آزیتا دلفان آذری

آزیتا دلفان آذری

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۴ مورد از کل ۴ مورد.
۱.

تاثیر هوش معنوی و تربیت اخلاقی بر عملکرد مدیران خانم مدارس ابتدایی شهرستان دلفان استان لرستان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هوش معنوی تربیت اخلاقی عملکرد مدیران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0
زمینه و هدف: امروزه نقش و اهمیت هوش معنوی و تربیت اخلاقی در زندگی افراد و جوامع بیش از پیش به دست آمده است بر همین اساس پژوهش حاضر با هدف تبیین تاثیر هوش معنوی و تربیت اخلاقی بر عملکرد مدیران خانم مدارس ابتدایی انجام شد. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، و بر مبنای روش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش تمامی مدیران خانم مدارس ابتدایی شهرستان دلفان استان لرستان است که تعداد آنها 48 نفر گزارش شد. به علت کم بودن جامعه پژوهش از روش تمام شماری(سرشماری) همه جامعه به عنوان نمونه انتخاب شدند.ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه هوش معنوی حامید و سیدیکیو(2021)، پرسشنامه تربیت اخلاقی عسکریان بیگدلی و همکاران (۱۳۹۷) و پرسشنامه عملکرد مدیران مصلحی(1391) بود. در پژوهش حاضر روایی صوری پرسشنامه ها توسط استاد راهنما و مشاور و تعدادی از متخصصان تایید شد، همچنین به دلیل استاندارد بودن پرسشنامه ها، به روایی محتوایی آن اعتماد شد. به منظور بررسی پایایی ابزار از ضریب آلفای کرونباخ استفاده و پایایی پرسشنامه های مذبور به ترتیب895/0، 842/0 و 811/0 محاسبه و تایید شد. در روش استنباطی از روش مدل معادلات ساختاری، به منظور بررسی روابط علی بین متغیرهای پژوهش از مدل معادلات ساختاری و تحلیل رگرسیون استفاده شد. یافته ها: بر اساس بر اساس نتایج مشخص شد هوش معنوی بر عملکرد مدیران خانم مدارس ابتدایی تاثیر مثبت و معناداری دارد(β=0.78,p=0.0001)، همچنین تربیت اخلاقی بر عملکرد مدیران خانم مدارس ابتدایی تاثیر مثبت و معناداری دارد(β=0.81,p=0.0001) است. بر اساس نتایج رگرسیون مشخص شد هوش معنوی 27 درصد قابلیت پیش بینی عملکرد مدیران و تربیت اخلاقی 79 درصد قابلیت پیش بینی عملکرد مدیران را دارد. نتیجه گیری: هوش معنوی و تربیت اخلاقی بر عملکرد مدیران خانم مدارس ابتدایی تأثیر دارد.
۲.

مقایسه خلاقیت، تحول اجتماعی و گرایش مثبت نسبت به مدرسه در دانش آموزان کلاس های تک پایه و چند پایه ابتدایی شهرستان ایوان

کلیدواژه‌ها: خلاقیت تحول اجتماعی گرایش مثبت نسبت به مدرسه مدارس تک پایه و چند پایه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۵ تعداد دانلود : ۲۰۱
این پژوهش با هدف مقایسه خلاقیت، تحول اجتماعی و گرایش مثبت نسبت به مدرسه در دانش آموزان کلاس های تک پایه و چندپایه ابتدایی شهرستان ایوان انجام گرفت. روش پژوهش از جمله تحقیقات توصیفی و از نوع علی-مقایسه ای می باشد. جامعه پژوهش از کلیه دانش آموزان کلاس های چند پایه و تک پایه شهر ایوان در سال تحصیلی 1403-1402 تشکیل شد. حجم نمونه 744 نفر (132 نفر پسر پنجم، 118 نفر دختر پنجم، 127 نفر پسر ششم، 127 نفر دختر ششم از کلاس های تک پایه) و (59 نفر پسر پنجم، 59 نفر دختر پنجم، 59 نفر پسر ششم و 63 نفر دختر ششم از کلاس های چندپایه) با شیوه چند مرحله ای (خوشه ای و طبقه ای) انتخاب گردید. ابزار پژوهش پرسشنامه سنجش خلاقیت عابدی (1372)، مقیاس رشد اجتماعی واینلند (1984) و پرسشنامه جهت گیری مثبت نسبت به مدرسه (1396) بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون t مستقل و تجزیه و تحلیل واریانس چند متغیری در نرم افزار spss26 استفاده گردید. مطابق با یافته های پژوهش بین خلاقیت، تحول اجتماعی و گرایش مثبت نسبت به مدرسه در دانش آموزان کلاس های تک پایه و چندپایه ابتدایی شهرستان ایوان تفاوت وجود دارد، (01/>p، 70/37=F)، تحول اجتماعی (01/>p ، 38/61=F ) و گرایش مثبت نسبت به مدرسه (01/>p ، 68/15=F ). این تفاوت در متغیر خلاقیت و تحول اجتماعی در اکثر گروه ها به نفع کلاس های تک پایه و در متغیر گرایش مثبت نسبت به مدرسه به نفع کلاس های چند پایه است (01/>p). در مجموع چنین به نظر می رسد که دانش آموزان مدارس شهری (تک پایه) از خلاقیت و رشد اجتماعی بیشتری برخوردارند اما دانش آموزان روستا و عشایر (چندپایه) مدرسه خود را بیشتر دوست دارند.
۳.

تاثیر درمان گروهی کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی بر کاهش مؤلفه های اجتناب شناختی رفتاری پسران نوجوان با اختلال نافرمانی مقابله ای(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نافرمانی مقابله ای اجتناب شناختی رفتاری گروه درمانی کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۴ تعداد دانلود : ۲۵۱
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر درمان گروهی کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی  بر کاهش مؤلفه های اجتناب شناخی رفتاری پسران نوجوان با اختلال نافرمانی مقابله ای انجام گرفت. روش: روش مطالعه از نوع نیمه تجربی بوده و جامعه آماری را تمام دانش آموزان پسر دچار اختلال نافرمانی مقابله ای دوره دوم متوسطه منطقه دو آموزش و پرورش تهران در سال 1400 تشکیل داد.  نمونه گیری  به صورت هدفمند انجام شده و سپس اعضای نمونه به روش تصادفی ساده در دو گروه آزمایش و کنترل( هر گروه 20 نفر ) تقسیم شدند. برای گروه آزمایش به مدت 8 هفته، درمان گروهی کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی اجرا شد و گروه کنترل هیچگونه مداخله ای را در یافت نکردند. بر روی هر دو گروه، پرسشنامه اجتناب شناختی رفتاری سکستون و داگاس اجرا گردید و داده ها از طریق تحلیل کوواریانس چند متغیره مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد درمان گروهی کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی به ترتیب با ضریب ایتای 44/0، 39/0 و 75/0 بر کاهش مؤلفه های اجتناب شناختی رفتاری شامل؛ جایگزینی تفکر مثبت به جای تفکر  ناراحت کننده، روش برگرداندن  توجه   جهت قطع  فرآیند  نگرانی(پرت شدن حواس) و تغییر  یافتن تصویرهای ذهنی به تفکر کلامی مؤثر است. بحث و نتیجه گیری: با توجه به یافته ها می توان گفت گروه درمانی کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی، روشی مناسب جهت کاهش مولفه های اجتناب شناختی رفتاری نوجوانان با اختلال نافرمانی مقابله ای است.  
۴.

طراحی الگوی برنامه درسی مبتنی بر پرورش مهارت های حل مسأله در مقطع کارشناسی رشته پرستاری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: طراحی الگو برنامه درسی مهارت های حل مساله پرستاری مقطع کارشناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳۷ تعداد دانلود : ۷۲۴
مقدمه: حل مساله مهارتی است که می بایست از دوران دانشجویی در دانشجویان رشته پرستاری رشد یافته و این موضوع تنها از طریق برنامه ای مدون میسر خواهد شد. لذا هدف پژوهش حاضر نیز تدوین الگوی بر نامه درسی مبتنی بر پرورش مهارت های حل مسأله برای مقطع کارشناسی رشته پرستاری بوده است. روش کار: براساس طرح مروری و به منظور تعیین عناصر لازم برای تدوین برنامه درسی مبتنی بر پرورش مهارت حل مساله، ابتدا کتب، منابع و مقالات داخلی و خارجی مورد مطالعه و سپس مورد فیش برداری قرار گرفت، به دنبال عمل انجام گرفته ضمن نظرسنجی از اساتید راهنما و مشاور و اصلاح و تکمیل اطلاعات بدست آمده در نهایت از طریق آمار توصیفی اطلاعات جمع آوری شده دسته بندی، سازماندهی و در غالب جداول ارائه شد. یافته ها: برنامه درسی مبتنی بر پرورش مهارت های حل مساله دارای ابعاد مختلفی چون اهداف، محتوا، روش های یاددهی – یادگیری و ارزشیابی و ... است که هر کدام از این مضامین نیز خود دارای سطوح متنوعی می باشند و می بایست در تدوین برنامه درسی ذکر شده مد نظر قرار گیرد. نتیجه گیری: مهارت حل مساله امری اکتسابی بوده و از طریق دستیابی به سطوح عالی ادراکی، شناختی، عاطفی و ... محقق می گردد بنابراین آموزش سهم بسزایی در ارتقاء مهارت حل مساله فراگیران بویژه دانشجویان رشته پرستاری (بواسطه حساسیت خاص رشته انتخابیشان) خواهد داشت.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان