فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۰۱ تا ۶۲۰ مورد از کل ۳۷٬۰۲۹ مورد.
منبع:
مسائل اجتماعی ایران سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
9 - 58
حوزههای تخصصی:
موضوع اصلی پژوهش حاضر تبیین تخلف از قوانین راهنمایی و رانندگی با استفاده از نظریه های بازدارندگی بسط یافتهِ استفورد و وار، یادگیری اجتماعیِ ایکرز و کنش موقعیتیِ ویکستروم است. روش تحقیق، پیمایش و ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه بود. جامعهٔ آماری تحقیق شامل افراد بالای ۱۸ سال دارندهٔ گواهی نامهٔ رانندگی در استان مازندران بود که ۴۰۰ نفر از آن ها با شیوهٔ نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب به عنوان نمونه انتخاب شدند. یافته های توصیفی نشان داد که بیش ترین تخلفات انجام شدهٔ پاسخگویان در دو سال اخیر، استفاده از تلفن همراه در حین رانندگی و کم ترین تخلفات، عبور از چراغ قرمز راهنمایی و رانندگی است. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون حاکی بود که تأثیر متغیرهای تمایل مجرمانه، جرم زایی محیط، تعاریف خنثی ساز و گریز از مجازات بر متغیر تخلف از قوانین راهنمایی و رانندگی معنادار است، اما تأثیر تقویت افتراقی بر این تخلف معنادار نیست. لذا مطابق با نظریهٔ کنش موقعیتی می توان گفت که افزایش تمایل مجرمانه و جرم زایی محیط باعث افزایش میزان تخلف از قوانین راهنمایی و رانندگی می شود. همچنین، مطابق با نظریهٔ بازدارندگی بسط یافته می توان اظهار کرد که گریز از مجازات با کاهش قطعیت درک شدهٔ مجازات، احتمال تخلف از قوانین را افزایش می دهد. باید اضافه نمود که اگرچه مطابق با نظریهٔ یادگیری اجتماعی، تعاریف خنثی ساز از طریق کاهش احساس گناه می تواند منجر به تکرار تخلف از قوانین راهنمایی و رانندگی گردد، اما تقویت افتراقی این پیامد را به دنبال ندارد. این شاید به خاطر عادی سازی تخلفات و باور به عدم قطعیت مجازات در بین افراد باشد.
واکاوی دلایل و پیامدهای سکوت سازمانی در سازمان های آموزشی (مورد مطالعه: آموزش وپرورش استان قم)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسائل اجتماعی ایران سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
133 - 192
حوزههای تخصصی:
«سکوت سازمانی» به معنای خودداری معلمان و کارکنان از ارائه نظرات کاربردی در جهت توسعه سازمانی، یکی از چالش های اساسی در سازمان های آموزشی است که مانع از بهره گیری بهینه از دانش و تجربیات کارکنان می شود. پژوهش حاضر با هدف طراحی مدلی برای تبیین سکوت سازمانی در آموزش وپرورش، از روش نظریه داده بنیاد بهره گرفته است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۳۰ نفر از خبرگان فرهنگی، معلمان، مدیران و کارمندان اداره کل آموزش وپرورش قم که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده بودند، گردآوری شد. در مرحله کدگذاری باز، ۳۷۵ کد مفهومی، ۶۰ مقوله فرعی و ۲۷ مقوله اصلی شناسایی شد. یافته های پژوهش بر پدیداری هشت گونه سکوت سازمانی شامل سکوت منفعلانه هژمونیک، سکوت محافظه کارانه هژمونیک، سکوت نوع دوستانه هژمونیک، سکوت منفعلانه استراتژیک، سکوت محافظه کارانه استراتژیک، سکوت منفعت طلبانه استراتژیک، سکوت رهایی و سکوت مبهم در آموزش وپرورش دلالت داشت. همچنین، از مهم ترین شرایط علّی در شکل گیری سکوت سازمانی می توان به ضعف های کلامی و شخصیتی، جامعه پذیری ناکارآمد، ادراک ناامنی، بی عدالتی سازمانی، سبک مدیریت زهرآگین و هویت سازمانی شکننده اشاره کرد. شرایط زمینه ای شامل فرهنگ سازمانی بازدارنده، سرخوردگی حمایتی، ناکارآمدی ارزیابی عملکرد، ناکارآمدی ارتباطی و ساختاری و عوامل جمعیت شناختی و عوامل مداخله گری شامل شرایط آنومیک سازمانی، فقدان استقلال نهادی و فرایندهای تسریع بخش همنوایی سازمانی نیز در تشدید آن نقش دارند. در مواجهه با سکوت سازمانی، کنشگران دو راهبرد پذیرش منفعلانه یا مقاومت و تغییر را اتخاذ می کنند. پیامدهای این پدیده در سه سطح فردی (مانند کاهش انگیزه)، سازمانی (مانند اُفت کارایی) و اجتماعی (مانند کاهش اعتماد عمومی) دسته بندی شد. این پژوهش، با ارائه یک مدل جامع، امکان درک عمیق تر و لزوم بازنگری در ساختارهای مدیریتی و فرهنگی برای کاهش سکوت سازمانی و تقویت مشارکت کارکنان را فراهم می سازد.
بازیگران پدیده قاچاق مواد مخدر در جنوب استان کرمان و بازتولید نظم غیررسمی بر پایه هم افزایی و منافعِ مشترکِ بازیگران: یک کاوش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تداوم و تغییر اجتماعی سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
67 - 96
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پژوهش حاضر، بازیگران پدیده مواد مخدر را در جنوب استان کرمان مورد بررسی قرار می دهد. این منطقه به دلیل موقعیت جغرافیایی خاص و نزدیکی به مرزهای شرقی کشور، از مهم ترین مسیرهای قاچاق مواد مخدر از نوع تریاک است. مواد مخدر بر نظام اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی منطقه به شدت تاثیر نهاده است. پژوهش حاضر، بازیگران و نیروهایی که در پیدایش و تدوام این وضعیت نقش دارند، را مورد مطالعه قرار می دهد. روش و داده ها: روش انجام این پژوهش کیفی بوده است و در میان روش های کیفی از نظریه زمینه ای استفاده شده است. براساس روش نمونه گیری هدفمند، استراتژی نمونه گیری نظری و معیار اشباع نظری، با 30 نفر مصاحبه عمیق صورت گرفته است. داده های گردآوری شده در نهایت با روش کدگذاری در نظریه زمینه ای که شامل سه مرحله است مورد تحلیل قرار گرفتند. چارچوب روش شناختی پژوهش روش تحلیل لایه لایه علت ها است. این پژوهش برمبنای سطح دوم این چارچوب انجام شده است، که بر نقش بازیگران در به وجود آمدن شرایط موجود تاکید دارد. یافته ها: یافته ها این تحقیق شامل نه مقوله محوری و یک مقوله هسته به شرح زیر هستند: چالش های اقتصادی، جذابیت مواد مخدر، موقعیت ترانزیتی منطقه، دولت، مصرف کنندگان، قاچاقچیان، تولیدکنندگان، تغییر قشربندی اجتماعی و مصرف فراگیر است. همچنین مقوله هسته پژوهش هم افزایی بازیگران و بافتار است. بحث و نتیجه گیری: این تحقیق، چهار بازیگر مهم و کلیدی را نشان می دهد. این بازیگران عبارتند از: دولت، قاچاقچیان، تولیدکنندگان و مصرف کنندگان. این بازیگران در جنوب استان کرمان با یکدیگر برمبنای منافع مشترک تعامل و تبادل دارند و این تعامل در نهایت موجب تقویت فرایند قاچاق مواد مخدر می شود. پیام اصلی: برپایه یافته های مطالعه، در پدیده قاچاق مواد مخدر بازیگران مختلفی وجود دارند که براساس منافع خود دست به اقدام می زنند. هم راستایی و اقدام بر پایه همین منافع مشترک، موجب پایداری و ثبات ارتباط این بازیگران بوده است. تولیدکنندگان با تولید مواد مخدر، قاچاقچیان با حمل و عرضه آن، مصرف کنندگان با خرید و مصرف مواد مخدر و در نهایت دولت با قصور و کوتاهی در انجام وظایف اساسی خود— مانند اشتغال زایی و سرمایه گذاری در زیرساخت ها— موجب تقویت فرایند قاچاق مواد مخدر (از نوع تریاک) شده است. این شرایط شکل گیری یک نظم اجتماعی- اقتصادی وابسته به درآمدهای حاصل از مواد مخدر در این جامعه را موجب گردیده است.
شاهدانِ خاموشِ تاریخ: گردش ادبیات در حجره های مذهبی کردستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سایه ی سیاست، همواره بر ادبیات در کُردستان سنگینی می کند، به گونه ای که پرداختن به جهان درونیِ آفرینش-های ادبی، مغفول مانده است. مساله ی پژوهشِ حاضر مبنی بر یک انتقاد دو سویه، به نحوه ی اندیشیدن، پیرامون ادبیات و نسبتِ آن با تاریخ و سیاست تنظیم شده است. نگریستن به ادبیات از منظر رژیمِ بازنمودی، ملیتی یا طبقاتی، یکی از این سایه ها است؛ و پس راندن ادبیات کلاسیکِ قرن نوزدهمی به ساحتِ رمانتیک و پیشاسیاسی، سایه ی دیگری از آن. هدفِ پژوهش، پس زدنِ این سایه های «صرفاً» سیاسی، و پرداختن به سیاستِ خوداندیشی است که ادبیاتِ کلاسیک، در نسبتِ با تاریخ إعمال می کند. بنیامین، تامپسون و رانسیر در تقاطعِ تاریخ و ادبیات، منظومه ای از مفاهیم را در اختیار ما قرار می دهند تا نگاهِ بازنمودی به ادبیات و نسبتِ انعکاسی اش با تاریخ را کنار بگذاریم. بر مبنای تاریخ نگاریِ درون ماندگارِ «ذهنیت ها» در دو سطح به ادبیاتِ کلاسیک (مکاتبه ای شاعرانه) پرداختیم. در سطح اول، ردپای حسِ مشترکی را دنبال کردیم که در حجره های دینی نهایتاً در قالب ادبیات متبلور می شود، در سطح دوم هم تاریخیتِ شاعرانه ی حک شده در دل این ادبیات را بازخوانی نمودیم. دغدغه ی این ادبیات نه تنها غیرسیاسی نیست، بلکه به مثابه سنتی خاموش و زیرزمینی؛ لحظه ای استتیکی و رمانتیسیستی، همواره مکانی گفتاری، برای خواستِ رهاییِ پس از خود بوده است.
رابطه شاخص های کلان اقتصادی – اجتماعی و حوادث ناشی از کار در ایران در دوره 1376-1401
منبع:
جامعه شناسی صنعتی سال اول بهار ۱۴۰۴ شماره ۲
195 - 213
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در جامعه صنعتی، جهت بهبود بهره وری، فرایند کار به کارخانه ها منتقل گردید و کارگران در تعامل با هم و فناوری به فعالیت پرداختند. اما به زودی، حوادث ناشی از کار به یکی از نگرانی مهم در کارخانه ها تبدیل شد. حوادث ناشی از کار سالانه باعث مرگ یا مصدومیت میلیون ها کارگر در سراسر جهان می شوند و 4% تولید ناخالص را از بین می برند. حوادث ناشی از کار به دلیل آسیب جسمی و روانی به کارگران، کاهش بهره وری، اثر منفی بر ثبات و بهزیستی جامعه، یک مسئله حاد اجتماعی است. در ایران نیز حوادث ناشی از کار به طور گسترده رو به افزایش است اما از چشم انداز جامعه شناختی چندان مورد توجه قرار نگرفته است. هدف پژوهش حاضر این است که حوادث ناشی از کار را در ایران برحسبِ شاخص های کلان اقتصادی- اجتماعی، یررسی کند.روش: پژوهش حاضر از نوع کمی- طولی است که به روش سری زمانی انجام شده و رابطه متغیرها را در دوره 1401-1376 مد نظر قرار داده است. جهت سنجش حوادث ناشی از کار از آمار تعداد حوادث ثبت شده استفاده شد. به علاوه، جهت سنجش شاخص های اقتصادی اجتماعی از مشارکت نیروی کار زنان، جمعیت شهری، نرخ باسوادی، تورم، مشارکت نیروی کار، و سرانه تولید ناخالص داخلی بهره گیری شد. داده های مورد نیاز از سازمان تامین اجتماعی، مرکز آمار ایران، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، بانک مرکزی و بانک جهانی، جمع آوری شدند. برای بررسی رابطه کوتاه مدت و بلندمدت، از الگوی خودرگرسیونی با وقفه های توزیعی در نرم افزار مایکروفیت 5 استفاده گردید.یافته ها: براساس نتایج حاصل از تحقیق، در دوره بلند مدت، رابطه منفی و معناداری بین جمعیت شهری (005/0, Prob. = 85/4-T-Ratio = ) و نرخ تورم (003/0, Prob. = 53/5 -T-Ratio = ) با حوادث ناشی از کار وجود دارد. به علاوه، یافته ها نشان می دهند، رابطه مثبت و معناداری بین سرانه تولید ناخالص داخلی (000/0, Prob. = 2/15T-Ratio =)، نرخ باسوادی (001/0, Prob. = 57/6T-Ratio = )، و مشارکت نیروی کار (023/0, Prob. = 23/3T-Ratio = ) با حوادث ناشی از کار وجود دارد. به علاوه، براساس یافته های تحقیق، نرخ مشارکت نیروی کار زنان رابطه معناداری با حوادث ناشی از کار ندارد (130/0, Prob. = 81/1-T-Ratio = ).نتیجه گیری: با استناد به یافته های تحقیق، نتیجه گیری پژوهش حاضر این است که حوادث ناشی از کار در سطح کلان، متاثر از برخی شاخص های اقتصادی- اجتماعی است. این امر به این معناست که با شناخت سازوکار روابط آنها می توان نسبت به کاهش حوادث ناشی از کار و پیامدهای ناگوار آن در ایران، اقدام نمود.
ارزیابی کیفی نقش آموزش کارآفرینی اجتماعی بر ارتقاء شاخص های توسعه اقتصادی پارک های علم وفناوری علامه طباطبایی و علم و فرهنگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی اقتصادی و توسعه سال ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
136 - 154
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش: این پژوهش به بررسی نقش آموزش کارآفرینی اجتماعی بر توسعه اقتصادی در پارک های علم وفناوری دانشگاه علم و فرهنگ و دانشگاه علامه طباطبایی می پردازد. هدف این تحقیق تحلیل اثرات آموزشی بر توسعه اقتصادی، شناسایی مکانیزم های انگیزشی مؤثر و ارزیابی اعتبار اجتماعی دوره ها و تحلیل آثار و تغییرات محیطی ناشی از آن است. کارآفرینی اجتماعی با ایجاد فرصت های شغلی، کاهش فقر و توانمندسازی جوامع، نقش حیاتی در توسعه پایدار ایفا می کند. به همین دلیل، بررسی تأثیرات آموزش های کارآفرینی اجتماعی در پارک های علم وفناوری که به عنوان بسترهای کلیدی برای حمایت از استارتاپ ها و نوآوری های اجتماعی محسوب می شوند، ضروری است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی است؛ زیرا نتایج آن می تواند به بهبود سیاست گذاری ها و طراحی دوره های آموزشی در پارک های علم وفناوری کمک کند.
روش پژوهش. این پژوهش از رویکرد کیفی از نوع تحلیل تماتیک استفاده کرده و داده ها از طریق مصاحبه های عمیق با ۱۰ متخصص حوزه پارک های علم وفناوری جمع آوری شده است. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار مکس کیودا و از طریق مراحل کدگذاری اولیه، طبقه بندی کدها و تحلیل تماتیک انجام گرفته است.
یافته ها: یافته ها نشان می دهند که آموزش های کارآفرینی اجتماعی از طریق تقویت تعاملات گروهی و ارائه بازخوردهای مؤثر، انگیزه کارآفرینان را افزایش می دهد و روحیه نوآوری و توسعه زیرساخت های حمایتی را بهبود می بخشد. همچنین، این آموزش ها منجر به افزایش آگاهی اجتماعی و ارتقای اعتبار کارآفرینان می شود و فرصت های شغلی جدید و سرمایه گذاری در استارتاپ های اجتماعی را تسهیل می کند.
نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که آموزش کارآفرینی اجتماعی نه تنها به رشد اقتصادی کمک می کند، بلکه بر بهبود شاخص های اجتماعی و فرهنگی نیز تأثیرگذار است. پیشنهاد می شود که دوره های آموزشی متناسب با نیازهای واقعی کارآفرینان طراحی شده و حمایت های مالی و مشاورهای افزایش یابد. تقویت تعاملات بین دانشگاه، صنعت و نهادهای دولتی و همچنین افزایش دسترسی به منابع مالی از الزامات کلیدی برای توسعه کسب وکارهای اجتماعی به شمار می آید.
تبیین جامعه شناختی اعتیاد اینترنت در بین دانشجویان دانشگاه تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی پلیس سال ۱۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۴۴)
87 - 97
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش شناخت ابعاد اجتماعی مؤثر بر اعتیاد به اینترنت در بین دانشجویان دانشگاه تبریز است که به روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری دانشجویان دانشگاه تبریز به تعداد 15729 نفر بود. حجم نمونه براساس فرمول کوکران به صورت تصادفی ساده، 375 نفر انتخاب شد. داده ها به وسیله پرسشنامه های استانداردشده یانگ و محقق ساخته جمع آوری گردید. جهت اطمینان از پایایی و روایی پرسشنامه، پس از انجام پیش آزمون، از طریق آلفای کرونباخ همبستگی درونی گویه های هریک از متغیرها محاسبه شد. در بخش آمار استنباطی، از آزمون مقایسه میانگینF و T و ضریب همبستگی r پیرسون و رگرسیون چندمتغیره استفاده شد. تحلیل رگرسیون چندمتغیره نشان داد که چهار متغیر، یعنی رفع نیازهای اجتماعی و روانی، مدت زمان اوقات فراغت، میزان بازدید از سایت های غیر اخلاقی و عدم مسؤولیت پذیری اجتماعی در مجموع 64/0 درصد از تغییرات مربوط به اعتیاد به مصرف اینترنت را تبیین کرده اند. مقایسه ضرایب بتا نشان می دهد که متغیر رفع نیازهای اجتماعی و روانی با ضریب بتای 185/0، متغیر مدت زمان اوقات فراغت با ضریب بتای 136/0، متغیر میزان بازدید از سایت های غیر اخلاقی با ضریب بتای 134/0 و متغیر عدم مسؤولیت پذیری اجتماعی با ضریب بتای 544/0، به ترتیب بیشترین و کم ترین اهمیت را بر اعتیاد به مصرف اینترنت دارند.
تبیین جامعه شناختی عوامل مؤثر بر شیوع کودک همسری (مورد مطالعه: شهر دیشموک)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی کاربردی سال ۳۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۹۷)
101 - 124
ازدواج و همسرگزینی با هدف داشتن زندگی بهتر در نوع بشر عمومیت دارد و نوع خاصی از آن که کودک همسری نامیده می شود، بسیاری از تحقیقات در علوم مختلف را به خود اختصاص داده است و از ابعاد مختلف بررسی شده است. ازآنجا که فرهنگ و جامعه در بروز این پدیده اثرگذار هستند، این تحقیق در نظر دارد برخی عوامل اجتماعی مؤثر بر آن را بررسی کند. جامعیه آماری این تحقیق کﻠییه خانوارهای شهری و روستایی شهر دیشموک به تعداد 4711 خانوار است. داده های این تحقیق با استفاده از پرسش نامیه محقق ساخته در بین نمونیه 355 نفری جمع آوری شده و با تکنیک مدلسازی معادلیه ساختاری واریانس محور و با استفاده از نرم افزارهای Smart PLS و SPSS تحلیل شده اند. یافته های تحقیق نشان داد تمایل به کودک همسری در بین ساکنان دیشموک بیشتر از سطح متوسط است و متغیرهای نگرش های مردسالارانه، دینداری عرفی، حمایت قانونی اثر مثبتی بر تمایل به کودک همسری دارد و آگاهی از پیامدهای کودک همسری و سطح تحصیلات و نیز سطح درآمد تمایل به این نوع ازدواج را کاهش می دهد. درمجموع متغیرهای مطالعه شده در این بررسی توانسته اند، حدوداً 7/78درصد از تغییرات گرایش به کودک همسری را تبیین کنند. نتیجه اینکه مادامی که گفتمان سنت گرایی، برداشت سنتی عرفی از دین و مردسالاری در این منطقه غلبه داشته باشد، زنان و دختران با این پدیده درگیر خواهند بود.
تداوم تفاوت های منطقه ای در کودک همسری دختران طی دو دهه گذشته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی کاربردی سال ۳۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۰)
81 - 100
کودک همسری دختران از چالش های مهم جامعه ایران است که روند آن طی سالیان اخیر باوجود تحولات فرهنگی و اجتماعی، با افزایشی نسبی همراه بوده است. هدف مقاله حاضر، بررسی شیوع کودک همسری دختران در شهرستان های ایران و تعیین کننده های اقتصادی، اجتماعی و جمعیت شناختی آن است. به این منظور داده های سرشماری های 1385، 1390 و 1395 با تکنیک تحلیل ثانویه بررسی شد. یافته ها نشان داد که شهرستان های استان های آذربایجان شرقی و اردبیل در شمال غرب کشور و شهرستان های شرق کشور در استان های سیستان و بلوچستان، خراسان های رضوی، شمالی و جنوبی در هر سه سال مورد بررسی ، بیشترین میزان شیوع کودک همسری را داشته اند. شهرستان های رشتخوار و خلیل آباد در خراسان رضوی در سال های 1385 و 1390 به ترتیب با 28/15درصد و 05/29درصد و شهرستان ایجرود در استان زنجان با 11/35درصد در سال 1395 بالاترین درصد کودک همسری را داشتند. درمقابل، شهرستان های واقع در استان های کهگیلویه و بویراحمد، تهران و ایلام همواره پایین ترین درصد را تجربه کرده اند. شهرنشینی، ضریب نفوذ اینترنت و توسعه اقتصادی اجتماعی تأثیر منفی و معناداری بر کودک همسری داشتند. بسیاری از مناطق (نه همه آنها) با شیوع بالای کودک همسری، کمتربرخودار بودند و بنابراین، دولت بایستی برنامه های توسعه ای و آگاهی بخشی توسط رسانه ها را در دستور کار قرار دهد.
مطالعه شرایط و راهبردهای ادغام اجتماعی مطلوب مهاجران شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (فردوسی مشهد) سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
1 - 38
حوزههای تخصصی:
امروزه جوامع مختلف با جمعیت قابل ملاحظه ای از مهاجران و تازه واردان روبه رو هستند که این گسترش مهاجرت ها، بیش از پیش بر اهمیت موضوع ادغام اجتماعی مهاجران افزوده است. هدف از تحقیق حاضر شناسایی شرایط و راهبردهای ادغام اجتماعی مطلوب مهاجران است. تحقیق حاضر به روش کیفی انجام شده است. داده های این مطالعه از طریق مصاحبه نیمه ساخت یافته گردآوری شده و از روش نظریه زمینه ای برای تحلیل داده ها استفاده شده است. با کمک نمونه گیری هدفمند و با معیار اشباع نظری با 28 نفر از مهاجران در شهر مشهد مصاحبه گردید و نهایتاً داده های گردآوری شده در قالب دو مضمون اصلی و 11 مضمون فرعی، کدگذاری و تحلیل گردید. نتایج نشان می دهد که شرایط بروز ادغام اجتماعی مطلوب شامل شرایط زمینه ای (با مضامین فضای مذهبی دلخواه، دسترسی به امکانات تفریحی، امکانات مناسب آموزشی و ارزش های اخلاقی مطلوب مشهد)، شرایط علّی (با مضامین نبود نگاه تبعیض آمیز، تسهیل شرایط زندگی در مشهد، گمنامی، احساس استقلال و دسترسی به مشارکت در جامعه مشهد) و شرایط مداخله گر (با مضامین ارزش های اخلاقی نامطلوب مبدأ، تعصبات قومی- مذهبی مبدأ و تبعیض های جنسیتی در مبدأ) می شود. مواردی مثل شبکه سازی، سازگاری مطلوب اجتماعی، مهارت های روان شناختی رشدمحور و حمایت محوری از جمله راهبردهای مهاجران به ادغام اجتماعی مطلوب در شهر مشهد است.
مطالعه آیکونوگرافیک خیر و شر در نگاره" نبرد ایرانیان با تورانیان به کوه هماون" از شاهنامه طهماسبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
58 - 75
حوزههای تخصصی:
صحنه های نبرد از موضوع ات مهم نگارگری ایرانی است که اغلب در شاهنامه های مصور، تجلی یافته است. یکی از این صحنه ها، برگی از شاهنامه طهماسبی به رقم عبدالعزیز، تحت عنوان" نبرد ایرانیان و تورانیان به کوه هماوَن" درقرن دهم ه.ق/ شانزدهم.م، است. از آنجا که تمام وقایع باستانی شاهنامه متأثر از تقابل راستی و ناراستی و نیروهای خیر و شر است، پژوهشگر در تلاش است، نگاره را در خصوص مفاهیم نیروهای خیر و شر، با رویکرد آیکونوگرافی به بحث و تحلیل گذارد. در این راستا هدف پژوهش، گشایش حقایقی است که به خوانش و دریافت معانی این نگاره، یاری می رساند. پژوهش حاضر در پی پاسخ به این سوال اصلی است که چه پیوند و رابطه معنا داری میان نقش مایه ها و مضامین خیر و شر از ورای تصویر مزبور وجود دارد؟ روش پژوهش توصیفی تحلیلی، با رویکرد آیکونوگرافی و منابع آن از نوع کتابخانه ای است. نتایجِ پژوهش نشان می دهد که اشعار متن این نگاره، مربوط به مرحله نبردِ ایرانیان و تورانیان در کوهسارِ منطقه کاسه رود و قبل از نبرد هماوَن است و عنوان نگاره با روایت ادبی آن تطابق ندارد. همچنین شواهد ادبی و تاریخی، گواهی می دهد که توجه به مذهب شیعه و ملی گرایی دوران صفوی، در همانندسازی داستان های باستانی ایران با جنگ های عهد صفوی که جهاد خوانده می شد تأثیر به سزایی در مصورسازی و پیام های تصویری این نگاره داشته است. نقش مایه های نمادینی چون بیرق های سرخ و سبز، سرخ پوشان قزلباش، کلاه حیدریِ سلحشوران ایران و نبرد هم گروه ایرانیان در مقابل تورانیان، محتوای رویارویی خیر و شر را به نمایش گذاشته اند.
تبیین تأثیرپذیری مؤلفه های تئاتر پست مدرن پیشرو از آراء فرهنگی_اجتماعی لیوتار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
91 - 105
حوزههای تخصصی:
تئاتر پست مدرن پیشرو شامل سبک نوشتار و اجرایی تئاتر پست مدرن، بعد از تئاتر آرتو است. این سبک از تئاتر حضور خود را در تئاتر جهان تا دوران معاصر حفظ و تثبیت کرده است. تئاتر پست مدرن در دهه 1930 میلادی در نوشتارهای انتقادی آرتو از تئاتر زمانه اش مطرح می شود. از سوی دیگر پیشینه جنبش پست مدرن از دهه 1960 و در واکنش به مکتب مدرنیسم قابل پی گیری است. متفکران بسیاری با طرح آراء خویش و به واسطه آن جنبش هسته مرکزی نحله فکری پست مدرن را گسترش داده اند. نخستین و تأثیرگذار ترین آن اندیشمندان ژان فرانسوا لیوتار فرانسوی واضع اندیشمندی پست مدرن فرانسه است. توجه به انسان، فرهنگ و جوامع انسانی در نحله فکری پست مدرن همواره مورد تأکید بوده است. از سوی دیگر با واکاوی مؤلفه های تئاتر پست مدرن پیشرو این گونه به نظر می آید که آن سبک تئاتر پست مدرن بیشترین تأثیر را از نحله فکری متفکران پست مدرن، به ویژه نظریه های فرهنگی_اجتماعی لیوتار، اخذ کرده باشد. این مقاله قصد آن را دارد تا با مطالعات متقن این مهم را به اثبات برساند. پرسش اساسی در این زمینه این است که وجوهِ نظریِ فرهنگی_اجتماعی لیوتار با چه کیفیتی بر تئاتر پست مدرن پیشرو تأثیر گذار بوده است؟ نوشتار حاضر با مطالعه کتابخانه ای داده های مناسب علمی را بدست آورده و با اتخاذ شیوه تحلیلی_تطبیقی شاخص ترین مؤلفه های تئاتر پست مدرن را با وجوه فرهنگی و اجتماعی لیوتار تطبیق می دهد. این امر نشان خواهد داد، بنیاد مؤلفه های ویژه این سبک از تئاتر ریشه در وجوه نظری، فرهنگی و اجتماعی لیوتار دارد. اهم آراء فرهنگی_اجتماعی لیوتار در کتاب وضعیت پست مدرن: گزارشی درباره دانش مطرح است.
مطالعه کیفی زمینه ها و پیامدهای کودک همسری در روستاهای استان آذربایجان غربی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جامعه شناسی معاصر سال ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۶
153 - 178
حوزههای تخصصی:
کودک همسری پدیده ای اجتماعی - فرهنگی است که در نقاطی از کشور زندگی دخترآن رامتأثر نموده و منجر به بروز مشکلات و آسیب های فردی و اجتماعی بسیار می شود. تحقیق حاضر با هدف بررسی زمینه ها و پیامدهای پدیده کودک همسری در جامعه روستایی تدوین شده است. روش پژوهش، کیفی بوده و برای گردآوری داده های از تکنیک مصاحبه عمیق نیمه ساخت یافته استفاده شده است. برای این منظور با استفاده از شیوه نمونه گیری هدفمند با 38 نفر از زنانی که تجربه کودک همسری زیر 15 سال داشتند، مصاحبه عمیق به عمل آمد. تجزیه و تحلیل داده ها مبتنی بر نظریه داده بنیاد با استفاده ازکدگذاری نظری متن مصاحبه ها تحلیل شد .یافته های تحقیق نشان داد، شرایط علّی و زمینه ای مقوم و مؤثر در گسترش پدیده کودک همسری در روستاها عبارتند از؛ فقر، شرایط فرهنگی و اجتماعی، استفاده از فضای مجازی، خانواده ناپایدار، نگرش جنسیت زده، رسوم و سنت های محلی درخصوص ازدواج و رشد جسمی سریع. به علاوه این پدیده پیامدهای منفی مختلفی از دیدگاه مصاحبه شوندگان از جمله؛ تجربه خشونت توسط کودک همسران، فقدان قدرت تصمیم گیری و دخالت خانواده ها، فرار از زندگی مشترک و افزایش نرخ طلاق، ناتوانی در مسئولیت های زناشویی، ناتوانی در حفظ سلامتی، افزایش تعداد فرزندان طلاق که ناشی از حاملگی های ناخواسته و بی علاقگی زوجین داشته است.
تحلیل استعاره های نمادین در مثل های نهفته و پنهان قرآن کریم؛ تأثیرات فرهنگی، معنوی و شناختی در بیان مفاهیم قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تغییرات اجتماعی - فرهنگی سال ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۵
112 - 125
حوزههای تخصصی:
براساس تقسیم بندی پژوهشگران، امثال قرآن کریم به دو دسته «امثالِ واضحه» - که در آن ها به صراحت از واژه هایی چون «مَثَل» یا «أمثال»، استفاده شده و «امثالِ کامنه» - که فاقد این اصطلاحات اند اما ساختار مَثلی دارند تقسیم می شوند. این پژوهش باهدف تحلیل استعاره های نمادین در امثالِ کامنه قرآن کریم و تبیین نقش آن ها در انتقال مفاهیم قرآنی انجام شده است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر تحلیل محتوای کیفی است. جامعه آماری شامل تمامی آیات قرآن کریم بوده و از روش نمونه گیری هدف مند استفاده شده است. ابزار گردآوری داده ها، متون تفسیری، منابع بلاغی و زبان شناختی است. روایی ابزار با نظر متخصصان علوم قرآنی و بلاغت تأیید شده و پایایی آن ازطریق آزمون بین داوران سنجیده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که استعاره تمثیلیه، هرچند کمتر از تشبیه تمثیلی در قرآن رایج است، در امثالِ کامنه نقش مؤثری در تصویرسازی مفاهیم انتزاعی و انتقال معانی پیچیده به زبان محسوس و قابل درک دارد. این استعاره ها افزو ن بر تقویت ادراک شناختی و تعمیق تجربه معنوی مخاطب، از منظر فرهنگی نیز باتکیه بر نمادها، تصاویر و مفاهیم برگرفته از بستر فرهنگی و زیست جهان اجتماعی عرب جاهلی، نقش مؤثری در برقراری ارتباط مؤثر میان متن وحی و مخاطب ایفاء می کنند. در بُعد اجتماعی، استعاره های نمادین قرآن با طرح مضامینی چون عدالت، صداقت، وفای به عهد، و مسئولیت پذیری جمعی، نه تنها به اصلاح رفتار فردی و اخلاقی کمک می کنند بلکه در جهت دهی به ساختارها و روابط اجتماعی جامعه ایمانی نیز نقش آفرین هستند. بااین حال، شناسایی و تفسیر استعاره تمثیلیه در امثالِ کامنه نیازمند دقت، ظرافت ادبی و تسلط بر بنیان های بلاغت قرآنی است.
به سوی یک نظریۀ زمینه ای پیرامون تجردزیستی دختران در شهر گچساران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسائل اجتماعی ایران سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
193 - 240
حوزههای تخصصی:
تحولات اجتماعی در دنیای کنونی به خصوص تغییر در شرایط اقتصادی و اجتماعی زنان، موضوع تجردزیستی آنان را به یک چالش تبدیل کرده است. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحقیق کیفی و رویکرد نظریه زمینه ای به بررسی این پدیده می پردازد. مشارکت کنندگان تحقیق، دختران مجرد ۴۰ سال به بالا ساکن شهر گچساران بودند که به صورت هدفمند از میان افراد واجد شرایط انتخاب شدند. روش گردآوری داده ها مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته بود. برای تحلیل داده ها از روش نظریه زمینه ای و استراتژی مدل پارادایمی اشتراوس و کربین با نظام کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. بر اساس نتایج حاصل از تحلیل داده ها، ۱۵ مقوله اصلی به دست آمد. مقوله های آشفتگی روانی، شبکه روابط اجتماعی متعارض، دغدغه های درون خانواده و چالش های فکری به عنوان «شرایط علّی»، کسب منزلت اجتماعی و کسب منزلت اقتصادی به عنوان «شرایط مداخله گر»، شیوع مردگریزی در بین زنان جامعه، چیرگی هنجارهای سنتی در خانواده و بازدارنده های اقتصادی به عنوان «شرایط زمینه ای» و مشغولیت، سرکوب نیازها و معنویت گرایی به عنوان «استراتژی» و درنهایت مخدوش شدن روابط اجتماعی، مخدوش شدن روحیه فردی و کامیابی فردی و اقتصادی به عنوان «پیامد» حاصل گردید. مقوله هسته پژوهش حاضر «تجردزیستی به مثابه یک چالش فراگیر زنانه» کشف شد. در حقیقت دختران برای پُرکردن خلأ زندگی به فعالیت های تحصیلی و شغلی روی می آورند، اما این امر در یک فضای سنتی با انتظارات اطرافیان، در تضاد است که به نوبه خود تجربه پارادوکس بازاندیشی و بازتولید نقش های جنسیتی را به همراه دارد.
وضعیت نظم ملی جمهوری اسلامی ایران در دهه اخیر(با تاکید بر نقش و کارکرد شبکه های مجازی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم خبری سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۳
121 - 145
حوزههای تخصصی:
هدف: ورود هم زمان شبکه های اجتماعی به عرصه حکمرانی جمهوری اسلامی ایران با بروز برخی از بی نظمی ها و اعتراضات به وضوح نشان دهنده این واقعیت است که این پلتفرم ها می توانند به عنوان عاملی چالش برانگیز در نظم و ثبات اجتماعی عمل کنند. این تغییرات در الگوهای ارتباطی و اجتماعی، ظرفیت شبکه های اجتماعی را برای تحریک و تسهیل اعتراضات و بی نظمی ها افزایش می دهد؛ بنابراین، نقش این پلتفرم ها در شکل دهی به فضایی که در آن نظم اجتماعی به چالش کشیده می شود، موردتوجه جدی قرار می گیرد و می تواند پیامدهای عمیقی بر ساختار حکمرانی و تعاملات سیاسی در ایران داشته باشد. در این تحقیق تلاش شد به این سؤال پاسخ داده شود که «چه رابطه میان شبکه های اجتماعی و نظم ملی در جمهوری اسلامی ایران وجود دارد؟».روش: برای جمع آوری داده ها علاوه بر منابع اسنادی، اینترنتی و کتابخانه ای، از مصاحبه ی نیمه ساختمند با نخبگان استفاده شد. در ادامه داده های گردآوری شده با روش تحلیل مضمون و رویکرد تفسیری تحلیلی موردبررسی قرار گرفتند.یافته ها: رسانه ها با درنوردیدن مرزهای ملی، بستر جدید رقابت میان کشورهای مختلف دنیا را فراهم کرده اند؛ ازاین رو به عنوان مؤلفه ای اثرگذار ساخت و نظم سیاسی اجتماعی کشورهای مختلف ازجمله جمهوری اسلامی ایران را تحت تأثیر قرار داده اند.نتیجه گیری: شبکه های اجتماعی با ویژگی ها و کارکردهایشان ابزار تشدید، گسترش و تداوم زمانی محتوای نظام مند و بی نظمی هستند. با توجه به تقابل تمدنی و ارزشی الگوی حکمرانی انقلاب اسلامی ایران و نظام سلطه مدرنیسم غربی، این شبکه ها می توانند به مثابه چاقوی دولبه نظم جمهوری اسلامی ایران را به صورت مثبت و منفی تحت تأثیر مستقیم و غیرمستقیم خود قرار دهند.
پیش بینی هوش اجتماعی و ابعاد آن بر مبنای نوع و میزان استفاده از انواع رسانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف پیش بینی هوش اجتماعی و ابعاد آن بر مبنای نوع و میزان استفاده از انواع رسانه طراحی و اجرا شده است.روش پژوهش: پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی است و به روش کمی انجام شده است. تکنیک این پژوهش پیمایش و ابزار اندازه گیری، پرسشنامه (دو پرسشنامه هوش اجتماعی و مصرف رسانه ای) است. جامعه آماری شامل تمامی جوانانی است که در شهر لنگرود به صورت حرفه ای ورزش می کنند. نمونه آماری بر اساس مراجعه به جدول مورگان، 384 نفر انتخاب شد و پرسشنامه ها با استفاده از شیوه نمونه گیری تصادفی ساده، در میان نمونه مورد نظر توزیع و پس از تکمیل، جمع آوری شد. از بین پرسشنامه ها، 372 پرسشنامه، قابل بررسی بود.یافته ها: نتایج حاصل از تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد که هوش اجتماعی بر اساس معادلات خطی به دست آمده، بر مبنای استفاده از رسانه قابل پیش بینی بوده، و اثر مطالعه کتاب، تماشای تلویزیون داخلی و تئاتر رفتن، بر هوش اجتماعی مثبت بوده؛ اما اثر مطالعه هفتگی روزنامه، گوش دادن به رادیو و سینما رفتن بر هوش اجتماعی «منفی» است. تحلیل این یافته ازآن جهت اهمیت دارد که مطالعه کتاب و تئاتر رفتن همواره از مصداق های فرهنگی رشد فکری بوده و هوش اجتماعی جوانان ورزشکار مورد مطالعه در پژوهش حاضر، بر مبنای این نوع استفاده از رسانه، تأثیرات مثبتی می پذیرد. نتایج همچنین نشان داد که بُعد پردازش اطلاعات اجتماعی از هوش اجتماعی بر مبنای استفاده از رسانه قابل پیش بینی بوده، و اثر تئاتر رفتن در ماه، صرف زمان در اینترنت و فضای مجازی در شبانه روز بر بعد پردازش ِ هوش اجتماعی «مثبت» است، اما اثر میزان تماشای ماهواره در هفته بر پردازش اطلاعات اجتماعی «منفی» است. از سوی دیگر تماشای تلویزیون و گوش دادن به رادیو نیز بر بعد آگاهی اجتماعی از هوش اجتماعی، اثر منفی داشته است. نتایج نشان داد که بُعد مهار ت های اجتماعی از هوش اجتماعی نیز بر مبنای استفاده از رسانه ها قابل پیش بینی بوده، و اثر تماشای ماهواره در طول هفته، مطالعه نشریه در هفته، میزان گوش دادن به موسیقی در شبانه روز، میزان گوش دادن به رادیو، سینما رفتن، بر بعد مهارت های اجتماعی مثبت بوده، اما وقت گذرانی در فضای مجازی در شبانه روز، بر مهارت های اجتماعی «منفی»می باشد.نتایج: نتایج نشان داد که وضعیت کلی هوش اجتماعی بر مبنای استفاده از رسانه قابل پیش بینی بوده و نقطه تلاقی استفاده از رسانه ها و هوش اجتماعی، برقراری ارتباط توسط افراد است. از سوی دیگر طبق نتایج رابطه منفی میان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی با هوش اجتماعی به دست آمده که می تواند برگرفته از اثرات مربوط به نوع و میزان استفاده از این شبکه ها باشد. با توجه به نتایج پژوهش در زمینه اثرات منفی وقت گذرانی در فضای مجازی بر هوش اجتماعی، باید برای ارتقاء هوش اجتماعی با تقویت مهارت شنونده فعال بودن، همدلی با دیگران، تقویت مهارت های کار گروهی، ارتقاء مهارت های ارتباطی به ویژه مهارت های ارتباط غیرکلامی در دنیای حقیقی، در نظام آموزش عالی و همچنین از طریق رادیو، تلویزیون و بستر فضای مجازی تمهیدات لازم در نظر گرفته شود.
مطالعه شیوه های گذار به تولید و عرضه محتوای تعاملی شنیداری در دو دهه اخیر (مطالعه موردی بی بی سی ساندز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر دیجیتال و گسترش سکوها، تقاضا برای محتوای تعاملی در حال افزایش است و این موضوع شامل محتوای شنیداری نیز می شود که با رسانه های سنتی تفاوت بسیار دارد.شرایط جدید تحولات ساختاری و محتوایی را در این سازمان های رسانه ای به دنبال خواهد داشت. این مقاله با هدف بررسی زمینه ها و عوامل مؤثر بر تغییر ساختاری و محتوایی ناگزیر در چنین شرایطی انجام شد تا به این سؤال ها پاسخ دهد که راهکارها و توصیه های عملی برگرفته از رسانه هایی که این مراحل را طی کرده اند چگونه در رادیو ایران قابل اجرا است؟ چه تغییرات ساختاری در سازمان های رادیویی برای همگامی با این تحولات ضروری است؟ و تولید و عرضه محتوای تعاملی شنیداری در پلتفرم های شنیداری جدید چه ویژگی هایی دارند؟ ازآنجاکه رادیو بی بی سی حرکت به سمت تولید و عرضه محتوای تعاملی شنیداری را زودتر از دیگر رادیوها آغاز کرد در این پژوهش به عنوان نمونه مطالعه شد. این مقاله با استفاده از روش مطالعه موردی و رویکرد کیفی،شامل مطالعه منابع علمی و گزارش های داخلی بی بی سی و تحلیل محتوای کیفی داده ها از پلتفرم بی بی سی ساندز در پاییز و زمستان 1402 انجام شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد رادیو بی بی سی برای تولید و عرضه محتوای تعاملی شنیداری، اقدام به تحولات ساختاری در سطوح مختلف خود ازجمله: توجه به تغییر تعریف رادیو در عصر پلتفرم ها، توجه به بسترهای جدید عرضه محتوای شنیداری با تأکید بر پلتفرم های موبایلی، توجه به تغییرات الگوهای اجتماعی، یکپارچه سازی عرضه محتواهای شنیداری، امکان شخصی سازی محتوا کرده است.همچنین می توان نتیجه گرفت ردیابی عادات شنیداری، تحلیل داده ها و بهبود تولید محتوا، جذب مخاطبان جدید و شکل دهی عادات شنیداری، ارائه تجربه ای شخصی سازی شده تر و مرتبط تر به کاربران ازجمله مزایا و اثرگذاری منفی بر بودجه رادیو و جانشینی پلتفرم های ثانویه به جای ناشر اصلی می توانند به الگو گرفتن در این گذار اجباری برای رادیو ایران مطرح شوند.
هویت جویی نوجوانان ایرانی هوادار گروه های پاپ کره ای به مثابه ارتباطات آیینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دین و ارتباطات سال ۳۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۷)
419 - 454
حوزههای تخصصی:
در حدود یک دهه گذشته، هواداری از گروه های موسیقی پاپ کره ای (کی پاپ) در میان بسیاری از نوجوانان و جوانان ایرانی، گسترش یافته است. پژوهش پیش رو با هدف مطالعه بخشی از آثار هواداری نوجوانان ایرانی از موسیقی پاپ کره ای انجام شده است. سوال تحقیق این است که هواداری از موسیقی پاپ کره ای، در چه قالب هویتی بروز می یابد؟ در رویکرد نظری پژوهش، ضمن اشاره به دلالت های دینی برخی مفاهیم در حوزه هواداری، به دیدگاه های نظریه پردازان هویت و ارتباطات آیینی پرداخته شده است. برای گردآوری داده ها، ضمن مشاهده مشارکتی صفحات هواداری پاپ کره ای نوجوانان ایرانی در شبکه های اجتماعی با 18 هوادار نوجوان مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت پذیرفته است. داده های مصاحبه با استفاده از روش تحلیل مضمون، تحلیل شده و در نهایت، 1 مضمون فراگیر و 6 مضمون سازمان دهنده استخراج شده است. نتایج نشان می دهند که هوادارای از پاپ کره ای موجد آثار عمیقی بر شیوه معنابخشی و فهم جهان پیرامون در اذهان نوجوان ایرانی شده است. باورمندی به ستاره های کره ای علاوه بر اثرگذاری بر شیوه های درک و معنا کردن جهان فردی و اجتماعی، نوجوان ایرانی را به سمت ادغام در اشکال زبانی جهانی هواداری پاپ کره ای و گرایش به آیین ها و هنجارهایی شبه دینی هدایت می کند. آیینهای هوادارای در تقویم زمانی مشخص و با اتحاد هواداران گروه های موسیقی مشخص در اشکال گوناگون مجازی و غیرمجازی انجام می گردد. به نظر می رسد تحسین ویژگی های شخصیتی و هنری ستاره های کره ای و تعلق افراطی به آنها به تدریج موجب بتسازی از شخصیت آنها می-شود.
بررسی سطوح هشتگانه روایی برانیگان در کیفیت ادراک روایت مطالعه موردی رمان وقت سایه ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۸
289 - 316
حوزههای تخصصی:
شناخت شگردهای روایی در داستان یکی از اولویت های اصلی پژوهش های ساختارگرایی در دهه های اخیر است. از نظر روایت شناسان با سطح بندی عناصر روایت می توان شیوه ها، شگردها، جهان اثر، جهان داستانی روایتگر و کیفیت ادراک را در اثری خاص بررسی کرد. ادوارد برانیگان هشت سطح از سطوح روایی را برای انتقال و ادراک روایت های مدرن لازم می داند. این سطوح موجب ورود خواننده به متن ادبی و درک و دریافت آن می شوند. در این پژوهش ابتدا به روشی توصیفی تحلیلی به معرفی سطوح هشتگانه برانیگان پرداختیم. سپس بازتاب این سطوح را در رمان پست مدرن «وقت سایه ها» نوشته محمود فلکی بررسی کرده ایم. نتایج نشان می دهد راوی با ویران سازی و بازنمایی تجربه ها از طریق رویدادهای درون ذهنی، شخصیت های خود را که از خلال خاطره بازگو می شود با تحولات انضمامی و برون ذهنی(اجتماعی) همراه می سازد. سپس با سطح بندی و ارائه لایه لایه اطلاعات زمینه را برای حضور مخاطب در روایت و رویدادهای آن فراهم می کند. نویسنده از طریق شکستن تسلسل زمانی و درهم تنیدگی آنها تفاوت ها و شباهت رویدادها و شخصیت های داستان را برجسته می سازد.