فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۶۱ تا ۲۸۰ مورد از کل ۱۹٬۵۵۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
انتقال دانش آموزان از یک دوره تحصیلی به دوره ی دیگر، یکی از رویدادهای چالش برانگیز به حساب می آید که می تواند عملکرد تحصیلی آنها را تحت تاثیر قرار دهد.مطالعه حاضر با هدف شناسایی چالش های شناختی و عاطفی در انتقال دانش آموزان به دوره متوسطه و تاثیر آن بر عملکرد تحصیلی انجام گرفته است. روش پژوهش ترکیبی از نوع اکتشافی می باشد. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پایه اول مقطع متوسطه اول شهرستان بابل بوده که با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای، تعداد ۳۰۰ به عنوان نمونه انتخاب شد اند. در بخش کیفی نمونه با ۱۴ نفر به اشباع نظری رسیده است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بوده که براساس نتیجه مصاحبه تهیه شده است. نسبت روایی محتوایی پرسشنامه بالای 75. و پایایی آن 80. بوده است. نتایج پژوهش نشان داد چالش های اجتماعی، آموزشی، روانشناختی و خانوادگی مهمترین چالش های دانش آموزان در انتقال به دوره ی متوسطه بوده است و چالش اجتماعی در مدارس دولتی و چالش آموزشی و خانوادگی در مدارس سمپاد بالاتر از حد میانگین بوده است. و اختلاف معناداری در چالش روانشناختی بین مدارس وجود نداشته است. از طرفی بین نمره چالش های دانش آموزان در این دوره و عملکرد تحصیلی همبستگی منفی وجود دارد.
مقایسه اثربخشی آموزش فلسفه ورزی با فراشناخت بر خودمهارگری و عملکرد اجرایی دانش آموزان وابسته به شبکه های اجتماعی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش، مقایسه اثربخشی آموزش فلسفه ورزی و فراشناخت در خودتنظیمی هیجانی، خودمهارگری، عملکرد اجرایی و وابستگی دانش آموزان وابسته به شبکه های اجتماعی بود. روش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری، تمامی دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی مشغول به تحصیل در سال تحصیلی 1403-1404 ناحیه 1 شهر قم تشکیل دادند. با روش نمونه گیری در دسترس، 45 نفر از دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی انتخاب شدند و در دو آزمایش و یک گروه کنترل به صورت تصادفی جایگزین شدند. آموزش فلسفه ورزی در 12 جلسه 90 دقیقه ای بر اساس پروتکل فیشر (1392) و آموزش فراشناختی در 14 جلسه 90 دقیقه ای بر اساس پروتکل ولز (2009) اجرا شد. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه وابستگی به شبکه های اجتماعی مجازی خواجه احمدی و همکاران (1395)، مشکلات خودتنظیمی هیجانی گراتز و رومر (2004)، خودمهارگری تانجی (2004) و کارکردهای اجرایی کولیج (۲۰۰۲) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS. v25 انجام شد. نتایج نشان داد آموزش فراشناخت و فلسفه ورزی بر هر چهار متغیر تاثیر معنی داری دارد. نتایج آزمون تعقیبی نشان داد آموزش فراشناخت اثربخشی بیشتری در بهبود خودتنظیمی هیجانی، خودمهارگری، عملکرد اجرایی و وابستگی به شبکه اجتماعی دارد. یافته های پژوهش نشان می دهد که هر دو روش آموزش فراشناخت و فلسفه ورزی در بهبود خودتنظیمی هیجانی، عملکرد اجرایی و کاهش وابستگی به شبکه های اجتماعی مؤثرند، اما آموزش فراشناخت به ویژه در تقویت خودمهارگری و پایداری اثرات در بلندمدت برتری معناداری دارد. این نتایج ضرورت به کارگیری برنامه های آموزشی فراشناختی را در محیط های آموزشی را پررنگ می سازد.
