۱.
شرف الدین علی یزدی از بزرگان و رجال سیاسی و دیوانی و از شاعران و دانشمندان یزد در دوره اولاد تیمور است. شهرت عمده او میان اهل ادب و تاریخ، به مناسبت کتاب ظفرنامه اوست. علاوه بر آن، مجموعه اشعاری از شرف الدین علی یزدی باقی مانده که شامل قصاید، قطعات، غزلیات، مثنوی ها، رباعیات که اغلب دربردارنده مدایحی درباره ابراهیم سلطان است. بخش اعظم این منظومه را کتابه ها تشکیل می دهد. بررسی این کتابه ها از نظر ساختار، مهارت شاعری شرف الدین علی یزدی را به عنوان شاعر برجسته و مقرّب دربار آن دوره نمایان می سازد که در نهایت، تا حدی بدین وسیله می توان عیار شاعری آن برهه را سنجید. همچنین بررسی محتوایی این کتابه ها، چارچوب های فکری و ذهنی و در نهایت گفتمان آن دوره تاریخی- سیاسی را به دلیل وابستگی شاعر به دربار آن زمان، به خوبی نشان می دهد. روش بررسی ساختار این کتابه ها بررسی عروضی و بلاغی است. در این کتابه ها، اطلاعات ارزشمندی درباره زایچه، جام، سراپرده و آرامگاه، بادگیر و ساختمان، دستگاه شطرنج و ... به چشم می خورد که در متون دیگر این دوره، چنین جزءنگرانه توصیف نشده اند. سبک شعری این کتابه ها، سلیس و روان و در قالب مثنوی، قطعه، رباعی، مفردات و مخمس است. اغلب کتابه ها در بحرهای متقارب، هزج و رمل سروده شده اند. محتوای این کتابه ها با روش تحلیل گفتمان انتقادی در این جستار بررسی شده است. از نظر محتوا، چهار گفتمان بر این کتابه ها حاکم است؛ گفتمان سیاسی، دینی، هنری و عرفانی. سه گفتمان اول معلول فضای سیاسی و فرهنگی جامعه آن زمان است؛ زیرا یک سه گانه گفتمانیِ سیاست – دین – هنر در کل دوره فرزندان تیمور، مخصوصاً در قلمرو شاهرخ جاری و غالب بوده است. در محتوای این کتابه ها گفتمان عرفانی به ندرت مشاهده می شود و اندک موارد آن معلول گرایش های صوفیانه خود شاعر است.
۲.
دیوان خاقانی شروانی، یکی از مهم ترین و دشوارترین دیوان های شعری ادبیات فارسی است. از این کتاب، سه تصحیح قابل ذکر، صورت گرفته که معتبرترین آن ها از نظر ابزار و روش کار، تصحیح ضیاءالدین سجادی است. مقالات پژوهشی بسیاری نیز به منظور تصحیح برخی مفردات و ابیات آن نوشته شده است. با وجود تلاش های مستمر پژوهشگران، درباره تصحیح ابیات دیوان خاقانی، دستیابی به یک متن منقّح از این کتاب، همچنان نیازمند تحقیقات بیشتر و بازخوانی ضبط دستنویس های متعدد است. مسلماً بسیاری از مشکلات و دشواری های معنایی شعر خاقانی نیز وابسته به خوانش درست نسخ و تصحیح انتقادی دقیق ابیات است. پژوهش حاضر، با همین رویکرد و به شیوه تحقیق کتابخانه ای، به سراغ دیوان خاقانی رفته است تا ضمن واکاوی و تحلیل مشکلات معنایی برخی ابیات، به تصحیح مجدد آن ها بپردازد و نتایج حاصل را، در گره گشایی مشکلات مذکور، به کار بندد. توجه به شواهد درون متنی و ویژگی های سبک شناختی شعر خاقانی و اتکا به اصول مهم تصحیح متن، از ویژگی های پژوهش پیشِ رو است. در این تحقیق، علاوه بر پیشِ چشم داشتنِ ضبط نسخ بدلِ گزارش شده توسط مصححان پیشین، از یک دستنویس کمتر شناخته شده اما سودمند، در امر تصحیح برخی از ابیات، استفاده شده است.
۳.
حکایت های حیوانات ابزاری برای بیان مفاهیم اخلاقی، عرفانی و اجتماعی بوده است. با تغییر حوزه موضوعی، عناصر حکایت نیز به تبع آن تغییر می یابد. شخصیت از جمله این عناصر تغییر یافته است. این مقاله درصدد پاسخ به دو پرسش است. اولین پرسش این است که شیر چگونه در حکایت های حیوانات شخصیت پردازی شده و دومین پرسش این است که در سیر تاریخی خود چه تحولاتی داشته است؟ برای پاسخ به این پرسش 26 حکایت منتخب از کتاب های قرن 3 تا 9 هجری که شیر در آن ها حضور دارد، انتخاب و با استفاده از آراء ریمون کنان بررسی شد. ریمون کنان (Rimmon-Kenan) از روایت شناسانی است که در نظریات خود به تحلیل شخصیت می پردازد و از انواع شیوه های شخصیت پردازی سخن می گوید. این پژوهش به شیوه تحلیلی- توصیفی و با روش کتابخانه ای صورت گرفته است. نتایج به دست آمده نشان می دهد شخصیت پردازی هم به شیوه مستقیم و هم غیرمستقیم صورت گرفته است. در شیوه غیر مستقیم به ترتیب بسامد از مؤلفه های کنش و گفتار و محیط استفاده شده است. از نظر ویژگی ظاهری در سیر تاریخی این حیوان همواره به شکل حقیقی خود در حکایات نقش دارد؛ اما ناتوانی فیزیکی حاصل از پیری، بیماری و بی کفایتی کنش او را تحت تأثیر قرار می دهد. این عوامل در شکل گیری رویدادها و سیر روایی حکایات نقش دارد. شیر در نقش های شاه (22 حکایت)، مادر (3 حکایت) و نقش حیوانی خود با ویژگی انسانی مانند تکلم (2 حکایت) مشاهده می شود. در سیر تاریخی نیز با کوتاه شدن حکایت ها و کم شدن بازتاب ساختار قدرت در حکایت، از بسامد حضور او کاسته می شود.
۴.
از میانِ آثارِ عطار، کتابِ تذکره الاولیاء، از ارزش ادبی و تاریخیِ بسیاری برخوردار است. صرفِ نظر از مقدمه مختارنامه، تذکره الاولیاء را می توان تنها اثرِ منثورِ به جای مانده از این شاعر نامی دانست. بی تردید تصحیح و تحشیه چنین اثری، با دشواری هایی روبه رو است و ظاهراً پرداختن به زوایا و دقایقِ گوناگونِ متن آن فراتر از توان یک مصحّح است. آخرین چاپِ مشهور و انتقادیِ این اثر، همانندِ آثارِدیگر عطّار به قلمِ استاد شفیعی کدکنی صورت پذیرفته است و همان طور که وی در بعضی از مقدمه های این آثار یادآور شده، عطارپژوهی در ابتدای راه خود گام برمی دارد و در این مسیر، هنوز اندر خمِ یک کوچه است. در این مقاله با هدفِ کارآمدیِ هرچه بیشترِ آثار عطار، به سه نکته در حاشیه تذکره الاولیاء پرداخته شده است. نخست بحثی مفصل درباره ثوری مذهب بودنِ جنیدِ بغدادی ارائه می شود و اثبات خواهیم کرد که این احتمال که جنید بغدادی پیروِ مذهبِ سفیانِ ثوری (متوفی 161ق) بوده باشد، پذیرفتنی نیست و نامبرده در اصل پیرو و مفتیِ مذهبِ ابوثورِ کلبی (متوفی 240ق) بوده است. سپس به حکایاتِ قتلِ احمدِ خرقانی در تذکره الاولیاء پرداخته خواهد شد و با استفاده از بعضی متونِ عرفانی نشان داده می شود که وی در زمانِ حیاتِ پدرش، ابوالحسن خرقانی، به قتل نرسیده و حداقل حدود چهل سال پس از فوتِ پدر زیسته است. همچنین بیان می گردد که منظور از شخصی به نامِ «محمد بن الحسین»، که در یکی از حکایت های ذکرِ ابوالحسنِ خرقانی نقل شده، ابوعبدالرحمن سُلمی (متوفی 412ق) نیست و این فرد در واقع یکی از شاگردانِ خرقانی، و مشهور به محمد حسینان بوده است.
۵.
یکی از بینش های اساسی عارفان، توجه به رحمت عام الهی و سبقت رحمت خداوند بر غضب اوست. آنان برای تبیین این کلان اندیشه در مواضع مختلفی، دست به تأویل یا شرح مفاهیم زده اند. مفهوم عذاب در این باب، فرصت مناسبی برای آنان بوده است. واکاوی نحوه بهره گیری عارفان از واژه عذاب و مفهوم آن علاوه بر نشان دادن دلالت های معنایی آن در سنت مکتوب تصوف، می تواند در دو امر دیگر نیز حائز اهمیت باشد: سیر تأویل گرایی آنان را نشان می دهد و هم چنین گامی روبه جلو در فهم نظام معرفت شناسی ایشان است. طبق این پژوهش، عارفان در برابر مفهوم عذاب چهار رویکرد کلی اتخاذ کرده اند: الف) مسکوت گذاشتن واژه. فارغ از دلایل عمومی، این مسکوت گذاشتن می تواند ناشی از «شخصی ساختن امر قدسی» نیز باشد. ب) توجه به دلالت ظاهری. این نکته نیز دو دلیل دارد؛ توجه توأمان عارفان به ظاهر و باطن و برحذر بودن از افراط در تأویل. ج) توجه به دلالت ظاهری و امتزاج آن با شفقت ورزی(دعا برای رفع عذاب به قیمت معذب شدن خود) و د) تأویل واژه که نشان دهنده سیر تأویل در متون عرفانی است. تأویل گرایی عارفان در این باب در قرن هفتم و در اندیشه ابن عربی و اَخلافش به اوج می رسد. برخی از این چهار رویکرد استخراج شده را می توان بر اساس زیرمجموعه هایی صورت بندی کرد تا برخورد عارفان با این مفهوم را با دقت بیشتری نشان داد. مسأله خلود در عذاب و آرای عارفان در این زمینه، واجد اهمیت است و سیر تأویل گرایی را تا ابن عربی نشان می دهد. این پژوهش بر اساس تحلیل کتب منثور عرفانی تا قرن هشتم صورت گرفته است.
۶.
غزلیات حافظ، به عنوان یکی از متعالی ترین متون ادبیات فارسی، ظرفیت زیادی برای خوانش های میان رشته ای و تطبیقی با نظریه های فلسفی معاصر دارد. در میان مفاهیم محوری جهان بینی حافظ، شخصیت «رند» به عنوان نماد آزادی خواهی، عبور از هنجارهای تحمیلی و زیستن در مرزهای نامتعین، جایگاهی کانونی دارد. مسئله اصلی این پژوهش، بررسی امکان بازخوانی انتقادی این مفهوم در پرتو «شیزوآنالیز» است: نظریه ای که ژیل دلوز (Gilles Deleuze) و فلیکس گتاری (Felix Guattari) به عنوان جایگزینی برای روانکاوی کلاسیک و در نقد ساختارهای سلسله مراتبی قدرت ارائه دادند. پرسش محوری پژوهش آن است که وجوه اشتراک «رند» در غزلیات حافظ با مؤلفه های بنیادین شیزوآنالیز، مانند ماشین های میل، بدن بدون اندام، قلمروزدایی و بس گانگی چیست و چگونه می توان گریز رند از هنجارهای اجتماعی را در این چارچوب تحلیل کرد؟ این تحقیق با روشی کیفی و رویکردی بینارشته ای، به تحلیل متن غزلیات حافظ می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد رند در غزلیات حافظ ضمن به کارگیری استراتژی هایی چون نفی دوگانه های اخلاقی، گریز از هنجارها و تبدیل شدن به یک «ماشین جنگی»، در برابر نظام های مسلط، مقاومت می کند و سوژه ای سیال و چندپاره می سازد که مرزهای ثابت را درمی نوردد. این پژوهش از طریق پیوند ادبیات کلاسیک با فلسفه پست مدرن، خوانشی نوین از شعر حافظ ارائه می دهد و گواه ظرفیت متون کهن برای گفت وگو با پارادایم های فکری معاصر است.