فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۰۱ تا ۵۲۰ مورد از کل ۳۷٬۰۲۹ مورد.
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۹, Issue ۱, January ۲۰۲۵
251 - 272
حوزههای تخصصی:
Background: The conceptualization of Moroccan cyberspace is intrinsically linked to the country's international and regional dynamics, in particular those of its African and Mediterranean neighborhood.Methodology: we have mobilized quantitative techniques and potential comparative analysis to address our crucial research questions around the strengths and weaknesses within Morocco's national cyber strategy by analyzing and comparing them with other international experiences, and finally recommending best practices to maintain the regional leadership position.Discussion: Although Morocco has acquired considerable expertise in comparison with this environment, regarding proven mechanisms of cyber stability, and the institutionalization and organization of national cyber security. However, one of the main obstacles lies in the centralization of these practices by the State, as well as in the sectorial and selective approach chosen by Moroccan policymakers to secure the national cyber space. This strategy, contrary to the country's principles of openness, was developed on the basis of the arguments, based on the priorities and strategic challenges specific to each sector.Aims: We open up our local experience to comparison with other known global experiences in the field of national cybersecurity, to decipher the strengths and weaknesses of national digital strategies and to fill the gaps causing the weakening of our replicating processes.Conclusion: The question is whether a simple reform of the central state's public policies on national cybersecurity is effective or, on the contrary, the situation requires a drastic and broader intervention, materialized by major investments and structural reforms in entire development strategies.
مطالعه برون دادهای فرهنگی اجتماعی در هویت یابی خانواده ایثارگران با تأکید بر هویت ملی و روحیه مقاومت(ناظر بر سیاست های کلی برنامه هفتم توسعه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۶
659 - 698
حوزههای تخصصی:
اهتمام به ارتقاء عزت نفس ملی، هویت ملی و روحیه مقاومت از مفاهیم مهم فرهنگی و اجتماعی سیاستهای کلی برنامه هفتم توسعه است. در این راستا پرورش استعدادها و ارتقاء سطح فرهنگی ایثارگران و فرزندان آنها و «ترویج و تحکیم فرهنگ ایثار و جهاد و ساماندهی امور ایثارگران» از مهمترین اهداف سیاستهای کلی نظام دسته بندی می شود. این مقاله با هدف دست یابی به تعریف هویت برساخته اجتماعی فرزندان شهدا، مبادی هویت یابی و انطباق بروندادهای هویتی فرزندان شهدا با راهبردهای سیاستهای کلی نظام به نگارش در آمد.پژوهش حاضر با روش کیفی انجام شده است. جهت جمع آوری داده از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد و 25 نفر از فرزندان شهدا در مصاحبه ها مشارکت داشتند. 15 نفر از مصاحبه شوندگان زن و 10 نفر مرد بودند. نمونه ها به صورت هدفمند و به روش گلوله برفی انتخاب شدند.نتایج تحقیق نشان میدهد تعریف رسمی از فرزندان شهدا ناشی از برساخته اجتماعی است که اجزای آن دچار تناقض است و این تناقض در بروندادهای هویت یابی فرهنگی نیز تاثیر گذار بوده است. نوعی مقاومت در برابر روایت رسمی در خصوص فرزندان شهدا و واقعیت عینی زندگی فرزندان شهدا وجود دارد.
امتزاج هویت مقاومت با مسجدالاقصی: بازخوانی تجربه مرابطات در قدس شریف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی فرهنگ سال ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۸)
207 - 240
حوزههای تخصصی:
مرابطه سنتی جهادی در تراث اسلامی است که بر پاسداری از مرزها و رصد رفتارهای دشمن دلالت دارد. فلسطینیان در صد سال گذشته به واسطه درگیری پیوسته با غصب پیش رونده سرزمینشان از سوی رژیم صهیونیستی، برای حفظ میراث اسلامی و به ویژه مسجدالاقصی، به سنت مرابطه متمسک شده اند. از اواخر دهه 90 قرن بیستم میلادی این پیوند شکل وثیق تری به خود گرفته و موجودیت معاصر مرابطه به ویژه در بخشی از زنان فلسطینی تحت عنوان «مرابطات الاقصی» تبلور یافته است. مقاله پیش رو با تمرکز بر تجربه زیسته مرابطات که در قالب تصاویر یا مکتوبات در رسانه های اجتماعی رسمی یا غیررسمی بازنشر شده است، ضمن صورت بندی راهبردهای اتخاذشده از سوی آنان برای حفظ ماهیت اسلامی مسجدالاقصی، به این امر می پردازد که چگونه ادراک فلسطینیان از مقاومت به مثابه «مقاومت در برابر تعلیق زندگی روزمره» توسط رژیم با به جریان انداختن زیست روزمره در ساحت مسجدالاقصی ممزوج شده و این نحو از مرابطه چه پیوندی با ادراک انسان فلسطینی از «مسجد» دارد.
برساخت تجربه زیسته معلمان از کاربست انحصاری زبان فارسی در مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
19 - 35
حوزههای تخصصی:
امروزه بحث زبان در کالبد جدید آن ذیل مفهوم فرهنگ تلقی می شود و بر خلاف نگاه حاکم در میان برخی از ایرانی ها که آن را با تمامیت ارضی و پیکاران سیاسی پیوند می دهند، جزء قلمرو آموزش چندفرهنگی قرار می گیرد. این پژوهش براساس رویکرد کیفی با رهیافت پدیدارشناسی، تجربیات معلمان را از کاربست انحصاری زبان فارسی در مدارس شهر سنندج مورد بررسی قرار می دهد. میدان تحقیق شهر سنندج و مشارکت کنند گان بالقوه شامل همه معلمان مقاطع ابتدایی تا دبیرستان بودند که از 15 نفر (۸ مرد و ۷ زن) از آن ها دعوت به مشارکت شد. برای گردآوری داده ها از مصاحبه های نیمه ساختاریافته بهره گرفته شد که در نهایت برای تحلیل آنها از چارچوب براون و کلارک استفاده گردید. علی رغم تأکید معلمان بر اهمیت زبان مادری در وجوه مختلفی همچون ساخت هویت فرهنگی، حس تعلق و مهارت های ارتباطی، آن ها بیان داشتند که نظام آموزشی ایران با تمرکزگرایی آموزشی، آسیمیلاسیون فرهنگی و نادیده گرفتن حقوق زبانی اقلیت ها، سیاست تک زبانه (فارسی) را بکار می گیرد. آن ها همچنین پیامدهای این خط مشی را به بحران هویت، تشدید دوگانگی فرهنگی و یادگیری بازدارنده پیوند دادند. سرانجام معلمان به پیشنهادات متعددی مانند حذف رویکردهای سیاسی در آموزش زبان مادری، نهادینه سازی تربیت پاسخگوی فرهنگی و آموزش عاری از ایدئولوژی را برای اصلاح نظام آموزشی فعلی اشاره کردند.
توسعه و کارایی داستان سرایی فرارسانه ای در فضای رسانه ای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۳۸)
169 - 197
حوزههای تخصصی:
ما برای ارائه محتوای فرهنگی، ادبی، اجتماعی و اقتصادی در عصر حاضر به مخاطبان و اقناع آنان در راستای اهداف خود، به شکل های نوینی نیاز داریم. داستان سرایی فرارسانه ای یکی از شکل های شاخص، استاندارد و جهانی است که جای آن در فضای علمی، دانشگاهی و تولیدات رسانه ای ایران خالی است. این شکل به دلیل برخورداری از تمام شکل های رسانه ای در بطن خود، به مدیران رسانه این توانایی را می دهد تا بتوانند محتوای موردنظر را بدون محدودشدن در بستر رسانه ای خاص، روایت کنند. این مقاله با هدف بررسی توسعه داستان سرایی فرارسانه ای و کارایی آن در رسانه های ایران نوشته شده است. با بررسی نظری انواع هم گرایی و داستان سرایی فرارسانه ای، به دنبال واکاوی این شکل در تولیدات رسانه ای ایران، توسعه و به کارگیری آن هستیم. نوع تحقیق، اکتشافی توصیفی با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمونی است و گردآوری داده های پژوهش با استفاده از مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با صاحب نظران حوزه رسانه های نوین انجام گرفته و یافته های آن در هشت مضمون اصلی و هفت مضمون فرعی دسته بندی شده است. انحصارگرایی، ضعف در تولید محتوا باتوجه به ذائقه مخاطب، نامناسب و ناکارآمدبودن زیرساخت ها و محدودیت های قانونی، تعدد نهادهای تنظیم گر، فقدان فرهنگ مشارکتی، نبود قوانین مالکیت فکری و حق نشر و کم توجهی به بخش خصوصی از موانع توسعه و به کارگیری داستان سرایی فرارسانه ای در تولیدات رسانه ای ایران است. پیشنهادهای راهبردی لازم برای سیاست گذاری رسانه ها جهت توسعه شکل فرارسانه ای، بر اساس یافته های تحقیق آورده شده است.
مطالعه جامعه شناختی فرار بیمه ای تأمین اجتماعی؛ تحلیل دیدگاه کنشگران حوزه کارفرمایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه تأمین اجتماعی، برای ایفای نقش مؤثر در زمینه عدالت اجتماعی، مورد توجه قرار گرفته است. بااین حال، برخی از کنش های اجتماعی کنشگران (کارفرمایان)، در روند عملکرد این سازمان خلل وارد می کند. سازمان تأمین اجتماعی بزرگ ترین ساختار حمایتی انسانی در ایران است که به صورت سازمان یافته به مأموریت خود ادامه می دهد. با وجود این تخلفاتی در این حوزه رخ می دهد که از رایج ترین آن ها می توان به فرار بیمه ای اشاره کرد. فرار بیمه ای از مسائلی است که به دلایل مختلفی در جامعه معاصر ایران به شدت رواج پیدا کرده و به شدت بر امنیت اجتماعی و اقتصادی افراد و همچنین سیستم تأمین اجتماعی تأثیر گذاشته است. تحقیق حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر بر فرار بیمه ای کارفرمایان انجام شده است.روش پژوهش کیفی است که از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 11 نفر از کارفرمایان و کارشناسان بیمه و بیمه شدگان انجام گرفت. خروجی در نرم افزار مکس کیودا کدبندی و مقوله های اصلی استخراج شد. برای اشراف و پیشینه و مبانی نظری نیز از روش کتابخانه ای و بررسی اسناد استفاده شد.بررسی مصاحبه ها حاکی از آن است که ابعاد مختلف فردی و اخلاقی، سیاسی و بوروکراتیک، شرایط حاکم در محیط کار، شرایط اقتصادی و اجتماعی از دلایل مؤثر بر فرار بیمه ای از دید کارفرمایان، بیمه شدگان و کارشناسان هستند که در زیرمقوله های مختلفی مانند ضعف مدیریت، عدم شفافیت کنش های تأمین اجتماعی، فساد اداری، ناپایداری امنیت شغلی، مشاغل غیررسمی و عدم شفافیت در واریز بیمه نامه ها توسط کارفرمایان، پرداخت های غیررسمی و نبود مدارک مستند از سوی کارفرما، و درنهایت احساس بی اعتمادی به سیستم تأمین اجتماعی تجلی پیدا می کند و به فرار بیمه ای منجر می شود.فرار بیمه ای یک معضل چندبعدی است که تحت تأثیر عوامل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و محیط کاری قرار دارد. ضعف مدیریت، عدم شفافیت، فساد اداری و ناکافی بودن مقرری بیمه به بی اعتمادی کارگران به سیستم تأمین اجتماعی منجر می شود. همچنین شرایط اقتصادی نامناسب و ناپایداری شغلی، انگیزه های فرار بیمه ای را افزایش می دهند. برای مقابله با این چالش، نیاز به حضور فعال دولت، بهبود قوانین و ایجاد ساختارهای شفاف و کارا وجود دارد. تحلیل جامع این ابعاد می تواند به تقویت نظام تأمین اجتماعی و کاهش فرار بیمه ای کمک کند.
