۱.
پژوهش پیشِ رو بر آن است تا با استفاده از روش تحلیل محتوای داده بنیاد، مضامین اخلاقی سوره بقره را استخراج و به گونه ای نظام مند، مورد تحلیل قرار دهد. در فرایند کدگذاری، مجموعه آموزه های اخلاقی سوره بقره، ابتدا در سه کلان شاخه «اخلاق بندگی»، «اخلاق فردی» و «اخلاق اجتماعی» دسته بندی شده و سپس هر کدام از آنها به بخش ها و زیرشاخه های مناسب خود، تقسیم شدند. بر پایه کدها و داده های سوره بقره، در ساحت اخلاق بندگی، دو عنصر ایمان و تقوا، مهم ترین جایگاه را دارا هستند. در ساحت اخلاق فردی نیز خودآگاهی اخلاقی، پربسامدترین کدی است که در سایه آن می توان سایر نمایه ها را تحلیل کرد. بخش اخلاق معاشرت را نیز می توان با دو ملاک «دوستی و دشمنی» و همچنین «عدالت و ظلم» تحلیل نمود. سوره بقره در بخش های اخلاق خانواده، اخلاق معاشرت، و اخلاق اقتصادی نیز برخی از مهم ترین آموزه های اخلاقی را دارا است. در این پژوهش، به اقتضای روش خاصی که در پیش گرفت، علی القاعده، هیچ آموزه و هیچ کد اخلاقی در سوره بقره، مغفول نمانده است. این نکته، ضمن آن که جنبه نوآوریِ این پژوهش را رقم می زند، ما را در رسیدن به تحلیل های مستند به متن قرآن یاری می کند. این پژوهش اگر ادامه یافته و به همه سور قرآن کریم گسترش یابد می تواند الگویی جامع و شامل از نظام اخلاق قرآنی، ارائه دهد. نگاه همه جانبه و شمول گرا و مبتنی بر نکات و جزئیات آموزه های قرآن کریم، آنگونه که هست، بدون سوگیری های خارج از منطوق قرآن، ارمغان چنین تحقیق جامعی خواهد بود.
۲.
انحراف در قضاوت های اخلاقی و وارونگی ارزش ها از مهم ترین چالش های معرفتی و رفتاری در حیات فردی و اجتماعی به شمار می آید. آموزه های قرآنی نشان می دهد که بخشی از این انحراف ها ریشه در رذائل اخلاقی دارد؛ رذائلی که با تغییر معیارهای سنجش، قوه تشخیص خوبی و بدی را دچار اختلال می سازند و بنیان معرفتی انسان را تحت تأثیر قرار می دهند. این پژوهش با هدف تبیین سازوکار اثرگذاری رذائل بر معرفت اخلاقی و تحلیل پیامدهای نظری و عملی آن، به مطالعه آیات قرآن کریم با رویکرد توصیفی-تحلیلی پرداخته است. نتایج حاکی از آن است که بی اعتنایی به هشدارهای فطری و تکرار رفتارهای مغایر اصول اخلاقی، فرد را در مسیر توجیه گری قرار می دهد. استمرار این روند به جابه جایی معیارهای ارزشی و انسداد قوای ادراکی می انجامد؛ فرآیندی که نه تنها عقل عملی را در حوزه قضاوت های اخلاقی دچار انحراف می کند، بلکه بر عقل نظری و در ذیل آن بر معرفت الهی نیز تأثیر منفی می گذارد. در این میان، توبه علاوه بر زدودن آثار اخروی گناه، نقش مهمی در بازگرداندن هماهنگی میان معیارهای فطری و نظام ارزشی ایفا می نماید. در پایان پژوهش، مجموعه ای از توصیه های راهبردی در دو سطح فردی و اجتماعی ارائه شده است که با تکیه بر مبانی وحیانی، به پیشگیری از تحریف معرفت اخلاقی و تقویت بنیان های شناختی کمک می کند.
۳.
روانشناسی جامعه نگر به روابط افراد با اجتماعات مربوط می شود، این رشته با ادغام پژوهش و عمل، به دنبال درک و ارتقای کیفیت زندگی افراد، اجتماعات و جوامع است. این جستار موضوع روش های توانمندسازی اخلاقی روانشناختی را از منظر روانشناسی جامعه نگر و قرآن پی می گیرد. روش پژوهش تحلیل محتوای کیفی در قلمرو آیات قرآن است و از پیشینه روانشناسی جامعه نگر برای ادبیات علمی بحث و قالب های جستجو استفاده شده است. یافته های این پژوهش در چهار محور عبارتند از:1. روش های معنوی: ایمان، اخلاص،توکل، رضایت باطنی،دعا ، نماز،ولایت و تقوی؛ 2.روش های آگاهی بخشی و معرفت بخش: علم، معرفت، یقین، تفکر، بصیرت ؛ 3.روش های اخلاقی: تزکیه، فضیلت، برّ ، عزم، همت،استقامت و عمل به طور کلی و حرّیت، عزت، شرف، شجاعت، صبر، حلم، صدق و فتوّت به طور خاص؛ 4.روش ها و راهکارهای اجتماعی: اخوت، الفت، خدمت، احسان، معاشرت، مواسات ، مسئولیت،دوستی و رفاقت. هدف اصلی این جستار استفاده از ادبیات علمی روانشناسی جامعه نگر برای توانمندسازی با توجه به رویکرد بومی و اسلامی است.
۴.
دیگرگرایی اخلاقی از جمله نظریات غایت گرا در اخلاق هنجاری که به دنبال ایجاد بیشترین خیر برای دیگران و فارغ از خویشتن است. در این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی، با هدف تبیین مفهومی و تحلیل اخلاقی نظریه دیگرگروی به بررسی مبنای روانشناختی، اشکالات و ادله عقلانی بر این نظریه پرداخته شده است. دیگرگرایی روان شناختی مهم ترین مبنای دیگرگرایی است که کوششی برای نقض تک انگیزشی بودن انسان و اثبات امیال دیگرگروانه در کنار امیال خودگروانه است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که دیگرگرایی تنها در صورتی انسجام دارد که پذیرای انگیزه های خوددوستانه و دیگرگرایانه در انسان باشد. فروکاست همه افعال به خودخواهی یا دیگرخواهی مطلق، ناکافی است. از نظر روان شناختی، شواهد تجربی مؤید وجود گرایش های اصیل نوع دوستانه اند. قلمرو این نظریه نباید صرفاً محدود به دیگران باشد و استقلال و خویشتنِ انسان را نادیده بگیرد. دیگرگرا باید توانایی در تشخیص خیر واقعی دیگران و جلوگیری از ایجاد وابستگی داشته باشد.
۵.
اختلالات روانی مفهومی نسبتاً جدید است، اما ادراک و رفتارهایی که این مفهوم را در بر می گیرد، به درازای عمر بشر قدمت دارد. پارانوئیا یکی از شایع ترین اختلالات روانی است که ادراک و رفتارهای ناشی از آن با ادراک و رفتارهای افراد مبتلا به رذیله اخلاقی سوء ظن همخوانی دارد. یکی از راه های درمان مبتلایان به پارانوئیا، درمان شناختی-رفتاری است. باور به ولایت تشریعی الهی و تقید به باید و نبایدهای دینی، از اساسی ترین روش های نیل به سعادت و سلامت است. از این رو، تبیین حدود فقهی ادراک و رفتارهای برخاسته از رذایل اخلاقی مانند سوء ظن، با تغییر در شناخت، می تواند افراد مبتلا را در کاهش و حذف ادراک و رفتارهای بیمارگونه یاری رساند و زمینه ساز سلامت روانی در دنیا و سعادت اخروی آنان گردد. بدین جهت، پژوهش حاضر که از نظر هدف، بنیادی است، با روش اجتهادی به بررسی ادله قرآنی و حدیثی در باب سوء ظن پرداخته و حدود فقهی ادراک و رفتار افراد سوء ظنی را مورد واکاوی قرار داده است. یافته های پژوهش بیانگر این است که سوء ظن دارای دو بعد ادراکی (شناختی) و رفتاری است. اگر سوء ظن منشأ بروز رفتارهای غیراخلاقی چون تهمت، غیبت، تجسس و ورود به حریم خصوصی افراد و... قرار گیرد، با همان عناوین حرام است. اما اگر تنها جنبه شناختی و ذهنی را شامل شود، هرچند نمی توان به طور صریح حرمت آن را اثبات کرد، اما حداقل چون زمینه ساز گناه حرام است، کراهت آن اثبات می شود.
۶.
خانواده کوچک ترین و مهم ترین واحد اجتماعی و یکی از پایدارترین تشکیلات در ایران باستان بوده است. تشکیلاتی که سلامت آن و پیوند اعضای آن با یکدیگر تضمینی برای سلامت جامعه و اتحاد و پیوستگی مردم بود. بر این اساس بررسی روابط اعضای خانواده نسبت به یکدیگر و ارج و احترام آن ها نسبت به هم و همچنین چگونگی نگرش فرزندان یک خانواده به والدین و بزرگان و آموزگاران دینی از خلال آموزه ها و اندرزهای دینی و متون تاریخی از مسائل مهمی است که در این پژوهش درصدد بررسی آن هستیم تا از این طریق دلیل سازگاری و پایداری خانواده های ایرانی و همچنین حقوق و خویشکاری که هر یک از بستگان در خانواده ایرانی داشتند، مشخص گردد. بر این مبنا با بهره بری از روش کتابخانه ای و واکاوی متون دینی و عطف به برخی گزارش های تاریخی، این نتایج حاصل آمد که به سبب اهمیت نظام خانواده در جامعه دینی و مدنی ایرانیان باستان، تکریم و تجلیل اعضای خانواده نسبت به یکدیگر از اصول اساسی است که بدان در آموزه های دینی بسیار تأکید رفته و روابط محترمانه والدین نسبت به هم و در قبالِ فرزندان و آموزشِ پاسداشت والدین و بزرگان دینی که حق تعلیم و تربیت بر دوش فرزندان دارند نیز امری پذیرفتنی و رایج بوده است .