کاوش نامه ادبیات تطبیقی

کاوش نامه ادبیات تطبیقی

کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال 15 زمستان 1404 شماره 60 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

تحلیل شناختی-فرهنگی استعاره «بلا» در متون منتخب عرفانی فارسی و عربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۸۰
این پژوهش به بررسی تطبیقی مفهوم سازی استعاری «بلا» در متون منتخب عرفانی فارسی و عربی می پردازد. مسئله اصلی، شناسایی شباهت ها و دسته بندی ابعاد تنوع مفهوم سازی «بلا» و توصیف دقیق «کانون معنایی» استعاره در هر سنت است. چارچوب نظری، نظریه استعاره شناختی-فرهنگی کِوِچِش (۲۰۰۵) با تمرکز بر تعامل مفاهیم جهان شمولی و تنوع فرهنگی است. پژوهش با روش ترکیبی (کمی-کیفی) انجام شده و داده ها با استفاده از تحلیل محتوا و رویکرد کیفی تحلیل نگاشت های استعاری بررسی شده اند. نتایج نشان می دهد حوزه های مبدأ مشترکی چون «ظرف»، «بار»، «آتش» و «خوردنی» برای مفهوم سازی «بلا» در متون مورد بررسی هر دو زبان وجود دارد. با این حال، تفاوت های قابل توجهی در ترجیحات شناختی-فرهنگی و بسط استعاره ها مشاهده می شود که در چهار سطح قابل دسته بندی است: ۱) تفاوت در بسامد استعاره ها، ۲) مفهوم سازی همخوان و بدیل، ۳) دامنه حوزه مقصد و ۴) تنوع در نگاشت ها و استنتاج های استعاری. تحلیل کیفی این ابعاد، نشان می دهد که کانون معنایی «بلا» در سنت عرفانی عربی، با برجستگی و بسامد بالای حوزه مبدأ «نیرو و حرکت» بلا را به عنوان مواجهه با نیروی قوی و محتوم الهی که از بالا به پایین جهت دهی شده است مفهوم سازی می کند در حالیکه کانون معنایی «بلا» در سنت عرفانی فارسی، با برجستگی و بسامد حوزه مبدأ «آتش و ظرف» بلا را به عنوان تجربه ای فعال برای رسیدن به کمال و پختگی در مسیر سلوک مفهوم سازی می کند. این یافته ها بر لزوم طبقه بندی توصیفی ابعاد تنوع استعاری مفاهیم انتزاعی عرفانی در پرتو نظریه شناختی-فرهنگی تأکید می ورزد.
۲.

بازآفرینی متون کلاسیک، روشی برای مقابله با استبداد؛ خوانش تطبیقی رمان روزگار دوزخی آقای ایاز و رمل المایه بر پایه نظریه لیندا هاچن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۷۹
این مقاله استدلال می کند که چگونه نویسندگان معاصر در بسیاری از جوامع شرقی که در شرایط خفقان و استبداد به سر می برند، با بازآفرینی متون ادبی کلاسیک به عنوان ابزاری مهم و کارآمد، به مقابله با استبداد می پردازند. این شگرد به خالقان ادبی در نقش منتقدان کنشگران اجتماعی امکان می دهد تا در پشت نقاب های کلاسیک، خود را از معرض خطر دور نگه داشته و با توجه به پیش زمینه های موجود فرهنگی برآمده از متون کلاسیک، پیام های سیاسی خود را به سهولت، در سطح گسترده و به طور مؤثر به مخاطبان عرضه بدارند. مقاله حاضر با تکیه بر نظریه اقتباس لیندا هاچن به بررسی این فرآیند در دو رمان از ادبیات ایران (روزگار دوزخی آقای ایاز از رضا براهنی) و الجزایر (رمل المایه از واسینی الأعرج) که هر کدام به ترتیب از تاریخ بیهقی و هزار و یک شب اقتباس شده، می پردازد و نشان می دهد که این شیوه، یعنی بهره گیری از روایت در کنش های سیاسی، یک رویکرد ادبی فراگیر در ادبیات کشورهای جهان سوم است که زیر یوغ استبداد توانایی بازنمایی شرایط جامعه را به طور مستقیم ندارد. نتیجه تحقیق نشان می دهد که نویسندگان با حفظ روح اصلی اثر به برجسته سازی و حذف پاره ای از عناصر و همچنین تغییر و تلاش برای بومی سازی و انطباق اثر با شرایط موجود در جامعه پرداخته اند. به طور دقیق، براهنی از استبداد بسته حکومت پهلوی در ایران با اقتباس از قصه استبداد سلطان محمود و واسینی از حرکت های بنیادگرایانه اسلامی در الجزایر با اقتباس از هزار و یک شب سخن گفته است.
۳.

تحلیل نشانه – معناشناختی رنگ در شعر سهراب سپهری و سوزان علیوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۴۹
نشانه-معناشناسی، به عنوان یک دانش چه در مرحله خلق و چه برای خوانش یک متن از رویکردهای بسیار مهم علم زبانشناسی است و به کارگیری آن در متون شعر شاعرانی که اساسا از زبان رمز و نشانه برای ایفاد معانی خود بهره می گیرند، ضرورت دارد. در همین راستا بر آنیم با تکیه بر نشانه رنگ به خوانش تطبیقی شعر سهراب سپهری و سوزان علیوان بپردازیم و معانی برآمده از این نشانه ها را مورد بررسی قرار دهیم. سپهری و علیوان از جمله شاخص ترین چهره هایی هستند که عناصر رنگ به طور بارز، در اندیشه شعری شان متبلور است؛ این دو شاعر با بهره گیری از مفاهیمی که رنگ ها القا می کنند، به ترسیم زندگی شخصی و اجتماعی در شعر پرداخته اند. یافتن دلالت های معنایی و مناسبات درونی عنصر رنگ، درک ژرفای معانی آن ها را آسان می کند. تجربه های گاه مشابهی که در زندگی فردی و اجتماعی سپهری و علیوان رخ داده، حیات ادبی مشابهی را برایشان رقم زده است و موجب نزدیکی دلالت رنگ ها و بسامد به کارگیری آن، در اشعارشان شده است. مطالعه نشانه- معناشناختی عنصر رنگ، نشان می دهد که چگونه دو شاعر با استفاده از نشانه به تولید معانی پرداخته و از بافت های موجود و شناخته شده فاصله گرفته اند. بر همین اساس نتیجه نوشته حاضر نشان می دهد، عنصر رنگ به عنوان یک نشانه، نقش مؤثری در معنا آفرینی دارد که در بیشتر موارد از نظر بسامد وکارکرد مشترک است و البته گاهی هم به خاطر روحیات وتجربیات متفاوتشان، از یکدیگر متمایزند.
۴.

مقایسه همسنج یادگار زریران نامه، متن مشابه در غرر اخبار ملوک الفرس و سیرهم و شاهنامه با الهام از نظریات ویلهلم گایگر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۷۱
مقایسه ها و واکاوی آثار مشابه در دوران مختلف تاریخ همواره بهانه خوبی برای پیدا کردن نکات پنهان و علت آن اختلافات بوده است. در این مثلث که زوایایش را یادگار زریران، شاهنامه (هزار بیت دقیقی مدخل در شاهنامه) و تاریخ ثعالبی معروف به غرر اخبار نام نهاده ایم، شباهت هایی طبق انتظار مشاهده می شود که بدیهتاً ناشی از ذکر یک رویداد خاص تاریخی است و درعین حال دارای تفاوت ها و یا حذفیاتی نسبت به هم دیگر هستند که نقطه افتراق و محل بحث را می گشاید. این مقاله که با روش توصیفی – تحلیلی و با رویکرد کتابخانه ای نوشته شده است، قصد دارد تا این تفاوت ها و شباهت ها را با بررسی و مقایسه این سه متن مورد واکاوی قرار دهد. نتایج نشان می دهد که تفاوت هایی که در شاهنامه وجود دارد در مقایسه با دودیگر بزرگ تر و ملموس تر است و درعین حال در تاریخ ثعالبی ذکر رویدادها، شباهت های زیادی به یادگار زریران دارد. در اینجا یافتن تفاوت ها و جدول بندی آن این امکان را می دهد که مخاطب دید کلی و تحلیلی را برای مقایسه بیابد. در انتها با استعانت از نظریات گایگر-زبانشناس آلمانی- و احتمالات دیگر مستدل بر استقرا به چرا جویی این اختلافات پرداخته می شود.
۵.

مطالعه جنسیتی اِعمال قدرت در رمان های طشّاری و پاییز را فراموش کن (با تکیه بر نظریه میشل فوکو)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۷۵
نقد فمنیستی سعی دارد تا نقش فرهنگ مردسالارانه را در تصویر ارائه شده از زن در آثار ادبی بیان کند و آثار ادبی و هنری در نظام فلسفی میشل فوکو فیلسوف و نظریه پرداز فرانسوی از جایگاه ممتازی برخوردارند و او در تبیین طرح فکری خود از این آثار بهره فراوان برده است. قدرت، کلیدواژه نظریات فوکو است به گونه ای که هر گفتمانی را برآمده از قدرت می بیند و متأثر از اندیشه نیچه معتقد است که قدرت تنها متعلق به طبقه فرادستان نیست، بلکه در تمامی لایه های اجتماعی وجود دارد و زبان، عرصه بروز روابط قدرت و تعیین کننده سوژه غالب و سوژه تحت سلطه است. بر این اساس، پژوهش حاضر تلاش کرده است تا با استفاده از مکتب ادبیات تطبیقی آمریکایی و با رویکردی توصیفی- تحلیلی، به مطالعه جنسیتی اِعمال قدرت در رمان طشّاری اثر إنعام کجه جی نویسنده عراقی و رمان پاییز را فراموش کن نوشته فهیمه رحیمی نویسنده ایرانی بر اساس نظریه میشل فوکو بپردازد. نتایج نشان از آن دارد که در هر دو رمان، انواع مختلف اِعمال قدرت به کار گرفته شده است، هر چند در رمان پاییز را فراموش کن، برخی موارد مانند اِعمال قدرت خرافات و باورهای عامیانه، اِعمال قدرت فرادستان اجتماعی بر فرودستان اجتماعی و عاملیت مرجّح مردانه در صورتبندی عشق، جلوه گری بیشتری دارد. نویسندگان این دو رمان مصمم هستند تا نشان دهند که گرچه در جوامع سنتی عراقی و ایرانی، در موارد زیادی زنان به عنوان فرودستان، قربانی قدرت فرادستان که در تمامی طبقات اجتماعی وجود دارند، هستند، اما با مقاومت در برابر آنان توانسته اند از مرز زنانی احساساتی و منفعل تا مرز زنانی منطقی و فعال و از عامیانه اندیشی تا پهنه فعالیت های سیاسی و اجتماعی پیش بروند.
۶.

تحلیل اگزیستانسیالیستیِ مفهوم آزادی در رمان های پیرمرد و دریا از ارنست همینگوی و حین ترکنا الجسر از عبدالرحمن منیف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۷۸
مفهوم آزادی، به عنوان یکی از پیچیده ترین و گسترده ترین مفاهیم فلسفی، همواره در کانون توجه اندیشمندان بوده است. فلسفه اگزیستانسیالیسم، با تمرکز بر بعد وجودی و هستی انسان، رویکردی منحصر به فرد به مفهوم آزادی ارائه می دهد. در این فلسفه، انسان به عنوان موجودی آزاد، مسؤولیت شکل دهی به زندگی خود و تعیین سرنوشت خویش را بر عهده دارد. اگزیستانسیالیست ها بر این باورند که انسان برخلاف بسیاری از موجودات، فاقد ماهیت از پیش تعیین شده ای است و ماهیت خود را از طریق انتخاب های آزادانه ای که در طول زندگی انجام می دهد، می سازد. در پژوهش حاضر، با بهره گیری از روش توصیفی- تحلیلی، به بررسی ویژگی های اصلی آزادی در فلسفه اگزیستانسیالیسم و نمود آن در دو رمان پیرمرد و دریا و حین ترکنا الجسر پرداخته شده است. شخصیت های اصلی این دو رمان، در مواجهه با موقعیت های چالش برانگیز، مجبورند مسؤولیت انتخاب های خود را بپذیرند. این دو رمان نشان می دهند که مواجهه با آزادی و مسئولیت، مسیر خودسازی و معنایابی را شکل می دهد. پذیرش شجاعانه انتخاب های سانتیاگو به شرافت و معنا می انجامد، در حالی که گریز زکی نداوی از این بار وجودی، او را از اصالت و خودسازی بازمی دارد. این مقایسه، جهان شمولی تجربیات بنیادین انسانی مانند آزادی و جستجوی معنا را در فرهنگ های مختلف تأیید می کند.
۷.

کارکرد حافظه جمعی در رمان پسااستعماری أولاد الغیتو اسمی آدم اثر الیاس خوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۶۷
حافظه جمعی، حاصل تعامل فرآیند یادآوری و فراموشی جمعی است و مقصود از کارکرد حافظه جمعی، نقشی است که حافظه در شکل دهی، حفظ، انتقال و بازتعریف شناخت ما از گذشته و حال ایفا می کند. از آنجا که در جوامع پسااستعماری، استعمارگر در پی حذف و دستکاری حافظه جمعی بومیان است، پرداختن به کارکردهای حافظه به عنوان کنشی مقاومتی ضرورت پیدا کرده است. پژوهش حاضر با بررسی رمان أولاد الغیتو-اسمی آدم اثر الیاس خوری به نقش حافظه جمعی در بازسازی هویت و احیای تاریخ و صدای به حاشیه رانده شده استعمارزده می پردازد؛ چراکه این رمان به عنوان آرشیوی جایگزین، شکاف میان تاریخ رسمی و حافظه استعمارزده را آشکار می کند. نگارندگان این پژوهش با تکیه بر نظریات مطرح در حوزه حافظه جمعی و بررسی رمان به شیوه توصیفی-تحلیلی دریافتند که شخصیت اصلی داستان با ثبت تجارب گذشتگان از خاطرات اسارت در گتو می کوشد با زیر سؤال بردن تاریخ رسمی، روایت های به حاشیه رانده شده را احیا کند. استعمارگر نیز در مقابل برای سرکوب حافظه جمعی استعمارزده شگردهای گوناگونی به کار می گیرد؛ مانند: همگون سازی فرهنگی، بی اعتبار تلقی کردن روایت استعمارزده از تاریخ، سرقت فرهنگی، تحمیل حافظه جمعی فرمایشی، استفاده از ظرفیت هنرهای تصویری مانند فیلم سازی.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۶۰