زبان و ادب فارسی (آزاد سنندج)
زبان و ادب فارسی دانشگاه آزاد سنندج سال 17 پاییز 1404 شماره 64 (مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
مقالات
حوزههای تخصصی:
م. سرشک، از شاعران بزرگ پس از مشروطه ایران است که اندیشه های اجتماعی و موضوعاتی همچون آزادی، آزادی خواهی و استبدادستیزی از آرمان های او بوده و حجم کثیری از اشعار وی را در برگرفته است. هدف از پژوهش حاضر مطالعه نمادهایی از دین های ایرانی پس از اسلام در اشعار محمدرضا شفیعی کدکنی (م.سرشک) می باشد. از آن جا که این تحقیق از گونه ی بررسی های ادبی است لذا نوع روش تحقیق تحلیلی- توصیفی است. شیوه ی گردآوری اطلاعات در این پژوهش، مطالعه ی دقیقِ جامعه ی آماریِ تحقیق، یعنی آثار شعری شفیعی کدکنی و منابع علمی مرتبط با آن و «یادداشت برداری» بوده است. نتایج نشان داد، دین اسلام با تمام ابعاد آن ازجمله: قرآن، فرهنگ قرآنی، تفسیرهای قرآن، عقاید عرفا و صوفیه و... در اکثر اشعار شفیعی کدکنی جریان دارد. آشنایی عمیق وی با قصص قرآنی، تورات، انجیل، تفاسیر و روایات اسلامی سبب گردیده تا از داستان های انبیاء بهره ی وافری ببرد. داستان آدم، خضر، ابراهیم، عیسی، موسی، سلیمان، و ... با معانی سمبلیک و نمادینی که در خود نهفته دارند، در خدمت خلق مضامینی تازه قرار گرفته اند.
تحلیل ویژگی های زنان در حکایات نوادر زنانِ مجمع النوادر بنبانی از منظر عدالت جنسیتی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مجمع النوادر اثر فیض الله بنبانی از دولتمردان، مورّخان و نویسندگان (سده 9ه ) است. او این کتاب را با بهره گیری از از متون پیشین عربی و پارسی به رشته تحریر درآورده و بر چهل نادره، مقدمه و خاتمه مرتب نموده است. در این اثر، هر نادره بر اساس یک طبقه یا گروه اجتماعی نامگذاری شده است. «نوادر زنان» شامل ۲۹ حکایت است که زنان را در طبقات مختلف (کنیزکان، زنان آزاد و حاکمان)، به عنوان کنشگرانی پویا در بستر فرهنگ ایرانی-اسلامی به تصویر می کشد. این پژوهش با استفاده از تحلیل کیفی مضمون محور و چارچوب عدالت جنسیتی نانسی فریزر (بازشناسی، توزیع عادلانه منابع، مشارکت)، به بررسی ویژگی های زنان، چون هوش، بلاغت، شجاعت و آگاهی دینی می پردازد. یافته ها نشان می دهند در این حکایات بازشناسی و توانایی های زنان برجسته است، درحالی که توزیع عادلانه منابع و مشارکت، کمتر به چشم می خورد یا نامشخص است. زنانی مانند سیّده با رهبری سیاسی و فائزه به عنوان یک کنیز، با استناد به آیات قرآنی، کلیشه های جنسیتی را به چالش کشیده و کرامت خود را تثبیت می کنند. در مقابل، حکایاتی مانند زن و جحظه کلیشه های منفی مانند حسادت را نشان می دهد و موانع ساختاری نظیر برده داری و پرده نشینی، تحقق کامل عدالت جنسیتی را محدود می سازد. این مطالعه بر نقش محوری دین، به ویژه آیات قرآنی، در توانمندسازی گفتمانی زنان تأکید دارد، هرچند تأثیر این توانمندی بر تغییرات ساختاری، محدود است. بازخوانی این متون، ظرفیت های تاریخی کنشگری زنان را آشکار کرده و برای ترویج برابری جنسیتی الهام بخش است.
نقش زنان در برون رفت از اضطراب موقعیت در رمان آتش بدون دود(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
رمان آتش بدون دود اثر نادر ابراهیمی، از جمله آثاری است که با نگاهی روان شناختی و جامعه شناختی، وضعیت درونی و بیرونی شخصیت ها را در مواجهه با بحران ها و نابرابری ها به تصویر می کشد .این مقاله با هدف بررسی نقش زنان در کاهش یا مدیریت وضعیت های اضطراب آفرین نگاشته شده است. پرسش اصلی مقاله این است که چگونه زنان در این رمان توانسته اند از طریق کنش های آگاهانه، جسورانه و معناگرایانه، بر اضطراب موقعیتی خود یا دیگر شخصیت ها غلبه کنند. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با اتکا بر تحلیل محتوای کیفی متن اصلی رمان انجام شده و کنش ها و گفتارهای شخصیت های زن مورد واکاوی قرار گرفته است. یافته ها نشان می دهد؛ زنانی همچون سولماز اوچی، مارال، کبتر، آیناز، کعبه و ملان، با اتکا بر ویژگی هایی چون شجاعت، تدبیر، خودآگاهی، معنویت و عقلانیت، نقش تعیین کننده ای در خروج شخصیت های اصلی از موقعیت های بحرانی ایفا می کنند. گاه با زبان تند، گاه با بی توجهی و گاه با همراهی فعال و هدفمند، مسیر تصمیم گیری و تعادل روانی دیگران را هموار می سازند. می توان گفت که زنان در آتش بدون دود نه تنها در مسیر تحولات اجتماعی و سیاسی کنش گر هستند، بلکه در عرصه های روانی و فردی نیز به عنوان عناصر نجات بخش و آرامش بخش عمل می کنند و از این منظر شایسته توجه خاص در تحلیل های روان شناختی و جامعه شناختی ادبیات معاصرند.
جریان شناسی زندگی در شعر سهراب سپهری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
سهراب سپهری در شعر خود که سرشار از زندگی و عشق به آن است بی قید و شرط سخن می گوید چرا که طرفدار ادبیات متعهد و هنر برای اهداف فکری نیست بلکه پیرو نظریه هنر برای هنر است و زندگی را برای چیزی دیگر نمی خواهد بلکه ارزش ذاتی برای زندگی قائل است. در این مقاله، روش پژوهش از نوع کیفی و مطالعه کتابخانه ای بر مبنای تحلیل محتواست. جریان شناسی شعر سپهری را با ترازوی دغدغه وجودی اگزیستانسیالیستی او بررسی و از زاویه خواننده محوری که اصالت را به تفسیر خواننده از متن می دهد نشان می دهد که او در شعر خود از تجربه و درک خود سخن نمی گوید بلکه خواننده را با زندگی مواجه می سازد و با خود همراه می نماید تا در کوچه های معنوی گام بردارد و خود با پدیده های زندگی به طور ملموس زندگی کند. نمونه هایی از این مواجهه با آفتاب و درخت که گرما و رویش زندگی در شعر اوست برای نمونه آورده و نشان داده می شود که شاعر از این جلوه های زیبای زندگی راه به سوی جاودانگی و معنویت می برد و طعم عرفان را به خواننده می چشاند.
روایت شناسی رمان پایی که جا ماند بر اساس نظریه ژرارژنت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
کتاب « پایی که جاماند» که در زمره ی ادبیّات دفاع مقدّس قرار می گیرد به قلم سیّد ناصر حسینی پور نوشته شده است. حسینی پور در این اثر، خاطرات اسارت خود را به صورت یادداشت های روزانه ارائه کرده است. این جستار درپی آن است که کتاب مذکور را براساس نظریه ی ژرارژنت با توجه به شاخصه های (زمان، وجه و لحن ) بررسی کند. نتایج پژوهش نشان می دهد با توجه به این که کل اثر در زمان حال به نگارش در آمده و وقایع مربوط به گذشته را به رشته تحریر کشیده است، نویسنده از نظر زمانی به گذشته نگری تکیه دارد. در تحلیل داستان، راوی اول شخص است و خود یکی از شخصیت های اصلی داستانی (قهرمان) است که در اکثر اتفاقات یا حضور دارد یا ناظر بر آنها می باشد. تکرار در این اثر مد نظر نویسنده نیست و برای کمتر شدن حجم مطالبش در موارد معدودی از بسامد بازگو بهره برده است و از بسامد مکرر برای مقاصدی مثل تأکید، ضرورت و اهمیت مطلب استفاده کرده است. کانونی گر(سید ناصر) از زاویه دید محدود به تماشای فضای داستان نشسته است، چرا که دایره اطلاعاتش محدود به حضور اشخاص در فضای داستان می باشد. ﮐﻠﯿﺪ واژهﻫﺎ: روایت شناسی، روایت، ژرارژنت، رمان پایی که جا ماند
مطالعه ی وجوه متفاوت ویژگی اغواگری در شخصیت پردازی زنان شاهنامه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
زنان شاهنامه ویژگی های شخصیت پردازانه ی متنوعی دارند گاه مادرانی صبور و وفادار و خردمندند و گاهی زنانی زیبا و دارای صفاتی همچون دلاوری، نیرومندی حیا و شرم و... هستند و در پاره ای از مواقع این زنان معشوقه های اغواگر و افسونگر با زیبایی جادویی اند زنانِ شاهنامه تأثیرگذار بر سرنوشت مردان هستند. فردوسی بادقت بسیار سعی بر آن داشته است تمامیِ ابعاد شخصیت زنان را در اثر خود بازتاب دهد و اغواگری و افسونگریِ زنان با وجوه متفاوت در شاهنامه بروز می یابد. هدف از این پژوهش بررسی و مطالعه ی ابعاد متفاوت ویژگی اغواگری در زنان منتخب از شاهنامه و مقایسه آنها با یکدیگر است روش پژوهش توصیفی- تحلیلی در نظر گرفته شده است و شیوه ی گردآوری اطلاعات اسنادی است همچنین برگزیدن نمونه ها به شیوه ی انتخابی- هدفمند است از میان زنان شاهنامه چهار زن برگزیده شده اند که در ویژگی شخصیت پردازانه ی آنها صفت اغواگری مشخص و متمایز است. سودابه، گردآفرید، شیرین و روشنک نمونه های مورد نظر هستند با مطالعه و دقت بر ابعاد شخصیت این زنانِ منتخب می توان وجوه متفاوت ویژگی اغواگری و نتایج مثبت و منفی آن را دریافت. در سودابه اغواگری در جهت امیال کامجویانه و قدرت طلبی است که منجر به ویرانی و تباهی می شود در گردآفرید این ویژگی در جهت دفاع از موقعیت خویش و دژسپید و جلوگیری از تجاوز به خاک ایران است در شیرین در راستای دستیابی به عشق و قدرت و در روشنک به سبب حفاظت از اقتدار و فرهنگ و تمدن ایران بروز می یابد.
بررسی نقش کهن الگویی (اسطوره ای عرفانی) مادر (با تکیه بر داستان های شوهر آهوخانم و چراغ ها را من خاموش می کنم)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با عنوان: چگونگی نقش کهن الگویی (اسطوره ای عرفانی) مادر در رمان های: شوهر آهوخانم و چراغ ها را من خاموش می کنم در نظر داشته است تا با روش تحلیلی توصیفی، نقش «مادر» را در این رمان ها بررسی کرده و از این منظر ابعاد معنوی شخصیت های اصلی داستان یعنی «آهو» و «کلاریس» را به خواننده نشان دهد. آنچه از جستجوی انجام شده به دست آمد به اختصار عبارت از آن است که: هر دو نویسنده توانسته اند فضای اجتماعی سیاسی وقت را تحت شعاع فضای روان شناختی (بر پایه ویژگی های نمادین کهن الگویی) قرار داده و جنبه های معنوی این دو شخصیت زن (= مادر) را برجسته و نگاه خواننده را به آنان همسو گردانند. علی محمد افغانی شخصیّت مادرانگی داستان را با همه فراز و فرودهایی که زندگی یک مادر می تواند داشته باشد به تصویر کشیده است به طوری که وقتی با دیده مدرن نقد روان شناختی به این اثر نگریسته شود، انگاره های اسطوره ای که از مادر در ذهن تداعی می گردد را می توان در جای جای این اثر به روشنی دید. همچنین زویا پیرزاد در داستان خود درونیات پنهان یک مادر حقیقی را با ظرافتی زنانه بیان کرده و از این منظر داستان وی نیز بر پایه کهن الگوی مثبت و معنوی مادر قابل مشاهده است.
نقش استعاره در تبیین گفتمان دینی در شعر احمد عزیزی با رویکرد شناختی اجتماعی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
گفتمان دینی در شعر فارسی به اشکال مختلف تجلی یافته است که غالباً در حوزه های دینداری، توحید، خداگرایی، بازگشت به فطرت، ولایت مداری، اعتقاد به مهدویت، قیام عاشورا و فرهنگ شهادت قابل بازنمایی می باشد. برآیند متن بیانگر آن است که اشعار احمد عزیزی از ظرفیت استعاره هستی شناختی برای عینیت بیشتر و الگوسازی مفاهیم ذهنی فوق بهره برده است. بر این اساس سه کلان استعاره / توحید، خداجویی، ولایت مداری، نهضت عاشورا و شهادت به مثابه مسیر- مقصد است / دین گرایی، توحید، انتظار منجی، نهضت عاشورا و شهادت به منزله موجود زنده است / دین به مثابه پدیده/ماده دارای حجم است در حوزه گفتمان دین ساخته شده که خرداستعاره هایی نیز در جهت حمایت از استعاره اصلی شکل گرفته اند. همچنین طرح واره های تصوری حرکتی/مسیر، جانداری، حجمی و رویداد به همراه متغیرهای نگرش اعتقادی و مذهبی، نام/منزلت، اجتماع و فرهنگ بیشترین مشارکت را در تعامل دو رویکرد شناختی و اجتماعی داشتند. تجلی ایدئولوژی دینی و بینش انقلابی اسلامی که به عنوان گفتمان غالب در شعر احمد عزیزی کاربرد دارد، در بازنمایی فرهنگ ایرانی اسلامی و همبستگی دینی جوامع و ملت ها دارای نقش ویژه ای است. این پژوهش با استفاده از منابع کتابخانه ای به روش توصیفی- تحلیلی ضمن تبیین گفتمان دینی غالب در سروده های احمد عزیزی به بررسی و تحلیل نقش استعاره هستی شناختی در بازنمایی این نوع از گفتمان با رویکرد شناختی اجتماعی می پردازد.
بررسی نقش «آگاهی اطلاعاتی و پرده پوشی» در شاهنامه فردوسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
شاهنامهفردوسی، شاهکار ادبیات حماسی ایران وجهان، سرشار از موضوع ها ومطلب های آموزنده وعبرت انگیز اسطوره ای، پهلوانی وتاریخی است. نگارندگان این مقاله کوشیده اند این اثر سترگ را از منظر ادبیات پایداری بررسی نمایند و تصویری گویا و جامع از نقش عناصر پیوسته آگاهی و پرده پوشی در راستای تلاش های قهرمانانش برای کسب پیروزی دربرابر دشمنان و مهاجمان به خواننده ارائه دهند. یادگار مانای فردوسی این ظرفیت را دارد که آگاهی های بسیاری را درباره مضامین ومباحث اخلاقی به پژوهشگران حماسه، تاریخ واخلاق پیشکش کند. عناصر پیوسته آگاهی و پرده پوشی یکی از مشترکات در دو حیطه ادبیات تعلیمی و ادبیات پایداری هستند که هم به تسلط آکاهی وشناخت از نیروهای خودی و هم کم و کیف سپاه دشمن مربوط می شود به عنوان یکی از اصول اساسی دفاعی و نظامی همواره در طول تاریخ تا به امروز کاربرد داشته و دارند. در مقاله مذکور نویسندگان مقاله در تلاش بوده اند به بررسی نقش جایگاه عناصر آگاهی اطلاعاتی و پرده پوشی در ادب پایداری، دفاع از سرزمین و پیشبرد امور دفاعی در ایران و برتری و پیروزی در برابر دشمنان به نقل از شاهنامه فردوسی براساس نسخه جلال خالقی مطلق بپردازند.