صورت بندی تحلیلی مهندسی فرهنگ بر اساس دیدگاه های آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مهندسی فرهنگ نگاهی سیستمی به فرهنگ و تنظیم و اداره آن است که رویکردی نوین به فرهنگ به حساب می آید. این رویکرد در کنار مهندسی فرهنگی که از سوی آیت الله خامنه ای بیان شده می تواند به عنوان یک راهبرد در پیشبرد فرهنگ مؤثر باشد. هدف این پژوهش دستیابی به صورت بندی این مفهوم براساس اندیشه آیت الله خامنه ای است. از این رو مسئله چیستی مهندسی فرهنگ و صورت بندی تحلیلی آن در نظر آیت الله خامنه ای است. این مقاله به روش اسنادی در مرحله گردآوری داده ها و با تحلیل مضمون در تحلیل داده ها صورت پذیرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد مهندسی فرهنگ از دیدگاه ایشان شامل پنج مقوله اصلی است: نظارت، هدایت، رشد، ماهیت و ساخت فرهنگ. این مقوله ها در یک فرایند چرخشی و پویا با یکدیگر تعامل دارند و امکان جدایی آن ها از هم وجود ندارد. نظارت فرهنگ به معنای کنترل و مراقبت از فرایندهای فرهنگی، هدایت فرهنگ به معنای جهت دهی به فرهنگ در مسیر اهداف کلان نظام اسلامی، رشد فرهنگ به عنوان توسعه و ارتقای بنیان های فکری و معنوی جامعه، ماهیت فرهنگ به عنوان حرکتی درون زا و کیفیت بخش و ساخت فرهنگ به معنای ایجاد فرهنگ جدید متناسب با نیازهای جامعه است. این مقاله با مقایسه دیدگاه آیت الله خامنه ای با رویکردهای لیبرالیسم و سوسیالیسم، نشان می دهد ایشان راه حلی بینابین بین رهاسازی و کنترل کامل فرهنگ ارائه می دهند. این رویکرد نه تنها به حفظ آزادی های فرهنگی احترام می گذارد، بلکه از طریق هدایت و نظارت هوشمندانه، فرهنگ را در مسیر اهداف نظام اسلامی قرار می دهد.
مطالعه تطبیقی انگاره الهیات تمدنی در رویکرد و اسناد راهبردی کلان در ایران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۶
497 - 536
حوزههای تخصصی:
تغییر نظم و بنیان دینی جامعه ایران در پی انقلاب اسلامی به تدریج سبب شکل گیری الهیات تمدنی برای نیل به تمدن نوین اسلامی شد. پیش از انقلاب، الهیات تمدنی که مدون و صورت بندی شده نبود، به صورت ملی گرایی افراطی، باستان گرایی، وارداتی، سکولار و غرب محور فهم می شد. این مقاله مترصد واکاوی انگاره الهیات تمدنی است که در رویکرد و اسناد برنامه های راهبردی پیش و پس از انقلاب اسلامی خود را نشان می دهد. بر این اساس، رویکرد نظری مقاله مستخرج از مبانی بومی و اسلامی است. نویسنده با استفاده از روش پژوهش اسنادی و سندپژوهی و با استفاده از روش نمونه گیری تمام شماری و سپس هدفمند، به تحلیل 37 سند راهبردی پرداخته است و گزاره های معطوف به الهیات تمدنی در آنها را تحلیل کرده است. درمجموع، یافته ها حول دو محور ارائه شده اند: 1- بررسی تجربی در لایه توصیفی شامل تحلیل گزاره های اسناد برنامه های راهبردی (چرخش از الهیات انفعالی سکولار به الهیات متعالیِ سازنده)؛ 2- بررسی نظری معرفتی در لایه تحلیلی. در پایان، نتیجه گیری بر اساس ظرفیت رویکرد تمدن باورانه پس از انقلاب اسلامی (بررسی ادوار دولت ها) انجام شده است.
نقش آزار در کودکی، سلامت اجتماعی بر پدیده قلدری در بین زندانیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی کاربردی سال ۳۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۹۹)
83 - 104
قلدری پدیده ای نسبتاً شایع در میان زندانیان است که می تواند عواقب کوتاه مدت و بلندمدت نامطلوبی برای افراد قلدر و قربانی در پی داشته باشد؛ بنابراین، شناسایی عوامل زمینه ساز آن از اهمیت ویژِه ای برخوردار است؛ در همین راستا، پژوهش حاضر رابطه آزار در کودکی بر سلامت اجتماعی و قلدری را در دو زندان شیراز و یزد بررسی کرده است. روش تحقیق حاضر از نوع پیمایشی و جامعه آماری را زندانیان مرد و زن زندان های مرکزی شهر یزد و شیراز تشکیل داده است. به دلیل محدودبودن تعداد زندانیان در این دو زندان مطالعه به صورت تمام شماری با تعداد350 نفر بررسی شدند. داده های تحقیق از طریق پرسش نامه سلامت اجتماعی کییز، ترومای کودکی، قلدری اولوئوس جمع آوری شد. یافته ها نشان داد که بین متغیرهای آزار کودکی، سلامت اجتماعی با قلدری رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد. نتایج تحقیق نشان داد که افزایش آزار کودکی تأثیر درخور توجهی بر قلدری دارد و زندانیانی که رفتارهای قلدرمابانه بیشتری در زندان از خود بروز می دهند، در کودکی آزار بیشتری را تجربه کرده اند و آزار کودکانه، سلامت اجتماعی آنان را نیز متأثر کرده است. این نتایج، نیاز به مداخلات حمایتی و درمانی را می طلبد تا اعمال خشونت های فردی و اجتماعی تعدیل شوند.
بررسی دیدگاه مردم نسبت به دلایل توسعه نیافتگی شهر سرمست
منبع:
زیست سیاست و توسعه دوره اول تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
33 - 44
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به اهمیت شهرهای کوچک در پیشرفت اقتصادی و تمرکززدایی و جلوگیری از روانه شدن مردم به سمت شهرهای بزرگ، و چالش های متعاقب آن، شهر سرمست بعنوان یکی از شهرهای کوچک ایران مورد برسی قرار گرفته تا دلایل عدم توسعه آن از نگاه مردم واکاوی شود. شهر سرمست به عنوان یکی از شهرهای کوچک در استان کرمانشاه در سال 1333 شکل گرفته است و یگانه مسیر ارتباطی بین شهرهای گیلان غرب به اسلام آباد غرب و کرمانشاه بوده و از سال 1379 از دهستان تبدیل به شهر شده است. این شهر مرکز بخش گواور شهرستان گیلان غرب در استان کرمانشاه است. بخش گواور دارای 16333 نفر جمعیت و 64 روستا است. شهر سرمست در سرشماری سال 1395، 2913 نفر جمعیت داشته است. با توجه به موقعیت جغرافیایی، ارتباطی شهر سرمست و همچنین مسیر سرریز جمعیتی 64 روستای بخش گواور، به لحاظ کمی و کیفی توسعه پیدا نکرده است. این شهر یکی از مسیرهای حرکت زوار عتبات عالیات است و دارای محصولات کشاورزی دیم با کیفیت است. حال، سؤال اصلی این پژوهش این است که چه عواملی باعث شده است که این شهر از پیشرفت شهرنشینی و جمعیت شهری متناسب برخوردار نباشد؟ هدف از این مطالعه بررسی عوامل جغرافیایی، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی تأثیر گذار بر توسعه نیافتگی شهر سرمست از نگاه مردم بوده است.روش: این مطالعه از نظر روش جزو مطالعات کیفی است. جامعه هدف مردم شهر سرمست بوده اند که تجربه زندگی در شهر سرمست داشته اند. در بخش مصاحبه ها با توجه به روش نمونه گیری نظری با 12 نفر مصاحبه های عمیق انجام شد. میانگین سنی افراد مورد مطالعه، 37 سال بود (27 تا 60 ساله). به دلیل اهمیت تجربه زیسته افراد، سعی شده است در جمع آوری اطلاعات افرادی انتخاب شوند که به لحاظ سنی، تحصیلی و شغلی متفاوت باشند. تحلیل اطلاعات بدست آمده از روش تحلیل مضمون و با استفاده از نرم افزار مکس کیودا بوده است. جهت اعتباربخشی به یافته های پژوهش بعد از کدگذاری اولیه، متن مصاحبه و کدها به مصاحبه شونده ها نشان داده شد و بعد از تأیید متن مصاحبه ها، روند کدگذاری و مقوله سازی توسط داوران که اساتید راهنما و مشاور پایان نامه بوده اند مورد بازبینی و تأیید قرار گرفته است.یافته ها: از نظر مردم دلایل عدم توسعه شهر سرمست در حوزه اقتصادی شامل مقوله های زیرساخت اقتصادی ضعیف، ضعف اقتصادی مردم، کشاورزی سنتی و عدم وجود صنایع فرآوری و گرانی زمین تأثیر قابل توجهی روی عدم توسعه شهر سرمست داشتند. در بخش گواور شرکت های اقتصادی در سطح خرد که فرآوری محصولات کشاورزی داشته باشند شکل نگرفته است. شهر سرمست از لحاظ اقتصادی فاقد امکاناتی است که بتواند مردم را به سمت خود بکشاند و تنها دارای یک بازار بومی است و بیشتر مردم برای تأمین نیازها و مایحتاج روزانه خود به دلیل صرفه اقتصادی و پایین بودن قیمت کالاها به شهر اسلام آبادغرب مراجعه می کنند که این کار تمرکز اقتصادی را از شهر سرمست کم می کند. دلایل اجتماعی از نظر مردم شامل مهاجرپذیری کم، ساختار سنی پیر و زنانه و خاص بودگی مذهبی و قومی یوده است. جمعیتی که ابتدا در سرمست ساکن شده اند از ترکیب طایفه ای و مذهبی متنوع منطقه گواور ساکن نشده اند بلکه بیشتر طایفه خاصی آنجا ساکن شده اند و جمعیت مناطق دیگر به خاطر تفاوت مذهبی و قومی به سرمست مهاجرت نمی کنند و همین عامل در کاهش مهاجرپذیری سرمست نقش داشته است. مردم مناطق حیدریه از بخش گواور، اهل حق هستند و ترجیح می دهند که در مناطق خود ساکن شوند و در مناطق شیعه نشین ساکن نباشند، به همین دلیل از روستاهای خود مهاجرت نمی کنند یا اگر مهاجرت نمایند به شهر کرمانشاه مهاجرت می کنند. از نظر مردم دلایل سیاسی عدم توسعه شهر سرمست شامل فقدان مسئولین کارآمد و عدم اجرای قوانین و حمایت های سیاسی هستند. سرمست خیلی دیر تبدیل به شهر شده و هنوز هم تبدیل به شهرستان نشده است و از نظر مردم چنین دلایل سیاسی نقش مهمی در جذب منابع و توسعه شهر دارد. دلایل جغرافیایی و کالبدی عدم توسعه شهر سرمست از نظر مردم شامل کم آبی، محدودیت توسعه شهری، فاصله جغرافیایی، عدم استفاده از پتانسیل طبیعی و تغییر مسیر زوار کربلا بوده است. بی آبی و خشکسالی های پی درپی باعث نابودی سفره های آب زیرزمینی شده است و این معضل دامن گیر شهر شده است. شهر سرمست در فضایی مستقر است که زمین های حاصلخیز کشاورزی دارد و اطراف آن را زمین های کشاورزی احاطه کرده است و تغییر کاربری آن به سختی صورت می گیرد. همچنین در این شهر برای سالیان زیادی، مسیر زوار کربلا بود که می توانست باعث رونق و توسعه اقتصادی شهر باشد اما از زمانی که مسیر زوار از اسلام آباد – سرمست- ایوان –ایلام و مهران به اسلام آباد- سرابله- ایلام و مهران تغییر یافت از رونق شهر به میزان زیادی کاسته شد.نتیجه: از نگاه مردم هر کدام از عوامل جغرافیایی، اقتصادی و زیربنایی، اجتماعی، سیاسی و مدیریتی در عدم توسعه شهر سرمست نقش داشته اند و در مورد عوامل اصلی توسعه نیافتگی شهرهای کوچک با توجه به مبانی نظری و پیشینه های تجربی پژوهش، معمولاً عوامل اقتصادی و سیاسی و مدیریتی نقش مهمتری داشته اند اما برای شهر سرمست علاوه بر موارد فوق به نظر می رسد عامل جغرافیایی و عدم تنوع قومی و مذهبی در شهر سرمست نیز مهم باشد روند شهری شدن مناطق روستایی در ایران نتیجه سیاست های نامناسب توزیع بودجه است که تا زمانی منطقه ای به شهر تبدیل نشود از برخی منابع مالی و اقتصادی، سیاسی و ... محروم می شود و نتیجه ساختمند شدن چنین واقعیتی در فضای سیاسی مردم و همچنین حاکمیت، مطالبه ساکنان روستاهای بزرگ تبدیل منطقه آنها به شهر است که بعد از چندین دهه نه تنها روح اجتماعی شهر بر آن حاکم نمی شود بلکه از فضای زندگی و شیوه معیشت روستایی نیز فاصله گرفته و به برزخی برای ساکنان تبدیل می شود که سرمست نمونه چنین سیاستی است. پس لازم است در نظام توزیع منابع و مزایایی دولتی که به تبدیل شدن مناطق روستایی به شهر کمک کرده است بازنگری صورت گیرد. مشکل کمبود آب هم برای ساکنان شهر سرمست و هم زمین های کشاورزی جدی است و برای نگهداشت جمعیت موجود لازم است که جزو سامانه سردسیری استان کرمانشاه قلمداد شود. در آن صورت با وضعیت جوی فصل تابستان منطقه گواور، امکان فعال شدن پتانسیل گردشگری وجود داشته و این به توسعه شهر سرمست کمک خواهد کرد.
بررسی تطبیقی-کمی عوامل مؤثر بر آغاز جنگ مدنی در جوامع(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی نهادهای اجتماعی دوره ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۵
113 - 153
حوزههای تخصصی:
اهداف: جنگ مدنی، به مثابه یکی از صورت های تضادهای درون کشوری، همواره محمل بررسی های علمی و تجربی بوده است. عطف به پرپیامدی جنگ مدنی برای ابعاد گوناگون حیات جامعه، هدف پژوهش حاضر، بررسی عوامل مؤثر بر آغاز جنگ مدنی در جوامع بوده است. روش مطالعه: روش پژوهش حاضر، رگرسیون لجستیک مبتنی بر داده های پانلی، با مدل اثرات تصادفی، مشتمل بر 3802 کشور-سال و در بازه زمانی 1973 تا 2005 بوده است. یافته ها: یافته ها نشان داده است که اندازه جمعیت جوامع، تأثیر مثبت و معنی داری بر خطر آغاز جنگ مدنی متعاقب جوامع دارد. تغییر اندازه جمعیت از کمترین میزان آن به بیشترین میزان آن در نمونه، احتمال پیش بینی شده درون نمونه ای آغاز جنگ مدنی را از 12% به 48% افزایش می دهد. همچنین، افزایش سطح رشد اقتصادی پیشین جوامع، اثر کاهنده ای را بر خطر آغاز جنگ مدنی متعاقب در جوامع نشان می دهد. همچنین، یافته ها نشان داد که شبه دموکراسی ها، یا آنوکراسی ها، در مقایسه با دموکراسی ها یا دیکتاتوری های تمام عیار، بیشتر در معرض آغاز جنگ مدنی هستند. همچنین، وضعیت تنوع فرهنگی پیشین در جوامع، تأثیر مثبتی بر احتمال آغاز جنگ مدنی متعاقب در جوامع دارد. نتیجه-گیری: یافته های پژوهش، همخوان با ادبیات شکل گرفته در حوزه جنگ مدنی، بر نقش کلیدی ابعاد اجتماعی و فرهنگی (وجوه نرم) و نیز ابعاد اقتصادی و سیاسی (وجوه سخت)، در شکل دهی احتمال آغاز جنگ مدنی تأکید می ورزد. درنهایت اتخاذ یک استراتژی چندوجهی که هم زمان رشد اقتصادی را تسریع کند، نهادهای دموکراتیک را تقویت کند و توزیع متوازن منابع در میان جمعیت و گروه های متفاوت فرهنگی (قومی-مذهبی) را تضمین کند، برای کاهش مؤثر احتمال آغاز جنگ های مدنی در جوامع ضروری است.
ماهیت اخلاق در تعاملات رفتاری رسانه های نوین
منبع:
مطالعات دینی رسانه دوره ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۶
74 - 95
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش درصدد بررسی ماهیت اخلاق در تعاملات رفتاری رسانه های نوین بر اساس ماهیت ارتباطی آن هاست و بر نقش اخلاق در هدایت رفتار کاربران در فضای مجازی تأکید می کند.روش شناسی پژوهش : روش پژوهش این مقاله توصیفی-تحلیلی است و با استفاده از منابع اسنادی به تحلیل پدیده ها پرداخته است. همچنین رویکرد مقاله، ترکیبی از فرهنگ شناسی و رسانه شناسی است که به بررسی نقش اخلاق در تعاملات رفتاری در بستر رسانه های نوین می پردازد.یافته ها: یافته های مقاله نشان می دهد رسانه های نوین نقش مؤثری در شکل گیری و گسترش ارزش های اخلاقی دارند و با توجه به تغییر شکل تعاملات در فضای دیجیتال، مفاهیم سنتی مانند حریم خصوصی و مسئولیت پذیری نیاز به بازتعریف دارند. چالش هایی همچون انتشار اخبار جعلی، نقض حریم خصوصی و گمنامی کاربران، ضرورت توجه به اخلاق در رسانه ها را دوچندان کرده است. مقاله تأکید می کند که اخلاق رسانه ای باید با فرهنگ و باورهای دینی هر جامعه هماهنگ باشد و برای تقویت آن، آموزش سواد رسانه ای، تدوین منشورهای اخلاقی و ارتقای تفکر انتقادی ضروری است.بحث و نتیجه گیری: نتیجه گیری مقاله بیان می کند که با توجه به گسترش تعاملات در فضای دیجیتال و چالش های اخلاقی ناشی از آن، تدوین منشور اخلاقی یکپارچه بر پایه ارزش های فرهنگی و دینی ضروری است. همچنین نقش آموزش های اخلاقی و رسانه ای در توانمندسازی کاربران برای تصمیم گیری درست و مسئولانه در فضای مجازی حیاتی است. تقویت اخلاق در رسانه ها مستلزم همکاری میان نهادهای آموزشی، رسانه ای و فناوری برای ایجاد فضای دیجیتال سالم، امن و فرهنگی است.
مدل سازی عوامل فرهنگی موثر بر افزایش قابلیت های پویایی پلتفرم های داخلی (چشم انداز و فرصت های آینده)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال ۲۶ بهار ۱۴۰۴شماره ۶۹
123 - 145
حوزههای تخصصی:
شناسایی عوامل فرهنگی مؤثر برافزایش قابلیت های پویایی پلتفرم های داخلی به مطالعه و تحلیل عاملی اشاره دارد که تأثیر بزرگی در افزایش قابلیت های پویایی و توانمندی های پلتفرم های داخلی دارد. ازاین رو این تحقیق از با ماهیت اکتشافی به روش کیفی درصدد مدل سازی عوامل فرهنگی مؤثر بر افزایش قابلیت های پویایی پلتفرم های داخلی (چشم انداز و فرصت های آینده) است. جامعه آماری 30 نفر از کارشناسان و صاحب نظران حوزه تولید محتوا و توسعه دهنده های پلتفرم های تعاملی و رسانه های اجتماعی بودند؛ که محقق در نفر 15 ام به اشباع نظری رسید. پس از تحلیل محتوای داده ها، سه مؤلفه اصلی و زیر مؤلفه های تأثیرگذار بر افزایش قابلیت های پویایی پلتفرم های داخلی مشخص شد: 1. مؤلفه سیاست گذاری کلان فرهنگی شامل؛ فرهنگ کارآفرینی، فرهنگ استفاده از فناوری، فرهنگ همکاری بین بخشی، فرهنگ آموزش و یادگیری و فرهنگ حمایت از نوآوری و 2. مؤلفه خرد یا عمومی فرهنگی شامل؛ فرهنگ مشارکت اجتماعی در رسانه بومی، ترویج و تقویت فرهنگ ملی، فرهنگ هویت بخشی مخاطب، فرهنگ حفظ حریم خصوصی، فرهنگ نوآور بودن مخاطبان و 3. مؤلفه فرهنگ رسانه ای، شامل: فرهنگ تنوع و کیفیت بالای تولید محتوا، فرهنگ هم گرایی رسانه ای، فرهنگ تعاملی بودن و احترام به سلیقه مخاطبان، فرهنگ رشد هویت برند، فرهنگ توسعه قابلیت های پلتفرم، فرهنگ تمرکز بر امنیت و اعتماد کاربران، فرهنگ به روزرسانی و ارتقاء پلتفرم ها در سطح حرفه ای.
ارتباطات مشارکتی، شاخص های حکمرانی مطلوب و عوامل موثر بر تاب آوری در بحران؛ مطالعه موردی سیل لرستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۸
11 - 47
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی شاخص های حکمرانی مطلوب از نگاه کمیسیون اقتصادی، اجتماعی آسیا و اقیانوس آرام و عوامل موثر بر تاب آوری در زمان بحران است. بستر مطالعاتی این تحقیق، مطالعه موردی سیل لرستان است که در فروردین سال ۱۳۹۸رخ داد. این پژوهش ضمن بررسی نظری ارتباطات مشارکتی و مرور مفهومی مدل های تاب آوری به شاخص های حکمرانی مطلوب و نقش آنها در تاب آوری می پردازد. روش انجام این پژوهش کیفی است. برای تحقق اهداف پژوهش، پنج گروه کانونی براساس جنسیت، سن، محل سکونت، شغل و گروه های آسیب پذیر و متشکل از افراد سیل زده استان لرستان تشکیل شد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که میزان تاب آوری جامعه با تصمیمات کارآمد، مسئولیت پذیری و پاسخگویی دقیق و شفاف افزایش پیدا می کند. ارتباطات مشارکتی به عنوان ارتباطاتی پویا و افقی در خدمت حل بحران بود اما کم توجهی به ظرفیت رسانه ها در آگاهی بخشی، ضعف ارتباطات بحران از سوی نهادهای رسمی، بی اعتمادی پیشین مردم به نهادهای دولتی و ضعف مولفه ها و شاخص های حکمرانی پیش از وقوع بحران، تاثیر بدی بر میزان تاب آوری مردم این مناطق داشته است. این موضوع پس از رخداد سیل نیز به دلیل عدم پاسخگویی و نبود شفافیت و دلایل دیگر تشدید شده است.
تحلیل راهبردی نقش هیأت های مذهبی در امنیت فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی پلیس سال ۱۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۴۴)
31 - 43
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش هیأت های مذهبی به عنوان یکی از زیرساخت های هویتی-امنیتی در تقویت امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران، از رویکرد تحلیل مضمون بهره گرفته است. در این مطالعه، داده های به دست آمده از مصاحبه ها و مشاهدات، با استفاده از فرایند استخراج مضامین از پایین به بالا مورد بررسی قرار گرفتند. این فرایند در چهار مرحله اصلی شامل رمزگذاری اولیه، تشکیل مضامین پایه، استخراج مضامین سازمان دهنده و تعیین مضامین فراگیر بر مبنای سه سطح فردی، اجتماعی و ملی اجرا شد. در سطح فردی، هیأت های مذهبی به عنوان کارگاه تربیت نیروی انسانی متعهد، از طریق تقویت تاب آوری اخلاقی-امنیتی، معرفی الگوهای دینی انقلابی و آموزش مفاهیم جهادی، نقش اساسی در ایجاد «سربازان نامرئی» ایفا می کنند. در سطح اجتماعی، ایجاد شبکه های امنیتی مردمی از طریق آیین های جمعی، رویدادهای روضه خوانی و تعامل میان نسل ها، موجب تقویت سرمایه اجتماعی و انسجام جمعی می شود. از سوی دیگر، در سطح ملی، فعالیت های فرهنگی-امنیتی هیأت ها در تولید گفتمان مقاومت و دفاع از ارزش های ملی، به تثبیت هویت فرهنگی کشور و تقویت اقتدار ملی دامن می زند. یافته های پژوهش نشان می دهد که تعامل و هم بستگی بین سطوح فردی، اجتماعی و ملی، چرخه ای هم افزا ایجاد می کند. این تجربه نظری و عملی به کاهش هزینه های امنیتی نظام و ایجاد پدافندی غیر عامل در برابر تهدیدات نرم و جدید منجر می شود. پژوهش حاضر با ارائه «مدل چرخه هم افزای امنیتی-هویتی»، خلأ نظری موجود را در مطالعات پیشین که غالباً به جنبه های تکی و فراگیر نمی پرداختند، برطرف ساخته و راهکارهایی جهت یک پارچه سازی ارزش های دینی و راهبردهای امنیت ملی ارائه می کند.
بررسی جامعه شناختی نقش واسطه ای پاسخگویی سازمانی در رابطه بین آنومی اجتماعی و اعتماد نهادی (مورد مطالعه: شهروندان 18تا 65 سال شهرستان شوشتر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (فردوسی مشهد) سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
221 - 254
حوزههای تخصصی:
در هر جامعه اعتماد مقدمه همکاری است. اعتماد به نهادها و سازمان ها به عنوان یکی از مؤلفه های مهم سرمایه اجتماعی نقش کلیدی در تنظیم شبکه ارتباطات اجتماعی، انسجام اجتماعی، ترویج فرهنگ مشارکت و توسعه همه جانبه جوامع دارد. مفهوم یاد شده متأثر از عوامل مختلفی است. این پژوهش به بررسی نقش واسطه ای پاسخگویی سازمانی در رابطه بین آنومی اجتماعی و اعتماد نهادی در میان شهروندان ۱۸ تا ۶۵ سال شهرستان شوشتر پرداخته است. این مطالعه به روش پیمایشی و با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای بر روی ۳۸۳ نفر از شهروندان انجام شده است. در تحقیق حاضر برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران و برای سنجش سازه های آنومی اجتماعی و اعتماد نهادی از پرسش نامه محقق ساخته و برای اندازه گیری سازه پاسخ گویی سازمانی از پرسش نامه استاندارد بوونز[1] (2005) استفاده شد. در این پژوهش داده های تحقیق با استفاده از نرم افزارهای SPSS22 , AMOS تحلیل شدند. یافته های توصیفی تحقیق حاضر نشان می دهد که میانگین اعتماد نهادی در نمونه مورد بررسی پایین تر از مقدار متوسط است. نتایج پژوهش نشان می دهد که آنومی اجتماعی رابطه ای معکوس و معنی دار با اعتماد نهادی دارد؛ به طوری که با افزایش آنومی اجتماعی، اعتماد نهادی کاهش می یابد. همچنین، بین پاسخگویی سازمانی و اعتماد نهادی رابطه معنی دار ملاحظه شد. نتایج تحلیل مسیر نشان داد که متغیرهای وارد شده در مدل، ۶۴ درصد از واریانس اعتماد نهادی را تبیین می کنند. براساس یافته های تحقیق می توان گفت که در مقایسه با سایر متغیرهای وارد شده در مدل، سازه پاسخ گویی سازمانی نقش مهمی در اعتماد نهادی شهروندان شوشتری دارد. Bovens
دیرینه شناسی گفتمان فروپاشی ساسانیان (تقابل نظم های گفتاری در گذار از ایران باستان به عصر پس از حمله اعراب)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی تاریخی سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
269-297
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر، بر پایه چهارچوب نظری کتاب «نظم گفتار» فوکو، به «دیرینه شناسی گفتمان فروپاشی ساسانیان» می پردازد. پرسش محوری، نه واکاوی علل تاریخی این سقوط یا نتایج و پیامدهای آن، بلکه بررسی چگونگی شکل گیری و تقابل «نظم های گفتاری» متفاوت درباره خود این رویداد و نقش این تقابل در بازتعریف هویت ایرانی در دوران معاصر است. یافته ها حکایت از آن دارد که پرسش فراگیر «چرا ساسانیان سقوط کردند؟» خود، یک «گزاره گفتمانی» است که در میدان گفتمان باستان گرایانه و در چهارچوب «ارادت به حقیقتی» خاص عمل می کند. این گفتمان مسلط، با ریشه دوانیدن در گفتار سوژه های خود و با به کاربستن «دستگاه های طرد» (از قبیل منع موضوع، بخش بندی دیوانگی و ارادت به حقیقت)، روایتی هژمونیک مبتنی بر دوگانه «شکوه پیشااسلامی/تباهی پساعربی» را طبیعی سازی کرده و عناصر پیوستگی و تعامل را به صورتی نظام مند محو می سازد. در مقابل، یک «گفتمان مقاومت» (با نمایندگانی چون مطهری، مسکوب و اسلامی ندوشن) با بازگرداندن عناصر طردشده (همچون تداوم نهادی، مقاومت فرهنگی و نقش زبان فارسی)، این نظم گفتاری را به چالش می طلبد. شاهنامه فردوسی، نه در مقام متنی صرفاً ادبی، بلکه به مثابه یک «رویداد گفتاری» بنیادین و الگویی برای «تاب آوری هویتی» عمل می کند که با آفرینش یک «امپراتوری فرهنگی»، امکان گذار از تقابل به تلفیقی خلاقانه را فراهم می سازد. در نتیجه، تاب آوری هویت ایرانی در گرو «گشودگی گفتمانی» و توانایی بازتعریف خویش از رهگذر مفصل بندی نوین عناصر فرهنگی، به جای انجماد در روایت های هژمونیک مبتنی بر حسرت تاریخی و تقابل است. دست آخر، این نوشتار می کوشد تا با ایجاد «گسستی معرفت شناختی» و عبور از تاریخ نگاری علّی-سنتی، سهم اندکِ خود را در گشودن عرصه ای برای تحلیل قدرت و مقاومت در مطالعات مربوط به فروپاشی امپراتوری ساسانی و بازتعریف هویت ایرانی ایفا کند.
فرهنگ دانشگاهی و تغییرات دین داری دانشجویان؛ یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات فرهنگی ایران سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۷۰)
147 - 186
حوزههای تخصصی:
پژوهش های تجربی حاکی از تأثیر فرهنگ دانشگاهی بر دین داری دانشجویان است، امّا برای فهم عمیق تر این پدیده، که لازمیه تصمیم گیری های فرهنگی-اجتماعی است، ضروری است که شناختی دقیق از سازوکارها و فرایندهایی که این تأثیرگذاری از طریق آن ها شکل می گیرد، حاصل شود. پژوهش حاضر تلاش می کند که با استفاده از روش «مبنایی»، از طریق مصاحبه «نیمه ساختاریافته» با 16 نفر از دانشجویان که تغییرات عمده ای را در دین داری خود در طول تحصیل در دانشگاه احساس می کردند، سازوکارها و فرایندهای اصلی تأثیرگذاری فرهنگ دانشگاهی در تغییرات دین داری دانشجویان را مورد شناسایی و تحلیل قرار دهد. از تجزیه و تحلیل مصاحبه ها 12 مقوله اصلی همچون «تکثر دیدگاه ها و سبک های زندگی متفاوت»، «فرهنگ آموزشی» و «جاذبه و دافعه دین داران» که هر یک شامل مفاهیم مختلفی هستند، به دست آمد و بر مبنای آن ها گزاره نظری هسته ایِ «فرهنگ دانشگاهی دوسویه» صورت بندی شد. این نتایج در قالب پارادایم کدگذاری اشتراوس-کوربین سامان دهی و بر مبنای آن مدلی برای فرایندها و سازوکارهای منجر به تغییرات دین داری تحت تأثیر فرهنگ دانشگاهی ارائه شد. بر اساس گزاره نظری محوری، تأثیر فرهنگ دانشگاهی بر دین داری دانشجویان نه امری یک سویه، پیوسته و خطی بلکه دوسویه و پویا است یعنی فرهنگ دانشگاهی بسته به شرایط و موقعیت های اجتماعی می تواند به افزایش و کاهش دین داری دانشجویان منجر شود. در این راستا می توان وضعیت دین داری دانشجویان را یک برساخته اجتماعی دانست، بدین معنا که تغییرات صورت گرفته در دین داری دانشجویان بیش از آنکه حاصل استدلال های فلسفی و الهیاتیِ منطقی و عقلانی دانشجویان باشد، حاصل فرایند معاشرت های اجتماعی در انجمن های علمی، خوابگاه های دانشجویی و تشکل های دانشجویی است.
تعامل هیبریدی بین انسان و ربات های گفت و گو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی ماهیت سیستم های هوش مصنوعی هیبریدی، بر مبنای تمرکز بر ربات های گفت وگوی هیبریدی و تعامل هیبریدی بین انسان و ربات گفت وگو است. روش: به منظور آشنایی با این پدیده تلفیقی با استفاده از رویکرد تحلیل مضمون استنباطی به تحلیل اطلاعات پرداخته شد. یافته ها: با توجه به نتایج تحقیق در آینده شاهد تعامل هیبریدی انسان و هوش مصنوعی(ماشین) و ارتقا و بهینه سازی این الگوی تعاملی بر مبنای ارتباط مؤثر بر پایه هویت مشترک خواهیم بود. بلوغ ایجادشده در هوش مصنوعی و پذیرش فناوری آن به همراه کاربردهایش از سمت کاربران چرخه متقاعدکننده ای از فناوری همزیست از نوع همکاری، آگاهی مشترک و تصمیم گیری انسانی را نشان می دهد. در آخرین به روزرسانی ربات گفت وگو در قامت ربات های گفت وگوی هیبریدی به واسطه تقویت تعامل متقابل با کاربر انسانی بر مبنای جمع دو رویکرد انسانی و الگوریتمی به منظور هم افزایی نقاط قوت در ربات های هوش مصنوعی طراحی شده اند. ایجاد یک گفت وگوی یکپارچه، طبیعی با پاسخ های دقیق، سریع و قابل انطباق با حفظ و تداوم گفت وگو بر مبنای تاریخچه گفت وگو، از اعتبار، اطمینان و پیش بینی بیشتری بهره مند می شود و درک معنایی و ارزیابی پویا (خودکار) در این ربات ها، تعاملی کامل تر را به ارمغان می آورد و بازنمایی دیجیتالی انسان، منسجم و طبیعی تر نزدیک به گفت وگوی پایدار و همدلانه انسانی را سبب می شود و باعث پذیرش آنها به عنوان عضوی از اعضای جامعه خواهیم بود.
تحلیل تطبیقی- کیفی تعیین کننده های فساد در سطح کلان(مقاله علمی وزارت علوم)
این مطالعه با اتخاذ رویکردی موردمحور، در صدد است به کشف مسیرهای علّی موجد فساد دست یابد. روش مطالعه تطبیقی- کیفی بوده و از منطق فازی بهره گرفته شد. در این پژوهش که برای ۱۳۶ کشور درحال توسعه انجام گرفت، از داده های معتبر در بازه زمانی ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۱ استفاده شد. رابطه شروط نظری با نتیجه به صورت منفرد نشان داد که نابرابری، فقدان رفاه اقتصادی، بی ثباتی مالی، نقض حق مالکیت و عدم ادغام در نظام جهانی هرکدام به تنهایی شروط کافی وقوع فساد هستند. فقدان شروط استقلال قضایی، ثبات سیاسی، نظام جزبی و سرمایه اجتماعی به تنهایی نه شرط لازم و نه کافی وقوع نتیجه اند؛ اما مخرج مشترک مسیرهای علّی احصاشده نشانگر آن است که فساد در کشورهایی زیاد است که فاقد دستگاه قضایی مستقل بوده و درگیر تضاد و تنش های سیاسی هستند. نتایج مطالعه برای کشورهای درحال توسعه با فساد پایین نیز به طور معکوس صادق است. در این میان، کشورهای عربی موارد خاص هستند. این کشورها با اینکه وضعیت مطلوبی در متغیرهای سیاسی و اجتماعی ندارند، به دلیل توسعه اقتصادی و ورود به نظام جهانی، توانسته اند تا حدی در کنترل فساد موفق عمل کنند.