ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۸۱ تا ۱٬۸۰۰ مورد از کل ۳۳٬۸۹۱ مورد.
۱۷۸۱.

نقش فضای اجتماعی در جنبش اجتماعی زنان ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۴ تعداد دانلود : ۲۳۷
از زمان به وجود آمدن اینترنت در جهان، تغییر و تحولات بسیاری در همه ابعاد زندگی انسان پدید آمد. این تغییرات از جزئیات فردی و ویژگی های انسانی همچون رفتار، عادات، طرز فکر گرفته تا رویدادهای کلان مانند تحول شیوه های تصمیم گیری و کنش های سرنوشت ساز سیاسی، دینی و بین المللی را در بر می گیرد. آنچه در سال های اخیر مورد توجه صاحب نظران بوده است، تأثیر فضای مجازی و حضور فعال افراد در فضای سایبری در زمینه کنش های سیاسی، اجتماعی و دینی است. مجادلات و مناقشات زیادی بر سر این مسئله وجود دارد که آیا فضای مجازی بستری را برای تسهیل مطالبات سیاسی و اجتماعی ایجاد نموده یا مانعی بر سر راه آن است.هدف این پژوهش بررسی نقش فضای اجتماعی در جنبش اجتماعی زنان ایران است. در این پژوهش با مطالعه بر روی تعداد 30 نفر از کنشگران حوزه زنان در ایران که از طریق نمونه گیری هدفمند و به صورت گلوله برفی انتخاب شدند، مشخص شد که 84% پاسخگویان معتقدند که فضای اجتماعی بر روی جنبش اجتماعی زنان در ایران تأثیر مثبت دارد.در نتیجه سیاستگذاران و متولیان امر باید توجه جدّی تری به این حوزه داشته باشند و با آموزش های مورد نیاز برای فعالین عرصه جنبش های اجتماعی و نهادهای مرتبط زمینه استفاده بهتر و مؤثرتر از این بسترها را فراهم آورند. به جای نگاه بدبینانه، لازم است با تفکر و تدبیر صحیح و تخصیص اعتبار و منابع انسانی، اقدامات اساسی در این حوزه انجام گیرد.
۱۷۸۲.

جایگاه مصلحت عمومی و رضایت مردم در زمام داری ایرانی (مطالعه موردی کتیبه ها و متون کهن ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۳ تعداد دانلود : ۱۶۷
پژوهش حاضر بر آن است تا برخی کتیبه ها و به ویژه متون کهن ایران را از منظر آیین زمام داری بازخوانی کند.وارسی متون کهن نشان می دهد مسئله زمام داری در ایران باستان گرچه بر محور اقتدارگرایی و نبود مشارکت مردم استوار بود اما در آیین زمام داری ایرانی، بحث خیر عمومی یا صلاح عامه از منزلت خاصی برخوردار بود. همچنین دوام زمام داری منوط به در نظر داشتن صلاح حال مملکت بود و در این میان، دادگری به مثابه فضیلتی مهم، سنجه ای استوار برای التفات زمام داری به مصلحت اهالی مملکت انگاشته می شد. بدین قرار، این پژوهش در پی بررسی این پرسش است که مسئله زمام داری در کتیبه ها و متون کهن ایران چه جایگاهی داشت و آیین زمام داری بر چه شالوده هایی استوار بود؟ در برابر چنین پرسشی، ضمن در پیش نهادن روش تحلیل محتوا برای بازخوانی مهم ترین کتیبه ها و متون تاریخی، این فرض از دِل متون تاریخی برمی آید که زمام داری سیاسی ایران به منزله بحثی مهم، بر اساس سه شالوده اقتدارگرایی، وحدت فراگیر و مراعات مصلحت عامه استوار بود و گرچه مردم نقشی در مشروعیتِ سیاسی زمام داران نداشتند اما، بنا بر متونِ کهن، زمام داری ایرانیان باستان التفات خاصی به رضایت مردم یا تأمین مصالح عامه به ویژه فضیلت دادگری داشت. همین امر منجر به مهار خودکامگی خودسرانه و تعدیل ساخت مطلقه قدرت می شد. در حقیقت، با تمایز اقتدارگرایی از استبداد یا خودکامگی، می توان خوانش سیاسی از متون تاریخی را معطوف به این امر دانست که نوع زمام داری که در متون تاریخی صورت بندی می شد، در هواخواهی از اقتدارگرایی و نکوهشِ استبداد و خودکامگیِ خودسرانه بود.
۱۷۸۳.

برداشت رهبران منطقه آمریکای لاتین از چین؛ بررسی موردی برزیل و آرژانتین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۱۰۵
برزیل و آرژانتین در زمره کشورهایی با وزن بالای سیاسی و اقتصادی در آمریکای لاتین هستند که طی چند دهه اخیر مناسبات سیاسی و اقتصادی خود با چین را توسعه دادند. اکثر مطالعات در حوزه روابط بین الملل به رابطه کشورهای امریکای لاتین با قدرت های بزرگ از منظر نظریه وابستگی می نگرند که توسعه مرکز را در گروی عقب ماندگی محیط پیرامونی می دانند ولی در این مطالعه تلاش شده تا با مطالعه برداشت رهبران دو کشور بزرگ منطقه یعنی برزیل و آرژانتین توضیح داده شود که کشورهای مذکور سعی در تنظیم سیاست خارجی خود به گونه ای دارند که با جایگزین نمودن قدرت های نوظهوری مانند چین در آمریکای لاتین از میزان وابستگی نامتقارن خود به هژمون های سنتی در منطقه مانند ایالات متحده و اروپا کاسته و بر میزان خودمختاری خود بیفزایند. در این مطالعه با بهره مندی از اسناد بالادستی کشورهای موردمطالعه، داده های آشکار و روش تحقیق بریکولاژ این فرضیه اثبات می شود که در دوران حکومت های چپ گرا در امریکای لاتین تمایل بیشتری برای ارتباط گیری با چین وجود دارد و در دوران حکومت های راست گرا عکس این موضوع صدق می کند و نتیجه گیری می شود که علت اصلی تمایل رهبران این کشورها حتی بعضاً در دولت های راست گرا اقدام به موازنه تهدید در مقابل سلطه امریکا بر منطقه امریکای لاتین است.
۱۷۸۴.

تأثیر عملکرد قوه قضائیه در بازتولید اعتماد سیاسی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۹ تعداد دانلود : ۲۲۱
اعتماد سیاسی موجب حمایت سیاسی شهروندان از حکومت ها، ثبات سیاسی نظام و کارآمدی سیاسی دولت می شود، در حالی که پژوهش های متعددی در سال های اخیر نشان داده اند که سطح اعتماد سیاسی در ایران کاهش یافته است. برای بازتولید اعتماد سیاسی دو رویکرد وجود دارد، رویکرد جامعه محور و نهاد محور. در رویکرد جامعه محور بنیادهایی مانند کیفیت تشکل های اجتماعی نقش پررنگی در بازتولید اعتماد دارند، در عوض در رویکرد نهادی، این نهادهای رسمی هستند که نقش پررنگ تری را ایفا می کنند، نهادهایی مانند آموزش، بهداشت، پلیس و نهاد دادرسی. هدف این پژوهش بررسی اثر عملکرد دستگاه قضایی بر اعتماد سیاسی در ایران است.  چارچوب نظری پژوهش از تلفیق نظریه رابینسون-عجم اوغلو و نظریه اعتماد نهادی روثستاین ساخته شده است. داده های این پژوهش از طریق انجام مصاحبه های عمیق با حقوق دانان گردآوری شده اند. این داده ها با روش تحلیل مضمون و همچنین روش ردیابی فرآیند تحلیل شده اند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که، «وجود ضعف در کادر متخصص»، «وجود فساد»، «تحدید استقلال در قوه قضائیه» و «ضعف ساختاری در قوه قضائیه» سبب ایجاد اختلال در دادرسی های سریع و منصفانه شده است، اختلال در دادرسی سریع و منصفانه نهاد قضاوت را از دایره فراگیر بودن دور می کند که این وضعیت از دلایل کاهش اعتماد سیاسی در ایران است. نتیجه پژوهش مؤید فرضیه پژوهش مبنی بر وابستگی بازتولید اعتماد سیاسی به کیفیت نهاد قضاوت است.
۱۷۸۵.

نقش ارزش ها و هیجانات در پذیرش اخبار سیاسی جعلی در عصر پساحقیقت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۳ تعداد دانلود : ۲۴۷
مقدمه و اهداف: تا قبل از سال 2016، اخبار جعلی عموماً به موضوعاتی می پرداختند که به سادگی با حواس پنجگانه و یک تصویر یا فیلم رد نمی شوند. اما همزمان با انتخابات برگزیت در بریتانیا و ریاست جمهوری دونالد ترامپ در آمریکا، دقیقاً چنین نوعی از اخبار جعلی تحت عنوان پساحقایق به صورت گسترده و موفقیت آمیز مورد سوء استفاده قرار گرفت، تا حدی که برخی را مجاب کرد که از شروع عصری سخن بگویند که در آن، برانگیختن هیجانات مخاطبان، تعیین کننده ترین نقش را در پذیرش اخبار سیاسی دارد و تطابق ادعاهایمان با حقیقت، هیچ گاه انقدر کم اهمیت نبوده است. سؤال اصلی مقاله این است که چرا اخبار سیاسی جعلی با بار هیجانی، توسط مخاطبان در عص ر پساحقیقت پذیرفته می شوند؟ فرضیه ی اصلی نیز چنین است: هیجانات، معلول ارزش ها هستند و در عص ر پساحقیقت، اگر خبری ارزش های مخاطب را تحت تأثیر قرار دهد، دفاع هیجانی از آن ارزش ها، برای مخاطب اولویت بالاتری نسبت به راستی آزمایی خبر خواهد داشت. این پژوهش، در پی آزمون این فرضیه و کشف عواملی است که باعث پذیرش دروغ های بزرگ در برخی اخبار می شود.روش ها: از آنجا که پژوهشی گفتمانی در باب پساحقایق در سطح ایران نوآورانه است، ابتدا باید به فهرستی از اخبار جعلی ایرانی دست می یافتیم که شرایط پساحقیقت خوانده شدن را دارند. از این رو، پیمایشی اولیه با همکاری 370 شرکت کننده انجام شد که در نتیجه ی آن، 10 خبر که ادعایی جعلی مطرح می کردند، بار هیجانی داشتند و توسط اکثر مخاطبان پذیرفته شده بودند، انتخاب گشتند. سپس، مصاحبه ای نیمه ساختاریافته با 12 نفر از مردم عادی ایران با محوریت آن 10 خبر (البته در لابه لای اخبار غیرجعلی) صورت گرفت. با استفاده ی از روش روانشناسی گفتمانی، به تحلیل الگوهای زبانی در متون مصاحبه ها پرداختیم تا فرضیه ای استخراج شود که توانایی تبیین باورپذیری پساحقایق را داشته باشد.یافته ها: از یک طرف، به محض خواندن اخبار برای مصاحبه شوندگان، سه داده ی ضربان قلب، زبان بدن و خوداظهاری هیجانات تجربه شده جمع آوری شد. با مثلث سازی این سه شاخص هیجانی و در نظر گرفتن احتمال تنظیم گیری هیجانات از سوی مصاحبه شوندگان، فرضیه ی غالب در ادبیات تحقیق رد شد زیرا تعداد داده هایی که بتواند تأییدکننده ی آن فرضیه باشد، فقط 13 مورد از 120 مورد ممکن و بسیار کمتر از حد مورد انتظار بود. از طرف دیگر، تحلیل گفتمانی مصاحبه ها باعث شکل گیری و اثبات فرضیه ای شد که طبق آن، تأیید شدن یا به چالش کشیده شدن ارزش های مخاطبان توسط پساحقایق است که باورپذیری آن اخبار را افزایش می دهد. شکل مبسوط این فرضیه، از استخراج و آزمودن این مشاهده به دست آمد که اکثریت مصاحبه شوندگانی که صحت یک پساحقیقت را پذیرفته بودند، گویی بلافاصله پس از شنیدن پساحقیقت متوجه می شدند که یکی از هویت هایشان و مشخصاً ارزش ها و باورهای متناسب با آن هویت توسط آن پساحقیقت تأیید یا رد شده است. بنابراین، با استفاده از جملاتی که کارکردهای متفاوت ولی همسویی دارند و همچنین کارگان های تفسیری که استعاره ها و بازی های گفتمانی شناخته شده میان افراد یک جامعه هستند، نسخه ای از واقعیت را برمی ساختند که بتوانند مصاحبه کننده را نسبت به قدرت توجیه کنندگی قضاوت ارزشی و باور خود قانع کنند. در این نسخه های برساخته شده، از داده های متناقض و دردسرساز چشم پوشی می شود و چشم اندازهای رقیب در حاشیه قرار می گیرند و ارزش ها، ایدئولوژی ها و باورهای مصاحبه شونده تبلیغ می شوند. هر پنج عامل ارزش ها، موقعیت های سوژه در طیف های هویتی، کارکردها، کارگان های تفسیری و مهم تر از همه، برساخته شدن نسخه ای از واقعیت، از خلال جملات مصاحبه شوندگان قابل استخراج بود و یک مجموعه ی توجیهی منسجم و کارامد را می ساخت.نتیجه گیری: با رد فرضیه ی غالب در ادبیات تحقیق و تأیید فرضیه ی محوری مقاله، می توان گفت ارزش ها و باورهای فرد، باعث تغییر ادراک او نسبت به واقعیات می شود. حقیقت هنوز «نمرده» است و از عواقب سیاسی آن (از قبیل از بین رفتنِ کاملِ اعتماد به انواع نهادها و تفکر نقادانه) می توان جلوگیری کرد.
۱۷۸۶.

آمریکا و جنگ افغانستان؛ روایت سازی هالیوود از نشانگان جنگ و سیاست در «ماشین جنگ» و «پاسگاه»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۹ تعداد دانلود : ۲۸۲
جنگ آمریکا در افغانستان از مهم ترین حوادث دوران پسا کمونیسم در دهه ۲۰۰۰میلادی بود ه است که تاثیرات عمیق و گسترده ای بر ساختار نظام بین الملل و همچنین سیاست خارجی آمریکا گذاشته است. اساساً جنگ افغانستان که به نوعی در قالب جنگ های فرسایشی بوده است؛ بر فضای سیاسی و رسانه ای این کشور اثرگذار بوده است و موجب شکل بخشی بر الگو های رفتاری آمریکا در قبال افغانستان می باشد. در این میان، ایالات متحده آمریکا با همراهی جریان هالیوود به عنوان کاتالیزور قدرت ساز این کشور به جریان بازنمایی مبارزه و جنگ برای امنیت و صلح کمک کرده است. جریان بازنمایی رسانه ای هالیوود در دوران جنگ با تروریسم در کشور هایی چون افغانستان اساساً در راستای نظم سازی آمریکا محور بوده است. باتوجه به این نکته، سوال اصل این پژوهش این است که روایت سازی سینمای هالیوود از جنگ آمریکا در افغانستان حاوی چه نشانگانی می باشد و اساساً چه هدفی را دنبال می کند؟ هدف این نوشتار تحلیل جنگ آمریکا در افغانستان از منظر چارچوب بندی نشانه شناسی و برساخته سازی خود و دیگری است و چنین هدفی براین فرض استوار است که فیلم هایی مانند ماشین جنگ و پاسگاه سعی در نظم سازی آمریکایی در افغانستان دارند. از این منظر روش شناسی مقاله فوق بر مبنای نشانه شناسی رسانه ای با روایتی روابط بین المللی ضمن رجوع مستقیم به آثار نام برده در جهت تحلیل سوال اصلی گام بر خواهد داشت.
۱۷۸۷.

واکاوی موانع داخلی مؤثر بر تکمیل مسیرهای ترانزیتی بین المللی (شمال–جنوب و شرق- غرب)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۸۲
موقعیت ترانزیتی ایران با توجه به جایگاه ژئو پلیتیکی اش یکی از بهترین بسترها برای عبور کالاهای بین المللی است. در سال های اخیر به دلایل مختلف خارجی و بالاخص داخلی، نقش ترانزیت و حمل ونقل بین الملل در ایران کمرنگ و حتی از اولویت های منافع ملی کنار رفته است. از میان برداشته شدن موانع داخلی که در این تحقیق مورد واکاوی و بررسی قرار گرفته است، نقش بسزایی در ارتقای ترانزیت خارجی، رونق اقتصادی و رفاه اجتماعی دارد. بر همین اساس، این پژوهش به دنبال شناسایی و تحلیل موانع داخلی است که بر سر راه رونق و یا راه اندازی دو کریدور بین المللی شمال-جنوب و شرق-غرب[1] است. برای انجام این پژوهش از منظر «روابط بین الملل»، از روش کتابخانه ای و نیز تئوری داده بنیاد (مصاحبه نیمه ساختاریافته) استفاده شده است؛ همچنین از نظرات متخصصین وزارت راه و شهرسازی، راه آهن جمهوری اسلامی ایران، اساتید و کارشناسان روابط بین الملل در دانشگاه های تهران و علامه طباطبائی و اندیشکده حمل ونقل ایران به صورت مبسوط استفاده شده و مصاحبه هایی بالغ بر 60 ساعت ثبت و مکتوب شده است. در این مطلب به روش گرندد تئوری در سه مرحله یادداشت های حاصل از مصاحبه ها را به صورت اولیه، ثانویه و محوری کدگذاری کرده ایم و در پایان توانستیم به یک نظریه مشخص که نتیجه سه مرحله کدگذاری و تحلیل داده ها است، برسیم؛ این عملکرد به بیان نتایج و دستیابی به توصیه های سیاستیِ مقتضی که پس از تحلیل داده ها کسب شد کمک شایانی نمود. مسیر ایرانی کریدور شرق-غرب از مرزهای شمال شرقی ایران به مرزهای خروجی غربی و شمال غربی و بالعکس است. این مسیر برای افزایش ترافیک بار از چین به ترکیه و کشورهای اروپایی و همچنین در جهت معکوس خدمت می کند.
۱۷۸۸.

آسیب شناسی تاثیر هوش مصنوعی بر دیپلماسی عمومی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۲۰۶
هوش مصنوعی به سرعت در تمام جنبه های دیپلماسی که تصمیمات سیاست خارجی را اجرا و اهداف ملی و جهانی را دنبال می کند در حال استفاده است. چالش های امنیتی، دیپلماسی سنتی و دیپلماسی عمومی در ابعاد نوآورانه خود (الکترونیک، مجازی و سایبرنتیک) ذاتاً با فناوری های هوش مصنوعی درهم آمیخته اند. هدف این مقاله آسیب شناسی تأثیر هوش مصنوعی بر دیپلماسی عمومی است. سؤال اصلی تحقیق این است که نقاط قوت، ضعف و نیز فرصت ها و تهدیدات اجرای گسترده هوش مصنوعی در دیپلماسی عمومی کدامند ؟ این مطالعه با استفاده از روش تحلیل سوآت انجام شده است و روش جمع آوری داده های آن نیز کتابخانه ای است. نتایج مقاله نشان می دهد کار با کلان داده و استفاده از قابلیت های هوش مصنوعی به دیپلمات ها مزیت رقابتی می دهد و ساختارهای حاکمیتی را تا حدی از سلسله مراتبی به خطی تبدیل می کند. پذیرش هوش مصنوعی می تواند دیپلمات ها را توانمند کند و اثربخشی ابزارهای دیپلماتیک را در دستیابی به اهداف ملی در زمان صلح و جنگ افزایش دهد. هوش مصنوعی نحوه تعامل و ارتباط دولت ها با مردم را در محیط خارجی تغییر می دهد. همچنین، هوش مصنوعی می تواند دیپلماسی عمومی را با ارائه ابزارهایی برای ایجاد پیام های هدفمندتر و راهبردی تر، تجزیه و تحلیل احساسات عمومی در زمان آنی و شخصی سازی استراتژی های تعامل در بحبوحه تنوع فرهنگی متحول کند که در نتیجه دامنه و اثربخشی ابتکارات دیپلماسی عمومی را تقویت می کند.
۱۷۸۹.

رویکرد دولت ایالات متحده به حق تعیین سرنوشت و گذار به دموکراسی در تونس و بحرین (2011-2010)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۵ تعداد دانلود : ۲۱۲
مطالعات پیرامون رابطه سیاست خارجی آمریکا با حقوق بشر و تحولات دموکراتیک ملت ها بیانگر شواهد ضد و نقیض است. در این زمینه، ادبیات زیادی این ایده را ترویج می دهند که دولت آمریکا حامی حقوق بشر و دموکراسی است. تحولات سیاسی در خاورمیانه در دهه 2010 زمینه مناسب و سختی برای آزمون این رابطه بوده است تا بدانیم رویکرد دولت ایالات متحده آمریکا نسبت به حق تعیین سرنوشت و گذار به دموکراسی در تحولات سیاسی در دو کشور تونس و بحرین در دهه 2010 میلادی چگونه بوده است؟ نتایج پژوهش نشان می دهد که رفتارهای دولت آمریکا در این زمینه یکسان و مبتنی بر ارزشهای دموکراتیک نبوده است بلکه با توجه به میزان منافع دولت آمریکا در طیف بندی خاصی قرار می گیرد: در جایی که رابطه دولت آمریکا با نظام سیاسی حاکم حسنه است رفتار دولت آمریکا با میزان منافع خود و عمق انقلاب متغیر است. چنانکه سیاست آمریکا در فرایند انقلاب در تونس مبهم و دوپهلو بود به محض اینکه شکست نظام سیاسی مستقر پدیدار شد آهنگ حمایت از ارزش های دموکراتیک نواخته شد. لازم به ذکر است پژوهش اخیر از روش توصیفی- تحلیلی و شیوه جمع آوری کتابخانه ای استفاده کرده است.
۱۷۹۰.

Exploration of the Reasons for the Collapse of Pahlavi II Government (1320-1357 SH): An Analysis from the Perspective of the Destabilizing State Theory(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۱ تعداد دانلود : ۶۴۹
The present study aims to explore and explain the collapse of Pahlavi II using the destabilizing state theory. The reasons for the collapse of the said government have been analyzed based on historical documents and the destabilizing state theory. The paper portrays the subject by scrutinizing historical reasons and evidence found in credible sources. The fundamental issue is the identification of factors and explaining their role in the collapse. The indicators of the destabilizing state theory have been used to examine and explain various historical data. This research, based on library sources, memoirs, documents, and newspapers, and a descriptive-analytical qualitative method, aims to answer the question of ‘Which variables involved in the collapse of the Pahlavi II government are based on the destabilizing state theory and why did the Pahlavi government collapse?’ The results indicated that the variables involved in the collapse of the Pahlavi regime include: Legitimacy crisis, inefficiency in providing public services, law evasion accompanied by violence, coercion and suppression, infiltration of the SAVAK security forces, foreign interventions, especially by the United States, demographic pressure, migration from villages to cities and particularly to Tehran, superiority and decisiveness of revolutionary forces, undeveloped economic structure, rapid and erratic economic growth, and financial corruption. 
۱۷۹۱.

Examining the Influence of Iranian and Chinese Strategic Cultures on Their Bilateral Strategic Partnership(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۴۴
Despite common interests, historical ties, and mutual needs in areas such as military and economic cooperation, Iran–China relations have not evolved into a decisive level of strategic partnership. Accordingly, the authors of the present article seek to explore this issue through the lens of strategic culture. By examining the key components of the strategic cultures of Both Countries, as well as the internal obstacles and challenges arising from them, this study aims to answer the question: How has the strategic culture of Iran and China, at the domestic level, influenced the development of their strategic partnership? It appears that the absence of a shared perspective among the political elites of Iran and China on various issues has hindered the formation of a decisive strategic partnership between the two countries. The research findings indicate that the role of security considerations and domestic issues—such as differing strategic cultures reflected in policymakers’ perceptions of elements like power, legitimacy, welfare, development, and security—along with internal constraints in both countries, have played a fundamental role in creating obstacles within Iran-China strategic relations. This study employs a qualitative-interpretive methodology with an explanatory approach.
۱۷۹۲.

بررسی مقایسه ای راهبرد سیاسی- امنیتی ایران و اعراب در مواجهه با رژیم صهیونیستی از 1979 تا 2023(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۳ تعداد دانلود : ۲۳۲
زمانی که تئودور هرتزل نظریه پرداز جنبش سیاسی صهیونیسم، کتاب دولت یهودی را می نوشت در ذهن خود آرمان دولت یهودی را می پروراند. مدت ها بعد با همراهی قدرت های بزرگ به ویژه آمریکا و انگلستان این امر محقق و دولت یهودی در سرزمین های اشغالی شکل گرفت. از زمان شکل گیری اسرائیل در خاورمیانه کشورهای مختلف اسلامی، راهبردهای مختلفی برای مواجهه با این رژیم در پیش گرفته اند. سؤال پژوهش این است که راهبرد سیاسی- امنیتی ایران و اعراب در مواجهه با اسرائیل دارای چه ویژگی هایی بوده است؟ هدف این پژوهش بررسی مقایسه ای راهبرد سیاسی- امنیتی ایران و اعراب در مواجهه با اسرائیل با بهره گیری از روش پژوهش کیفی مقایسه ای و رویکرد تطبیق نظریه با مورد است. یافته های پژوهش نشان می دهد در حالی که راهبرد ایران بر مبنای موازنه گری سخت نظامی و شبکه بازدارندگی نامتقارن باهدف مهار و سپس کوچک سازی این رژیم و نهایتاً وارد آوردن ضربه نهایی متمرکز شده است، راهبرد اعراب به ویژه از 1979م در قالب راهبرد مصون سازی به نحو بهتری قابل درک است.
۱۷۹۳.

الگوی حکمرانی مردمی در فضای مجازی مبتنی بر نظریه مردم سالاری دینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۵۷
مسئله اصلی این پژوهش، دستیابی به الگوی مطلوب مشارکت مردم در حکمرانی فضای مجازی و سوال اصلی آن نیز بدین صورت است: براساس مبانی نظری مردم سالاری دینی، الگوی مطلوب حکمرانی فضای مجازی چیست؟ به منظور یافتن پاسخ این سوال، داده های موردنیاز به شیوه مصاحبه با خبرگان و بررسی منابع کتابخانه ای، گردآوری شده و با روش داده بنیاد مورد تحلیل قرار گرفت. جامعه آماری خبرگان در این پژوهش، مجموعه سیاست گذاران، مدیران اجرایی، اساتید دانشگاه و پژوهشگران مرتبط با حوزه حکمرانی فضای مجازی در ایران بوده که به روش نمونه گیری نظری، با 12 نفر از آنان مصاحبه نیمه ساخت یافته انجام شد. یافته های گردآوری شده طی 3 مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی، تحلیل شده و روایی و پایایی فرآیند پژوهش نیز بر اساس چهار معیار انطباق، قابلیت فهم، تعمیم و کنترل، مورد ارزیابی و تایید قرار گرفت. یافته های این پژوهش نشان می دهد که با در نظر گرفتن تفاوت های حکمرانی فضای مجازی با حکمرانی فضای فیزیکی -که ناشی از عوامل زمینه ای یعنی اقتضائات خاص این فضاست- تحقق مردم سالاری دینی در حکمرانی فضای مجازی، از طریق «فراحکمرانی» امکان پذیر است. لذا «فراحکمرانی مردمی دین مدارانه»، ترکیبی از سه الگوی حکمرانی سلسله مراتبی در لایه زیرساخت، حکمرانی بازار در لایه خدمات و حکمرانی شبکه ای در لایه محتوای فضای مجازی است که توسط اصول مردم سالاری دینی احاطه شده و به دنبال تحقق غایات آن است. بازیگران دخیل در این الگو، حکومت، شرکت های خصوصی، اصناف و اتحادیه های بخش خصوصی، نهادهای متشکل مردمی، والدین وکاربران هستند که از طریق سه ابزار سیاستگذاری، تنظیم گری و اجرا در فرآیند حکمرانی مشارکت می کنند.
۱۷۹۴.

گفتمان دولتشهری و تکوین اندیشه سیاسی در یونان باستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۹ تعداد دانلود : ۱۷۳
تلاش برای رمزگشایی از پیچیدگی های اندیشه سیاسی یونان باستان به عنوان خاستگاه دانش سیاست، همچنان مورد توجه اهل فن است، به طوری که از نظرگاه های مختلف به تدقیق در چگونگی شکل گیری و شرایط ظهور اندیشه سیاسی و ماهیت و چیستی آن در یونان باستان پرداخته شد و بسته به نظام تحلیلی اندیشمندان، عوامل مختلفی چون نظام حکمرانی، فرهنگ و جغرافیا در شکل گیری و برساخت اندیشه سیاسی در یونان باستان اهمیت پیدا می کند. در همین راستا هدف این پژوهش «تحلیل نقش و جایگاه نظام دولتشهری در تکوین اندیشه سیاسی یونان باستان است». سؤال اصلی این پژوهش عبارت است از «ظهور نظام دولتشهری چه تأثیری در شکل گیری اندیشه سیاسی در یونان باستان داشته است؟ فرضیه پژوهش بدین نحو مطرح می شود که: « نظام دولتشهری نه صرفاً به عنوان یک نظام سیاسی بلکه در قامت یک گفتمان مسلط نه تنها به مناسبات سیاسی روزمره در یونان باستان تعین می بخشید؛ بلکه نقشی انکارناپذیر در نضج تفکر سیاسی و ماهیت آن داشته است. به بیان دیگر، اندیشه سیاسی به عنوان یک دانش تاریخی از قواعد چگونگی شکل گیری و تحول در گفتمان ها پیروی می کند». در همین راستا روش شناسی پژوهش شاهد سه مرحله در شکل گیری گفتمان دولتشهری و در نتیجه تکوین اندیشه سیاسی در یونان باستان هستیم. مرحله نخست  ظهور بحران در گفتمان سلطنت (مونارک). مرحله دوم شکل گیری و تثبیت گفتمان دولتشهری به عنوان گفتمان هژمون، مرحله سوم مفصل بندی عناصر گفتمانی اندیشه سیاسی که حول یک دال مرکزی (دولتشهر) معنا پیدا می کنند. لازم به ذکر است نگارنده از تحلیل گفتمان به عنوان روش و چارچوب نظری پژوهش بهره می برد.
۱۷۹۵.

ظرفیت های تمدنیِ آموزه امامت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۲ تعداد دانلود : ۲۲۰
تمدن، از مؤلفه های انسانی و ابزاری تشکیل می شود. مؤلفه های انسانی به طور مستقیم از عقاید و باورها تأثیر می پذیرند و هر مجموعه ای از نظام باورها، در صورت امکان و توان، تمدن مناسب خود را می سازد. در جهان بینی اسلامی، باورهای محکم و قویمی وجود دارند که در تکوین، تشکیل، تقویت و تعالی مؤلفه های تمدنی، اثر گذارند. «آموزه امامت» یکی از آن باورهاست. این تحقیق با عنوان ظرفیت های تمدنی آموزه امامت، با هدف معرفی این ظرفیت ها به روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای به صورت بین رشته ای (کلامی _ تمدنی) انجام شده است. اهمیت تحقیق از دو جهت مشهود است: یکی نشان دادن کارآیی آموزه های امامیه در عرصه تمدن سازی، و دیگر؛ تبیین چشمه های ناب اندیشه ای در راستای تمدن سازی اسلامی. در ساختار تحقیق، نخست مؤلفه های تمدنی به طور اجمالی فهرست شده است و سپس با اشاره به صفات و شئون امامت، تأثیر آنها در مهمترین مؤلفه های تمدنی (که بیشترین اثر پذیری را از این آموزه دارند)، بیان گردیده است. یافته های تحقیق نشان می دهد؛ آموزه امامت، با ایجاد «ارتباط عرش و فرش» و «اتصال آسمان و زمین» و با هدایت گری بشریت، ظرفیت های بی نظیری در «نظام امام و امتی» و «تعالی اجتماعی، فرهنگی و تمدنی»، دارد: معرفت و جهان بینی صحیح توحیدی، عقل ورزی وحیانی، عدالت محوری تعالی بخش، امنیت آفرینی همه جانبه، حکومت عادلانه، رفاه آوری رشد دهنده، وحدت و انسجام امتی، عبودیت سعادت بخش و فضایل اخلاقی افراد جامعه، برخی از ظرفیت های تمدنی است که در پرتو آموزه امامت، و با وجود امام، حاصل می شود. و بدون آموزه امامت و امام، امکان تحقق کامل آنها نیست.
۱۷۹۶.

هویت اندیشان دینی و تصور از رابطه اسلام و ملیت در ایران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۳ تعداد دانلود : ۲۳۰
در این مقاله کوشیده ایم تا نسبت «دین و ملیت» را که در زمره مهم ترین مسائل هویت ایرانی و اسلامی است، مورد تأمل نظری قرار دهیم؛ بدیهی است که اهمیت این موضوع و ترسیم قلمرو و ماهیت دین و ملیت در پرتو گفتمان تجدد از طرفی و گفتمان سنت گرا- مذهبی جمهوری اسلامی از طرف دیگر دوچندان شده است. در چرایی گزینش هویت اندیشان این مقاله باور نویسنده آن بوده که کسانی مورد توجه قرار گیرند که در کلیت آثار آنها آشنایی مطلوبی با سنت اسلامی وجود داشته باشد و ازاین رو نامیدن آنها به عنوان دین شناس خالی از اشکالی باشد و اگر ایده های آنها را درباره ملیت به اعتباری روایت مذهب یا اسلام بدانیم، به خطا نرفته ایم. ایده اصلی (فرضیه) تحقیق این است که در بین هویت اندیشان دینی مواجهه یکسانی با مسئله ملیت و ملی گرایی وجود ندارد و گستره ای از مواضع از رد و انکار مطلق تا پذیرش اعتباری ملیت در عصر غیبت قابل شناسایی است. در ادامه نخست به تأملی در زمینه رابطه مذهب و ناسیونالیسم یا ملت باوری مدرن خواهیم پرداخت و سپس به رابطه اسلام و ملیت اشاره خواهیم کرد و در ادامه به تحلیلی از هویت اندیشان دینی چند دهه گذشته و روایت آنها در خصوص مسئله هویت ملی، مرز و نسبت اسلام و ملیت خواهیم پرداخت.
۱۷۹۷.

همکاری گروه بریکس در مواجهه با چالش های امنیتی خاورمیانه: فرصت ها و موانع(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۳ تعداد دانلود : ۲۸۳
یکی از قابلیت های مهم گروه بریکس، می تواند در راستای همکاری بین کشورهای عضو آن در رسیدگی به چالش های امنیتی رایج در جهان و به طور مشخص در خاورمیانه باشد. هدف این مقاله، بررسی مکانیسم ها و اثربخشی همکاری بریکس در برخورد با چشم انداز پیچیده امنیتی منطقه خاورمیانه است. با روش توصیفی-تحلیلی و مرور منابع اینترنتی و کتابخانه ای و همچنین در چارچوب تئوری بازی ها و کسب بهترین منافع برای اعضای بریکس، این نتیجه حاصل شد که فرصت های امنیتی بریکس شامل رویکردهای دیپلماتیک، مکانیسم های حل مناقشه، همکاری های منطقه ای و ظرفیت مزایای بالقوه همکاری، جایگاه این گروه را در تقویت امنیت منطقه ای خاورمیانه افزایش می دهد که برآیند آن، هم افزایی امنیت در خاورمیانه است. اما نگرانی ها در مورد جنگ قدرت بالقوه، عدم اعتماد کشورهای عضو به یکدیگر، تفاوت ها در منافع ملی، تنش های ژئوپلیتیکی، ائتلاف های منطقه ای رقابتی، پویایی های سیاسی و درگیری های تاریخی که ممکن است مانع از همکاری مؤثر شود، مانع از اثربخشی آن ها در رسیدگی به چالش های امنیتی منطقه می شود.
۱۷۹۸.

حکمرانی هوش مصنوعی در عصر دیجیتال: واکاوی راهبردها و رویکردهای آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۶ تعداد دانلود : ۳۳۴
«حکمرانی هوش مصنوعی» در ایالات متحده به چه صورت است؟ این نوشتار با بررسی راهبردها و رویکردهای آمریکا به فهمی دقیق از نحوه حکمرانی هوش مصنوعی در این کشور کمک می کند. این پژوهش در ابتدا به کاوش در تاریخچه سیاست فناوری ایالات متحده می پردازد و نشان می دهد که چگونه برخی مؤلفه های فرهنگ سیاسی، نقشی اساسی در پیشتازی آمریکا در عرصه فناوری ایفا کرده اند. سپس به ارزیابی برخی از مهم ترین فرصت ها و چالش هایی که هوش مصنوعی می تواند به طور مشخص در سطوح استراتژیک به همراه داشته باشد می پردازد. استدلال اصلی مقاله بر این است که سیاست های هوش مصنوعی در ایالات متحده به دو دسته ملی (دولت محور) و محلی (بازارمحور) تقسیم می شوند؛ رویکرد دولت محور از سوی دولت های فدرال و رویکرد بازارمحور عمدتاً توسط دولت های ایالتی و شرکت های بزرگ فناوری تدوین و اجرا می گردند. از این رو حکمرانی هوش مصنوعی در ایالات متحده حاصل هم افزایی سیاست های ملی و محلی است که هرکدام با پیشبرد «امنیت ملی» و «توسعه اقتصادی» به تداوم رهبری آمریکا بر هوش مصنوعی کمک می کنند. این مطالعه از پارادایم «تکنوپلیتیک» به مثابه سازوکاری جدید برای اشاره به پیوستگی فناوری و سیاست بهره می برد و از تمامی سطوح تحلیل سیستمی، دولتی، گروهی و فردی برای پاسخ به سؤال اصلی استفاده می کند.
۱۷۹۹.

آسیب شناسی و رتبه بندی شاخصه های ساختاری و ایستاری موثر بر رفتار رای دهی در انتخابات مجلس و شورای شهر و روستا(مطالعه موردی: کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۳۵
هدف پژوهش حاضر این است که «مهمترین عوامل و موانع ساختاری- ایستاری(فرهنگی) انجام یک رفتار رای دهی مبتنی بر عقلانیت فردی و اجتماعی، در چارچوب منافع بلندمدت منطقه ای و کشوری کدامند؟» سامان دهی شده است. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی، به لحاظ روش توصیفی-تحلیلی، و گردآوری داده ها به شیوه پیمایشی که جامعه آماری تحقیق، شامل805263 نفر واجد شرایط رای دهی شامل افراد بالای 18 سال بوده به منظور تعیین حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران نمونه ای به تعداد 500 نفر به شیوه تصادفی ساده برای مطالعه انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه محقق ساخته 45 مؤَلفه ای در قالب سؤالات باز و بسته مبتنی بر طیف لیکرت تنظیم شده و در تابستان 1400 بین جامعه آماری در شهر کرمانشاه توزیع شد. پژوهش در نرم افزار EXCEL بوده و از نرم افزار SPSS جهت آمار توصیفی، آزمون آلفای کرونباخ، آزمون نرمال کولموگروف-اسمیرنوف و از نرم افزار LISREL جهت تایید روایی، تحلیل عاملی تاییدی و تایید مدل استفاده شده است. بر اساس یافته های پژوهش، استدلال می شود آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه با استفاده از 32 سوال برابر 0.880، عوامل ایستاری با استفاده از 13 گویه برابر0.835، عوامل ساختاری با استفاده از 19 گویه برابر 0.786 می باشد و به وسیله تحلیل عاملی تاییدی مرتبه دوم، روایی و مدل نهایی تایید می گردد. نتایج حاصل نشان می دهد عوامل ایستاری با (ضریب اثر 77/0 و عدد معناداری 71/9) بیشتر از عوامل ساختاری و در ابعاد عوامل ایستاری، بعد زبان و گویش با (ضریب اثر 97/0 و عدد معناداری 26/17) بیشترین میزان تأثیر را داشته و در رتبه اول قرار گرفته اند.
۱۸۰۰.

تمدن سازی به مثابه اصلی ترین کارکرد نهاد اجتماعی خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۵ تعداد دانلود : ۱۹۳
خانواده از قدیم الایام یکی از اصلی ترین نهادها در هر جامعه و فرهنگی بوده است و هیچ تمدن انسانی بدون وجود این نهاد شکل نگرفته است. در جامعه ایران نیز نهاد خانواده جایگاهی بی بدیل داشته و دارد اما در عصر حاضر به سبب تغییرات ارزشی و پیدایی نهادهای مدرن یا شیوه های جایگزین، نهاد خانواده و کارکردهایش دچار آسیب شدند که به تبع آن آسیب های متعددی بر جامعه بار شده است لذا ضروری است تا با بازاندیشی در کارکردهای اصلی این نهاد و برشمردن مسائل بار شده بر این کارکردها، به سمت حل آسیب های بوجود آمده در جامعه حرکت کرد؛ بر این اساس این مقاله در پی پاسخگویی به این سوال است که کارکردهای اصلی و صورت بندی مسائل کارکردی نهاد خانواده چیست؟ روش اصلی این پژوهش، مبتنی بر روش کیفی است که برای گردآوری داده ها از روش مصاحبه با کارشناسان و خبرگان این حوزه بهره برده است و برای تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون(شبکه مضامین) استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد نهاد خانواده دارای کارکردهایی متعالی است که حاصل این کارکردها به اصلی ترین کارکرد نهاد خانواده یعنی تمدن سازی منجر می شود. مسائل کارکردی خانواده نیز در 7 محور مسئله زوجیت، مسائل و بحران های تربیتی، مسئله نظارت وکنترل اجتماعی، مسئله هویتی، مسئله آرمش و امنیت اخلاقی، مسئله کمیت جمعیت جمع بندی می شود که در مدلی مفهومی در صورت عدم اتخاذ راهکاری مناسب جهت کنترل این مسائل، منجر به فروپاشی خانواده و در نهایت فروپاشی جامعه و عدم شکل گیری تمدن انسانی می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان