ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۶۱ تا ۱٬۶۸۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۱۶۶۱.

شرح اصطلاح «شاه رخ» زدن در بیتی از حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۳۲
حافظ یکی از مشهورترین شاعران سبک عراقی است که از اصطلاحات علوم مختلف و بازی های مرسوم زمان خود مانند نرد و شطرنج و... در اشعارش اندک، اما دقیق و با رعایت تمام جوانب استفاده کرده است. بهره بردن او از این اصطلاحات هیچ گاه تصنعی و غیرمنتظره نمی نماید و چهره لطیف و دلنشین غزل او را زمخت و مخاطب گریز نمی کند. او در برخی از ابیاتش از اصطلاحات شطرنج، مانند «شه انگیز»، «شاه رخ زدن» و... استفاده کرده است که فهم دقیق آن ها برای درک ظرافت این ابیات، الزامی است. در برخی موارد شارحان دیوان حافظ به درستی از عهده شرح اصطلاح و به تبع از شرح بیت برنیامده اند. در این مقاله به روش تحلیلی- توصیفی به شرح اصطلاح «شاه رخ زدن» در بیتی از حافظ پرداخته شده است. این اصلاح به معنی «جابه جایی شاه با رخ» یا «به قلعه رفتن شاه» است که باعث دور کردن خطر از شاه می شود و در هر بازی فقط طبق شرایطی یک بار امکان پذیر است و در صورت استفاده نکردن فرصت برای همیشه از دست می رود، اما در تمام شرح ها این اصلاح را با تکیه بر فرهنگ های لغت و... اشتباه معنی کرده اند.
۱۶۶۲.

Voix de femmes, voix en tension: Dialogisme et subjectivité féminine dans une étude croisée d’œuvres française et iranienne(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۸۲
Cet article propose une lecture comparée de l’écriture féminine de deux œuvres littéraires féminines majeures issues de deux traditions culturelles différentes: la France et L’Iran. A travers Le Ravissement de Lol. Stein de Marguerite Duras et le roman L’île d’errance (Jazir-ye Sargardani) de Simin Daneshvar, nous analysons la manière dont l’écriture féminine thématise la condition des femmes, leur quête d’identité et leur rapport au pouvoir, au corps, à la parole et la société. Ces textes, bien que nés dans des contextes historiques et linguistiques distincts, partagent une même dynamique dialogique: ils font entendre des voix féminines plurielles, souvent en tension avec les discours patriarcaux dominants. La polyphonie thématique, croisement entre désir, aliénation, spiritualité et émancipation, devient ainsi un outil de reconfiguration du sujet féminin. En interrogeant ces résonances transversales, notre étude vise à montrer comment la littérature féminine peut produire un espace discursif de résistance et de transformation.
۱۶۶۳.

حافظه، هویت و مقاومت: تحلیل گفتمان پاد آرمانشهری رمان هرگز رهایم مکن اثر کازو ایشیگورو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۱۳۲
این مقاله به بررسی این موضوع می پردازد که چگونه هرگز رهایم مکن (2005) نوشته کازوئو ایشی گورو را می توان در ادبیات پادآرمان شهر انتقادی دسته بندی کرد. این مطالعه از ویژگی های اصطلاح ادبی پادآرمان شهر انتقادی استفاده می کند که برای اولین بار توسط لیمن تاور سارجنت (1994) معرفی شده است. متون علمی تخیلی اغلب از سبک های نوشتاری آرمان شهری و پادآرمان شهری استفاده می کنند تا اهداف خاصی را دنبال کنند، مانند اشاره به مسائل مشکل زای دنیای کنونی با رویکردی بسیار متفاوت. به سادگی می توان این اصطلاحات، یعنی آرمان شهر و پادآرمان شهر را اینگونه تعریف کرد: آرمان شهر یک شکل ادبی است که یک جامعه ی خیالی ایده آلیستی غیر واقعی را می سازد (غیر واقعی است چون برخی از آن ایده ها دست نیافتنی هستند) و برخلاف تصور رایج، با در نظر گرفتن پادآرمان شهر به عنوان نقطه مقابل آرمان شهر، پادآرمان شهر یک دنیای خیالی غیر واقعی بسیار ناخوشایند است که در آن به طرز محسوسی بدتر از دنیایی است که خوانندگان (خوانندگانِ اثر) در آن زندگی می کنند. در هر دو مورد، افرادی هستند که مخالف اتفاقات غالبِ در آن محیط هستند، یا بهتر است بگوییم، از این که آن ها را کاملاً آرمان شهر یا پادآرمان شهر بنامیم، جلوگیری می کنند. در چنین محیط هایی، اصطلاحاتِ آرمان شهر یا پادآرمان شهر، اهداف ما را برآورده نمی کنند، بلکه آرمان شهر انتقادی و پادآرمان شهر انتقادی آن ها را برآورده می کنند. متقابلاً، همانطور که بوکر (1994) استدلال می کند، آشنایی زدایی یکی دیگر از تکنیک های اصلی داستان های پادآرمان شهری است. آشنایی زدایی، که یک مفهوم فرمالیستی روسی است،
۱۶۶۴.

سیر تطور شخصیت روایی روباه در حکایت های حیوانات از قرن 3تا قرن 9 هجری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۳ تعداد دانلود : ۲۳۱
کاربرد حکایت های حیوانات در طول زمان به دلایل اجتماعی، تاریخی، نظام های گفتمانی یا خلاقیت راویان آنها با تغییر و تطور در مؤلفه های ساختاری همراه بوده است. این مقاله در پی پاسخ به این پرسش است که شخصیت روباه در حکایت های قرن 3 تا 9 چه تغییراتی داشته و این تغییر چه تأثیری بر سیر روایی حکایت داشته است. برای دستیابی به این هدف 33 حکایت از 18 کتاب در بازه زمانی ذکر شده، انتخاب و بر اساس دیدگاه کلی روایت شناسان ساختارگرا به ویژه آراء برمون بررسی شده است. روباه در حکایت ها در مقابل سایر شخصیت ها نقشی فعال و محوری دارد و سیر تحولی را از شخصیت منفی به مثبت طی می کند. در برخی ازکتب قرن ششم با تفاوت هایی در شخصیت روباه روبه رو می شویم. در برخی از حکایت ها روباه حیله گر و منفعت طلب گاهی به چهره ای چاره اندیش، عاقل و فریب خورده تبدیل شده و در برخی مواقع نیز حیله گری ناجی می شود. این حیوان متأثر از جریان عرفان و تصوف بیشتر به ارزش های درونی پی می برد؛ همچنین از صورت حیوانی فاصله گرفته و عهده دار نقش های انسانی مانند وزارت و نگهبانی می-شود.
۱۶۶۵.

بررسی زمینه های تاریخی- اجتماعی اندیشه و آثار «بانو نصرت امین»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۳۳
بررسی زمینه های تاریخی و اجتماعی آثار به معنای تعمیق بیشتر درباره زمینه ها و زمانه ای است که افکار نویسنده در تلاقی سه محور تاریخ، موقعیت و فردیت به اتخاذ رویکردها و ترجیح و برآمدن اندیشه های خود نائل می شود. منظری که در مطالعه تاریخ ادبیات باید به آن توجه شود. در این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی با بررسی زمینه و زمانه حیات «بانو امین اصفهانی»، خط سیری از حیات بانو امین و وقایع و رویدادهای مربوط به دوران او ترسیم شده است که در آن با اشاره به زمانه و اوضاع فرهنگی و اجتماعی، زمینه ها و دلایل اقدامات مختلف و نگارش تألیفات متعدد او بیان می شود. نتیجه آنکه این مقاله خط سیر تاریخی را از حیات بانو امین ترسیم می کند که در آن با معرفی سیر و ترتیب تاریخی آثار او، کیفیت ادبی و نسبت محتوای آثارش را با تحولات اجتماعی روزگار او بیان می کند. خصیصه ادبی غالب در آثار امین، روانی و صراحت بیان در توضیح افکار و اندیشه هاست. امین حتی در بیان رویکردهای عرفانی در تفسیر نیز در عین کاربرد صناعات ادبی مختلف، بیانی روان و ساده را به خدمت گرفته است. این رویکرد وی به دلیل دغدغه اش درباره ترویج اندیشه های خود در ارتباط با فضای فرهنگی و اجتماعی است. امری که به درک بهتر ما از سیر تحولات فکری و رویکردهای بانو امین کمک می کند.
۱۶۶۶.

تحلیل نشانه شناسی فرهنگی رُمان «سال بلوا» نوشته عباس معروفی بر اساس آراء یوری لوتمان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۸ تعداد دانلود : ۱۸۰
این مقاله به تحلیل نشانه شناسی فرهنگی رمان سال بلوا اثر عباس معروفی بر اساس نظریه یوری لوتمان، نشانه شناس برجسته فرهنگی می پردازد. نویسندگان بر آن هستند تا اهمیت و معنای فرهنگی رُمان را از دریچه مفاهیم نشانه شناختی لوتمن بررسی کنند. نظریه لوتمان در مورد فرهنگ به عنوان واکاوی یک سیستم نشانه ایی به کار می رود با این اصل که فرهنگ شبکه پیچیده ایی از نشانه ها و فرآیندهای نشانه است. این پژوهش تحلیلی-توصیفی بر ساختار روایی، شخصیت ها و مضامین رمان متمرکز است و چگونگی تعامل و انتقال معنا را بررسی می کند. همچنین این مقاله نشان می دهد که سال بلوا بازتاب تنش ها و تضادهای فرهنگی جامعه ایران در دهه جنگ جهانی دوم است و ساختار روایی رُمان که با داستان سرایی غیرخطی و صداهای روایی پراکنده مشخص می شود، آشفتگی و بی نظمی آن دوره را منعکس می کند. تجارب و مبارزات شخصیت ها به عنوان نمادهای بحران اجتماعی، تجسم تضاد بین سنت و مدرنیته، و مبارزه برای هویت فردی دیده می شود. بر اساس نظریه نشانه شناسی فرهنگی یوری لوتمان، می توان آثار ادبی را از دیدگاهی جامع تر و به کمک تحلیل نشانه ها، نمادها و ساختارهای زبانی و فرهنگی مورد مطالعه قرار داد. در واقع، در تحلیل داستان سال بلوا نشانه های زبانی و نمادهای موجود در متن، نقش مهمی در انتقال مفاهیم فرهنگی بازی می کنند.
۱۶۶۷.

مفهوم سازی ارزش فرهنگی احترام، مطالعه موردی«عذرخواهی» در شاهنامه فردوسی در چهارچوب زبان شناسی فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۶۶
شاهنامه را سند هویت ایرانیان دانسته اند؛ مفاهیم و ارزش های والای انسانی در لابه لای روایت داستان ها و جنگ ها دیده می شود. در این پژوهش تلاش می شود بیان گردد که فردوسی در این اثر فاخر ادبی چگونه هویت و فرهنگ ایرانیان را با تمرکز بر احترام و "عذرخواهی" به عنوان عناصر هویت ساز و فرهنگ ساز، ضمن روایت ها به تصویر کشیده است. پرسش پژوهش این است که "عذرخواهی" چگونه در زبان شاهنامه مفهوم سازی شده است. با استفاده از "چهارچوب زبان شناسی فرهنگی" (برگرفته از دیدگاه شریفیان) مفهوم سازی ارزش فرهنگی اجتماعی"عذرخواهی" در قالب طرح واره های کاربردشناسی، تک مفهوم و تک کنش فرهنگی در تمامی و تک تک ابیات شاهنامه (حدود50000 بیت) شناسایی و به صورت کنش های کلامی و غیرکلامی مقوله بندی شدند. سپس با استفاده از روش توصیفی– تحلیلی متغیرهای سن و موقعیت اجتماعی بررسی شد تا آشکار گردد که مفهوم سازی فرهنگی این ارزش اجتماعی در کتاب شاهنامه چگونه نمود یافته است. نتیجه اینکه مفهوم سازی عذرخواهی در زبان ادبی شاهنامه به دو صورت کنش کلامی مانند "پوزش آوردن"، "آفرین کردن" و "بستودن"؛ و کنش غیرکلامی مانند " گنج فرستادن"، "بر پای خاستن" و "نماز بردن" نمود یافته است که کنش کلامی در تعامل اجتماعی افراد با موقعیت بالا به پایین، و کنش غیرکلامی در تعامل اجتماعی پایین به بالا بیشتر به کار رفته است.
۱۶۶۸.

بررسی جایگاه صورت های فلکی منطقة البروج در آیین ها و باورهای عامیانه ی مردم ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۷ تعداد دانلود : ۱۷۱
پژوهش در اعتقادات و باورهای اقوام گوناگون، جز با کنکاش در اسطوره ها و آیین های اولیه ی آن ها کامل و جامع نخواهد بود. تمدن های کهن با نگاه ویژه ی خود در جهت توجیه حوادث طبیعی پیرامون خود برمی آمدند. منطقه البروج و صورت های فلکی آن نیز به عنوان گروهی از اجرام سماوی در فرهنگ ایران، همواره به عنوان عناصر و عواملی برای انتقال سرنوشت بشر از آسمان به زمین تلقی می شده است. این باور را می توانیم در متون پهلوی به جای مانده بیابیم و امتداد آن در متون تنجیمی و یا احکام نجوم در دوره ی اسلامی نیز قابل پیگیری است. در این متون نمادهای متفاوتی را به بروج دوازده گانه منتسب کرده اند و از آن ها نتایجی را برای اعمال روزمره ی مردمان گرفته اند و یا پیشگویی هایی را برای موارد مختلف از آن ها استنتاج کرده اند. به علاوه در برخی از باورها و رسومات عامیانه نیز ردپای صورت های فلکی منطقه البروج و اعتقادات بیرونی آن قابل تشخیص است. این پژوهش با رویکرد کیفی است که به روش توصیفی- تحلیلی و تطبیقی با استفاده از داده های کتابخانه ای و تصاویر مرتبط صورت گرفته است.
۱۶۶۹.

La Formation Requise des Enseignants de Français aux Écoles: Une Étude Comparative entre l'Iran et le Canada(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶ تعداد دانلود : ۱۲۶
Cet article analyse les programmes de formation des enseignants de français des écoles au Canada et en Iran, en mettant en lumière les différences et similitudes. L'objectif est de mieux comprendre les méthodes qui peuvent améliorer la qualité du travail des enseignants dans ces deux contextes éducatifs. L’étude compare les programmes de deux universités canadiennes, l'Université de Colombie-Britannique (UBC) et l'Université Simon Fraser (SFU), avec les pratiques éducatives en Iran. Il est important de noter que le ministère de l'Éducation en Iran ne requiert pas de certification spécifique pour les enseignants de français dans les écoles. Bien que des universités comme Farhanguian et Rajaei certifient les enseignants pour l'enseignement en milieu scolaire, elles n'offrent pas de formation spécialisée pour les enseignants de français. Cette étude se concentre donc sur les institutions officiellement responsables de la formation des enseignants. Les données proviennent d'analyses documentaires, d'entretiens avec des enseignants et des formateurs, ainsi que de questionnaires remplis par des élèves. Cependant, cet article aborde spécifiquement la structure des programmes de formation, les entretiens et les questionnaires faisant partie de la recherche principale. Les résultats révèlent qu'au Canada, la formation des enseignants de français est bien structurée et comprend des stages pratiques essentiels, tandis qu'en Iran, la formation reste souvent optionnelle et manque de composantes pratiques. Ces différences influencent directement la qualité de l'enseignement et la compétence des enseignants dans les deux pays.
۱۶۷۰.

چیستان در شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۴۶
یکی از نمودهای پیوستگیِ فرهنگیِ شاهنامه با ادبیّات پیش از اسلام، چیستان ها و مواردِ معمّاگونه آن است. در این مقاله، از دو منظر «انواع ادبی» و «تاریخ ادبیّات» به این موارد پرادخته شده است و نشان داده شده است که از این دو رویکرد لزوماً نتایج یکسانی به دست نمی آید، امّا در عین حال از هیچ کدام نمی توان چشم پوشید. نخست سعی شده است تا از منظرِ انواعِ ادبی تعریفی از چیستان ارائه شود. سپس نشان داده شده است که عیبِ عمده این تعریف آن است که مانع و جامع نیست. پس در آن از منظرِ تاریخ ادبیات تا حدّی حکّ و اصلاح به عمل آمده است. آنگاه با دست یافتن به تعریفی نسبتاً شامل، نمونه های چیستان پردازی (نه تعدادِ چیستان ها) در شاهنامه دست کم هشت مورد برشمرده شده است و ضمناً سعی بر آن بوده است که نشان داده شود که چیستان ها گاهی از حیثِ صورت و محتوا به اندرزنامه هایی همچون مینوی خرد و مناظراتی چون ماتیکان یوشت فریان در ادبیات پهلوی نزدیک می شوند، که این خود نشانی است از پیوستگیِ فرهنگیِ یادشده. ژانرِ دیگری که ممکن است در تاریخ ادبیات و احتمالاً در شاهنامه با چیستان هم پوشانی داشته باشد، مناظره/مفاخره است. شاید با رویکردِ التقاطی این مقاله بتوان نوعِ ادبیِ چیستان را تا حدودی از نوعِ ادبیِ اندرزنامه و مناظره/مفاخره تمییز داد، هرچند ضرورتی ندارد که آنها را ناسازگار بدانیم.
۱۶۷۱.

نقش ارتباطات غیرکلامی در غزلیات فارسی شهریار(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۵۵
غایت مطلوب هر گفتمانی و از جمله گفتمان های ادبی، آن است که علاوه بر انتقال پیام و رسانگی، بر ذهن و احساس مخاطب هم اثرگذار باشد. اصلی ترین خاصیت غزل شهریار همچون «آن» مصطلح حافظ، قابل درک، اما غیرقابل توصیف، جانداری و لطافت مثال زدنی و اثرگذاری پرشور و احساسی آن بر روح و جان مخاطب است. شهریار، عنان اختیار کنش های عاطفی و احساسات مخاطب را به راحتی در دست می گیرد و او را همراه با خود، از هزار توی تجربیات زیسته آدمی و در مراحل مختلف عمر می گذراند. تحقیقات بسیاری برای جست وجوی منشأ این اثرگذاری در شعر شهریار انجام گرفته است که آن را از یک سو در غنای حسی و گنجایی عاطفی-ادراکی «من» و شخصیت شهریار یعنی تحقیقات مؤلف محور و از سوی دیگر در توانایی های خلاقانه زبانی و هنری او یعنی تحقیقات متن محور می جوید. مساله اصلی تحقیق حاضر، بررسی کیفیت اثرگذاری غزل های فارسی شهریار از راهگذار علم ارتباطات و بررسی فرایند ارتباطات غیرکلامی بوده است. این تحقیق به روش تحلیلی - توصیفی انجام شد و در آن این نتایج به دست آمد: شهریار به زیبایی، معانی موجود ولی ناپیدای زبان و فرهنگ را به هم پیوند داده و ضمن برقراری خویشاوندی بین زبان شناسی و فرهنگ، نیاز متقابل آن ها به یکدیگر را نشان می دهد. نکته دیگری که از این اندیشه ژرف شهریار به لحاظ فرهنگی، اجتماعی و ارتباطی فهمیده می شود، توجه به نشانگر بودن حالت های بدنی است. نشانگر بودن به این معنا که عضو خاص مورد نظر، شکلی را به خود می گیرد که تابع فضا و مکان است.
۱۶۷۲.

تقابل و تعامل جمال و جلال در مثنوی مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۹۸
عرفان و تصوف در هر کجای عالم که شکل گرفته، اساساً وجهه یی دینی داشته است. امّا عارفان، برخلاف اهل شریعت، نگاهشان به دین نگاهی جمال شناسانه بوده است. اینان با تکیه بر تجربه های شخصی و ژرف نگری در شریعت و دریافت های اشراقی خویش، از دین، عادت زدایی کرده و کوشیده اند مردم را با سرچشمه باورهای دینی آشنا کنند. همین طرز تلقی از دین، به تدریج نظام عرفانی را با سازه های مختلف، پدید آورده است. در این میان بنیادی ترین عنصر، اسم یا کلمه است که تمام هستی با تجلّی آن ایجاد می گردد. هم چنان که در اسلام و عرفان اسلامی کلمه کُن، ایجادگر هستی است. در مقاله حاضر تقابل و تعامل دو کلمه یا اسم جلال و جمال، که به یک اعتبار مصدر تمام آفریده ها در دو ساحت قهر و لطف الهی و زمینه ساز حرکت و پویایی هستی است، در مثنوی مولانا، مورد بحث قرار گرفته است. تامل بر داده های تجلّی جمالی و جلالی و قلمرو گسترده آن ها، که با روش کتابخانه یی گردآوری و با روش توصیفی تحلیل شده است نشان می دهد که مولانا، ضمن توجه به تقابل این دو، همه جا جمال را بر جلال مقدم شمرده و با توجه به نگرش عاشقانه اش به هستی، جلال الهی را هم نوعی جمال یا لطف خدا به انسان در نظر گرفته است.
۱۶۷۳.

تحلیل تطبیقی عناصر داستانی داستان ایرانیِ «شهری چون بهشت» و داستان چینیِ «جشن نعمت»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۰۶
برخی آثار ادبی، بازتابنده واقعیت ها و سنن حاکم بر جوامع بشری است؛ زیرا عرف رایج بر سبک نویسنده تأثیر می گذارد و مخاطب با خواندن آنها، واقعیت ها و تعاملات اجتماعی ادوار خاص را درمی یابد. جامعه ایران در میانه قرن بیستم میلادی/ اوایل چهاردهم خورشیدی، شاهد تغییراتی سریع بود. نویسندگان، آثاری فراوان و متفاوت خلق کردند. در این میان آثار واقع گرای «سیمین دانشور»، تأثیری عمیق بر فضای ادبی ایران گذاشت. «لو شون»، نویسنده معاصر چین نیز در زمینه های رمان، داستان کوتاه، مقاله، نقد ادبی و ترجمه، در اوایل قرن بیستم، آثاری شگرف با تعبیراتی غنی و روشنگرانه پدید آورده است. هرچند دانشور و لو شون پرورش یافته دو فرهنگ متفاوت در دو کشور مختلفند، مقایسه دو اثر واقع گرایانه آنها بیانگر مشابهت های بسیار در نقد واقعیت های جامعه روزگار خودشان است. در این مقاله به روش تطبیقی، دو داستان کوتاه «شهری چون بهشت» از دانشور و «جشن نعمت» از لو شون بررسی شد و شباهت ها و تفاوت های ناگزیر شان از نظر برخی عناصر داستانی از جمله شخصیت پردازی، زاویه دید و... بررسی و مقایسه شده است. برای نمونه، شخصیت های اصلی هر دو داستان از قشر آسیب پذیر و رنجکش جامعه اند که رخدادهای زندگی شان، زنجیره اصلی داستان را شکل می دهد و با بیان وقایع زندگی و موقعیتشان، مشکلات و نابه هنجاری ها آشکار شده، واقعیت های حاکم بر جامعه نقد می شود. گرایش به مسائل اجتماعی و توجه به زندگی مردم جامعه و طبقات فرودست و هم ذات پنداری با شخصیت های اصلی، از شباهت های دو اثر و نمود باورهای دینی دانشور و دین ناباوری لوشون از تفاوت های بارز منعکس در دو اثر است.
۱۶۷۴.

بررسی و تحلیل بازنمود طالع های سعد نجوم احکامی در اشعار انوری، نظامی و مسعود سعد سلمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۱۶۶
توجه گسترده پیشینیان به افلاک و حوادث فلکی موجب باور به تأثیر افلاک در زندگی انسان ها شد و این امر تا جایی پیش رفت که تمام شئونات زندگی، مانند سرنوشت انسان ها، پیروزی ها و شکست ها، خوشبختی و بدبختی، ترسالی و خشک سالی و... را در برگرفت و موجب پدید آمدن مباحث گسترده ای چون سعد و نحس نجوم، طالع بینی ها و اختیارات نجومی شد. این باور عمومی به ویژه پس از نیمه های سده پنجم هجری بسیار مورد توجه شاعران ایرانی قرار گرفت؛ به گونه ای که تفسیر بسیاری از ابیات شاعران بزرگ این دوران، بدون آگاهی کافی از دانش نجوم، باورها و احکام نجومی ناممکن است. در این پژوهش طالع های سعد در اشعار انوری، نظامی و مسعود سعد سلمان که هر سه از حکیمان آگاه به نجوم بوده اند، بررسی شده است. در نتیجه این پژوهش، 47 طالع سعد از اشعار این شاعران استخراج شده و با مراجعه به آثار معتبر و کهن نجومی، علت سعد خوانده شدن آنها توضیح داده شده است.
۱۶۷۵.

کندوکاو در آثار عطار در ساحت وجودشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۲۴
مسئله اصلی پژوهش بینارشته ای پیش روی که به شیوه توصیفی- تحلیلی و به صورت کتاب خانه ای فراهم آمده، آن است که با بررسی مثنوی های مسلم عطار (منطق الطیر، الهی نامه، مصیبت نامه و اسرارنامه که در انتساب آنها بدو شبهه ای وجود ندارد) و نیز شیوه زیست او، به دیدگاه های اگزیستانسیالیستی عطار در چهار حوزه آزادی، مرگ اندیشی، تنهایی و معناآفرینی دست یازیده، اثبات نماید که ریشه های فلسفه اگزیستانسیالیسم مانند بسیاری از اندیشه های ناب بشری از دیرباز در میان متفکران مشرق زمین وجود داشته و بعدها از شرق به غرب راه یافته است. اصول این مکتب فلسفی و اشراقی که امروزه بر بسیاری از علوم مانند روان کاوی و مردم شناسی سایه افکنده، در شالوده های عرفان ایرانی- اسلامی قابل مشاهده بوده، در افکار و آثار عطار بیشتر جلوه گر شده است. مهم ترین پرسش آن است که: اصول اگزیستانسیالیسم، چگونه در مثنوی های عطار و نیز در شیوه زندگی او متبلور شده است؟ فرضیه پژوهش این است که: مثنوی ها و شیوه زندگانی عطار، اغلبِ نگرش های اگزیستانسیالیستی، البته از نوع خداباورانه و عرفانی آن را در خود جای داده است. برخی از مهم ترین مصادیق از مفاهیم اگزیستانسیالیستی از قبیل آزادی، مرگ اندیشی، تنهایی و معناآفرینی (با رویکردی عرفانی) در آثار عطار به وفور یافت می شود. برای مثال، مفهوم آزادی و انتخاب مسیر الی الله در منطق الطیر نزد سی مرغی که در طلب سیمرغ اند، به روشنی قابل مشاهده است. در آثار عطار، مرگ اندیشی و پذیرش آن در مفهوم وصال حق است. تنهایی در اندیشه عطار جایی ندارد، زیرا دنیا جلوه گاه اوست و معشوق در دل عاشق، سکنی دارد و معنایی که عطار اگزیستانسیالیست می آفریند، قرب الی الله و وصال اوست.
۱۶۷۶.

تحلیل دیباچه های «کلیله و دمنه» بر اساس نظام وجهیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۲ تعداد دانلود : ۱۱۸
کلیله و دمنه، یکی از امهات متون تعلیمی کهن ادب فارسی است که بخش اعظم آن را باید و نبایدهای اخلاقی در حوزه اخلاق، سیاست، دین و فرهنگ تشکیل می دهد. این باید و نبایدها که ماهیتی آمرانه دارد، می تواند موجب لحنی صریح و ملال آور در کلام شود و عمل اقناع را در امر تعلیم به تأخیر بیندازد. در این پژوهش با استفاده از مبحث وجه نمایی و وجهیت، سه مقدمه آغاز این کتاب (دیباچه مترجم، مقدمه ابن مقفع و مقدمه برزویه طبیب) را از منظر وجهیت و چگونگی بازنمایی دیدگاه نویسنده در ساحت زبان بررسیدیم. برای این منظور از سه دیباچه، پانصد جمله را برگزیدیم و در قالب هفت مؤلفه نهاد، وجه بند، نقش گفتاری بند، وجه نمایی، ابزار وجهی، منبع قضاوت (جهت گیری وجه نمایی) و شگردهای غیر مستقیم گویی گفتار، به تجزیه و تقطیع بندها پرداختیم. پرسش اصلی ما در این پژوهش این بود که وجهیت، چگونه در تبیین رابطه زبان و ایدئولوژی نقش دارد و کدام یک از ابزار وجه نمایی، بسامد بیشتری در این متن دارد؟ یافته های پژوهش بر اساس داده های آماری نشان داد که منشی با استفاده از سازوکارهای زبانی متفاوت چون استعاره دستوری، کاربرد ابژه به جای سوژه، ساختار جمله مرکب، تمثیل، بینامتنیت قرآنی و تاریخی و...، از شدت صراحت اجبار و الزام کاسته و در جهت اقناع سازی، مخاطب را با خود همراه ساخته است. بسامد بالای وجه بند اخباری و درصد پایین وجوه پرسشی و امری، نشان از قاطعیت کلام و دیدگاه نویسنده و همسویی این سبک زبانی با ژانر تعلیمی خطابه داشت. پربسامدترین ابزار وجهی در این پیکره، به ترتیب وجه فعل اخباری، فعل وجهی و افزوده های وجهی بود که با گفتمان خطابی متن که در پی گواه نمایی و اقناع بیشتر مخاطب است، تناسب و همسویی دارد.
۱۶۷۷.

بررسی نقش تحولات اجتماعی و سیاسی در رمان «نقره، دختر دریای کابل» اثر حمیرا قادری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۱ تعداد دانلود : ۱۵۸
نویسندگان معاصر افغانستان در آثار داستانی خویش، جلوه هایی از تحولات اجتماعی و سیاسی سرزمین خویش را منعکس کرده اند. ادبیات معاصر افغانستان نمایانگر حقایق تاریخی، اجتماعی و فرهنگی ادوار مختلفی است که با بسیاری از رویدادهای سیاسی و اجتماعی غم انگیز همراه بوده است. اشغال افغانستان توسط بیگانگان، جنگ های داخلی، کودتا، بحران وضعیت اجتماعی و سیاسی و رنج هایی که مردم افغانستان برای دهه های مختلف متحمل شده اند، بسیاری از نویسندگان را بر آن داشته است تا این حوادث را به صورت مستقیم یا غیرمستقیم در آثار داستانی خود مطرح کنند. به عنوان مثال حمیرا قادری، در رمان «نقره، دختر دریای کابل» به سیر تحولات اجتماعی و سیاسی سرزمین افغانستان در بازه زمانی بیش از نیم قرن (فاصله سال های 1880 تا 1940 م) و وقایع و رویدادهای ناشی از آن می پردازد. این مقاله به بررسی و تحلیل تحولات اجتماعی و سیاسی و تأثیرات گوناگون آن بر سرنوشت مردم به خصوص وضعیت زنان در رمان نقره می پردازد، در این رمان زنان نقش محوری دارند و شخصیت های اصلی این رمان را زنان تشکیل می دهند. نتایج حاصله از این پژوهش که به شیوه توصیفی-تحلیلی انجام گرفته، حاکی از آن است که در این رمان وضعیت تأسف بار زنان، جنگ، آشوب، کشت وکشتار، فشار و خفقان، بی عدالتی، فقر اقتصادی، ظلم دستگاه حکومتی وقت، انحصار رسانه های تبلیغاتی و حکومت داری بدون قانون در افغانستان از بارزترین و شاخص ترین نتایج و تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم دگرگونی ها و تغییرات اجتماعی و سیاسی محسوب می شود که حیات مردم افغانستان به خصوص زنان را با چالش های جدی مواجه کرده است.
۱۶۷۸.

بررسی تطبیقی «بَکَتِ الرَّباب» خاقانی و «قِفا نَبْکِ» امرؤالقیس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۰ تعداد دانلود : ۱۶۲
خاقانی، این سراینده ی خودباور از هم روزگارانش کسی را سزاوار همتازی نمی بیند و می گوید: «بل مرا این مراست با قدما». از این روی به هماوردی با شاه شاعران عرب، رأس عمود شعری، جندح بن حجر الکندی نامور به امرؤالقیس برمی خیزد و «قِفا نَبْکِ» او را قفا می زند. روشن است که بررسی چنین ادعایی باید در سروده های تازی خاقانی، این سراینده ی ذواللسانین انجام گیرد پس نگارندگان در پژوهش پیش روی برای رسیدن به شناختی تازه از منش دو سراینده، با بهره گیری از روش ادبیات تطبیقی به سنجش «بَکَتِ الرَّباب» خاقانی و«قِفا نَبْکِ» امرؤالقیس پرداخته و کوشیده اند که نگاه خاقانی را در برخورد با معلقه ی امرؤالقیس ارزیابی کنند. برای دست یافتن به خواسته یاد شده، نخست در روساخت به کاوش وزن، قافیه، زبان و واژگان پرداخته و سپس در زیرساخت، گریه بر اطلال و دمن، زمان و جایگاه آن در اندوه سرایندگان، چگونگی پرداختن به مکان و چرایی آن، شیوه ی شاعری هر یک در خودستایی، صراحت امرؤالقیس و عفت خاقانی در عشق بازی، نگرش سرایندگان به صبح و شب و سرانجام پیوند خاقانی و امرؤالقیس با پدیده ها را بررسی کرده و نشان داده اند که خاقانی فراخور درون مایه، وزن را دگرگون کرده؛ قافیه را همزه آورده تا چامه را بلندتر بسراید؛ به واژگان امروالقیس، کاربردی دیگر بخشیده؛ تصاویری نو آفریده؛ برخلاف سراینده تازی، در گذشته به سر نبرده و آشکارا از سرآمدی ادبی خویش می گوید. عشق ورزی امرؤالقیس بی پروا ولی عشق خاقانی عفیف بوده؛ سراینده ایرانی توصیف گر صبح ولی سراینده تازی همدم شب است. البته خاقانی شیوه پرداختن به پدیده ها را نیز گونه ای دیگر کرده است.
۱۶۷۹.

تحلیل گفتمانی شعر حافظ براساس مربع ایدئولوژیک ون دایک (تحلیل موردی غزل با مطلعِ «ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم»)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۷ تعداد دانلود : ۱۶۹
در این مقاله غزلی مشهور از حافظ براساس مربع ایدئولوژیک ون دایک (زبانشناس و استاد تحلیل گفتمان) به اجمال بررسی می شود و بر اساس برخی عوامل گفتمان مدار مورد تحلیل و تفسیر صوری و محتوایی قرار می گیرد و تحلیل می شود که چگونه حافظ در ضمن غزلی به صورت تقابلی ویژگیهای مثبت «ما« (حافظ، عارفان) را برجسته کرده، و به طور ضمنی ویژگی های منفی «دیگران» (طبقات حاکم و مطرح جامعه) را تشخص بخشیده، و صفات منفی «خود» و ویژگیهای مثبت «دیگران» را کم اهمیت جلوه داده است؛ چهار رکنی که از محورهای اساسی نظریه ون دایک در تحلیل متون و گفتارهاست. هدف اصلی این پژوهش، شناخت بیشتر و مصداقی دیدگاه های اخلاقی-اجتماعی حافظ و روزگار او از لابه لای اشعار است که کم و بیش از دید نظریه تحلیل گفتمان انتقادی قابل ارزیابی است. روش این پژوهش توصیفی-تحلیلی (کیفی) است و داده های آن با استفاده از شیوه کتابخانه ای انجام شده است؛ از جمله نتایج پژوهش این است که با معرفی شیوه ها و شگردهای زبانی و بلاغی حافظ در بیان مسائل اخلاقی و انتقادی، دغدغه های بزرگ انسانی و اجتماعی او معرفی شود که با رویکردی اصلاحی، دین مدار و حق محور انجام می گیرد. حافظ در این راه با استفاده از بیان مستقیم و غیرمستقیم و به کارگیری واژگان و نحو و شگردهای بلاغی مناسب بویژه به کارگیری هنرمندانه تقابلها و تضادها و انواع کنایات و تناسبات لفظی و معنایی، گفتمان انتقادی خود را شکل داده است. او با برجسته کردن ویژگیهای مثبت ما مثل دوری از بدگویی و بداندیشی و دوری از ناحق و امثال آن از ویژگیهای منفی دیگران مثل بد گفتن و بد شنیدن، بد اندیشیدن و عیبگویی و تهمت زدن، و اهل ریا و غرور بودن انتقاد کرده است.
۱۶۸۰.

کاربردشناسی شناختی عشق در هشت بهشت امیرخسرو دهلوی بر پایه کارگفت مستقیم و غیر مستقیم(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۱۵
کاربردشناسان مشهور انگلیسی که ساختار بافتی جمله را برای تفسیر متن در نظر می گیرند، کارگفت را مطرح می کنند که شاعر یا نویسنده باید اطلاعات درست، واضح و بدون ابهام لازم را بر پایه آن در اختیار مخاطب بگذارد. هدف کلی کاربردشناسی شناختی تبیین و تحلیل چگونگی کاربست عبارت ها و گفتمان آن ها در بافت زبانی است. امیرخسرو دهلوی مفاهیم غنایی و عاشقانه را با ساختاری متنوع در بافت زبانی مستقیم و غیرمستقیم در شعرش تبیین کرده و با کاربرد این عناصر به درک درست و دقیق این مفاهیم کمک شایانی کرده است. هدف غایی این پژوهش شناخت رویکردهای شاعر از منظر سبک شناختی برای تبیین معنا و مفهوم عشق بر پایه نظریه کاربردشناسی شناختی است، چنانکه چگونگی کاربرد واژه عشق و لوازم آن را در مثنوی غنایی هشت بهشت امیرخسرو دهلوی بر پایه کارگفت های مستقیم و غیر مستقیم به روش توصیفی- تحلیلی بررسی کرده است. امیرخسرو دهلوی برای شناساندن عشق و مفاهیم غنایی آن از کاربست های مستقیمی که بیانگر اصل وضوح است، بهره برده و بسامد آنها بیشتر در سطح واژه و موسیقی است که با استفاده از بیان صریح و روشن و اصل معنایی و صورت ظاهری واژه شکل گرفته است. هم چنین کاربرد عشق و لوازم آن را که اصل اساسی موضوع اشعار غنایی است، در قالب کارگفت های غیر مستقیمی مانند تشبیه، استعاره، مجاز، کنایه، تلمیح و دیگر صنایع بلاغی با زبانی غیر مستقیم که دستاویزی برای بیان مفاهیم مورد نظر شاعر هستند، در هشت بهشت به تصویر کشیده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان