فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۲۱ تا ۵۴۰ مورد از کل ۱۹٬۵۳۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر؛ تعیین نقش استفاده از بازی های رایانه ای بر رشد اخلاقی دانش آموزان است. پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل صورت گرفته است و جامعه آماری آن را کلیه دانش آموزان شاغل به تحصیل دوره دوم ابتدایی ناحیه 4 استان قم در سال تحصیلی 1401-1402 تشکیل می دهند که و از بین آن ها 36 نفر به صورت نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و در دو گروه آزمایش (18 نفر شامل 9 پسر و 9 دختر) و کنترل (18 نفر شامل 9 پسر و 9 دختر) قرار گرفتند. گروه نمونه در مرحله پیش آزمون و پس آزمون به پرسش نامه های رشد اخلاقی Manavipour (2021)پاسخ دادند. بازی ماینکرافت نیز به صورت گروهی، آنلاین و در ساعت مشخصی توسط دانش آموزان به مدت 20 روز انجام شد. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس و ابزار spss استفاده شده است. نتایج نشان داد استفاده از بازی های رایانه ای در رشد اخلاقی دانش آموزان تأثیر داشت (001/0> P استفاده از بازی های رایانه ای در ابعاد رشد اخلاقی (اخلاق اجتماعی، اخلاق پس عرفی، اخلاق عرفی و اخلاق پیش عرفی) دانش آموزان تأثیر داشت (001/0> P باتوجه به یافته های پژوهش پیشنهاد می شود در مدارس به نقش بازی های رایانه ای در رشد اخلاقی کودکان توجه شود.
Phenomenology of virtual education culture in the Iranian higher education(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۶, Issue ۲ , ۲۰۲۵
137 - 164
حوزههای تخصصی:
This qualitative phenomenological study explored the culture of virtual education in Iranian higher education, focusing on the lived experiences of 31 professors and students. Employing structured interviews and thematic analysis, the research identified one overarching theme and six primary subcultures: interaction and communication, scientific and academic processes, emotional dynamics, exclusion, acceptance, and neutrality. The findings revealed that virtual education reshapes traditional academic norms by enabling wider scientific communication, reducing knowledge monopolies, and increasing collaboration across institutions. However, challenges such as diminished emotional connections, weakened academic commitment, increased superficial learning, and reduced in-person engagement also emerge. Students' and professors' attitudes toward virtual education varied, ranging from full acceptance to indifference. These orientations are influenced by personal values, learning styles, technological familiarity, and institutional support. While virtual education fosters academic freedom and access, it simultaneously disrupts emotional and spatial dimensions of learning environments. The study concludes that understanding the cultural dimensions of virtual education is crucial for policymakers and educators to enhance its effectiveness. Tailoring educational planning to account for emotional, structural, and communicative factors will be essential in ensuring the long-term sustainability and equity of virtual education in higher education contexts.
واکاوی دیدگاه نوجوانان از معنای زندگی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های کیفی در علوم تربیتی سال اول بهار ۱۴۰۴ شماره ۲
128 - 167
حوزههای تخصصی:
یافتن معنا در زندگی از مهمترین نیازهایی است که برای همه انسان ها و در هر سطحی می تواند مطرح باشد. اما، ظهور و بروز آن در مرحله نوجوانی، اهمیت آن را در این دوره دو چندان می کند. نسل جوان سرمایه های عظیم هر کشوری محسوب می شوند و زمانی می توانند نقش خویش را در توسعه و پیشرفت کشور بهتر ایفا کنند که در رویارویی با بحران های زندگی و واقعیت های جامعه آمادگی لازم را دارا باشند. لذا، آگاهی از نگرش های آنان به منظور اتخاذ تصمیمات و راهکارهای مناسب و هم تجهیز آنان به مهارت های لازم در مواجهه با بحران های جهان معاصر از جمله بحران معنا امری ضروری است. هدف این پژوهش بررسی دیدگاه دانش آموزان نوجوان از معنای زندگی می باشد. با توجه به این هدف، با مصاحبه با نوجوانان، دیدگاه آنها در ارتباط با مؤلفه های معنای زندگی مورد واکاوی قرار گرفت. این پژوهش در پارادایم کیفی انجام گرفته است. بدین صورت که ابتدا با 35 نفر از دانش آموزان سال یازدهم و دوازدهم دوره متوسطه، مصاحبه نیمه ساختار یافته انجام شد و داده ها، با روش پدیدارشناسی ون منن مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. با استخراج درون مایه ها و مقایسه آنها، 22 مقوله فرعی و 10 مقوله اصلی استخراج شد که در نهایت در زیر 4 تم اصلی تحت عنوان «معنای زندگی در ارتباط باخود» معنای زندگی در ارتباط با دیگران «معنای زندگی در ارتباط با خدا» و «معنای زندگی در ارتباط با طبیعت» قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد از میان این چهار حیطه، نوجوانان معنای زندگی را بیشتر در «ارتباط با خود» سپس «ارتباط با دیگران» تفسیر می کنند و «ارتباط با خدا و طبیعت» نسبت به دو حیطه دیگر برای آنها اهمیت کمتری دارد.
توسعه مدارس با کارکنان نسل جدید: بررسی انتظارات و ادراکات معلمان و مدیران نسل Z از حرفه معلمی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: در گذر زمان و با حضور نسل های مختلف کارکنان در سازمان های آموزشی، امروزه نوبت به نسل zرسیده است که به عنوان نسل آمیخته با فناوری و دیدگاه های گوناگون از آن ها یاد می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی انتظارات معلمان و مدیران نسل z از حرفه معلمی می باشد. روش شناسی پژوهش: روش پژوهش پدیدارشناختی است. جامعه آماری معلمان و مدیران نسل جدید مدارس شهر چابکسر است که از میان ایشان، بر اساس روش نمونه گیری هدفمند 18 نفر برگزیده شده اند. برای گردآوری اطلاعات از ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته و برای تحلیل یافته ها از روش کلایزی استفاده شده است. یافتهها: پس از تحلیل و تنظیم نتایج، مؤلفه های مربوطه به انتظارات معلمان در قالب 2 مضمون اصلی و 25 مضمون فرعی به دست آمد. که مضامین اصلی عبارت اند از انتظارات آموزشی-تربتی و انتظارات شغلی-سازمانی. بحث و نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که معلمان و مدیران نسل جدید دارای انتظارات گوناگون آموزشی و شغلی هستند و بیشتر نظرات ایشان حول محور احترام و منزلت معلم، کسب جایگاه والای اجتماعی و تامین معاش ایشان است؛ از منظر آموزشی نیز ایشان تاکید بر استفاده از رویکردهای خلاقانه و نوین تدریس مانند: بازی وارسازی و استم، با در نظر گرفتن تجهیز مدارس برای تدریس احسن است. نتایج این پژوهش می تواند رهنمودهایی برای توسعه مدارس با معلمان و مدیران نسل دیجیتال باشد.
بررسی تأثیر ادراک از محیط کلاس و حمایت اجتماعی بر خودتنظیمی تحصیلی با نقش میانجی گری مسئولیت پذیری اجتماعی در بین دانش آموزان دختر دوره متوسطه اول تحصیلی شهر دهدشت.(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: هدف تحقیق حاضر، بررسی تأثیر ادراک از محیط کلاس و حمایت اجتماعی بر خودتنظیمی تحصیلی با نقش میانجی گری مسئولیت پذیری اجتماعی در بین دانش آموزان دختر دوره متوسطه اول تحصیلی شهر دهدشت بود. روش شناسی پژوهش: تحقیق ازنظر هدف، کاربردی، ازنظر روش اجرا، توصیفی از نوع همبستگی بر مبنای مدل معادلات ساختاری و ازنظر زمانی، مقطعی بود. جامعه آماری تحقیق کلیه دانش آموزان متوسطه اول شهر دهدشت به تعداد 3320 دانش آموز و حجم نمونه تعداد 384 دانش آموز به روش تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. داده ها با پرسش نامه های خودتنظیمی تحصیلی سواری و عرب زاده (1392)، ادراک از محیط کلاس به وسیله فراسر، فیشر و مک روبی (1996)، مسئولیت پذیری کردلو (1389)، و حمایت اجتماعی مالکی و الیوت (1999) بودند.. و تحلیل یافته ها از آزمون ضریب مسیر و مدل معادلات ساختاری استفاده شد (05/0 ≥P). یافته ها: ضریب مسیر مستقیم بین (ادراک از محیط کلاس و حمایت اجتماعی 77/0) (حمایت اجتماعی و خودتنظیمی تحصیلی 24/0)، (ادراک از محیط کلاس و مسئولیت پذیری 6/0)، با (حمایت اجتماعی و مسئولیت پذیری 88/0)، (مسئولیت پذیری و خودتنظیمی تحصیلی 40/0)، با (حمایت اجتماعی و خودتنظیمی تحصیلی با نقش میانجی گری مسئولیت پذیری 35/0) و (ادراک از محیط کلاس و خودتنظیمی تحصیلی با نقش میانجی گری مسئولیت پذیری 03/0) در سطح خطای 05/0 به دست آمد. بحث و نتیجه گیری: مدل از برازش مطلوب برخوردار بود. ادراک از محیط کلاس و حمایت اجتماعی بر خودتنظیمی تحصیلی با نقش میانجی گری مسئولیت پذیری اجتماعی در بین دانش آموزان دختر دوره متوسطه اول تحصیلی شهر دهدشت، تأثیر معنادار دارد.
The effect of cognitive-based learning on Iranian EFL learners' reading comprehension components(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۶, Issue ۱ , ۲۰۲۵
55 - 84
حوزههای تخصصی:
This study aimed at examining the effect of cognitive-based learning on Iranian EFL learners' reading comprehension components; identifying the main idea, making Inferences, recognizing unfamiliar vocabulary, text organization, and information recall. In doing so, the researchers selected 84 homogeneous intermediate level male and female EFL learners with the age range 18 to 25 out of 110 conveniently nominated sample of students majoring in different fields in a Vocational and Technical college in Dezful. A standard version of Quick Oxford Placement Test (QPT) was used to homogenize the participants and the selected ones whose scores were within one SD above and below the mean, were considered as the experimental (i.e., cognitive-based learning, n=41) and control (n=43) groups in line with the nature of convenience non-random sampling. Then, the learners in both groups experienced the processes of pretesting, 12 sessions of intervention which were presented through synchronous online Interactions using Adobe Connect, and post-testing. A validated researcher-made L2 reading comprehension test tapping different reading components was used to collect the data. The results of Analysis of Covariates (ANCOVA) and Multivariate Analysis of Covariates (MANCOVA) proved the effectiveness of cognitive based learning, using Bloom’s Taxonomy levels in developing L2 reading and its components among the participants. The findings can be used to enrich cognitive learning and analytical views in the L2 reading classroom, helping both teachers and learners in this regard.
Designing a human resource development model for employees of municipalities in Tehran Province(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۶, Issue ۱ , ۲۰۲۵
85 - 104
حوزههای تخصصی:
Human resources are the most crucial components of any organizational structure and developing a human resource model to improve the efficiency of organizations is crucial. This research aimed to design a human resource development model for municipal employees in Tehran province. To serve that end, a qualitative design was adopted and data was collected and analyzed based on grounded theory approach. The target population in this research included university professors and experts in human resource management. A total of 15 participants were selected for interviews using snowball sampling until theoretical saturation was achieved. The participants included both male and female with at least seven years of experience in their profession. The research utilized a semi-structured interview to establish a human resource development model for municipal employees. The interview prompts were developed by examination of various national and international models. Subsequently, indicators were identified through open coding and classified into components, and dimensions through axial and selective coding. Ultimately, 4 dimensions, 19 components, and 135 indicators were established for the human resource development model for municipal employees. Finally, the paper provides some implications for an enhanced efficiency in the performance of Tehran province municipalities considering the developed human resource model.
Impacts of Interventionist and Interactionist Dynamic Assessment Models on EFL Learners’ Willingness to Communicate(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۳, Summer۲۰۲۵
35-50
حوزههای تخصصی:
In recent years, the importance of willingness to communicate (WTC) in second language acquisition has gained considerable attention, as it is a crucial factor influencing learners' language use and overall communicative competence. Understanding how various instructional methods can enhance WTC is vital for improving EFL education. This study investigated the comparative impacts of interventionist and interactionist dynamic assessment models on the WTC among 75 Iranian intermediate EFL learners. Participants were divided into two experimental groups (EG1 and EG2) and one control group (CG), with a total of 16 treatment sessions delivered over a semester. Both experimental groups received dynamic assessment interventions, with EG1 utilizing the interventionist model and EG2 employing the interactionist model. The results revealed that both EGs significantly outperformed the CG in enhancing WTC; however, no statistically significant differences were found between the two experimental groups. This study contributes to the understanding of how different dynamic assessment approaches can effectively foster learners' WTC in English. The findings suggest that educators can adopt either dynamic assessment model to improve WTC among EFL learners, emphasizing the need for ongoing research into optimal assessment strategies in language education.
A Qualitative Account of Iraqi EFL Teachers' Perspectives of English as a Medium of Instruction at Secondary Schools(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۳, Summer۲۰۲۵
87 - 101
حوزههای تخصصی:
Internationalization and globalization have gained popularity during the past 20 years in a variety of educational settings. English-Medium Instruction (EMI) has been one of the primary strategies for addressing these developments. Iraqi secondary schools appear to be falling behind in the face of these worldwide trends. Secondary schools are using Arabic as their practically universal language of teaching. Still, only a few numbers of studies have investigated the possible use of EMI and instructors' perspectives regarding its usage. This study adopted a mixed-methods approach to examine the current state of EMI in the Iraqi setting, providing more insight into the rising application of EMI. To learn more about the attitudes of 150 teachers concerning EMI, pertinent questionnaires and semi-structured interviews were used to gather the required data. The quantitative results demonstrated that educators' opinions of EMI were overwhelmingly favorable. Most instructors supported both bilingual education and EMI, despite being aware of the detrimental effects of EMI on common official languages and the opposition to its implementation. The participants' views about and preferences for EMI were significantly influenced by their educational background, English ability, and their academic degree. The qualitative analysis's findings showed that although EMI classes provided participants with many benefits, they also faced significant difficulties, the primary reason of which was their poor English ability. The findings also indicated that most of participants blamed administrators for the difficulties in the EMI courses..
اندازه گیری مبتنی بر برنامه درسی خواندن: مروری بر چیستی، چرایی و چگونگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کیفی در برنامه درسی دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۸
27 - 62
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مروری بر ماهیت، زمینه های توسعه و کاربردهای اندازه گیری مبتنی بر برنامه درسی به منزله روشی کارآمد برای سنجش مهارت خواندن انجام شد. روش پژوهش مرور ادبیات یکپارچه بود که از چهار مرحله تشکیل می شد. از میان 817 سند، در نهایت 43 مورد وارد مطالعه و متن آن ها با رویکردی انتقادی تحلیل شد. برای مدیریت اسناد از پروتکل پریزما استفاده شد. نتایج نشان داد که اندازه گیری مبتنی بر برنامه درسی شیوه ای معتبر برای سنجش عملکرد دانش آموزان در مهارت های تحصیلی پایه از جمله خواندن است. کاوشگرهای سیالی بلندخوانی، هزارتو و سواد آغازین از مهم ترین ابزارهای سنجش خواندن و پیش نیازهای آن به شمار می روند. این شیوه که پیدایش آن در جنبش شواهدبنیاد ریشه داشت امروز به عنصری حیاتی در ارائه خدمات چندسطحی تبدیل شده است. از مهم ترین کاربردهای آن می توان به تولید پایگاه داده معتبر، مداخله زودهنگام، غربالگری، پایش پیشرفت و توسعه و ارزیابی برنامه های مداخله اشاره کرد. در ادامه، پیرامون این رویه و کاربست آن در خواندن با رویکردی انتقادی بحث شد و امکان توسعه آن در نظام آموزشی ایران مورد بررسی تطبیقی قرار گرفت. با توجه به گسترش روزافزون این رویکرد در نظام های آموزشی جهان، نتایج پژوهش می تواند زمینه را برای تولید و توسعه آن به زبان فارسی فراهم کرده و مدارس ایران را همگام با تحولات جهانی به تصمیم گیری مبتنی برداده سوق دهد.
اثربخشی یادگیری مبتنی بر حلقه کند و کاو فلسفی بر هوش اخلاقی و شادکامی دانش آموزان دوره متوسطه(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: جهت حرکت به سوی آموزش و پرورش تفکر محور، استفاده از روشهای یادگیری مبتنی بر کندوکاو ضروری است. این مطالعه با هدف بررسی اثربخشی یادگیری مبتنی بر حلقه کندوکاو فلسفی بر هوش اخلاقی و شادکامی دانش آموزان دوره ابتدایی انجام گردید. روش کار: مطالعه حاضر از نوع نیمه آزمایشی که در آن از طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل با اندازه گیریهای مکرر در یک هفته و شش هفته پس از مداخله انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل دانش آموزان مدارس متوسطه دوم منطقه شش شهر تهران می باشد در این مطالعه، روش نمونه گیری به صورت تصادفی-خوشه ای چند مرحله ای بود. کلیه شرکت کنندگان پرسشنامه جمعیت شناختی، پرسشنامه های هوش اخلاقی لنیک و کیل (2005) وپرسش نامه شادکامی آکسفورد آرگیل و لو (1990) را تکمیل کردند. فرضیه های مربوط به اثربخشی مداخله پژوهش با استفاده از روش اندازه گیریهای مکرر و تحلیل کوواریانس با استفاده از نرم افزار 24SPSS تحلیل شدند . نتایج: یافته های نشان داد که تفاوت میانگین پیش آزمون با پس آزمون هوش اخلاقی و شادکامی دانش آموزان دوره ابتدایی در گروه آزمایش قبل و بعد از مداخله در فواصل زمانی یک و شش هفته در سطح 001/0 معنی دار می باشد. بنابراین می توان گفت که یادگیری مبتنی بر حلقه کندوکاو فلسفی بر هوش اخلاقی و شادکامی دانش آموزان دوره ابتدایی تأثیرگذار است. نتیجه گیری: با توجه به اثربخش بودن یادگیری مبتنی بر حلقه کندوکاو فلسفی، این روش در آموزش و یادگیری در اولویت قرار داده شود.
مقایسه تحول توانمندی منشی نوجوانان تیزهوش و عادی شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کودکان استثنایی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۹۵)
۱۰۵-۹۴
حوزههای تخصصی:
هدف: در روان شناسی سن و جنسیت عوامل حیاتی به شمار می آیند که بر شناخت، ذهن و ویژگی های روان شناختی دانش آموزان تأثیر می گذارد. در زمینه بررسی تحول ویژگی های شناختی و روان شناختی در دانش آموزان پژوهش های اندکی انجام شده است. از این رو، هدف مطالعه حاضر مقایسه تحول توانمندی منشی نوجوانان تیزهوش و عادی شهر اصفهان بود. روش: روش پژوهش علی- مقایسه ای بود و جامعه آماری پژوهش را تمامی نوجوانان عادی و تیزهوش تشکیل دادند که به شیوه تصادفی خوشه ای ۳۲۰ نفر (۱۶۰ نوجوان تیزهوش و ۱۶۰ نوجوان عادی) انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه توانمندی منشی پارک و پیترسون (2006) استفاده شد. فرضیه های پژوهش با استفاده تحلیل واریانس دو راهه و همبستگی تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد بین سیر تحول توانمندی منشی دانش آموزان تیزهوش و عادی تفاوت معنی دار وجود ندارد. ولی تأثیر مقطع تحصیلی در دو گروه دانش آموزان تیزهوش و عادی معنی دار بود (001/0p=) همچنین تأثیر نوع مدرسه هم معنی دار بود (001/0p=)؛ یعنی توانمندی منشی در دو گروه دانش آموزان عادی و تیزهوش تفاوت معنی داری داشت. نتیجه گیری: نتایج میانگین ها نشان داد که سیر تحول توانمندی منشی در هر دو گروه دانش آموزان صعودی بود؛ یعنی در هر دو گروه با افزایش پایه تحصیلی، توانمندی منشی هم افزایش پیدا کرد ولی تفاوتی بین سیر تحول آنها وجود نداشت.
Analytical Hierarchy Process in Identifying and Ranking Factors Affecting L1 Use among Iranian EFL Teachers
حوزههای تخصصی:
Consolidating the students’ L1 permits instructors to supply clear clarifications and moderate potential challenges in comprehension. By recognizing the esteem of L1, instructors can advance more successful dialect instruction. Hence, this ponder investigated the essential variables influencing Iranian instructors’ utilization of L1 in EFL classrooms. The members of the think-about group were chosen through comfort inspection. A pairwise survey was conducted, and 32 tall school English instructors from Gorgan, Golestan, Iran, reacted to the questions. Along these lines, 20 instructors out of 32 were chosen based on their level of instruction and the consistency of their reactions. They were counseled on how the pairwise survey was answered to get more reliable reactions. After analyzing the information utilizing the Master Choice computer program and Explanatory Chain of command Handle (AHP), it was uncovered that instructors, for the most part, favored utilizing L1 to decrease negative full of feeling channels in a classroom environment, such as making less tense environment, additionally improving positive emotional channels like motivating the learners. It was also concluded that the other reasons behind the teacher's L1 utilization were for classroom administration purposes, social targets, and cognitive engagement of the understudies. The discoveries of this thinking suggest that EFL instructors and TEFL approach producers join L1 in teaching-learning and prepare more viably and intentionally.
A Comparative Analysis of Competency-Based and Traditional English Language Teaching Models in Vietnamese Universities
منبع:
Research in English Education Volume ۱۰, Issue ۲ (۲۰۲۵)
114-125
حوزههای تخصصی:
This study presents a comparative analysis of Competency-Based Language Teaching (CBLT) and traditional English teaching models in the context of Vietnamese regional universities. Drawing on national reforms such as the 2018 General Education Program and the National Foreign Language Project, the research aims to evaluate the pedagogical effectiveness, curriculum orientation, assessment practices, and learning outcomes associated with both models. A mixed-methods design was employed, including surveys with 250 students and 30 instructors across five local universities, supplemented by curriculum document analysis and semi-structured interviews. Quantitative data were analyzed using descriptive statistics and ANOVA, while qualitative data were thematically coded to uncover key perceptions and implementation challenges. Findings reveal that while traditional models offer structural clarity and familiarity, CBLT demonstrates stronger alignment with 21st-century skills, communicative competence, and learner autonomy. However, challenges such as inadequate infrastructure and limited teacher training hinder full implementation. The study concludes with practical recommendations for phased adoption of CBLT through localized curriculum reforms, faculty development programs, and integration of digital tools.Top of FormBottom of Form
بررسی اثربخشی برنامه توان بخشی شناختی مبتنی بر توجه، بر تمیز شنیداری و سرعت پردازش اطلاعات کودکان با اختلال یادگیری از نوع نارساخوانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی افراد استثنایی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
31 - 66
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف تعیین اثربخشی برنامه توان بخشی شناختی مبتنی بر توجه، بر تمیز شنیداری و سرعت پردازش اطلاعات کودکان با اختلال یادگیری از نوع نارساخوانی در شهرستان سمنان انجام شد. این مطالعه از نوع تحقیقات نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه کنترل اجرا شد. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه دانش آموزان نارساخوان شهرستان سمنان برای سال تحصیلی 1402-1401 بود که از بین آن ها به روش نمونه گیری در دسترس 24 نفر انتخاب شد و به صورت تصادفی در 2 گروه 12 نفره آزمایش و کنترل قرار گرفتند. آزمون های تمیز شنیداری (1958) و سرعت پردازش (زاهلن – وربیندونگز، 1978؛ نئوبائر و نور، 1998) به عنوان پیش آزمون توسط هر دو گروه انجام شده سپس گروه آزمایش ده جلسه آموزش برای تقویت توجه و تمرکز را دریافت نمودند و گروه کنترل برنامه عادی روزانه خود را گذراند. سپس از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد و داده های پژوهش با استفاده از روش های آمار توصیفی (شاخص های گرایش مرکزی و پراکندگی) و استنباطی (تحلیل کوواریانس) مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که آموزش برنامه توان بخشی مبتنی بر توجه، بر بهبود سرعت پردازش اطلاعات و تمیز شنیداری دانش آموزان نارساخوان تأثیر مثبت و معناداری داشتند (005/0P<). به کارگیری برنامه توان بخشی به عنوان یک آموزش مؤثر می تواند بر بهبود خواندن و سرعت پردازش اطلاعات اعم از دیداری و شنیداری برای موفقیت و پیشرفت در زمینه های مختلف تحصیلی مانند خواندن، نوشتن، هجی کردن و محاسبات ریاضی کمک کند.
واکاوی عوامل مؤثر بر عملکرد ریاضی دانش آموزان: مطالعه ای به روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، شناسایی عوامل تأثیرگذار بر عملکرد ریاضی دانش آموزان بود و از لحاظ نوع داده در زمره پژوهش های کیفی با روش فراترکیب قرار داشت. جامعه آماری شامل مقاله های علمی معتبر، رساله های دکتری و پایان نامه های مرتبط با موضوع در بازه زمانی پانزده سال اخیر (2010-2024) بود که در پایگاه های تخصصی و علمی داخل و خارج کشور ثبت شده بودند که از میان آنها پس از چند مرحله غربال گری با شاخص های بررسی عنوان، چکیده و محتوای پژوهش و معیار برنامه مهارت های ارزیابی انتقادی (CASP)، 43 منبع به صورت هدفمند انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل کیفی منابع از روش هفت مرحله ای مرسوم در پژوهش های فراترکیب استفاده شد. داده ها توسط پژوهشگران کدگذاری و تحلیل شدند و به منظور بررسی پایایی پژوهش از شاخص کاپا استفاده شد و مقدار آن 71/0 محاسبه شد. نتایج پژوهش نشان داد حوزه هایی وسیع بر عملکرد ریاضی دانش آموزان اثرگذار هستند که میان آنها ارتباطاتی برقرار است. مطابق یافته های پژوهش، 5 مقوله اصلی، 20 عامل و 186 کد نهایی شناسایی و استخراج شدند. مقوله های اصلی تأثیرگذار بر عملکرد ریاضی شامل عوامل مرتبط با دانش آموز، جامعه، خانواده، مسائل آموزشی و مسائل آسیب زا هستند که عواملی همچون زمینه دانش آموز، ارزش ها و نگرش ها، علایق و انگیزه ها، عوامل عاطفی و روان شناختی، عوامل شناختی، یادگیری، توانمندی ها و مهارت ها، مدرسه، معلم، مدیریت و کادر مدرسه، عوامل اجتماعی کلان، پیشینه خانواده، رفتار والدین و محیط خانه، امکانات موجود در خانه، فعالیت های آموزشی، امکانات آموزشی، نظام آموزشی، آسیب های انضباطی و اخلاقی دانش آموز و شرایط آسیب زا را در بر دارند. این یافته ها می توانند مورد استفاده پژوهشگران، معلمان و دست اندرکاران تعلیم و تربیت قرار گیرند.
اعتباریابی و ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی مقیاس بالندگی در معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی ساختار عاملی و مشخصه های روان سنجی نسخه فارسی مقیاس بالندگی در معلمان انجام شد. در این پژوهش پیمایشی توصیفی، 303 معلم دوره دوم متوسطه (150 دختر و 153 پسر) از مدارس دولتی منطقه 20 شهر تهران با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به مقیاس بالندگی (واینر و همکاران، 2010)، سیاهه هیجان معلم (چن، 2016)، پرسش نامه سرمایه روان شناختی (لوتانز و همکاران، 2007) و مقیاس بهزیستی عاطفی وابسته به شغل (وتکاتویک و همکاران، 2000) پاسخ دادند. نتایج روش آماری تحلیل عاملی تاییدی از ساختار تک عاملی مقیاس بالندگی در معلمان، به طور تجربی حمایت کرد. همچنین، همبستگی بین مقیاس بالندگی با هیجانات مثبت و منفی، زیرمقیاس های عاطفه مثبت و منفی مربوط به بهزیستی شغلی و سرمایه روان شناختی معلمان، از روایی ملاکی مقیاس مزبور حمایت کرد. ضریب همسانی درونی مقیاس بالندگی با استفاده از روش آلفای کرونباخ برابر با 92/0 به دست آمد. در مجموع، نتایج این پژوهش با تکرار ساختار تک عاملی مقیاس بالندگی در معلمان ایرانی، ضمن دفاع از اتقان دیدگاه نظری زیربنایی آن، شواهدی قانع کننده در حمایت از مقبولیتِ مشخصه های فنی روایی و پایایی نسخه فارسی مقیاس مزبور فراهم آورد.
میزان تطابق تغییرات دهه اخیر برنامه درسی دوره ابتدایی نظام آموزش و پرورش ایران با اصول تغییر برنامه درسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۶۱
۴۸-۲۹
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام دادن پژوهش حاضر، معرفی اصول اساسی تغییر برنامه درسی، بررسی میزان تطابق برنامه جدید دوره ابتدایی با اصول تغییر برنامه درسی از منظر مجریان اصلی تغییر (یعنی معلمان) و ارائه رهنمودهایی در جهت بهبود تغییرات آتی برنامه درسی دوره ابتدایی بود. نوع پژوهش کاربردی- پیمایشی و ابزار مورد استفاده پرسشنامه بود. برای تجزیه داد ه ها از آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و برای تحلیل استنباطی داده ها از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه و آزمون تعقیبی توکی بهره گیری شده است. بررسی دیدگاه معلمان در زمینه میزان تطابق تغییرات برنامه درسی دوره ابتدایی ایران با اصول دوازده گانه تغییر، حاکی از این است که از میان اصول تغییر برنامه درسی، به اصل چهارم (در نظر گرفتن جنبه فردی تغییر) و اصل ششم (مداخلات خوب، عامل کاهش مقاومت در برابر تغییرند) توجه کمی صورت گرفته است. همچنین نتایج این پژوهش نشان داد که در پنج اصل از اصول تغییر برنامه درسی (اصل1: نیاز به یادگیری برای تغییر؛ اصل5: مداخلات تسهیل کننده تغییرند؛ اصل7: رهبری منطقه ای و آموزشگاهی، ضرورتی برای موفقیت در تغییرات بلندمدت؛ اصل9: اهمیت دستورات اداری (بخشنامه ها) در اجرای تغییر و اصل11: سازگاری، اجرا و نگهداری (تقویت) سه مرحله مهم در فرایند تغییر) میان نگرش معلمان بر حسب میزان تحصیلات آنها تفاوت معنادار وجود دارد. علاوه براین، بررسی نظرات معلمان حاکی از این بود که فقط در اصل4 (در نظرگرفتن جنبه فردی تغییر) میان نگرش معلمان برحسب تجربه آنها (سابقه خدمت) تفاوت معنادار وجود دارد.
شناسایی راهبردهای مؤثر آموزش ماهیت علم به معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۶۱
۱۲۰-۹۹
حوزههای تخصصی:
درک صحیح از ماهیت علم، به عنوان یکی از مؤلفه های اساسی سواد علمی، بیش از یکصد سال است که مورد توجه آموزشگران علوم قرار دارد. ایجاد چنین درکی از ماهیت علم در دانش آموزان مستلزم آماده سازی و توسعه حرفه ای معلمان و دانشجو -معلمان در تمامی سطوح (ابتدایی و متوسطه) است. در چنین شرایطی، شناسایی مهم ترین راهبردهای آموزش مؤثر ماهیت علم به معلمان (شامل رویکردها، ابزارها و بافتارهای آموزشی) به منزله یک ضرورت مطرح می شود. در پژوهش حاضر، به منظور شناسایی این راهبردها، از روش کیفی فراترکیب مقالات منتشر شده در مجلات معتبر آموزش علوم استفاده شده و 58 مقاله، در زمینه آموزش ماهیت علم به معلمان و دانشجو -معلمان، مورد تحلیل محتوا قرار گرفته است. نتایج این پژوهش نشان دادند که در اغلب مقاله ها، از مهم ترین ابزارهای آموزش ماهیت علم (شامل کاوشگری، تاریخ علم، مباحثه و مسائل بحث برانگیز علمی-اجتماعی) با رویکرد صریح تأملی در بافتار علوم به منزله راهبردهای مؤثر آموزش ماهیت علم به معلمان بهره گیری شده است. جزئیات و ملاحظات بهره گیری از این راهبردهای مؤثر آموزشی نیز مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. از یافته های این پژوهش می توان برای توسعه حرفه ای معلمان و دانشجو -معلمان بهره گیری کرد.
سنتزپژوهی مؤلفه های پیش بینی کننده مشکلات یادگیری در دوره پیش دبستانی: داده های مفهومی با رویکرد پاسخ به مداخله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۶۱
۱۴۰-۱۲۱
حوزههای تخصصی:
رویکرد سنتی «شکاف میان هوشبهر و پیشرفت تحصیلی» در شناسایی مشکلات یادگیری، به دلیل پیامدهای منفی روان شناختی، با انتقادهای فراوانی روبه رو شده است. در واکنش به این چالش، بسیاری از نظامهای آموزشی به بهره گیری از الگوی «پاسخ به مداخله» روی آورده اند که بر مداخله زودهنگام، تشخیص پیش دستانه و طراحی برنامه های آموزشی هدفمند تأکید دارد. این رویکرد با استفاده از داده های شناختی دوران پیش دبستان، امکان پیش بینی مشکلات یادگیری را فراهم می سازد. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفه های شناختی پیش بینی کننده مشکلات یادگیری در دوره پیش دبستان انجام شده است. روش این پژوهش سنتزپژوهی یا فراترکیب کیفی بود که در سه مرحله تعیین سؤال پژوهش، شناسایی و نقد نظام مند مطالعات و تحلیل عمیق یافته ها انجام شده است. پس از جستجوی گسترده در پایگاههای علمی و غربالگری 48 پژوهش منتشرشده بین سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۲، تعداد ۱۳ مطالعه مرتبط انتخاب و با روش تحلیل مضمون بررسی شدند. نتایج تحلیلها به استخراج شش مؤلفه کلیدی شامل پردازش دیداری، پردازش شنیداری، آگاهی واج شناختی، حافظه فعال دیداری-فضایی، کارکردهای اجرایی و مهارتهای حرکتی ظریف منجر شد که در پیش بینی و پیشگیری از مشکلات یادگیری نقشی اساسی دارند. بهره گیری از این مؤلفه ها در طراحی برنامه های غربالگری، آموزشی و توان بخشی در دوره پیش از دبستان می تواند از بروز یا تشدید اختلالات یادگیری در دوران دبستان جلوگیری کند. این یافته ها بر اهمیت شناسایی زودهنگام، مداخله هدفمند و اصلاح رویکردهای تشخیصی موجود در حوزه اختلال یادگیری تأکید دارند و می توانند مبنایی برای تدوین سیاستهای آموزشی و حمایتی پیشگیرانه و مؤثر در دوره پیش دبستان باشند.