ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۳۲۱ تا ۱٬۳۴۰ مورد از کل ۲۰٬۳۲۵ مورد.
۱۳۲۱.

Barriers and Facilitators to Using VR-Based Therapy for Emotional Regulation in Youth with Exceptional Needs(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۶ تعداد دانلود : ۱۵۷
This study aimed to explore the barriers and facilitators influencing the implementation of virtual reality (VR)-based therapy for emotional regulation in youth with exceptional needs. A qualitative research design was employed using semi-structured interviews with 23 purposefully selected participants, including special education teachers, therapists, caregivers, and VR developers, all based in Minnesota, USA. Participants were selected based on their direct involvement with VR therapy programs for youth with neurodevelopmental or emotional regulation challenges. Interviews were conducted until theoretical saturation was reached. Data were transcribed verbatim and analyzed using thematic analysis in NVivo 14, following Braun and Clarke’s six-phase framework. The analysis revealed two main thematic categories: facilitators and barriers. Facilitators included seven subthemes: technological appeal, personalization, therapist control, motivation and engagement, institutional support, caregiver involvement, and observable emotional gains. Barriers were categorized into seven subthemes as well: accessibility and equity issues, sensory limitations, stakeholder resistance, cultural irrelevance, technical difficulties, ethical and privacy concerns, and lack of standardized guidelines. Participants reported that immersive features, real-time therapist adjustments, and family buy-in enhanced VR’s therapeutic effectiveness. Conversely, cost constraints, lack of culturally appropriate content, and technical or ethical challenges hindered adoption. Quotes from stakeholders enriched the thematic interpretation and contextualized the results. VR-based therapy shows promising potential in enhancing emotional regulation among youth with exceptional needs due to its immersive, customizable, and engaging design. However, successful implementation depends on addressing contextual challenges, including accessibility, technical infrastructure, and cultural inclusivity. Stakeholder collaboration and the development of standardized protocols are essential to scale VR interventions in educational and clinical contexts.
۱۳۲۲.

پیش بینی کیفیت زندگی براساس خودکارآمدی فرزندپروری و تنظیم شناختی هیجان در مادران دانش آموزان کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۱۰۲
زمینه و هدف: مادران کودکان کم توان ذهنی در خودکارآمدی فرزندپروری و تنظیم شناختی هیجان با چالش های خاصی مواجه هستند و به نظر می رسد این عوامل با کیفیت زندگی آنها ارتباط داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف پیش بینی کیفیت زندگی براساس خودکارآمدی فرزندپروری و تنظیم شناختی هیجان در مادران دانش آموزان کم توان ذهنی انجام گرفت. روش: این پژوهش از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل همه مادران دانش آموزان کم توان ذهنی شهر اصفهان می شد. نمونه پژوهش شامل 65 نفر از مادران بود که با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه کیفیت زندگی، مقیاس خودکارآمدی فرزندپروری و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان می شد. داده های بهدست آمده با استفاده از روش آماری تحلیل رگرسیون گام به گام تحلیل شدند. یافته ها: خودکارآمدی فرزندپروری و راهبردهای انطباقی تنظیم شناختی هیجان با کیفیت زندگی ارتباط مثبت و معنادار داشت در حالی که راهبردهای غیرانطباقی تنظیم شناختی هیجان با کیفیت زندگی رابطه منفی و معناداری داشت. خودکارآمدی فرزندپروری و راهبردهای انطباقی و غیرانطباقی 42 درصد از واریانس کیفیت زندگی را پیش بینی کردند و خودکارآمدی فرزندپروری بیشترین نقش را در پیش بینی کیفیت زندگی داشت. نتیجه گیری: توجه به متغیرهای خودکارآمدی فرزندپروری و تنظیم شناختی هیجان در پیش بینی کیفیت زندگی مادران دانش آموزان کم توان ذهنی از اهمیت خاصی برخوردار است. بنابراین، توجه به این متغیرها نقشی حیاتی در پیش بینی کیفیت زندگی دارد.
۱۳۲۳.

نقش واسطه ای هوش معنوی در رابطه تربیت اخلاقی با تفکر انتقادی دانش آموزان مقطع متوسطه اول نورآباد ممسنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۸۲
مقدمه و هدف: در دنیای امروز، توسعه مهارت های تفکر انتقادی و تربیت اخلاقی از اهمیت ویژهای برخوردار است، چرا که این دو مهارت نقش مؤثری در رشد فکری، رفتاری و اجتماعی دانش آموزان ایفا می کنند. علاوه بر این، هوش معنوی که به عنوان توانایی درک معانی و ارزش های عمیقتر زندگی تعریف میشود، میتواند به عنوان عاملی واسطه ای در تقویت ارتباط میان تربیت اخلاقی و تفکر انتقادی عمل نماید. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای هوش معنوی در رابطه بین تربیت اخلاقی و تفکر انتقادی دانش آموزان دوره اول متوسطه شهر نورآباد ممسنی انجام شده است. روش شناسی پژوهش: روش پژوهش همبستگی بود و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دوره اول متوسطه نورآباد (1500 نفر) در سال تحصیلی 1403-1404 بود. حجم نمونه 310 نفر با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شد. ابزارهای پژوهش از نظر پایایی دارای ضریب آلفای کرونباخ معناداری برای متغیرهای هوش معنوی (0.93)، تربیت اخلاقی (0.79) و تفکر انتقادی (0.79) بودند. یافته ها نشان دادند بین هوش معنوی و تفکر انتقادی، هوش معنوی و تربیت اخلاقی، و تفکر انتقادی و تربیت اخلاقی روابط معناداری وجود دارد. یافته ها: همچنین نتایج تحلیل مسیر نشان داد هوش معنوی نقش واسطه ای معناداری در رابطه میان تربیت اخلاقی و تفکر انتقادی دانش آموزان دارد. نتیجه گیری این است که هوش معنوی به عنوان عاملی واسطه ای می تواند اثر تربیت اخلاقی بر تفکر انتقادی را تقویت نماید. نتیجه گیری: تربیت اخلاقی زمانی می تواند بیشترین اثرگذاری را بر پرورش تفکر انتقادی داشته باشد که با تقویت هوش معنوی همراه شود. بنابراین، هوش معنوی به عنوان یک متغیر میانجی، توانایی افزایش اثرگذاری تربیت اخلاقی بر بهبود تفکر انتقادی را دارد و می تواند به عنوان یکی از عوامل کلیدی در برنامه ریزی های آموزشی و پرورشی مورد توجه قرار گیرد.
۱۳۲۴.

شناسایی ابعاد، مولفه ها و شاخص های کارکردهای هوش مصنوعی در آموزش عالی با رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۸
پژوهش حاضر با هدف شناسایی ابعاد، مولفه ها و شاخص های کارکردهای هوش مصنوعی در آموزش عالی انجام شد. پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و از نوع داده ها، کیفی بوده و با استفاده از روش فراترکیب انجام شد. جامعه مورد مطالعه شامل تمامی اسناد، مبانی نظری و پیشینه مرتبط با کارکردهای هوش مصنوعی در آموزش عالی در پایگاه های داده ایرانی (1403-1395) و خارجی (2025-2010) بود. نمونه گیری به صورت هدفمند انجام شد و حجم نمونه بر اساس حذف سیستماتیک طبق نمودار جریان مدل پریزما تعیین گردید. ابزار جمع آوری داده ها شامل فیش برداری و مرور سیستماتیک ادبیات بود و برای محاسبه روایی از چک لیست 27 موردی براساس مدل پریزما و برای محاسبه پایایی از ضریب کاپای کوهن استفاده شد. تحلیل داده ها با نرم افزار MaxQDA2018 و به روش تحلیل مضمون انجام شد. یافته ها نشان داد که کارکردهای هوش مصنوعی در آموزش عالی شامل ابعاد شخصی سازی یادگیری، تجزیه و تحلیل داده های آموزشی، پشتیبانی از تدریس و یادگیری و ارزیابی و پیش بینی موفقیت است که بعد شخصی سازی یادگیری دارای مولفه های شناسایی نیازهای یادگیری، منابع آموزشی متنوع و یادگیری خودگردان؛ بعد تجزیه و تحلیل داده های آموزشی دارای مولفه های جمع آوری داده های یادگیری، تجزیه و تحلیل پیشرفته و گزارش دهی و مصورسازی؛ پشتیبانی از تدریس و یادگیری دارای مولفه های ابزارهای تدریس هوشمند، پشتیبانی از اساتید و یادگیری مشارکتی و بعد ارزیابی و پیش بینی موفقیت شامل مولفه های ارزیابی خودکار، پیش بینی موفقیت دانشجویان، ارزیابی کیفیت آموزش و بهبود مستمر است. ابعاد به طور تنگاتنگ به هم مرتبط هستند و همچنین به بهبود کیفیت آموزش و یادگیری در آموزش عالی کمک می کنند. این تحولات می توانند منجر به ارتقاء کیفیت آموزش و افزایش موفقیت دانشجویان شوند.
۱۳۲۵.

تدوین برنامه توان بخشی شناختی یافتن سریع کلمه و اثربخشی آن بر پردازش شنیداری کودکان با اختلال های عصب تحولی: مطالعه موردی کودکان با نارساخوانی و اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۱۰۸
یکی از بارزترین ویژگی های کودکان با نارساخوانی و اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی، مشکل در پردازش شنیداری است و عدم ارائه مداخله به موقع برای این کودکان عواقب جبران ناپذیری را به همراه دارد. هدف از این پژوهش تدوین برنامه توان بخشی شناختی یافتن سریع کلمه و اثربخشی آن بر پردازش شنیداری کودکان با نارساخوانی و اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دوره ابتدایی 7 تا 9 ساله شهر تهران با تشخیص نارساخوانی و اختلال نقص توجه / بیش فعالی که در سال نیمسال دوم تحصیلی 1401 مشغول به تحصیل بودند که 30 نفر داوطلب واجد شرایط به شیوه تصادفی در دوگروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) گمارش شدند. گروه آزمایش در 10 جلسه 45 دقیقه ای برنامه توان بخشی شناختی یافتن سریع کلمه را دریافت کرد. ابزارهای پژوهش شامل نسخه چهارم آزمون هوش وکسلر، آزمون خواندن و نارساخوانی مرادی و همکاران (1395)، پرسشنامه کانرز-فرم والدین (1998) و سیاهه مشکلات شنیداری فیشر (1976) بود. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیره تحلیل شد. یافته ها نشان داد که برنامه توان بخشی شناختی یافتن سریع کلمه مؤثر بوده و موجب بهبود پردازش شنیداری کودکان با نارساخوانی و اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی در گروه آزمایش شده است. با توجه به این یافته ها برنامه توان بخشی شناختی یافتن سریع کلمه به عنوان یک مداخله مؤثر به متخصصان پیشنهاد می شود.
۱۳۲۶.

آموزش ترکیبی در نظام های آموزشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۵
مقدمه و هدف:با گسترش فناوری، آموزش الکترونیکی رایج شد اما چالش هایی مانند کاهش تعاملات انسانی را به همراه داشت. در پاسخ، رویکرد آموزش ترکیبی به عنوان تلفیقی از آموزش حضوری و برخط مطرح گردید. هدف این پژوهش، بررسی مبانی، مدل ها و اثربخشی آموزش ترکیبی در نظام های آموزشی است. روش شناسی پژوهش: . پژوهش پیش رو از نظر روش، در زمره تحقیقات توصیفی-تحلیلی قرار می گیرد. داده های مورد نیاز با استفاده از روش اسنادی (کتابخانه ای) و با مرور منابع مکتوب و دیجیتال گردآوری شده اند. یافته ها: یافته ها نشان می دهد آموزش ترکیبی با تلفیق یادگیری حضوری و برخط، ضمن بهره مندی از مزایایی چون انعطاف پذیری، تعامل بیشتر و خودآموزی، به رویکردی مؤثر در نظام های آموزشی تبدیل شده است. مدل های مختلفی برای این رویکرد وجود دارد که مدل حضوری محور و مدل های خطی (جریان برنامه) و غیرخطی (شعاعی) از آن جمله هستند. مرور پژوهش های پیشین حاکی از آن است که یادگیری ترکیبی در مقایسه با روش های سنتی و صرفاً الکترونیکی، تأثیر مثبت و معناداری بر افزایش یادگیری، پیشرفت تحصیلی، رضایت مندی و انگیزه فراگیران دارد. همچنین عواملی مانند کیفیت طراحی آموزشی، استفاده از مدل های مناسب (به ویژه مدل خطی) و تأمین نیازهای خودتعیین گری (خودمختاری، شایستگی و ارتباط) در اثربخشی این رویکرد نقش کلیدی دارند. با وجود چالش هایی نظیر مدیریت زمان و مسائل فناوری، آموزش ترکیبی به دلیل کارایی و اثربخشی بالاتر، به عنوان رویکردی غالب در آموزش های امروزی موردتأکید است. نتیجه گیری: آموزش ترکیبی با تلفیق هوشمندانه آموزش حضوری و برخط، رویکردی مؤثر و انعطاف پذیر برای ارتقای کیفیت یادگیری، افزایش رضایت مندی و پاسخگویی به نیازهای متنوع فراگیران است. موفقیت این رویکرد مستلزم طراحی آموزشی مناسب، توجه به عوامل فناورانه و ارزشیابی مستمر می باشد.
۱۳۲۷.

مقایسه اهمال کاری تحصیلی، تاب آوری و طرحواره های ناسازگار اولیه در دانش آموزان با سطوح مختلف اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۶
پیشینه و اهداف: اضطراب اجتماعی یکی از مشکلات روانشناختی است که تاثیرات منفی فراوانی بر سلامت روانشناختی و جسمانی نوجوانان دارد؛ بر همین اساس شناخت عوامل مرتبط با آن اهمیت فراوانی دارد. در این راستا هدف این پژوهش مقایسه اهمال کاری تحصیلی، تاب آوری و طرحواره های ناسازگار اولیه در دانش آموزان با سطوح مختلف اضطراب اجتماعی بود. روش ها : روش پژوهش علی- مقایسه ای و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر دوره متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 1402-1401 بود که از بین آن ها به روش طبقه ای نسبتی، 398 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های هراس اجتماعی کانور و همکاران (2000)، فرم کوتاه پرسشنامه طرحواره های ناسازگار اولیه یانگ و براون (2006)، مقیاس گرایش اهمال کاری تحصیلی تاکمن (1991) و مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون (2003) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیری و آزمون تعقیبی بانفرونی انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که دانش آموزان با اضطراب اجتماعی زیاد در مقایسه با دانش آموزان با اضطراب اجتماعی متوسط و کم، اهمال کاری تحصیلی و طرحواره های ناسازگار اولیه بیشتری داشتند و از تاب آوری کمتری برخوردار بودند. نتیجه گیری: با توجه به اهمال کاری تحصیلی و طرحواره های ناسازگار اولیه بیشتر و تاب آوری کمتر دانش آموزان با اضطراب اجتماعی زیاد در مقایسه با دانش آموزان سایر سطوح اضطراب اجتماعی، لزوم توجه به اضطراب اجتماعی دانش آموزان در برنامه های پیشگیری و درمانی بیش از پیش آشکار میشود.
۱۳۲۸.

