فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۰۱ تا ۱٬۷۲۰ مورد از کل ۸۱٬۳۹۳ مورد.
منبع:
پژوهش دینی دوره ۲۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۹
31-52
حوزههای تخصصی:
قرآن، کلامِ خدا و کتاب آسمانیِ مسلمان ها، به عنوان نخستین و اَساسی ترین منبع احکام شرعی، پاسخگوی همه ی نیازه ایِ آدمی در بیشتر زمینه ها می باشد. با توجه به این که غالباً احکام فقهی این اِعجاز اله ی ب دون تف صیل بیان شده و همواره به شِکل اَمر و نهی نیست بلکه گاهی در لاب ه لای دانش های ق رآنی دیگر، مانند مباحث اخلاقی، اعتقادی و اَمثال و قِصص آن نیز قرار گرفته است. «قِصص قرآن»، یکی از مُ فادها و مدلول های سراسری، تکرارشَونده و تأثیرگذار قرآن کریم شُمرده شده و اَف زون ب ر آن، دربردارنده ی نکته ها و عبرت های بی شماری نیز می باشد؛ در ب سیاری از نمونه ها در نَق ل و لابه لای آیات قصص، احکام و قواعدی بیان شده است که می تواند بَستری برای استنباط و تفقّه قرار گیرند. از جمله «قاعده وِزر»، که یکی از قواعد فقهی مَنصوص است و مُتضمن مفهوم «اصل شخصی بودن» مجازات هاست. در برخی از قِصص انبیاء گذشته در قرآن به مسئله ی وزر و پیامَدهای اَعمال انسان ها اشاره شده است. به عنوان نمونه، داستان های پیامبرانی مانند حضرت نوح، حضرت موسی، و حضرت یوسفA، که هر کدام درس هایی درباره ی ایمان، صبر، و مسئولیت فردی دارند. این پژوهش سعی دارد تا با بهره بُردن از روش توصیفی تحلیلی داستان های قرآن به این مسئله پاسخ دهد که استخراج قاعده وزر، چگونه از داستان های قرآنی قابل استخراج است؟ بررسی ها حکایت از آن دارد که علاوه بر آیاتُ الاحکام، بخشِ آیات قصص قرآن نیز قابلیتِ استحصالِ احکام دینی را دارد.
کارآمدی حدیث ضعیف از منظر آیت الله سبحانی(مقاله ترویجی حوزه)
منبع:
حدیث و اندیشه بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۷
25 - 47
حوزههای تخصصی:
جایگاه والای حدیث و نقش مهم آن در معارف دینی، لزوم اطمینان از انتساب آن به معصوم7 را ضروری می نماید. اعتبارسنجی احادیث با شیوه های و سبک های مختلفی صورت می گیرد که هر کدام در نتایج بدست آمده، تأثیرگذار خواهند بود. بسیاری از احادیث اهل بیت:، در گذر زمان به علل گوناگون، دچار ضعف سند شده اند. ولی این دلیل محکمی بر کنارگذاردن احادیث ضعیف از گزاره های دینی نیست. پژوهش پیش رو به دنبال دستیابی به روش آیت اللّه جعفر سبحانی برای کارآمدی حدیث ضعیف است که به روش کتابخانه ای و شیوه توصیفی- تحلیلی سامان یافته است. نتیجه پژوهش، نشان می دهد که ایشان برای این مقصود از: «تجمیع قرائن»، «شهرت عملی»، «تواتر اجمالی»، «تسامح در ادلّه سُنَن»، «تلقّی به قبول» و «شهادت صاحبان اثر بر صحّت احادیث» بهره می برند.
البنية السردية في رواية الشوك والقرنفل ليحيى السنوار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
إنّ الروایه تضم الشخصیه والحدث والفضاء، فالأولى أن تتم دراستها بناء على النظریه السردیه ویرجع الهدف من هذه الدراسه وفق البنیه السردیه هو إضفاء شیء جدید لحقل الدراسات السردیه، وروایه الشوك والقرنفل أرضیه خصبه لتلك الدراسه بصفتها الأبرز لما كُتب وأشد وقعًا وتأثیرًا فی نفس القارئ؛ لأنها تحكی الواقع المریر والظلم للشعب الفلسطینی. ویرجع سبب اختیارنا لهذه الروایه إلى بیان التاریخ المأساوی للقضیه الفلسطینیه، ونعتمد فی هذا المقال على المنهج البنیوی لما تحوی الروایه من نصوص یوجب تفكیكها وتفصیل ما تضم بین سطورها من عناصر سردیه، ومن هذا المنطلق نحاول أن نکشف عن مدی مقدره السنوار فی توظیف هذه العناصر أداهً للتعبیر عن واقع فلسطین المأساوی. وتوصّل البحث إلى أن السنوار حسن استعمال مكونات البنیه وأجاد توظیف تلك العناصر السردیه، قاصدًا - عبر إمتاع القارئ بالدور الذی تتخذه الشخصیه من ثانوی، وأساسی، الذی لا یمكن حذفها والتنازل عنها بوصفها الشریان النابض للروایه، والعصب الحی للعملیه السردیه برمّتها- أن یسرد فترات من تاریخ المقاومه وکفاح الشعب الفلسطینی للحریّه والتحریر وصمودهم أمام الظلم، وبالتالی أدّی مهمته تجاه أرضه ووطنه.
Approaches to Resolving the Analysis of Problematic (Mushkil) Hadiths on "Joining Offspring to Fathers" in the Interpretation of Verse 21 of Surah al-Ṭūr(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The interpretation of the verse that indicates "Joining offspring to fathers in the Hereafter" is a topic that has long been the focus of commentators. This Quranic concept has also been interpreted in narrations, giving rise to problematic hadiths in this area, which are considered common hadiths between different Islamic sects. According to the theory of joining in the Quran and narrations, the children of believers will be joined to their fathers in the Hereafter, and the children of disbelievers will also be joined to their fathers, even if they do not reach their level, and this does not diminish the reward or punishment of their fathers. Interpretive narrations on this subject, insofar as they deprive a person of the motivation for righteous deeds and lead to the assumption of a judgment before evaluation, fall into the category of problematic hadith. The present study, by analyzing the chains of transmission of these narrations, their typology, attention to the origin of their issuance and writing, and analyzing the approaches of scholars from both sects, seeks to explain the semantic aspects of this category of hadiths in a descriptive-analytical manner, the result of which is access to solution-oriented approaches: "Conditional Acceptance," "Interpretive Acceptance," "Carrying on Taqīyya (dissimulation)," and "Denial Approach." Among these, the interpretive approaches of commentary on the hadith presented in this area, carrying the issue on "Conditional Joining," is the least challenging solution; that is, this joining has no connection with the decrease or increase of the fathers' deeds, but rather is a sign of family connection. The faith and deeds of fathers can be effective in the fate of children, but this effect is conditional on the children's faith eligibility. Therefore, joining is only for believers, and the children of disbelievers are calculated only based on their own deeds. As a result, the principle of individual responsibility is fully preserved, and the children of disbelievers will not be punished for the deeds of their fathers.
اعتبارسنجی روایت مواجهه امام سجاد (ع) با یزید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حدیث پژوهی سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱
181 - 212
حوزههای تخصصی:
براساس روایات و شواهد تاریخی امام سجادR در روزگار خود توانست بعد از واقعه عاشورا به بهترین شکل، نظام تشیع را رهبری کند. این مقاله که بر روش توصیفی تحلیلی استوار است، به بررسی روایت مواجهه امام سجادR با یزید پرداخته و سند و محتوای حدیث را بررسی کرده است. نویسندگان به این نتیجه دست یافته اند که روایت مواجهه امام با یزید یا فرمانده منسوب به یزید، همان طور که مضمون آن در منابع تاریخی نقل شده است، به صورت نقل به معنا نقل گردیده است و نه تنها محتوای روایت مردود نیست، بلکه با واکاوی سند روایت و تتبع در قراین نقلی و بررسی دلالت متن روایت و توجه به مبنای متقدمان در گزینش و قبول حدیث و شرایط شیعیان در عصر صدور روایت دریافت می گردد که امکان وقوع رویداد بدیهی بوده و از هرگونه استبعاد می تواند به دور باشد.
واکاوی تجارب زیسته مؤثر یا مخل بر آرامش زنان پس از ازدواج: مطالعه موردی زنان 20تا30 ساله شهر اَهرم(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اسلام و مطالعات اجتماعی سال ۱۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۴۵)
214 - 248
حوزههای تخصصی:
ازدواج، زمینه ساز پربارترین روابطی است که زن و شوهر در طول زندگی مشترک، می توانند با داشتن رابطه مطلوب و سازشی، سلامت روانی و آرامش خود را تعیین کنند. هدف تحقیق حاضر، مطالعه تجارب زیسته مؤثر یا مخل بر آرامش زنان متأهل است که در بازه زمانی 1 تا 5 سال از زندگی مشترکشان گذشته است. روش این نوشتار از نوع کیفی و به روش تحلیل مضمون و تکنیک آتراید استرلینگ به صورت مصاحبه های نیمه ساختاریافته و نمونه گیری هدفمند بوده و جامعه هدف 13 زن متأهل با میانگین سنی 20تا 30 ساله شهر اَهرم از استان بوشهر بوده اند. برای تحلیل مضامین از نرم افزار MAXQDA2020 استفاده شد که طبق نتایج حاصل از داده های متنی به دست آمده، مقوله فراگیر مهارت های ارتباطی مؤثر شامل عوامل سازمان دهنده ای همچون روابط توجه آمیز عاطفی، روابط سازشگر و پشتیبان، همسویی ارزشی و اخلاقی و تعاملات در ارتباطات با فرزند می باشد. مقولات در ارتباط با تعاملات ناکارامد و مخل آرامش زنان، شامل: مضامین سازمان دهنده، تعارضات در ارتباط با خانواده زوجین، تعاملات افراطی همسر با دوستان، روابط و واکنش های ناکارامد و مشکلات اقتصادی است. همسو با یافته های تحقیق حاضر می توان نتیجه گرفت آموزش فنون و مؤلفه های ارتباطی مطلوب بین فردی و تأمین نیازهای شناختی، می تواند عامل بهبود روابط و اصلاح تعاملات ناکارامد و مراقبت و کاهش تعارضات بین فردی در زوجین باشد.
مقایسه برداشت های ملاصدرا در حرکت جوهری نفس با آرای علامه طباطبایی و طبرسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انسان پژوهی دینی سال ۲۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۱
69 - 88
حوزههای تخصصی:
ملاصدرا در نظریه حرکت جوهری نفس از آیات قرآنی متعدد استفاده می کند؛ امّا فلسفه وی همواره با این انتقاد روبرو بوده است که آیا استفاده وی از آیات قرآنی به خاطر تأیید فلسفه خویش است یا خیر؟ ما در این واکاوی بعد از مقایسه آرای دو مفسر قرآن - علامه طباطبایی و طبرسی - با برداشت های قرانی ملاصدرا به این نتیجه رسیده ایم: برداشت های ملاصدرا از آیات قرآن در کتاب مفاتیح الغیب برای مبحث حرکت جوهری نفس غالباً با برداشت های علامه طباطبایی در المیزان و طبرسی در مجمع البیان جز در موارد اندک همسو نیست و البته باید به این نکته اذعان کرد ملاصدرا در این بحث از ذهن فعال و مستدل و فلسفی خویش در توجه به آیات نمی تواند فارغ شود و برخی برداشت های قرانی ملاصدر از آیات با عدول از جنبه تفسیری همراه است که علامه طباطبایی و طبرسی در دو تفسیر المیزان و مجمع البیان دارند و نتیجه گیری که در معنای آیات در این دو تفسیر موجود است؛ معنای حرکت عموماً حاکم نیست، برخلاف آنچه که شاهد ملاصدرا درحرکت جوهری نفس است و اگر معنایی بر حرکت در المیزان و مجمع البیان از آیات قابل استنباط باشد بر حرکت جوهری نفس به سختی قابل انطباق است و به نظر می رسد در این آیات تفکر فلسفی و یا عرفانی ملاصدرا بر برداشت های قرآنی ایشان سایه افکنده است و در این رابطه بی تأثیر از تفکر فلسفی و عرفانی خویش نبوده است و با نگاه عرفانی یا فلسفی به تأویل آیه ای نزدیک می شود و در این برداشت از استنادات روایی مدد نمی گیرد. لذا در آن هنگام کلام ایشان تفاوت و فاصله اش را با دیگر تفاسیر نشان می دهد.
بررسی تناسب آوایی- محتوایی (فنوسمانتیک) در تصویرپردازی نمونه هایی از آیات سوره سجده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آوا، یکی از عوامل اثرگذار در خلق تصویرهای هنری قرآن کریم است که تناسب عمیق آن با محتوا، رمزگشای دلالات و گزاره های متن است و این همسویی آوا (فونتیک) و معنا (سمانتیک)، سطوح معرفتی جدیدی را به روی مخاطب می گشاید که با هر تغییر در واج ها، هجاها، واژگان و بافت موسیقایی، متغیّرهای معنایی نیز دستخوش تغییر می شوند و تصویر جدیدی از طریق این رهیافت های صوتی شکل می گیرد؛ به همین منظور، تناسب آوایی و محتوایی که در زبان شناسی از آن با عنوان «فنوسمانتیک» بحث می شود، با استفاده از روش تحلیلی توصیفی در حیطه این پژوهش قرآنی قرار گرفته و مطابقت حروف، حرکات، واژگان و ضرب آهنگ آیات سوره سجده با معانی بررسی و مشخص شده است؛ هرکدام از این آواها در سوره سجده به خوبی در نقش خود قرار گرفته اند؛ به گونه ای که آوا تحت لوای معنا از کوچکترین جزء به کل بافت سرایت می کند و یک همپوشانی آوا یی و معنایی متناسب با موضوع محوری، نقش تصاویر سوره را برجسته می کند.
تحلیل الگوی قوه ادراکی «سمع» در آیات قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"سمع" از واژگان پربسامد در آیات قرآن است که نشان دهنده اهمیت این قوه ادراکی در زندگی انسان است. استخراج قواعد و نکات شنیداری مربوط قوه ادراکی سمع در آیات قرآن کریم، در توانمندسازی انسان برای کاربری آگاهانه این قوه موثر و راه گشا است. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی از نوع تحلیل محتوا و با مطالعه کتابخانه ای به استخراج الگوی حاکم بر این آیات می پردازد. بدین منظور، ابتدا آیات مشتمل بر واژه سمع تفکیک شد(163 آیه) و پس از انس با آیات مبتنی بر سیاق، تحلیل کمی شد و تعداد 679مضمون فرعی و 34 مضمون اصلی به دست آمد. این مضامین در سه جهتگیری مضمونیِ خداوند و سمع، سمع انسان و سمع غیر انسان سازمان دهی شد. طبق یافته های پژوهش سمع الهی حاکی از علم و احاطه مطلق خداوند بر مخلوقات است و بر آشکار و نهان آگاه است. افزون بر این خداوند جاعل سمع در مخلوقات است و هرگاه اراده کند آن را بازمی ستاند. قوه سمع در انسان ابزار هدایت اوست و این امر مشروط به نوع کنش و موضع گیری شنیداری او در برابر مسموعات است و چه بسا کنش نامناسب انسان اسباب هلاکت اوست. طبق آیات قرآن شیاطین و جنیان نیز از قوه سمع برخوردارند و نسبت به شنیدن آیات الهی دارای اختیار بوده و کنش هایی را در مواجه با کلام الهی نشان داده اند.
ضرورت تغییر نگرش در احراز شرایط سلبی شهود با ظهور طبقات جدید اجتماعی (نگاهی به پدیده ولگردی و تکدیگری)
حوزههای تخصصی:
در قانون ایران شرایطی برای شهود گفته شده است که برخی از آن ها به دلیل وجود مناقشات فراوان نیازمند بازنگری است. در این راستا، نگارندگان با روشی توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر منابع کتابخانه ای، هریک از شروط سلبی شهود را مورد تحلیل قرار داده اند. نتایج حاصل از پژوهش حاکی است که برخی از شروط سلبی مانند ذی نفع نبودن و نداشتن خصومت، مورد اتفاق بیشتر فقها بوده است، اما برخی شرایط ازجمله عدم اشتغال به تکدی و عدم ولگردی از لحاظ تعیین ملاک و بعضاً از حیث اصول عقلی مورد مناقشه جدی قرار دارند؛ زیرا با پیدایش طبقات جدید اجتماعی با عنوان مطرودان از جامعه که مفهومی اعم از ولگردان دارد و همچنین سائل به کف مضطر و طفیلی که اخص از مفهوم کلی متکدیان است، می توان گفت شهادت آن دسته از افرادی که حقیقتاً متکدی و ولگرد شمرده نمی شوند، قابلیت استماع را دارد. بر همین بنیان مشخص شد از بین تقسیم بندی مفهوم متکدی، تنها متکدیانی که تکدیگری را وسیله امرار معاش خود قرار داده اند، از عده دلایل خارج می شوند نه فردی که از باب ضرورت یا به صورت موقت یا از روی اکراه دست به تکدیگری زده باشد. همچنین بیان شد ولگردی مفهومی اخص از مطرودان اجتماعی را دارد و هر فردی که از جامعه طرد شده است، در زمره ولگردان قرار نمی گیرد، بلکه درصورتی که سه عنصر نداشتن مسکن مشخص، عدم اشتغال به شغل متعارف و تأمین نیازها از راه پرسه زدن در اماکن عمومی را مجتمعاً داشته باشد، ذیل تعریف ولگرد قرار می گیرد و به تبع آن نیز از عده دلایل خارج می شود که این موضوع همسو با تفسیر مضیق قوانین جزایی و بهتر است برای مفهوم ولگرد و متکدی معیارهای مشخصی تعیین شود تا از تفسیر موسع این مفاهیم نیز پیشگیری شود.
بررسی فقهی کیفرگذاری بی حجابی از طریق محرومیت از حقوق اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ناهنجاری بی حجابی، زیان هایی به سلامت معنوی و زندگی اجتماعی مخصوصاً ثبات خانواده، به عنوان هسته اجتماع وارد می کند، ازاین رو واکنش کیفری در قبال آن ضروری است. قانون گذار کیفری ایران، از دو واکنش حبس و جزای نقدی استفاده کرده است، ولی نتایج، بیانگر عدم فائده آن بوده است. ازاین رو اخیراً کیفرگذاری محرومیت از حقوق اجتماعی مطرح شده است، اگرچه حقوق اجتماعی به عنوان حقوق فرد در ارتباط با مؤسسات اجتماعی، تعریف می شود، ولی هم در این معنا و هم در مصادیق آن اجماع وجود ندارد. در این مقاله با روش توصیفی تحلیلی و منابع کتابخانه ای، ماهیت استفاده از این کیفر، را مورد بررسی قرار دهد. هرچند محرومیت از حقوق اجتماعی در مقایسه با زندان و جریمه نقدی، امتیازاتی دارد و در مواردی نیز در شریعت تجویز شده است؛ اما به لحاظ فقهی در مواردی که با حیات فرد و حقوق اساسی او پیوند می خورد، مثلاً محرومیت از پذیرش در مراکز درمانی، به نظر مشروع نمی نماید.
بررسی فقهی محدوده اکراه از جهت متعلّقین مکرَه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ازآنجاکه اکراه، رافع اثر حکم وضعی و تکلیفی و نیز یکی از عوامل رافع مسئولیّت کیفری است؛ لازم است که ارکان و عناصر آن کامل باشد تا در عالم خارج محقّق شود. بر اساس تعریف اکراه، هرگاه عنصر تهدید به عنوان یکی از این ارکان، نسبت به فرد مکرَه یا کسانی که در حکم خود او هستند صورت گیرد، اکراه محقّق می شود. در متون فقهی، از این افراد با عنوان نزدیکان، خویشاوندان و به طورکلی «من یتعلّق به» مکرَه یاد می شود. گستره شمول متعلّقین از اطرافیان فرد مکرَه، موضوعی است که به طور محدود توسط فقهای معدودی موردبحث و مداقه قرار گرفته است. نتیجه نوشته حاضر که به روش کتابخانه ای و با رویکرد توصیفی - تحلیلی انجام شده است و نیز ، نقد و بررسی نظرات فقها نشان می دهد که اگر تهدید اضرار به غیر، موجب ایجاد محذور در شخص مکرَه و محرّک وی به انجام معامله یا ارتکاب تخطّی شود به طوری که اگر تهدید مکرِه بر اضرار به آن شخص ثالث نبود، مکرَه هرگز اقدام به معامله یا انجام فعل اکراهی نمی کرد اکراه محقّق خواهد شد. این ضابطه نیز به فراخور موقعیّت شخصیّتی یا اجتماعی فرد مکرَه، متفاوت است؛ بنابراین حتّی اگر ضرری متوجّه خود وی نشود یا غیرمکرَهین از خانواده، نزدیکان و اقوام وی نباشند و یا حتّی مسلمانی در آن سوی کره زمین باشد می توان قائل به صدق عنوان اکراه بود.
بودجه از منظر فقه و اقتصاد مقاومتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه بر همه واضح شده که اقتصاد بخش عمومی و اقتصاد رفاه مملو از مباحث دستوری است و به هیچ وجه نمی توان رابطه حقوق و اقتصاد را انکار نمود. یکی از موضوعاتی که با نگاه بین رشته ای قابل بررسی است، بودجه ریزی دولت است. بودجه به عنوان ابزار سیاست گذاری در اختیار دولت، به دنبال تخصیص منابع محدود به نیازها و خواسته های نامحدود است. دولت ها باید در تهیه و اجرای بودجه نگاهی هدفمند در چهارچوب سیاست های کلی حکومت داشته باشند. اقتصاد مقاومتی به عنوان سیاست اصلی اقتصادی در جمهوری اسلامی ایران به دنبال تغییر ساختارهای اقتصادی موجود و بومی سازی آن بر اساس جهان بینی و اهداف است. ازاین جهت نظام بودجه کشور باید منطبق با اقتصاد مقاومتی باشد. بیت المال، بودجه ریزی سالانه، نحوه تجهیز و تخصیص محورها و ملاک ها و شناخت راه حل ها برای اداره بهینه جامعه و نقش دولت در اقتصاد و پیوست های فرهنگی و معنوی است. تنظیم و تحدید ساختاری مبانی و مقاصد یک بودجه مقبول و مضبوط با ملاک های دینی و علمی با محوریت اقتصاد مقاومتی، قدمی هر چند کوتاه و متواضعانه در این مسیر نقش بند مقاله پیش رو است. و به طور خلاصه مفهوم اقتصاد مقامتی، اصول بودجه، بودجه ریزی عملیاتی، نظارت، مقایسه بودجه و بیت المال و منابع تجهیز و تخصیص آنها و مباحث متعارف در هر دو زمینه بحث نموده است.
تراز عدالت در ترازوی عدالت کارنامه عدالت در حکومت امام علی (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امام علی(ع) که نام او قرین عدالت است نه تنها در جهان اسلام و عالم تشیع بلکه در تاریخ بشریت به عنوان اندیشمند و سیاست مدار طلایه دار عدالت مطرح بوده است؛ بنابراین، علی(ع) نه تنها به عنوان امیر فصاحت و بلاغت در میدان سیاست نظری، بلکه به عنوان امام مساوات و عدالت در میدان سیاست عملی، منش او در دوران زمامداری به عنوان تراز عدالت می-تواند به عنوان الگوی کاربردی عدالت در ابعاد مختلف توسط نظام های سیاسی به کار بسته شود. از این رو، هدف پژوهش حاضر، ترسیم عدالت در سیره عملی دوران حکمرانی آن حضرت بود و پرسش پژوهش حاضر این بود که عدالت در دوران حکومت علی(ع) چه جایگاهی داشت؟ فرضیه پژوهش در پاسخ به پرسش مزبور این است که عدالت در سیره عملی دوران حکمرانی امام، نقش محوری دارد همان طور که وجه نمایان سیره نظری امام، عدالت است. با بررسی فرضیه مزبور، یافته پژوهش حاضر با کاربرد روش کتابخانه ای اسنادی توصیفی تاریخی تحلیلی این شد که عدالت در دوران حکمرانی آن حضرت، بنیان حکومت علوی بود و آن حضرت، فلسفه قبول زمامداری و حکومت را اجرای عدالت اعلام نمود و در دوران حکمرانی خویش از هیچ کوششی برای تحقق عدالت در عرصه های گوناگون سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی دریغ نورزید. از این رو می توان گفت: علی(ع) در دوران حکمرانی خویش، تراز عدالت را به مثابه سنگ محک واقعی و عملی ترازوی عدالت برای سنجش عیار عدالت حکومت های همه اعصار و امصار ارائه داده است.
بررسی وحدت مدینه ملاصدرا باتوجه به مفهوم پولیتِیا نزد ارسطو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه دینی دوره ۲۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۹۲
25 - 39
حوزههای تخصصی:
پولیتِیا درنظر افلاطون و ارسطو به منزله پسوخه (نفس) یا صورتِ پولیس است. نزد ارسطو، پولیتِیا بُن و «اساس»ی است که مبتنی بر آن، قوه حاکم و نوع حکومت، قوا و عناصر حکومتی، نحوه توزیع آنها و حد بهره مندی هریک از قدرت، و غایت و هدف کل پولیس یا اجتماعات آن تعیین می شود. پولیتِیا نزد ایشان به منزله پاسخ به مسأله وحدتِ پولیس بوده است و با آن، وحدت میان پولیس (شهر)، پولیتِس (شهروند)، پولیتِئوئُو (کنش شهروندی) و پولیتیکوس (سیاست مدار) حاصل می شود. نزد ملاصدرا حکمت مدنی، حکمت منسوب به مدینه است و انسان مدنی مفهومی مشکک است که از اهل مدینه تا رئیس مدینه را شامل می شود. با توجه به ابتنای حکمت متعالیه بر اصالت وجود و وحدت تشکیکی آن، مسأله بررسی حاضر، مسأله وحدت مدینه نزد ملاصدرا است. پژوهش حاضر به روش تحلیلی تطبیقی با ماهیت روش کتابخانه ای انجام شده و متناسب با آن، مفهوم پولیتِیا به عنوان مفهوم مرکزی پژوهش قرار گرفته و از استعاره نفس به عنوان حدّ وسط برای نزدیک شدن به مفهوم پولیتِیا بهره گرفته شده است. سپس حکمت مدنی ملاصدرا در نسبت با معنای تفصیلی پولیتِیا در سه بخش نوع حکومت و قوه حاکم، تعیین و تنظیم نسبت قوا با یکدیگر و غایت مدینه بررسی شده است. درنتیجه، وحدت امر معاش و امر معاد نزد ملاصدرا به منزله پولیتِیای مدینه او اعلام شده است. اهمیت این پژوهش ازآن رو است که می تواند به بررسی آرای فلاسفه اسلامی در حکمت عملی در نسبت با علوم انسانی کمک کند و زمینه ای برای بررسی تفصیلی مدنیّت، سیاست و قانون در حکمت متعالیه باشد.
سپنته آرمیتی: خرد سوفیایی در دین زردشت بررسی تطبیقی حکمت در سنت یهود و مسیحیت با خرد عبودی در زرتشت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه دینی دوره ۲۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۹۲
53 - 67
حوزههای تخصصی:
دین زرتشت به سنخی از معطی خرد متعالی اشاره دارد که در صفات و خصوصیات، منعکس کننده وجهی از الوهیت مشابه با حکمت یا اقنوم روح در ادیان یهود و مسیحیت است. این جلوه از الوهیت که سبب فیضان علم و تجلی الهی در متکثرات است، در دو دین ابراهیمی مسمی به «سوفیا/شخینه» و روح القدس و در دین زرتشتی، «سپَنتَه آرمیتی» است. خویشکاری آرمیتی، ابلاغ خرد «وهومنه» به مومن زرتشتی و برانگیزش مهر و همیاری او جهت گسترش «اَشَه» یا نظم ونسق الهی است. سپَنتَه آرمیتی، هم به لحاظ انتولوژیک و هم معرفت شناسی، میانجی الوهیت با نفوس زمینی است و وظیفه حمل و ابلاغ خرد عالی را برعهده دارد. اعتبار صورت زنانه برای او، به دلیل مقام قبول خرد الهی و سریان آن بر قوابل است و شرط دستیابی به این حکمت شهودی، نه تأمل عقلانی، بلکه ایمان و عشق عبودی فروتنانه و خالصانه است.
مؤلفه های عقل گرایی حداکثری و نسبت آن با ایمان/وحی؛ با تمرکز بر آثار آیه الله جوادی آملی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
حکمت اسراء زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۷
77 - 100
حوزههای تخصصی:
یکی از نظریاتی که پیرامون ارتباط عقل و ایمان مطرح شده، دیدگاه عقل گرایی حداکثری است. بر اساس دیدگاه عقل گرایی حداکثری، باور انسان هرگز نمی تواند فاقد استدلال باشد. عقل گرایان حداکثری به دو گروه ملحد و دیندار تقسیم می شوند؛ گروه دوم معتقدند باور دینی کاملا استدلالی و عقلانی است. این پژوهش عناصر اصلی نظریه عقل گرایی را در عبارات و آثار آیت الله جوادی آملی جستجو کرده است. این یافته ها عبارتند از: الف: تاکید بر این که ایمان و باور باید مبتنی بر عقل و برهان باشد و از حدس و گمانه زنی فاصله بگیرد. ب: ایمان گرایی مصلحت اندیشانه که اساس باور را بر مصلحت های عملی می داند، قابل پذیرش نیست. ج: مبنای استدلالات عقلانی در راه وصول به باور، قرینه گرایی است، به این معنا که باور یا باید بدیهی باشد یا این که به بدیهیات ختم شود. د: عقل ذاتا بی طرف است و مبتنی بر پیش فرض های جانب دارانه پیشین نیست، بلکه با استدلال و برهان می توان حقیقت را یافت. ه: باور دینی نمی تواند بر دلایل احتمالاتی تکیه کند، بلکه مبنای باور، باید دلایل یقینی و برهانی باشد. نتیجه این که دیدگاه آیه الله جوادی آملی در ارتباط میان عقل و ایمان – در شکل کلی تر آن: نسبتِ عقل و وحی- را می توان عقل گرایی حداکثری دانست.
نسبت وحی و متافیزیک در هنگامه تأسیس فلسفه اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
حکمت اسراء زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۷
153 - 172
حوزههای تخصصی:
در فرهنگ اسلامی وحی وضعی از انسان است که در آن به حقیقت نائل شده است. اما این تنها وضعی نیست که انسان در آن، نسبتی با حقیقت دارد. فارابی در مقام مؤسس فلسفه اسلامی، نخستین کسی است که به این مسئله توجه کرد. وضع دیگری که در آن انسان با حقیقت پیوند دارد، وضع انسان به عنوان متعقل است؛ این همان وضع متافیزیکی انسان است. فارابی با واکاوی مفهوم ملت که همان فرهنگ و ادب مدینه است و ارتباط آن با وحی، و ربط این هر دو با فلسفه، به تبیین نسبت میان این دو وضع پرداخت، و روشن ساخت که وضع متافیزیکی انسان همان درک امر عام است که مضامین وحی به عنوان امور خاص جز در ذیل آن برای انسان تعین پیدا نمی کند. از این رو وحی تنها در ذیل متافیزیک به انسان خطاب می کند. ادعا این است که یافت این نسبت تقدیر همه علوم اسلامی را تا به امروز رقم زده است، از این رو همه علوم اسلامی ذیل متافیزیک قرار گرفته اند، هرچند متعاطیان آن ها به ظاهر در تخاصم با آن باشند.
مطالعه تطبیقی رویکرد مقاصدی در آراء تفسیری امام خمینی(ره) و علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیر تطبیقی سال ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۷
192 - 211
حوزههای تخصصی:
تفسیر مقاصدی یا تفسیر با رویکرد مقصدشناسانه، رویکردی نوین در عرصه مطالعات تفسیری است که به موازات دغدغه مندی برای پاسخگویی به نیازهای روز، بر توجه به قصد مؤلف به عنوان یکی از مهم ترین ارکان فهم نص دینی نیز تأکید دارد. ضرورت توجه به این مسئله آنجا رخ می نماید که علی رغم قدمت و تراکم سنت تفسیری مبتنی بر قصدی بودن معنا، بسیاری از نظریه های تفسیری نو ظهور، با محوریت قصد مؤلف مخالفت جدی نموده و بر استقلال متن و معنای آن از مؤلف اصرار می ورزند. در دوران معاصر، امام خمینی و علامه طباطبایی دو تن از مفسران و اندیشمندانی هستند که به صورت ویژه و متمایز رویکرد مقاصدی در فهم دین و به ویژه قرآن کریم را مورد توجه قرار داده و بر لزوم بازگشت به این اصل مهم تأکید نموده اند. نویسندگان این مقاله در صدد آن اند تا با روش توصیفی - تحلیلی، ضمن بازخوانی آراء تفسیری این دو اندیشمند معاصر و مطالعه تطبیقی آن، مهم ترین نمودهای تسری رویکرد مقاصدی در اندیشه های تفسیری ایشان را موردبررسی و تحلیل قرار دهند. مبتنی بر نتایج این پژوهش، مهم ترین بازتاب رویکرد مقاصدی در تفسیر را می توان در توجه این دو مفسر به تفسیر آیات قرآن بر اساس غرض کلی قرآن کریم مشاهده نمود. مبتنی بر این رویکرد، توجه به غرض کلی هر سوره از قرآن کریم و پی جویی غرض در هر سیاق، به مثابه روش فهم آیات قرآن کریم، به موازات برداشت استقلالی خارج از سیاق از آیات در پرتو غرض کلی امری مشروع تلقی می گردد.
بررسی تطبیقی چرایی مرگ، نخستین قتل و جغرافیای عالم مردگان دراساطیر کتاب مقدس عبری با اساطیر میانرودان، مصر و زرتشتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
501 - 524
حوزههای تخصصی:
دیرپای ترین، گسترده ترین و اثرگذارترین دغدغه آدمی از آغاز تاریخ تا کنون، حل معمای مرگ بوده است، به گونه ای که می توان پیش بینی مرگ و جهان پس از مرگ را ممیّزه انسان از حیوانات دانست، ازینرو بازتاب این دغدغه درنخستین اساطیر بشر نیز دیده می شود. ساخت اهرام پرشکوه مصر و دیگر گورهای منظم و پرشکوه گواه این مدعاست.این مقاله نگرش چهار دسته از اساطیرخاورمیانه (اساطیر بین النهرین، مصر، کتاب مقدس عبری و زرتشتی) را که همزمانی نسبی دارند، درباره مرگ و پس از مرگ، گزارش، تحلیل و تطبیق می کند.این جستار در پی پاسخ به پرسش هایی از این دست است: آیا بر اساس اساطیر مرگ از روز نخست ذاتی حیات آدمی بوده یا بعداً عارض شده است؟، مرگ آفرین چه کسی است؟ خدا، خود انسان، نیروی شرّ کیهانی؟ مرگ خوشایند است یا سخت و نامطلوب؟ جهنم و بهشت در این اساطیر چه ویژگی هایی دارند؟ نخستین انسانی که مرده یا کشته شده چه کسی است؟ در جهان دیگر همه انسان ها داوری می شوند یا تنها گروهی خاص؟ داوران چه کسانی اند و بر اساس برخی اساطیر، داوری رستاخیز چگونه انجام می شود؟در بررسی تطبیقی دیده می شود که مابین اساطیر کتاب مقدس عبری (یا عهد قدیم به اصطلاح مسیحیان) با بین النهرین شباهت بسیاری وجود دارد، در صورتی که اساطیر مصر و عبری با وجود همجواری و همزیستی جغرافیایی باورمندان آنها، همسویی چندانی ندارند.