بررسی روشهای تدریس نسل آلفا از نگاه معلمان دوره ابتدایی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی روشهای تدریس نسل آلفا از نگاه معلمان دوره ابتدایی بوده که از نظر هدف کاربردی و از نظر روش کیفی تحلیل مضمون بوده است جامعه آماری شامل معلمان خبره، سرگروه های آموزشی، ناظر تعلیماتی، دوره ابتدایی شهر کرج بوده است. نمونه آماری 20 نفر که به روش گلوله برفی انتخاب شده است. ابزار پزوهش شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته بوده که روایی آن با روش cvr و پایایی به روش دو نیمه کردن محاسبه و مورد تایید قرار گرفته است. نتایج حاصل از کدگذاری سه مرحله ای(باز، محوری و انتخابی) بوده نتایج نشان داد، دو دسته مضمون اصلی استخراج شده شامل روش های تدریس نوین و فعال (روشهایی که دانش آموز بصورت فعال و پویا در آن به یادگیری بپردازد) و ابزار مناسب یادگیری شامل ابزار هوشمند و الکترونیکی، هوش مصنوعی و سایرفناوری های نوین یادگیری، برای فرایند یاددهی _ یادگیری مورد نیاز می باشد و می تواند به فرایند تدریس معلمان، در جهت بهینه سازی آموزش کمک نماید
مدل یابی نقش میانجی گر اضطراب ناشی از کرونا ویروس در رابطه بین هوش هیجانی با مقیاس های بهزیستی ذهنی در دانش آموزان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر مدل یابی نقش میانجی گر اضطراب ناشی از کرونا ویروس در رابطه بین هوش هیجانی با مقیاس های بهزیستی ذهنی (شامل؛ رضایت از زندگی، عاطفه ی مثبت و عاطفه ی منفی) در دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر تهران در سال تحصیلی03-1402 بود. روش: در این پژوهش، از روش همبستگی و نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای استفاده شد. در مجموع، ۳۱۳ دانش آموز (۱۵۳ دختر و ۱۶۰پسر) به طور تصادفی انتخاب و مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از پرسشنامه 33سوالی هوش هیجانی گلمن (1995)، مقیاس 5 سئوالی رضایت از زندگی (داینر و همکاران، 1985)، مقیاس20 سئوالی عاطفه ی مثبت و منفی( واتسون و همکاران، 1988) و مقیاس 18 سوالی اضطراب ناشی از کرونا ویروس (علی پور و همکاران، 1398) جمع آوری شد. به منظور تحلیل روابط ساختاری و ارزیابی مدل معادلات ساختاری، داده ها با استفاده از نرم افزارSMART-PLS تحلیل شدند. یافته ها: نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد، الگوی ساختاری پژوهش دارای برازش مناسبی است، هم چنین، اضطراب ناشی از کرونا ویروس نقش میانجی و معناداری در رابطه ی غیرمستقیم بین هوش هیجانی با عاطفه ی منفی، عاطفه ی مثبت و رضایت از زندگی دانش آموزان داشت. نتیجه گیری: هوش هیجانی از طریق کاهش اضطراب ناشی از کرونا ویروس، منجر به کاهش عاطفه ی منفی دانش آموزان شد. هم چنین، هوش هیجانی از طریق کاهش اضطراب ناشی از کرونا ویروس، منجر به افزایش عاطفه ی مثبت و رضایت از زندگی دانش آموزان گردید. به نظر می رسد که آموزش و تقویت هوش هیجانی در دانش آموزان می تواند به کاهش عواطف منفی و افزایش عواطف مثبت و رضایت از زندگی آن ها، به ویژه در بحران هایی همانند پاندمی، کمک کند.
تأثیر آموزش فعال فناورانه (TEAL) بر یادگیری خودراهبر دانش آموزان دوره دوم ابتدایی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، تأثیر آموزش فعال فناورانه (TEAL) بر یادگیری خودراهبر دانش آموزان دوره دوم ابتدایی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی، با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل کلیه ی دانش آموان دوره دوم مقطع ابتدایی شهر اصفهان (ناحیه 3) مشتمل بر 7038 نفر که در سال تحصیلی 1404-1403 در مدارس ابتدایی مشغول تحصیل بودند. نمونه پژوهش شامل (30 دانش آموز) بود که به صورت نمونه در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه(15 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش به مدت 3 ماه در هر هفته 3 جلسه 45 دقیقه ای تحت آموزش فعال فناورانه (TEAL) قرار گرفتند و گروه گواه هیچ آموزشی دریافت نکردند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه یادگیری خود راهبر فیشر و همکاران (2013) استفاده شد. تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS.v25 و آزمونهای لوین، کولموگروف اسمیرنف، شیب رگرسیون، تحلیل کوواریانس و تحلیل واریانس چند متغیری (مانکوا) انجام شد. یافته های نشان داد بین دو گروه آزمایش و کنترل دانش آموزان در آموزش فعال فناورانه (TEAL) در سطح 01/0>p تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین بین دو گروه آزمایش و کنترل دانش آموزان در آموزش فعال فناورانه (TEAL) مولفه های انگیزش در یادگیری و خود کنترلی در سطح 05/0>P تفاوت معنی دار وجود دارد و آموزش فعال فناورانه (TEAL) توانسته است میزان انگیزش در یادگیری و خود کنترلی در دانش آموزان دوره دوم مقطع ابتدایی افزایش دهد.
استخراج شبکه مضامین مولفه های تفکر رایانشی به روش تحلیل مضمون برای معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه درسی و آموزش یادگیرنده محور سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
108 - 121
حوزههای تخصصی:
هدف : تفکر رایانشی یک موضوع بین رشته ای است و نقش مهمی در پرورش مهارت حل مسئله به صورت الگوریتمی در یادگیرندگان دارد اما هنوز درک جامعی از آن در زمینه های آموزشی وجود ندارد. هدف این پژوهش، استخراج شبکه مضامین مولفه های تفکر رایانشی است تا با افزایش دانش معلمان از ماهیت تفکر رایانشی، زمینه توسعه حرفه ای آنان را فراهم سازد. روش پژوهش : این پژوهش از نظر هدف، بنیادی-کاربردی و از لحاظ روش پژوهش کیفی است.جامعه پژوهش شامل مقالات منتشرشده در بازه زمانی 2006 تا 2025 بود که با استفاده از کلمات کلیدی در پایگاه های اطلاعاتی اسکوپوس، ساینس دایرکت، اسپرینگر، اریک،کتابخانه دیجیتالی انجمن ماشین های حسابگر و گوگل اسکالر جستجو شد و 831 مقاله به دست آمد. پس از غربالگری و اعمال معیارهای ورود و خروج، 216 مقاله به عنوان نمونه انتخاب شدند و 19 تعریف از آن ها استخراج شد. برای تجزیه و تحلیل تعاریف از روش تحلیل مضمون با رویکرد شبکه مضامین آتراید-استرلینگ استفاده شد. روایی مدل با نظر خبرگان و پایایی با روش هولستی محاسبه شد که ضریب پایایی 85/0 به دست آمد. یافته ها : یافته ها منجر به استخراج شبکه مضامین مؤلفه های تفکر رایانشی شد که شامل 65 مضمون پایه، 8 مضمون سازمان دهنده، 4 مضمون فراگیر و یک ابر مضمون بود و با نرم افزار مکس کیودا 2020 ترسیم شد. نتیجه گیری : نتایج نشان داد کاربرد مضامین مولفه های تفکر رایانشی در زمینه های آموزشی، مستلزم توسعه حرفه ای معلمان در قالب کارگاه های آموزشی است که با همکاری متخصصان علوم کامپیوتر و تکنولوژی آموزشی میسر می باشد.
پیش بینی اثربخشی معلمان مقطع ابتدایی نورآباد ممسنی بر اساس وفاداری سازمانی و اخلاق کار اسلامی آنان
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: اثربخشی معلمان یکی از مهم ترین عوامل در بهبود کیفیت نظام آموزشی به شمار می رود و شناسایی عوامل مؤثر بر آن می تواند نقش بسزایی در ارتقای عملکرد مدارس داشته باشد..هدف از انجام این مطالعه، پیش بینی اثربخشی معلمان مقطع ابتدایی نورآباد ممسنی بر اساس وفاداری سازمانی و اخلاق کار اسلامی آنان بود. روش شناسی پژوهش: این تحقیق بر حسب هدف، کاربردی و همچنین از نظر ماهیت و روش، توصیفی از نوع همبستگی و از لحاظ زمانی، مقطعی بود. جامعه آماری در این مطالعه، کلیه معلمان مقطع ابتدایی نورآباد ممسنی (485 نفر) بوده و با توجه به جدول مورگان، حجم نمونه آماری حدود 215 نفر در نظر گرفته شد. روش نمونه گیری خوشه ای بود. در این مطالعه از پرسشنامه های استاندارد وفاداری سازمانی آدام لیندگرن (۲۰۰۴)، اخلاق کاری اسلامی علی الکاظمی (2007) و اثربخشی معلم چو و بولی (۲۰۰۷) استفاده شده است. روایی صوری پرسشنامه ها با تایید اساتید و پایایی با آلفای کرونباخ که بترتیب 833/0، 872/0 و 806/0 محاسبه گردید، مورد تایید قرار گرفت. به منظور بررسی فرضیه های تحقیق از آزمون تحلیل رگرسیون و تی گروه های مستقل و نرم افزار SPSS استفاده شده است. یافته ها: یافته ها نشان داد وفاداری سازمانی و اخلاق کار اسلامی هر دو با اثربخشی معلمان رابطه مثبت و معنادار داشته و توان پیش بینی کنندگی مناسبی دارند. همچنین، اثربخشی و اخلاق کار اسلامی بین معلمان زن و مرد تفاوتی نداشت، اما در وفاداری سازمانی تفاوت معناداری مشاهده شد. در مجموع، ترکیب وفاداری سازمانی و اخلاق کار اسلامی قادر به پیش بینی اثربخشی معلمان ابتدایی نورآباد ممسنی است. نتیجه گیری: وفاداری سازمانی و اخلاق کار اسلامی نقش مهم و مؤثری در ارتقای اثربخشی معلمان ابتدایی دارند و می توانند به طور معناداری آن را پیش بینی کنند. همچنین، جنسیت در اثربخشی و اخلاق کار اسلامی تفاوتی ایجاد نمی کند، اما در وفاداری سازمانی اختلاف معنادار میان زنان و مردان مشاهده شد. به طور کلی، تقویت وفاداری سازمانی و ترویج ارزش های اخلاق کار اسلامی می تواند به بهبود عملکرد و اثربخشی معلمان منجر شود.
ویژگی های روان سنجی پرسشنامه تجربه خانواده اوتیسم در خانواده های دارای فرزند طیف اوتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی افراد استثنایی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
1 - 30
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های روانسنجی پرسشنامه تجربه خانواده اوتیسم در خانواده های دارای فرزند اوتیسم در استان یزد انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی- هنجاریایی بود. جامعه اماری حاضر را تمامی خانواده های دارای فرزند اوتیسم در سال 1403 تشکیل دادند که از این افراد، 385 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. در این پژوهش از پرسشنامه های تجربه خانواده اوتیسم، شدت علایم اوتیسم و حمایت اجتماعی استفاده شد. روایی مقیاس با استفاده روش روایی محتوایی (محاسبه CVI و CVR) و همچنین تحلیل عامل تاییدی با نرم افزار AMOS محرز گردید. علاوه برآن، روش همسانی درونی نشان داد بین تجربه خانواده اوتیسم با شدت علائم اوتیسم و حمایت اجتماعی رتبطه مثبت و معنی داری وجود دارد. برای بررسی پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد که یافته ها نشان داد ضریب آلفای کرونباخ خرده مقیاس تجربه والدین اوتیسم 929/0، برای خرده مقیاس زندگی خانوادگی 916/0، خرده مقیاس توسعه کودک و روابط اجتماعی، 94/0 و برای علایم کودک، 897/0 و برای کل مقیاس تجربه خانواده اوتیسم 952/0 به دست آمد. نتایج نشان داد که پرسشنامه تجربه خانوده اوتیسم از پایایی و روایی مناسبی برخوردار است؛ بنابراین می توان از این مقیاس جهت ارزیابی تجربه خانواده اوتیسم استفاده کرد.
بررسی رابطه عوامل محیطی مدارس با احساس تعلق به کلاس، مدرسه و شادابی دانش آموزان پایه ی ششم شهرستان زابل
منبع:
آموزش پژوهی دوره ۱۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۴۲)
77 - 92
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه عوامل محیطی مدارس با احساس تعلق به کلاس و مدرسه و شادابی دانش آموزان پایهی ششم شهرستان زابل بود. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان پایهی ششم شهرستان زابل به تعداد 1887 نفر(900 نفر پسر 987 نفر دختر)، میباشد. تعداد نمونه براساس فرمول کوکران 320 نفر به دست آمده است. ابزار گردآوری دادهها سه پرسشنامه عوامل محیطی مدارس، احساس تعلق به مدرسه و پرسشنامه شادابی آکسفورد استفاده شده است. دادهها به صورت آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته شده است. نتایج بدست آمده در این پژوهش نشاندهنده آن است که بین عوامل محیطی مدارس بر احساس تعلق به کلاس و مدرسه و شادابی دانش اموزان پایهی ششم شهرستان زابل رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین نتایج رگرسیون نشان داد، در گام اول روابط دانش آموزان و معلمان، در گام دوم انسجام اجتماعی، در گام سوم روابط دانش آموزان، در گام چهارم فضای باز و محیط طبیعی و در گام پنجم تجهیزات آموزشی است که وارد الگوی پیش بینی شده است و این پنج متغیر توانسته اند 58 درصد تغییرات احساس تعلق به کلاس را پیش بینی کند. همچنین نتایج نشان داد در گام اول روابط دانش آموزان و معلمان، در گام دوم انسجام اجتماعی، در گام سوم روابط دانش آموزان و در گام چهارم فضای باز و محیط طبیعی است که وارد الگوی پیش بینی شده است و این چهار متغیر توانسته اند 78 درصد تغییرات شادابی را پیش بینی کند.
تحلیل وضع موجود و مطلوب برنامه درسی دانشگاه شهید باهنر کرمان بر اساس مؤلفه های دانشگاه خدمت محور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
225 - 254
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی مقاله حاضر تحلیل وضع موجود و مطلوب برنامه درسی دانشگاه شهید باهنر کرمان براساس مؤلفه های دانشگاه خدمت محور است که از نظر اعضای هیأت علمی این دانشگاه جهت گردآوری اطلاعات استفاده شده است. بدین منظور از جامعه آماری شامل اعضای هیأت علمی دانشگاه شهید باهنر (605)، 234 نفر با روش نمونه گیری سهمیه-ای، انتخاب شدند. روش پژوهش توصیفی- پیمایشی و ابزار پژوهش، پرسش نامه محقق ساخته دو سویه بود که 31 گویه در قالب پنج عنصر برنامه درسی اهداف، محتوا، فعالیت های یاددهی- یادگیری، روش های ارزش یابی، محیط آموزشی را در دو وضعیت موجود و مطلوب بررسی کرد. ضریب آلفای کرونباخ برای این مقیاس برابر 70 صدم محاسبه گردیده است. نتایج نشان دادند که از نظر اعضای هیأت علمی، در وضعیت موجود دو عنصر محتوا و فعالیت های یاددهی-یادگیری برنامه درسی از نظر رعایت مؤلفه های دانشگاه خدمت محور از وضعیت مطلوب برخوردارند، اما سه عنصر اهداف، ارزشیابی و محیط آموزشی مبتنی بر مؤلفه های دانشگاه خدمت محور نیستند. در وضعیت مطلوب عنصر محیط آموزشی برنامه درسی از نظر رعایت مؤلفه های دانشگاه خدمت محور، بیشترین اختلاف را با وضعیت مطلوب خود دارد.
توسعه رهبری آموزشی نوکیش در مدارس جهان امروز و ارائه الگو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۴
185 - 206
حوزههای تخصصی:
در جهان امروز، رهبران آموزشی نمی توانند به سبک گذشته رهبری کنند و لزوماً باید از رهبری نوکیش بهره مند شوند. هدف پژوهش حاضر، توسعه رهبری آموزشی نوکیش در مدارس جهان امروز و ارائه الگو بوده است. مطالعه به شیوه کیفی سنتزپژوهی انجام شده است. محیط پژوهش شامل کلیه مقالات منتشرشده (۲۰۲۴-۲۰۱۰) و شیوه نمونه گیری هدفمند تا حد اشباع داده ها بوده و بدین ترتیب انتخاب نمونه ها تا ۳۸ مقاله تا حد کفایت داده ها ادامه یافت. از پایگاه های اطلاعاتی معتبر داخلی و خارجی برای جمع آوری اطلاعات استفاده شد. برای تحلیل داده ها از شیوه دسته بندی مفاهیم باز، مفاهیم سازمان دهنده و مفاهیم فراگیر استفاده شد. به طورکلی، نتایج نشان داد که الگوی توسعه رهبری آموزشی نوکیش شامل ابعاد هشت گانه (حرفه ای شدن، یادگیری سازمانی، استفاده از فناوری های نوین، پویاسازی دانش سازمانی، آینده محوری، کسب بازار آموزشی، نوآوری آموزشی، به اشتراک گذاری تجربه) است.
تأثیر فن آوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) بر بهبود عملکرد مدیران آموزشی از دیدگاه معلمان متوسطه اول(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق با هدف بررسی تأثیر فن آوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) بر بهبود عملکرد مدیران آموزشی، به ویژه در میان معلمان متوسطه اول شهر شال، انجام شده است. تحقیق حاضر به لحاظ هدف کاربردی است. از نظر شیوه جمع آوری اطلاعات، توصیفی ازنوع پیمایشی می باشد. نمونه آماری این پژوهش شامل 220 معلم (88 مرد و 132 زن) بوده که به منظور جمع آوری داده ها از یک پرسش نامه با 35 سؤال استفاده شده است. پرسش نامه طراحی شده، ابعاد مختلف فن آوری اطلاعات و ارتباطات شامل دسترسی به اطلاعات، ارتباطات و همکاری، مدیریت زمان و بهره وری، تصمیم گیری و تحلیل داده ها و آموزش و توسعه حرفه ای را مورد بررسی قرار داده است. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار Smart PLS و Spssانجام شد. نتایج این پژوهش نشان داد که فن آوری اطلاعات و ارتباطات به طور معناداری بر بهبود عملکرد مدیران آموزشی تأثیرگذار است. نتایج این تحقیق پیشنهاد می کند که مدیران آموزشی باید به طور فعالانه از ICT برای ارتقای کیفیت مدیریت و افزایش کارایی در سازمان های آموزشی استفاده کنند. هم چنین، سیاست گذاران آموزشی نیز باید در جهت تسهیل استفاده از فن آوری های اطلاعاتی در مدارس و مراکز آموزشی گام بردارند.
واکاوی تأثیر شبکه های اجتماعی بر مناسبات اجتماعی و عاطفی دانشجومعلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: امروزه فضای مجازی عضو جدایی ناپذیر جامعه بشری شده و از محبوبیت بالایی در نزد کاربران برخوردار بوده به گونه ای که شبکه های اجتماعی نقش حیاتی و تعیین کننده ای در نحوه مناسبات اجتماعی و عاطفی افراد بازی می کنند.:پژوهش حاضر با هدف مطالعه و بررسی استفاده از شبکه های اجتماعی و تأثیر آن بر مناسبات عاطفی و اجتماعی دانشجومعلمان صورت گرفته است. براین اساس ضمن بهره گیری از دیدگاه صاحبن ظرانی همچون کاستلز، ولمن، ایلهوکاتز و.. مروری هم بر پژوهش های این حوزه به عمل آمده و فرضیات مطرح گردید. روش ها: جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجومعلمان شاغل به تحصیل استان تهران در سال تحصیلی 1403-1402می باشد. روش تحقیق از نوع پیمایش و پس رویدادی و ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته می باشد. پرسشنامه در گوگل فروم طراحی، داده ها جمع آوری و در نرم افزار spss نسخه23تحلیل شده اند. یافته ها :نتایج بیانگر اینست که بیشترین میزان استفاده از پیامرسان ها به ترتیب مربوط به اینستاگرام، واتساپ و تلگرام بوده و کمترین میزان استفاده مربوط به بله، تویتر و فیس بوک می باشد. نوع و میزان استفاده از شبکه های اجتماعی بر الگوی مناسبات اجتماعی و عاطفی واقعی دانشجومعلمان اثر گذاشته و تاحدی آنرا به نفع الگوی مناسبات اجتماعی و عاطفی مجازی سوق داده است. نتیجه گیری : بهره مندی دانشجومعلمان از فضای مجازی زمینه روابط و تعاملات جدیدی از نوع مجازی را ایجاد کرده و بر نگرش و عملکردآنها در حال و آینده تاثیر خواهد گذاشت.