پژواک نقش های جنسیتی در فضای مدرسه: مطالعه ای پدیدارشناختی از دید معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۲
پژوهش حاضر با هدف واکاوی ادراک معلمان از نقش های جنسیتی یادگیرندگان در فضای مدارس مختلط روستایی دوره ابتدایی در استان قزوین انجام شد. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. میدان پژوهش شامل کلیه معلمان زن و مرد دوره ابتدایی استان قزوین بود که بر اساس ملاک های تعیین شده نمونه گیری به صورت هدفمند انجام شد. پس از انتخاب نمونه، با 20 نفر از معلمان مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام شد و داده ها با استفاده از روش کلایزی تجزیه و تحلیل شدند. در نهایت 4 مفهوم محوری شامل بازتولید نظم جنسیتی در تعاملات آموزشی، عاملیت جنسیتی پسران در یادگیری، بازتاب تفاوت های جنسیتی در توانمندی ها و نیز بازتولید نقش های جنسیتی در انتخاب های تحصیلی – شغلی به دست آمد. نتایج بیانگر آن است که معلمان، آگاهانه یا ناخودآگاه، در تفسیر و هدایت رفتارهای یادگیرندگان از الگوهای فرهنگی و کلیشه های جنسیتی رایج در جامعه تأثیر می پذیرند؛ به گونه ای که این ادراکات در نوبه ی خود منجر به بازتولید نابرابری های جنسیتی در فرایند یاددهی - یادگیری می شود.
۱۳۲۹.

یادگیری معارف اسلامی در بستر رسانه های نوین از منظر تجربه زیسته دانشجو معلمان: دلالت هایی برای بازاندیشی در برنامه درسی تربیت معلم

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۳۶
پیشینه و اهداف: با گسترش آموزش دیجیتال، شیوه های یادگیری معارف اسلامی دگرگون شده است. این تحول، هم زمان هم فرصت هایی برای تعمیق باورهای دینی و هم چالش هایی مانند کاهش تعامل و سطحی شدن یادگیری به ارمغان آورده است. هدف این پژوهش، واکاوی تجربه زیسته دانشجو معلمان از یادگیری معارف اسلامی در بستر رسانه های نوین و استخراج دلالت های آن برای بازاندیشی در برنامه درسی تربیت معلم بود. روش ها : این مطالعه به روش کیفی و با رویکرد پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. جامعه پژوهش را دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان تشکیل می دادند که با روش نمونه گیری هدفمند و با حداکثر تنوع، ۱۰ نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق بود و داده ها با استفاده از تحلیل مضمون و با تداوم جمع آوری تا رسیدن به اشباع نظری، تجزیه و تحلیل شدند.. یافته ها: تحلیل داده ها منجر به استخراج سه مضمون اصلی شد:«چالش های یادگیری در بستر رسانه ای (شامل احساس فاصله عاطفی و کاهش تعامل)»، «بازتعریف منابع دینی در فضای دیجیتال (با محوریت رجوع به منابع غیررسمی و شخصی سازی شده)» و «تجربه یادگیری معنادار دینی (ناشی از تأمل شخصی و درونی سازی معنا)». نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد برنامه درسی کنونی معارف اسلامی نتوانسته است با زیست جهان رسانه ای نسل جدید همراه شود. بر این اساس، بازنگری در برنامه درسی با هدف تلفیق ظرفیت های آموزش مجازی، تقویت سواد رسانه ای و طراحی تجربیات یادگیری معنادار و تعاملی ضروری به نظر می رسد. از محدودیت های این پژوهش می توان به تمرکز بر یک دانشگاه خاص اشاره کرد.
۱۳۳۰.

How Explicit Argumentative Training Improves EFL Students’ Argumentative Performance in English and Persian: Insights from Iranian IELTS Candidates(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶ تعداد دانلود : ۱۶۲
The study on second language (L2) argumentative writing has explored various surfaces and dimensions of learner behavior and presentation, although fewer studies have studied effective pedagogical strategies to boost students’ argumentative skills. The current study mentions the gap by exploring the effect of explicit argumentative instruction on the writing abilities of 30 Iranian IELTS candidates, according to CEFR ranging from B1 to B2, in an English Language Institute in Karaj - Iran in both Persian and English, the former their native language and the latter their foreign language . As a set of authentic IELTS Task 2 prompts were used and taken from the language learners, the study analyzed 180 argumentative essays, both in English and Persian, written by the participants prior, while and after instruction. The outcomes had shown noteworthy enhancement in the students’ English argumentative performance, with the recurrent use of argumentation key elements such as ‘claim’, ‘data’, and the ‘counterarguments’. Though, less emphasis was put on advanced argumentative structures such as ‘counterclaims’ and ‘rebuttals’. The results suggest that structured pedagogy in teaching argumentation can positively influence learners’ proficiency in both first language (L1) and second language (L2) writing. The insinuations for teaching argumentative writing in multilingual contexts will be further discussed.
۱۳۳۱.

The Effect of Educational Computer Games on Students' Accuracy and Concentration

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۷ تعداد دانلود : ۲۲۱
Background and Objective: It should be noted that the effect of educational computer games on the accuracy and concentration of students depends on several factors, including the type of game, content, design, and duration of use. This research was conducted to investigate the effect of educational computer games on the accuracy and concentration of eighth-grade female students in Kerman. Methods: Quasi-experimental research method and pre-test-post-test design with a control group were used. The statistical population of the research was all female students in the eighth grade of secondary school in Kerman City in the academic year 2022-2023 and a sample of 80 people was selected in the form of two classes of 40 people from the society by multi-stage cluster sampling method. Two Toulouse and Pieron accuracy questionnaires (1911) and Savary & Oraki concentration questionnaires (2015) were used to collect pre-test-post-test information and computer game software was used as an experimental practice. Results:Data analysis was also done with the statistical method of analysis of covariance and using SPSS19 software. The results showed that computer educational games have been effective in improving the accuracy and concentration of students in the experimental group compared to the control group. Conclusion: Therefore, due to the flexibility of the structure of educational computer games and their non-linear organization, the motivational features of computer games and the benefit of learning rules and principles such as immediate reinforcement, they can contribute to increasing concentration and accuracy.
۱۳۳۲.

اثربخشی خود راهبری به شیوه آنلاین بر بهبود کارآفرینی اجتماعی دانش آموزان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۱ تعداد دانلود : ۲۱۲
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی خود راهبری به شیوه آنلاین بر بهبود کارآفرینی اجتماعی دانش-آموزان پایه سوم ابتدایی شهر ساری بود. این پژوهش کاربردی، روش گردآوری داده ها میدانی و از نظر روش اجرا غیر توصیفی از نوع نیمه آزمایشی با طرح (پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل) بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان پایه سوم ابتدایی در سال تحصیلی 1402-1401 به تعداد 4500 نفر بودند که با روش نمونه گیری تصادفی ساده تعداد 57 نفر (دو گروه 28 و 29 نفره آزمایش و گواه) به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. گروه آزمایش 16 جلسه 90 دقیقه ای آموزش خود راهبردی به شیوه آنلاین دریافت کرد، اما گروه گواه هیچ گونه برنامه آموزشی دریافت نکرد. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه استاندارد کارآفرینی اجتماعی عباس عرب (1390) بود. روایی این پرسش نامه ها توسط متخصصان مورد تأیید قرار گرفت، پایایی از طریق ضریب آلفای کرونباخ (89/0 صدم) محاسبه گردید. برای تجزیه وتحلیل داده ها نیز از بخش توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (کولموگروف اسمیرنوف، کوواریانس چندمتغیره و تک متغیره) با استفاده از نرم افزار SPSS25 انجام شد. نتایج نشان داد که آموزش خود راهبردی به شیوه آنلاین بر بهبود کارآفرینی اجتماعی دانش آموزان پایه سوم ابتدایی شهر ساری تأثیر دارد.
۱۳۳۳.

تحلیل اثرات هم افزایی کاهش بار شناختی و آموزش طرحواره محور بر ارتقای یادگیری فرمول های ریاضی در دانش آموزان پایه دوازدهم علوم انسانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۳۲
هدف از انجام این پژوهش، مقایسه روش حل مسائل و تمرین های کتاب ریاضی و آمار ۳ با استفاده از تفکیک فرمول های سنگین و تبدیل آن ها به مراحل چندگانه به منظور ایجاد طرح واره های ذهنی و درک عمیق، نسبت به آموزش صرفاً بر مبنای شیوه کتاب و بررسی تأثیر این رویکرد بر عملکرد دانش آموزان در آزمون نهایی بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از دسته پژوهش های شبه آزمایشی با گروه آزمایش و گواه بود. در این پژوهش، نمره نوبت اول دانش آموزان به عنوان پیش آزمون و نمرات پایانی نوبت دوم به عنوان پس آزمون مورداستفاده قرار گرفت. جامعه آماری شامل دانش آموزان پایه دوازدهم انسانی شهرستان آبادان در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ و نمونه به صورت در دسترس شامل ۵6 دانش آموز در دو گروه ۲8 نفری بود.. تدریس در گروه آزمایش در نیم سال دوم با روش مبتنی بر ایجاد طرح واره های ذهنی از طریق تفکیک و ساده سازی مراحل حل مسائل و ایجاد الگوریتم برای درک بهتر و عمیق مراحل حل انجام شد و برای گروه گواه آموزش به شیوه متداول کتاب صورت گرفت. برای تفسیر داده ها از آنالیز کوواریانس استفاده شدنتایج تحلیل ها نشان داد که گرچه در نیم سال دوم معمولاً روند عملکرد دانش آموزان با کاهش نسبی همراه است، عملکرد گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه به طور معناداری بهتر بود و اجرای روش مبتنی بر طرح واره توانست این روند را بهبود بخشد. (۰24/0 = p) و مقدار اندازه اثر 092/۰ به دست آمد که بیانگر یک اثر متوسط است.
۱۳۳۴.

اثربخشی آموزش مهارت های ارتباطی بر سازگاری اجتماعی و کیفیت زندگی مادران دارای فرزند مبتلا به اختلال طیف اوتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۹۵
  اختلال اوتیسم به علّت مشکلاتی که در رشد مهارت های ارتباطی، عاطفی، تعاملی، کلامی و شناختی افراد مبتلا ایجاد می کند، تقریباً تمام اعضای خانواده، به ویژه مادران را درگیر مسائل ناشی از این اختلال می کند. پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی آموزش مهارت های ارتباطی بر سازگاری اجتماعی و کیفیت زندگی مادران دارای فرزند اوتیسم انجام گرفت. روش پژوهش آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل تمامی مادران دارای فرزند اوتیسم در سال 1403 شهر اردبیل بود که از میان آن ها برحسب ملاک های ورود به پژوهش و به روش نمونه گیری هدفمند 30 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش (15 نفر) و گروه کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش 8 جلسه ی 75 دقیقه ای برنامه ی آموزش مهارت های ارتباطی مک کی و همکاران (2009) را دریافت کردند و گروه کنترل به روال عادی خود ادامه دادند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی سازگاری اجتماعی بل (۱۹۶۱) و پرسشنامه ی کیفیت زندگی اسکوینتگتون و همکاران (2004) استفاده شد. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که بین میانگین سازگاری اجتماعی (001/0>P، 40/57F=، 688/0 η p 2 =) و کیفیت زندگی (001/0>P، 58/89F=، 775/0 η p 2 =) مادران گروه آزمایش و گروه کنترل در پس آزمون تفاوت معناداری وجود دارد. بدین صورت که بعد از اجرای برنامه ی آموزش مهارت های ارتباطی، میانگین نمرات سازگاری اجتماعی و کیفیت زندگی مادران در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل به طور معناداری افزایش یافته است؛ بنابراین، مادران دارای فرزند اوتیسم به کمک مهارت های ارتباطی می توانند سازگاری خود را بهبود بخشند و کیفیت زندگی در آنان افزایش می یابد.
۱۳۳۵.

کاربست نظریۀ فرهنگی- اجتماعی رشد لئو ویگوتسکی در آموزش مسئولیت پذیری در مدارس مقطع ابتدایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۵۵
پیشینه و هدف: هدف از این پژوهش کاربست نظریه فرهنگی اجتماعی رشد لئو ویگوتسکی در آموزش مسئولیت پذیری به دانش آموزان مقطع ابتدایی است، روش ها: پژوهش با روش توصیفی و استفاده از منابع اسنادی، اهمیت آموزش مسئولیت پذیری به عنوان یکی از مهارت های اصلی فردی دانش آموزان را بررسی و راهکارهایی را پیشنهاد می دهد. یافته ها : از نظر ویگوتسکی منطقه تقریبی رشد و محیط فرهنگی اجتماعیِ کودک نقش مهمی در توسعه مهارت های فردی او دارد؛ بنابراین پیش نیاز آموزش مسئولیت پذیری به کودکان دبستانی، ارتقای رشد فرهنگی و اجتماعی کادر علمی و اجرایی مدرسه، همچنین دانش آموزان به عنوان گروه هم سالان الگو و معلمان است. در این راه معلمان می توانند برای آموزش مسئولیت پذیری از روش های الگودهی، دادن بازخورد و پاداش، ساماندهی شناختی و پرسش و پاسخ استفاده کنند و در جایگاه تکیه گاه، با ارزیابی منطقه تقریبی رشد دانش آموزان، مهارت مسئولیت پذیری را در قالب تعاملات رفتاری دانش آموز با محیط و همکلاسانش ارزیابی کرده و آموزش های مناسب او را طراحی کنند. نتیجه گیری : برای به نتیجه رسیدن و برنامه ریزی این آموزش ها می توان از راهکارهایی مانند: دادن مسئولیت های ساده و ابتدایی مانند نظافت کلاس، مراقبت از وسایل و مدیریت زمان؛ تا همکاری در پروژه های گروهی و حل مسئله و مشارکت در فعالیت های معلم و اداره کلاس در سالهای آخر تحصیل دانش آموز در مقطع ابتدایی استفاده کرد. در این میان بهره مندی از راهکارهای آموزشی خلاق مانند ایجاد تخته و چرخه مسئولیت پذیری در کلاس، تهیه دفترچه یادداشت مسئولیت پذیری و ... می تواند انگیزه بخش و تسهیلگر امر آموزش باشد.
۱۳۳۶.

شناسایی عوامل مرتبط با اجرای رویکرد یادگیری مشارکتی در محیط الکترونیکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۰۵
هدف از پژوهش حاضر، شناسایی عوامل مرتبط با اجرای رویکرد یادگیری مشارکتی در محیط الکترونیکی می باشد. روش پژوهش ازنظر هدف کاربردی و از منظر گردآوری یافته ها، کیفی از نوع پدیدارشناسی بوده است. به منظور گردآوری یافته ها از ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده و یافته های پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوی موردبررسی قرارگرفته است. میدان پژوهش شامل کلیه متخصصان حوزه یادگیری مشارکتی و الکترونیکی که دارای تجارب زیسته در این زمینه بوده اند و با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند درمجموع با 15 نفرمصاحبه صورت پذیرفت. به منظور بررسی میزان اعتبار پژوهش از روش توافق بین دو کدگذار ( که با مقدار کاپا 87/ )مورد تأیید قرار گرفت. نتایج تحلیل یافته های پژوهش منجر به شناسایی 14 مقوله شده که در قالب 3 مؤلفه دسته بندی گردید. مؤلفه های اصلی شامل: عوامل مرتبط با مدرس، یادگیرنده و دانشگاه (به عنوان یک نهاد) و مقوله های شناسایی شده عبارت اند از: فرهنگ اجرای رویکرد مشارکتی در محیط الکترونیکی، تأمین منابع مالی موردنیاز برای اجرای رویکرد مشارکتی ، توانمندسازی سرمایه های انسانی برای محیط الکترونیکی، تأمین فناوری های مرتبط با اجرای رویکرد مشارکتی در محیط الکترونیکی، وجود نظام پشتیبانی در محیط الکترونیکی، پذیرش مسئولیت یادگیری توسط یادگیرندگان، وجود باورهای انگیزشی یادگیرندگان، وجود توانایی خلاقیت و حل مسئله در یادگیرندگان، وجود باورهای مثبت به یادگیری مشارکتی در یادگیرندگان، تسلط یادگیرندگان به ابزارهای فناورانه به منظور اجرای یادگیری مشارکتی در محیط الکترونیکی، تسلط مدرسان بر دانش تخصصی، ویژگی های روان شناختی مدرسان متناسب با محیط الکترونیکی، آشنایی مدرسان با الزامات طراحی و پیاده سازی رویکرد مشارکتی در محیط الکترونیکی و درنهایت راهبری کلاس درس با رویکرد مشارکتی در محیط الکترونیکی.
۱۳۳۷.

EFL Pedagogical Applications of ChatGPT: Opportunities and Threats

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۲ تعداد دانلود : ۱۴۴
This study investigates EFL teachers’ perceptions of ChatGPT as a tool for English language instruction, focusing on its perceived benefits, challenges, and pedagogical implications. Using a qualitative phenomenological approach, data were collected through semi-structured interviews with ten EFL teachers currently working in different language-related educational centers in Iran. Participants represented diverse educational contexts, including universities, public schools, and private language centers. Thematic analysis of the interview data revealed that while teachers generally expressed positive attitudes toward ChatGPT, recognizing its flexibility, time-saving capabilities, and potential to enhance students’ writing skills and learner autonomy, they also voiced concerns regarding overreliance, inaccuracies, ethical challenges related to academic dishonesty, and limitations in supporting listening and speaking skills. The findings suggest that ChatGPT is viewed as a supplementary educational tool rather than a replacement for traditional pedagogy. Teachers emphasized the necessity of critical supervision, ethical guidelines, and professional development to ensure effective and responsible integration of AI technologies in EFL instruction. This study contributes to the growing body of research on AI integration in education, offering practical insights for teachers, policymakers, and researchers seeking to harness the potential of AI in language learning while mitigating its challenges.
۱۳۳۸.

اثر رهبری مربیگری مدیران مدارس بر عملکرد خلاقانه معلمان ورزش ابتدائی با نقش میانجی توانمندسازی روانشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۳۴
هدف پژوهش حاضر مطالعه اثر رهبری مربیگری مدیران مدارس بر عملکرد خلاقانه معلمان ورزش ابتدائی با نقش میانجی توانمندسازی روانشناختی است. این پژوهش کاربردی با استفاده از روش تحقیق پیمایشی انجام گردید. 321 معلم ورزش ابتدایی استان گلستان جامعه آماری این پژوهش بودند. حجم نمونه پژوهش با بکارگیری فرمول کوکران 176 معلم تعیین گردید و برای انتخاب نمونه از روش انتخاب تصادفی طبقه ای استفاده شد. ابزار اندازه گیری متغیرها شامل سه پرسشنامه رهبری مربیگری (الینگر و همکاران، 2013)، توانمندسازی روانشناختی (اسپریتزر و همکاران، 2005) و عملکرد خلاقانه (ژو و جرج، 2001) بود. نرم افزا آماری SPSS نسخه 25 به منظور انجام تحلیل های توصیفی بر روی ویژگی های فردی نمونه پژوهش و متغیرها مورد استفاده قرار گرفت. تحلیل های بخش استنباطی با بهره گیری از نرم افزار آماری Smart PLS نسخه 4 انجام گردید. یافته های پژوهش نشان داد اثر رهبری مربیگری مدیران بر توانمندسازی روانشناختی معلمان ورزش مثبت و معنی دار است. همچنین نتایج پژوهش مشخص نمود رهبری مربیگری مدیران بر عملکرد خلاقانه معلمان ورزش اثر معنی داری ندارد. در نهایت، یافته های پژوهش نشان داد رهبری مربیگری مدیران بر عملکرد خلاقانه معلمان ورزش با نقش میانجی توانمندسازی روانشناختی اثر مثبت و معنی داری دارد. بی توان چنین نتیجه گیری نمود که بکارگیری رهبری مربیگری توسط مدیران مدارس با بهبود توانمندسازی معلمان ورزش موجب عملکرد خلاقانه آن ها می شود. بنابراین افزایش آگاهی و دانش مدیران مدارس از شیوه رهبری مربیگری و ترغیب آن ها به استفاده از این شیوه رهبری در محیط کاری خود پیشنهاد می شود.
۱۳۳۹.

بازنمایی ادراک معلمان از تبعات اضافه بار برنامه درسی دانش آموزان دوره ابتدایی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۹۵
اضافه بار کتب درسی پدیده ای فراگیر در سراسر جهان است. شناخت و پیشگیری از معضلات آن برای هر نظام آموزشی ضرورت دارد. در این پژوهش تلاش شد با استفاده از روش پدیدارشناسی توصیفی و واکاوی ادراک و تجربه زیسته معلمان به شناسایی و بازنمایی تبعات اضافه بار برنامه درسی در دانش آموزان بپردازیم. مشارکت کنندگان را از میان معلمان آموزش و پرورش مناطق 3 و 8 تهران و با استفاده از نمونه گیری ملاکی انتخاب کردیم. داده ها پس از 15 مصاحبه اشباع شد. داده ها را با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری و بر اساس راهبرد کلایزی تحلیل کردیم. به منظور تأییدپذیری صحت داده ها از شیوه های بازرسی و بازبینی در زمان کدگذاری، بهره گیری از نظرات همکاران و تأیید آنها و ارتباط درازمدت استفاده کردیم. مرور مستمر و متوالی مصاحبه ها و مقایسه داده ها به شناسایی و دسته بندی سه مضمون اصلی عملکردی، روان شناسی، رفتاری و هشت زیر مضمون و ۲۳ نشانگر منجر شد. با توجه به نتایج به دست آمده، می توان گفت دانش آموزان با تبعاتی همچون کاهش تعهد و سازگاری تحصیلی روبه رو هستند. با توجه به اهمیت دوره ابتدایی و اثرات مخاطره آمیز اضافه بار در ابعاد فردی و اجتماعی در این دوره پیشنهاد می شود در تصمیمی فوری، با استفاده از موارد شناسایی شده، نسبت به اصلاح کتب درسی اقدام شود و به تبع آن کیفیت برنامه درسی نظام آموزشی را ارتقاء داد.
۱۳۴۰.

واکاوی موانع و راهکارهای توسعه قصه گویی کلاسی در مدارس ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹ تعداد دانلود : ۱۶۸
هدفهدف: علیرغم شواهد تجربی ارزشمند در خصوص بروندادهای قصه گویی کلاسی، این روش چندان موردتوجه مدارس نبوده است. بنابراین، هدف از پژوهش حاضر شناسایی موانع و راهکارهای توسعه قصه گویی در مدارس ابتدایی ایران بود. روش: پژوهش حاضر ازلحاظ بنیان فلسفی مبتنی بر پارادایم تفسیرگرایی است. روش پژوهش کیفی و راهبرد مورداستفاده، تحلیل محتوای کیفی مبتنی بر رهیافت عرفی بوده و میدان مطالعه مدارس ابتدایی شهر سنندج بود. مشارکت کنندگان در این پژوهش 11 نفر از معلمان مدارس ابتدایی در سال تحصیلی 04-1403 بودند که با استفاده از رویکرد نمونه گیری هدفمند و روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته بود و هر مصاحبه حدود 45 دقیقه به طول انجامید. داده های متنی با استفاده از کدگذاری و مقوله بندی تحلیل شدند و با روش زاویه بندی تحلیل گر، از اعتبار تحلیل ها اطمینان حاصل شد. یافته ها: یافته ها بیانگر دستیابی به 52 مانع توسعه قصه گویی بود که در 12 مؤلفه و 4 بعد فردی، فرهنگی، سازمانی و آموزشی دسته بندی شدند. یافته ها همچنین بیانگر شناسایی 34 راهکار توسعه قصه گویی در مدارس بودند که در 9 مقوله دسته بندی شدند. مقوله های احصا شده عبارت از مدرسه قصه گو، پداگوژی داستان وار، نظام آموزشی قصه گو، دانش آموز قصه گو، جشنواره ها و مناسبت ها، جامعه دوستدار قصه، تعامل قصه و تکنولوژی، کارگاه های قصه گویی و قصه گویی درمانگر بودند. نتیجه گیری: باتوجه به یافته های پژوهش به کارگیری راهکارهایی همچون توانمندسازی حرفه ای معلمان، بازنگری در سیاست های آموزشی، ایجاد بسترهای ساختاری و فرهنگی حمایتگر در حوزه قصه گویی و نهادینه سازی رویکرد روایت محور در برنامه های درسی و ارتقای فرهنگ قصه گویی می تواند زمینه ساز بهره مندی نظام آموزشی از مزایای شناختی، عاطفی، زبانی و اجتماعی قصه گویی باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان