ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰٬۰۶۱ تا ۲۰٬۰۸۰ مورد از کل ۲۰٬۳۲۵ مورد.
۲۰۰۶۱.

بررسی رابطه بین سرسختی روانشناختی و رفتار تدریس خلاق معلمان با نقش میانجی خودکارآمدی تغییر و خودکارآمدی تدریس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۵۰
این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین سرسختی روانشناختی و رفتار تدریس خلاق معلمان ب با نقش میانجی خودکارآمدی تغییر و خودکارآمدی تدریس انجام گرفت. پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش، توصیفی از نوع همبستگی به روش معادلات ساختاری بود. جامعه پژوهش، شامل کلیه معلمان مقطع ابتدایی شهرستان کاشان در سال تحصیلی 1403-1402 به تعداد 600 نفر بود که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای و با توجه به جدول مورگان تعداد 234 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه رفتار تدریس خلاقانه محبی امین، جعفری رضوانی، سعدی رضوانی و امین یزدی (1392)، پرسش نامه خودکارآمدی معلم (TSOES-LF)، خودکارآمدی تغییر چن، گولای و ادن (2001) و پرسش نامه سرسختی روان شناختی کیومرثی، نجّاریان و مهرابی زاده هنرمند (1377) استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که سرسختی روانشناختی بر رفتار تدریس خلاق معلمان تأثیر مثبت و معنادار دارد، خودکارآمدی تغییر بر رفتار تدریس خلاق معلمان تأثیر مثبت و معنادار دارد، خودکارآمدی معلم بر رفتار تدریس خلاق معلمان تأثیر مثبت و معنادار دارد، سرسختی روانشناختی بر خودکارآمدی تغییر و خودکارآمدی تدریس تأثیر مثبت و معنادار دارد، همچنین خودکارآمدی تغییر و خودکارآمدی معلم در رابطه بین سرسختی روانشناختی و رفتار تدریس خلاق معلمان نقش میانجی دارند. بنابراین می توان گفت که سرسختی روانشناختی، خودکارآمدی تغییر و خودکارآمدی معلم از متغیرهای مهم و مؤثر بر رفتار تدریس خلاق معلمان هستند.
۲۰۰۶۲.

رابطه انسجام خانواده، حمایت تحصیلی و تاب آوری تحصیلی با پیوند با مدرسه و مؤلفه های آن در دانش آموزان متوسطه شهرستان زابل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۳۱
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه انسجام خانواده، حمایت تحصیلی و تاب آوری تحصیلی با پیوند با مدرسه و مؤلفه های آن (تعهد، توان، تعلق و باور به قواعد) بود. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانش آموزان پایه یازدهم متوسطه که در سال تحصیلی 1402-1401 مشغول به تحصیل بودند، تشکیل داد. از این جامعه، تعداد 350 نفر به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. برای سنجش متغیرهای پژوهش از مقیاس انسجام خانواده سامانی، مقیاس حمایت تحصیلی ساندز و پلانکت، پرسشنامه تاب آوری تحصیلی ساموئلز و مقیاس پیوند با مدرسه براون و ایوانز استفاده شد. داده های پژوهش با استفاده از ضریب همبستگی کاننی و تحلیل رگرسیون چندگانه به دو روش ورود و گام به گام مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که بین ترکیب خطی انسجام خانواده، مؤلفه های حمایت تحصیلی (حمایت از سوی همسالان، پدر، مادر و معلم) و مؤلفه های تاب آوری تحصیلی (جهت گیری آینده، مهارت های ارتباطی و مسئله محوری/مثبت نگری) با مؤلفه های پیوند با مدرسه (تعهد، توان، تعلق و باور به قواعد) در دانش آموزان رابطه معنی داری وجود دارد و مجموعه متغیرهای پیش بین قابلیت پیش بینی متغیرهای ملاک در این پژوهش را دارند. همچنین، نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون به روش گام به گام نشان داد که مجموع متغیرهای پیش بین به ترتیب 41/0، 25/0، 24/0، 36/0، و 26/0 درصد از مؤلفه های تعهد، توان، تعلق و باور به قواعد و متغیر پیوند با مدرسه را تبیین می کنند که در سطح 001/0 P= معنی دار است.
۲۰۰۶۳.

تدوین روش کدینگ آموزش لغات زبان انگلیسی و مقایسه آن با روش آموزش سنتی بر یادگیری واژگان زبان انگلیسی دانشجویان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۷
زبان ابتدایی ترین و درعین حال پیشرفته ترین ابزار ارتباطی بین انسان هاست که انتقال معنا را ممکن می سازد. از این رو پژوهش حاضر باهدف تدوین روش کدینگ آموزش لغات زبان و مقایسه آن با روش آموزش سنتی بر یادگیری واژگان زبان انگلیسی در دانشجویان دانشگاه امام علی (ع) انجام شد. این پژوهش از حیث هدف از نوع کاربردی و از حیث روش آمیخته است که از دو قسمت کیفی و کمی تشکیل شده است. جامعه آماری دانشجویان سال اول دانشگاه بودند. نمونه آماری شامل 25 نفر برای هر یک از گروه های آزمایش و کنترل بود؛ که به روش تصادفی انتخاب و در گروه های آزمایش و کنترل جایگزین شدند. مدرس 120 واژه از کتاب 504 واژه را به دو روش کدینگ و سنتی متداول (جعبه لایتنر و استفاده از فلش کارت) طی سه جلسه ی دوساعته برای هر روش به دانشجویان دو گروه آزمایشی آموزش داد. درحالی که به گروه کنترل هیچ گونه آموزشی داده نشد. بعد از اتمام آموزش نیز از هر سه گروه پس آزمون به عمل آمد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تجزیه وتحلیل شد. نتایج نشان داد که هر دو روش آموزش سنتی و کدینگ در مقایسه با گروه کنترل تأثیر معناداری در یادگیری لغات داشتند و در مقایسه ی دو روش نیز روش سنتی و کدینگ، روش کدینگ نتایج بهتری داشت. در پیگیری سه ماهه نیز نتایج تکرار شد. بنابراین می توان با استفاده از روش آموزش کدینگ، ضمن کوتاه نمودن زمان یادگیری، میزان عملکرد یادگیری را نیز افزایش داد.
۲۰۰۶۴.

شناسایی راهبردهای انطباق سازی رفتار مدیران آموزشی با تراز سبک رهبری حاج قاسم سلیمانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۲
هدف تحقیق حاضر، راهبردهای انطباق سازی رفتار مدیران آموزشی با تراز سبک رهبری حاج قاسم سلیمانی بوده است.روش تحقیق، کیفی از نوع نظریه داده بنیاد بوده است. جامعه آماری مشتمل بر کلیه اساتید رشته علوم تربیتی کشور، نمونه گیری به شیوه هدفمند تا حد اشباع  داده ها تا 23 نفر با اساتید رشته علوم تربیتی ادامه یافت ابزار پژوهش، مصاحبه عمیق و نیمه ساختار یافته بوده که بصورت ویس از طریق شبکه اجتماعی واتس آپ صورت پذیرفت. فرایند تحلیل داده ها؛ بصورت کُدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت پذیرفت. شرایط علّی انطباق سازی رفتار مدیران آموزشی با تراز سبک رهبری حاج قاسم سلیمانی مشتمل بر ده کُد گزینشی حکمرانی خدامحورانه، عقلانیت محوری، ایثار، اقتدار داشتن، رهبری کنشگر، رهبری خدمتگزار، کاریزما بودن، تدبر داشتن، روحیه نهادی-اجتماعی بوده است.شرایط زمینه ای مشتمل بر دو کُد گزینشی زمینه ای فرهنگی-هنری، و زمینه اجتماعیبود.شرایط راهبردی مشتمل بر دو کُد گزینشی راهبردی انگیزشی عوامل بهداشتیو عوامل انگیزشی بود. شرایط  مداخله ای مشتمل بر دو کُد گزینشی تمرکز سازمانی،و عدم وجود نظام مدیریت آموزشی بوده است. پیامدهای انطباق سازی مشتمل بر دو کُد گزینشی زنده نگهداشتن رسالت مدافعان حرم، و ولایتمداری مدیریت آموزشی بود
۲۰۰۶۵.

بررسی اثربخشی آموزش مبتنی بر کلاس گوگل بر مهارت آموزی و کیفیت یادگیری دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۰
هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش مبتنی بر کلاس گوگل بر مهارت آموزی و کیفیت یادگیری دانش آموزان دختر پایه هفتم در درس کار و فناوری بود. این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر پایه هفتم شهر مشهد در سال تحصیلی ۱۴۰۱-۱۴۰۲ بود که در دوران بازگشت به آموزش حضوری پس از همه گیری کووید-۱۹ انجام شد. از میان آنها ۶۰ نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه ۳۰ نفری قرار گرفتند. گروه آزمایش طی ۹ جلسه ۹۰ دقیقه ای با استفاده از پلتفرم Google Classroom و امکانات آن شامل ارسال تکالیف، بازخورد آنی، مواد چندرسانه ای و تعامل مجازی آموزش دیدند، در حالی که گروه کنترل به روش سنتی و تدریس حضوری معمول آموزش دیدند. ابزار گردآوری داده ها شامل آزمون های عملکردی محقق ساخته برای سنجش مهارت آموزی و پرسشنامه کیفیت یادگیری (رحمانی آخکند، ۱۳۸۹) با پایایی ۰/۸۴ (آلفای کرونباخ) بود که روایی آنها توسط متخصصان تأیید شد. داده ها با استفاده از آزمون t مستقل و تحلیل کوواریانس چندمتغیره (MANCOVA) تحلیل شدند. نتایج نشان داد که گروه آزمایش در مهارت آموزی (F=۷۴/۰۴۳, p=۰/۰۰۰، η²=۰/۵۶۹) و کیفیت یادگیری (F=۱۹/۶۵۴, p=۰/۰۰۰، η²=۰/۲۶۰) عملکرد به طور معناداری بهتری نسبت به گروه کنترل داشت. اندازه اثر محاسبه شده نشان دهنده تأثیر قوی مداخله آموزشی بود. این یافته ها تأیید می کند که استفاده از کلاس گوگل می تواند روشی مؤثر و کارآمد در بهبود مهارت آموزی و ارتقای کیفیت یادگیری دانش آموزان باشد.
۲۰۰۶۶.

ارزیابی کتاب های درسی علوم تجربی دوره متوسطه اول براساس مؤلفه های ماهیت علم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۷
این پژوهش با هدف بررسی میزان توجه کتاب های درسی علوم تجربی متوسطه اول به مؤلفه های مرتبط با ماهیت علم انجام شده است. این پژوهش با روش تحلیل محتوای کمی انجام شد. جامعه آماری و نمونه آماری شامل سه کتاب درسی علوم تجربی پایه های هفتم، هشتم و نهم بود و همه متن ها، تصاویر و فعالیت های موجود در این کتاب ها مورد تحلیل قرار گرفت. ابزار پژوهش بر اساس چارچوب استاندارد که توسط سایر پژوهشگران، از روایی مناسبی برخوردار است. پایایی کدگذاری نیز از طریق ضریب تؤافق بین کدگذاران تأیید شد. یافته ها نشان داد در هر سه پایه، تأکید غالب بر مفاهیم و قوانین علمی است. اما مؤلفه هایی نظیر روش علمی، حل مسئله و تعامل علم با جامعه سهم محدودی دارند. همچنین، افزایش حجم مطالب پایه نهم عمدتاً نظری بوده و با رشد فعالیت های عملی تناسب ندارد. در مجموع، در این کتاب ها توازن مؤثری میان مباحث نظری و مهارت های علمی ایجاد نشده و به مؤلفه علم به منزله پژوهش، توجه کافی به عمل نیامده است. بر این اساس، پیشنهاد می شود در بازنگری کتاب های علوم تجربی دوره متوسطه اول، از یک سو سهم مؤلفه هایی مانند روش شناسی علم، فرایند پژوهش و ارتباط علم با جامعه و فناوری در متن درس و مثال ها افزایش یابد و از سوی دیگر، تعداد و تنوع فعالیت های عملی و تجربه محور به منظور تقویت مهارت های علمی و فهم ماهیت علم بیشتر شود.
۲۰۰۶۷.

مطالعه تجارب مربیان آموزشی از دلالت های معنایی و چگونگی کاربست مفهوم تخیل در برنامه درسی اوان کودکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۵
این پژوهش با هدف بررسی تجربیات مربیان آموزشی در به کارگیری مفهوم تخیل در برنامه درسی اوان کودکی و درک معانی زیسته آن انجام شد. رویکرد تحقیق کیفی و راهبرد آن پدیدارشناسی تفسیری بود. مشارکت کنندگان تحقیق شامل مربیان فعال در مراکز آموزشی شهر کامیاران در سال تحصیلی 1404-1403 بود و نمونه گیری هدفمند با تأکید بر تنوع تجربه و سابقه کاری انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته با 16 نفر از مشارکت کنندگان جمع آوری شد و فرایند مصاحبه ها تا رسیدن به مقوله اشباع نظری ادامه یافت. فرایند تحلیل داده ها با استفاده از شیوه تحلیل مضمون براون و کلارک شامل کدگذاری اولیه، بازبینی و تعریف نهایی مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر انجام گرفت. یافته های پژوهش نشان داد تجربه مربیان با مفهوم تخیل در سه حوزه اصلی معنا می یابد. نخست، مربیان تخیل را به عنوان فرایند ذهنی و وجودی و همچنین توان حرفه ای خلاقیت بخش در طراحی و اجرای یادگیری درک می کنند که جریان آموزشی را از یکنواختی خارج می سازد و مسیر یادگیری را انعطاف پذیر، معنادار و جذاب می کند. دوم، مربیان با بهره گیری از سناریوهای خلاق، بازی های آزاد، نقش آفرینی و فعالیت های چندحسی، تخیل را در طراحی، اجرا و ارزشیابی برنامه درسی به کار می گیرند، به گونه ای که هم امکان تجربه فعال کودک فراهم می شود و هم مسیر یادگیری با خلاقیت و انعطاف پذیری همراه است. سوم، کاربرد تخیل پیامدهای چندبعدی در رشد کودکان دارد؛ کودکان توانمندی های شناختی و خلاقانه خود را توسعه می دهند، مهارت های اجتماعی و همدلی شان تقویت می شود، انگیزه و علاقه به یادگیری افزایش می یابد و ارزش ها و نگرش های اخلاقی و اجتماعی آنان پرورش می یابد.
۲۰۰۶۸.

رابطه هوش مصنوعی و نوآوری آموزشی از دیدگاه مدیران دوره ابتدایی منطقه یک شهر تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۷
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه هوش مصنوعی و نوآوری آموزشی از دیدگاه مدیران دوره ابتدایی منطقه 1 شهر تهران صورت گرفت. روش پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری شامل کلیه مدیران مدارس ابتدایی منطقه یک شهر تهران در سال تحصیلی 1403-1402 به تعداد 190 نفر بود که با استفاده از جدول کوکران و با روش نمونه گیری تصادفی ساده حجم نمونه 127 نفر تعیین و وارد پژوهش شدند. ابزارهای پژوهش جهت گردآوری داده ها شامل پرسشنامه هوش مصنوعی (چن و همکاران، 2022) و پرسشنامه نوآوری آموزشی (پازکی و افضل خانی، 1395) بودند. سپس تحلیل داده ها به شیوه معادلات ساختاری و با کمک نرم افزار smart pls انجام گرفت. نتایج یافته ها نشان داد بین هوش مصنوعی و نمره کل نوآوری آموزشی به همراه مولفه های آن رابطه مثبت معناداری وجود دارد (01/0>p). بین تمامی مولفه های هوش مصنوعی با نوآوری آموزشی رابطه مثبت معناداری وجود دارد (01/0>p). همچنین ضریب تعیین برای متغیر ملاک نوآوری آموزشی برابر با 343/0 بود که نشان دهنده آن است که هوش مصنوعی در مجموع 3/34 درصد از واریانس نوآوری آموزشی را توضیح می دهند. در نتیجه می توان گفت در آموزش و پرورش و مراکز آموزشی، جهت نوآوری آموزشی می توان به هوش مصنوعی و قابلیت های آن توجه ویژه ای کرد.
۲۰۰۶۹.

رابطه راهبردهای مقابله ای و نگرش های ناکارآمد با تحمل پریشانی در دانشجویان با نقش واسطه ای همدلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۸
مقدمه و هدف: پژوهش حاضر با هدف رابطه راهبردهای مقابله ای و نگرش های ناکارآمد با تحمل پریشانی در دانشجویان با نقش واسطه ای همدلی انجام شد. روش شناسی پژوهش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانشجویان پسر مرکز آموزش عالی پلدختر بود، که در سال ۱۴۰۰ مشغول به تحصیل بودند که از این میان آن ها نمونه ای به تعداد 210 نفر با روش نمونه گیری طیقه ای نسبی انتخاب شد. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (2005)، پرسشنامه همدلی دیویس (1983)، پرسشنامه راهبردهای مقابله ای لازاروس و فولکمن (1985) و مقیاس نگرش های ناکارآمد وایزمن و بک (1978) بود. نهایتآ داده های به دست آمده از طریق آزمون همبستگی و تحلیل مسیر به وسیله SPSS-22و AMOS مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که شاخص های برازش مدل تحلیل مسیر حاکی از آن است که مقدار شاخص های برازش تطبیقی مطلوب است. یعنی مدل پژوهش، قادر به تبیین و توضیح رابطه ی بین متغیرها است. همچنین نتایج حاکی از تایید نقش میانجی همدلی در پیش بینی تحمل پریشانی براساس راهبردهای مقابله ای و نگرش های ناکارآمد بود. بحث و نتیجه گیری: بنابراین، می توان گفت که متغیر همدلی دارای نقش واسطه ای در ارتباط بین راهبردهای مقابله ای و نگرش های ناکارآمد با تحمل پریشانی است؛ از این رو پیشنهاد می شود که متخصصان سلامت روان بر اهمیت نقش همدلی در کاهش مشکلات هیجانی توجه ویژه ای داشته باشند.
۲۰۰۷۰.

هوش مصنوعی در آموزش مهندسی معماری از منظر متخصصان بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۳
با پیشرفت سریع فناوری های نوین، هوش مصنوعی جایگاه برجسته ای به عنوان عاملی تحول ساز در آموزش معماری پیدا کرده است. این فنّاوری با قابلیت هایی همچون شخصی سازی فرآیند یادگیری، افزایش سرعت طراحی و تحلیل دقیق پروژه ها، چشم اندازهای جدیدی را برای سامانه های آموزشی ایجاد کرده است. بااین حال، چالش هایی مانند کاهش مهارت های تفکر انتقادی، وابستگی بیش ازحد به فناوری و ملاحظات اخلاقی و فرهنگی نیز مطرح هستند که شناخت و مدیریت آن ها برای استفاده مؤثر از هوش مصنوعی ضرورت دارد. با توجه به کمبود پژوهش های جامع در این حوزه، مطالعه حاضر با هدف بررسی نگرش ها، فرصت ها، چالش ها و آینده هوش مصنوعی در آموزش معماری از منظر متخصصان بین المللی صورت گرفته است. این پژوهش با رویکرد کیفی انجام شده و تحلیل محتوای پاسخ های ۱۳ متخصص بین المللی که به طور هدفمند بر اساس معیارهای تخصصی انتخاب شدند، مورد بررسی قرارگرفته است. گردآوری داده ها از طریق پرسشنامه ای شامل ۱۶ سؤال باز صورت گرفت و سپس با مراحل کدگذاری، دسته بندی و تحلیل به نتایج نهایی رسید. نتایج نشان داد که نگرش غالب نسبت به هوش مصنوعی در آموزش معماری، مثبت اما مشروط و همراه با احتیاط است. فرصت هایی نظیر تسهیل فرایند یادگیری، تقویت خلاقیت و ایجاد تغییرات بنیادی در فضای آموزشی موردتوجه قرار گرفتند.
۲۰۰۷۱.

واکاوی ادراک مدیران از چالش های آموزشی و تربیتی محیط های یادگیری چندفرهنگی دوره ابتدایی و ارائه راهکارهای پیشنهادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۴۶
هدف این پژوهش واکاوی ادراک مدیران از چالش های آموزشی و تربیتی محیط های یادگیری چندفرهنگی دوره ابتدایی و ارائه راهکارهایی بر اساس آن بود. این پژوهش از نظر رویکرد کیفی و از نوع پدیدارشناسی توصیفی مبتنی بر مصاحبه ای نیمه ساختاریافته بود. میدان پژوهشی این -مطالعه در پاسخ به سوالات پژوهش، کلیه مدیران مدارس ابتدایی چندفرهنگی ناحیه یک استان -قم ، در سال تحصیلی 1403- 1402 بودند. در نهایت به منظور پاسخ به سوالات پژوهش، تعداد 10 نفر از مدیران با تجربه فعلی کار در مدارس چندفرهنگی ابتدایی انتخاب شدند که مشارکت-کنندگان، از طریق نمونه گیری هدفمند تا قاعده اشباع نظری داده ها به دست آمدند. اطلاعات نوشتاری به دست آمده از مصاحبه ها، از روش تحلیل محتوای مضمونی مبتنی بر روش پدیدار-شناسی توصیفی کلایزی (1978) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. اعتمادپذیری اطلاعات توسط معیارهای گوبا و لینکلن (1985) مورد بررسی قرارگرفت. سوال اول پژوهش از چالش های آموزشی و تربیتی در محیط های یادگیری چندفرهنگی دوره ابتدایی از نظر مدیران؛ ۴ مضمون اصلی و ۹ زیرمضمون داشت که مضامین اصلی آن عبارتند از: مشکلات مربوط به مسئولان آموزش و پرورش، معلمان، مدیران و والدین. همچنین سوال دوم پژوهش از راهکار های آموزشی وتربیتی در محیط های یادگیری چندفرهنگی دوره ابتدایی از نظر مدیران ؛ 3 مضمون اصلی و 8 زیرمضمون داشت که مضامین اصلی آن عبارتند از: راهکارهایی در ارتباط با مسئولان آموزش وپرورش، مدیران و معلمان. نتیجه کلی این پژوهش نشان داد؛ علی رغم چالش های موجود ناشی از بی توجهی و یا ناآگاهی مسئولان آموزش وپرورش اما راهکارهای ارائه شده در این پژوهش از نظر مدیران، عاملی برای حل اکثر مشکلات مربوطه می باشد.
۲۰۰۷۲.

واکاوی بسامد و کیفیت بازنمایی جنسیت و نقش های جنسیتی در تصاویر کتاب های درسی دوره اول دبستان: یک مطالعه ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۳۳
هدف پژوهش حاضر بررسی بسامد و کیفیت بازنمایی جنسیت، نقش های جنسیتی و کلیشه های جنسیتی در کتاب های درسی دوره اول دبستان است. بدین منظور و در قالب پژوهشی با رویکرد ترکیبی (کمی-کیفی)، هجده کتاب دوره اول دبستان بررسی شده اند که بخش کیفی غالب و بخش کمی مغلوب تعیین گردید. در گام نخست، تحلیل محتوای کمی با هدف شمارش و مقایسه فراوانی تصاویر دختران و پسران در کتاب های درسی انجام شد. یافته های این مرحله به عنوان داده های پشتیبان برای مرحله دوم استفاده گردید. در گام دوم، تحلیل محتوای کیفی 6 تصویر منتخب، بر اساس چهارچوب نشانه شناسی اجتماعی کرس و ون لیوون انجام شد تا شیوه بازنمایی جنسیت در تصاویر شناسایی شود. نتایج نشان داد که ۶۱ درصد تصاویر کتاب های دوره اول دبستان به مردان و ۳۹ درصد به زنان اختصاص دارد و تنها در کتاب ریاضی پایه دوم، تعداد تصاویر زنان بیشتر است. علاوه بر تفاوت در تعداد، نحوه بازنمایی نیز نابرابر است؛ مردان بیشتر در نقش های فعال، پرنفوذ و علمی به تصویر کشیده شده اند، در حالی که زنان عمدتاً در نقش های سنتی و وابسته ظاهر شده اند. همچنین، مشاغل مدیریتی، فنی و پژوهشی اغلب به مردان اختصاص داده شده و زنان در نقش هایی با ماهیت مراقبتی و آموزشی نمایش داده شده اند. این الگوها نشان دهنده بازتولید کلیشه های جنسیتی در محتوای آموزشی است که می تواند بر نگرش و انتخاب های آینده دانش آموزان تأثیر بگذارد. کتاب های درسی باید متناسب با تحولات جامعه و با درنظرگرفتن بافت فرهنگی متکثر ایران بازنگری شوند تا بازنمایی جنسیت و فرصت های جنسیتی عادلانه تر و همراه با توانمندی های هر دو جنس صورت گیرد.
۲۰۰۷۳.

اثربخشی آموزش چندرسانه ای با رویکرد CTL بر درک مفاهیم هندسی درس ریاضی دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۳۰
هدف پژوهش بررسی اثربخشی آموزش چندرسانه ای با رویکرد CTL بر درک مفاهیم هندسی درس ریاضی در دانش آموزان پایه چهارم ابتدایی بود. تحقیق از نظر هدف کاربردی و از دسته تحقیقات نیمه آزمایشی با گروه آزمایش و کنترل بود. جامعه آماری تحقیق را دانش آموزان دختر پایه چهارم ابتدایی شهر الیگودرز به تعداد ۸۹۰ نفر که در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ مشغول به تحصیل بودند، تشکیل دادند. تعداد ۷۰ دانش آموز به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند و در دو گروه کنترل (۳۵ نفر) و گروه آزمایش (۳۵ نفر)؛ به صورت زوج همتا بر اساس نمره پیش آزمون چینش شدند. برای آموزش چندرسانه ای، به تعداد ۶ جلسه (به ازای هر درس دو جلسه) برای سه مبحث از درس ریاضی پایه چهارم ابتدایی از بسته آموزشی مداد و فیلم های آموزشی استفاده شد. برای سنجش درک مفاهیم هندسی درس ریاضی از نمره آزمون محقق ساخته استفاده شده است. روایی آزمون به تأیید متخصصان رسید و با استفاده از آلفای کرونباخ پایایی آزمون ۸۵۲/۰ به دست آمد. یافته ها نشان داد که روش آموزش چندرسانه ای بر درک مفاهیم هندسی مربوط به مبحث عمود و موازی، مبحث چهار ضلعی ها و مبحث محیط و مساحت در دانش آموزان دختر پایه چهارم ابتدایی شهر الیگودرز اثربخش است. ویژگی های چندرسانه ای تعاملی با رویکرد CTL مؤثر شامل استفاده از تصاویر غنی و مرتبط با زمینه های دنیای واقعی، تعاملی که امکان کاوش فعال را فراهم می کند، ارائه واقعی مسائل، بازخورد سازنده، چارچوب بندی متناسب با نیازهای دانش آموزان و ادغام عناصر هنر و زیبایی شناسی است. این یافته پیامدهای مهمی برای شیوه های یادگیری ریاضی در مدارس ابتدایی دارد.
۲۰۰۷۴.

اعتباریابی الگوی پارادایمی توسعه حرفه ای پایدار معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۰
هدف از این پژوهش اعتباریابی الگوی پارادایمی توسعه حرفه ای پایدار معلمان بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از حیث روش آمیخته اکتشافی متوالی بود. مرحله کیفی مبتنی بر رویکرد نظریه داده بنیاد بود. ابزار جمع آوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از کدگذاری باز، محوری و گزینشی و مکس کیودا (2020) استفاده شد. در مرحله کمی، جامعه آماری پژوهش کلیه معلمان ابتدایی مدارس استان اردبیل به تعداد 5009 نفر بود که تعداد 360 نفر با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسش نامه محققساخته بود. برای بررسی معناداری روابط متغیر ها از مدل حداقل مربعات جزئی، روایی همگرا، واگرا، آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی، spss و smart pls 4 استفاده شد. نتایج نشان داد که ضرایب مسیر بین متغیر های پنهان و سازه های اصلی بالاتر از 7/0 و بارهای عاملی بین متغیرهای پنهان و آشکار بالاتر از 5/0 است، همچنین مقادیر p-values کمتر از 05/0 و آماره t بالاتر از 96/1 بود، بنابراین روابط متغیرهای پنهان و آشکار با سازه های اصلی معنادار است. همچنین مقادیر واریانس استخراج شده (AVE)، بالاتر از 5/0 و مقادیر شاخص یگانه-دوگانه ((HTMT کمتر از 9/0 بود و گویه های متغیرها دارای همبستگی درونی و روایی افتراقی مناسب بودند. می توان نتیجه گرفت که نتایج حاصل از مرحله کمی، مدل پارادایمی حاصل از مرحله کیفی پژوهش را تایید می کند و این مدل از اعتبار مناسبی برخوردار است.
۲۰۰۷۵.

کاوشی در باب بی اشتیاقی دانش آموزان متوسطه دوره دوم به مطالعات فلسفی از منظر معلمان: مطالعه ای داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۳۳
هدف این پژوهش، مطالعه کیفی علل و زمینه های عدم تمایل دانش آموزان دوره دوم متوسطه به مطالعات فلسفی است. روش پژوهش از نوع کیفی بوده و با شیوه نظریه داده بنیاد انجام شده و تلاش بر این است تا با بهره گیری از مصاحبه عمیق، فرآیند ایجاد انگیزش مطالعات فلسفی بواسطه واحد یادگیری آموزش فلسفه در دوره متوسطه دوم را شناسایی کند. مشارکت کنندگان این پژوهش 25 نفر از معلمان شهر تبریز هستند که به روش نمونه گیری مبتنی بر هدف انتخاب شدند. فرآیند نمونه گیری تا اشباع اطلاعاتی ادامه پیدا کرد. یافته های حاصل از مصاحبه های مشارکت کنندگان نشان می دهد که مقوله های نقص در فرآیند کاوشگری و بسط مهارت ها، عدم توسعه مهارت های دانش آموزان و بی توجهی به ظرفیت تخصصی معلمان به مثابه شروط علی و مقوله های عدم بسترمندی آموزش فلسفه در آموزش و پرورش، ضعف در کیفیت آموزشی واحد یادگیری فلسفه و عدم احساس نیاز به آموزش فلسفه به عنوان شرایط زمینه ساز بی انگیزگی دانش آموزان به مطالعات فلسفی است. تحلیل داده های حاصل از مصاحبه ها همچنین حاکی است که مقوله های کالایی شدن آموزش و پرورش، تسلط آموزشهای سنتی و پولی شدن آموزش شروط مداخله گر است. مشارکت کنندگان مقوله های مطلوبیت ساختار و تعاملات آموزش و پرورش، بهبود محیط آموزشی و توجه به شیوه های فعال در آموزش فلسفه را به مثابه استراتژی های ایجاد انگیزه در دانش آموزان برای مطالعات فلسفی دانستند. مقوله های فرهیختگی دانش آموزان، تبلور خردمندی و زیست اخلاقی دانش آموزان از منظر مشارکت کنندگان پیامدهای انگیزش مطالعات فلسفی دانش آموزان است. مقوله محوری در این پژوهش مفهوم هژمونی سیستماتیک نظام بازاری بر آموزش و پرورش است.
۲۰۰۷۶.

شناسایی راهکارهای بهبود فرآیند یاددهی- یادگیری در مدارس روستایی استان ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۹
زمینه و هدف: گسترش فهم و شناخت معلمان از راهکارهای بهبود یاددهی یادگیری در مدارس می تواند به مدیریت بهینه این جریان کمک کند. در این راستا، مطالعه حاضر با هدف شناسایی راهکارهای بهبود فرآیند یاددهی- یادگیری در مدارس روستایی استان ایلام با استفاده از تکنیک دلفی انجام شد. روش :اعضای پانل دلفی (مشارکت کنندگان) در این مطالعه، 20 نفر از معلمان روستایی مقطع ابتدایی استان ایلام بودند که به روش نمونه گیری گلوله برفی برای انجام پژوهش انتخاب شدند. در این پژوهش، پس از سه دور، نسبت به راهکارهای بهبود فرآیند یاددهی- یادگیری در مدارس روستایی مقطع ابتدایی استان ایلام، اجماع حاصل شد. هر دور حدود 10 روز و کل مطالعه حدود یک ماه طول کشید. ابزار اصلی پژوهش در دور اول مطالعه دلفی پرسشنامه با پرسش های باز- پاسخ و در دور دوم و سوم، پرسشنامه با پرسش های بسته و باز- پاسخ بود. در تمام دورها، پرسشنامه پژوهش به صورت حضوری و یا از طریق پست الکترونیکی برای اعضای پانل ارسال و از آن ها درخواست شد که در جهت مطالعه و تکمیل سؤلات پرسشنامه اقدام نمایند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تکنیک تحلیل محتوای عرفی و نرم افزار SPSS نسخه 27 انجام شد. یافته ها: نتیجه اجرای سه دور مطالعه دلفی، شناسایی 27 راهکار اجرایی برای بهبود فرآیند یاددهی- یادگیری در مدارس روستایی مقطع ابتدایی استان ایلام از دیدگاه معلمان روستایی بود. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه می تواند دستاوردهای مناسبی را برای سیاستگذاران نظام آموزشی کشور، مدیران و معلمان مدارس به همراه داشته باشد و به آنان در بکارگیری روش های تدریس فعال در نظام آموزشی و بالتبع یادگیری مؤثر فراگیران کمک کند.
۲۰۰۷۷.

طراحی و اعتباربخشی الگوی برنامه درسی مبتنی بر سبک های یادگیری در علوم تجربی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۵۵
پیشینه و اهداف: هدف از  این پژوهش طراحی و اعتباربخشی الگوی برنامه درسی مبتنی بر سبک های یادگیری در علوم تجربی است. روش ها : پژوهش حاضر از نوع توسعه ای کاربردی و با توجه به رویکردهای اتخاذشده، از نوع آمیخته(کیفی و کمی) است. لذا به منظور طراحی الگوی بهینه برنامه درسی مبتنی بر سبک های یادگیری از بعد هدف، محتوا، روش های یادهی- یادگیری و ارزشیابی ابتدا به بررسی اسناد و منابع علمی پرداخته شد سپس با انجام مصاحبه ای نیمه سازمان یافته با صاحبنظران و معلمان درس علوم تجربی نظریات آن ها به طور جداگانه ثبت و مصاحبه ها در هر دو گروه تا اشباع داده ها ادامه پیدا کرد. مشارکت کنندگان شامل کلیه اسناد و مدارک علمی(اسناد بالا دستی) در درس علوم تجربی و متخصصان مطالعات برنامه درسی و روانشناسی تربیتی بودند. بر این اساس برای تحلیل یافته های حاصل از مصاحبه نیمه ساختارمند تعداد افراد مصاحبه شونده برای متخصصین 9 نفر و برای معلمان درس علوم تجربی 8 نفر بودند. در بعد کیفی به منظور دستیابی به هدف مطالعه، انتخاب نمونه ها براساس رویکرد مبتنی بر هدف و به روش نمونه گیری متوالی انجام پذیرفت. تحلیل محتوایی تحقیقات کیفی از طریق فرایند طبقه بندی نظام مند، کدها و طبقات و به صورت استقرایی از داده های خام استخراج شد. جهت بررسی معیارهای دقت در تحلیل محتوا از اعتبار، انتقال پذیری، قابلیت اعتماد و قابلیت تأیید استفاده شد و در نهایت درصد توافق درون موض وعی 82/0 برآورد گردید. یافته ها: در نهایت، الگوی برنامه درسی مبتنی بر سبک های یادگیری در علوم تجربی طراحی گردید. برای اعتباریابی الگوی طراحی شده، از نظرات متخصصان حوزه های برنامه ریزی درسی، روانشناسی تربیتی، معلمان علوم تجربی استفاده شد که درصد بالایی از افراد مذکور الگوی پیشنهادی را تأیید نمودند. نتیجه گیری: الگوی طراحی شده برنامه درسی مبتنی بر سبک های یادگیری در علوم تجربی از اعتبار لازم برخودار است.
۲۰۰۷۸.

بررسی چالش ها و موانع اصلی بازدارنده پژوهندگی در دانشجو معلمان: مطالعه مورد دانشگاه فرهنگیان استان مرکزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۳۲
هدف از پژوهش حاضر، بررسی چالش ها و موانع اصلی بازدارنده پژوهندگی در دانشجو معلمان است. این پژوهش در قالب پژوهش آمیخته تشریحی صورت گرفته است. در بخش کمی از آمار استنباطی و در بخش کیفی از روش پدیدارشناسی استفاده شده است. جامعه پژوهشی شامل دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان استان مرکزی (پردیس زینب کبری و پردیس باهنر) به تعداد 1856 نفر بود که از این جامعه در بخش کمی پژوهش، به روش نمونه گیری تصادفی 334 نفر انتخاب شدند و در بخش کیفی با روش نمونه گیری هدفمند و با ملاک نفرات اول هر ورودی و رتبه های زیر 1000 در کنکور سراسری (در سال های 1400-1402)؛ 20 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. روش گردآوری داده ها در بخش کمی، پرسش نامه موانع فعالیت های تحقیقاتی در دانشگاه (Karimian et al, 2011) بود که شامل 46 گویه در طیف لیکرت است و تحلیل داده ها با مدل رگرسیون، تحلیل عاملی و آزمون فردیمن انجام شده است. روایی این پرسش نامه با استفاده از نظر متخصصان علوم تربیتی و ضریب آلفای کرونباخ برای کل پرسش نامه 91/0 به دست آمد  و در بخش کیفی از روش مصاحبه نیمه سازمان یافته جهت جمع آوری داده ها استفاده شد و با روش کلایزی تحلیل شد. نتایج به دست آمده در بخش کمی پژوهش نشان داد که شش بعد موانع پژوهندگی با یکدیگر همبستگی دارند و می توانند تحت عنوان کلی؛ موانع پژوهندگی قرار گیرند. همچنین نتایج نشان داد که موانع حرفه ای مهمترین مانع پژوهندگی است. تحلیل داده ها در بخش کیفی نیز منجر به شکل گیری 3 مضمون اصلی (چالش منابع، چالش شخصی و چالش دسترسی به استادان و راهنماهای پژوهشی) و 9 مضمون فرعی گردید. بنابراین می توان نتیجه گرفت که موانع حرفه ای مانند کمبود تجربه دانشجو معلمان در پژوهش، عدم شناخت منابع اطلاعاتی و عدم مدیریت زمان و مهارت های عملی آن ها، مهم ترین مانع پژوهندگی در میان دانشجو معلمان است.
۲۰۰۷۹.

معرفی و اعتباریابی مقیاس ادراک معلمان از کاربرد هوش مصنوعی در آموزش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۵
هدف از این پژوهش معرفی و اعتباریابی ابزار سنجش «ادراک معلمان از کاربرد هوش مصنوعی در آموزش» بود. روش پژوهش، توصیفی پیمایشی بود. جامعه آماری، دانشجومعلمان سال سوم و چهارم دانشگاه فرهنگیان استان کردستان بودند. با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس، نمونه ای به حجم 321 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها مقیاس 15 ماده ای ادراک معلمان از کاربرد هوش مصنوعی در آموزش بود که توسط اوزوم و همکاران (Üzüm & et al., 2025) تدوین شده است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی، تحلیل عاملی تأییدی، ضریب آلفای کرونباخ و آزمون t تک نمونه ای انجام شد. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که نسخه فارسی مقیاس دقیقاً مشابه با ساختار عاملی نسخه اصلی، قابل تقلیل به سه زیرمقیاس است. بنابراین به پیروی از نسخه اصلی، این زیرمقیاس ها به ترتیب «ادراک از تدریس»، «ادراک از یادگیری» و «ادراک از مسائل اخلاقی» نام نهاده شدند. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نیز بیانگر برازش خوب مدل سه بعدی ادراک معلمان از کاربرد هوش مصنوعی در آموزش بود. نتایج بررسی پایایی نشان داد که پایایی کل مقیاس با ضریب 89/0 تأیید می شود. پایایی زیرمقیاس ها نیز در دامنه 75/0 تا 89/0 بود. سایر یافته ها بیانگر ادراک مثبت افراد نمونه از کاربرد هوش مصنوعی در آموزش بود. بر مبنای یافته های پژوهش، نسخه فارسی مقیاس ادراک معلمان از کاربرد هوش مصنوعی در آموزش در نمونه ایرانی مورد مطالعه دارای روایی و پایایی مناسبی است و می توان از این ابزار در پژوهش های آتی استفاده نمود.
۲۰۰۸۰.

بافت های آموزشی و انگیزشی: بررسی تأثیر دوگانه انگیزه های درونی و بیرونی بر معلمان زبان انگلیسی در محیط های آموزشی دولتی و خصوصی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۲
این پژوهش تأثیر انگیزه های درونی و بیرونی را بر رضایت شغلی و کارآمدی معلمان زبان انگلیسی در محیط های آموزشی دولتی و خصوصی ایران بررسی کرده است. با بهره گیری از رویکرد ترکیبی، داده ها از طریق پرسشنامه و مصاحبه با 150 معلم از مناطق مختلف ایران گردآوری شد تا شکاف موجود در درک انگیزش معلمان در زمینه های غیرغربی مورد توجه قرار گیرد. نتایج این پژوهش نشان داد که انگیزه های درونی، مانند رضایت شخصی از تدریس، کارآمدی معلمان را تقویت کرده و آن ها را به استفاده از نوآوری های آموزشی ترغیب می کند. در مقابل، انگیزه های بیرونی، مانند افزایش حقوق و ارتقاء شغلی، در حفظ وفاداری سازمانی و دستاوردهای کوتاه مدت مؤثرند، اما تأثیر کمتری بر رشد حرفه ای بلندمدت معلمان دارند. همچنین مشخص شد که معلمان در مدارس خصوصی، به دلیل حمایت های بیشتر و دسترسی بهتر به منابع، انگیزش بالاتری گزارش کردند. این یافته ها می توانند به طراحی سیاست های آموزشی مؤثری برای بهبود انگیزه و رضایت شغلی معلمان کمک کنند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان