۱.
در دهه های اخیر، پوپولیسم به یکی از مهم ترین چالش های نظری و عملی در نظام های دموکراتیک بدل شده است. گسترش این پدیده، به ویژه در قالب احزاب و رهبران پوپولیست، موجب دگرگونی در سازوکارهای سنتی سیاست ورزی و تضعیف نهادهای واسطی چون احزاب سیاسی شده است. پژوهش حاضر با هدف واکاوی رابطه میان گفتمان پوپولیستی و افول احزاب سیاسی، به ویژه از منظر مشروعیت، نهادینه سازی و کارویژه های نمایندگی، سامان یافته است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مطالعه منابع کتابخانه ای و اسناد علمی است. یافته ها نشان می دهد که پوپولیسم با بهره گیری از گفتمان ضدسیستمی، شخصی سازی سیاست، حذف واسطه های نهادی و تقلیل سیاست به تقابل های هویتی، نه تنها موجب تضعیف مشروعیت احزاب، بلکه باعث از بین رفتن رقابت سالم حزبی، تشدید قطبی سازی و بی ثباتی در فرآیند نمایندگی سیاسی می شود. مطالعه نمونه هایی همچون ترامپ در آمریکا، جانسون در بریتانیا و احزاب راست افراطی در فرانسه، گواه آن است که پوپولیسم در قالب کنش سیاسی و گفتمان عمومی، نقشی بنیادین در فرسایش ساختار حزبی در دموکراسی های معاصر ایفا می کند. نتیجه گیری پژوهش حاکی از آن است که در صورت استمرار این روند، نظام های دموکراتیک با بحرانی ساختاری مواجه خواهند شد که بازتعریف نقش احزاب را ضروری می سازد.
۲.
این مقاله با هدف بررسی جنگ عادلانه در اندیشه ابونصرفارابی نگاشته شده است. سوال اصلی این است که فارابی با چه استدلایی عادلانه بودن جنگ را توجیه می نماید؟ آیا این پذیرش به معنای آن است که جنگ ناعادلانه نیز وجود دارد؟ یافته های پژوهش حاکی از این است که جنگ در اسلام یک راه حل برای از بین بردن ظلم، فتنه و تجاوزگری است و هرگز برای انتقام جویی، جاه طلبی، کشورگشایی و یا به دست آوردن غنائم و اشغال سرزمین های دیگران نیست. همچنین در نزد فارابی، معیارهای عادلانه بودن یا جائرانه بودن جنگ در مفاهیم کلیدی چون خیر و عدالت، تجسم می یابد و جنگی عادلانه می باشد که در راستای کسب خیر برای اهالی مدینه و تحقق عدالت همگانی صورت پذیرد. نتیجه پژوهش بر این امر دلالت دارد که نظریه جنگ عادلانه فارابی از جمله نظریاتی است که روایی و ناروایی جنگ ها را معطوف به غایت آنها دانسته و ابزار و وسیله فعل را در رتبه های بعدی اهمیت قرار می دهد. در نتیجه در اندیشه او، جنگ عادلانه در گِروی ترویج، توزیع و تأمین فضیلت و خیرات است و در غیر این صورت تبدیل به جنگی جائرانه می شود. این مقاله با بررسی آثار و منابع کتابخانه ای و رویکردی هرمونتیک به تفسیر آثار فارابی می پردازد و به کمک روش توصیفی-تحلیلی گردآوری شده است.
۳.
عمده ترین مبانی نظری انقلاب اسلامی در اندیشه امام موسی صدر به رضایت مردمی و بیعت با حاکم ، نفی نظام موروثی و تاکید بر حاکمیت الهی از طریق نامشروع دانستن حکومت غیر معصوم اشاره دارد. طرد، نفی و رد نظام حاکم مستقر از طریق بسیج توده های مردمی و استقرار نظم جدید ویژگی بارز مبانی نظری انقلاب اسلامی در اندیشه شهید مطهری بوده است. در این مقاله که با روش تحلیلی، توصیفی و با استفاده از چارچوب نظری فرهنگی انقلاب اسلامی تدوین شده است، تاثیرذهنیت و باورهای فرهنگی و نگرش دینی مذهبی در ارایه مبانی نظری انقلاب اسلامی مطمح نظر بوده و طبق سئوال این پژوهش عمده ترین وجوه تشابه و تمایز مبانی نظری انقلاب اسلامی دراندیشه امام صدر و شهید مطهری بررسی شده است.امام صدر با اثبات نظریه خویش از طریق نفی نظام پادشاهی، حکومت مطلوب خود را بر پایه مشارکت مردمی و رضایت عمومی بنا می نهد و شهید مطهری به صورت مستقیم به نفی گفتمان پهلویسم از طریق بسیج توده های مردمی مبادرت می ورزد . الگوی حکمرانی فدرالیسم سیاسی جغرافیایی در اندیشه امام صدر و تمرکز قدرت سیاسی در بدنه حاکمیت نوآوری مبانی نظری انقلاب اسلامی ایران دراندیشه دو اندیشمند در این پژوهش می باشد.
۴.
بر اساس دیدگاه های حضرت امام خمینی و بخصوص رهبر معظم انقلاب اسلامی، آیت الله خامنه ای، نظریه ای که مبنای کلان و تعیین ماهیت حکمرانی در جمهوری اسلامی را شکل می دهد، "نظریه نظام انقلابی" می باشد. نظریه ای که ویژگی ها، بایدها و نبایدها، شاخصه ها و ملزومات حکمرانی صحیح در کشور انقلابی ایران را تعیین می کند و مضمون آن در گفتمان امام خمینی به وفور پیدا شده و عین عبارت آن نیز در کلام رهبر انقلاب اسلامی، آیت الله خامنه ای بخصوص در دهه ی اخیر به چشم می خورد. در این پژوهش، سئوال و مسئله ی اصلی، تعیین شاخصه های الگوی حکمرانی بر اساس نظریه ی نظام انقلابی است. لذا با کمک روش تحقیق اسنادی به تدوین اولیه شاخص های نظام انقلابی در حوزه های مختلف حکمرانی پرداخته شده است و در ادامه نیز با مصاحبه عمیق با تعدادی از نخبگان حاکمیتی-دانشگاهی، در دو دسته بندی «الگو و راهبرد پیاده سازی نظام انقلابی» و «شاخصه های عملکردی نظام انقلابی» در راستای الگوی حکمرانی بر اساس نظام انقلابی، راهکارها و شاخصه هایی ارائه شده است. از آنجائیکه محدودیت حجم پژوهش امکان درج بسیاری از مطالب و سرفصل ها را نمی دهد، لذا این سوژه و موضوع می تواند مبنای بسیاری پژوهشهای کاربردی در حوزه ی حکمرانی در نظام اسلامی شود.
۵.
در ارتباط با گسترش دانش سیاست در جامعه ایرانی از زمان تأسیس این رشته، عوامل زیاد و متنوعی دخیل بوده است؛ سازمان ها و ارگان ها، دانشگاه ها و گروه ها، تحولات و اتفاقات داخل و بیرون از ایران، انجمن ها و نشریات و افراد برجسته از سیاست مداران، استادان، فیلسوفان، کارگزاران و دانش آموختگان و به طور کلی فعالان این حوزه از جمله آن ها هستند که همگی بر گسترش کمی و کیفی دانش سیاست در ایران تاثیرگذار بوده اند. یعنی این عوامل در تعامل با جامعه و نوع نظام سیاسی و فرهنگ جامعه، باعث گسترش این دانش شده اند. مدعا این است که گسترش و استمرار تاریخی دانش سیاست در قالب دانشگاه، مرکز، مؤسسه، اندیشکده، انجمن، سایت، کانال و شبکه و مجله در جامعه ایرانی می تواند نشانگر موضوعاتی از جنس «ضرورت پیوند علم با نیازهای عینی» با طرح مباحث نظری یا کارکردی یا حتی نیازهایی از جنس «الزامات زندگی جمعی جدید» باشد که اطلاق «توسعه» یا «رشد» بر آن را می توان داشت.تعبیری که به معنی الزام ضروری حضور این دانش در جامعه ایرانی است. این مقاله با نگاهی کمّی و البته با روش توصیفی - استنباطی به بررسی فعالیت های تاریخ معاصر مرتبط با دانش سیاست پرداخته و از این زاویه، تلاش کرده با عطف توجه به پیچیدگی موضوع، جنبه ها و ابعادی از آن را باز کند.
