نقش ساختار فضایی در شکل گیری نقشه های ذهنی کاربران؛ مقایسه تطبیقی بازار سنتی تهران و ایران مال(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
درک و بازنمایی فضا حاصل برهم کُنش میان ساختار کالبدی فضایی محیط و سازوکارهای شناختی کاربران است. در بستر فضاهای عمومی شهری، این تعامل نقشه های ذهنی متمایزی را شکل می دهد که بازتابی از ساختار فضایی، تجربه ادراکی و نظام های فرهنگی هر محیط اند. پژوهش با هدف تبیین نقش ساختار فضایی در شکل گیری نقشه های ذهنی کاربران، با رویکردی تطبیقی و تحلیلی–ترکیبی انجام شده است. دو فضای شهری با ویژگی های فضایی و فرهنگی متضاد، یعنی بازار سنتی تهران به عنوان نماد تداوم فضایی–تاریخی و ایران مال به مثابه بازتولید نظم فضایی مدرن، به صورت هدف مند انتخاب شدند. روش تحقیق ترکیبی (اسنادی–میدانی)، است. در بخش اسنادی، داده ها از نقشه های معماری و تحلیل پیکره بندی فضایی استخراج گردید و در بخش میدانی، از مشارکت ۶۰کاربر در رسم نقشه های ذهنی و تکمیل پرسش نامه های ادراک فضایی بهره گرفته شد. چارچوب مفهومی پژوهش بر پیوند سه متغیر «ساختار فضایی»، «خوانایی محیطی» و «بازنمایی ذهنی»، استوار است و چهار شاخص اصلی شامل «سلسله مراتب حرکتی»، «هم پیوستگی فضایی»، «نشانه های هویتی» و «جهت مندی ادراکی کاربران»، موردتحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان می دهد بازار سنتی تهران با ساختاری ارگانیک و چندکانونی، نقشه های ذهنی چندلایه و انعطاف پذیر ایجاد می کند، درحالی که ایران مال با سازمان دهی هندسی و مسیرهای خطی، ادراک متمرکز و کنترل شده تری از فضا را تثبیت می نماید. تحلیل تطبیقی بیانگر آن است که تفاوت در پیکره بندی فضایی، بازتاب دو الگوی متقابل در تجربه محیطی است: یکی مبتنی بر تداوم فرهنگی و خوانایی تاریخی و دیگری متکی بر نظم مدرن و کنترل ادراکی در ساختار فضاهای معاصر.







