فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۴۱ تا ۲۶۰ مورد از کل ۲٬۱۲۸ مورد.
منبع:
پژوهش های رهبری آموزشی سال ۷ بهار ۱۴۰۲ شماره ۲۵
7 - 45
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی تسهیل فرآیند یاددهی-یادگیری بر اساس تجارب مدیران زن مدارس ابتدایی است. به منظور نیل به این هدف از رویکرد کیفی و روش داده بنیاد استفاده شده است. جامعه پژوهش شامل مدیران زن مدارس ابتدایی شهرستان ایذه به تعداد 39 نفر بود. نمونه گیری به روش گلوله برفی تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت و درنهایت با 12 نفر از مدیران زن مدارس ابتدایی شهرستان ایذه مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد و سپس اطلاعات گردآوری شده در مصاحبه ها با استفاده از سه مرحله اصلی کدگذاری داده ها (باز، محوری و انتخابی) تجزیه وتحلیل شدند. در مرحله اول کدگذاری باز 285 کد اولیه شناسایی شد که پس از حذف کدهای تکراری به 123 کد کاهش یافت. در مرحله کدگذاری محوری، از برقراری پیوند و ارتباط بین مفاهیم 21 مقوله به دست آمد سپس این مقوله ها در 6 طبقه اصلی (مقوله محوری، شرایط علی، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر، راهبردها و پیامدها) دسته بندی شدند و الگوی نهایی تسهیل فرآیند یاددهی-یادگیری حاصل شد. بر اساس نظریه حاصل شده از یافته های پژوهش شرایط علی و اثرگذار بر تسهیل فرایند یاددهی-یادگیری ، شرایط زمینه ای ، عوامل مداخله گر ، راهبردها و استراتژی ها و پیامد آنها بررسی و مدل نهایی ارائه شده است.
Examining the Important Values for Students’ Parents Regarding the Educational Services Received by Their Children(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
School Administration, Volume ۱۱, Issue ۳, Autumn ۲۰۲۳
68 - 80
حوزههای تخصصی:
The purpose of this article is identification of factors which have significant effects on the perceived value of educational services by students’ parents in Iran educational system. Furthermore, we explore the role these factor play on the evaluation of educational services by parents. The statistical population of this study includes the parents of students of all secondary private schools in Tehran at the year 2021 and 800 parents were selected using random sampling. The research tool is a questionnaire with 62 statements which were identified using interviews by experts. We collected 300 questionnaires after calculating validity and reliability. We used Principal Components Analysis (PCA) in order to extract factors with highest degree of determining power. Using four identified principal components, we run a linear regression for testing the significance of these factors. Our results show that all of four factors i.e. functional, social, emotional and epistemic value have significant impact on the perceived values by parents in Iran educational system.
Effective Accountability Model of Public School Principals(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
School Administration, Volume ۱۱, Issue ۴, Winter ۲۰۲۳
56 - 75
حوزههای تخصصی:
The study aimed to investigate effective accountability among public school administrators and identify a model for achieving it. A qualitative phenomenological research method was used, with an applied purpose. Data was collected through semi-structured interviews with 20 experts in the field of school principal accountability. Participants were selected using purpose-based sampling and saturation law principles. Qualitative data analysis involved three stages of open coding, axial coding, and selective coding, using stepwise methods and analytical techniques. Six inclusive themes emerged as constituting the effective response pattern of school administrators: financial dimension (major benefits, financial justification), moral dimension (moralism, education), cultural dimension (organizational culture, employee culture, culture society), administrative dimension (administrative structure, accountability process), strategic dimension (transformationism, responsive leadership), and educational dimension (organizational, individual). Overall, the study provides insight into how school administrators can be held accountable effectively.
تبیین عوامل مؤثر بر ارتقای کیفیت آموزش کارکنان شبکه های بهداشت و درمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: آموزش دادن به کارکنان باعث افزایش احساس رشد شغلی، کسب مهارت جدید و در نهایت افزایش رضایت شغلی و اعتماد به نفس می گردد. آموزش، ابزاری است که به وسیله فنون و روش های مختلف، مدیران را در اداره سازمان ها یاری می رساند. هدف از این مطالعه تبیین عوامل مؤثر بر ارتقای کیفیت آموزش کارکنان شبکه های بهداشت و درمان بود.
روش شناسی پژوهش: در این مطالعه از پاردایم کیفی و از روش تحلیل محتوا در سال 1399-1398 درشبکه بهداشت و درمان و آموزش پزشکی استان فارس استفاده گردید. جهت شناسایی مؤلفه های ارتقای کیفیت آموزش از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 12 نفر از خبرگان و کارشناسان بهداشت و درمان استفاده گردید. جهت جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختار یافته و از روش نمونه گیری هدفمند استفاده گردید. در تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده شد.
یافته ها: 8 طبقه و 28 زیرطبقه شامل عوامل محیطی-فرهنگی، عوامل اجتماعی، عوامل فردی، عوامل تکنولوژیکی، عوامل انگیزشی، عوامل بین المللی، عوامل آموزشی و عوامل درون سازمانی به دست آمد.
بحث و نتیجه گیری: شناخت عوامل موثر برارتقاء کیفیت آموزش کارکنان، درک بهتری از محیط کار آنان را برای برنامه ریزان آموزشی پدیدار می سازد. ارایه آموزش با کیفیت به کارکنان شبکه بهداشت سبب می شود تا اهداف و راهبردهای سازمانی بهتر شناخته شود و مسیر خدمت رسانی در جهت درست قرار گیرد. ارتقاء آموزش کارکنان شبکه بهداشت زمینه خدمات با کیفیت را جهت بیماران و ذی نفعان هموار می سازد.
راهکارهای تسهیل کننده فعالیت در پژوهش سراهای دانش آموزی؛ دیدگاه معلّمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های رهبری آموزشی سال ۷ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲۶
160 - 178
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارائه راهکارهای عملی به منظور تسهیل فعالیت های معلمان در پژوهش سراهای دانش آموزی استان سمنان انجام شده است. این مطالعه به روش آمیخته اکتشافی انجام شد و جامعه آماری آن معلّمان پژوهشگر استان سمنان در سال تحصیلی 1401-1400 بودند. بدین ترتیب حجم نمونه آماری در بخش کیفی به روش شبکه ای 35 نفر و در بخش کمّی به روش تصادفی طبقه ای 181 نفر تعیین شد و برای گردآوری داده ها نیز از مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقّق ساخته بسته پاسخ استفاده گردید. تحلیل داده های حاصل از مصاحبه با استفاده از روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی اشتراوس و کوربین انجام شد. در مرحله اول 619 کدباز موردتوافق قرار گرفت. در مرحله دوم 63 کد شناسایی شده در قالب 7 کد محوری خوشه بندی شدند. در مرحله پایانی کدِ انتخابی «راهکارهای تسهیل کننده مشارکت معلّمان در پژوهش سراهای دانش آموزی» شامل 3 مؤلفه «اقدامات مشارکت جویانه آموزش وپرورش»، «اقدامات مشارکت جویانه پژوهش سراها» و «اقدامات مشارکت جویانه مدارس» با 22 شاخص شناسایی گردید. تحلیل داده های پرسشنامه نیز درجه اهمیت هر یک از راهکارهای تسهیل کننده در این محورها را نشان می دهد.
بن بست های توسعه میدان ناوابسته مدیران آموزشی: درس آموخته های یک پژوهش ژرفانگر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برای آموزش و توسعه مدیران، کوشش ها و هزینه های زیادی می شود اما به دلایل متعدد که یکی از آنها، بی توجهی به ویژگی-های فرهنگ یا زمینه فرهنگی سازمان است، این کوشش ها به نتایج مورد انتظار منجر نمی شود. پژوهش حاضر با هدف شناسایی میدان-آموخته های توسعه مدیران آموزشی در انطباق با ویژگی غالب فرهنگی در مدارس، با رویکرد کیفی انجام شد. میدان تحقیق، مدارس متوسطه شمال غرب و جنوب شهر تهران و مشارکت کنندگان 20 تن از مدیران و معلمان این مدارس بود که منبع اصلی دستیابی به یافته ها با استفاده از مصاحبه های عمیق بودند. تجزیه و تحلیل داده ها براساس کدگذاری سه گانه باز، محوری و انتخابی انجام و اعتبارسنجی شد. در مجموع ویژگی فرهنگ وابسته میدان مطالعه در دو هیئت کلانِ «مشارکت جو» (دموکراتیک) و سلسله مراتبی یا «تفوق طلب» (بوروکراتیک) تشخیص داده شد. پس از تحلیل یافته ها از میدان آموخته های مبتنی بر محور پژوهش در میدانِ دارایِ غلبه ی دموکراتیک،20 تم، 46 مقوله و 102 مفهوم و در میدانِ دارایِ سلطه ی بوروکراتیک 12 تم، 27 مقوله و 70 مفهوم به دست آمد. یافته های کلی پژوهش نشان داد که: مدرسه بیش از پیش نیازمند فرهنگ یا زمینه مستعد برای گسترش نگاه دمکراتیک است که در آن، مشارکت با ذینفعان بیرونی دارای اهمیت فوق العاده اما در حالِ حاضر مغفول است، به طوری که دستاوردهای مفروضِ برآمده از آن می تواند ظرفیت های کم نظیری به جایگاه و عملِ مدیریت آموزشی بیفزاید. از سوی دیگر، میدانِ دارایِ غلبه ی نگاه بوروکراتیک، که در حد زیادی در میدان پژوهش رواج داشت، بستر تضعیف جایگاه مدیریت آموزشی را فراهم کرده است و به کاهش اعتماد بین معلمان، مدیران و دانش آموزان با هم و میان هم منجر شده است. غلبه زمینه دمکراتیک یا بوروکراتیک در برداشت و طرح توسعه مدیران آموزشی اثر دارد. یافته های بسیط این پژوهش در قالب درس آموخته هایی از هر یک از دو وضعیتی که در آن هیئت کلان مشارکت جو یا تفوق طلب در مدرسه وجود داشته است با تأکید بر اثری که بر توسعه مدیران آموزشی می گذارد تنظیم شده است.
طراحی و اعتبارسنجی الگوی تطبیقی تأثیر مدیریت منابع انسانی بر عملکرد سازمانی از دیدگاه مدیران و کارکنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: هدف از پژوهش حاضر طراحی و اعتبارسنجی الگوی تطبیقی تأثیر توسعه مدیریت منابع انسانی بر عملکرد سازمانی از دیدگاه مدیران و کارکنان با نقش میانجیگری فرهنگ سازمانی، تعهد سازمانی و حفظ کارکنان در دانشگاه های آزاد اسلامی استان فارس بود. روش شناسی: روش پژوهش از نظر هدف، کاربردی و ازنظر گردآوری داده ها، روش آمیخته اکتشافی بود. مشارکت کنندگان در این پژوهش در بخش کیفی شامل مدیران و کارکنان خبره دانشگاه های آزاد اسلامی استان فارس بود که از بین آن ها تعداد 10 نفر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. همچنین، در بخش کمی، جامعه آماری پژوهش شامل کلیه مدیران و کارکنان دانشگاه های آزاد اسلامی استان فارس بود که با استفاده از جدول مورگان و روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای با تخصیص متناسب تعداد 357 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. اطلاعات مورد نیاز در بخش کیفی برای طراحی الگوی پژوهش با مصاحبه باز نیمه ساختاریافته و در بخش کمی با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته که شامل 5 سازه (متغیر)، 21 بعد و 72 سؤال در قالب طیف لیکرت 5 تایی بود، جمع آوری شد. برای تعیین روایی و پایایی ابزار پرسشنامه مذکور به ترتیب از روش های روایی همگرا، ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی استفاده شد .یافته ها: نتایج آزمون معادلات ساختاری از دیدگاه مدیران نشان داد که دو متغیر فرهنگ سازمانی و تعهد سازمانی بر رابطه بین مدیریت منابع انسانی و عملکرد سازمان اثر میانجی و معنادار دارد اما حفظ کارکنان بر رابطه مذکور اثر میانجی ندارد. همچنین، مشخص شد که از دیدگاه کارکنان، هر سه متغیر فرهنگ سازمانی، تعهد سازمانی و حفظ کارکنان روی رابطه مدیریت منابع انسانی و عملکرد سازمانی از دیدگاه کارکنان اثر واسطه ای و معنادار دارد. نتیجه گیری: تطبیق دو مدل از دو دیدگاه حاکی از آن است که هم مدیران و هم کارکنان معتقدند که فرهنگ سازمانی و تعهد سازمانی رابطه بین مدیریت منابع انسانی و عملکرد سازمان را میانجیگری می کنند، اما حفظ کارکنان صرفاً از دیدگاه کارکنان می تواند رابطه بین مدیریت منابع انسانی و عملکرد سازمان را میانجیگری نماید.
طراحی الگوی برندسازی آموزشی با رویکرد ترکیبی (مورد مطالعه:آموزشگاه های فنی و حرفه ای شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: توجه به آموزش های فنی و حرفه ای و اصلاح آن به عنوان ابزاری کارآمد، برای تربیت و افزایش کارایی و بهره وری نیروی انسانی به منظور زمینه سازی برای اصلاحات اقتصادی، باید از اولویت های نخست اصلاح نظام آموزشی کشور باشد. هدف اصلی این پژوهش طراحی الگوی برندسازی آموزشی در آموزشگاه های فنی و حرفه ای شهر تهران بود.روش شناسی پژوهش: این پژوهش از دید روش ترکیبی (کیفی و کمی)، از منظر هدف کاربردی و به لحاظ شیوه گردآوری اطلاعات، پیمایشی بود و در دو مرحله انجام شد. در مرحله کیفی با 13 نفر از خبرگان آموزش که عمدتاً مدیران و معاونین مؤسسات آموزشی و اساتید خبره بودند، مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته صورت گرفت که حجم نمونه بر اساس نمونه گیری هدفمند نظری و رسیدن به اشباع نظری تعیین شد. از مدل تحلیل داده بنیاد برای تحلیل داده ها استفاده شد.یافته ها: مولفه ها در 15 مقوله اصلی و 25 مقوله فرعی و در 6 مولفه کلی شرایط علی،پدیده محوری، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر، راهبردها و پیامدها دسته بندی گردید. در مرحله دوم پژوهش پرسشنامه محقق ساخته توزیع گردید و برای تعیین میزان اهمیت نسبی متغیرهای الگو و تحلیل نتایج از روش های تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی و آزمون فریدمن استفاده شد.بحث و نتیجه گیری: رتبه بندی صورت گرفته در این پژوهش از عوامل مؤثر بر برندسازی آموزشی نشان می دهد راهبردها که شامل ارتباطات پایدار و بازاریابی رابطه مند،نوآوری تحول آفرین و بازاریابی رابطه ای است از بیشترین اهمیت برخوردار هست و عامل محیطی کلان دربرگیرند رشد فرهنگی جامعه و اعتبار بین المللی مدارک فنی و حرفه ای کمترین اهمیت را دارد.
واکاوی ابعاد و مؤلفه های پیامدهای تربیت معلم کارآفرینی؛ یک مطالعه آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر واکاوی ابعاد و مؤلفه های پیامدهای تربیت معلم کارآفرین با استفاده از روش آمیخته بود.روش شناسی پژوهش: روش اجرای این پروژه آمیخته اکتشافی بود که به صورت کیفی و کمی به بررسی و شناسایی ابعاد و مؤلفه های پیامد تربیت معلم کارآفرین در ایران پرداخت. جامعه آماری بخش کیفی 20 نفر از مدیران، استادان و صاحب نظران تربیت معلم و علوم تربیتی و کارآفرینی بود که داده های مربوط به مصاحبه نیمه ساختاریافته از آنان جمع آوری شد؛ سپس در بخش کمی از 149 نفر از مدیران و استادان تربیت معلم و کارآفرینی در دانشگاه های فرهنگیان و شهید رجایی، وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و وزارت آموزش وپرورش بودند که به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی برای جمع آوری اطلاعات مربوط به پرسشنامه های تحقیق انتخاب شدند. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات در بخش کیفی از روش کدگذاری و نرم افزار MAXQDA، و در بخش کمی به صورت معادلات ساختاری از نرم افزار SmartPLS استفاده شد.یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد ابعاد و مؤلفه های پیامد تربیت معلم کارآفرین در ایران شامل؛ دبیر کارآفرین (شایستگی و روحیه کارآفرینی، مهارت های معلمی و مهارت های تخصصی)، دانش آموز کارآفرین (دانش کارآفرینی و روحیه کارآفرینی) و مدرسه کارآفرین (فرهنگ کارآفرینی، رهبری آموزشی کارآفرینانه و ساختار کارآفرینانه) می باشند. مقدار ضریب آلفای کرونباخ 7/0، پایایی ترکیبی 7/0 و AVE، 5/0 بود لذا پایایی و روایی همگرا مورد تأیید قرار گرفت. روایی واگرای بر اساس روش فورنل و لارکر و معیار HTMT نیز تأیید شد. مقادیر T بیشتر از 96/1 بود، بنابراین فرضیه های پژوهش در سطح اطمینان 95/0 تأیید شد. معیارهای R2، Q2 و F2 برای متغیرهای وابسته قوی به دست آمد. مقدار 711/0 برای GOF نیز نشان از برازش مناسب مدل داشت.بحث و نتیجه گیری: بنابراین نتایج این پژوهش می تواند در زمینه سیاست گذاری، برنامه ریزی به منظور اجرای فرایند توسعه کارآفرینی در تربیت معلم مفید و مثمر ثمر باشد.
طراحی الگوی توسعه شایستگی پژوهشی معلمان دوره ابتدایی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی توسعه شایستگی پژوهشی معلمان آموزش و پرورش با محوریت شهر تهران انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده ها کیفی و کمی (روش آمیخته) بوده است.روش شناسی: جامعه پژوهش در بخش کیفی شامل کلیه متخصصان و اساتید حوزه علوم تربیتی و مدیران ارشد آموزش و پرورش تا اشباع نظری به تعداد 17 نفر و جامعه آماری بخش کمی جامعه بزرگ معلمان دوره ابتدایی شهر تهران در سال 1400 می باشد که به روش نمونه گیری خوشه ای تعداد 384 نفر بر اساس مناطق شمال، جنوب، شرق، غرب و مرکز انتخاب شده اند. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی فرم مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته بود که روایی و پایایی آن بدست آمد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی کدگذاری باز، محوری و انتخابی و در بخش کمی از آمار توصیفی، آمار استنباطی شامل آزمون های کلموگروف- اسمیرنف و تحلیل عامل تأییدی استفاده شده است.یافته ها: براساس مطالعات نظری انجام شده و دسته بندی نظرات در مرحله کیفی 133 شاخص شناسایی که پس از مصاحبه های نیمه ساختاریافته در مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی 6 بعد، 20 مؤلفه و 111 شاخص نهایی و سپس براساس آن ها، پرسشنامه پژوهش طراحی شده است.بحث و نتیجه گیری: پس از تحلیل نهایی، شش بعد شایستگی های ذهنی، شایستگی های شخصیتی، شایستگی های میان فردی، شایستگی های ارزشی- نگرشی، شایستگی های اخلاقی و شایستگی های حرفه ای- تخصصی و برخی از مؤلفه های آن شامل مهارت های ادراکی و تأملی، تصمیم گیری و حل مسئله، اعتماد به نفس، تعامل مؤثر، کار تیمی و شبکه سازی، تلاش و پشتکار، تقوا و بصیرت دینی، مدیریت و رهبری پژوهشی، مهارت های دانشی و ... شناسایی شده اند.
واکاوی و سنجش مؤلفه های آموزشی جهت اصلاح الگوی آموزش معماران به منظور بهینه سازی مصرف انرژی در طراحی معماری (نمونه مورد پژوهش: مهندسان معمار استان بوشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: صنعت ساختمان نقش بسزایی در استفاده بهینه از منابع انرژی دارد و واضح است آن چه در عرصه معماری رخ می دهد متأثر از شیوه آموزشی معماران بوده و آموزش اصولی در این حوزه می تواند منشاء حل بسیاری از معضلات زیست محیطی گردد. این پژوهش در پی یافتن مؤلفه های مؤثر بر اصلاح الگوی آموزش معماری با رویکرد بهینه سازی مصرف انرژیست.
روش شناسی پژوهش: با روش اسنادی دیدگاه های صاحبنظران بررسی و جهت استخراج مؤلفه های آموزشی از روش تحلیل محتوا استفاده گردید. مؤلفه های حاصل در اختیار ده نفر از اساتید معماری قرار گرفته و پس از اجماع نظر حول مؤلفه ها به روش دلفی، در قالب پرسشنامه ای که پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ تأئید گردید، در اختیار 82 نفر منتخب با استفاده از فرمول کوکران از 104 معمار پایه دو طراح استان بوشهر قرار گرفت. جهت تحلیل داده ها، توزیع فراوانی متغیرها با آزمون کولموگراف-اسمیرنوف بررسی و نرمال بودن متغیرها توسط آزمون شاپیرو-ویلکس ارزیابی و با توجه به توزیع نرمال متغیرها، از آزمون ناپارامتریک-ویلکاکسون یک نمونه ای استفاده و مؤلفه ها توسط آزمون فریدمن، رتبه بندی شدند.
یافته ها: کلیدی ترین مؤلفه های الگوی آموزش معماران با رویکرد بهینه سازی مصرف انرژی به ترتیب میزان توجه در سیستم آموزش فعلی، معرفت شناسی، اخلاق مداری، امور پژوهشی، کارگاه های عملی، الگوهای بنیادی، آینده نگری، عوامل محیطی، دانش بومی، روزآمدی، شناخت و بازیافت مصالح، بررسی مصادیق می باشد. بدیهی ست امتیاز پایین تر بمنزله الویت بیشتر جهت گنجاندن مؤلفه مربوطه در الگوی آموزشی پیشنهادی می باشد.
بحث و نتیجه گیری: در تدوین الگوی آموزش معماری جهت بهینه سازی مصرف انرژی، علاوه بر آموزش مباحث تئوریک، بایستی مؤلفه های معرفت شناسی، اخلاق مداری، امور پژوهشی، کارگاه های عملی، الگوهای بنیادی و آینده نگری نیز مدنظر باشند.
Challenges of transformational leaders: a narrative approach(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The present research was conducted with the aim of expressing the challenges of transformational leaders in schools.Method: The approach of the current research is qualitative and the strategy used is narrative research.The researched population was all school principals of Kermanshah city.Sampling was purposeful and 13 people were studied until reaching theoretical saturation. Data collection was semi-structured interview and document review. Validation in the present research was examined and confirmed based on the process of verifiability, transferability, believability and reliability.Findings: The analysis showed that the challenges of transformational leaders in schools include different aspects. The participants reflected the challenges in the form of challenges of different definitions and perceptions, the need for capabilities and competences, and finally structural challenges, and these results were drawn in three graphs. Challenges related to the definition and characteristics include the following: common goals, planning, creating a professional work team, creating change and transformation and inspiring employees. In the challenges related to the necessary competencies of transformational leaders, we also found five main categories including: scientific support, emotional support, clear and two-way communication, organizational foresight, creating a creative and dynamic environment.In the structural challenges faced by transformational leaders, we also found four categories including: organizational issues, individual issues, socio-cultural issues and lack of resources and facilities.
ساخت و اعتباریابی سنجه کیفیت فرایندی تعامل مربی و کودک در مهدهای کودک: یک پژوهش ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: این مطالعه با هدف «ساخت و اعتباریابی سنجه کیفیت فرایندی تعامل مربی و کودک در مهدهای کودک شهر تهران » طراحی و اجرا گردید.روش شناسی پژوهش: روش پژوهش حاضر ترکیبی اکتشافی متوالی بود که در دو بخش کیفی و کمی انجام شد. در بخش کیفی، از سه مرحله مدل هیبرید استفاده شد. در مرحله نظری به بررسی موضوع در پایگاه های معتبر پرداخته شد. در مرحله کار در عرصه، روش پژوهش پدیدارشناسی توصیفی بود. بنابراین، 10 نفر از مربیان و 8 نفر از اساتید با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده ها از طریق روش مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری و سپس با استفاده از روش کلایزی تحلیل گردید. در مرحله آخر، تحلیل نهایی صورت گرفت. روایی داده های کیفی با استفاده از چهار معیار قضاوت لینکن و گوبا و پایایی داده ها از طریق شیوه توافق درون موضوعی و پایایی بازآزمون تأیید شده است. در بخش کمی نیز، پس از تدوین پرسشنامه و بررسی روایی صوری و محتوایی گویه ها، داده ها از نمونه ای 220 نفری از مربیان که از طریق نمونه گیری خوشه ای مرحله ای انتخاب شده بودند، گردآوری گردید. یافته ها: پس از تحلیل داده های کیفی، 6 مضمون اصلی شامل ویژگی های فردی، فضای عاطفی مثبت، حمایت، حمایت آموزشی، مشارکت و همکاری و مدیریت رفتار استخراج شد. در بخش کمی نیز، برای روایی سازه از تحلیل عاملی تأییدی و برای تعیین پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی تاییدی نشان داد که مدل شش عاملی سلسله مراتبی از برازش خوبی برخوردار است. همچنین، بررسی آلفای کرونباخ برای کل مقیاس 94/0 محاسبه شد که نشان دهنده همسانی درونی قابل قبول است.بحث و نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان داد که بر اساس عامل های به دست آمده، پرسشنامه کیفیت فرایند تعامل، ابزاری معتبر و روا جهت ارزیابی کیفیت تعامل کودک-مربی در ایران است.
مطالعه علل کاهش نشاط در میان معلمان به روش آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی علل کاهش نشاط معلمان استان سمنان انجام شده است.روش شناسی پژوهش: پژوهش از نظر هدف کاربردی؛ از نظر نوع داده ها، آمیخته اکتشافی و از نظر روش اجرا، تحلیل مضمون بود. جامعه آماری بخش کیفی معلمان مدارس، مدیران ارشد آموزش و پرورش و اساتید دانشگاهی مطلع بودند که به روش گلوله برفی نمونه گیری شدند. جامعه آماری بخش کمی کلیه معلمان، مدیران و کادر اداری مدارس استان سمنان به تعداد 8050 بود که 376 نفر به عنوان نمونه انتخاب و به روش طبقه ای متناسب نمونه گیری شد. ابزار مورد استفاده مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته بود. روش تجزیه و تحلیل داده ها در مرحله کیفی تحلیل مضمون و در مرحله کمی تحلیل عاملی بود. یافته ها: تجزیه و تحلیل داده ها در مرحله کیفی منتج به شناسایی 192 مضمون پایه، 93 مضمون سازمان دهنده و 15 مضمون فراگیر گردید که در قالب دو دسته تم های اصلی و فرعی قرار گرفتند. در مرحله کمی نیز منجر به شناسایی 91 مضمون پایه، 15 مضمون سازمان دهنده و 5 مضمون فراگیر شد. این مضامین در کنار هم یک الگوی منسجم برای کاهش نشاط معلمان استان سمنان تشکیل دادند و شاخص های برازش مدل و ضرایب مسیر در حد قابل قبولی قرار گرفتند. نهایت این که علل کاهش نشاط معلمان مشتمل بر 5 دسته مضامین فراگیر شامل عوامل فردی، عوامل سازمانی، عوامل فرهنگی، عوامل برون سازمانی و عوامل شغلی بدست آمده و تایید شدند. بحث و نتیجه گیری: توجه ویژه به عوامل کاهش نشاط معلمان و پرداختن به آنها در جهت رفع علل کاهنده نشاط معلمان، می توان تاحدی نشاط را به جامعه معلمان برگرداند.
پیش بینی وابستگی به شبکه های اجتماعی بر اساس تمایزیافتگی و الگوهای ارتباطی در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۱۷ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۶۱
46 - 56
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی وابستگی به شبکه های اجتماعی بر اساس تمایزیافتگی و الگوهای ارتباطی هیجانی در نوجوانان شهر تهران در سال 1400-1401 انجام گرفت. این پژوهش ازنظر نوع هدف کاربردی و روش جمع آوری اطلاعات به صورت توصیفی – همبستگی بود. جامعه آماری کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه دوم منطقه 22 تهران به تعداد 90000 نفر بود که به صورت نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای بر اساس جدول مورگان تعداد 300 نفر انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها، پرسشنامه ی وابستگی به شبکه های اجتماعی حقایق و همکاران (1396)، مقیاس تجدیدنظر شده الگوی ارتباطی خانواده (RFCP) Kothner and Fitzpatrick (2012) و پرسشنامه خود تمایزیافتگی Scowern and Friedland (1998) استفاده شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام استفاده شد. نتایج همبستگی نشان داد تمامی ضرایب همبستگی معنی دار می باشند (01/0>p). بر اساس نتایج به دست آمده همبستگی بین تمایزیافتگی با وابستگی به شبکه های اجتماعی در سطح آلفای ۰۱/۰ منفی معنی دار است. همبستگی بین جهت گیری همنوایی با وابستگی به شبکه های اجتماعی مثبت معنی دار و همبستگی بین جهت گیری گفت وشنود با وابستگی به شبکه های اجتماعی منفی معنی دار است. با توجه به نتایج به دست آمده می توان وابستگی به شبکه های اجتماعی را با استفاده از متغیرهای پیش بین تمایزیافتگی و الگوهای ارتباطی تبیین نمود. نتایج این مطالعه می تواند به متخصصان آموزشی در بررسی مسائل نوجوانان کمک نماید.
آسیب شناسی فرهنگ دانشگاهی در ایران براساس تحلیل محتوای مطالعات انجام شده داخل کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: دانشگاه مرجعیت اصلی توسعه دانش، فرهنگ و اجتماع هر ملت را دارد رسالت اصلی دانشگاه تولید انسان دانشگاهی و هویت دانشگاهی فرهیخته، مولد و توانمند در افرادی است که به عنوان پیشاهنگان علم و فرهنگ عمل می کنند. این مقاله با هدف آسیب شناسی فرهنگ دانشگاهی در دانشگاه های ایران با تحلیل مطالعات صورت گرفته در داخل کشور انجام شده است.
روش شناسی پژوهش: این پژوهش کیفی و با روش تحلیل محتوا انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش همه مقاله های تدوین شده در خصوص فرهنگ دانشگاهی بود بدین منظور همه مقاله های موجود در پایگاه های اطلاع رسانی جهاد دانشگاهی، مجلات تخصصی نور، بانک اطلاعات نشریات کشور با کلیدواژه های فرهنگ، دانشگاه، فرهنگ دانشگاهی جستجو شد و از بین آن ها 11 مقاله که با موضوع پژوهش مرتبط بود شناسایی و به عنوان نمونه انتخاب گردید. مقاله ها مطالعه و تحلیل محتوا شد مقوله ها و گزاره های به دست آمده به عنوان آسیب های فرهنگ دانشگاهی در زیر ده محور شناسایی شده مطالعات قبلی برای فرهنگ دانشگاهی قرار داده شد..
یافته ها: مهم ترین آسیب های فرهنگ دانشگاهی براساس نتایج این تحقیق و به ترتیب اولویت عبارتند از: آسیب های مربوط به مدیریت دانشگاه، ارتباطات، اخلاق حرفه ای و یادگیری و آموزش. آسیب های مربوط به آزادی علمی در اولویت آخر قرار دارد.
بحث و نتیجه گیری: از نتایج این تحقیق می توان برای سیاست گذاری آموزش عالی در زمینه برطرف کردن آسیب های فرهنگ دانشگاهی استفاده کرد.
تدوین الگوی مدیریت سوءرفتار دانش آموزان مدارس متوسطه اول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: هدف این پژوهش، ارائه و تدوین مدل مدیریت سوءرفتار دانش آموزان متوسطه اول و سپس شناسایی مناسب ترین الگوی سبک تدریس همسو با راهبردها و مدیریت بهینه سوءرفتار بود.
روش شناسی پژوهش: این پژوهش از نوع آمیخته اکتشافی و به روش کیفی-کمی و از روش داده بنیاد و مدل کرسول جهت بررسی داده های کیفی و از تحلیل عاملی تأییدی در بخش کمی استفاده گردید. مشارکت کنندگان، معلمان مدارس متوسطه اول شهرستان سنندج بودند که در بخش کیفی از بین آنان 18 نفر با روش نمونه گیری هدفمند و در بخش کمی از بین 1100 نفر جامعه آماری، تعداد 204 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. در بخش کیفی با استفاده از مصاحبه عمیق، 154 شاخص مدیریت سوءرفتار به دست آمد که درنهایت 43 مقوله فرعی و 31 مقوله محوری و 5 مقوله فراگیر ترسیم شد. بر این اساس مدل مفهومی مؤلفه ها و ابعاد راهبردی مدیریت سوءرفتار دانش آموزان طراحی شد. در بخش کمی با توزیع پرسشنامه محقق ساخته دارای روایی مناسب و پایایی 78/0 و درنهایت از نرم افزار spss و Amos برای انجام تحلیل عاملی تأییدی و برازش مدل راهبردهای مؤثر بر مدیریت سوءرفتار استفاده گردید. جهت بررسی اعتبار مؤلفه های مدل از ارزیابی شاخص نسبت محتوایی CVR استفاده شد. نمره این شاخص 76/0 بود که روایی محتوایی بالایی را نشان می دهد.
یافته ها: از مؤلفه های به دست آمده از مدل عوامل راهبردی مؤثر بر مدیریت سوءرفتار در کل 10 مؤلفه و 4 بعد سبک تدریس به دست آمد شامل: الف: مؤلفه های رفاقت مداری، مددجویی و تعامل با خانواده و تعامل گرایی در قالب سبک تدریس تعاملی و رفاقت گرا. ب. تنبیه مداری، مدیریت فشار همسالان و ضابطه مداری در قالب سبک تدریس اقتدارگرا. ج. تسهیل گری و نادیده انگاری در قالب سبک تسهیل گرا. د: تخصص مداری در قالب سبک تدریس تخصصی.
بحث و نتیجه گیری: نتایج تحلیل عاملی تأییدی و مدل معادلات ساختاری نشان داد مدل عوامل راهبردی مؤثر در مدیریت سوءرفتار دانش آموز از برازش مناسبی برخوردار است. نتیجه کاربردی این پژوهش، تدوین الگوی مدیریت سوءرفتار برای استفاده معلم با شناسایی سبک تدریس تعاملی و رفاقت گرا بود.
خصوصی سازی آموزش در ایران : نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدها مطالعه موردی (ارزیابی طرح خرید خدمات آموزشی در مدارس ابتدایی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، ارزیابی طرح خرید خدمات آموزشی به عنوان یکی از شیوه های خصوصی سازی بر اساس مدل SWOT بود. روش پژوهش، ترکیبی از نوع اکتشافی بود. جامعه آماری در دو بخش کیفی و کمی به ترتیب شامل کارشناسان آموزش ابتدایی نواحی آموزش و پرورش شهر اصفهان، به تعداد 18 نفر و کلیه معلمان مجری طرح خرید خدمات آموزشی نواحی شش گانه شهر اصفهان، به تعداد 270 نفر بود. تعداد نمونه در بخش کیفی برابر با تعداد جامعه و در بخش کمی 154 نفر بود که با توجه به جدول کرجسی و مورگان به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش در بخش کیفی شامل مصاحبه و در بخش کمِّی، پرسشنامه محقق ساخته بود. روایی سوالات مصاحبه و پرسشنامه توسط 5 نفر از متخصصان تعلیم و تربیت تایید گردید. پایایی پرسشنامه از طریق روش آلفای کرونباخ با ضریب0.87 تعیین شد. تحلیل داده های حاصل از مصاحبه با استفاده از مدل پارادایمی اشتراوس و کوربین صورت گرفت و برای تحلیل داده های حاصل از پرسشنامه از آزمون فریدمن استفاده شد. یافته ها نشان داد که بهره مندی از نیروی جوان، صرفه جویی در بودجه، برخورداری نیروها از سطح تحصیلات بالا از نقاط قوت و عدم توجه به رشد و توسعه حرفه ای، فقدان ضوابط جذب نیرو و عدم پرداخت به موقع حقوق از مهم-ترین نقاط ضعف این طرح می باشد. همچنین رشد فرهنگ کارآفرینی، مشارکت بخش خصوصی وکاهش تصدی گری دولت در آموزش و پرورش از جمله فرصت های ایجاد شده و فقدان سیاست گذاری قانونی و نبود آیین نامه شفاف از سوی نهادهای قانون گذار، فقدان امنیت شغلی معلمان مجری طرح از مهم ترین تهدیدهای این طرح می باشد.
بررسی نقش میانجی فضائل و توانمندی های شخصیت در رابطه بین جنسیت و هیجان های مثبت و منفی معلمان ابتدایی در کلاس درس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های رهبری آموزشی سال ۷ بهار ۱۴۰۲ شماره ۲۵
123 - 143
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر ، با هدف بررسی نقش میانجی فضائل و توانمندی های شخصیت در رابطه بین جنسیت و هیجان های مثبت و منقی معلمان ابتدایی در کلاس درس انجام شد. پژوهش حاضر یک پژوهش بنیادی بود؛ که در دسته تحقیقات توصیفی و به طور دقیق تر همبستگی از نوع معادلات ساختاری جای می گیرد. جامعه آماری این مطالعه شامل تمامی معلمان دوره ابتدایی در سال تحصیلی 1400-1399 شهرستان اشکذر به تعداد 207 نفر بود؛ که با استفاده از روش تمام شماری تمامی معلمان در پژوهش شرکت کردند. جهت گردآوری داده ها ی پژوهش از پرسشنامه فضائل و توانمندی های شخصیت پیترسون و سلیگمن (2004)، و پرسشنامه هیجان پذیری در تدریس ویلاویسنسیو (2010)، استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و Amos در دو سطح توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج مدلسازی معادلات ساختاری نشان دادند که جنسیت به طور مثبت و معنادار (55/0 = β) توانمندی ها و فضائل شخصیت را پیش بینی می کند. فضائل و توانمندی های شخصیت نیز به طور مثبت و معنادار (32/0 = β) هیجانات مثبت تدریس و به صورت منفی و معنادار هیجانات منفی تدریس (42/0- = β) را پیش بینی می کند. بررسی شاخص های برازش مدل نیز نشان داد که مدل نهایی پژوهش از برازش مناسبی برخوردار می باشد. بنابراین می توان نتیجه گرفت که با تقویت فضائل و توانمندی های شخصیت معلمان ابتدایی می توان تا حدودی تجربه هیجانات مثبت تدریس را در آنان افزایش و تجربه هیجانات منفی را کاهش داد.
شناسایی مؤلفه ها و تدوین مدل رهبری هوشمند مدیران مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: رهبری در هر سازمانی می تواند مهم ترین عامل در رشد یا مرگ یک سازمان باشد. جهان امروز جامعه ای دانش محور است که این امر لزوم انتخاب یک مدل مؤثر و مناسب رهبری متناسب با تغییرات و انجام اصلاحات آموزشی به خصوص در زمینه رهبری مدیران مدارس را نشان می دهد. لذا مطالعه حاضر با هدف شناسایی مؤلفه ها و تدوین مدل رهبری هوشمند مدیران مدارس انجام شده است.
روش شناسی پژوهش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده ها، توصیفی- تحلیلی است. تحقیق به صورت آمیخته (کیفی-کمی) انجام گرفته است. جامعه آماری تحقیق در مرحله کیفی را 23 نفر از خبرگان (خبرگان دانشگاهی و خبرگان سطوح مدیریتی آموزش و پرورش) تشکیل می دهد که به صورت هدفمند تا زمان اشباع نظری انتخاب شدند. جامعه آماری در مرحله کمی را 126 نفر از مدیران مدارس شهرستان ایلام تشکیل می دهد. این مطالعه با استفاده از فن دلفی طی سه مرحله به انجام رسید. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی، مصاحبه و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته عوامل مؤثر بر رهبری هوشمند مدیران مدارس با 66 گویه است. روایی ابزار به روش قضاوتی مورد تأیید قرار گرفت و ضریب آلفای کرونباخ برابر با 87/0 به دست آمد که نشان دهنده پایایی مناسب پرسشنامه بود.
یافته ها: مطابق یافته ها؛ 66 عامل تأثیرگذار استخراج شده و در قالب 20 شاخص فرعی و 5 شاخص اصلی رهبری استراتژیک، رهبری عملیاتی، رهبری تحول گرا، رهبری کاریزماتیک و رهبری معنوی- عاطفی دسته بندی شد.
نتیجه گیری: نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که مدل تدوین شده رهبری هوشمند مدیران مدارس دارای اعتبار می باشد.