۶.
این پژوهش به بررسی تأثیر به قدرت رسیدن مجدد طالبان در افغانستان بر مناقشات آبی و مرزی با جمهوری اسلامی ایران از منظر نظریه امنیتی سازی می پردازد. با توجه به جایگاه حساس آب های مرزی به ویژه رودخانه هیرمند و اهمیت امنیت ملی برای هر دو کشور، این تحقیق سعی دارد تا نشان دهد چگونه طالبان با تسلط بر افغانستان، سیاست های مربوط به منابع آب را به موضوعی امنیتی برای ایران تبدیل کرده است. هدف اصلی این پژوهش، تحلیل چگونگی امنیتی سازی مسائل آبی و مرزی توسط جمهوری اسلامی ایران در مقابل تحولات افغانستان پس از بازگشت طالبان به قدرت است. این پژوهش با استفاده از روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و بهره گیری از منابع کتابخانه ای، تلاش می کند تا به درک بهتری از فرآیند امنیتی سازی این مناقشات دست یابد. یافته ها نشان می دهد که گفتمان های امنیتی سازی در ایران، طالبان را به عنوان تهدیدی برای منابع آبی و مرزی تلقی کرده و این مناقشات از سطح فنی و سیاسی به سطح امنیتی ارتقا یافته اند. نتایج همچنین حاکی از آن است که این فرآیند امنیتی سازی می تواند زمینه ساز تصمیمات فوری و استثنایی در سیاست خارجی و منطقه ای ایران باشد، که ممکن است تأثیرات بلندمدتی بر روابط ایران و افغانستان داشته باشد
۷.
نقش آفرینی گسترده احزاب در روابط بین الملل و اثرگذاری آن در سیاست گذاری خارجی دولت ها، گونه جدیدی از دیپلماسی را شکل داده است که می توان از آن به دیپلماسی حزبی تعبیر کرد. احزاب از یک سو در عرصه عمومی و از سوی دیگر با حضور در نهادهای سیاستگداری خارجی نقش آفرینی می کنند. بنابراین می توان گفت در صورت نقش آفرینی احزاب در روابط بین الملل، دیپلماسی حزبی در میانه دیپلماسی رسمی و عمومی و متفاوت از آنان می باشد؛ هر چند در بخش هایی نیز با هر دو حوزه هم پوشانی دارد. در این مقاله با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و بررسی شاخص ها و سیاست های مؤثر در دیپلماسی حزبی به دنبال پاسخ به این سوال هستیم که دیپلماسی حزبی در سیاست گذاری خارجی ایران چه جایگاهی دارد؟ در این راستا فرضیه مطرح شده این است که امروزه دیپلماسی حزبی از ابزارهای مهم در روابط بین کشورها و به جهت ساختار ذاتی آن، متفاوت از رویه های دیپلماسی رسمی و عمومی است. گزارش های منتشر شده حکایت از این دارد که در دو دهه اخیر، فقط حزب موتلفه اسلامی دارای روابط خارجی بوده است. به همین جهت این مقاله به ارزیابی جایگاه دیپلماسی حزبی در ایران با تمرکز بر روابط خارجی حزب موتلفه اسلامی می پردازد. این مقاله، نه از منظر روابط بین الملل، بلکه از منظر سیاستگذاری خارجی به عنوان شاخه ای مهم از سیاست گذاری عمومی به این موضوع می نگرد. روش وابزار انجام این مقاله شامل روش توصیفی- تحلیلی با استفاده از بررسی های تاریخی، گستره و سطح همکاری های حزبی، جایگاه دیپلماسی حزبی در مصوبات قانونی و نیز عضویت در اتحادیه ها و همکاری های منطقه ای و بین المللی احزاب است
۸.
به لحاظ نظری تبار تفکر اصواگرایی در ایران معاصر به اوایل دوران مشروطه و خصوصاً تبار فکری شیخ فضل الله نوری می رسد. با وقوع انقلاب اسلامی ایران و طرح نظریه ولایت فقیه بر مبنای اسلام فقاهتی، نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران شکل گرفت و این تفکر حیاتی دوباره پیدا کرد. در اوایل انقلاب این شیوه تفکر در قالب راست سنتی مطرح شده و در اوایل دهه 1380 در قالب جدید اصولگرایی مطرح شد. به همین دلیل هدف پژوهش حاضر بررسی مبانب فکری تفکر اصولگرایی در ایران بعد از انقلاب است. سوال اصلی این پژوهش بر آن است که مبانی تفکر اصولگرایی کدامند؟ با توجه به نوع روش تحقیق این پژوهش که روش تحلیل مضمون است، پژوهش حاضر فاقد فرضیه است. این پژوهش با نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی، پس از مصاحبه به 15 نفر از متخصصان و صاحبنظران، نهایتا به اشباع نظری رسیده و پس از تحلیل مصاحبه های انجام شده به سه مضمون فراگیر: حکومت اسلامی، اقتصاد مقاومتی و سبک زندگی اسلامی-ایرانی دست یافته است. هر کدام از این مضامین فراگیر از چندین مضمون سازمان دهنده تشکیل شده و هر کدام از مضامین سازمان دهنده از چندین مضمون پایه ای تشکیل شده است.
۹.
فضای مجازی همراه با امکان ها و دسترسی هایی که فراهم می کند، افراد را قادر می سازد تا از عادات و امور متداول عبور و تصمیمات نویی را اتخاذ نماید. تخمین کاربران پنج میلیاردی فضای مجازی اهمیت و تأثیر آن را دوچندان نیز می نماید. فضای مجازی دنیای حقیقی را تغییر می دهد، تغییر در ایجاد جنبش ها، اعتراض ها، خشونت ها و جنگ ها و مدیریت نوین جامعه از جمله این تغییرات است. این پژوهش به دنبال آن است که رابطه میان فضای مجازی و زیستِ جدیدِ سیاست را فهم و تبیین نماید. در همین راستا سؤال اصلی آن است که شکل گیری فضای مجازی چه تأثیری بر زیست جدید سیاست داشته است؟ برای پاسخ گویی به این سؤال با بهره گیری از روش اسنادی و در قالب رویکرد توصیفی در چهار گام به جمع آوری داده پرداخته شد سپس در قالب توصیفی-همبستگی، داده ها مورد تحلیل قرار گرفت. گسترش فضای مجازی با کارکردهای فرازمانی، فرامکانی، تحلیل تخیلی، ارتباطات گسترده و هویت برساخته منجر به آن شد که (یک) سیاست ماهیت جهانی پیدا کند، (دو) تنوع و تکثر بازیگران سیاسی بیشتر گردد، (سه) سیاست هیجانی و غیرعقلانی تر، (چهار) عرصه حکمرانی وسیع تر و (پنج) اطلاع رسانی غیرانحصاری شود.
۱۰.
سیاست های آموزش عالی نقشی اساسی در توسعه کارآفرینی و اشتغال ایفا می کنند. تنظیم و اجرای سیاست های کارآمد در این حوزه می تواند دانشگاهها را به مراکز مولد نوآوری، مهارت آموزی و توسعه اقتصادی تبدیل کند. ایجاد دانشگاههای کارآفرین و مراکز تحقیقاتی نوآورانه، علاوه بر ارتقای مبانی علمی، می تواند با بهره گیری از مزیت های رقابتی ژئوپلیتیکی، جایگاه اقتصادی کشور را تقویت نماید. موقعیت جغرافیایی، منابع اقتصادی و ظرفیت های فرهنگی از جمله عوامل کلیدی هستند که می توانند در چارچوب سیاستگذاری های آموزش عالی به توسعه پایدار و افزایش اشتغال کمک کنند. این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی، تأثیر سیاست های آموزش عالی بر توسعه کارآفرینی و اشتغال را مورد بررسی قرار داده و به نقش مزیت های رقابتی ژئوپلیتیکی در این فرایند پرداخته است. نتایج نشان می دهد که سیاست های کارآمد در آموزش عالی می توانند از طریق تدوین برنامه های حمایتی، توسعه تعامل میان دانشگاه و صنعت، و حمایت از استارتاپ های دانش بنیان، زمینه ساز رشد اقتصادی و کاهش نرخ بیکاری شوند. همچنین، تقویت ارتباطات بین المللی و ایجاد شبکه های علمی و فناوری، می تواند نقش دانشگاهها را در توسعه اقتصاد دانش بنیان و تعاملات منطقه ای افزایش دهد. بر این اساس، بازنگری و بهینه سازی سیاست های آموزش عالی با هدف بهره گیری از ظرفیت های ژئوپلیتیکی، نقش کلیدی در تقویت عرصه های اقتصادی و اجتماعی کشور خواهد داشت.
۱۱.
دهه نود میلادی شاهد عبور از نظم چندجانبه گرا به نظم یکجانبه گرای لیبرالی بود. ویژگی های نهادی این نظم در پی یکجانبه گرایی رو به رشد آن، منجر به مشکلات مشروعیت بخشی این نظم شد، که موجی متفاوت از استراتژی های اعتراضی از سوی بازیگران بین المللی را در پی داشت. هدف این مقاله شناسایی تحولات جدید نظم بین المللی و گونه شناسی استراتژی های اعتراضی به آن به روش کیفی و درچارچوب نهادگرایی نئولیبرال است. برای گونه شناسی استراتژی ها بر رفتار دولت ها در مواجهه با نهادهای بین المللی لیبرالی بعنوان شاخص نظم نئولیبرالی تمرکز شده است. بدین منظور به روش مطالعه موردی دو نهاد شورای امنیت سازمان ملل ودیوان بین المللی کیفری و انواع استراتژی ها نسبت به این دو نهاد لیبرالی محل تمرکز مقاله قرار گرفته است.
۱۲.
پژوهش حاضر با هدف بررسی «حقوق شهروندی زنان و پیشینه و جایگاه آنان در جمهوری اسلامی ایران» به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای به روش فیش برداری، به انجام رسیده است. سوال پژوهش این است که جایگاه حقوق شهروندی زنان در جمهوری اسلامی ایران چیست؟ در ایران دوران اسلامی، برجسته ترین رویکرد به حقوق شهروندی زنان، با انقلاب مشروطه رقم خورد که نمود آن در حضور و مشارکت زنان در نشریات و نیز تشکیل اجتماعات زنانه بروز کرد. پس از آن، در دوره ی پهلوی برای نخستین بار زنان دارای حق رای شدند و سپس، این امکان برای زنان ایرانی فراهم آمد که به عنوان نمایندگان مجلس، به رای مردم گذاشته شوند. با پیروزی انقلاب اسلامی، نگاه نوینی به زنان با توجه به ارزش های اسلامی پدیدار گردید که در قانون اساسی جمهوری اسلامی و سپس در منشور حقوق شهروندی، ظهور کرد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که هرچند پیشرفت های شایان توجهی در خصوص توجه به حقوق شهروندی زنان در جمهوری اسلامی ایران صورت گرفته است، لیکن قوانین مطروحه از ضمانت اجرایی کافی برخوردار نبوده و هنوز راه طولانی تا رسیدن زنان به حقوق شهروندی خود، باقی مانده است.