ستاره مجیدی

ستاره مجیدی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۶ مورد از کل ۶ مورد.
۱.

Studying the conceptual metaphor used in two types of Persian prose in the books Dar al-Majanin and Kimya Saadat and looking at the source area of both books and paying attention to the difference in the areas used in them(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Conceptual Metaphor Cognitive linguistics Cognitive Semantics ontological metaphor structural metaphor directional metaphor

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۸
In this article, we are going to examine the conceptual metaphor used in two types of Persian prose in the books of Dar al-Majanin and Kimya Saadat, and at the same time, we will have a look at the field of origin from both books and pay attention to the difference between the fields used in them. The aim of this research is to achieve a uniform pattern in the division of metaphors used in past and present texts.For this purpose, after studying the research background and theoretical studies of conceptual metaphor, ten percent of each first, middle and last part of each book was analyzed and the areas of origin and destination and mapping of conceptual metaphors were noted and placed in an Excel chart and by Excel The statistics of conceptual metaphors were calculated and displayed in a bar graph for easier viewing (it will be shown in the conclusion section), which from a total of 111 metaphors investigated in the Kimya Saadat and 81 metaphors in the book Dar al-Majanin, the statistics obtained are as follows. be: Kimya Saadat: Structural metaphor 42 - Hetocognitive metaphor 11 - Directional metaphor 1 Book of Dar al-Majanin: Structural metaphor 42 - Ontological metaphor 25 - Directional metaphor 2 The most frequently used metaphor frequency in both books was related to ontological metaphors, which were about 5242 and 2141 percent, respectively, and the lowest frequency was directional metaphors, which were 841 percent and 241 percent, respectively.
۲.

بررسی مبتداسازی در جمله های مرکب زبان فارسی بر مبنای رویکرد دستور واژی- نقشی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زبان فارسی مبتداسازی دستور واژی-نقشی جمله های مرکب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۶ تعداد دانلود : ۲۰۶
در دستور واژی نقشی بر مبنای رویکرد برزنن و همکاران (2016) به کارگرفتن ابزار صرفی و یا ساختی برای نشان دادن نقش موضوع ها، سبب بازنمایی متفاوت نقش های گفتمانی دستوری شده در زبان ها می شود. علاوه برآن، در این نظریه نقش های موضوعی به صورت موضعی در یک بند تعیین می شوند که این امر نیز سبب بازنمایی متفاوت عناصر گفتمانی دستوری شده در جملات مرکب طی فرایند مبتداسازی ضمیر گذار و ناگذار می شود. ازاین رو، هدف از این پژوهش ضمن بررسی چگونگی تعیین نقش های فاعل و مفعول در زبان فارسی، بررسی مبتداسازی ضمیر گذار و ناگذار در جملات مرکب زبان فارسی در چارچوب مذکور با اتخاذ روشی توصیفی تحلیلی است. یافته ها نشان می دهند در ساخت نقشی گروه اسمی مفعولی مبتدای ضمیر گذار و گروه اسمی فاعلی مبتداسازی شده در بند بالاتر دارای نقش گفتمانی اند. در بند پایین تر ضمیر واژه بستی و وند تصریفی فعل (شناسه) نقش موضوعی را ایفا کرده و با نقش گفتمانی به صورت ارجاعی بر طبق شروط خوش ساختی مطابقه پیدا کرده اند. در ساخت سازه ای، شناسه به عنوان جزء صرفی بر خلاف ضمیر واژه بستی فعل فاقد گره ای مستقل است. در ساخت نقشی، مشخصه معنایی نقش مفعول «رایی» در ارزش نقش مبتدا در بند بالاتر قرار می گیرد و مبتدا توسط پس اضافه «را» دارای حالت مفعولی است. اما به دلیل آنکه نقش های موضوعی به صورت موضعی در یک بند تعیین می شوند، در ساخت سازه ای برای رعایت شروط خوش ساختی بر مبنای اصل اقتصاد، در جایگاه متعارف گروه اسمی بند پایین تر مقوله تهی به صورت برون مرکز ملزم شده است. مفعول بدون پس اضافه «را» نیز رفتاری مشابه دارد، با این تفاوت که فاقد ابزار صرفی برای تعیین نقش مفعول است. ازاین سو، در ساخت سازه ای به صورت درون مرکز مقوله تهی در گروه فعلی بند پایین تر درنظر گرفته شده است.
۳.

بررسی کانون و مبتدا در جمله های ساده زبان فارسی بر مبنای رویکرد دستور واژی- نقشی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مبتدا کانون دستور واژی - نقشی درون مرکزی برون مرکزی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۱ تعداد دانلود : ۳۳۲
پژوهش حاضر با اتخاذ روشِ توصیفی-تحلیلی به بررسی مبتدا و کانون در جملات ساده زبان فارسی در چارچوب دستور واژی-نقشی برزنن و همکاران (۲۰۱۶) بر مبنای ساخت درون مرکز و برون مرکز زبان فارسی پرداخته است. یافته ها نشان می دهند که طی فرایند کانونی سازی و مبتداسازی در جملات ساده؛ گروه اسمی دارای نقش فاعل، گروه اسمی دارای نقش مفعول صریح «رایی» و گروه حرف اضافه ای دارای نقش مفعول متممی در ساخت سازه ای در مشخص گر گروه تصریفی قرار می گیرند و بر اساس اصل اقتصاد الزامی به درنظرگرفتن مقوله تهی در جایگاه متعارف آن ها وجود ندارد. زیرا در ساخت نقشی، گزاره اسمی گروه های مذکور علاوه بر دریافت نقش دستوری خود به صورت برون مرکز از طریق مؤلفه های صرفی، نقش گفتمانی را نیز دریافت می کند و شروط خوش ساختی از این طریق رعایت می شود. گروه اسمی دارای نقش مفعول صریح بدون پس اضافه «را» طی فرایند کانونی سازی در ساخت سازه ای نیز در مشخص گر گروه تصریفی قرار می گیرد. اما به دلیل آنکه فاقد مؤلفه های صرفی برای دریافت نقش دستوری است و به صورت درون مرکز به جایگاه وابسته است، بر اساس اصل اقتصاد مقوله تهی در ساخت سازه ای در جایگاه متمم فعل در نظر گرفته می شود تا از طریق ابزار ارتباطِ نقش درون به بیرون، شروط خوش ساختی در ساخت نقشی رعایت شود.
۴.

پیرامون «را» در مفعول صریح بر مبنای رویکرد دستور واژی -نقشی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مبتدای ثانویه مفعول صریح ساخت اطلاع دستور واژی - نقشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۳ تعداد دانلود : ۳۶۱
دبیرمقدم (۱۳۸۳،۱۳۶۹) بر این باور است که «را» علاوه بر آنکه می تواند از لحاظ نحوی نقش نمای مفعول صریح باشد، از لحاظ اطلاعی می تواند نشان مبتدای ثانویه آن باشد. در این بین، برخی از پژوهشگران رخداد «را» در مفعول صریح به عنوان نشان مبتدای ثانویه، هنگامی که نکره است و یا هنگامی که در پاسخی به پرسش گوینده به عنوان کانون اطلاعی در بافت گفتمانی تلقی می شود، مورد چالش قرار داده اند و این نشان را معطوف به عواملی چون تشخیص پذیری، معرفگی و مشخص بودگی دانسته اند. هدف از پژوهش حاضر بررسی نشان «را» بر اساس رویکرد کینگ (۱۹۹۷)، بات و کینگ (۲۰۰۰) و ابوبکری (۲۰۱۸) در دستور واژی -نقشی با تکیه بر تعاریف ارائه شده از مبتدای ثانویه توسط دبیرمقدم (۱۳۸۳،۱۳۶۹) و دالریمپل و نیکولااوا (۲۰۱۱) است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و داده ها به دو شیوه کتابخانه ای و میدانی گردآوری شده اند. یافته ها نشان می دهند که «را» به عنوان پس اضافه دستوری در ساخت نقشی در مشخصه «صورت حرف اضافه» قرار می گیرد و می تواند نقش مفعول متممی پذیرنده و یا کنش پذیر را به جای نقش مفعول صریح نشان دار کند. «را» در ساخت اطلاع در مشخصه «صورت گفتمانی» قرار می گیرد و منجر به نشان داری مبتدای ثانویه می شود. در ساخت سازه ای نیز به عنوان هسته حرف اضافه باعث شکل گیری گروه حرف اضافه ای می شود. همچنین در موارد چالش برانگیز مذکور این امر نشان داده شده است که با پیشنهادی مبنی بر ساخت اطلاع لایه ای، نشان «را» به عنوان «صورت گفتمانی» مبتدای ثانویه را در سطح جمله نشان دار می کند و در سطح گفتمانی مبتدای ثانویه می تواند در لایه زیرین و یا بیرونی سایر عناصر اطلاعی در ساخت اطلاع قرار گیرد. ازاین رو می توان نتیجه گرفت که رویکرد مذکور در دستور واژی-نقشی هم راستا با نظر دبیرمقدم (۱۳۸۳، ۱۳۶۹) مبنی بر تأثیر عوامل نحوی و اطلاعی بر رخداد «را»، می تواند بازنمایی جامعی از نشان «را» ارائه دهد.
۵.

تحلیل معنایی واژگان مرکب مفعولی در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شفافیت واژه سازی چندمعنایی واژة مرکب مفعولی مفهوم اولیه تیرگ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷۶ تعداد دانلود : ۵۷۲
در مقالة حاضر با گردآوری 745 واژة مرکب مفعولی به تحلیل معنایی این دسته از واژگان مرکب نحوی می پردازیم. در ارتباط با نقش بیرونی کلمات مرکب مفعولی می توان به تعمیمی دست یافت؛ بدین ترتیب که به طور عمده در طبقة صفات قرار می گیرند، هر چند تعدادی اسم نیز در این میان مشاهده می شود. همچنین بررسی معنایی واژگان مرکب مفعولی حاکی از آن است که این دسته از واژگان از دلالت برون زبانی (مصداقی) برخوردارند؛ از این رو بر شخص یا شیئی در جهان خارج دلالت دارند. از سوی دیگر به نظر می رسد که این دسته از واژگان مرکب نحوی از جمله واژه های مرکب برون مرکز محسوب می شوند و معنای این دسته از کلمات را باید در بافت بیرون از واژه جستجو کرد. یافته ها نشان دهندة آن است که بر روی پیوستار شفافیت و تیرگی، با حرکت به سمت تیرگی، واژگان مرکب مفعولی حاوی بار عاطفی منفی می باشند

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان