ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۴٬۱۶۱ تا ۵۴٬۱۸۰ مورد از کل ۵۴٬۴۲۰ مورد.
۵۴۱۶۱.

سلاح های نوین و واژگان مرتبط با آن در شعر انقلاب اسلامی (1390-1350)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۱۰۰
این پژوهش به بررسی حضور و تحول واژگان مرتبط با سلاح های نوین در شعر انقلاب اسلامی در نیمه دوم قرن چهاردهم هجری شمسی می پردازد؛ واژگانی که از ابعاد صرفاً نظامی، فراتر رفته و به نمادهایی از پایداری و مقاومتِ حق طلبانه بدل شده اند. با آغاز جنگ تحمیلی و تغییر در ساختار مفهومی شعر انقلاب، کلماتی چون «تفنگ»، «موشک»، «باروت»، «نارنجک» و «بمب» در بستر زبان واقع گرا و استعاری شعر، جای گرفتند و به بیان احساسات، آرمان ها و هویت ملّی شاعران انجامیدند. این مقاله با روش توصیفی و بر مبنای پژوهش کتابخانه ای با رویکرد بنیادی صورت پذیرفته است و با احصا و تحلیل نمونه های متعددی از کاربرد ادوات گوناگون نظامی در اشعار شاعران برجسته انقلاب، نشان می دهد که زبان نظامی چگونه در خدمت زیبایی شناسی شعر فارسی قرار گرفته و به ساختارهای زبانی، معنایی و انتقادی آن جان بخشیده است. هم چنین مقاله بر نقش تحولات تکنولوژیک در غنای زبانی شعر تأکید دارد و نشان می دهد که واژگان جنگی، نه تنها ابزاری برای توصیف واقعیت بیرونی، بلکه بستری برای ابراز جهان بینی فلسفی و سیاسی شاعران بوده اند. این تحلیل، رویکردی میان رشته ای میان ادبیات، تاریخ فرهنگی و زبان شناسی ارائه می کند.
۵۴۱۶۲.

مطالعه نمادهایی از دین های ایرانی پس از اسلام در اشعار محمدرضا شفیعی کدکنی (م.سرشک)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۸۲
م. سرشک، از شاعران بزرگ پس از مشروطه ایران است که اندیشه های اجتماعی و موضوعاتی همچون آزادی، آزادی خواهی و استبدادستیزی از آرمان های او بوده و حجم کثیری از اشعار وی را در برگرفته است. هدف از پژوهش حاضر مطالعه نمادهایی از دین های ایرانی پس از اسلام در اشعار محمدرضا شفیعی کدکنی (م.سرشک) می باشد. از آن جا که این تحقیق از گونه ی بررسی های ادبی است لذا نوع روش تحقیق تحلیلی- توصیفی است. شیوه ی گردآوری اطلاعات در این پژوهش، مطالعه ی دقیقِ جامعه ی آماریِ تحقیق، یعنی آثار شعری شفیعی کدکنی و منابع علمی مرتبط با آن و «یادداشت برداری» بوده است. نتایج نشان داد، دین اسلام با تمام ابعاد آن ازجمله: قرآن، فرهنگ قرآنی، تفسیرهای قرآن، عقاید عرفا و صوفیه و... در اکثر اشعار شفیعی کدکنی جریان دارد. آشنایی عمیق وی با قصص قرآنی، تورات، انجیل، تفاسیر و روایات اسلامی سبب گردیده تا از داستان های انبیاء بهره ی وافری ببرد. داستان آدم، خضر، ابراهیم، عیسی، موسی، سلیمان، و ... با معانی سمبلیک و نمادینی که در خود نهفته دارند، در خدمت خلق مضامینی تازه قرار گرفته اند.
۵۴۱۶۳.

آرزوی رفتن به جهنم؛ توضیحی درباره یک داستان در بوستان سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۸۰
در داستان پنجم باب دوم بوستان، آمده است: مرا شیخ دانای مرشد شهاب یکی آن که در جمع بدبین مباش شنیدم که بگریستی شیخ زار شبی دانم از هول دوزخ نخفت چه بودی که دوزخ ز من پر شدی کسی گوی دولت ز میدان ربود دو اندرز فرمود بر روی آب دوم آن که در نفس خودبین مباش چو بر خواندی آیات اصحاب نار به گوش آمدم صبحگاهی که گفت مگر دیگران را رهایی بدی که در بند آسایش خلق بود (سعدی، 1363: 171) در بیت پنجم، شیخ آرزو کرده است که کاش جهنم از وجود من پر شود تا جایی برای عذاب دیگران باقی نماند. این آرزوی شیخ که در قالب یک جمله استفهامی به منظور خواهش و تمنا آمده است از شطحیات عارفانه ای است که با معیارهای مادی و دنیایی سازگاری ندارد و در یک فضای معنوی و عرفانی تفسیر می یابد[1]. از آن جا که چنین مضمونی در فرهنگ اسلامی و قرآنی وجود ندارد لازم است سرچشمه های فکری آن را در منابع ایرانی جستجو کنیم. این آرزو یادآور داستان زندگی بزرگمهر و به زندان رفتن اوست. . در این آرزو با وجود لطافت و والایی بی نظیر، یک درک غلط و بشری از صفات حضرت حق دیده می شود. این که خداوند را دچار احساس کنیم تا به خواست ما عمل کند، نشانه این است که صفات انسانی را به خداوند نسبت داده ایم، صفاتی که توأم با احساس است و موجب تجدید نظر، بازنگری و در نتیجه تغییر موضع و تصمیم خداوند است. در داستان های رایج بین مردم که گاه در مقام نصیحت گفته می شود آمده است: نابکاری آخرین شب زندگی را مهمان چوپانی بود. این چوپان هنگام صبح که با جنازه مهمان گناهکار خود روبرو می شود دست به دعا برمی دارد و می گوید: خدایا من در حد وسع و توان خود، یک گوسفند برای این مهمان ذبح کردم. توقع دارم تو هم از او به شایستگی پذیرایی کنی. فردای آن روز فرزندان میت در عالم رؤیا، پدر خود را در اثر توصیه چوپان، بخشوده از همه گناهان، در بهشت دیدند.
۵۴۱۶۴.

Poésie, amour et engagement : la réinvention du mythe de Leyli et Majnûn de Jâmî dans Le Fou d’Elsa de Louis Aragon(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۶
Dans Le Fou d’Elsa (1963), Louis Aragon propose une réinterprétation du mythe oriental de Leyli et Majnûn , en le réinscrivant dans les turbulences du XXe siècle. Cette relecture prend place dans un contexte marqué par les conflits politiques, les désillusions idéologiques et une profonde crise des repères spirituels chez le poète. À travers cette réappropriation, Aragon explore les possibilités offertes par un récit d’amour mystique ancestral pour incarner une forme de résistance poétique, raviver la mémoire collective et nourrir une espérance face aux bouleversements de son époque. Cette étude se propose d’examiner la manière dont Aragon actualise le mythe soufi de Leyli et Majnûn en le réinscrivant dans une dynamique poétique et politique propre à son époque. Il s’agit de mettre en lumière la façon dont l’amour absolu devient un levier esthétique et symbolique de lutte contre la déshumanisation, tout en glorifiant la figure féminine comme médiatrice de sens et d’humanité. La démarche adoptée repose sur une analyse comparative entre la version classique du mythe — telle que formulée par Jâmî au XIVe siècle — et sa réinterprétation aragonienne. L’étude articule une lecture intertextuelle fondée sur l’échange entre traditions poétiques orientale et occidentale, Aragon y conçoit une œuvre synthétique où se rejoignent lyrisme amoureux, imaginaire mystique et engagement militant. En mettant en dialogue les héritages de l’Orient et de l’Occident, l’auteur confère à ce mythe ancien une résonance nouvelle, universelle et profondément humaine. Dès lors, la poésie devient, pour Aragon, un espace de résistance et de transmission, et l’amour, même idéalisé, se dresse comme le dernier rempart contre la désespérance et l’oubli.
۵۴۱۶۵.

اصول و شیوه های برخورد تأویلگرایانه با مفهوم عذاب در متون نثر عرفانی تا قرن هشتم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۹
یکی از بینش های اساسی عارفان، توجه به رحمت عام الهی و سبقت رحمت خداوند بر غضب اوست. آنان برای تبیین این کلان اندیشه در مواضع مختلفی، دست به تأویل یا شرح مفاهیم زده اند. مفهوم عذاب در این باب، فرصت مناسبی برای آنان بوده است. واکاوی نحوه بهره گیری عارفان از واژه عذاب و مفهوم آن علاوه بر نشان دادن دلالت های معنایی آن در سنت مکتوب تصوف، می تواند در دو امر دیگر نیز حائز اهمیت باشد: سیر تأویل گرایی آنان را نشان می دهد و هم چنین گامی روبه جلو در فهم نظام معرفت شناسی ایشان است. طبق این پژوهش، عارفان در برابر مفهوم عذاب چهار رویکرد کلی اتخاذ کرده اند: الف) مسکوت گذاشتن واژه. فارغ از دلایل عمومی، این مسکوت گذاشتن می تواند ناشی از «شخصی ساختن امر قدسی» نیز باشد. ب) توجه به دلالت ظاهری. این نکته نیز دو دلیل دارد؛ توجه توأمان عارفان به ظاهر و باطن و برحذر بودن از افراط در تأویل. ج) توجه به دلالت ظاهری و امتزاج آن با شفقت ورزی(دعا برای رفع عذاب به قیمت معذب شدن خود) و د) تأویل واژه که نشان دهنده سیر تأویل در متون عرفانی است. تأویل گرایی عارفان در این باب در قرن هفتم و در اندیشه ابن عربی و اَخلافش به اوج می رسد. برخی از این چهار رویکرد استخراج شده را می توان بر اساس زیرمجموعه هایی صورت بندی کرد تا برخورد عارفان با این مفهوم را با دقت بیشتری نشان داد. مسأله خلود در عذاب و آرای عارفان در این زمینه، واجد اهمیت است و سیر تأویل گرایی را تا ابن عربی نشان می دهد. این پژوهش بر اساس تحلیل کتب منثور عرفانی تا قرن هشتم صورت گرفته است.
۵۴۱۶۶.

رمز گشایی از راز ابر متن پنهان ادب فارسی (نقدی بر کتاب ایرانیان و رؤیای قرآن پارسی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۶۶
در این جستار کوشیدیم راز ابرمتن بودن قرآن را واکاویم و تاثیر آن را بر زبان فارسی و متن پنهان ادب فارسی بودن آن، به ویژه شعر فارسی و پیامبران عمده آن: فردوسی و مولوی و حافظ که یکی صاحب قرآن عجم شده و دیگر قرآن پارسی را به رشته سخن کشیده و سومی لسان الغیب نام گرفته، تبیین نماییم و در نهایت نشان دهیم که زبان فارسی بدون هیچ پشتوانه تاریخی و فرهنگی و با وجود نوپایی بر خلاف زبان غنی و تاریخی هیروگلیف مصری که رد پای آن را در قرآن و زبان عربی به ویژه در حروف مقطعه قرآن می توان یافت، چگونه بالید و به زبان دوم جهان اسلام تبدیل شد و نیز نشان دادیم مواجهه ایرانیان با قرآن تا سده هشتم هجری عمدتاً نخست در زبان عربی و ابتدا در موضوع قدیم و حادث بودن کلام خدا، در کتاب های کلامی و سپس در کتاب های اعجاز قرآن تبلور یافته است و دو دیگر در زبان فارسی و بویژه ترجمه های قرآن کریم. این مواجهه ها در هر دو زبان با توجه به نوع دانش مخاطب فرق می کند. مواجهه ها ایرانیان در سده اخیر و به ویژه بعد انقلاب اسلامی در حوزه های مختلف به شیوه های متفاوتی انجام یافته است.
۵۴۱۶۷.

«جنگِ روایت ها» برایِ تصاحبِ سنایی؛ کالبدشکافیِ دو پارادایمِ کلاسیک و مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۵
«مسئله سنایی» و ناهمخوانیِ بنیادین میانِ ساحت هایِ گوناگونِ آثارِ او از مدایحِ درباری و هزلیاتِ بی پروا تا زهدِ متعالی چالشی دیرپا در تاریخِ ادبیاتِ فارسی است که غالباً به معمایی زندگی نامه ای فروکاسته می شود. واکاویِ تاریخِ خوانش هایِ دیوان های این شاعر آشکار می سازد که دو جریانِ مسلطِ سنایی شناسی، یعنی سنتِ تذکره نویسیِ کلاسیک و پژوهش هایِ متن محورِ مدرن، علی رغمِ تفاوت هایِ روش شناختی، در یک پیش فرضِ معرفت شناختی هم داستان بوده اند: «مغالطه کُل نگری» یا اصرار بر کشفِ وحدتی ارگانیک در آرشیوی ذاتاً ناهمگون. این تمایلِ مفرط به یکپارچه سازی، ریشه در فرافکنیِ ناخودآگاهِ مختصاتِ «فرهنگِ چاپ» بر «فرهنگِ نسخه برداری» دارد؛ جایی که مفهومِ مدرنِ «اثر» (به عنوانِ کلیتی منسجم و بازتاب دهنده مؤلفی واحد) جایگزینِ واقعیتِ سیالِ تولیدِ متن در دورانِ پیشامدرن شده است. در حالی که پارادایمِ کلاسیک می کوشید با ابزارِ «گزینش و سانسور»، تصویری قدیس گونه و پیراسته از شاعر برسازد، پژوهشگرانِ مدرن با بهره گیری از ابزارِ «سنتز»، در پیِ حلِ منطقیِ تناقضات و ترسیمِ شخصیت روان شناختیِ منسجم برایِ شاعر بوده اند. گذر از این بن بستِ تفسیری، نیازمندِ پذیرشِ چارچوبِ «کثرتِ کارکردی» است. در این نگرش، سنایی نه به مثابه مؤلفی با دغدغه وحدتِ درونی، بلکه همچون «صنعت گری» ماهر تصویر می شود که متونی کارکردی را به اقتضایِ «موقعیت» و برایِ کارکردهایِ اجتماعیِ متفاوت از دربار و محافلِ خصوصی تا خانقاه و منبر تولید کرده است. بدین سان، تضادهایِ موجود در «دیوان»، نه بازتابِ آشفتگیِ ذهنِ تولیدکننده، بلکه محصولِ ماهیتِ «آرشیوی» آثار و پیامدِ گردآوریِ پسینیِ قطعاتی است که در واقع برایِ خوانشِ یکجا و همزمان طراحی نشده بودند.
۵۴۱۶۸.

آسیب شناسی تصحیح در دو چاپ پیشین دیوان عماد فقیه کرمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۲
در تصحیح متون کهن علاوه بر تهیه دست نویس های معتبر استفاده از روش های علمی و شناخت معیارهای تصحیح و نگاه انتقادی امری ضرور است. عماد فقیه کرمانی از شعرای سده هشتم هجری است که دیوان اشعار وی را یک بار رکن الدین همایونفرخ و یک بار یحیی طالبیان و محمود مدبری چاپ کرده اند. با وجود دو تصحیح از دیوان عماد به دلیل عدم استفاده از دست نویس های معتبر و همچنین عدم روشمندی در تصحیح، لغزش ها و ایراداتی در هر دو چاپ به چشم می خورد. یکی از ایرادات موجود در هر دو چاپ ضبط های اشتباه در تصحیح همایونفرخ و ورود همان ایرادات بدون اصلاح در تصحیح طالبیان و مدبری است. با بررسی دست نویس های هر دو چاپ مشخص شد این ایرادات ناشی از بدخوانی دست نویس ها است. طالبیان و مدبری بدون در نظر گرفتن ضبط های درست دست نویس های مورد استفاده خود برخی از این مشکلات را در متن مصحح خود تکرار کرده اند. همچنین در این تصحیح بدون رجوع به اصل دست نویس های چاپ همایونفرخ متن چاپ شده را با حرف اختصاری «چ» و نسخه بدل های آن را با حرف اختصاری «نچ» در پاورقی آورده اند. در این پژوهش سعی شده است تا علاوه بر نشان دادن مشکلات مشترک در هر دو چاپ با خوانش درست و دقیق دست نویس های مورد استفاده آنها و دستیابی به دست نویس های تازه یافته، صورت صحیح ابیات را به دست دهیم.
۵۴۱۶۹.

بررسی و تحلیل هفده بند از متنِ تذکرهالاولیایِ عطّار با تکیه بر حواشی و تعلیقاتِ شفیعی کدکنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۶۰
زمینه: محمّدرضا شفیعی کدکنی آخرین چاپ علمی و انتقادی تذکره الاولیایِ عطّار نیشابوری را در سال 1398 و با همّت نشر سخن در دو مجلّد روانه بازار نمود. به این چاپ، علی رغم این که تا این زمان معتبرترین و علمی ترین تصحیحِ موجود از تذکره به شمار می رود، متأسّفانه نواقص و کاستی هایی راه یافته است. این نواقص و اشکالات هم در متن تذکره و هم در حواشی و یادداشت هایی که شفیعی کدکنی بر متنِ تذکره نوشته است، مشاهده می گردد. اگرچه شماری از پژوهشگران و استادانِ دانشگاه در چند مقاله انتقادی به پاره ای از این موارد اشاره کرده اند، نگارندگان مقاله حاضر نیز با تأمّل در هفده بند از متنِ تذکره الاولیاء و مقابله آن با حواشیِ شفیعی کدکنی، به ایرادها و اشکالاتِ دیگری برخورده اند که در ادامه مقاله به آن ها اشاره می رود. روش: گفتنی است که نگارندگان در این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای یادداشت هایِ خود را تهیّه و تنظیم نموده اند. یافته ها: نگارندگان در مقاله حاضر، با دقّت در هفده بند از متنِ تذکرهالأولیاء، حواشی و یادداشت هایِ شفیعی کدکنی را درباره گزاره های مرتبط با این هفده بند، بازخوانی و تجزیه و تحلیل نموده اند. نتیجه این بررسی نشان می دهد که بعضی از حواشیِ شفیعی کدکنی کاملاً اشتباه است. در بعضی از موارد نیز حواشیِ او نارسا و ناقص بوده و ممکن است مخاطبِ تذکره را دچار کج فهمی و برداشتِ اشتباه نماید.
۵۴۱۷۰.

سبب تألیف منظومه های روایی عاشقانه فارسی تا قرن هشتم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۸۳
سرایش و خلق هر اثر ادبی انگیزه و سببی دارد که نویسنده یا شاعر در بیشتر مواقع بدان اشاره می کند و گاهی نیز برحسب دلایل برون متنی می توان به آن پی برد. توجه به ذکر تالیف به حدی است که در بیشتر منظومه ها، بخشی از مقدمه اثر بدان اختصاص یافته است. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته است و هدف آن بررسی سبب تالیف منظومه های روایی عاشقانه فارسی تا قرن هشتم است و سعی دارد نشان دهد شاعران چه انگیزه هایی برای سرایش اثر خود داشته اند و آیا همواره آنچه شاعر در سبب تالیف آورده قابل پذیرش است یا موضوعی خیالی و بن مایه ای ادبی محسوب می شود. این مقاله با بررسی سبب تالیف در نوزده منظومه غنایی تا قرن هشتم نشان داده که آنها در دو دسته مولف محور و مخاطب محور جای می گیرند. در نوع نخست شاعر منفعت شخصی و فردی مثل ماندگاری نام نیک و نشان دادن توانایی و مهارت خود یا دریافت صله مدنظر داشته و در نوع دوم، شاعر منظومه ای را به سفارش دیگران و اجابت درخواست آنها سروده است. پربسامدترین سبب تالیف سفارش دیگران از جمله صاحبان قدرت و درباریان است که در دوازده اثر بدان اشاره شده است. مردم پسندی و تمایل آنها به داستان های عاشقانه نیز دومین انگیزه سرایش محسوب می شود که هردو انگیزه مخاطب محور است. از میان صاحبان منظومه های مورد بررسی، نظامی توجه خاصی به ثبت آن داشته و بخش مستقلی بدان اختصاص داده است.
۵۴۱۷۱.

کاربرد روان شناختی نمادها در روایت مم و زین(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۶۳
نماد روان شناختی از انواع نمادهایی است که بیشترین کارکرد را در متون ادبی از خود به جای می گذارد و با گذر از معنی ظاهری واژه ها به معنای باطنی آنها اشاره می کند که اغلب از ناخودآگاه شاعر یا نویسنده سرچشمه می گیرد، برخلاف نماد ادبی که پدیده ای مستقل و ابتکاری است، در مثنوی مم و زین با نمادهای روان شناختی روبه رو هستیم که صرف نظر از ارزش زیبایی شناسانه متن، از پیوندی عمیق بین ناخودآگاه شاعر برخوردار است. این جستار بر آن است تا با روش توصیفی–تحلیلی و با تکیه بر مکتب روان شناختی یونگ، نمادهای به کاررفته در این داستان را واکاوی کند. این پژوهش می تواند به درک و شناخت بهتر ما از مثنوی مم و زین کمک کند و ما را با زوایای کمتر شناخته شده ای از این اثر آشنا سازد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که داستان مم و زین از این جهت که دارای ساختار و درون مایه ای کاملاً نمادین و مشتمل بر مضامین صور اساطیری و کهن الگویی است، ناخودآگاه جمعی در آفرینش آن نقش مهمّی دارد.
۵۴۱۷۲.

ساختمان بند التزامی بر پایه عملیات تطابق چامسکی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۴۹
به دلیل تاثیر زبان انگلیسی بر جستارهای زبان شناختی و دستورشناختی، و نیز ضعیف بودن ساختهای التزامی در این زبان، ساختهای التزامی کمتر مورد توجه دستوریان، به ویژه دستوریان زایشی بوده است. این بدان دلیل است که زبان انگلیسی این ساختها را محدود به چند مورد در حاشیه دستور خود نموده است، و در عوض به جای استفاده از بند متمم التزامی از بند مصدری بهره گرفته است. این در حالی است که زبان فارسی، همچون برخی دیگر از زبانها از این ساختها به گونه زایا بهره می برد. بر این پایه، هدف از این جستار، کنکاش در ساختهای التزامی در زبانها، و مقایسه ساخت بند التزامی زبان فارسی با آن بندهاست. بر این پایه، جستار کنونی نشان می دهد که عناصر حاشیه چپ بند در یک بند التزامی زبان فارسی مبتنی بر آثاری همچون ریتزی (Rizzi, 1997) و دیگران است. آنگاه نشان می دهد که ساخت نحوی بند التزامی در این زبان، تمامی عناصر ایجاد کننده خودایستایی و التزامی بودن را برخوردار است تا از نگاه رده شناسی، این ساختها حتی از زبان ژاپنی، که نظام کاملی را از ساخت التزامی نشان می دهد یک گام فراتر باشد. این ساخت التزامی، آن گونه که این کاوش پی گرفته است شباهت کاملی را با ساخت اخباری از خود نشان می دهد و نقطه مقابل یک ساخت ناخودایستا و عریان مصدری است که در زبانهایی مانند انگلیسی یافت می شود. سپس نشان می دهد که چینش عناصر سازنده یک بند التزامی بر پایه همان چینشی است که اوشیما (Oshima, 2003)، آنتوننکو (Antonenko, 2010) ، و دیگران برای ساختهای التزامی در زبانهای رومانیایی، زبان روسی و دیگر زبانها پیسنهاد کرده اند. سرانجام، این کاوش با استفاده از عملیات تطابق چامسکی (Chomsky, 2000) نشان می دهد که چگونه ساختمان یک بند التزامی بر پایه نحو کمینگی اشتقاق می شود و چگونه این ساختها نیازمند بازنگری در عملیات تطابق هیراییوا (Hiraiwa, 2001) را در زبانها گوشزد می کنند.
۵۴۱۷۳.

تحلیل ساختار تفسیر آیات و احادیث در نظام معرفتی هجویری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۴
تفسیر صوفیان از آیات، احادیث، اقوال مشایخ و متون دیگر، چندوچونِ گزینش ها و معیارهای تفسیری آنان را در مواجهه با این امور بازنمایی می کند. در این میان، کشف المحجوب هجویری یکی از کهن ترین متون صوفیانه فارسی، منبع حائز اهمیتی در این زمینه به شمار می آید. نگارنده در این مقاله می کوشد ضمن طبقه بندی تأویلات هجویری از آیات و احادیث، با برشمردن اصلی ترین الگوهای تفسیری و عوامل تأثیرگذار در نظام معرفتی وی، میزان وفاداری او به ظاهر متن یا عدول از آن، داشتن گرایش های ذوقی، یا وجود جنبه های استدلال ورزانه در تأویل و نیز تصرفات ایدئولوژیک وی در تفسیر را نشان دهد. در ادامه این جستار، با مقایسه الگوهای استنباطی هجویری از آیات و احادیث با چهارچوب های اعمال شده وی در تأویل اقوال مشایخ صوفیه، میزان هماهنگی، انسجام منظر و هم نوایی معرفتی یا بالعکس آشفته گرایی او در عرصه تفسیر صوفیانه مشخص می شود.
۵۴۱۷۴.

رباط سعدی؛ آگاهی های تازه از ساخت و تعمیر آن، به همراه تصحیحی نو از رساله در سؤال صاحب دیوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۶۶
می دانیم که شیخ اجل سعدی به طریقت جوانمردی، علی الخصوص جماعت سقّایان، تعلّق و دلبستگی داشته است. او در سال های پایانی زندگی، در بیرون شهر شیراز، به هزینه شمس الدّین محمّد صاحب دیوان رباطی بر پا کرد و بعد از وفات، در صفّه همانجا به خاک سپرده شد. رباط سعدی در طول قرون متمادی، زیارتگاه فقیر و غنی بود و بسته به اوضاع زمانه، گاه در رونق بود و گاه رو به افول داشت. اخبار و روایاتی که درباره این رباط از روزگار نزدیک به حیات سعدی به دست ما رسیده اندک است. در مقاله حاضر دو روایت کهن از بنیاد نهادن رباط سعدی معرّفی شده و فواید تاریخی حاصل از آن مورد بحث قرار گرفته است. روایت قدیم تر تکمله ای است که میان سال های ۷۲۱ تا ۷۴۲ق به پایان رساله «سؤال صاحب دیوان» که در جزو رسائل ششگانه کلّیات سعدی مضبوط است الحاق شده. از این تکمله واضح می گردد که تاریخ بنای رباط سال 679ق بوده و درست سی سال بعد از وفات سعدی، یعنی به سال 721ق، علاءالدّین محمّد بن عمادالدّین محمّد فریومدی، از وزرای مقتدر و هنرپرور سلطان ابوسعید بهادرخان ایلخانی، در عمارت و احیای آن بذل توجّه و مال کرده است. روایت دوم قطعه شعری است از جلال طبیب شیرازی (درگذشت پیش از 785ق) در وصف رباط سعدی که در دیوان چاپی شاعر نیست و ناظر به ارتباط سعدی و رباط او با مسئله آب و سقایت است.
۵۴۱۷۵.

تحلیل اسطوره پریان در ادبیات عامه بختیاری و متون ادبی (شاهنامه و قصّه سمک عیار)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۹۲
مردم بختیاری، پریان را موجوداتی زیبارو می دانند که در شب و اغلب در بیشه زارها بر جوانان ظاهر می شوند و به آنان آسیب می رسانند. موضوعی که سبب شده است تا مادران از رفتن جوانان در شب به بیشه زارها و باغ های اطراف چشمه ها جلوگیری کنند یا برای جلوگیری و رهایی از چنین آسیب هایی، بسته ای سبزرنگ را به نشانه بلاگردانی به بازوی آنان ببندند. آنان پریان را از جن ها می دانند و جوانی که اسیرشان شود را «پری زده» یا «جن زده» می گویند. در روایات مردم بختیاری، پریان سیمایی دوگانه دارند؛ از یک سو بسیار زیبارو هستند و از سوی دیگر، پیوند با آنان مساوی با آسیب است. هدف این پژوهش، تحلیل سیمای پریان در فرهنگ و ادب عامه بختیاری و متون ادبی ازجمله شاهنامه و سمک عیار است. بیان ویژگی های صوری، خویشکاری و چرایی حضور و دلربایی از جوانان از دیگر اهداف پژوهش است. این پژوهش به شیوه کتابخانه ای میدانی و به روش توصیفی تحلیلی انجام شده است. تحلیل موضوع پژوهش با یاری گرفتن از منابع گوناگون نشان می دهد که زیبارویی و حضور در باغ ها و بیشه زارها، یادگاری از سیمای پریان در دوران ایران باستان است که در اندیشه و باور مردم بختیاری نمود یافته است. مکار بودن و آسیب زدن به جوانان مربوط به اخلاق دین زرتشتی است که پریان را منفی قلمداد کرده است. بسیاری از نمودهای این باور ازجمله ابراز عشق به جوانان و جنگجویان، آسیب زدن به آنان، پیوند با شب و غیره ریشه در اوستا و ازلحاظ جامعه شکارگری، زیبارویی پری، پیکرگردانی آن ها و غیره مشترکاتی با شاهنامه فردوسی و قصه سمک عیار دارند.
۵۴۱۷۶.

بازآفرینی متون کلاسیک، روشی برای مقابله با استبداد؛ خوانش تطبیقی رمان روزگار دوزخی آقای ایاز و رمل المایه بر پایه نظریه لیندا هاچن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۹۱
این مقاله استدلال می کند که چگونه نویسندگان معاصر در بسیاری از جوامع شرقی که در شرایط خفقان و استبداد به سر می برند، با بازآفرینی متون ادبی کلاسیک به عنوان ابزاری مهم و کارآمد، به مقابله با استبداد می پردازند. این شگرد به خالقان ادبی در نقش منتقدان کنشگران اجتماعی امکان می دهد تا در پشت نقاب های کلاسیک، خود را از معرض خطر دور نگه داشته و با توجه به پیش زمینه های موجود فرهنگی برآمده از متون کلاسیک، پیام های سیاسی خود را به سهولت، در سطح گسترده و به طور مؤثر به مخاطبان عرضه بدارند. مقاله حاضر با تکیه بر نظریه اقتباس لیندا هاچن به بررسی این فرآیند در دو رمان از ادبیات ایران (روزگار دوزخی آقای ایاز از رضا براهنی) و الجزایر (رمل المایه از واسینی الأعرج) که هر کدام به ترتیب از تاریخ بیهقی و هزار و یک شب اقتباس شده، می پردازد و نشان می دهد که این شیوه، یعنی بهره گیری از روایت در کنش های سیاسی، یک رویکرد ادبی فراگیر در ادبیات کشورهای جهان سوم است که زیر یوغ استبداد توانایی بازنمایی شرایط جامعه را به طور مستقیم ندارد. نتیجه تحقیق نشان می دهد که نویسندگان با حفظ روح اصلی اثر به برجسته سازی و حذف پاره ای از عناصر و همچنین تغییر و تلاش برای بومی سازی و انطباق اثر با شرایط موجود در جامعه پرداخته اند. به طور دقیق، براهنی از استبداد بسته حکومت پهلوی در ایران با اقتباس از قصه استبداد سلطان محمود و واسینی از حرکت های بنیادگرایانه اسلامی در الجزایر با اقتباس از هزار و یک شب سخن گفته است.
۵۴۱۷۷.

استلزام ارتباطی در سوره هود براساس نظریه پِل گرایس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۹۹
زبان شناسی کاربردی، به عنوان شاخه ای بین رشته ای، متمرکز برسازوکار عناصر و ساختار متون زبانی، در جهت تعمیق فهم روند تکوین معنا و کشف معانی ضمنی و بافتی در آن هاست. در دیدگاه قرآنی، انسان به صورت ذاتی دیالوگ محور تلقی می شود؛ زیرا خداوند متعال در ابلاغ حقایق و مصالح نوع بشر پیوسته طریقه گفت وگو را برگزیده و در تعامل با پیامبران خود، آن را به عنوان اولین و کارآمد ترین شیوه جهت انتقال افکار، رفع ناسازگاری ها و نائل شدن به اجماع معرفی نموده است. هربرت پل گرایس، فیلسوف تحلیلی زبان شناخت، با الگوبرداری از این رویکرد، نظریه اصول همکاری را در زمینه مکالمات، کنش های زبانی و معانی غیرمستقیم و ضمنی طرح کرده است. از منظر گرایس، مکالمه، کنشی هدفمند، عقلانی و نوعی تعامل مبتنی بر همکاری متقابل است. طبق نظریه وی، هر مکالمه اثربخش، مستلزم رعایت چهار اصل اساسی همکاری کمیت، کیفیت، ارتباط و روش است و هرگونه تخطی از این اصول، در صورت وجود قرینه و هدف مشخص و منطقی، به شکل گیری استلزام های ارتباطی منتهی می گردد. این پژوهش به تحلیل مکالمات مطرح شده در سوره هود و بر اساس نظریه اصول همکاری گرایس و با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که در گستره آیات 30 تا 116سوره هود موارد متعددی از تخطی از هر چهار اصل همکاری گرایس مشاهده می شود. تخطی اصول شیوه، ربط و کمیت در گفت وگوهای حضرت نوح (ع) با قومش در یک سطح واحد قرار دارند و نقض اصل کیفیت در نازل ترین رتبه واقع شده است.
۵۴۱۷۸.

بررسی نظام های گفتمانی در منظومه جمشید و خورشید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳ تعداد دانلود : ۶۷
هیجان عاطفیِ کنش گران ِ اغلب منظومه های غنایی به همراه برخی فرایندهای القایی، تجویزی و رخدادی، فضایی تنشی و شوشی در آن ها به وجود می آورد که برآیند آن، حضور حسی- عاطفی و تنشی سوژه در پی یک نقصان است. از جمله روش های فهم معنای این گونه آثار، واکاوی آن ها از طریق تحلیلِ نظام های گفتمانی از جمله نظام نشانه معناشناسی گرماس است که بستری مناسب برای بررسیِ سازوکارهای تولید معنا در نظام های گفتمانی حسی- ادراکی، شناختی و زیباشناختی را فراهم می کند. این مقاله با تحلیل نظام های گفتمانیِ منظومه جمشید و خورشید به عنوان نمونه ای از منظومه های غنایی، فرایند تولیدات زبانی در گذر شخصیت اصلی (جمشید) از یک کنش گر صرف پس از درک نقصانی در زندگی و تبدیل او به کنش گری تحت تأثیر ادراک حسی از دنیا را بررسی می کند. دریافت حسی-ادراکی جمشید پس از خوابی که می بیند او را واردِ عرصه گفتمانی جدیدی می کند. حضور درهم آمیخته جمشید با دنیای بیرون فضایی شوشی در اثر به وجود می آورد که زمینه غنایی کردن اثر و ارجاع به حالت درونی جمشید را فراهم می کند. حاصل این فضا، دریافتی زیباشناختی است که در آن همانندسازی حسی از جمشید با حسی از دنیا با کمک صنعت توازی، استخدام، ایهام، تشبیه و حسن تعلیل نشان داده شده است.
۵۴۱۷۹.

بررسی تطبیقی داستان زندگی بهرام گور در جوامع الحکایات و منابع برجسته تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۶۲
پژوهش حاضر به بررسی داستان های بهرام پنجم ساسانی، ملقب به بهرام گور در کتاب جوامع الحکایات عوفی اختصاص دارد. کتاب جوامع الحکایات یکی از کتاب های معتبر زبان فارسی است که به خاطر حجم زیاد آن، کم تر به آن پرداخته شده است. بنابراین برای آن که نشان دهیم داستان هایی که در جوامع الحکایات درباره بهرام گور آمده دارای چه اشتراکات و اختلافاتی با منابع تاریخی دسته اول است، به مقایسه داستان ها با چهار منبع مهم عربی و فارسی؛ یعنی تاریخ طبری، تاریخ بلعمی، تاریخ ثعالبی و همچنین شاهنامه (و چند منبع دیگر) می پردازیم. به نظر می رسد داستان های بهرام در جوامع الحکایات بر روایت تاریخی معتبر بنا شده و این روایت تاریخی معتبر مأخذ اصلی آن هاست و عوفی توانسته است با کاهش یا افزایش، روایتی نو بیافریند. نتایج مقایسه روایت عوفی با کتاب های تاریخی نشانگر آن است که بعضی از داستان های بهرام گور در منابع تاریخی مذکور وجود ندارد یا عوفی به سادگی از آن ها گذشته است و هدف اصلی او پرداختن به شخصیت بهرام گور به عنوان شخصیتی برجسته و افسانه ای است. گفتنی است که برخی از داستان ها و روایات درخصوص بهرام گور، تنها در جوامع الحکایات آمده است و کتاب های معتبر تاریخی دیگر، به آن ها اشاره نداشته اند. شیوهما در این پژوهش، بررسی تحلیلی تک تک داستان ها و پرداختن به وجوه اشتراک و اختلاف آن ها است. روش به کار گرفته در این پژوهش، شیوه تحلیلی-کتابخانه ای است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان