زبان و ادب فارسی (آزاد سنندج)
زبان و ادب فارسی دانشگاه آزاد سنندج سال 17 تابستان 1404 شماره 63 (مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
مقالات
حوزههای تخصصی:
ناخودآگاه و کهن الگوهایی همچون رویا، خود، آنیما، سایه، اضداد و تولّد دوباره در نظریه یونگ در آثاری که جنبه های عرفانی، درون گرایانه و روان شناختی دارند، نمود بیشتری می یابند. رمان تصرف اثر تورج زاهدی روایتی از شهودهای قهرمان داستان از عالم ناخودآگاه است. این رمان از سه کتاب و در مجموع سی و شش فصل تشکیل شده است. در کتاب اول، احضار، شخصیت اصلی رمان سید صبا حشمتی به پیشگاه شیطان احضار می شود. در کتاب دوم تسخیر، روح شخصیت اصلی به تسخیر شیطان در می آید و در کتاب سوم توسل، سید صبای اسیر در دست شیطان، با توسل به انوار الهی و دستی یاری گر از عالم غیب از تسخیر شیطان رها می گردد. هدف از این جستار واکاوی کارکرد کهن الگوی فرایند فردیت یونگ در کنش شخصیت-های رمان تصرف تورج زاهدی است. روش تحلیل در این پژوهش تحلیلی- توصیفی است. یافته های پژوهش نشان می دهد، شخصیت اصلی رمان، سید صبا حشمتی، به جست وجو در ناخودآگاه برای دست یابی به کمال انسانی دعوت می شود. وی برای درک خویشتن، تمامی مراحل سلوک آیینی را با شناخت آنیما، دریافت راهنمایی های پیرخرد ومبارزه با جنبه های گوناگون سایه خود، طی می کند تا به رشد، بالندگی و سازشی با خود درون دست یابد.
بررسی اخلاق وظیفه گرا در رمان شبچراغ اثر جمال میرصادقی از منظر فکری امانوئل کانت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
خوانش متون ادبی با رویکرد نقد اخلاقی یکی از راه های شناخت بهتر متن و شخصیت های داستان برای مخاطب و افزودن به گستره دید و دانش اوست. نظریهاخلاقی وظیفه گرا که توسط امانوئل کانت فیلسوف شهیر آلمانی مطرح شد انقلابی شگرف در حوزه اخلاق پدید آورد.کانت برای نخستین بار در تعریف کار نیک، از نیت و قصد انسان سخن گفت بی آنکه نتیجه عمل در تعیین ارزش آن تأثیرگذار باشد.بسط این قانون اخلاقی در جامعه همواره با چالش های گوناگون همراه بوده است خاصه آنکه بخواهیم چنین مبحث اخلاقی پیچیده ای را در یک اثر داستانی مورد تحلیل قرار دهیم.رمان شبچراغ اثر جمال میرصادقی تصویر دقیقی از سرخوردگی یک نسل پس از کودتای28 مرداد در ایران ترسیم می کند.شخصیت محوری این داستان(علی) انسانی آرمان گرا و اخلاق مدار است که می تواند نمونه بسیار خوبی برای چنین پژوهشی باشد.مقاله پیش رو به روش تحلیلی-توصیفی شخصیت علی را به لحاظ اخلاق کانتی مورد مطالعه قرار داده و بر این اساس برایند کار نشان می دهد اگر چه علی در این داستان انسانی باورمند به نیک رفتاری و فضائل پسندیده است اما در برخی بزنگاه های اخلاقی مطابق آموزه های کانت وظیفه ای که در قبال عمل خیر اخلاقی دارد با وظیفه او در قبال حفظ خانواده در تعارض قرار می گیرد. تمایز میان عواقب یک عمل و نیت پشت آن از نظر کانت مضمونی مهم است که شخصیت اصلی این داستان را به چالش می کشد.
انگاره های دو وجهی خداوند و انسان در عرفان اسلامی و نوظهور؛ بررسی تطبیقی عرفان مولوی و پائولو کوئیلو(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
اساس مفهوم عرفان مبتنی بر شناخت حقیقت و تحقق آرامش و سعادت انسان هاست اما واقعیت این است که در عمل خوانشی متکثر، متفاوت و بعضاً متضاد از این مفهوم صورت پذیرفته است که این موضوع منجر به شکل گیری نحله های مختلفی همچون عرفان مذهبی (دارای زیرشاخه های مختلف) و عرفان های نوظهور شده است که هریک بر وجوه مختلفی از عرفان تأکید و تمرکز نموده اند. مسأله مهم آنجاست که در عرفان اسلامی، مفهوم خدامحوری و رویکردهای قرابت انسان ها به خداوند اساس و مبناست حال آنکه در عرفان های نوظهور و بر اساس مبانی پست مدرنی انسان ها در محوریت قرار می گیرند. براین اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی تطبیقی جایگاه خداوند و انسان در دو مکتب عرفان اسلامی با تأکید برآثار مولوی و عرفان های نوظهور با تأکید برآثار پائولو کوئیلو است. سوال اصلی پژوهش حاضر عبارت است از: «درآثار مولوی و پائولو کوئیلو جایگاه خداوند و انسان چگونه است؟» یافته های پژوهش با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و بهره گیری از منابع کتابخانه ای نشان داد در آثار مولوی به عنوان نماینده عرفان اسلامی، خداوند محوریت و مبنای عرفان و کسب معرفت و نیل به حقیقت است اما در آثار پائولو کوئیلو، به عنوان نماینده عرفان های نوظهور، انسان مبنا و محوریت عرفان قرار دارد. این موضوع بر اساس تطبیق مفاهیم چهارگانه شریعت محوری در برابر شریعت گریزی، عشق معنوی در برابر عشق مادی، معادباوری در برابر تناسخ پذیری و عقل گرایی در برابر عقل ستیزی قابل بررسی است.
زیبایی شناختی سروده های آیینی با قرائت های سیاسی، اخلاقی و عرفانی (با تکیه بر شعر: علی معلم دامغانی، قیصر امین پور و سیدحسن حسینی)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش پیش رو تحت عنوان «زیبایی شناختی سروده های آیینی با قرائت های سیاسی، اخلاقی و عرفانی» در نظر داشته است تا با مطالعه موردی شعر تنی چند از شاعران و سخنوران این حوزه یعنی: علی معلم دامغانی، قیصر امین پور و سیدحسن حسینی، ضمن بررسی جاذبه های ادبی (بدیع و بیان) سروده های انتخابی، زاویه نگاه شاعران به این موضوع را مورد توجه و تحلیل قرار داده و در یک مقایسه ضمنی ارزش ادبی و محتوایی این سروده ها را به رؤیت خواننده برساند. آنچه از جستجوی انجام شده به دست آمد نشان می دهد که: شاعران جامعه پژوهشی این تحقیق دست نیرومندی در انشای سروده های آیینی و مدح و ثنای پیامبر اسلام (ص) و ائمه هدی (ع) داشته اند. همچنین هر یک از شاعران یاد شده در برخی نمونه ها مثل: «تاوان این خون تا قیامت ...» از: علی معلم دامغانی، «ظهر دهم عاشورا» از: قیصر امین پور و «راز رشید» از: سیدحسن حسینی، سرآمد بوده و این نمونه ها را با عناصر ادبی زیبایی مثل: تشبیه، استعاره، کنایه، تکرار و مانند آن برای همیشه در تاریخ شعر و ادب فارسی ثبت و ضبط کرده اند. و بالاخره «آشنازدایی» (آرایه های برساخته و غیرمعهود) عنصر ادبی و خیال انگیز دیگری است که شاعران یاد شده برای برجسته کردن قرائت های سیاسی، انتقادی، فلسفی و عرفانی از آن بهره های فراوان برده اند.
تحلیل مناسبات بینامتنی کلیله ودمنه و منظومه روباه راینکه اثر یوهان ولفگانگ گوته(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
کلیله ودمنه یکی از معروف ترین و غنی ترین آثار فابل و تعلیمی در میراث ادبی و فرهنگی جهان و سرشار از حکایت های تمثیلی پندآموز است که به بسیاری از زبان های زنده دنیا ترجمه شده و تقلیدها و اقتباس های فراوانی از آن صورت گرفته است. ردّپای این اثر را در آثار برخی کشورهای اروپایی، از جمله ادبیات آلمان می توان یافت. در مقاله حاضر سعی بر این است تا به روش تحلیل محتوا و نیز تحلیل تاریخی-فرهنگی، با تکیه بر مکتب فرانسوی ادبیات تطبیقی و استفاده از نظریه بینامتنیت ژرار ژنت، به تحلیل مناسبات بینامتنی کلیله ودمنه و منظومه مشهور روباه راینکه نوشته یوهان ولفگانگ گوته بپردازیم. نتایج بررسی ها نشان می دهد که رابطه بینامتنی این دو اثر از نوع بینامتنیت ضمنی بوده و واکاوی وجوه تشابه و تفارق میان آن ها مؤیّد این مطلب است که سه باب شیر و گاو، بازجُست کار دمنه و شیر و شغال از کلیله ودمنه را می توان از جمله پیش متن های مورد استفاده در نگارش منظومه نامبرده برشمرد. رمان روباه، اثر برجسته ادبیات عامیانه قرون وسطی در سده دوازدهم میلادی و نیز داستان های ازوپ، از دیگر پیش متن های منظومه گوته هستند. همچنین باید اذعان داشت که منظومه روباه راینکه یک پانورامای طنز عمیق و واقع گرایانه از زندگی مردم قرون وسطی در دوره سیستم فئودالی و نشان دهنده آن است که یک اثر می تواند فراتر از یک اقتباس ساده عمل کرده و اهمیّت و ارزش فرهنگی و اجتماعی بیابد. انجام این قبیل پژوهش ها می تواند هر چه بیشتر بر نفوذ و تأثیر فرهنگ و ادب شرق بر غرب صحّه بگذارد.
واکاوی مصادیق سه گانه ارتباطات غیرکلامی در غزلیات عرفی شیرازی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
ارتباط غیرکلامی یکی از راه های ایجاد ارتباط در بین انسان ها است. در این نوع ارتباط، به رغم آبکه عنصر کلام دخالتی در انتقال پیام ندارد اما بعضاً میزان و عمق اثرگذاری آن بسیار بیشتر از ارتباط کلامی است. مسأله مهم کاربرد این شیوه از انتقال پیام به ویژه درجهت انتقال ارزش های اخلاقی و تربیتی در میان ادیبان و شعراست. عرفی شیرازی، شاعر قرن دهم هجری، از جمله مشاهیر و ادبایی است که در غزلیات خود به کاربرد ارتباط غیرکلامی توجهی ویژه داشته است. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر، بررسی ماهیت و کنه هدف عرفی شیرازی از کاربرد ارتباط غیرکلامی در غزلیات خو می باشد. سوال اصلی پژوهش حاضر عبارت است از: «مهمترین مصادیق ارتباطات غیرکلامی در غزلیات عرفی شیرازی کدامند؟» فرضیه پژوهش تأکیدی است بر این موضوع که قسمت مهمی از غم موجود در غزلیات عرفی شیرازی، غم عشق است که عرفی در غزلیات خود، با استفاده از ارتباطات غیرکلامی بدان توجه نموده است. یافته های پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و منابع کتابخانه ای نشان داد اولاً مصادیق زبان علامات در غزلیات عرفی شیرازی عبارتند از: 1 حرکات و اشارات بدن 2- ارتباط چشمی و 3- حرکات و حالات چهره و ثانیاً کاربرد آگاهانه ارتباط غیرکلامی با عمده هدف انتقال مضامین غنایی صورت پذیرفته است.
توحّش و تقدّس گراز در ادب منظوم و منثور فارسی و اساطیر ملل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
در هر برهه از زمان مردم سرزمین های مختلف، در ارتباط های خود به زبانی صحبت می کردند تا مورد تفهیم دیگران قرار گیرد، این زبان، رمز و نماد و استفاده از اسطوره های به جا بود. و اگر بگوییم که ما در دنیایی از مفاهیم اسطوره ای و نمادها زندگی می کنیم سخن به گزاف نگفته ایم. این نمادها و اسطوره ها گاه از جنس گیاهان، اشیاء، میوه ها، رنگ ها، انسان ها و در نهایت حیوانات بودند، مسلم است که رنگ سیاه نمادی از تاریکی، ظلمت، خفقان و افسردگی افکار است؛ میوه انار نماد باروری است و اما اسب نماد همیشگی نجابت است و در کنار هر سردار نامی اسبی درست به شهرت مخدوم خود گام برداشته است، آتش نماد مرگ و باز زایی و در جای دیگر نماد تطهیر و عدم آلایش پنداشته شده است اما این همه ی مفاهیمی نیست که در مورد این عناصر در کتب اساطیر و نمادها بدان پراخته شده است. گاه در میان اقوامی عنصری از همین موارد فوق نشانی متضاد از آنچه نقل شده است را دارد درست به مانند حضور گرگ در میان مردم سرزمین ترک و فارس، به شدت در مقام هم قرار گرفته اند، چنین مفهومی در مورد گراز نیز صادق است. گراز در میان قومی نشانی از شجاعت و تهوّر است و در میان قومی نمادی از حرص و آزمندی. در میان اسطوره های ایرانی و هندی قرابت بسیار نزدیک وجود دارد و در اسطوره ی هر دو ملت تجلّی از وجود ایزدانِ نجات دهنده ی زمین و زمینیان می باشد. .
تصحیح انتقادی دیوان عالی گیلانی با تأکید بر ساختار زبانی و ویژگیهای سبک هندی در شعر او(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
عالی گیلانی از شاعران برجسته ی سبک هندی از خطه ی گیلان است .دیوان شاعر از حیثدارابودن تشبیهات و صور خیال کم نظیر در میان اشعار شیعی حایز اهمیت است .عالی به دوره یصفویه و دوره ی کم لطفی به ادیبان تعلق دارد . دوره ایی که شاعران و سخنوران به دلیل بی توجهایی شاهان صفوی به شاعران علیرغم میل باطنی رنج غربت را به جان خریده و راهی دیار هندو هامی شوند . که این هجرتها سبکی را تحت عنوان سبک هندی به وجود می آورد .سبکی با تشبیهاتفراوان و گاه دور از ذهن .شاعران برای خوش آمد پادشاهان هند به ماراتونی عجیب و غریب دستمی زنند .عالی حدود بیست سال رنج غربت و غم ها را به جان می خرد و در پایان برای جاودانکردن اثر خود در زمان شاه عباس دوم به موطن خویش باز می گردد .ابیات نغز و لطیف شاعرمملو از ارادت قلبی وی به مولایش علی (ع) و پس از آن به خاندان مطهرش است