مطالعه فراوانی مصرف دخانیات در میان دانش آموزان: دانش آموزان پایه هفتم شهرستان رباط کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و هدف: در عصر نوین استعمال دخانیات بعنوان یک رفتار پرخطر رشد فزاینده ای در نوجوانان داشته است. لازمه مداخلات اثر بخش با هدف کاهش و کنترل تاثیرپذیری نوجوانان از این آسیب ، انجام مطالعات و پژوهش در همه حوزه های مرتبط با این آسیب می باشد. این پژوهش یک مطالعه توصیفی است که با هدف بررسی فراوانی مصرف دخانیات در بین دانش آموزان پایه هفتم در شهرستان رباط کریم انجام شده است. روش: این مطالعه با روش پیمایش انجام شده است. با بهره گیری از روش نمونه گیری خوشه ای از 79 مرکز آموزشی، 20 مرکز بعد از تفکیک و دسته بندی بصورت تصادفی و هدفمند انتخاب شد. در مرحله بعد تعیین حجم نمونه پژوهش در بین 700 نفر دانش آموز پایه هفتم که از میان مراکز منتخب به صورت داوطلبانه بعنوان جامعه آماری طرح پاد انتخاب شده بودند؛ با استفاده از فرمول کوکران صورت گرفت. جهت جمع آوری اطلاعات ابزار پرسش نامه بکار گرفته شد. در این بررسی برای تجزیه و تحلیل داده های بدست آمده از نرم افزار SPSS استفاده شد. یافته ها این مطالعه نشان داد که مصرف مواد دخانی همراه با کاهش سن مصرف در نوجوانان بطور فزاینده ای افزایش یافته است. مصرف قلیان در نوجوانان به تبعیت از اطرافیان نزدیک و عادی انگاری مصرف قلیان، بیش از سایر موارد است. نتیجه گیری: مصرف علنی قلیان و سایر دخانیات توسط اعضای خانواده به ویژه پدر، داشتن بستگان و دوستان صمیمی مصرف کننده، کنجکاوی و شرایط سنی، همراهی با همالان مصرف کننده، امکان مصرف دخانیات در منزل بیش از مکان های دیگر، پایین بودن تحصیلات والدین و تأثیر منفی آن بر سطح سواد خود مراقبتی نوجوانان، تسهیل کننده ارتکاب استعمال دخانیات در نوجوانان بود.
الگوی گسترش ادبیات رضوی کودک و نوجوان در کتب درسی و مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیات رضوی کودک و نوجوان به عنوان یکی از شاخه های ادبیات، نقش مهمی در تربیت و جامعه پذیری کودکان دارد که به نظر می رسد در کتب درسی و مدارس کمتر به آن پرداخته شده است و لذا آگاهی از شرایط، علل و عوامل اثرگذار گسترش آن، یاری گر رسیدن به ساحت های مختلف تربیتی و کمال مطلوب در فرآیند مذکور باشد. در این راستا، هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی پارادایمی گسترش ادبیات رضوی کودک و نوجوان در کتب درسی و مدارس است. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر نظریه داده بنیاد است. اطلاعات مورد نیاز از طریق نمونه گیری نظری و هدفمند با مصاحبه های عمیق نیمه ساخت یافته با استادان دانشگاه و معلمان استان کرمانشاه گردآوری و طی سه فرآیند کدگذاری باز، محوری و گزینشی، مفهوم پردازی و تجزیه و تحلیل شده است. یافته های پژوهش شامل 285 مفهوم اولیه، 104 مضمون فرعی و 17 مضمون اصلی است که مقوله هسته، «گسترش ادبیات رضوی کودک و نوجوان در کتب درسی و مدارس» برساخت گردید و الگوی پارادایمی بدست آمده، شرایط و علل، عوامل و ضرورت های لازم را بازنمایی کرده و برای رسیدن به نتایج مطلوب لازم است توجه بیشتری به مؤلفه های اثرگذار با اتخاذ تدابیر و استراتژی های لازم جهت بهبود این فرآیند صورت پذیرد.
بازخوانی تجارب زیسته معلمان پایه دوم دوره ابتدایی از موانع تدریس هدیه های آسمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعلیم وتربیت دینی نقش اساسی در شکوفایی فطرت و رشد تربیت دینی انسان دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی تجارب زیسته معلمان دوره ابتدایی از موانع تدریس کتاب هدیه های آسمان پایه دوم ابتدایی بود. این تحقیق با رویکرد کیفی و با روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. جامعه پژوهش شامل معلمان ابتدایی شهر قم بود که در سال تحصیلی 1403-1404 به تدریس مشغول بودند. از روش نمونه گیری هدفمند ملاکی برای انتخاب 21 معلم استفاده شد و مصاحبه های نیمه ساختار یافته با آنها صورت گرفت. فرایند مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع داده ها ادامه یافت و در مصاحبه نوزدهم تکرار داده ها مشاهده گردید، اما برای اطمینان بیشتر دو مصاحبه دیگر نیز انجام شد. معیارهای ورود به پژوهش شامل حداقل سه سال سابقه تدریس در پایه دوم ابتدایی و تدریس در این پایه در سال جاری بود. تحلیل داده ها با استفاده از روش استرابرت و کارپنتر (2003) صورت گرفت. برای افزایش روایی پژوهش، از بازخورد همتایان و بازبینی یافته ها توسط اعضاء استفاده شد. همچنین، برای ارزیابی پایایی تحقیق، از یادداشت برداری دقیق و مفصّل، بررسی دقیق داده ها هنگام پیاده کردن استفاده شد. موانع عمده در چهار مقوله اصلی شامل موانع مرتبط با معلمان، موانع مرتبط با دانش آموزان، موانع مرتبط با اولیای دانش آموزان و موانع مرتبط با محتوای کتاب درسی شناسایی شدند که این مضمون ها به 21 زیرمضمون تقسیم گردیدند. از پیشنهادهای این پژوهش می توان به فصل بندی کتاب، کاربردی تر کردن مطالب، استفاده از روش های فعال تدریس، کاهش نقش معلم و افزایش مشارکت فعال دانش آموزان در فرایند یادگیری اشاره کرد.
مروری نظام مند بر مطالعات پیاده سازی رویکرد ارزشیابی توصیفی در مدارس ابتدایی ایران: چالش ها، فرصت ها و راهکارهای اجرایی
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: ارزشیابی توصیفی، به عنوان رویکردی کلیدی در نظام آموزش ابتدایی ایران با تأکید بر سنجش مستمر و جامع، ظرفیت قابل توجهی برای بهبود کیفیت یادگیری و افزایش مشارکت فعال دانش آموزان دارد؛ اما در عمل با چالش های فراوانی همچون کمبود منابع آموزشی و مشکلات ساختاری مواجه است. این پژوهش با هدف شناسایی، تحلیل و ارائه راهکارهای عملی برای غلبه بر چالش ها و بهره مندی از فرصت های مرتبط با اجرای ارزشیابی توصیفی انجام شد. روش ها : مطالعه حاضر از نوع مرور نظام مند بود. به این منظور، 19 مقاله پژوهشی مرتبط که در سال های 1398 تا 1402 در پایگاه های اطلاعاتی SID و Magiran منتشر شده بودند، مورد بررسی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از روش کدگذاری، تحلیل مضمونی و ترکیب یافته ها بر اساس مدل سندلوسکی و باروسو (2007) تحلیل شدند. یافته ها: تحلیل کیفی داده ها نشان داد اگرچه ارزشیابی توصیفی پتانسیل بالایی برای بهبود کیفیت یادگیری و افزایش مشارکت و انگیزه دانش آموزان دارد؛ اما اجرای آن در مدارس ابتدایی ایران با موانع قابل توجهی همراه است. اصلی ترین چالش های شناسایی شده عبارتند از: کمبود منابع آموزشی و پشتیبانی کافی، ضعف در مهارت ها و دانش حرفه ای معلمان در زمینه اجرای این رویکرد و مشکلات ساختاری در سطح برنامه ریزی درسی و سیاست گذاری های کلان آموزشی. نتیجه گیری: اجرای موفقیت آمیز ارزشیابی توصیفی نیازمند یک رویکرد جامع و هماهنگ با مشارکت فعال تمامی ذینفعان کلیدی شامل معلمان، مدیران، والدین و سیاست گذاران آموزشی است. غلبه بر چالش های شناسایی شده و استفاده بهینه از فرصت ها می تواند نقش بسزایی در ارتقاء کیفیت فرآیند یاددهی-یادگیری و تحقق اهداف آموزشی در مقطع ابتدایی داشته باشد.
بررسی روان شناختی شخصیت در داستان کودک و نوجوان حمیدرضا شاه آبادی بر اساس نظریه اریکسون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
22 - 36
حوزههای تخصصی:
یکی از ابعاد مهم در روانشناسی بعد شخصیتی انسان هاست. نظریه پردازان بسیاری در این زمینه مطالعه نموده و نظریات متعددی را ارائه کرده اند. یکی از این نظریه پردازان اریک اریکسون است. به عقیده او شخصیت افراد در مراحل مختلف به طور وسیع و گسترده در تعامل اجتماعی رشد پیدا می کند و انسان در هر مرحله ای از زندگی و شکل گیری شخصیت خود، در انباشتی از تلاش فردی، اجتماعی و جهت گیری روانی خاص قرار می گیرد. بنابراین نظریه «مراحل هشت گانه زندگی انسان» ترسیم شده است. حمیدرضا شاه آبادی داستان نویس معاصر حوزه کودک و نوجوان در زمینه شخصیت پردازی داستانی بسیار موفق بوده اند. به همین دلیل تلاش نگارنده حاضر این است که شخصیت داستان کودک و نوجوان حمیدرضا شاه آبادی را بر اساس نظریه شخصیتی اریکسون بررسی و تحلیل نماید. روش مورد استفاده توصیفی- تحلیلی و بر مبنای مطالعات کتابخانه ای است. بر اساس نتایج به دست آمده مطالعه داستان این نویسنده، ما را در درک و شناخت بهتر ویژگی ها و روحیات اشخاص داستان، به ویژه کودکان و نوجوانان یاری می دهد. در داستان های حمیدرضا شاه آبادی دو مرحله اول نظریه اریکسون از هشت مرحله نظریه اریکسون در شخصیت های داستان های کودک و نوجوان دیده نشده است.
شناسایی چالش ها و راه کارهای شکل گیری هویت اسلامی ایرانی در دانش آموزان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
153 - 167
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: هدف این مطالعه، شناسایی چالش ها و راه کارهای فرآیند شکل گیری هویت ایرانی اسلامی دانش اموزان دوره ابتدایی بوده-است. روش پژوهش: ابزار پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته محقق ساخته(سال1403) بود. روش پژوهش کیفی و شیوه تحلیل داده ها، روش استقرایی با نظام کدگذاری بود. جامعه ی پژوهشی شامل معلمان ابتدایی هرمزگان و نمونه پژوهشی شامل 15نفر بود. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد،11مقوله کلیدی شامل عدم التزام عملی اولیای مدرسه و اولیای دانش آموزان به معیارهای هویت اسلامی ایرانی، عدم وجود محتوای درسی غنی و جذاب در حوزه هویت اسلامی ایرانی، ضعف عملکردی در ارتباط با روش های آموزشی و ارزشیابی مناسب از سوی دست اندرکاران آموزش و والدین فراگیران درخصوص مسائل هویت اسلامی ایرانی، عدم اختصاص زمان کافی و مناسب برای آموزش مسائل فرهنگی و هویتی، عدم وجود زیرساخت های مالی و تجهیزاتی و نرم افزاری در خصوص آموزش مسائل فرهنگی، هم راستا نبودن عملکرد مدرسه، جامعه و خانواده ها در هویت بخشی به فراگیران، تهاجم فرهنگی ناشی از رسانه ها و فضای مجازی، عملکرد نامطلوب و عدم غنای رسانه ملی در خصوص هویت بخشی اسلامی ایرانی، نبود نیروی متخصص در خصوص هویت بخشی اسلامی ایرانی به فراگیران در مدرسه و جامعه، روند روبه افزایش آسیب های اجتماعی در جامعه و ضعف در حوزه برنامه ریزی درسی در ارتباط با هویت بخشی اسلامی ایرانی، ایجادکننده چالش های شکل گیری هویت اسلامی ایرانی هستند. هم چنین 12مقوله کلیدی شامل ایجاد بستر حمایتی و انگیزشی مناسب برای فراگیران در جهت پیاده سازی ارزش های هویت اسلامی ایرانی، جذاب و غنی سازی محتوای آموزشی در جهت هویت بخشی اسلامی ایرانی، بکارگیری روش های مناسب آموزشی و ارزشیابی و برپایی مراسمات و مسابقات فاخر با رویکرد علمی فرهنگی در جهت هویت بخشی اسلامی ایرانی، برگزاری دوره های مناسب آموزشی برای والدین و فعالان تربیت فراگیران با محوریت هویت اسلامی ایرانی، اختصاص نیروی متخصص و زمان مناسب و کافی آموزشی برای موضوعات مرتبط با هویت اسلامی ایرانی، تقویت اقتصاد اموزش و پرورش و تدارک زیرساخت های لازم برای تحقق هویت اسلامی ایرانی، تقویت حلقه های ارتباطی بین دست اندرکاران تربیت فرهنگی و هویتی،حمایت همه جانبه از رسانه ملی و اموزش نحوه کنترل و استفاده از فضای مجازی در جهت اعتلای هویت اسلامی ایرانی و افزایش سطح سواد هویت اسلامی ایرانی فراگیران در جامعه راه کارهای شکل گیری هویت اسلامی ایرانی هستند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد، سه مولفه ایجاد بستر حمایتی و انگیزشی مناسب برای فراگیران در جهت پیاده سازی ارزشهای هویت اسلامی ایرانی، جذاب و غنی سازی محتوای آموزشی در جهت هویت بخشی اسلامی ایرانی، بکارگیری روشهای مناسب آموزشی و ارزشیابی در جهت هویت بخشی اسلامی ایرانی بیشترین برجستگی را دارا می باشند.
اثربخشی توانبخشی شناختی بر کارکردهای اجرایی و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین رشته ای در آموزش سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
81 - 108
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: کارکردهای اجرایی، کنش های عالی نظام عصبی مغز هستند که مجموعه ای از توانایی های عالی شامل فرآیندهای تنظیم شناخت، تنظیم رفتار و تنظیم هیجان را به انجام می رسانند. این سازه به افراد کمک می کند افکار، رفتار و هیجاناتشان را برای دسترسی به هدف، کنترل و سازمان دهی کنند. هدف این پژوهش اثر بخشی توانبخشی شناختی بر کارکردهای اجرایی و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان دختر پایه ششم ابتدایی شهر شیراز بود. داده ها و روش ها: روش پژوهش آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان دختر پایه ششم شهر شیراز بودند. از بین جامعه آماری مذکور، تعداد 40 دانش آموز به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی به عنوان نمونه پژوهش انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه آزمایش ( 20 نفر) و کنترل (20 نفر) گمارده شدند. به منظور جمع آوری داده های پژوهش از پرسشنامه های کارکردهای اجرایی و خودکارآمدی تحصیلی استفاده شد. برنامه آموزش توانبخشی شناختی به مدت 10 جلسه یک و نیم ساعته برای گروه آزمایش اجرا شد. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون آماری تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که آموزش توانبخشی شناختی بر شاخص کارکردهای اجرایی (تنظیم شناخت، تنظیم رفتار، تنظیم هیجان) و خودکارآمدی تحصیلی و ابعاد آن (خودکارآمدی آینده تحصیلی، خودکارآمدی عملکردتحصیلی و خودکارآمدی مهارت های تحصیلی) بر دانش آموزان اثربخش بوده است. به عبارت دیگر، آموزش توانبخشی شناختی منجر به بهبود کارکردهای اجرایی و افزایش خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان شده است. نتیجه گیری: با توجه به اثربخش بودن این برنامه، متخصصان و مشاوران مدرسه می توانند از این برنامه آموزشی برای بهبود کارکردهای اجرایی و افزایش خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان استفاده کنند.