < 0.05 ). نتیجه گیری : یافته های این پژوهش نشان داد که زنان شاغل در مواجهه با تعارض میان نقش های شغلی و خانوادگی، در صورت برخورداری از سبک های دلبستگی ناایمن و استفاده از الگوهای ارتباطی پرخاشگرانه و غیرمستقیم، بیشتر در معرض فرسودگی هیجانی و دلزدگی در روابط زناشویی قرار می گیرند. بنابراین، آموزش مهارت های ارتباطی، تنظیم هیجان و مدیریت تعارض می تواند در کاهش دلزدگی زناشویی زنان شاغل و بهبود کیفیت روابط زوجی مؤثر باشد .
۵۵۸.

تبیین نقش سرمایه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در رفتارهای شهروندی تحصیلی: بررسی نقش واسطه ای منش های اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۲
مقدمه: در سال های اخیر، رفتارهای شهروندی تحصیلی به عنوان یکی از مؤلفه های اساسی در ارتقای کیفیت یادگیری، بهبود تعاملات دانشگاهی و تقویت مسئولیت پذیری دانشجویان موردتوجه فزاینده پژوهشگران قرارگرفته است. این رفتارها از عوامل گوناگون فردی و خانوادگی تأثیر می پذیرند؛ ازاین رو، هدف پژوهش حاضر تبیین علّی رفتارهای شهروندی تحصیلی بر اساس سرمایه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با درنظرگرفتن نقش واسطه ای منش های اخلاقی در میان دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان بود. روش: روش پژوهش توصیفی-همبستگی و از نوع مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان یزد در سال تحصیلی ۱۴۰۳–۱۴۰۲ بود. نمونه ای به حجم ۳۶۰ نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شد که از این میان ۳۵۲ نفر در تحلیل نهایی شرکت کردند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های رفتار شهروندی تحصیلی (گل پرور، 1389)؛ سرمایه اجتماعی خانواده (اکبری، 1392)؛ سرمایه های فرهنگی (شربتیان و اسکندری، 1396) و منش های اخلاقی (خرمایی و قائمی، ۱۳۹۷) بود. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS-26 و Smart PLS-3 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد سرمایه اجتماعی تأثیر مستقیمی بر رفتارهای شهروندی تحصیلی دارد (19/0β =)، درحالی که سرمایه فرهنگی (04/0- (β = و سرمایه اقتصادی (06/0β =) فاقد تأثیر مستقیم معنادار بودند. هر سه نوع سرمایه به طور معناداری منش اخلاقی را پیش بینی کردند (سرمایه اجتماعی؛ 13/0β =، سرمایه اقتصادی؛ 23/0β =، سرمایه فرهنگی؛ 20/0β =). همچنین منش اخلاقی تأثیر قابل توجهی بر رفتارهای شهروندی تحصیلی داشت (42/0β =). در مسیرهای غیرمستقیم، سرمایه فرهنگی (10/0β =) و سرمایه اقتصادی (08/0β =) از طریق منش اخلاقی بر رفتارهای شهروندی تحصیلی اثرگذار بودند، اما اثر غیرمستقیم سرمایه اجتماعی معنادار نبود (05/0β =). نتیجه گیری: این نتایج نقش مستقیم سرمایه اجتماعی را در تقویت رفتارهای شهروندی تحصیلی برجسته کرده و بر اهمیت منش اخلاقی به عنوان سازوکار واسطه ای در انتقال اثر سرمایه های فرهنگی و اقتصادی تأکید دارد
۵۵۹.

ارزیابی مدل ایده پردازی خودکشی براساس باورهای هیجانی در بزرگسالان با سابقه ناملایمات کودکی: اثرات میانجی گری سریالی تنظیم هیجانی و سندرم بحران خودکشی به عنوان یک آسیب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۵
مقدمه: تجربه تروما در کودکی اثرات جبران ناپذیری بر ذهن فرد در بزرگسالی می گذارد و با افکار خودکشی مرتبط است. هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی تنظیم هیجانی و سندرم بحران خودکشی در رابطه بین باورهای هیجانی با ایده پردازی خودکشی در بزرگسالان با سابقه ناملایمات کودکی بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی (تحلیل مسیر سریالی) بود. جامعه آماری را کلیه بزرگسالان شهر سمنان که سابقه ناملایمات در دوران کودکی دارند، تشکیل دادند که از این میان 320 نفر به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه های آسیب های دوران کودکی برمنر و همکاران (2007)، ایده پردازی خودکشی بک و همکاران (1988)، باورها درباره هیجانات مانسر و همکاران (2012)، تنظیم هیجان گراس و جان (2003) و سندرم بحران خودکشی بلچ الوکی و همکاران (2021) بود. به منظور تحلیل مدل پژوهش از روش تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که باورهای هیجانی بر ایده پردازی خودکشی اثرمستقیم و معناداری دارد و باورهای هیجانی با ایده پردازی خودکشی از طریق تنظیم هیجانی و سندرم بحران خودکشی مرتبط است (05/0 P< ). نتیجه گیری: طبق نتایج به دست آمده، باورهای منفی درباره هیجانات با سرکوبی هیجانی بالاتر و توانایی ارزیابی مجدد پایین تر همراه بود که با سندرم بحران خودکشی بیشتر مرتبط بود که در نهایت با خطر خودکشی بالاتر همراه بود. با شناخت و کسب بینش درخصوص چرخه شکل گیری افکار خودکشی به ویژه نسبت به عوامل میانجی می توان، مقدماتی برای طراحی برنامه های آموزشی، پیشیگیرانه و درمانی در عدم گرایش به خودکشی، طراحی و اجرا کرد و از شیوع افکار خودکشی کاست .
۵۶۰.

طراحی و اعتباربخشی الگوی برنامه درسی مبتنی بر سبک های یادگیری در علوم تجربی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۵۳
پیشینه و اهداف: هدف از  این پژوهش طراحی و اعتباربخشی الگوی برنامه درسی مبتنی بر سبک های یادگیری در علوم تجربی است. روش ها : پژوهش حاضر از نوع توسعه ای کاربردی و با توجه به رویکردهای اتخاذشده، از نوع آمیخته(کیفی و کمی) است. لذا به منظور طراحی الگوی بهینه برنامه درسی مبتنی بر سبک های یادگیری از بعد هدف، محتوا، روش های یادهی- یادگیری و ارزشیابی ابتدا به بررسی اسناد و منابع علمی پرداخته شد سپس با انجام مصاحبه ای نیمه سازمان یافته با صاحبنظران و معلمان درس علوم تجربی نظریات آن ها به طور جداگانه ثبت و مصاحبه ها در هر دو گروه تا اشباع داده ها ادامه پیدا کرد. مشارکت کنندگان شامل کلیه اسناد و مدارک علمی(اسناد بالا دستی) در درس علوم تجربی و متخصصان مطالعات برنامه درسی و روانشناسی تربیتی بودند. بر این اساس برای تحلیل یافته های حاصل از مصاحبه نیمه ساختارمند تعداد افراد مصاحبه شونده برای متخصصین 9 نفر و برای معلمان درس علوم تجربی 8 نفر بودند. در بعد کیفی به منظور دستیابی به هدف مطالعه، انتخاب نمونه ها براساس رویکرد مبتنی بر هدف و به روش نمونه گیری متوالی انجام پذیرفت. تحلیل محتوایی تحقیقات کیفی از طریق فرایند طبقه بندی نظام مند، کدها و طبقات و به صورت استقرایی از داده های خام استخراج شد. جهت بررسی معیارهای دقت در تحلیل محتوا از اعتبار، انتقال پذیری، قابلیت اعتماد و قابلیت تأیید استفاده شد و در نهایت درصد توافق درون موض وعی 82/0 برآورد گردید. یافته ها: در نهایت، الگوی برنامه درسی مبتنی بر سبک های یادگیری در علوم تجربی طراحی گردید. برای اعتباریابی الگوی طراحی شده، از نظرات متخصصان حوزه های برنامه ریزی درسی، روانشناسی تربیتی، معلمان علوم تجربی استفاده شد که درصد بالایی از افراد مذکور الگوی پیشنهادی را تأیید نمودند. نتیجه گیری: الگوی طراحی شده برنامه درسی مبتنی بر سبک های یادگیری در علوم تجربی از اعتبار لازم برخودار است.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان