مقالات
حوزههای تخصصی:
موضوع اصلی پژوهش حاضر تبیین تخلف از قوانین راهنمایی و رانندگی با استفاده از نظریه های بازدارندگی بسط یافتهِ استفورد و وار، یادگیری اجتماعیِ ایکرز و کنش موقعیتیِ ویکستروم است. روش تحقیق، پیمایش و ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه بود. جامعهٔ آماری تحقیق شامل افراد بالای ۱۸ سال دارندهٔ گواهی نامهٔ رانندگی در استان مازندران بود که ۴۰۰ نفر از آن ها با شیوهٔ نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب به عنوان نمونه انتخاب شدند. یافته های توصیفی نشان داد که بیش ترین تخلفات انجام شدهٔ پاسخگویان در دو سال اخیر، استفاده از تلفن همراه در حین رانندگی و کم ترین تخلفات، عبور از چراغ قرمز راهنمایی و رانندگی است. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون حاکی بود که تأثیر متغیرهای تمایل مجرمانه، جرم زایی محیط، تعاریف خنثی ساز و گریز از مجازات بر متغیر تخلف از قوانین راهنمایی و رانندگی معنادار است، اما تأثیر تقویت افتراقی بر این تخلف معنادار نیست. لذا مطابق با نظریهٔ کنش موقعیتی می توان گفت که افزایش تمایل مجرمانه و جرم زایی محیط باعث افزایش میزان تخلف از قوانین راهنمایی و رانندگی می شود. همچنین، مطابق با نظریهٔ بازدارندگی بسط یافته می توان اظهار کرد که گریز از مجازات با کاهش قطعیت درک شدهٔ مجازات، احتمال تخلف از قوانین را افزایش می دهد. باید اضافه نمود که اگرچه مطابق با نظریهٔ یادگیری اجتماعی، تعاریف خنثی ساز از طریق کاهش احساس گناه می تواند منجر به تکرار تخلف از قوانین راهنمایی و رانندگی گردد، اما تقویت افتراقی این پیامد را به دنبال ندارد. این شاید به خاطر عادی سازی تخلفات و باور به عدم قطعیت مجازات در بین افراد باشد.
زمینه های فرهنگی-اجتماعی ناقص سازی جنسی زنان با محوریت «ختنه» در استان هرمزگان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از انواع خشونت علیه زنان، ناقص سازی جنسی مثل ختنه است که موجب آسیب جسمی، جنسی و روانی و یا رنج زنان می شود و ناشی از مسائل فرهنگی و اجتماعی است و کم تر مورد توجه قرار گرفته است. هدف مقاله حاضر تحلیل زمینه های فرهنگی-اجتماعی ناقص سازی جنسی زنان با محوریت «ختنه» در استان هرمزگان است. با استفاده از پارادایم تفسیرگرایی اجتماعی، روش تحقیق، نظریه زمینه ای با رویکرد اشتراوس و کربین و تکنیک مصاحبه عمیق، داده ها گردآوری شدند. حجم مشارکت کنندگان برابر با ۱۵ نفر بود که با ترکیبی از روش نمونه گیری نظری و گلوله برفی انتخاب شدند. طبق یافته ها، مقوله مرکزی حاکی از اثرگذاری نهادهای دین و خانواده در تداوم و «بازتولید سوژگی مردانه بر بدن زنان» بوده است. شرایط علّی شکل گیری این بازتولید شامل فریب دیدگی، بی تجربگی، انفعال، هراس و احساسات یا ادراک آزاردهنده بود. شرایط مداخله گر شامل سنت گرایی، الزام هنجارهای دینی، کلیشه های جنسیتی، کلیشه های سرکوبگرانه و بیگانگی فرهنگی بود. کنشگران در جهت مخالفت با پدیده و انقطاع آن نیز از راهبردهایی چون گریز (فرار، به تأخیرانداختن) و توانمندسازی جنسیتی استفاده می کردند که پیامدهای استفاده از این راهبردها، کناره گیری، نقصان زنانه، آسیب فیزیکی، روحی و عاطفی، نارضایتی و تقابل اجتماعی بود.
نقش شبکه های محلی آنلاین در قدرت یابی زنان طبقۀ فرودست در استان تهران (مطالعه ای بر اساس داده کاوی کلان داده های اینستاگرام)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این تحقیق که با داده کاوی بر روی کلان داده های اینستاگرام انجام شده است، با استفاده از روش اجتماع یابی بر روی شبکه روابط مابین 11 هزار و 515 صفحه پُرمخاطب محلی در استان تهران در سال 1403، تأثیرگذارترین شبکه ها و میدان های محلی در استان تهران شناسایی و پیکربندی شده اند. نتایج این تحقیق نشان داد که در سال های اخیر به واسطه فراگیرترشدن استفاده از اینترنت در زندگی روزمره شهروندان، زنان طبقه فرودست توانسته اند با تشکیل تدریجی شبکه های محلی آنلاین، به طور گسترده ای مشاغل خُرد و غیررسمی برای خود ایجاد کرده و همچنین به طور ناخواسته به نیروی اجتماعی جدیدی در تغییرات اجتماعی و سیاسی تبدیل شوند. قطب های مسلط در میدان های محلی شناسایی شده به ترتیبِ وسعت شبکه عبارت اند از: زنان دارای مشاغل آنلاین، سلبریتی ها، محافظه کاران، مرکزنشین ها، لات ها، ترک زبان ها و کفتربازها. در بین این هفت میدان محلی آنلاین، بیش ترین مرجعیت صفحه های پُرمخاطب ملی، به ترتیب در میدان سلبریتی ها، زنان شاغل و محافظه کاران دیده می شود و ازاین جهت این سه میدان محلی آنلاین، قابلیت تأثیرگذاری مستقیم تری بر نگرش ها و رفتارهای سیاسی شهروندان دارند. میدان های محلی زنانِ دارای مشاغل آنلاین به طور معناداری در مناطقی از استان تهران قدرت بیش تری دارند که مهاجرپذیرترند، در سال های اخیر در آن ها شهرک سازی انجام شده و نهادهای سنتی، مذهبی و حکومتیِ ضعیف تری دارند. بر اساس یافته های این تحقیق، الگوی متأخر پیش روی های آرام در استان تهران، به لحاظ بستر شکل گیری، موقعیت جغرافیایی، نیروی اجتماعی محوری و نوع مطالباتش، تفاوت های اساسی ای با پیش روی های آرام در دوران پیشااینترنتی پیدا کرده است.
واکاوی دلایل و پیامدهای سکوت سازمانی در سازمان های آموزشی (مورد مطالعه: آموزش وپرورش استان قم)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«سکوت سازمانی» به معنای خودداری معلمان و کارکنان از ارائه نظرات کاربردی در جهت توسعه سازمانی، یکی از چالش های اساسی در سازمان های آموزشی است که مانع از بهره گیری بهینه از دانش و تجربیات کارکنان می شود. پژوهش حاضر با هدف طراحی مدلی برای تبیین سکوت سازمانی در آموزش وپرورش، از روش نظریه داده بنیاد بهره گرفته است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۳۰ نفر از خبرگان فرهنگی، معلمان، مدیران و کارمندان اداره کل آموزش وپرورش قم که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده بودند، گردآوری شد. در مرحله کدگذاری باز، ۳۷۵ کد مفهومی، ۶۰ مقوله فرعی و ۲۷ مقوله اصلی شناسایی شد. یافته های پژوهش بر پدیداری هشت گونه سکوت سازمانی شامل سکوت منفعلانه هژمونیک، سکوت محافظه کارانه هژمونیک، سکوت نوع دوستانه هژمونیک، سکوت منفعلانه استراتژیک، سکوت محافظه کارانه استراتژیک، سکوت منفعت طلبانه استراتژیک، سکوت رهایی و سکوت مبهم در آموزش وپرورش دلالت داشت. همچنین، از مهم ترین شرایط علّی در شکل گیری سکوت سازمانی می توان به ضعف های کلامی و شخصیتی، جامعه پذیری ناکارآمد، ادراک ناامنی، بی عدالتی سازمانی، سبک مدیریت زهرآگین و هویت سازمانی شکننده اشاره کرد. شرایط زمینه ای شامل فرهنگ سازمانی بازدارنده، سرخوردگی حمایتی، ناکارآمدی ارزیابی عملکرد، ناکارآمدی ارتباطی و ساختاری و عوامل جمعیت شناختی و عوامل مداخله گری شامل شرایط آنومیک سازمانی، فقدان استقلال نهادی و فرایندهای تسریع بخش همنوایی سازمانی نیز در تشدید آن نقش دارند. در مواجهه با سکوت سازمانی، کنشگران دو راهبرد پذیرش منفعلانه یا مقاومت و تغییر را اتخاذ می کنند. پیامدهای این پدیده در سه سطح فردی (مانند کاهش انگیزه)، سازمانی (مانند اُفت کارایی) و اجتماعی (مانند کاهش اعتماد عمومی) دسته بندی شد. این پژوهش، با ارائه یک مدل جامع، امکان درک عمیق تر و لزوم بازنگری در ساختارهای مدیریتی و فرهنگی برای کاهش سکوت سازمانی و تقویت مشارکت کارکنان را فراهم می سازد.
به سوی یک نظریۀ زمینه ای پیرامون تجردزیستی دختران در شهر گچساران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحولات اجتماعی در دنیای کنونی به خصوص تغییر در شرایط اقتصادی و اجتماعی زنان، موضوع تجردزیستی آنان را به یک چالش تبدیل کرده است. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحقیق کیفی و رویکرد نظریه زمینه ای به بررسی این پدیده می پردازد. مشارکت کنندگان تحقیق، دختران مجرد ۴۰ سال به بالا ساکن شهر گچساران بودند که به صورت هدفمند از میان افراد واجد شرایط انتخاب شدند. روش گردآوری داده ها مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته بود. برای تحلیل داده ها از روش نظریه زمینه ای و استراتژی مدل پارادایمی اشتراوس و کربین با نظام کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. بر اساس نتایج حاصل از تحلیل داده ها، ۱۵ مقوله اصلی به دست آمد. مقوله های آشفتگی روانی، شبکه روابط اجتماعی متعارض، دغدغه های درون خانواده و چالش های فکری به عنوان «شرایط علّی»، کسب منزلت اجتماعی و کسب منزلت اقتصادی به عنوان «شرایط مداخله گر»، شیوع مردگریزی در بین زنان جامعه، چیرگی هنجارهای سنتی در خانواده و بازدارنده های اقتصادی به عنوان «شرایط زمینه ای» و مشغولیت، سرکوب نیازها و معنویت گرایی به عنوان «استراتژی» و درنهایت مخدوش شدن روابط اجتماعی، مخدوش شدن روحیه فردی و کامیابی فردی و اقتصادی به عنوان «پیامد» حاصل گردید. مقوله هسته پژوهش حاضر «تجردزیستی به مثابه یک چالش فراگیر زنانه» کشف شد. در حقیقت دختران برای پُرکردن خلأ زندگی به فعالیت های تحصیلی و شغلی روی می آورند، اما این امر در یک فضای سنتی با انتظارات اطرافیان، در تضاد است که به نوبه خود تجربه پارادوکس بازاندیشی و بازتولید نقش های جنسیتی را به همراه دارد.
فهم روایت افرادِ خواهانِ تغییر جنس از تغییر هویت جنسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به دنبال فهم روایت های افراد خواهان تغییر جنس از تغییر هویت جنسی شان است. روایت رایج در خصوص مسئله هویت جنسی این افراد، عمدتاً در چارچوب گفتمانی پزشک محور، آسیب شناسانه و فردی شده شکل گرفته است؛ گفتمانی که با شخصی سازی، این تجربه را به سطح اختلالات روانی و ناهنجاری های زیستی فرو می کاهد. در برابر این رویکرد تقلیل گرا، رویکرد روایتی که ازجمله دیدگاه های نوظهور و نقادانه در حوزه مداخلات مددکاری اجتماعی است، امکانی برای بازخوانی تجربه هویت یابی جنسی در بسترهای اجتماعی، فرهنگی و بیناذهنی فراهم می سازد. مطالعه حاضر با اتکا به تکنیک «تحلیل مضمون» و از طریق مصاحبه های نیمه ساخت یافته با نمونه گیری هدفمند و استراتژی گلوله برفی، به واکاوی روایت هایی پرداخته که افراد خواهان تغییر جنس از فرایند تغییر هویت جنسی خود بازگو می کنند. یافته ها نشان داد که چگونه این افراد از روایت های مذهبی و دینی فاصله گرفته و به تدریج در چارچوب گفتمان های پزشکی و روان شناختی بازتعریف می شوند. آن ها از هویت گناه کار به بیمار و سپس نابهنجارِ قابل درمان بازنمایی می شوند. درنهایت، مشارکت کنندگان با اتکا به قرائت هایی شبه روشنفکرانه و در تعامل با گفتمان های اجتماعی مسلط، تلاش می کنند تا کنش تغییر هویت جنسی خود را در قالب روایت هایی عقلانی، مشروع و مقبول بازنمایی کنند و روایات بازدارنده را پشت پا زنند.
برساخت مفهومی-نظری میلکیمی و کاربست آن در تحلیل مسائل اجتماعی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مهم ترین مسائل اجتماعی ایران (فقر، بیکاری، نابرابری و...) را می توان با کمک رویکردهای مختلفی آبب..تحلیل کرد. رویکرد مسلّطِ فردی نگر-تقلیل گرا با ترکیبی از تبیین های خُردنگر و روان شناختی گرا (با تأکید بر سرکوفت زدن به فرد)، موقعیت مسلّطی در میدان تحلیل مسائل اجتماعی ایران یافته است. از طرفی می توان از امکان برساخت یک رویکرد بدیل و نوآورانه صحبت کرد. در اینجا سخن از یک میدان منازعه تحلیلی است. لذا مسئله اصلی ما این است: چه نقدهایی به رویکرد فردی نگر-تقلیل گرا وارد است و چه بدیلِ کاربردی و توانمندی را می توان مناسب تحلیل مسائل اجتماعی ایران طراحی و برساخت کرد؟ از نظر روش شناسی در اینجا از ترکیب پویایی از روش های توصیفی-تحلیلی، تحلیل ثانویه و انتقادی استفاده کرده ایم. یافته ها نشان داد که در ایران کاربرانِ رویکرد فردی نگر-تقلیل گرا بر «فرد» تمرکز کرده و مسائل اجتماعی را با ارجاع به فرد تحلیل کرده و در مقابل، متغیرهای فرافردی و ساختارهای سیاسی-اجتماعی را تبرئه کرده است. رویکرد بدیل ما در اینجا، برساخت مفهومی-نظری «میلکیمی» است که مأخوذ از میلز (تخیّل جامعه شناختی) و دورکیم (تبیین واقعیت اجتماعی) است. گام های رویکرد میلکیمی عبارت است از: ۱) شناسایی وضعیت رُخ داده به عنوان «مسئله اجتماعی» و نَه «مسئله فردی»، ۲) تحلیل آن در شکل بیان جامعه شناختی و نَه روان شناختی و ۳) ارائه راه حل های اجتماعی و نَه روان شناختی. شواهد تجربی (تحلیل ثانویه داده های جهانی و داخلی) از رویکرد میلکیمی پشتیبانی می کنند. نگاه میلکیمی ما در تحلیل مسائل اجتماعی عبارت است از: اتخاذ نگاه اجتماعی و فرافردی، تأکید بر نقد ساختارهای معیوب، اتخاذ نگاه جامعه شناختیِ انتقادی و افشای ناتوانی هایِ رویکرد تقلیل گرا.
کاوش فرایندهای دفع کنشگری مطالبه گرایانه (یک مطالعۀۀ کیفی از زنان مطالبه گر یزدی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالبه گری به عنوان یکی از مهم ترین کنش های بشر در عصر مدرن به منظور تحقق حقوق، به ویژه حقوق شهروندی، محسوب می شود. ولی این مهم اغلب برای شهروندان ناآشنا به نظر می رسد و در مقام عمل نیز مطالبه گری به ویژه از نوع اثربخش در پرانتز قرار گرفته است. بنابراین پژوهش حاضر با هدف شناخت شرایط دفع کنشگری مطالبه گرانه در شهر یزد انجام شده است. به منظور نیل به این هدف، از رویکرد کیفی و روش نظریه زمینه ای استفاده شد. داده ها با استفاده از مصاحبه های عمیق از ۱۳ زن یزدی گردآوری و همزمان مورد تحلیل قرار گرفت. فرایند گردآوری داده ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه داشته است. طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی، ۲۰ مقوله اصلی برساخت شد. یافته ها، پدیده مرکزی «ارزش زدایی از مطالبه گری» را به معنای بی فایده دانستن مطالبه گری در تحقق مطالبات نشان دادند. براساس نتایج می توان گفت مجموعه ای از شرایط و عوامل فردی، ساختاری و مبتنی بر تجربیات منفی مستقیم و غیرمستقیم از مطالبه گری/پاسخگویی، منجر به ارزش زدایی از مطالبه گری شده است. در مواجهه با پدیده مرکزی، اغلب سه راهبرد اصلی شامل مطالبه گری محتاطانه-بازاندیشانه، تحریم مطالبه گری و تکاپو برای مطالبه گری، از سوی کنش گران استفاده شده است. درنهایت پیامدهای چنین راهبردهایی، عرصه های مختلف اجتماعی، اقتصادی و روانی را دربرگرفته و به بازتولید ناکامی در مطالبه گری اثربخش و کاهش مطالبه گری دامن زده است.
معرفی و نقد کتاب «جامعه شناسی امید: یک نظریۀ جدید»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کتاب «جامعه شناسی امید: یک نظریه جدید» نوشته آدریان اسکریبانو (۲۰۲۵) به تحلیل جامعه شناختی امید می پردازد و نظریه بنیادی جدیدی درباره امید با توجه به سنت های نظری کلاسیک جامعه شناسی، دیدگاه زنان بنیان گذار این رشته و همچنین بازسازی سهم نظریه های انقلاب، اتوپیا، تغییر اجتماعی و کنش جمعی پیشنهاد می کند. اسکریبانو در این کتاب، با معرفی عناصر اصلی نگاه جامعه شناختی به امید، سعی کرده با دیدگاهی انتقادی، ابزارهای نظری و روش شناختی برای درک و تغییر جهان اجتماعی ارائه می دهد. او در طول فصل های گوناگون تلاش می کند ساختاری نظری ای توسعه دهد که به خواننده امکان می دهد بفهمد چگونه جامعه شناسی امید علم زندگی است. او همچنین عناصر اصلی نظری و معرفت شناختی را برای ایجاد ارتباط بین اخلاق، زیباشناسی، سیاست دانش و تغییرات عمیق فعلی آن ها در مطالعه جامعه ارائه می دهد و با پیشنهادی هستی شناختی، نظری و معرفت شناختی توسعه جامعه شناسیِ امید، کتاب را پایان می دهد.