فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱٬۸۸۱ تا ۱۱٬۹۰۰ مورد از کل ۵۴٬۴۱۰ مورد.
پزشکان نگاشت های مختصرالدول و برداشت گاه های ابن عبری (1)
حوزههای تخصصی:
این مقاله با هدف اثبات برداشت پذیری ابن عبری مؤلّف تاریخ مختصرالدّول از منابع درجه اوّل تاریخ فلاسفه و حکماء به ویژه دو کتاب عیونالانباء فی طبقاتالاطباء و تاریخالحکماء نگاشته شده است. ابنعبری به هنگام یادکرد بزرگان دانش پزشکی به جز چند تن پزشک که در بخشهای پایانی کتاب تاریخ او آمد؛ شکل کامل یا ناقص و کوتاه شده از منابع فرایاد، برداشت کرده است. در این مقاله پس از مقدّمه کوتاهی از زندگی و آثار او، نخست مدخل مربوطه یاد شده و سپس برداشتگاه نویسنده با یادکرد شماره صفحه منبع یادآوری میشود. چون این کتاب از سوی عبدالمحمّد آیتی به زبان فارسی برگردان شده است، برای کاربری بیشتر خوانندگان پارسی زبان، با انجام شماری تغییرات از همان ترجمه نقل قول گردید. البتّه این مقاله تنها به یادکرد پزشکان تاریخ تمدّن اسلامی تا قرن هفتم هجری بسنده کرده است.
بررسی خاستگاه اسطوره ای نام در گستره ادبیات حماسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نام پوشی یا افشای نام یکی از بن مایه های برجسته در ادبیات حماسی است. هدف ما در این جستار بررسی نام از این منظر در شاهنامهفردوسی، منظومه های پهلوانی، و طومارهای نقالی است. بدین منظور این آثار با روش کتابخانه ای و تحلیل محتوا واکاوی شده اند. حاصل آنکه پهلوانان در رویارویی با دشمن چهار شیوه را در پیش می گیرند؛ در بیست وپنج مورد بی محابا و آشکارا نام خود را فاش می کنند، در پنج مورد با نامی جعلی با دشمن رویاروی می شوند، در یک مورد تنها به لقب یا کنیه خود اشاره می کنند، و در نُه مورد از افشای نام و کنیه خود پرهیز می کنند. با اینکه این چهار شیوه در ظاهر تناقض آمیز می نماید، همه خاستگاهی اسطوره ای و آیینی دارند و نه تنها نقیض یکدیگر نیستند، بلکه نشان دهنده جایگاه خطیر نام در باور پیشینیان هستند؛ در گذشته عده ای چنین می اندیشیدند که نام بخشی حیاتی از وجود هر فرد است و در صورت فاش شدن آن نزد دشمن، طلسم می شوند و دشمن بر آن ها چیره می شود؛ بنابراین، از افشای نام پرهیز می کردند، یا با نامی جعلی با دشمن رویارو می شدند؛ گروهی معتقد بودند که اگر نام دشمنان را بر زبان برانند، دشمنان جانی دوباره می یابند و به یورش بر آن ها برانگیخته می شوند و از این رو، گاه اگر دشمن نام پهلوان را بر زبان نمی آورد، پهلوان خود پیش دستی می کرد و با فریاد کشیدن نامش، دشمنان را مرعوب می کرد؛ وجه سوم اینکه کنیه یا لقب برخلاف نام، جزء حیاتی وجود پهلوان به شمار نمی آمد و می توانستند در مقابل دشمن، با پرهیز از افشای نام، به کنیه یا لقب خود اشاره کنند.
خداوندگار ما دن کیشوت
نقد و بررسی اقتباس از قرآن با نگاه بلاغی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این گفتار به بررسی و تحلیل اقتباس های قرآنی از دیدگاه بلاغت سنتی و نظریه های ادبی جدید می پردازد. در این پژوهش این پرسش ها مطرح خواهد شد: 1 اقتباس در بلاغت سنتی چه جایگاهی دارد؟ 2 اقتباس به عنوان یک آرایة ادبی و یکی از جلوه های تأثیرپذیری از قرآن چگونه سرقت قلمداد شده است؟ 3 چگونه می توان آرایة اقتباس در بلاغت سنتی را در پیوند با برخی مباحث نظریه های ادبی معاصر مطرح و به روز نمود؟ 4 نقش زیباشناختی اقتباس در بافت متن جدید چگونه بروز و ظهور پیدا می کند. برای پاسخ به این پرسش ها ابتدا به تعریف و تحدید حوزة معنایی اصطلاح اقتباس، گونه های آن و جایگاه اقتباس در منابع بلاغت فارسی پرداخته شده، سپس به پیوند اقتباس با مباحث بینامتنی و بدخوانی خلاق در حوزة نظریه های ادبی جدید اشاره شده است و در نهایت برای نمایش نقش زیبایی شناختی اقتباس، نحوة پیوند بخش اقتباس شده با بافت زبانی متن حاضر و نحوة خوانش خلاقانه و متناسب با بافت متن جدید نشان داده شده است. نتیجه این جستار بیانگر آن است که اقتباس بر اساس بلاغت سنتی، گاهی نوعی آرایه و جلوة تأثیرپذیری از قرآن و حدیث و گاه نوعی سرقت ادبی قلمداد شده است و بحث و بررسی پیرامون آن به فراموشی سپرده شده است، اما بر اساس نظریة بینامتنی و بدخوانی خلاق اقتباس نوعی تکنیک و هنرسازه است که اگر با خوانش خلاقانه سخنوران توأم شود و بخش مقتبس در بافت جدید به جا و خوش بنشیند، جلوه ای از توانایی هنرمند در احضار متن پیشین است و نه تنها از مقولة سرقات ادبی نیست، بلکه یکی از نمودهای برجستة توانایی هنرمند در بافت گردانی است.
کالبد شکافی و نهاد شناسی شاهنامه
منبع:
رودکی۱۳۸۶ شماره۱۵
حوزههای تخصصی:
مشرب کلامی نظامی
گفتگو با مریم مافی (مترجم رباعیات مولانا جلال الدین رومی)
حوزههای تخصصی:
زمینه های شکایت از روزگار در ادبیات عصر سلجوقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظامی در میان ادیبان پارسی
امامت در آثار سنایی
ادبیات خمسه سرائی در ادب فارسی
حوزههای تخصصی:
یای معرفه و وابسته ها
تبلور سوررئالیسم در شعر هوشنگ ایرانی و مجموعة سریال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شعر معاصر فارسی و عربی، علاوه بر مقولة تعهّد اجتماعی و تلاش برای تصویر انسان، آن گونه که هست، گاهی می کوشد با در پیش گرفتن نگاهی متفاوت تر، گزارشی جدید از واقعیّت را فراروی مخاطب قرار دهد. گزارشی که هرچند ممکن است از دستاوردهای گذشته نیز بهره گیرد؛ امّا لزوماً التقاطی نیست و خود را متعهّد به خوشایندها نمی بیند. شیوه «سوررئالیسم»، از جمله چنین تجربه هاست که تقریباً همزمان به وسیله «هوشنگ ایرانی» در حوزه زبان فارسی و «اورخان میسر» و «علی النّاصر» در حوزه زبان عربی، پی گرفته می شود. بررسی اشعار این شاعران نشان می دهد، آن ها با استفاده از شگردها و امکانات مختلف، برآنند تا با تلفیقی از اصول سوررئالیسم غربی و تجربه های بومی، تعریفی جدید از واقعیّت را ارائه دهند.
این نوشته بر آن است تا با استناد به آثار شاعران، چگونگی و میزان تحقّق اهدافشان را در این مسیر، نقد نماید؛ به همین علّت، می کوشد ضمن ارائه توضیحی از سوررئالیسم و جنبه های اشتراک یا اختلاف با
جریان های مطرح معاصر، به تبلور آن در شعر هوشنگ ایرانی، اورخان میسر و علی النّاصر در مجموعه سریال بپردازد. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهند که جریان سوررئالیسم در دو حوزه زبان فارسی و عربی، با وجود تلاش برخی ادیبان به دلیل ناهم خوانی این جریان با گستره و ظرفیت فکری - فرهنگی دو جامعه، چندان مورد پذیرش واقع نشده است.
منزلت پیر در میان عارفان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از ابتدای پیدایش تصوف مدار طریقت بر پیر بوده است که در واقع راهنما و هدایت کننده سالکان به سوی حقیقت می باشد و در میان صوفیان از جایگاه والایی برخوردار است، تا جایی که برخی از آنان (صوفیان) برای وی مقام و مرتبه ای بالاتر از پیامبر قایل شده اند؛ چرا که معتقدند پیر، علم سرّ و درون دارد و پیامبر، علم وحی. پیر کسی است که در میان مردم و با مردم زندگی می کند، لکن دارای ویژگی هایی است که وی را از سایر افراد متمایز می سازد و آن گونه که صوفیه از وی یاد می کنند، گویا فرشته ای است که در لباس انسان درآمده است. سالک راه حق (مرید) باید هریک از مراحل طریقت (مقامات) را زیر نظر پیر طی کرده، هیچ اعتراضی بر کارها و رفتار وی نداشته باشد. در خصوص اینکه در هر دوره چه تعداد پیر وجود دارد، نظرات مختلفی وجود دارد. هر کدام از پیران به داشتن کرامت متصف اند. کرامت امر خارق العاده ای است که تنها به دست اولیا و مشایخ انجام می گیرد. از جمله این کرامات می توان به زنده کردن مردگان، راه رفتن بر روی آب، سخن گفتن با مردگان، به اطاعت واداشتن جانوران وحشی و ... یا غیره اشاره کرد.