فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۴۱ تا ۸۶۰ مورد از کل ۱۹٬۵۵۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
Academic writing has emerged as a central area of inquiry among researchers specializing in English as a Foreign Language (EFL) writing. Utilizing a mixed-methods research design, the current study aimed to explore the mediatory role of digital literacy in the writing improvement of EAP learners in a ChatGPT-supported writing course. Following the administration of the Oxford Placement Test (OPT) and digital literacy questionnaire, a cohort of 100 upper-intermediate learners from a non-profit university in Mazandaran, Iran was randomly selected. The participants were then split into two experimental groups (high vs. low digital literacy) and two control groups (high vs. low digital literacy), with each group consisting of 25 participants. The experimental groups received writing instruction that incorporated ChatGPT, while the control groups were taught implementing traditional pedagogical methods devoid of ChatGPT. Data were gathered through pre- and post-writing assessments along with semi-structured interviews. Results from the pre- and post-tests indicated that the experimental groups with either high or low digital literacy exhibited significantly superior academic writing outcomes compared to the control groups. However, no notable disparity was evidenced between the two experimental groups. Analysis of the interviews revealed that ChatGPT contributed greatly to their writing accuracy and fluency, while creating several challenges namely the generation of inappropriate responses and limited access. On implication side, suggestions are offered for prospective EAP students, teachers, teacher educators, and syllabus designers along with a sketch of possible avenues for further exploration.
اثربخشی بازی های آموزشی پرورش هوش میان فردی بر رفتارهای جامعه پسند دانش آموزان با اختلال نارسایی توجه و بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی بازی های آموزشی پرورش هوش میان فردی بر رفتارهای جامعه پسند دانش آموزان با اختلال نارسایی توجه و بیش فعالی انجام شد. روش کار: پژوهش از نوع نیمه آزمایشی همراه با گروه کنترل و پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری تمامی دانش آموزان دارای اختلال نارسایی توجه و بیش فعالی مقطع ابتدایی بودند. 30 شرکت کننده (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه گواه) به صورت در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در گروه های آزمایش و گواه قرار گرفتند. جلسه های بازی های آموزشی پرورش هوش میان فردی به شیوه گروهی برای گروه آزمایش به مدت ۱۰ جلسه 45 دقیقه ای، به صورت هفته ای دو جلسه برگزار شد. با استفاده از پرسشنامه رفتار جامعه پسند دوسچر (۱۹۸۶) داده ها جمع آوری و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۳ تجزیه وتحلیل شد. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که آموزش بازی های آموزشی پرورش هوش میان فردی بر رفتارهای جامعه پسند و ابعاد همکاری و سهیم شدن در دانش آموزان دارای اختلال نارسایی توجه و بیش فعالی مؤثر است (P<0/05). در مرحله پیگیری نتایج نشان داد که این تفاوت با پیش آزمون نیز وجود دارد (P<0/05). نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش می توان بیان کرد که بازی های آموزشی پرورش هوش میان فردی بر رفتارهای جامعه پسند دانش آموزان دارای اختلال نارسایی توجه و بیش فعالی اثربخشی مثبت دارد.
طراحی الگوی بهبود کیفیت آموزشی و پرورشی مدارس متوسطه دولتی عادی استان مازندران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
کیفیت آموزشی و پرورشی در مدارس، از عوامل کلیدی در توسعه نیروی انسانی و پیشرفت اجتماعی است. این پژوهش با هدف طراحی الگوی بهبود کیفیت آموزشی و پرورشی در مدارس متوسطه دولتی عادی استان مازندران انجام شد. روش پژوهش از نوع کیفی و با هدف کاربردی- توسعه ای بود که با مشارکت ۲۳ نفر از صاحب نظران، مدیران و معلمان صورت گرفت. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختارمند جمع آوری و با کمک روش نظریه پردازی داده بنیاد تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بهبود کیفیت آموزشی مستلزم شناسایی و اصلاح عوامل مؤثر در این حوزه، شامل شش سازه کلیدی (شرایط علی، پدیده مرکزی، راهبردها، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر و پیامدها)، در مجموع 510 گویه (کد باز)، 139 مفهوم، 4 محور (پیشران ها، موانع، محرک ها و ملزومات) و 34 مقوله است. بهبود کیفیت آموزشی و پرورشی مدارس متوسطه دولتی مستلزم اصلاحات ساختاری، مدیریتی است و اجرای راهبردهای کلان، میانی و خرد در مدارس منجر به بهبود عملکرد دانش آموزان، افزایش رضایت والدین و فرهنگیان، تحول سازمانی در محتوا، روش های تدریس و برنامه درسی در راستای نیازهای روز جامعه و بازار می گردد. نتایج پژوهش می تواند به عنوان منبعی ارزشمند برای مدیران و سیاست گذاران آموزشی در راستای بهبود کیفیت محتوای آموزشی و پرورشی مدارس متوسطه دولتی عادی استان مازندران مورد استفاده قرار گیرد و به ارتقای جامعه ای مدرن و پویا کمک کند.
بررسی جایگاه آموزش والدینی در کتاب های درسی دوره متوسطه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی کتاب های درسی متوسطه دوم از نظر میزان توجه به مفاهیم آموزش والدینی و به روش توصیفی از نوع تحلیل محتوای کمّی انجام شد. جامعه پژوهشی شامل کلیه کتاب های درسی دوره متوسطه دوم چاپ سال 1402 بود که با توجه به منطق پژوهش و تمرکز طرح بر مسائل مربوط به خانواده و والدین، کتاب هایامعه شناسی، دین و زندگی و ادبیات فارسی پایه های دهم، یازدهم، دوازدهم و روان شناسی پایه یازدهم به شکل هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری سیاهه تحلیل محتوای پژوهشگرساخته بود، به طوری که از طریق مطالعه و بررسی منابع نظری و سوابق پژوهشی، 5 مؤلفه و 17 زیرمؤلفه تعیین شدند. روایی ابزار با استفاده از ارزیابی متخصصان در خصوص مؤلفه های انتخاب شده و با روش اسکات 97/0 به دست آمد و ثبات کدگذاری با روش بررسی مجدد تأیید شد. تحلیل داده های ناشی از روش آنتروپی شانون نشان داد مجموع فراوانی مؤلفه های آموزش والدینی در کتاب های منتخب 121 مورد و توزیع ضریب اهمیت آن به ترتیب در مفاهیم انتقال ارزش های مرتبط با هویت فرهنگی 233/0، مشارکت آگاهانه در رشد کودکان 202/0، مهارت های زندگی 194/0، کارآمدی خانواده 191/0 و بهداشت روانی والدین 179/0 بود. همچنین، ضریب اهمیت در بین دین و زندگی یازدهم 163/0، جامعه شناسی دهم 162/0، دین و زندگی دوازدهم 151/0، دین و زندگی دهم 141/0، ادبیات فارسی دهم 141/0، روان شناسی یازدهم 128/0، ادبیات فارسی دوازدهم 112/0، جامعه شناسی دوازدهم 001/0، ادبیات فارسی یازدهم 0/0 و جامعه شناسی یازدهم 0/0 به دست آمد. نتیجه گیری نشان داد آموزش والدینی یک حوزه مورد غفلت و کم ارزش در برنامه های درسی مدارس ایران است که به صورت متوازن دنبال نشده است. افزایش یا توجه متعادل به مؤلفه های مرتبط با آموزش والدینی در بازنگری کتاب های درسی از جمله پیشنهادهای این مطالعه است.
The Impact of the School's Ethical Climate on Academic Engagement with an Emphasis on the Mediating Role of Achievement Emotions in Students
حوزههای تخصصی:
The present study aimed to determine the impact of the school ethical climate on academic engagement, emphasizing the mediating role of achievement emotions in students. This research was applied in terms of purpose and descriptive-correlational in terms of method. The statistical population included all female 11th and 12th-grade students in Zahedan during the 1404-1403 academic year, totaling 29,588 students. Based on the Krejcie-Morgan table, a sample size of 379 students (198 from 11th grade and 181 from 12th grade) was selected. The research tools included the Victor and Cullen Ethical Climate Questionnaire (1988), the Achievement Emotions Questionnaire by Pekrun et al. (2005), and the Academic Engagement Questionnaire by Reeve and Tseng (2011). The validity of the questionnaires was established through content validity, and their reliability was assessed using Cronbach's alpha coefficients: 0.88 for the ethical climate questionnaire, 0.86 for the achievement emotions questionnaire, and 0.80 for the academic engagement questionnaire. Data analysis involved Pearson correlation coefficient and path analysis tests. The findings indicated that the school ethical climate had a direct positive effect on academic engagement and positive achievement emotions and a direct negative effect on negative achievement emotions. Additionally, positive achievement emotions had a direct positive effect on students' academic engagement, while negative achievement emotions had a direct negative effect. The results also highlighted that achievement emotions play a mediating and indirect role in the influence of the school ethical climate on students' academic engagement.
Reading for Information or Reading for Reflection? Text-based Nature of Thinking Skills: Lower Vs. Higher Order Thinking Skills
منبع:
Research in English Education Volume ۱۰, Issue ۳ (۲۰۲۵)
69 - 81
حوزههای تخصصی:
This study explores the cognitive levels targeted by reading-comprehension activities in two textbooks of English as a Foreign Language (EFL) authored by the Tunisian Ministry of Education. It adopts Freeman’s (2014) Taxonomy of Reading-Comprehension Questions to provide a quantitative analysis of the ‘categories’ vs. ‘types’ of questions used in reading activities in the two textbooks, and the ‘lower’ vs. ‘higher’ order thinking skills they require. The Analysis unveiled a recurrent pattern in the two textbooks favoring (1) question categories focusing on content and language as opposed to affect, and (2) question types focusing on explicit information and language input as opposed to questions requiring inferences, personal responses, and evaluations of the claims and views presented to learners. The diagnosed pattern is useful in developing the learners’ linguistic repertoire, but it has limited impact on developing their critical views towards the ideas presented to them and enhancing their awareness about the cultural content embedded in the reading materials.
مسئولیت مدنی ناشی از نقض مالکیت معنوی در حقوق ایران
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
150 - 169
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: تحلیل مسئولیت مدنی ناشی از نقض مالکیت معنوی در حقوق ایران، موضوعی چندوجهی و پویاست که با توجه به تحولات فناوری و گسترش فضای دیجیتال، اهمیت فزاینده ای یافته است.لذا هدف اصلی بررسی مسئولیت مدنی ناشی از نقض مالکیت معنوی در حقوق ایران بود. روش شناسی پژوهش: . این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با استفاده از مطالعه اسناد و قوانین ایران انجام شده است. یافته ها: یافته ها نشان nhnکه در حقوق ایران، مسئولیت مدنی ناشی از نقض مالکیت معنوی بر پایه ی قوانین خاص (مانند قانون حمایت حقوق مؤلفان ۱۳۴۸)، قوانین عام (مانند قانون مدنی و قانون مسئولیت مدنی) و مقررات نوین فضای دیجیتال (قانون تجارت الکترونیک ۱۳۸۲ و قانون جرایم رایانه ای ۱۳۸۸) استوار است.دادگاه ها در رویه ی قضایی، اصل جبران خسارت را پذیرفته و امکان مطالبه ی هر دو نوع خسارت مادی (منافع از دست رفته، حق الامتیاز، هزینه های اضافی) و خسارت معنوی (لطمه به شهرت، نقض حق انتساب و تحریف اثر) را پیش بینی کرده اند.با این حال، رویکرد غالب قضات به جای تعیین مبالغ سنگین، بر اقدامات غیرمالی مانند توقف انتشار، جمع آوری نسخه های غیرمجاز و الزام به ذکر نام پدیدآورنده متمرکز است.بررسی آراء نشان می دهد که پراکندگی رویه، ابهام در معیارهای خسارت معنوی، دشواری اثبات زیان در فضای دیجیتال و طولانی بودن فرآیند رسیدگی از چالش های اصلی نظام قضایی ایران محسوب می شود.مقایسه با اسناد بین المللی، به ویژه موافقت نامه تریپس، بیانگر فاصله ی نظام قضایی ایران از معیارهای «غرامت منصفانه» و «حق الامتیاز متعارف» است.بنابراین، رویه قضایی ایران هرچند در سطح نظری حمایت از حقوق پدیدآورندگان را پذیرفته است، ,در عمل از کارآمدی و بازدارندگی کافی برخوردار نیست. نتیجه گیری: اگرچه قوانین ایران مسئولیت مدنی ناشی از نقض مالکیت معنوی را به رسمیت شناخته و امکان مطالبه ی خسارات مادی و معنوی را فراهم کرده اند، اما در عمل، رویه قضایی با پراکندگی آراء، ابهام در معیارهای خسارت معنوی و دشواری اثبات در فضای دیجیتال مواجه است.
مقایسه تأثیر تفکر انتقادی و تفکر خلاق در میزان توسعه یادگیری زیست شناسی دانش آموزان پایه یازدهم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین رشته ای در آموزش سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
131 - 154
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: با گسترش فناوری های نوین ارتباطی، شبکه های اجتماعی به عنوان یکی از مؤثرترین بسترهای تعامل و تبادل اطلاعات در عرصه های گوناگون ازجمله آموزش موردتوجه پژوهشگران قرارگرفته اند؛ کاربرد شبکه های اجتماعی در آموزش یکی از بسترهای نوین در زمینه آموزشی است از این رو هدف پژوهش حاضر، تبیین ادراک اساتید دانشگاه از ماهیت و کاربست شبکه های اجتماعی در فرآیندهای آموزشی است. داده ها و روش ها: این مطالعه با رویکرد کیفی و به روش پدیدارنگاری انجام شد. جامعه آماری، شامل اعضای هیئت علمی دانشگاه بیرجند بودند و نمونه مدنظر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و بر مبنای ملاک های ازپیش تعیین شده انتخاب شدند. فرایند گردآوری داده ها با بهره گیری از مصاحبه های نیمه ساختاریافته تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. داده های حاصل با استفاده از فرآیند تحلیل مضمون تحلیل گردید. یافته ها: بر اساس ادراک مشارکت کنندگان، شبکه های اجتماعی ماهیتی پویا و در حال تکوین دارند، طبق دیدگاه اساتید شبکه های اجتماعی در ایران دارای ویژگی چون عدم تعادل در استفاده، نبود زیرساخت مناسب و دخالت های سیاسی است؛ همچنین طبق دیدگاه اساتید این شبکه ها دارای کارکردهای تفریحی، اقتصادی، تغییر جو محیط و آموزشی است. چالش هایی همچون نگرش منفی برخی اساتید و استفاده نامتوازن دانشجویان نیز از دیگر مضامین استخراج شده بود. بر مبنای یافته های این پژوهش، توجه به راهکارهایی همچون بازنگری در سیاست گذاری ها، فرایند مدیریت دانش، فرهنگ سازی آموزشی، توسعه زیرساخت ها و تدوین رویه های روشن برای بهره گیری هدفمند از شبکه های اجتماعی در نظام آموزش عالی ضروری به نظر می رسد. ازجمله پیامدهای آموزشی شبکه های اجتماعی می توان به تقویت روابط صمیمانه، تسهیل یادگیری مادام العمر و نیز دشواری در مدیریت دانش اشاره کرد. نتیجه گیری: با توجه به یافته ها می توان نتیجه گرفت استفاده بهینه از شبکه های اجتماعی در آموزش نیازمند توجه به ابعاد فردی، سازمانی، فرهنگی و اجتماعی دارد و توجه صرف به یک بُعد منجر به استفاده مناسب از این رویه آموزشی نمی شود.
بازنمایی مؤلفه های تربیت اخلاقی در کتاب های درسی ابتدایی: یک مطالعه فراترکیب(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های کیفی در علوم تربیتی سال اول پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴
84 - 114
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف توصیفی- تحلیلی بازنمایی مؤلفه های تربیت اخلاقی در کتاب های درسی ابتدایی انجام شد. با بهره گیری از روش فراترکیب و چارچوب شش مرحله ای روبرتس، داده ها از مقالات علمی داخلی و بین المللی در بازه زمانی1394 تا 1404 هجری شمسی معادل 2015 تا 2025 میلادی گردآوری شدند. جامعه آماری شامل مقالات علمی مرتبط با تربیت اخلاقی در کتاب های درسی ابتدایی در پایگاه های نورمگز، سیویلیکا، Web of Science، Scopus و Google Scholar بود. از میان 87 مقاله شناسایی شده، 43 مقاله با روش نمونه گیری هدفمند و بر اساس معیارهای ورود (کیفیت روش شناختی و ارتباط موضوعی) انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، فیش های پژوهشی بود و برای اطمینان از روایی و پایایی، کدگذاری توسط دو پژوهشگر مستقل انجام شد و اختلافات از طریق توافق رفع گردید. تحلیل داده ها با روش کدگذاری باز و مضمون یابی کیفی انجام شد. یافته ها نشان داد که مؤلفه های تربیت اخلاقی؛ شامل مسؤولیت پذیری، فضایل انسانی، خودآگاهی هیجانی و ارزش های فرهنگی- دینی، از طریق ابزارهای چندگانه مانند داستان های روایی، تصاویر، فعالیت های عملی، دیالوگ های کلاسی و بازی های نقش آفرینی به صورت نظام مند بازنمایی شده اند. در پژوهش، سه الگوی اصلی شناسایی شد: بازنمایی چندوجهی (ترکیب داستان، تصویر و فعالیت)، بازنمایی تعاملی (فعالیت های گروهی و دیالوگ ها) و بازنمایی زمینه محور (پیوند با فرهنگ اسلامی- ایرانی و نیازهای روزمره). این الگوها یادگیری عمیق و تجربه محور را تسهیل کرده و هویت فرهنگی دانش آموزان را تقویت می کنند. با این حال، کمبود بازنمایی مهارت های اخلاقی در موقعیت های نوظهور مانند فضای مجازی، نیاز به بازنگری محتوا را برجسته می کند. این مطالعه چارچوبی نوین برای بهبود محتوای آموزشی ارائه می دهد.
نقش آموزش مدرسه ای مبتنی بر STEAM در احیا ظرفیت های تجاری مبتنی بر مهارت در مناطق گردشگری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش آموزش مدرسه ای مبتنی بر STEAM در احیا ظرفیت های تجاری مبتنی بر مهارت در مناطق گردشگری انجام شد. رویکرد این پژوهش کیفی است و به روش تحلیل مضمون انجام شده است. شرکت کنندگان پژوهش شامل صاحب نظران حوزه مطالعات برنامه درسی مبتنی برSTEAM و متخصصان گردشگری هستند که به روش نمونه گیری هدفمند و تا اشباع نظری داده ها تعداد 11 نفر از آنها انتخاب شدند. برای محاسبه پایایی نیز از کل مصاحبه ها چهار نمونه به صورت تصادفی انتخاب و هر یک از آن ها در بازه زمانی ده روز شماره گذاری شدند، سپس از طریق فرمول درصد پایایی مقدار %88به دست آمد.کدگذاری داده ها 3 مضمون اصلی به همراه 27 مضمون فرعی را نشان داد. مضمون اصلی برنامه درسی و راهبردهای یاددهی یادگیری شامل 14 مضمون فرعی آگاه سازی دانش آموزان، انگیزه بخشی به دانش آموزان، معلمان آگاه و باتجربه، ارزشیابی، راهبردها، مدت زمان آموزش، دعوت از اساتید و متخصصان، افزایش تعهد و عِرق به محل زندگی، مهارت آموزی، تقویت هنر و زیبایی شناسی، آموزش روابط اجتماعی، فرهنگ سازی، تأکید بر خلاقیت و نوآوری و جهت گیری انتقادی است. مضمون اصلی صیانت و حفاظت از مناطق گردشگری شامل 7 مضمون فرعی شناسایی استعدادها و ظرفیت های منطقه، توجه به دانش بومی، توجه به گردشگری پایدار، ترویج و حفظ آداب و رسوم محلی، حمایت از نخبگان، حفظ محیط زیست و صیانت از آثار طبیعی و تاریخی است. مضمون اصلی اقدام نیز شامل 6 مضمون فرعی استفاده از فرصت ها، بهره گیری از تکنولوژی روز دنیا، بهره گیری از فضای مجازی، جذب سرمایه، فراهم سازی تسهیلات و زیرساخت ها و همکاری افراد و دستگاه های ذی ربط می باشد.
پیش بینی انگیزه پیشرفت تحصیلی بر اساس معنا در زندگی و نیازهای اساسی روانی در دانشجویان دختر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف پیش بینی انگیزه پیشرفت تحصیلی بر اساس معنا در زندگی و نیاز های اساسی روانی در دانشجویان دختر انجام شد. روش کار: روش تحقیق در پژوهش حاضر به شیوه توصیفی – همبستگی بود و جامعه آماری شامل تمام دانشجویان دختر دانشکده روانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج در سال تحصیلی 1402 بود. در پژوهش حاضر 110 دانشجو به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه های انگیزه پیشرفت هرمنس(1977)، معنا در زندگی(2006) و نیازهای اساسی روانی(2000) پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 26 و به روش آزمون آماری ضریب همبستگی پیرسون و آزمون آماری رگرسیون چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج: نتایج به دست آمده در این پژوهش، نشان داد که انگیزه پیشرفت تحصیلی با معنا در زندگی (وجود معنا ، جستجوی معنا)، رابطه مثبت معنا دار دارد (0.002). همچنین انگیزه پیشرفت تحصیلی با نیازهای اساسی روانی فقط در مؤلفه ی شایستگی رابطه ی مثبت معنا دار دارد (0.000) و در مؤلفه های استقلال و ارتباط رابطه ی معنا داری با انگیزه پیشرفت تحصیلی مشاهده نشد.
کاربرد هوش مصنوعی در بهسازی و مدیریت منابع انسانی: مرور سیستماتیک(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
در عصر دیجیتال که توسعه بسیار سریع رخ می دهد، ادغام هوش مصنوعی در شیوه های منابع انسانی نه یک تهدید، بلکه یک نیروی دگرگون کننده است که چشم انداز متخصصان منابع انسانی را تغییر می دهد، بنابراین به منظور درک بهتر این موضوع هدف از انجام این تحقیق بررسی و کاربرد هوش مصنوعی در بهسازی و مدیریت منابع انسانی است که به بررسی مقالات انجام شده در این زمینه پرداخته است. این مطالعه از نوع مطالعات توصیفی بود و با توجه به روش اجرا، مطالعه مرور سیستماتیک یا نظام مند تلقی می شود. حوزه پژوهش این مطالعه تمام مقالات چاپ شده به زبان فارسی و انگلیسی در خصوص کاربرد هوش مصنوعی در بهسازی و مدیریت منابع انسانی در دوره زمانی 2020 الی 2025 بود. نتایج بررسی مقالات در زمینه کاربردهای کلیدی هوش مصنوعی شامل سه مولفه اصلی: بهبود منابع انسانی، ابتکارات استراتژیک و کارایی در استخدام و 26 مولفه فرعی همچنین مزایای یکپارچه سازی هوش مصنوعی شامل 10 مولفه، چالش ها و فرت ها و ملاحظات اخلاقی در بهسازی ومدیریت منابع انسانی به ترتیب چالش ها و فرصتها 16 مولفه، ملاحظات اخلاقی 8 مولفه بود. بنابراین مدیریت سرمایه انسانی در نتیجه هوش مصنوعی در حال تغییر است. سازمان ها می توانند رویه های منابع انسانی را بهبود بخشند، تصمیم گیری را ساده تر کنند و خروجی را با ترکیب فناوری های هوش مصنوعی افزایش دهند. اما برای موفقیت هوش مصنوعی در منابع انسانی، یک پایه محکم از سرمایه انسانی لازم است و نیاز به انجام پژوهشهای بیشتری در این زمینه توصیه می شود.
The Effect of Emotional Self-Regulation Training on Assertiveness Skills and Motivational Beliefs in Students
حوزههای تخصصی:
The purpose of this research was to determine the effect of emotional self-regulation training on assertiveness skills and motivational beliefs in students.The research method was a semi-experimental pre-test-post-test type with a control group.From the statistical population, which included all sixth grade female students of Mirjaveh in the academic year of 1997-1998, using the purposeful sampling method, 40 people were randomly replaced in two experiment and control groups.The tools used were Gambrill and Ritchie's Daring Questionnaire (1975) and Motivational Strategies for Learning Questionnaire (1990).Covariance analysis method was also used to analyze the data. The results of the research showed that emotional self-regulation training was effective on students' assertiveness skills and motivational beliefs (p<0.01). Also, the effect of emotional self-regulation training on the components of motivational beliefs such as increasing self-efficacy and reducing exam's anxiety has also been positive and significant (p<0.01). But the results of the effect of emotional self-regulation training on internal valuation were not significant (p<0.05).Considering the negative consequences of weak motivational beliefs and assertiveness skills in students; Therefore, in order to strengthen these variables, it is suggested that emotional self-regulation be taught to students by teachers and education planners in the form of class discussions or empowerment workshops.
واکاوی نقش فناوری های موبایلی در تحول محیط های یادگیری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی چالش های طراحی یادگیری سیار و تأثیر فناوری های موبایلی بر مرزهای یادگیری رسمی و غیررسمی می پردازد. هدف آن تحلیل تجربیات یادگیرندگان، معلمان و طراحان آموزشی در محیط های سیال و کشف فرصت ها و چالش های مرتبط با جابجایی و تعاملات یادگیری است. در این راستا، از روش شناسی کیفی استفاده شده که شامل جمع آوری داده های متنی از 40 مطالعه موردی از محیط های مختلف آموزشی مانند دانشگاه ها، مدارس، مراکز آموزش حرفه ای و کارگاه های آنلاین است. همچنین، داده های کیفی از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 32 یادگیرنده و 7 معلم جمع آوری شده است. این مصاحبه ها بر تأثیرات فناوری های موبایلی بر فرآیندهای یادگیری، تغییرات در مرزهای یادگیری رسمی و غیررسمی و چالش های ناشی از آن ها تمرکز دارد. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده می شود که به شناسایی مفاهیم کلیدی و الگوهای اجتماعی و فرهنگی یادگیری سیار کمک می کند. یافته ها نشان می دهند که یادگیری سیار با چهار چالش عمده روبرو است: تعامل بین مکان ها و گروه های اجتماعی مختلف، تأثیر فناوری های شخصی بر دسترسی به منابع اطلاعاتی، محو شدن مرزهای یادگیری رسمی و غیررسمی، و پیچیدگی های زمینه ای در طراحی یادگیری سیار. این پژوهش پیشنهاد می کند که برای طراحی مؤثرتر یادگیری سیار، از رویکردهای ارتباطی و مفاهیم چندوجهی استفاده شود تا ابعاد مختلف جابجایی و تعاملات یادگیرندگان به طور جامع تر در نظر گرفته شود. نتایج پژوهش می تواند به طراحان آموزشی کمک کند تا محیط های یادگیری سیار را با توجه به نیازها و ویژگی های مختلف یادگیرندگان بهبود بخشند و تجربه یادگیری یکپارچه تر و انعطاف پذیرتری ایجاد کنند. این نتایج همچنین می تواند راهکارهای جدیدی برای طراحی برنامه های آموزشی در دوره های مختلف تحصیلی ارائه دهد.
واکاوی مولفه های معرفت شناسی نسل سوم آموزش از راه دور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف واکاوی مولفه های معرفت شناسی نسل سوم آموزش از راه دور انجام شد، این پژوهش از لحاظ جهت گیری پژوهش جزو تحقیقات بنیادی نظری است. از نظر شیوه گردآوری داده ها، با رویکرد کیفی انجام شد. بر این اساس 25 نفر از متخصصین دانشگاهی و مدیران ارشد آموزش عالی به صورت هدفمند انتخاب و مورد مصاحبه قرار گرفتند. به منظور شناسایی ابعاد مولفه های اصلی مدل معرفت شناسی نسل سوم آموزش از راه دور از استراتژی تحلیل تم و روش شبکه مضامین به کمک مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد. جامعه آماری شامل افراد خبره دانشگاهی و مدیران ارشد و میانی آموزش عالی و آگاه در حوزه فلسفه تعلیم و تربیت به ویژه بحث معرفت شناسی بود. بر این اساس 25 نفر از متخصصین دانشگاهی مورد مصاحبه قرار گرفتند. جهت اعتباردهی فرایند کدگذاری و کنترل کیفیت در بخش کیفی ابعاد معرفت شناسی از شاخص کاپای کوهن استفاده شد. جهت محاسبه شاخص کاپا از یک فرد خبره خواسته شد بدون اطلاع از کدگذاری محقق، نسبت به کدگذاری و دسته بندی مضامین اقدام نماید. سپس با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس، مضامین ارائه شده توسط پژوهشگر با مضامین ارائه شده توسط فرد خبره مقایسه شده است. نتایج آماری نشان داد کدهای این دو محقق نزدیک به هم بوده که نشان دهنده توافق بالا بین این دو کدگذار و بیان کننده پایایی است. مقدار شاخص کاپا برابر با 856/0 محاسبه شده که در سطح توافق پذیری عالی قرار گرفته است. مضامین فراگیر استخراج شده معرفت شناسی نسل سوم آموزش از راه دور در 5 مقوله توانمندی فردی، توانمندی تعامل اجتماعی در سطح بین المللی، توانمندی تدریس سازنده گرایی، پشتیبانی فضای مجازی، پشتیبانی ارزیابی و نظارت سازماندهی شد.
چالش های اولویت دار آموزش منابع انسانی در حوزۀ مهندسی، در دورۀ انقلاب صنعتی چهارم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش مهندس ایران سال ۲۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۵
23 - 54
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی هوشمندسازی آموزشِ عالی ایران با رویکرد فناورانه دانشگاه نسل پنجم است. روش پژوهش کیفی و با رویکرد داده بنیاد بوده است. جامعه آماری آن را متخصصان و صاحب نظران حوزه آموزشِ عالی تشکیل داده اند. روش نمونه گیری قضاوتی هدفمند بوده است. ابزار جمع آوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که حجم نمونه را براساس نمونه گیری نظری و رسیدن به اشباع نظری تعیین کردیم. درمجموع، با 15 نفر مصاحبه کردیم. با استفاده از نرم افزار MAXQDA2020، کدگذاری باز، محوری و گزینشی، داده ها را تحلیل کردیم. براساس نتایج، این الگو دارای مؤلفه های تحول آفرینی (پیشرفت های فناوری و چالش های جهانی 5/0) و دانشجومحوری (تناسب دانشجو با صنعت و انتظارات دانشجویان) به عنوان شرایط علّی، زیرساخت های نهادی (نگرش و بافت فرهنگی و آمادگی نهادی) به عنوان شرایط زمینه ای، حکمرانی نظام آموزشِ عالی (سیاست گذاری نظام آموزشِ عالی و راهبردهای نظام آموزشِ عالی) به عنوان شرایط مداخله گر، پیاده سازی و استقرار (توسعه زیست بوم فناوری و نوآوری) به عنوان راهبرد، و مزیت ها (نوسازی آموزشِ عالی و جامعه محوری و کارآفرینی) به عنوان پیامدهاست. ایران با پذیرش الگوی هوشمندسازی آموزشِ عالی ایران با رویکرد فناورانه دانشگاه نسل پنجم فرصت دارد چشم انداز آموزشِ عالی خود را متحول کند.
ارائه ی الگوی مفهومی آسیب های فرایند انتخاب رشته تحصیلی ورود به دانشگاه: یک مطالعه ی داده بنیاد(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: انتخاب رشته تحصیلی از مهمترین تصمیم های آموزشی داوطلبان کنکور سراسری است که می تواند تاثیرات قابل توجهی بر آینده تحصیلی و شغلی آنها داشته باشد. شواهد و مستندات حاکی از وجود مسائل و مشکلات اساسی در این فرایند است. این پژوهش با هدف ارائه الگوی مفهومی آسیب های فرایند انتخاب رشته تحصیلی ورود به دانشگاه انجام شد. روش کار: این مطالعه به شیوه کیفی و با استفاده از روش نظریه داده بنیاد انجام شد. 18 نفر از متخصصان و صاحبنظران حوزه مشاوره تحصیلی و انتخاب رشته با استفاده از نمونه گیری هدفمند و مصاحبه نیمه ساختاریافته و بر اساس ملاک های ورود به پژوهش تا حد اشباع مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج: بر اساس تحلیل داده ها، الگوی آسیب های تحصیلی فرایند انتخاب رشته تحصیلی ورود به دانشگاه تعیین شد. در این الگو، ارزش های آسیب رسان و باورهای محدودکننده، به عنوان مقؤله محوری انتخاب شد. شرایط علّی عبارت بودند از: مشکلات علاقه و رغبت، ادراک نادرست از توانمندی و استعداد، تعاملات معیوب در خانواده، انگیزش نابسنده و تداخل نیازها. پنج مقوله اصلی، ابهام شرایط شغلی و آینده اشتغال، مشکلات فرهنگی- ساختاری، نظام آموزشی معیوب، خلأ قانون گذاری و ضعف سیستم نظارتی و عدم توازن در جایگاه اجتماعی رشته ها به عنوان شرایط زمینه ای و مؤلفه های نقص و کمبود اطلاعات و منابع آگاهی و موانع و محدودیت های ناشی از مدارس به عنوان عامل مداخله گر انتخاب شدند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش، حاکی از این است که عوامل متعددی در ایجاد و ادامه ی آسیب های فرایند انتخاب رشته تحصیلی داوطلبان نقش قابل توجهی دارند. این آسیب ها اغلب در حیطه ی فردی و روانشناختی نمود پیدا می کند، اما عواملی مانند وضعیت فرهنگی- اجتماعی جامعه، نظام آموزشی معیوب و ساختار خانواده ها می تواند مسیر صحیح انتخاب رشته تحصیلی را با چالش های اساسی مواجه کند.
اثربخشی بسته آموزشی مبتنی بر رفتارهای مدنی تحصیلی بر بهبود رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت تحصیلی در دانش آموزان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
127 - 139
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی بسته آموزشی رفتارهای مدنی تحصیلی بر بهبود رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت تحصیلی در دانش آموزان دختر انجام شد. روش پژوهش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری یک ماهه بود. جامعه ی موردمطالعه در این پژوهش تمام دانش آموزان دختر مدارس دوره ی دوم متوسطه شهر مهاباد در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (15 نفر آزمایش و 15 نفر کنترل) گمارده شدند. ابزار اندازه گیری در این پژوهش پرسشنامه رفتارهای سبک زندگی تحصیلی ارتقاء دهنده صالح زاده و همکاران (1396) بود. گروه آزمایش 10 جلسه ی (هر هفته 2 جلسه) 75 دقیقه ای تحت بسته ی آموزشی مبتنی بر رفتارهای مدنی تحصیلی قرار گرفت و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. تجزیه و تحلیل داده های آماری با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و با نرم افزار SPSS نسخه ۲3 صورت گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که آموزش بسته رفتارهای مدنی تحصیلی بر رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت تحصیلی در دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه اثربخش است (001/0p<). نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده از این پژوهش، پیشنهاد می شود که بسته آموزشی رفتارهای مدنی تحصیلی در کنار سایر مداخلات روانشناختی به عنوان یکی از روش های مؤثر در بهبود رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت تحصیلی در دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه بکار گرفته شود.
طراحی و اعتباریابی الگوی بهینه تحول در علوم انسانی با تاکید بر برنامه درسی در نظام آموزش عالی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
1 - 20
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش طراحی و اعتباریابی الگوی بهینه تحول در علوم انسانی با تاکید بر برنامه درسی در نظام آموزش عالی است .روش پژوهش آمیخته از نوع اکتشافی متوالی است. در قسمت کیفی، با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی عرفی، براساس نظر متخصصان حوزه برنامه ریزی درسی، مدیریت آموزشی و فلسفه تعلیم و تربیت داده ها گردآوری و مضامین تعیین شدند. مشارکت کنندگان با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و در نهایت با انجام 15 مصاحبه، حد اشباع نظری به دست آمد. ابزار گردآوری داده ها در این مرحله، مصاحبه نیمه ساختارمند است. برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از تحلیل مضمون براون و کلارک (2013) استفاده شده است. در بخش کمی برای بررسی اعتبار درونی مدل، از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. نمونه آماری به تعداد 50 نفر از اعضای هیات علمی در حوزه علوم تربیتی و به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. پایایی پرسشنامه به روش آلفای کرانباخ معادل 85/0 بدست آمد. داده ها در دو سطح آمار توصیفی و آمار استنباطی(تحلیل عاملی تاییدی) و با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS وPLS تحلیل شدند. نتایج پژوهش در بخش کیفی بیانگر، شناسایی 44 مضمون سازمان دهنده و 16 مضمون فراگیر بود. در بخش کمی، مولفه های انسانی، فنی، آموزشی و اجرایی به ترتیب با مقدار 731/21، با 209/8، 55/33 و 133/17 مورد تایید قرار گرفت؛ برای رتبه بندی هر یک از مولفه ها نیز از آزمون فریدمن استفاده شد.
تصویرپردازی از الگوی چند بعدی شایستگی های مربیان مراکز پیش دبستانی: مطالعه ای فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
203 - 222
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : پژوهش حاضر با هدف تصویرپردازی چندبعدی از شایستگی های مربیان مراکز پیش دبستانی انجام شده است. روش شناسی پژوهش : داده ها بر اساس یک طرح پژوهش کیفی از نوع فراترکیب و با استفاده از گام های هفت گانه ساندلوسکی و باروسو (۲۰۰۷) جمع آوری شده اند. انتخاب نمونه با استفاده از ملاک های پذیرش و عدم پذیرش و برنامه مهارت های ارزیابی حیاتی صورت گرفت. منابع اولیه فارسی و انگلیسی طی سال های ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۵ غربال و تعداد ۲۴ منبع برای بررسی نهایی انتخاب شد. در ادامه با استفاده از تحلیل تماتیک، کدگذاری باز و محوری انجام شد. جهت بررسی قابلیت اعتبار یافته ها از ضریب توافق بین دو کدگذار استفاده شد که مقدار 76/. به دست آمد. یافته ها : یافته های این تحلیل، شناسایی 4 بعد و ۱۱ مؤلفه بود. بعد اول شایستگی های علمی، حرفه ای و فناورانه با مولفه های (شایستگی های آموزشی و تربیتی، شایستگی های حرفه ای و مهارتی، شایستگی های تکنولوژیکی و دیجیتالی)؛ بعد دوم شایستگی های پایه ای با مولفه های (شایستگی های ورودی، شایستگی های اخلاقی و معنوی، شایستگی های حمایتی و مراقبتی)؛ بعد سوم شایستگی های روانشناختی و محیطی با مولفه های (شایستگی های روانشناختی، شایستگی های هنری و محیطی) و بعد چهارم شایستگی های فردی، اجتماعی و سازمانی با مولفه های (شایستگی های فردی و شخصیتی، شایستگی های ارتباطی و اجتماعی، شایستگی های رهبری و مدیریت) است. بحث و نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش، مدیران مراکز پیش دبستانی می بایست برای ارتقای شایستگی های مربیان خود، سالانه نسبت به ارزیابی و رتبه بندی مربیان براساس شایستگی های شناسایی شده اهتمام ویژه داشته و نسبت به برگزاری دوره های مرتبط اقدام نمایند. همچنین یافته های این پژوهش می تواند به عنوان مبنایی برای تصمیم گیری سیاست گذاران، برنامه ریزان و مدیران حوزه تعلیم وتربیت در گزینش و جذب شایسته سالارانه مربیان برای مراکز پیش دبستانی مورد توجه قرار گیرد.