فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۸۱ تا ۶۰۰ مورد از کل ۱۹٬۵۳۶ مورد.
منبع:
آموزش مهندس ایران سال ۲۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۵
55 - 76
حوزههای تخصصی:
در پژوهش حاضر، به بررسی عملکرد تحصیلی دانشجویان و شناسایی الگوهای مؤثر بر موفقیت یا افت تحصیلی آنان، با استفاده از ابزارهای پردازش سیگنال گرافی، می پردازیم. جامعه آماری بررسی شده شامل دانشجویان کارشناسی دانشکده مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف، در بازه زمانی 1390 1400، و داده های پژوهشی شامل نمرات دانشجویان در دروس گوناگون، شاخه های تخصصی (گرایش) و زمان پذیرش هر درس است. شایان ذکر است که از تمامی داده ها استفاده و از نمونه گیری پرهیز شده است. در روش استفاده شده، هر دانشجو را یک گره در یک گراف در نظر گرفته و گره ها را، براساس مشابهت عملکرد تحصیلی، به صورت وزن دار متصل کرده ایم. سپس، با استفاده از اتصالات گراف، تطابق نمرات دروس خاص را با عملکرد کلی دانشجویان بررسی کرده ایم. نتایج نشان دهنده تطابق نداشتن نمرات برخی از دروس با عملکرد کلی دانشجویان است که ممکن است به تنوع سیاست های نمره دهی و سبک های آموزشی مرتبط باشد. این بازخورد به بهبود شیوه نمره دهی کمک می کند. همچنین ارزیابی ها نشان می دهد انتخاب گرایش دانشجویان تنها در 44 درصد از موارد با توانایی آنان همخوانی دارد. در تحلیلی دیگر، مشخص شد نمرات 5 درصد از دانشجویان در دوران همه گیری کرونا رشد چشمگیری داشته که ممکن است به تقلب نظام مند در امتحانات مجازی اشاره داشته باشد.
آسیب شناسی عدم گرایش دانش آموزان به مهارت تفکر خلاق و ارائه راهکارهایی جهت تقویت و توسعه استفاده از آن(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های کیفی در علوم تربیتی سال اول بهار ۱۴۰۴ شماره ۲
168 - 197
حوزههای تخصصی:
تفکر خلاق به معنای توانایی تولید ایده ها، راه حل ها یا مفاهیم جدید و نوآورانه است. گرایش دانش آموزان به مهارت تفکر خلاق از اهمیت زیادی برخوردار است، زیرا این مهارت می تواند تأثیرات مثبتی بر رشد فکری، اجتماعی و حتی حرفه ای آنها بگذارد و آنها را برای مواجهه با چالش های آینده آماده می سازد. پژوهش حاضر با هدف کاوش در بررسی عوامل زمینه ساز عدم گرایش دانش آموزان به مهارت تفکر خلاق و ارائه راهکارهایی جهت تقویت و توسعه استفاده از آن صورت گرفته است. پژوهش از نوع کیفی-توصیفی می باشد؛ و به روش فرا مطالعه از نوع فراترکیب و با استفاده از منابع کتابخانه ای و بررسی اسناد مکتوب و متون علمی به روش مرور سیستماتیک بر اساس قاعده اشباع نظری و جهت تجزیه و تحلیل داده ها با راهبرد پژوهشی نظریه داده بنیاد و به روش کدگذاری سه مرحله ای باز، محوری و انتخابی انجام شده است. نتایج نشان داد که عوامل زمینه ساز عدم گرایش دانش آموزان به مهارت تفکر خلاق عبارتند از: شاکله وجودی، خانوادگی، آموزشی، بوم شناختی، ضمیر ناخوداگاه، اختلالات و عوامل هیجانی. همچنین پیامدهای عدم گرایش به این مهارت منازعه هویتی، تحصیلی، وفاق و همبستگی، انگیزشی و تمرکز، عملکردهای روان شناختی و ساختار محوری مدیریت رفتاری را در بر خواهد داشت. در نهایت، جهت تقویت و توسعه این مهارت؛ راهکارهای خانوادگی، مدیریت فردی، تعلیم و تربیت، حمایت عاطفی، توسعه مهارت ها و توانایی ها و فعالیت های فرهنگی به دست آمد.
مطالعه تطبیقی مبانی معرفت شناختی الگوهای فنی و غیر فنی برنامه درسی با تاکید بر آموزش مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رویکرد پژوهش حاضر که با هدف مقایسه مبانی معرفت شناسی الگوهای فنی و غیر فنی برنامه درسی صورت گرفته است تطبیقی با راهبرد کیفی بوده است. محقق با استفاده از شیوه توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر چارچوب نظری تحلیل گفتمان انتقادی و تئوری نورمن فرکلاف و با ابزار اسنادی کوشیده است منظومه فکری نظریه پردازان برنامه ریزی درسی را با توجه به اوضاع و احوال جامعه آشکار سازد.در طول زمان به دلیل اهمیتی که برنامه ریزی درسی در امر تعلیم و تربیت داشته است، رویکردها و گرایش های مختلفی در این حیطه پدید آمده است، که در مجموع آنها را تحت دو عنوان رویکردهای علمی فنی و رویکرد غیر علمی و غیر فنی مطرح کرده اند. برای پاسخ به سوال پژوهش چهار سوال معرفت شناسانه در راستای انواع الگوهای فنی و غیر فنی برنامه درسی مطرح شد. نتایج نشان داد معرفت در الگوهای فنی عقلی و در الگوهای غیر فنی نسبی بوده است.الگوهای فنی و نظرات کسانی همچون تایلر و تابا و فاصله آن با نظرات پاینار و آیزنر منعکس کننده شکاف بین دو نظام معرفت شناختی ایده آلیسم و پراگماتیسم است. از آنجاییکه آموزش مجازی،دارای ویژگیهایی چون انعطاف پذیری،ایجاد انگیزه،ایجاد استقلال، تعامل با محتوا و تعامل با افراد می باشد لذا با توجه به یافته ها به برنامه ریزان نظام درسی و آموزشی پیشنهاد می شود رویکردها ، شیوه ها و الگوهای جدیدی را طراحی نمایند که بتوان بر بنیان آن تلفیقی منطقی بین معرفت شناسی با الگوهای مدرن برنامه درسی ایجاد کرد.
الگوی رهبری پایدار فرهنگی مدرسه با تأکید بر «فرهنگ مراقبت»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
1 - 21
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : دانش آموزان با پیشینه های فرهنگی متنوع، در جنبه های مختلف تحصیلی با موانع و چالش های ساختاری متعددی روبرو هستند. این چالش ها گاهی منجر به بی علاقگی و دلزدگی دانش آموزان از تحصیل و در نهایت ترک تحصیل می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش و بازتاب الگوی فرهنگی پایدار از طریق “فرهنگ مراقبت” انجام شد. روش شناسی پژوهش : پژوهش حاضر، از حیث هدف، کاربردی و از نظر رویکرد کیفی بود که با راهبرد گراندد تئوری ساخت گرایانه چارمز به اجرا درآمد. قلمرو تحقیق استان کردستان و مشارکت کنندگان بالقوه کلیه مدیران ابتدایی و مقاطع متوسطه اول و دوم در سال تحصیلی 1404-1403 در شهر سنندج بودند که از بین آنها 15 نفر به صورت هدفمند (ناهمگن) انتخاب و با استفاده از یک پروتکل مصاحبه نیمه ساخت یافته دعوت به مشارکت شدند تا دیدگاه خود را در مورد «سبک رهبری پایدار فرهنگی» بیان کنند. یافته ها : نتایج نشان داد که چهار شاخص کلیدی تحت عناوین خودآگاهی انتقادی، فروتنی فرهنگی، عدالت ترمیمی و مشارکت خانواده و مدرسه از رهبری پایدار فرهنگی در مدیریت مدرسه قابل احصاء بود. باوجود کثرت نظرات، استعمارزدایی رهبری، کنش متقابل فرهنگی، خوداندیشی، مراقبت هنری و شایستگی فرهنگی از دیگر مضامینی بودند که مدیران تحت شاخص های چهارگانه فوق الذکر بدان اشاره کردند. بحث و نتیجه گیری: باوجود کوشش مدیران برای ارج نهادن به فرهنگ و زبان دانش آموزان پیاده سازی این سبک رهبری به شدت نیازمند تغییرات ساختاری در نگرش سیاست گذاران آموزشی است، این تغییرات ممکن است نمودهای مختلفی از جمله، باور به آموزش چندفرهنگی، کلیشه زدایی، اندیشه باز، خودانتقادی، تلاش برای مشارکت خانواده و مدرسه را در پی داشته باشد.
مدل یابی ساختاری رابطه ی سازگاری روانی و اجتماعی با تفکر وجودی، سبک های دلبستگی و ادراک خودکارآمدی با توجه به نقش میانجی گر انسجام روان شناختی در دانش آموزان نابینا و کم بینا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مطالعه ی چگونگی سازگاری روانی و اجتماعی در دانش آموزان نوجوان نابینا و کم بینا از اهمیت زیادی برخوردار است. بنابراین ، در این مطالعه به پیش بینی سازگاری روانی و اجتماعی دانش آموزان نابینا و کم بینا براساس تفکر وجودی، سبک های دلبستگی و ادراک خودکارآمدی با توجه به نقش میانجی گر انسجام روان شناختی پرداخته شده است. روش : این مطالعه از نظر هدف از نوع کاربردی و به لحاظ شیوه های گردآوری اطلاعات ، در زمره پژوهش های توصیفی-همبستگی )مدل یابی معادله ی ساختاری( قرار می گیرد . جامعه ی آماری پژوهش حاضر شامل ؛ تمامی دانش آموزان نابینا و کم بینای سنین 12 تا 18 سال مدارس استان تهران در سال تحصیلی 1404 - 1403 بودند که از بین آنها، 180 نفر به عنوان پاسخ گو و به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند . در این پژوهش، برای گردآوری اطلاعات از مقیاس سازگاری روانی-اجتماعی با بیماری دروگیتس ، پرسشنامه ی احساس انسجام فلسنبرگ، و همکاران، پرسشنامه ی سبک دلبستگی کولینز و رید ، مقیاس ادراک خودکارآمدی شرر و همکاران و پرسشنامه ی تفکر وجودی آلان و شرر استفاده شد . برای آزمون فرضیه ها نیز روش همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه ، مدل یابی معادله ساختاری و تحلیل مسیر به کار گرفته شد . همچنین برای تحلیل داده ها از نرم افزارهای آماری SPSS.16 و R ا ستفاده شد . یافته ها : نتایج تحلیل های آماری نشان داد که نقش میانجی گر انسجام روان شناختی در سازگاری روانی و اجتماعی با تفکر وجودی ، سبک های دلبستگی و ادراک خود کارآمدی دانش آموزان نابینا و کم بینا مثبت و معنا دار است ) 01 / . )P < 0 همچنین این یافته نیز حاصل شد که همبستگی انسجام روان شناختی با تفکر وجودی ، سبک های دلبستگی و ادراک خود کارآمدی دانش آموزان نابینا و کم بینا مستقیم و معنا دار است ) 01 / . )P < 0 نتیجه گیری : براساس نتایج تحلیل های آماری می توان گفت که مشاوران و روان درمانگران می توانند از بسته های آموزشی و درمانی مبتنی بر آموزش راهبرد های تنظیم هیجانی و رویکرد وجودی در جهت بهبود سازگاری روانی و اجتماعی دانش آموزان نابینا و کم بینا استفاده کنند .
نقش میانجی پیوستگی کلاس درس در رابطه بین رفتارهای تأییدی معلم و مشارکت کلاسی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مشارکت فعال دانش آموز در کلاس یکی از الزامات اساسی یادگیری و موفقیت تحصیلی محسوب می شود. هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی پیوستگی کلاس درس در رابطه بین رفتارهای تأییدی معلم و مشارکت کلاسی دانش آموزان بود. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ شیوه گردآوری و تحلیل داده ها، توصیفی از نوع هم بستگی بوده است. جامعه آماری، دانش آموزان پایه دوازدهم شهر کرمانشاه بودند که نمونه ای به حجم 210 نفر از آن ها به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفت. ابزار گردآوری داده ها سه مقیاس تأیید معلم (Ellis, 2000) پیوستگی کلاس درس ( Maloney & Matthews, 2020) و مشارکت کلاسی (Li, 2022) بودند. روایی مقیاس ها با استناد به نظر متخصصان و پایایی آن ها با استناد به ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد. ضریب آلفای کرونباخ برای سه پرسش نامه تأیید معلم، پیوستگی کلاس درس و مشارکت کلاسی به ترتیب 79/0، 74/0 و 71/0 بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون هم بستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته های آزمون هم بستگی نشان داد که رابطه بین تأیید معلم و مشارکت کلاسی (r: .51; p < .05)، رابطه بین تأیید معلم و پیوستگی کلاس درس (r: .56; p < .05) و رابطه بین پیوستگی کلاس و مشارکت کلاسی (r: .54; p < .05) معنادار است. یافته های مدل یابی معادلات ساختاری نیز نشان داد که اثر تأیید معلم بر مشارکت کلاسی معنادار نیست (03; p > .05/0 = β)، اما اثر تأیید معلم بر پیوستگی کلاس (85; p < .05/0 = β) و اثر پیوستگی کلاس بر مشارکت کلاسی (90; p < .05/0 = β) معنادار است. بر اساس یافته های به دست آمده، نقش میانجی پیوستگی کلاس درس در ارتباط بین رفتارهای تأییدی معلم و مشارکت کلاسی دانش آموزان تأیید شد (RMSEA: .02; CFI: .99). بر اساس یافته ها می توان نتیجه گرفت که پایبندی معلمان مدارس به رفتارهای ارتباطی و بین فردی مثبت زمینه ساز ایجاد جو کلاسی منسجم و صمیمی می گردد و چنین جوی در نهایت افزایش مشارکت کلاسی دانش آموزان را به همراه دارد.
مدلیابی الگوی صلاحیت های حرفه ای معلمان برای آموزش در فضای مجازی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در دنیای پیچیده و پرشتاب امروز، روش های سنتی آموزشی کند هستند و نیاز به استفاده از فناوری های نوین در آموزش وجود دارد. همچنین، انتشار ویروس کرونا، آموزش به اجباری شدن آموزش در فضای مجازی کمک کرد. هدف پژوهش حاضر، اعتباریابی الگوی صلاحیت های حرفه ای معلمان برای آموزش در فضای مجازی دوره متوسطه اول بود. روش: روش پژوهش، توصیفی از نوع پیمایشی بود. جامعه آماری شامل شامل تمام معلمان دوره متوسطه اول استان گلستان بود که تعداد آنها حدود 750 نفر بود. نمونه بر اساس جدول رجسی و مورگان 148 نفر برآورد گردید که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته بود که بر اساس نتایج مرحله کیفی، تهیه شده بود. دادهها با استفاده از نرم افزار smart PLS و با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: بنابر یافته های تحقیق، 89 مفهوم، 18 زیرمقوله و 7 مقوله اصلی مورد تأیید قرار گرفت که مقوله های اصلی شامل مهارت های فنی، مدیریت کلاس مجازی، اخلاق آموزش مجازی، مهارت های عمومی، فعالیت های تدریس و یادگیری، مهارت های شناختی و منش معلمی معتبر بود. نتیجه گیری: بنابراین، باید در گزینش معلمان این صلاحیت ها در نظر گرفته شود و تلاش شود تا معلمانی که در حال تدریس هستند این صلاحیت ها را در خود به وجود بیاورند.
بررسی اثربخشی برنامه توانبخشی شنیداری بر رشد گفتار کودکان پیش دبستانی ناشنوا کاشت حلزون در اقلیم کردستان عراق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
117 - 126
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی اثربخشی برنامه توان بخشی شنیداری بر میزان رشد گفتاری در کودکان پیش دبستانی ناشنوای کاشت حلزون در اقلیم کردستان عراق بود. این تحقیق از نوع تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. نمونه پژوهش شامل ۲۴ کودک ناشنوا (۱۲ نفر در گروه آزمایش و ۱۲ نفر در گروه کنترل) بود. روش نمونه گیری به صورت نمونه گیری هدفمند بود .ابزار اصلی برای ارزیابی عملکرد رشد گفتاری کودکان ناشنوا، مقیاس شاخص درجه بندی وضوح کلامی، آلن و همکاران(199۸) بود. گروه آزمایش تحت آموزش توان بخشی شنیداری ویژه (12 جلسه به مدت 45 دقیقه در هفته 2 یا 3 بار) قرار گرفت، در حالی که گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای نداشت. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شد. پس از شش ماه از اجرای برنامه توانبخشی، یافته ها نشان داد، میانگین نمرات رشد گفتار گروه کنترل به ترتیب در مرحله پیش آزمون (۹۲/۲)، پس آزمون (۸۵/۲) و برای گروه آزمایش به ترتیب در مرحله پیش آزمون (۱۷/۳)، پس آزمون (۵۸/۳) است. نتایج تحلیل واریانس یک راهه نمرات رشد گفتار قبل از آموزش حاکی از آن بود که تفاوت های معناداری بین دو گروه (آزمایش و کنترل) قبل از شروع مداخله وجود ندارد (۰۵/۰ P>). تحلیل کوواریانس تک متغیره نشاندهنده این موضوع بود که پس از بی اثر کردن تأثیر پیش آزمون، تفاوت معناداری در میانگین نمرات پس آزمون بین گروه آزمایش و گروه کنترل وجود دارد (۰۱/۰P<). اندازه اثر این تفاوت برابر با ۶1/0 است که به این معناست که ۶1 درصد تغییرات در رشد گفتار ناشی از تفاوت گروه هاست. در نهایت، میانگین های تصحیح شده پس آزمون رشد گفتار در دو گروه نشان داد، گروه آزمایش (۴۸/۳) نسبت به گروه کنترل (۹۴/۲) در پس آزمون عملکرد بهتری داشته است. از طرف دیگر، می توان گفت مشارکت فعال والدین در فرآیند درمان باعث تسریع در یادگیری گفتار و بهبود عملکرد کودک در محیط های طبیعی گردید .این یافته ها نشان می دهند که برنامه توانبخشی شنیداری کلامی می تواند به عنوان یک ابزار مؤثر در بهبود مهارت های گفتاری و زبانی کودکان ناشنوا در مناطق مختلف، از جمله اقلیم کردستان عراق، به کار گرفته شود. این مداخله می تواند به کاهش شکاف های زبانی و اجتماعی کودکان ناشنوا کمک کرده و به آن ها فرصت های بیشتری برای مشارکت فعال در جامعه فراهم آورد.
رویکرد تفسیری انتقادی به جایگاه جلوه های بصری کتب درسی در پرورش خلاقیت دانش آموزان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: رشد و تعالی چندجانبه دانش آموزان در دوران ابتدایی به عنوان هدف اصلی آموزش و پرورش مورد تأکید واقع شده است. در این زمینه تصاویر کتب درسی به عنوان یک ابزار کلیدی و قدرتمند مطرح می شوند که می توانند تأثیرات چشم گیری بر رشد خلاقیت دانش آموزان ابتدایی داشته باشند. هدف: هدف اصلی از انجام این پژوهش، واکاوی جایگاه جلوه های بصری کتب درسی در پرورش خلاقیت دانش آموزان دوره ابتدایی با رویکرد تفسیری انتقادی بوده است. روش: این فراترکیب کیفی با استفاده از روش پنج مرحله ای تفسیری انتقادی دیکسون- وودز و همکاران انجام شده است. تیم فراترکیب متشکل از 15 نفر متخصص برنامه ریزی درسی و یک نفر مسلط به روش پژوهش فراترکیب، با رویکرد تفسیری انتقادی بود. در ابتدا 30 منبع استخراج شدند که با استفاده از الگوی غربال گری و حذف عناوین نامرتبط، چکیده های نامرتبط و سپس متون نامرتبط، نهایتاً 17 منبع پژوهشی مرتبط، مبنای تحلیل قرار گرفت که نتیجه آن استخراج مدل مشتمل بر پنج مضمون سازمان دهنده توسعه یادگیری و بهسازی، توسعه خلاقیت، توسعه مهارت های سوادآموزی، توسعه مهارت های اجتماعی و توسعه مهارت های فردی بود. اعتبار داده ها با استفاده از سه تکنیک اعتبارپذیری، انتقال پذیری و هم سوسازی داده ها و اعتماد به داده ها با هدایت دقیق جریان جمع آوری اطلاعات و هم سوسازی پژوهش گران تائید شد. نتایج: به طور کلی یافته های این مقاله نشان داد که تصویرسازی کتاب دانش آموزان نه تنها یک وسیله برای انتقال مفاهیم و داستان ها به فراگیران است، بلکه یک وسیله توانمند برای ارتقاء فرآیندهای تفکری و خلاقیت در دانش آموزان می باشد. این مولفه ها می توانند تجربه مطالعه کتاب را برای دانش آموزان جذاب تر و نیز پرمفهو
فهم پداگوژی ازبرخواندن و چرایی تداوم آن (مرور سیستماتیک)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۶۲
131 - 150
حوزههای تخصصی:
هدف از مقاله حاضر فهم پداگوژی ازبرخواندن و چرایی تداوم آن است. این پژوهش به روش مرور سیستماتیک انجام شده است. جامعه شامل همه مقالات پژوهشی 25 سال اخیر، مشتمل بر 94 سند بود که پس از اعمال ملاکها، 48 مقاله به عنوان نمونه انتخاب شده است. با مطالعه متن کامل مقالات مصادیق کدگذاری و در زیرگروههای بزرگ تر دسته بندی شدند. برای اعتبارپذیری یافته ها از تکنیک خودبازبینی پژوهشگر استفاده شده است. یافته ها نشان دادند که ازبرخواندن پدیده ای پیچیده و چندلایه است. سه سطح ساختار، سیستم و سوژه در استمرار پداگوژی ازبرخواندن شناسایی شد. در سطح ساختار عوامل فرهنگی-اجتماعی، سیاسی، دین و ایدئولوژی قابل ذکرند که در کلیتی که زندگی جمعی را رقم می زند در پداگوژی ازبرخواندن نقش دارند. در سطح سیستم، نظام آموزشی قرار دارد که ضمن تأثیرپذیری از سطح ساختار، بر آن نیز اثرگذر است. در این سطح عواملی مانند برنامه های درسی، قوانین آموزش و پرورش، معلم، نظام تربیت معلم، نظام ارزشیابی و نظام مدیریت جامعه قرار دارند. نظام آموزشی انتقال دهنده ارزشهای اساسی جامعه به مدرسه است و به بازتولید ارزشهای سطح ساختار می پردازد. سطح سوژه، مشتمل بر دانش آموز، والدین، کادر آموزشی و مدیران و سیاستگذاران آموزشی است. کنشگران مدرسه بر اساس تصورات و تجربیات خود با مرجح دانستن روش تدریس معلم-محور و ارزشیابی سنتی، کنترل و نظم مکانیکی کلاس درس این رویکرد را استمرار می بخشند.
عوامل مؤثّر بر کارآمدی آموزشی و پژوهشی مبتنی بر فنّاوری معلّمان ابتدایی با تأکید بر توسعه مهارت های حرفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف پژوهش حاضر، شناسایی عوامل مؤثّر بر کارآمدی آموزشی و پژوهشی مبتنی بر فنّاوری معلّمان ابتدایی، با تأکید بر توسعه مهارت های حرفه ای است.
روش : پژوهش از نوع کاربردی و روش آن آمیخته(کمّی و کیفی) است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی خبرگان، متخصّصان و استادان دانشگاه فرهنگیان است. نمونه گیری در بخش کیفی، از روش گلوله برفی با شناسایی خبرگان از 30 خبره و استاد مصاحبه به عمل آمد و در بخش کمّی، با استفاده از روش نمونه گیری سرشماری، تعداد 300 معلّم ابتدایی و 25 استاد به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. ابزار پژوهش، در بخش کیفی شامل مصاحبه های نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقّق ساخته بود. جهت تجزیه و تحلیل یافته های پژوهش، در بخش کیفی از تحلیل آمیخته و در بخش کمّی از تحلیل تأییدی، استفاده گردید.
یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد، در بخش کیفی 6 عامل عوامل فرهنگی_اجتماعی، مهارت های مبتنی بر فنّاوری، رویکردها و راهبردهای آموزشی، دانش و آگاهی، ویژگی های روانی_شخصیّتی و زیرساخت ها و برنامه ریزی آموزشی بر کارآمدی آموزشی و پژوهشیِ مبتنی بر فنّاوری معلّمان ابتدایی با تأکید بر توسعه مهارت های حرفه ای، تأثیرگذار بودند و در بخش کمّی از دیدگاه خبرگان، متخصّصان و استادان دانشگاه فرهنگیان، وضعیّت مؤلفه های مؤثّر بر کارآمدی آموزشی و پژوهشیِ مبتنی بر فنّاوری معلّمان ابتدایی با تأکید بر توسعه مهارت های حرفه ای، در سطح مطلوبی قرار دارد.
نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که از نظر خبرگان، متخصصان و اساتید دانشگاه فرهنگیان، مهارت های مبتنی بر فناوری در وضعیت موجود از بالاترین کیفیت برخوردار است، در حالی که ویژگی های روانی-شخصیتی کمترین رتبه را به خود اختصاص داده اند.
تحلیل تجارب زیستۀ دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان از چالش های ساختاری دروس کارورزی مجازی
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی تجارب زیسته دانشجو معلّمان از چالش های ساختاری دروس کارورزی مجازی در دانشگاه فرهنگیان بود. روش ها : برای دستیابی به این هدف، از پارادایم انتقادی، رویکرد کیفی و استراتژی پدیدارشناسی هفت مرحله ای کلایزی، استفاده شد ابزار پژوهش، مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته بود. میدان پژوهش، شامل کلیه دانشجو معلّمان دانشگاه فرهنگیان در استان کردستان در سال تحصیلی ۱۴۰۰-۱۳۹۹ بودند که با استفاده از نمونه گیری هدفمند ملاک دار و بر اساس قاعده اشباع یافتگی نسبی داده ها، با ۱۰ نفر مصاحبه انجام شد. ملاک انتخاب دانشجویان، داشتن تجربه کارورزی مجازی و یا در حال گذراندن کارورزی به صورت مجازی و تمایل به شرکت در مصاحبه بود. یافته ها: یافته ها در دودسته مزایا و چالش های کارورزی مجازی به دست آمد. مزایای آن در دو مقوله ۱.رفع محدودیت زمانی و مکانی و ۲. توسعه مهارت های فناورانه، دسته بندی شد که در این راستا هفت مفهوم حاصل شد. چالش های نیز در سه مقوله اصلی:۱. چالش های ساختاری، ۲.اجرایی و ۳.محتوایی، دسته بندی شدند که در این زمینه ۲۳ مفهوم حاصل شد. نتیجه گیری: بنا بر نتایج پژوهش، اگرچه دانشجو معلّمان در کارورزی مجازی از مزایایی مانند توسعه مهارت های فناورانه و رفع محدودیت زمانی و مکانی برخوردار بودند، امّا بیشتر از مزایا، با چالش های کارورزی مجازی مواجه بودند. لذا کارورزی مجازی به تنهایی نمی تواند پاسخگوی نیازهای دانشجو معلّمان و آماده سازی آن ها برای کسب مهارت ها و شایستگی های معلّمی باشد.
مدل سازی شایستگی های مؤثر بر پذیرش و بکارگیری فناوری های آموزشی با رویکرد شناختی و انگیزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندازه گیری تربیتی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۰
169-211
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش به تحلیل شایستگی های مؤثر بر پذیرش و بکارگیری فناوری های آموزشی با رویکرد شناختی و انگیزشی در بین مدرسان و مربیان مراکز فنی و حرفه ای سراسر کشور می پردازد. برای دستیابی به این اهداف، از رویکرد ترکیبی استفاده شد. فرآیند جمع آوری داده ها شامل اجرای یک پرسشنامه برای نمونه ای متشکل از 190 مدرسان و مربیان مراکز فنی و حرفه ای سراسر کشور،علاوه بر این، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 18 تن از خبرگان، متخصصین و افراد آگاه برای جمع آوری بینش عمیق تر انجام شد. از روش تحلیل مضمون، 87 شاخص (گویه) ، 2 بعد اصلی و 12 مولفه قابل شناسایی است، روایی صوری و محتوایی پرسشنامه توسط خبرگان تأیید شده است. همچنین، برای بررسی روایی سازه از روایی همگرا و واگر و .برای سنجش پایایی، از روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی استفاده شده است. برای تحلیل دادهها از روشهای آمار توصیفی و استنباطی و تحلیل معادلات ساختاری از نرم افزار Smart PLS استفاده شد.نتایج وضعیت موجود در 12 مولفه شایستگی های یکپارچه ی شناختی و انگیز شی مربیان و مدرسان معنادار می باشد . نتایج رتبه بندی بیان می دارد مهارت های حرفه ای مربیان ، توسعه خلاقیت ومیل به نوآوری با استفاده از فناوری و انگیزه تغییر و روحیه کنجکاوی شایستگی اصلی می باشند .نتایج مدل معادلات ساختاری ، نتایج نشان می دهد که تمامی مولفه شناسایی شده برای شایستگی یکپارچه ی شناختی و انگیزشی ، به طور معناداری با این سازه ها مرتبط هستند. به عبارت دیگر، این مولفه ها به خوبی توانسته اند این سازه ها را تبیین کنند. مقادیر مثبت شاخص اعتبار افزونگی برای همه مولفه ها نشان دهنده برازش خوب مدل و قدرت پیش بینی مناسبی است. ضریب تعیین متوسط به را بالا نشان می دهد که مدل توانایی خوبی در تبیین واریانس متغیرهای وابسته دارد . مقدار شاخص ریشه میانگین مربعات باقی مانده استاندارد شده و شاخص برازش نرمال به دست آمده نشان دهنده برازش مناسب مدل است. و بهبود نسبی مدل نسبت به مدل پایه است.
اثربخشی آموزش هم زمان انواع کارکردهای اجرایی (گرم و سرد؛ متمرکز بر آموزش هم زمان والد و کودک) بر بهبود همدلی کودکان با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی افراد استثنایی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
251 - 284
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور بررسی اثربخشی آموزش هم زمان انواع کارکردهای اجرایی (گرم و سرد؛ متمرکز بر آموزش هم زمان والد و کودک) بر بهبود همدلی کودکان با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی انجام شد. طرح پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش تمامی کودکان 9 تا 12 ساله با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی شهر رشت بودند که در شش ماهه اول سال 1400 به مراکز درمانی- آموزشی مراجعه کردند. نمونه پژوهش شامل 26 مادر و کودک با نارسایی توجه/ بیش فعالی از جامعه آماری ذکرشده بود که با روش در دسترس انتخاب و به تصادف در گروه های آزمایش و گواه جای دهی شدند. کودکان گروه آزمایش و مادران آن ها هرکدام برنامه مداخله ای موردنظر را طی 10 جلسه دریافت کردند. ابزار مورداستفاده شامل پرسشنامه جمعیت شناختی، مقیاس درجه بندی کانرز و پرسشنامه همدلی بود. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کواریانس تحلیل شدند. یافته ها نشان داد آموزش هم زمان انواع کارکردهای اجرایی (گرم و سرد؛ متمرکز بر آموزش هم زمان والد و کودک) بر بهبود نمره کل همدلی (01/0 >P)، خرده مقیاس های همدلی انگیزه اجتماعی (01/0 >P)، همدلی شناختی (05/0 >P)، همدلی عاطفی جهت گیری دوستان (01/0 >P)، همدلی مؤثر جهت گیری خانواده (05/0 >P) در کودکان با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی اثر معناداری داشت. نتایج نشان می دهند مداخلات چندوجهی که کارکردهای اجرایی کودکان با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی را هدف قرار می دهد می تواند رویکردی امیدوارکننده برای بهبود همدلی این کودکان باشد.
تحلیل محتوای برنامه درسی فارسی پایه چهارم و پنجم ابتدایی با توجه به مولفه های مهارتهای زندگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تحلیل محتوای برنامه درسی فارسی پایه چهارم و پنجم ابتدایی با رویکرد مهارت های زندگی بوده است. نوع پژوهش کاربردی و روش آن تحلیل محتوا است. روش اجرایی این تحقیق بررسی محتوایی (تحلیل محتوا)کتاب درسی فارسی می باشد که اشاره به کتب فارسی پایه چهارم و پنجم ابتدایی دارد و تحلیل در این پژوهش مبتنی بر کدگذاری و مشخص سازی فراوانی و درصدبندی در ابعاد مختلف مؤلفه های مرتبط با مهارت های زندگی انجام پذیرفت. که به منظور تحلیل محتوای کتاب ها محقق ۸مقوله به همراه زیر مولفه های آن را مورد استفاده قرار داد. با توجه یافته های تحقیق که نشان داد مولفه تصمیم گیری با فراوانی ۱۲۴ بیشترین توجه در کتاب های فوق را به خود اختصاص داده است. درصد کلی واحدهای حاوی مولفه های مهارت های زندگی در کتاب چهارم با فراوانی ۳۱۸ و87/51 به کل فراوانی هاست کتاب پنجم با فراوانی ۲۹۵ و12/48 به کل فراوانی ها است. توجه به مهارتهای زندگی از پایه چهارم به پنجم روند نزولی داشته است.
اعتبار یابی الگوی ارتقای پایبندی به اخلاق پژوهشی در معلمان پژوهشگر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
297 - 309
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش ارائه الگوی ارتقاء پایبندی به اخلاق پژوهش در بین معلمان پژوهشگر بود. پژوهش از نظر هدف، کاربردی، از نظر شیوه گردآوری داده ها آمیخته با رویکرد کیفی- کمی بود. در بخش کیفی از تحلیل مضمون و در بخش کمی علاوه بر پیمایش از تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل مسیر و بررسی شاخص های مطلوبیت مدل استفاده شد. جامعه آماری بخش کیفی شامل 11 نفر از خبرگان بود که از بین اعضای هیات علمی با حداقل ده سال سابقه پژوهش و مطالعه با روش نمونه گیری هدفمند و در حد اشباع انتخاب شدند و در بخش کمی شامل کل معلمان پژوهشگر شهر اراک بود و نمونه آماری طبق فرمول کوکران شامل 248 نفر بصورت تصادفی خوشه ایی انتخاب شد. گردآوری داده های کیفی با مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی با پرسش نامه 46 سوالی محقق ساخته با طیف 5 درجه لیکرتی انجام شد. برای روایی پرسشنامه ها از بازبینی مجدد، روایی صوری، محتوایی، سازه، CVR&CVI استفاده و پایایی ابعاد آن طبق آلفای کرونباخ بین 0.85 تا 0.97بود. در تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی، از تحلیل مضمون و در بخش کمی تحلیل عاملی اکتشافی و تحلیل مسیر با نرم افزار هایSPSS27 و AMOS استفاده شد. یافته ها: در مرحله اول تحلیل کیفی 212 کد اولیه استخراج و در مراحل بعدی با حذف کدهای همپوش و تکراری به 58 کد محوری تقلیل یافت و پس از پالایش به 42 مضمون و 10 شبکه کاهش یافت. ملاک کفایت نمونه گیری کیسر– مایر- الکین0.96و کرویت بارتلت p<0/001 بود که بیانگر کفایت حجم داده ها برای تحلیل و همبستگی کافی برای اجرای تحلیل بود. در تحلیل عامل های اصلی،6 عامل با ارزش ویژه بزرگتر از 1 شناسایی شد که در مجموع 0.64 از واریانس مشترک را تبیین نمود. طبق شاخص های مطلوبیت مدل مبتنی بر مولفه های شناسایی شده، کای اسکوار 1.554 و شاخص های تطبیقی نسبی بالاتر از0.90 و بیانگر مطلوبیت مدل است. یافته ها نشان داد که مولفه های کلیدی اخلاق پژوهشی شامل اصول اخلاقی و مسئولیت اجتماعی، اصول نگارش مسئولانه، ملزومات کلیدی در طراحی و اجرا، انگیزش و تعهد، مشارکت آگاهانه و عدالت، و بی طرفی و استقلال است. همچنین الگوی مبتنی بر یافته های بخش کمی بر اساس شاخص های مطلوبیت، از برازش مطلوب برخوردار است و می تواند به عنوان مدلی کاربردی برای ارتقای رفتار اخلاقی پژوهشی در میان معلمان پژوهشگر استفاده شود.
Barriers and Facilitators to Using VR-Based Therapy for Emotional Regulation in Youth with Exceptional Needs(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study aimed to explore the barriers and facilitators influencing the implementation of virtual reality (VR)-based therapy for emotional regulation in youth with exceptional needs. A qualitative research design was employed using semi-structured interviews with 23 purposefully selected participants, including special education teachers, therapists, caregivers, and VR developers, all based in Minnesota, USA. Participants were selected based on their direct involvement with VR therapy programs for youth with neurodevelopmental or emotional regulation challenges. Interviews were conducted until theoretical saturation was reached. Data were transcribed verbatim and analyzed using thematic analysis in NVivo 14, following Braun and Clarke’s six-phase framework. The analysis revealed two main thematic categories: facilitators and barriers. Facilitators included seven subthemes: technological appeal, personalization, therapist control, motivation and engagement, institutional support, caregiver involvement, and observable emotional gains. Barriers were categorized into seven subthemes as well: accessibility and equity issues, sensory limitations, stakeholder resistance, cultural irrelevance, technical difficulties, ethical and privacy concerns, and lack of standardized guidelines. Participants reported that immersive features, real-time therapist adjustments, and family buy-in enhanced VR’s therapeutic effectiveness. Conversely, cost constraints, lack of culturally appropriate content, and technical or ethical challenges hindered adoption. Quotes from stakeholders enriched the thematic interpretation and contextualized the results. VR-based therapy shows promising potential in enhancing emotional regulation among youth with exceptional needs due to its immersive, customizable, and engaging design. However, successful implementation depends on addressing contextual challenges, including accessibility, technical infrastructure, and cultural inclusivity. Stakeholder collaboration and the development of standardized protocols are essential to scale VR interventions in educational and clinical contexts.
دنیای نوین یادگیری با سرفصل های خلاقانه: راهکارها و نتایج(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش مهندس ایران سال ۲۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۵
137 - 165
حوزههای تخصصی:
در دنیای پُرشتاب آموزش مهندسی مدرن، نیاز به روش های نوآورانه برای جلب توجه و ارتقای یادگیری دانشجویان بیش از همیشه احساس می شود. مقاله حاضر به معرفی سرفصل های خلاقانه ای می پردازد که با هدف ایجاد تجربه تعاملی و جذاب برای دانشجویان طراحی شده اند. به کمک روش هایی، مانند داستان سرایی، فعالیت های تعاملی و ابزارهای دیجیتال، نمونه هایی از سرفصل های جذاب ارائه و راهکارهای اجرای موفق و مقابله با چالش های احتمالی بررسی شده است. تجربه های حاصل از اجرای این سرفصل ها طی چندین سال در دانشگاه شهیدبهشتی، در رشته های مهندسی، تحلیل و جمع آوری شده است. دیدگاه های دانشجویان با تحلیل مضمون دسته بندی و بازخوردهای کمّی آنان ارزیابی شده است. نتایج نشان می دهد روش های خلاقانه به افزایش تعامل دانشجویان، بهبود درک مطالب و انگیزه بیشتر در یادگیری کمک می کنند. همچنین فضای دوستانه و کاهش نگرانی دیگر دستاوردهای این سرفصل ها هستند. مطالعه حاضر برای مدرسان و طراحان دوره هایی که به دنبال نوآوری در آموزش هستند مفید خواهد بود. روش های خلاقانه معرفی شده در سرفصل ها در رشته ها و مقاطع آموزشی قابل اجرا و بهره برداری خواهند بود.
رابطه سواد دیجیتالی، توسعه ی فردی و تعهد شغلی با صلاحیت حرفه ای فردی در معلمان پیش دبستانی: نقش میانجی گری اشتیاق شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
197 - 212
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف تعیین رابطه سواد دیجیتالی، توسعه ی فردی و تعهد شغلی با صلاحیت حرفه ای فردی در معلمان پیش دبستانی با نقش میانجی گری اشتیاق شغلی انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری، کلیه معلمان پیش دبستانی شهر بغداد در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ بودند که از بین آنها 200 نفر به روش نمونه گیری دردسترس و به ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های سواد دیجیتالی (توحیدی اصل و نیک اقبال زاده ،1394)، توسعه ی فردی (پرالت، 2008)، تعهد شغلی (بلاو و همکاران، ۱۹۹۳)، صلاحیت حرفهای فردی (ملایی نژاد، 1391) و اشتیاق شغلی (اوترخت و همکاران،2004) پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای Spss نسخه 26 و Pls استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است؛ نتایج حاکی از اثر مستقیم توسعه فردی بر صلاحیت حرفه ای فردی و تعهد شغلی بر صلاحیت حرفه ای فردی می باشد. اما اثر مستقیم سواد دیجیتالی بر صلاحیت حرفه ای فردی معلمان معنادار نبود. هم چنین اشتیاق شغلی در رابطه بین سواد دیجیتالی، توسعه فردی و تعهد شغلی با صلاحیت حرفه ای فردی از نقش میانجی گری برخوردار است(071/0=β) و (903/2t=). نتیجه گیری: با توجه به نقش میانجی اشتیاق شغلی می توان با به کارگیری مداخلات مناسب برای ارتقا اشتیاق شغلی، صلاحیت حرفه ای معلمان را افزایش داد.
تبیین اهداف تربیتی نظام خانواده بر مبنای آسیب شناسی وضع موجود جهت استفاده در طراحی های آموزشی
منبع:
آموزش پژوهی دوره ۱۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۴۱)
32 - 46
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، آسیب شناسی وضع موجودِ نهاد خانواده به عنوان متولی اصلی تعلیم و تربیت است به گونه ای که مبتنی بر این آسیب شناسی اهداف تربیتی اولویت دار برای لحاظ کردن آن ها در طراحی های آموزشی در نظام تعلیم و تربیت رسمی و غیررسمی کشور مشخص گردند. در پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، با تعداد 18 نفر از صاحبنظران و افراد ذی صلاح شامل مشاورین خانواده، قضات، اعضای هیأت علمی و کارشناسان دینی با معیار انتخاب نمونه هدفمند و تکنیک اشباع نظری، مصاحبه عمیق صورت گرفت. در نهایت یافته های پژوهش حاکی از آن است که اهداف تربیتی در سه بُعد شناختی، اخلاقی و عملی در 35 مفهوم و اقدامات بسترساز والدین برای دنبال کردن آن اهداف تربیتی در سه بُعد پایه ای، محیطی و درونی در 21 مفهوم طبقه بندی شدند. یافته های این مطالعه می تواند مبنای مطالعات میدانی، تدوین و اجرای برنامه های آموزشی قرار گیرد و همچنین می تواند مبنایی باشد برای تولیدکنندگان کالاهای فرهنگی تا با محور قرار دادن مقولات اشاره شده در آن در راستای تقویت بنیان خانواده قدم بردارند.