ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۲۱ تا ۵۴۰ مورد از کل ۳۷٬۰۲۹ مورد.
۵۲۱.

تحلیل راهبردی نقش هیأت های مذهبی در امنیت فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هیأت های مذهبی امنیت فرهنگی هویت دینی مقاومت اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۶۷
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش هیأت های مذهبی به عنوان یکی از زیرساخت های هویتی-امنیتی در تقویت امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران، از رویکرد تحلیل مضمون بهره گرفته است. در این مطالعه، داده های به دست آمده از مصاحبه ها و مشاهدات، با استفاده از فرایند استخراج مضامین از پایین به بالا مورد بررسی قرار گرفتند. این فرایند در چهار مرحله اصلی شامل رمزگذاری اولیه، تشکیل مضامین پایه، استخراج مضامین سازمان دهنده و تعیین مضامین فراگیر بر مبنای سه سطح فردی، اجتماعی و ملی اجرا شد. در سطح فردی، هیأت های مذهبی به عنوان کارگاه تربیت نیروی انسانی متعهد، از طریق تقویت تاب آوری اخلاقی-امنیتی، معرفی الگوهای دینی انقلابی و آموزش مفاهیم جهادی، نقش اساسی در ایجاد «سربازان نامرئی» ایفا می کنند. در سطح اجتماعی، ایجاد شبکه های امنیتی مردمی از طریق آیین های جمعی، رویدادهای روضه خوانی و تعامل میان نسل ها، موجب تقویت سرمایه اجتماعی و انسجام جمعی می شود. از سوی دیگر، در سطح ملی، فعالیت های فرهنگی-امنیتی هیأت ها در تولید گفتمان مقاومت و دفاع از ارزش های ملی، به تثبیت هویت فرهنگی کشور و تقویت اقتدار ملی دامن می زند. یافته های پژوهش نشان می دهد که تعامل و هم بستگی بین سطوح فردی، اجتماعی و ملی، چرخه ای هم افزا ایجاد می کند. این تجربه نظری و عملی به کاهش هزینه های امنیتی نظام و ایجاد پدافندی غیر عامل در برابر تهدیدات نرم و جدید منجر می شود. پژوهش حاضر با ارائه «مدل چرخه هم افزای امنیتی-هویتی»، خلأ نظری موجود را در مطالعات پیشین که غالباً به جنبه های تکی و فراگیر نمی پرداختند، برطرف ساخته و راهکارهایی جهت یک پارچه سازی ارزش های دینی و راهبردهای امنیت ملی ارائه می کند.
۵۲۲.

بررسی عوامل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی مؤثر بر فرزندآوری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: خانواده فرزندآوری ایران عوامل اجتماعی عوامل فرهنگی عوامل اقتصادی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۹ تعداد دانلود : ۷۴
شناسایی عوامل تأثیرگذار بر فرزندآوری، اهمیت و کاربرد بسیاری در سیاست گذاری اجتماعی و اقتصادی دارد. هدف پژوهش حاضر این است که با مروری بر پژوهش های پیشین، عوامل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی مؤثر بر فرزندآوری زوج ها طی 10 سال اخیر در ایران شناسایی گردد. این مطالعه با روش پژوهش اسنادی انجام شده است. با جستجو با کلیدواژه های باروری و فرزندآوری در بانک اطلاعات نشریات کشور مشخص گردید 251 مقاله علمی پژوهشی فارسی از 266 مقاله یافت شده، طی 10 سال اخیر چاپ شده است. از 251 مقاله چاپ شده طی سال های 1392-1402، 57 مقاله مرتبط با موضوع پژوهش حاضر بود و در آنها عوامل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی تأثیرگذار بر فرزندآوری زوج ها در ایران بررسی شده بود. 57 مقاله مذکور در پژوهش حاضر به دقت مطالعه شد و یافته های آن در سه بخش یعنی عوامل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی تأثیرگذار بر فرزندآوری دسته بندی گردید. یافته ها نشان داد در بخش اجتماعی، افزایش سطح تحصیلات، اشتغال زنان، مشارکت اجتماعی، حمایت رسمی و غیررسمی، کیفیت روابط زوج ها، تحولات خانواده، توسعه شبکه اجتماعی، احساس امنیت، عدم توانایی در ایجاد هماهنگی بین کارهای بیرون از خانه و بچه داری و در بخش فرهنگی نیز باورهای مذهبی، ارزشمندی فرزندآوری، قومیت، دگرگونی های ارزشی، فردگرایی، تقسیم کار بین زن و مرد در خانواده، مصرف فرهنگی و در بخش اقتصادی هم وضعیت اقتصادی و مسکن ازجمله عوامل تأثیرگذار بر فرزندآوری بودند. بر پایه یافته ها می توان نتیجه گرفت هرکدام از عوامل و ویژگی های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و جمعیتی به تنهایی نمی توانند نقش تعیین کننده ای در این زمینه داشته باشند و ترکیبی از عوامل مذکور، در گرایش افراد به فرزندآوری مؤثر هستند.
۵۲۳.

بررسی جامعه شناختی نقش واسطه ای پاسخگویی سازمانی در رابطه بین آنومی اجتماعی و اعتماد نهادی (مورد مطالعه: شهروندان 18تا 65 سال شهرستان شوشتر)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آنومی اجتماعی پاسخگویی سازمانی اعتماد نهادی تحلیل مسیر شهرستان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۷۳
در هر جامعه اعتماد مقدمه همکاری است. اعتماد به نهادها و سازمان ها به عنوان یکی از مؤلفه های مهم سرمایه اجتماعی نقش کلیدی در تنظیم شبکه ارتباطات اجتماعی، انسجام اجتماعی، ترویج فرهنگ مشارکت و توسعه همه جانبه جوامع دارد. مفهوم یاد شده متأثر از عوامل مختلفی است. این پژوهش به بررسی نقش واسطه ای پاسخگویی سازمانی در رابطه بین آنومی اجتماعی و اعتماد نهادی در میان شهروندان ۱۸ تا ۶۵ سال شهرستان شوشتر پرداخته است. این مطالعه به روش پیمایشی و با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای بر روی ۳۸۳ نفر از شهروندان انجام شده است. در تحقیق حاضر برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران و برای سنجش سازه های آنومی اجتماعی و اعتماد نهادی از پرسش نامه محقق ساخته و برای اندازه گیری سازه پاسخ گویی سازمانی از پرسش نامه استاندارد بوونز[1] (2005) استفاده شد. در این پژوهش داده های تحقیق با استفاده از نرم افزارهای SPSS22 , AMOS تحلیل شدند. یافته های توصیفی تحقیق حاضر نشان می دهد که میانگین اعتماد نهادی در نمونه مورد بررسی پایین تر از مقدار متوسط است. نتایج پژوهش نشان می دهد که آنومی اجتماعی رابطه ای معکوس و معنی دار با اعتماد نهادی دارد؛ به طوری که با افزایش آنومی اجتماعی، اعتماد نهادی کاهش می یابد. همچنین، بین پاسخگویی سازمانی و اعتماد نهادی رابطه معنی دار ملاحظه شد. نتایج تحلیل مسیر نشان داد که متغیرهای وارد شده در مدل، ۶۴ درصد از واریانس اعتماد نهادی را تبیین می کنند. براساس یافته های تحقیق می توان گفت که در مقایسه با سایر متغیرهای وارد شده در مدل، سازه پاسخ گویی سازمانی نقش مهمی در اعتماد نهادی شهروندان شوشتری دارد. Bovens 
۵۲۴.

تحلیل انتقادی پیامدهای اجتماعی آموزش سواد مالی به کودکان: مطالعه موردی یک بازارچه دانش آموزی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تحلیل انتقادی مدرسه سواد مالی برنامه درسی پنهان حک شدگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۸۳
استقبال مدارس از آموزش سواد مالی به شکل روزافزونی در حال گسترش است؛ یکسویه و خوش بینانه بودن تحلیل های موجود نسبت به این امر، نیاز به مطالعه انتقادی درباره پیامدهای اجتماعی اقدامات مذکور را ضرورت می بخشد. بدین ترتیب پژوهش حاضر در پی مطالعه پیامدهای اجتماعی برگزاری بازارچه به ویژه بر کودکان است.چارچوب مفهومی پژوهش مبتنی بر نظریات اقتصاداخلاقی (پولانی و گرانووتر) مبنی بر پیوند کنش های اقتصادی و هنجارهای اجتماعی و نیز اهمیت برنامه درسی پنهان (به ویژه در نگرش اپل) مندرج در مجموعه آموزش ها ازجمله سواد مالی است.روش پژوهش از نوع «مطالعه موردی بوده و به صورت کیفی و میدانی انجام شده است؛ موضوع مورد مطالعه، یک بازارچه دانش آموزی در دبستانی غیردولتی در تهران بوده که داده های آن در یک مطالعه طولی به مدت 8 ماه ازطریق مشاهده مشارکتی گردآوری شده است.یافته های پژوهش حاکی از تغییر رفتارهای دانش آموزان است که مهمترین آن تبعیت از منطق بازار، تلاش برای فرار از پرداخت اجاره بها و شیوع اقدامات فریبکارانه در میان آنان بوده است.براساس نتایج پژوهش، آموزش سواد مالی ازطریق برگزاری بازارچه (بدون ملاحظات اجتماعی)، حاوی برنامه درسی پنهانی است که ارزش هایی مغایر با ارزش های حاکم بر نظام آموزش را تقویت می کند و تعاملات اقتصادی در فضای رقابتی بازارچه ها، به تضعیف هنجارهای اجتماعی دامن می زند.
۵۲۵.

دیرینه شناسی گفتمان فروپاشی ساسانیان (تقابل نظم های گفتاری در گذار از ایران باستان به عصر پس از حمله اعراب)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: نظم گفتار دیرینه شناسی فروپاشی ساسانیان هویت ایرانی گفتمان باستان گرا میشل فوکو شاهنامه تاب آوری هویتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۲
مقاله حاضر، بر پایه چهارچوب نظری کتاب «نظم گفتار» فوکو، به «دیرینه شناسی گفتمان فروپاشی ساسانیان» می پردازد. پرسش محوری، نه واکاوی علل تاریخی این سقوط یا نتایج و پیامدهای آن، بلکه بررسی چگونگی شکل گیری و تقابل «نظم های گفتاری» متفاوت درباره خود این رویداد و نقش این تقابل در بازتعریف هویت ایرانی در دوران معاصر است. یافته ها حکایت از آن دارد که پرسش فراگیر «چرا ساسانیان سقوط کردند؟» خود، یک «گزاره گفتمانی» است که در میدان گفتمان باستان گرایانه و در چهارچوب «ارادت به حقیقتی» خاص عمل می کند. این گفتمان مسلط، با ریشه دوانیدن در گفتار سوژه های خود و با به کاربستن «دستگاه های طرد» (از قبیل منع موضوع، بخش بندی دیوانگی و ارادت به حقیقت)، روایتی هژمونیک مبتنی بر دوگانه «شکوه پیشااسلامی/تباهی پساعربی» را طبیعی سازی کرده و عناصر پیوستگی و تعامل را به صورتی نظام مند محو می سازد. در مقابل، یک «گفتمان مقاومت» (با نمایندگانی چون مطهری، مسکوب و اسلامی ندوشن) با بازگرداندن عناصر طردشده (همچون تداوم نهادی، مقاومت فرهنگی و نقش زبان فارسی)، این نظم گفتاری را به چالش می طلبد. شاهنامه فردوسی، نه در مقام متنی صرفاً ادبی، بلکه به مثابه یک «رویداد گفتاری» بنیادین و الگویی برای «تاب آوری هویتی» عمل می کند که با آفرینش یک «امپراتوری فرهنگی»، امکان گذار از تقابل به تلفیقی خلاقانه را فراهم می سازد. در نتیجه، تاب آوری هویت ایرانی در گرو «گشودگی گفتمانی» و توانایی بازتعریف خویش از رهگذر مفصل بندی نوین عناصر فرهنگی، به جای انجماد در روایت های هژمونیک مبتنی بر حسرت تاریخی و تقابل است. دست آخر، این نوشتار می کوشد تا با ایجاد «گسستی معرفت شناختی» و عبور از تاریخ نگاری علّی-سنتی، سهم اندکِ خود را در گشودن عرصه ای برای تحلیل قدرت و مقاومت در مطالعات مربوط به فروپاشی امپراتوری ساسانی و بازتعریف هویت ایرانی ایفا کند.
۵۲۶.

فرهنگ دانشگاهی و تغییرات دین داری دانشجویان؛ یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فرهنگ دانشگاهی دوسویه سازوکارهای اجتماعی تغییرات دین داری نظریه مبنایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۳۵
پژوهش های تجربی حاکی از تأثیر فرهنگ دانشگاهی بر دین داری دانشجویان است، امّا برای فهم عمیق تر این پدیده، که لازمیه تصمیم گیری های فرهنگی-اجتماعی است، ضروری است که شناختی دقیق از سازوکارها و فرایندهایی که این تأثیرگذاری از طریق آن ها شکل می گیرد، حاصل شود. پژوهش حاضر تلاش می کند که با استفاده از روش «مبنایی»، از طریق مصاحبه «نیمه ساختاریافته» با 16 نفر از دانشجویان که تغییرات عمده ای را در دین داری خود در طول تحصیل در دانشگاه احساس می کردند، سازوکارها و فرایندهای اصلی تأثیرگذاری فرهنگ دانشگاهی در تغییرات دین داری دانشجویان را مورد شناسایی و تحلیل قرار دهد. از تجزیه و تحلیل مصاحبه ها 12 مقوله اصلی همچون «تکثر دیدگاه ها و سبک های زندگی متفاوت»، «فرهنگ آموزشی» و «جاذبه و دافعه دین داران» که هر یک شامل مفاهیم مختلفی هستند، به دست آمد و بر مبنای آن ها گزاره نظری هسته ایِ «فرهنگ دانشگاهی دوسویه» صورت بندی شد. این نتایج در قالب پارادایم کدگذاری اشتراوس-کوربین سامان دهی و بر مبنای آن مدلی برای فرایندها و سازوکارهای منجر به تغییرات دین داری تحت تأثیر فرهنگ دانشگاهی ارائه شد. بر اساس گزاره نظری محوری، تأثیر فرهنگ دانشگاهی بر دین داری دانشجویان نه امری یک سویه، پیوسته و خطی بلکه دوسویه و پویا است یعنی فرهنگ دانشگاهی بسته به شرایط و موقعیت های اجتماعی می تواند به افزایش و کاهش دین داری دانشجویان منجر شود. در این راستا می توان وضعیت دین داری دانشجویان را یک برساخته اجتماعی دانست، بدین معنا که تغییرات صورت گرفته در دین داری دانشجویان بیش از آنکه حاصل استدلال های فلسفی و الهیاتیِ منطقی و عقلانی دانشجویان باشد، حاصل فرایند معاشرت های اجتماعی در انجمن های علمی، خوابگاه های دانشجویی و تشکل های دانشجویی است.
۵۲۷.

تعامل هیبریدی بین انسان و ربات های گفت و گو(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تعامل انسان و هوش مصنوعی تعامل هیبریدی ربات گفتگو هوش مصنوعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۷۳
هدف: بررسی ماهیت سیستم های هوش مصنوعی هیبریدی، بر مبنای تمرکز بر ربات های گفت وگوی هیبریدی و تعامل هیبریدی بین انسان و ربات گفت وگو است. روش: به منظور آشنایی با این پدیده تلفیقی با استفاده از رویکرد تحلیل مضمون استنباطی به تحلیل اطلاعات پرداخته شد. یافته ها: با توجه به نتایج تحقیق در آینده شاهد تعامل هیبریدی انسان و هوش مصنوعی(ماشین) و ارتقا و بهینه سازی این الگوی تعاملی بر مبنای ارتباط مؤثر بر پایه هویت مشترک خواهیم بود. بلوغ ایجادشده در هوش مصنوعی و پذیرش فناوری آن به همراه کاربردهایش از سمت کاربران چرخه متقاعدکننده ای از فناوری همزیست از نوع همکاری، آگاهی مشترک و تصمیم گیری انسانی را نشان می دهد. در آخرین به روزرسانی ربات گفت وگو در قامت ربات های گفت وگوی هیبریدی به واسطه تقویت تعامل متقابل با کاربر انسانی بر مبنای جمع دو رویکرد انسانی و الگوریتمی به منظور هم افزایی نقاط قوت در ربات های هوش مصنوعی طراحی شده اند. ایجاد یک گفت وگوی یکپارچه، طبیعی با پاسخ های دقیق، سریع و قابل انطباق با حفظ و تداوم گفت وگو بر مبنای تاریخچه گفت وگو، از اعتبار، اطمینان و پیش بینی بیشتری بهره مند می شود و درک معنایی و ارزیابی پویا (خودکار) در این ربات ها، تعاملی کامل تر را به ارمغان می آورد و بازنمایی دیجیتالی انسان، منسجم و طبیعی تر نزدیک به گفت وگوی پایدار و همدلانه انسانی را سبب می شود و باعث پذیرش آنها به عنوان عضوی از اعضای جامعه خواهیم بود.
۵۲۸.

نقش توسعه اقتصادی_ اجتماعی در شکل گیری الگوهای مهاجرتی جوانان

کلیدواژه‌ها: مهاجرت مهاجرت جوانان الگوهای مهاجرت توسعه جوانان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۸ تعداد دانلود : ۱۴۱
هدف: مقاله حاضر به بررسی تأثیر توسعه اقتصادی_ اجتماعی استان ها بر الگوهای مهاجرت جوانان در ایران پرداخته است. موضوع مهاجرت جوانان و نیروهای متخصص محصول عوامل اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی اجتماعی است که جوانان در آن جا زندگی می کنند و این امر بر فرآیندهای رشد و توسعه اقتصادی و اجتماعی مبدأ اثرات زیانباری خواهد داشت. در حالی که مطالعات صورت گرفته در زمینه مهاجرت به خصوص مهاجرت جوانان در ایران، بر مهاجرت خارجی تأکید داشته و اندک مطالعات انجام شده در حوزه مهاجرت داخلی نیز صرفاً بر مهاجرت از روستا به شهر تأکید داشته اند، مطالعه حاضر به بررسی و تحلیل الگوهای مهاجرت جوانان در سطح استانی و با تمرکز روی عوامل فردی و استانی با تأکید بر سطح توسعه اقتصادی و اجتماعی می پردازد. بر اساس نظریه های اقتصاد نئوکلاسیک، قانون جاذبه و دافعه راونشتاین و نظریه وابستگی، مهم ترین دلیل مهاجرت جوانان می تواند عوامل اقتصادی باشد. بیکاری و درآمد کم در مبدأ و وجود فرصت های شغلی و امکانات متنوع در مقصد از جمله این دلایل هستند. بنابراین اختلاف توسعه بین مناطق و وابستگی مناطق توسعه نیافته به ویژه مناطق روستایی به مناطق صنعتی و شهری باعث شدت گرفتن مهاجرت جوانان می شود. براساس نظریه محرومیت نسبی، صرفاً درآمد پایین باعث مهاجرت افراد نمی شود بلکه توانایی های فردی و همچنین عوامل اجتماعی از جمله سطح تحصیلات و این احساس که فرد نسبت به سایرین درآمد کمتری دارد نیز موجب نارضایتی فرد و اقدام به مهاجرت می شود.روش: این پژوهش بر روش تحقیق کمّی با تکنیک تحلیل ثانویه استوار است. بر این اساس، داده های سرشماری سال 1395 که توسط مرکز  آمار ایران ارائه گردیده است، تجزیه و تحلیل شد. جامعه آماری شامل تمامی افراد 18 تا 34 ساله کشور در سرشماری سال 1395 است که اطلاعات 492853 نفر از آن ها از داده های خام (دو درصد) سرشماری 1395 استخراج شده است. در سطح فردی متغیر وابسته یعنی مهاجرت به صورت یک متغیر اسمی دو طبقه (مهاجر – غیرمهاجر) لحاظ و سنجیده شده است. متغیرهای مستقل نیز شامل عوامل ساختاری یا درجه توسعه یافتگی استان ها با 13 شاخص در بخش های مختلف اقتصادی، اجتماعی، بهداشتی و فرهنگی، و ویژگی های جمعیتی است.یافته ها: نتایج نشان داده است که جوانان شهری، افراد دارای تحصیلات دانشگاهی، زنان جوان و جوانان 29- 15 ساله به طور معنی داری بیش از جوانان روستایی، دارندگان دیگر مدارج تحصیلی، مردان و سایر گروه های سنی مهاجرت کرده اند. از لحاظ استانی، استان های البرز، یزد و قم دارای بالاترین میزان خالص مهاجرت مثبت بوده اند. این استان ها، در سطوح بالای توسعه اقتصادی اجتماعی قرار دارند. در حالی که استان های لرستان، خراسان جنوبی و کرمانشاه_ که بر حسب سطح توسعه_ در رتبه های پایانی قرار دارند، در رده استان های با بالاترین میزان خالص مهاجرت منفی قرار داشته اند. همچنین، تحلیل نتایج بر اساس گروه بندی سطح توسعه استان ها حاکی از آن است که منطقه خیلی برخوردار دارای بیشترین میزان درون کوچی (موازنه مثبت مهاجرتی) است، در حالی که منطقه خیلی محروم با بالاترین میزان منفی خالص مهاجرت، بیشترین کاهش جمعیت جوان را به علت مهاجرت تجربه کرده است. با ملاحظه مجموع مهاجرت یا حجم مهاجرتی که مرکب از درون کوچی و برون کوچی است، منطقه خیلی برخوردار و پس از آن منطقه خیلی محروم بیشترین جریان های مهاجرتی را داشته اند. نکته مهم در این خصوص آن است که تنها منطقه خیلی برخوردار از موازنه مثبت مهاجرتی برخوردار بوده و جمعیت آن از طریق مهاجرت افزایش یافته است. سایر مناطق موازنه منفی داشته و بخشی از جمعیت خود را به علت مهاجرت از دست داده اند. الگوهای مهاجرتی مشاهده شده در این مطالعه را می توان با نظریه های جاذبه و دافعه، نظریه اقتصاد نئوکلاسیک و نظریه روانشتاین تبیین کرد. راونشتاین بیان می کند که اختلاف سطح توسعه بین مناطق سبب مهاجرت افراد خواهد شد. اختلافات در سطوح توسعه میان استان ها باعث می شود که جوانان از استان های با سطوح پایین تر توسعه، در جستجوی فرصت های بهتر و زندگی بهتر به مناطق با سطوح بالاتر توسعه مهاجرت کنند. نظریه جاذبه و دافعه بیان می کند که عواملی مانند فرصت های شغلی، سطح زندگی، خدمات اجتماعی، و شرایط زندگی در مناطق مختلف جوانان را به سوی خود جذب یا از آن ها دفع می کنند. استان های با سطوح بالای توسعه اقتصادی اجتماعی، مانند البرز، یزد و قم، معمولاً فرصت های شغلی و زندگی بهتری ارائه می دهند که جوانان را جذب می کنند. در مقابل، استان هایی مانند لرستان، خراسان جنوبی و کرمانشاه که با مشکلات اقتصادی و اجتماعی روبه رو هستند، ممکن است مهاجرت جوانان را تشدید کنند. نظریه اقتصاد نئوکلاسیک نیز مهاجرت جوانان را بر اساس تصمیم گیری راسخ تر افراد برای بهره برداری از فرصت های بهتر اقتصادی و تعامل با بازار کار تبیین می کند. استان های با سطوح بالای توسعه اقتصادی اجتماعی می توانند بهترین فرصت ها را برای جوانان فراهم کنند و از این رو، مهاجرت جوانان به این مناطق را تشویق می کنند. بنابراین، توسعه اجتماعی-اقتصادی نقش مهمی در شکل دهی الگوهای مهاجرت جوانان ایفا می کند و هم بر تصمیم مهاجرت و هم بر مقاصد انتخاب شده توسط مهاجران جوان تأثیر می گذارد.نتیجه: مهاجرت جوانان در ایران به شدت تحت تأثیر توسعه اقتصادی-اجتماعی قرار دارد. برای کاهش مهاجرت جوانان و مدیریت بهتر ساختار جمعیتی، لازم است اقدامات سیاستی جدی از جمله تقویت اقتصاد و ایجاد اشتغال پایدار در مناطق کمتر توسعه یافته، ارتقای شاخص های توسعه انسانی و ارزیابی دقیق و مؤثر نیازها و مشکلات محلی اتخاذ شود.
۵۲۹.

تحلیل تطبیقی- کیفی تعیین کننده های فساد در سطح کلان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فساد رویکرد نهادی سطح کلان تحلیل تطبیقی- کیفی منطق فازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۶۹
این مطالعه با اتخاذ رویکردی موردمحور، در صدد است به کشف مسیرهای علّی موجد فساد دست یابد. روش مطالعه تطبیقی- کیفی بوده و از منطق فازی بهره گرفته شد. در این پژوهش که برای ۱۳۶ کشور درحال توسعه انجام گرفت، از داده های معتبر در بازه زمانی ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۱ استفاده شد. رابطه شروط نظری با نتیجه به صورت منفرد نشان داد که نابرابری، فقدان رفاه اقتصادی، بی ثباتی مالی، نقض حق مالکیت و عدم ادغام در نظام جهانی هرکدام به تنهایی شروط کافی وقوع فساد هستند. فقدان شروط استقلال قضایی، ثبات سیاسی، نظام جزبی و سرمایه اجتماعی به تنهایی نه شرط لازم و نه کافی وقوع نتیجه اند؛ اما مخرج مشترک مسیرهای علّی احصاشده نشانگر آن است که فساد در کشورهایی زیاد است که فاقد دستگاه قضایی مستقل بوده و درگیر تضاد و تنش های سیاسی هستند. نتایج مطالعه برای کشورهای درحال توسعه با فساد پایین نیز به طور معکوس صادق است. در این میان، کشورهای عربی موارد خاص هستند. این کشورها با اینکه وضعیت مطلوبی در متغیرهای سیاسی و اجتماعی ندارند، به دلیل توسعه اقتصادی و ورود به نظام جهانی، توانسته اند تا حدی در کنترل فساد موفق عمل کنند.
۵۳۰.

The role of social networks in shaping the self-perception of Tehran metro peddlers

کلیدواژه‌ها: Street vendors Metro vendors Tehran Social Networks Self-perception

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۴۲
ehran's metro street vendors represent a marginalized occupational minority within the capital city and, from a cultural standpoint, constitute a significant case study. In recent years, economic hardship has led to a noticeable increase in the number of street vendors operating within the metro system. These individuals interact daily with a wide range of passengers across various metro stations and, due to the official prohibition of vending in such spaces—as well as the stigmatizing attitudes held by some members of the public—they experience unique social conditions compared to the broader population. One of the key factors influencing individuals' perceptions of their social status and identity is the media. Among media platforms, virtual social networks hold a distinct position due to their interactive nature and high potential for user engagement. Statistics show that these networks have increasingly become primary sources of communication, information, and entertainment for the public.This qualitative study conducted semi-structured interviews with 13 street vendors in Tehran's metro system, exploring their engagement with various virtual social networks and the self-perceptions shaped through these interactions. The findings indicate that the vendors tend to develop a negative self-image through their experiences on these platforms and often do not receive a favorable representation of themselves within virtual social spaces.
۵۳۱.

Communicating Sustainable Creativity: A Visual Content Analysis on Instagram

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: brand generated content Color theory Image Speech act theory Stogram Sustainability visual content analysis

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۱ تعداد دانلود : ۱۵۹
Background: As companies are increasingly committed to sustainability practices in all their activities, they also have the increasing opportunity to communicate it to strengthen the brand through various means. One of them is undoubtedly represented by social media.Aims: This paper examines the communication of fashion sustainability through social media, and in particular its visual dimension, by undertaking a content analysis of over 600 Instagram photos of two Tunisian brands that are visibly exposed on the sustainability front.Methodology: Statistical analysis of this communication based on image, caption and hashtag is used to provide interesting insights into the elements that underlie effective online sustainability communication and, more specifically, on visual social media. Three theories are used to explain this topic namely Speech Act Theory, Color Theory, and Technology for Environmental Action Model (TPAM). Nine themes related to sustainability and fashion were extracted from the images of two sustainable brands “Shab Kids”, “Triiiza” and “Tommy Hilfiger” accompanied by their captions and hashtags.Finding: Our findings contribute significantly to understanding the elements used in visual communication of sustainable fashion brands on social media. For brand-generated content, we selected two eco-responsible Tunisian brands elected by “ileycom” (online marketplace) that declare themselves sustainable and are known in the fashion industry and among consumers for their orientation towards sustainable practices. Sustainable brands engage consumers in a conversation about sustainability, which can strengthen brand identity and create an emotional connection with the audience.Conclusion: It is essential for brands to communicate sustainability while taking full advantage of social media platforms like Instagram. Our study analyzed various communication elements on Instagram such as single image, multiple images, hashtags, and captions.
۵۳۲.

اخلاق حرفه ای در بازاریابی تاثیرگذار: مقایسه تطبیقی کشورهای منتخب(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اخلاق حرفه ای شبکه های اجتماعی تاثیرگذاران بررسی تطبیقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۱۶۶
در این پژوهش با نگاهی ویژه به یکی از ارکان جامعه آرمانی یعنی نهاد رسانه ها یا به عبارت بهتر شبکه های اجتماعی پرداخته شد و مسئولیت نقش آفرینان آن (اینفلوئنسرها) که به واقع الگو های جامعه و رهبران فکر و عقیده جوامع می باشند را از منظر اخلاق حرفه ای در قبال بخش مهمی از اعضای جامعه یعنی گروه های آسیب پذیری همچون (کودکان- زنان- اقلیت ها) مورد مداقه و مباحثه قرارگرفت. شیوه اجرای پژوهش ازلحاظ رویکرد، کیفی؛ ازنظر هدف، کاربردی؛ بر اساس شیوه بررسی، تحلیل تم بوده است و پس از اجرای مصاحبه ای نیمه ساختاریافته با تعداد 14 نفر خبره که درزمینه موضوع مورد بحث به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شده بودند، به منظور تحلیل نهایی، از شیوه تحلیل مضمون و نرم افزار MAXQDA2020 استفاده شد. بررسی های انجام شده حاکی از این بوده است که مسئولیت اخلاقی تأثیرگذاران رسانه های اجتماعی در قبال گروه های آسیب پذیر با 27 مضمون فرعی و 3 مضمون اصلی مرتبط است. ه ر انسانی صرف نظر از سن ، جنس ، نژاد، رنگ پوست ، توانمندی فیزیکی و ذهنی ، زب ان ، دی ن ، بینش سیاسی ، یا خاستگاه ملی یا اجتماعی ، از یک کرام ت انفکاک ناپذیر و غی ر مش هور برخوردار است. هر یک از افراد و همچنین دولت باید ای ن کرام ت را حرم ت نهن د و از آن پاس داری نمایند. انسان ها همواره باید موضوع حقوق باشند و هدف تلقی شوند و هیچ گاه نباید وس یله صرف واقع شوند، هیچ گاه نباید موضوع فعالیت های تجاری و صنعتی در اقتصاد، سیاس ت ، رسانه ها، نهادهای پژوهشی و مؤسسات صنعتی قرار گیرند؛ بنابراین تأثیرگذاران رسانه های اجتماعی نیز برای معتمد ماندن، بایستی حقوق ذینفعان خود که سه مورد از مهم ترین آن ها شامل کودکان، زنان و اقلیت ها هستند را در فعالیت های خود مدنظر قرار دهند.
۵۳۳.

بی نزاکتی در محل کار و بیگانگی شغلی: تحلیل نقش میانجی سرمایه اجتماعی و تعدیلگر سرمایه روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بی نزاکتی در محل کار بیگانگی شغلی سرماییه اجتماعی سرماییه روان شناختی سازمان های دولتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۱۱۳
هدف این پژوهش بررسی تأثیر بی نزاکتی در محل کار بر بیگانگی شغلی کارکنان با نقش میانجی سرماییه اجتماعی و تعدیلگر سرماییه روان شناختی در سازمان های دولتی استان لرستان بود. پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی است که در زمریه پژوهش های توصیفی از نوع علّی قرار می گیرد. جامعیه آماری پژوهش تعداد 1350 نفر از کارکنان ادارات کل ستادی استان لرستان مستقر در شهر خرم آباد بودند که نمونه ای به تعداد 300 نفر به روش تصادفی طبقه ای از میان آنها انتخاب شد. برای سنجش متغیرهای پژوهش از پرسش نامه های بی نزاکتی در محل کار بلائو و اندرسون (2005)، سرماییه اجتماعی ناهاپیت و گوشال (1998)، سرماییه روان شناختی یوسف و لوتانز (2007) و بیگانگی شغلی نایر و ووهرا (2010) استفاده شد. پایایی پرسش نامه ها با روش آلفای کرونباخ به تأیید رسید. در این پژوهش برای تحلیل داده های پژوهش از مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج پژوهش نشاناز  بی نزاکتی در محل کار اثر مثبت و معناداری بر بیگانگی شغلی کارکنان و اثر منفی و معناداری بر سرماییه اجتماعی دارد. سرماییه اجتماعی نیز اثر منفی و معناداری بر بیگانگی شغلی کارکنان دارد. همچنین بی نزاکتی در محل کار ازطریق سرماییه اجتماعی دارای اثر مثبت و معناداری بر بیگانگی شغلی کارکنان است و سرماییه روان شناختی نیز اثر بی نزاکتی در محل کار را بر بیگانگی شغلی کارکنان در سازمان های دولتی استان لرستان تعدیل می کند.
۵۳۴.

تحلیلی از الگوی قرآنی ساختار قدرت در خانواده؛ با تأکید بر آیه 34 سوره نساء(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زنان الگوی قرانی ساختار قدرت قوامیت فعالیت اجتماعی خانه گریزی خانواده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۸۸
خانواده به عنوان یک سازمان کوچک اجتماعی برای پویایی و کارآمدی خود نیازمند ساماندهی و تدبیر امور است. فرزند آوری و استمرار نسل و تربیت و پرورش فرزندان، هدف اصلی تشکیل خانواده در اسلام است که در این زمینه زنان نقش برجسته دارند. این پژوهش با روش اسنادی و با رویکرد توصیفی، تحلیلی و انتقادی، درصدد بررسی و تحلیلی از «الگوی قرآنی ساختار قدرت در خانواده» و جایگاه هر یک از زنان و مردان در آن است. امروزه نقش سنتی زنان در خانواده، به عنوان مادران پرتلاش و مربیان موفق در فرزند آوری و فرزند پروری و نیز نقش مردان پرتلاش در جامعه به عنوان تنها متولیان تأمین معاش خانواده دچار تغییراتی شده است؛ ازاین رو این سؤال مطرح است که در الگو و ساختار قرآنی خانواده در اسلام، این تغییرات چگونه تحلیل و تفسیر می شود و امکانی برای فعالیت های اجتماعی زنان وجود دارد؟ یافته های پژوهش حاکی از این است که در الگوی قرآنی ساختار خانواده، قوّامیّت به معنای حق مدیریت داشتن، محافظت کردن و سرپرست خانواده بودن بر عهده مردان است. قوامیت مردان در خانواده، هرگز به معنای ولایت و صاحب اختیار بودن نیست. همچنین قوّامیّت، فقط در رابطه با زوجیّت مطرح بوده، جنس مرد بر جنس زن قوّامیّتی ندارد، قلمروی آن نیز نه جامعه بلکه محدود به امور خانوادگی است؛ بنابراین رسالت و وظیفه اصلی مردان، کار و اشتغال و تأمین نیازهای معیشتی، مادی و معنوی خانواده است. رسالت و وظیفه زنان تدبیر امور خانواده است. زنان به عنوان رکن کلیدی خانواده با لحاظ اولویت اول، می توانند وارد عرصه فعالیت های اجتماعی شوند.
۵۳۵.

غزالی و نگرش عرفانی به پیوستگی دین و سیاست؛ شیوه تأویل درونی نزد غزالی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: اندیشه سیاسی درون نگری سیاست عرفان غزالی نبوت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۷۹
غزالی را باید با نقش های متفاوتش در جهان دانش و سیاست بازشناخت؛ نقش هایی که بسیار تأثیرگذار و تاریخ ساز بوده اند. تجربه های منحصربه فرد غزالی آثاری ویژه از او دردسترس جهان دانش قرار داده است که گاهی متناقض و ناهمخوان به نظر می رسد. در این پژوهش پرسش از چندوچون نگاه غزالی متأخر به سیاست ورزی مطلوب است. در پاسخ باید گفت او روشی نوین برای فهم معارف دینی و نیز ارتباط دین و سیاست فراچنگ می آورد و توجه به باطن را باید نقطه ثقل تغییر نگرش غزالی است که از او چهره ای دیگرگون را به نمایش می نهد؛ سیاست مطلوب غزالی سیاست مبتنی بر «دل» دانست. دل نهادن غزالی در گرو «دل» به مثابه گران ترین بخش جان آدمی، صرفاً کشفی در حوزه زیست شخصی نبود، بلکه او کوشید دل را به جهان اجتماع و سیاست راه دهد و از چشم دل به غوغای قدرت بنگرد. پس از آنکه غزالی فقیه جامه صوفیانه بر تن پوشید و با هجرت مشهورش از جهان سیاست به انزوای باطن کوچید، رویه ای متفاوت مبتنی بر باطن اندیشی را در اندیشه سیاسی پس از خود در میان اندیشمندان مسلمان بنیان نهاد. غزالی این طرح نو را با ارائه تعریفی از توأمانی سیاست و نبوت آغاز کرد و به شرح جایگاه «دل» در شان پیامبری و زمامداری مطلوب همت گمارد. نوشتار پیش رو این مهم را در ارتباط میان سیاست، نبوت و باطن گرایی مطالعه می کند.
۵۳۶.

تبیین ادراک اجتماعی بر بازنمایی «روح مکان-حس مکان»؛ از منظر معناشناسی در فضاهای فرهنگی هویت مند(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فضاهای فرهنگی هویت ادراک اجتماعی روح مکان-حس مکان معناشناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۸۳
فضاهای فرهنگی همواره بستری برای شکل گیری هویت جمعی و انتقال معانی در بستر اجتماع بوده اند. دراین میان، آنچه به فضا معنا و جان می بخشد، پیوند میان ادراک اجتماعی و بازنمایی «روح مکان-حس مکان»، است. مطالعه حاضر باهدف واکاوی تأثیر ادراک اجتماعی بر نحوه تبلور این مفاهیم در فضاهای فرهنگی هویت مند و از منظر معناشناسی، به دنبال پاسخ به این پرسش است که-چگونه تجربه جمعی و تفسیرهای ذهنی کاربران از مکان، در ایجاد احساس تعلق و هویت فضایی نقش آفرینی می کنند. این پژوهش از روش کیفی با رویکرد پدیدارشناسی بهره می برد تا ارتباطات معنادار میان ادراک اجتماعی و مفاهیم روح مکان و حس مکان، را در فضاهای فرهنگی هویت مند بررسی کند. گردآوری داده ها ازطریق تحلیل متون نظری، منابع تاریخی، و نشانه های فرهنگی انجام پذیرفته و تلاش شده است تا از رهگذر خوانش لایه های معنایی و نشانه شناختی، جایگاه تجربه زیسته و معناهای جمعی در ساختار فضایی تبیین شود. یافته ها برآن است که ادراک اجتماعی نه تنها در تجربه حسی-فضایی افراد از مکان، بلکه در بازتولید معانی نهفته درآن فضاها نیز نقش محوری دارد. «حس مکان»، در بستر تعاملات اجتماعی، حافظه جمعی و نمادهای فرهنگی تقویت می شود و در قالب «روح مکان»، بازتاب می یابد؛ روحی که با لایه های معنایی پنهان در ساختار فضایی گره خورده است. درنتیجه، پژوهش موردتبیین آشکار ساخت که درک اجتماعی از مکان، از رهگذر لایه های معنایی و ادراکی، می تواند بازنمایی های غنی تری از روح مکان و حس مکان در فضاهای فرهنگی فراهم آورد. این ادراک، برساخته ای است از حضور فعالانه کاربران، خاطره های مشترک و معناهای نمادینی که در ساختار کالبدی و نظم فضایی جای می گیرند. ازاین رو، طراحی فضاهای فرهنگی هویت مند در عصر معاصر نیازمند توجه به زبان مشترک کاربران و ارزش های بومی و اجتماعی در قالبی معناشناختی است.
۵۳۷.

شناسایی و ارائه مدل عوامل خودسانسوری شهروندان تهرانی در شبکه اجتماعی اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خودسانسوری خودسانسوری ارتباطی خودسانسوری فرهنگی خودسانسوری حقوقی اینستاگرام

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۷۴
این پژوهش به شناسایی و ارائه مدل عوامل خودسانسوری شهروندان تهرانی در شبکه اجتماعی اینستاگرام با تأکید بر رویکردهای ارتباطی، فرهنگی و حقوقی می پردازد. روش پژوهش، آمیخته اکتشافی و روش نمونه گیری در بخش کیفی، هدفمند و در بخش کمی، خوشه ای چندمرحله ای است. جامعه آماری در بخش کیفی شامل ۱۱ نفر و در بخش کمی شامل ۳۸۴ نفر بود. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی، پرسشنامه محقق ساخته است. برای بررسی نرمال بودن توزیع داده ها از آزمون کولموگروف اسمیرنوف، برای سنجش تأثیر هریک از عوامل از آزمون تی تک نمونه ای و برای تحلیل روابط بین متغیرها از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد.نتایج نشان داد که میان عوامل ارتباطی خودسانسوری شهروندان تهرانی شامل مؤلفه های ارتباطات تعاملی (ارتباطات بین فردی، گروهی و جمعی) و قدرت پیوند (جامعه آشنا و ناآشنا، تعامل با افراد مبتلا به افسردگی، اختلال شخصیت اسکیزوئید و اسکیزوفرنی، انزوای اجتماعی و صمیمت) و محتوای اینستاگرام رابطه معناداری برقرار است. همچنین، میان عوامل فرهنگی خودسانسوری با مؤلفه هایی چون فرهنگ معنوی و اخلاق استعلایی (دین، مذهب، آداب ورسوم و آموزش) و محتوای اینستاگرام رابطه معناداری مشاهده شد. به علاوه، میان عوامل حقوقی خودسانسوری با مؤلفه های امنیت فردی، نظام اجتماعی و وجدان (امنیت حقوقی، جانی و اقتصادی) و محتوای اینستاگرام رابطه معناداری یافت شد. با توجه به نتایج پژوهش، پیشنهادهای کاربردی برای بهره برداری مراکز ذی ربط ارائه شد.
۵۳۸.

هویت جنسیتی کودکان در خانواده های تهرانی: پژوهشی در انسان شناسی روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: انسان شناسی روان شناختی مکتب کنش متقابل نمادین هویت جنسیتی طرحواره جنسیتی زمان بندی اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۲۸
پژوهش حاضر سعی دارد الگوهای فرهنگی و جنسیتی که از طریق ژست های کلامی و غیرکلامی به کودکان منتقل می شود و هویت جنسیتی آنان را شکل می دهد، مورد مطالعه قرار دهد. رویکرد نظری آن مبتنی بر آراء هربرت مید با تاکید بر مفاهیم ذهن، خود و جامعه است. روش این پژوهش مجموعه ای از داده ه ای انسان شناختی اعم از مردم نگاری، مصاحبه و مشاهده مشارکتی است. در مجموع شش میدان پژوهش با روش نمونه گیری هدفمند از خانواده های منطقیه یک تهران انتخاب شدند و با استفاده از روش های کیفی اعم از مشاهده و مصاحبه مورد مطالعه قرار گرفتند. روش تحلیل داده های مربوط به مصاحبه، مبتنی بر تحلیل موضوعی است. نتایج پژوهش نشان می دهد والدین یا مراقبین نزدیک به دلیل تآثر از آموزه های فرهنگی، ارزش های جنسیتی به خصوصی را به کودکان منتقل می کنند که هویت جنسیتی کودک را می سازد و تعاملات او با دیگری به عنوان دختر یا پسر شکل می دهد. همچنین یافته های میدان حاصل از کنش های متقابل والدین و اطرافیان نزدیک با کودکان و تآثیرگذاری آن در ابعاد متفاوت هویت جنسیتی کودکان بود. این ابعاد در پنح حوزیه طبقه بندی جنسیتی، فشار جنسیتی، محرومیت جنسیتی و پیش داوری بین گروهی جنسیتی قرار می گیرد که هریک از این طبقه بندی ها به طرح واریه جنسیتی کودک منجر می شود. طرح واریه جنسیتی به مجموعه ای از الگوها و قوانینی مربوط می شود که تعامل کودک با دنیای بیرون و درون او را شکل می دهد. این امر به این معنا است که کودک مبتنی بر طرح واریه جنسیتی خود در حضور محرک و با فرایند های ذهنی که به صورت واسطه ای عمل می کنند، رفتار متناسب با جنسیت خود را اتخاذ می کند.
۵۳۹.

تأثیر سبک زندگی معاصر بر پیدایش فضای نوین در مسکن؛ مورد مطالعه، منطقه پنجِ تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سازمان فضایی سبک زندگی معاصر مسکن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۱۵
کارکرد اصلی مسکن پاسخگویی به سبک زندگی انسان است و در دوران حاضر، در طراحی بیشتر مسکن ها به سلیقه و نیازهای ساکنان کمتر توجه می شود. در این پژوهش در راستای بررسی تأثیر سبک زندگی افراد بر وجوه کالبدی مسکن و پاسخ به پرسش «فضاهای نوین بر مبنای سبک زندگی معاصر چیست؟»، پرسشنامه ای براساس طیف لیکرت طراحی شده است. جامعه آماری 298 نفر از ساکنین منطقه 5 تبریز است که به صورت تصادفی انتخاب شده اند. در مرحله تجزیه وتحلیل داده ها، با استفاده از نرم افزار آماری spss و ترکیبی از آزمون t تک نمونه ای برای میزان تأثیرگذاری هر مؤلفه، آزمون فریدمن برای مقایسه مؤلفه ها و آزمون کولموگروف- اسمیرنوف برای بررسی نرمال بودن توزیع نمرات استفاده شده است. براساس تحلیل های انجام شده، بیشترین ضریب وابستگی بین سبک زندگی معاصر و مسکن به ترتیب شامل بعد زیست محیطی با ضریب 91/3، کالبدی 84/3، اجتماعی- فرهنگی 76/3، فردی 62/3 و اقتصادی 55/3 است. براساس یافته ها، مهم ترین زیرمؤلفه های ابعاد زیست محیطی، کالبدی، اجتماعی- فرهنگی، فردی و اقتصادی به ترتیب مربوط به بهداشت محیطی، الگوی ساخت، امنیت، اهداف و سطح درآمد است. فضاهای نوین پیشنهادی در این پژوهش شامل، تصفیه آب مرکزی، لاندری مرکزی، لاندری واحدها، شوتینگ زباله، کارواش مکانیکی، فیلتر ورودی سرویس بهداشتی، طراحی فضای نگهبانی به دلیل کنترل ورود و خروج، تأمین دید به فضای بازی کودکان، ایجاد ارتباط بصری و فیزیکی بین حیاط های عمومی و نیمه عمومی محوطه، طراحی مسیر سلامت، سالن ورزشی و استخر پیشنهاد شده است.
۵۴۰.

زمینه ها و پیامدهای کودک همسری در استان لرستان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کودک همسری نظریه زمینه ای خشونت جنسیتی لرستان تجربه زیسته

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۴۲
بر اساس آخرین داده های سرشماری کشور در سال ۱۳۹۵، اگرچه سن ازدواج دختران عموماً در حال افزایش است، اما ازدواج های زودرس همچنان در جوامع سنتی با شیوع بیشتری مشاهده می شود. این گونه ازدواج ها، درواقع نوعی خشونت علیه کودکان محسوب می شوند که خواسته و ناخواسته پیامدهای نامطلوبی برای آن ها در پی دارد. پژوهش حاضر با رویکردی کیفی و بهره گیری از نظریه زمینه ای (بر پایه رویکرد اشتراوس و کربین) به بررسی پدیده کودک همسری در استان لرستان پرداخته است. هدف اصلی، شناسایی علل، زمینه ها، شرایط مداخله گر، راهبردها و پیامدهای این پدیده بر اساس تجربه زیسته ۱۵ زن بود که همگی پیش از ۱۸ سالگی ازدواج کرده بودند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساخت یافته گردآوری و تا اشباع نظری تحلیل شد. یافته ها شامل ۱۰ مقوله اصلی ازجمله خاستگاه اجتماعی، شرایط بغرنج اقتصادی، مردسالاری، خشونت، آرزوهای ناتمام، گوشه گیری و انزوا، محرومیت، نارضایتی از زندگی و رفتارهای نامتعارف زناشویی، عدم تفاهم در زندگی مشترک و بافت فرهنگی یا شرایط محیطی و سنت ها بود که در به وجودآمدن پدیده کودک همسری و حسرت کودکی نقش دارند. پیامدهایی چون افسردگی و انزوای زوجین، خیانت و عدم تعهد به زندگی، طلاق عاطفی، کودک مادری، خشونت خانگی، اقدام به خودکشی و ترک تحصیل از نتایج عمده این پدیده هستند. تحلیل ها، ضمن تأکید بر نقش ساختارهای فرهنگی و اقتصادی نابرابر، نشان دادند که کودک همسری نه یک انتخاب آگاهانه، بلکه واکنشی منفعلانه به ساختارهای نابرابر و سنتی جامعه است. پژوهش با تکیه بر نظریه های فمینیستی، اریکسون، جامعه پذیری جنسیتی و منابع، بر لزوم سیاست گذاری مبتنی بر آگاهی بخشی، مداخله حمایتی و اصلاح قانون تأکید می کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان