فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۱۰۰ مورد از کل ۵۳٬۷۶۲ مورد.
منبع:
پژوهش های ادبی سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۷
87 - 107
حوزههای تخصصی:
نگارش علمی یکی از انواع نگارش است که برای تولید محتوای علمی، ثبت اندیشه ها و آموزش دانش به مخاطبان خاص مورد استفاده قرار می گیرد. یکی از انواع این شیوه از نگارش ، مقاله است که برای چاپ آنها در نشریات علمی پژوهشی، شیوه نامه های خاص وجود دارد. غالب شیوه نامه ها، کاستیهای نگارشی، ساختاری، محتوایی و روش شناختی دارد. هدف اصلی این پژوهش، که به شیوه توصیفی تحلیلی انجام شده، آسیب شناسی شیوه نامه های نشریات علمی پژوهشی حوزه زبان و ادبیات فارسی و ارائه یک شیوه نامه مطلوب است. با بررسی ده شیوه نامه منتخب و انطباقشان با شیوه نامه مطلوب، که بر آمده از منابع علمی است، این نتیجه به دست آمد که غالب شیوه نامه ها در بخشهای مختلف صوری، ساختاری ، محتوایی، نگارشی و روش شناختی ابهام و کاستی دارد. شیوه نامه معیار ارائه شده در این پژوهش، می تواند الگوی مناسبی برای اصلاح شیوه نامه های نشریات حوزه زبان و ادبیات فارسی باشد.
Looking Awry at Language: A Brief Overview of Paradox from the Perspective of Cognitive Linguistics(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۱)
45 - 56
حوزههای تخصصی:
The present study investigates paradox as a cognitive phenomenon within the framework of conceptual metaphor and metonymy, challenging its conventional classification as a rhetorical device. Focusing on Persian mystical literature, the research explores how paradox functions as a dynamic meaning-making mechanism in figurative language. The primary aim is to redefine paradox through cognitive linguistics, demonstrating its integration with metaphor (para-metaphor) and metonymy (para-metonymy) in restructuring perception. The study seeks to: 1) identify the cognitive models underlying paradox, 2) analyze its interaction with other conceptual processes, and 3) illustrate its role in non-linear thinking and knowledge organization. A descriptive-analytical approach is employed, with data purposively sampled from Persian literary texts. Theoretical frameworks include conceptual blending theory (Fauconnier & Turner, 2002) and Ruiz de Mendoza’s cognitive modeling, emphasizing high-level abstraction and mental space networks. Paradox emerges from metaphorical contradictions (e.g., "death is life") and metonymic expansions (e.g., "weeping with laughter"), resolving oppositions through conceptual blending. It operates as a matrix-like strategy, enabling reframing and emergent meanings. Persian mystical texts exemplify this capacity to transcend binary logic and evoke multilayered interpretations.
ارائه چارچوب تعامل با گفت وگوگرهای مبتنی بر مدل های زبانی بزرگ در تفسیر غزلیات عرفانی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بهره گیری از توانمندی ابزارهای توسعه یافته مبتنی بر هوش مصنوعی (مدل های زبانی بزرگ) برای تفسیر و رمزگشایی از زوایای پنهان اشعار عرفانی فارسی، موضوعی مهم است که به دلیل رمزآمیختگی و پیچیدگی های زبانی، کمتر بدان پرداخته شده است. در این مقاله، چارچوبی راهنما برای تعامل با ابزارهای گفت وگوگر هوشمند مبتنی بر مدل های زبانی بزرگ که امکان دستیابی به معانی معتبر از غزلیات عرفانی فارسی را فراهم نماید، ارائه شده است. این چارچوب براساس دو فرض طراحی شده است؛ نخست، فرضِ رمزی بودن و به اشارت بیان شدنِ مطالب در غزلیات عرفانی و دوم، فرضِ التزام کامل غزل سرا به قواعد دستوری و صنایع ادبی زبان فارسی است. بنابر چارچوب پیشنهادی، راهنمایی گام به گام برای سازماندهی نظام مند به خواسته های ورودی کاربر در تعامل با ابزارهای مذکور با عنایت به ساختار دستوری، صنعت ادبی، واژه محوری، جست وجو و تناظریابی در آیات و روایات معتبر پیشنهاد شده است. اعمال فرایندهای طراحی شده در چارچوب پیشنهادی در تعامل با دو ابزار گفت وگوگر نشان می دهد که چارچوب راهنمای پیشنهادی توانایی لازم برای تفسیر ابیات غزل عرفانی زبان فارسی را دارد و می تواند مبنایی برای گفت وگوگری مؤثر باشد تا کاربر به نتیجه مطلوب خود دست یابد.
Autobiographique, Maghrébin, D’expression(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Recherches en Langue et Littérature Françaises Année ۱۹, No ۳۵, Printemps & été ۲۰۲۵
159 - 174
حوزههای تخصصی:
Parce qu’il est une œuvre qui « exclut l’unitextualité », Jacques le fataliste et son maître est un roman parodique, un roman qui, au cours de sa genèse, mentionne, explicitement ou implicitement, d’autres romans. Bien évidemment, le long de son fonctionnement, la parodie est une sorte de reformulation qui dévalorise, pour des raisons bien déterminées, un texte dont elle imite la structure ou la forme. Pour un lecteur avisé, le lien de ce roman de Diderot avec d’autres textes, tels que le roman picaresque, le roman sentimental, le roman pastoral, le roman exotique, Don Quichotte, Tristram Shandy, etc., est facile à repérer, mais demande à être étudié davantage, comme étant un aspect précis de la reformulation paridique, pour en préciser le fonctionnement et les enjeux. L’objectif de cet article consiste, en fait, à étudier le processus de la reformulation ironique dans ce roman de Diderot et d’en préciser les objectifs.
زبان تمثیل؛ زبان همدلی (تحلیل منطقی سیر زبان تمثیلی به زبان همدلی در عرفان با تکیه بر مثنوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۰۵
227 - 254
حوزههای تخصصی:
مولانا در مثنوی سعی وافر دارد تا با ایجاد زبان همدلی لطایف عرفانی را برای همگان آسان نماید؛ از این رو زبان و قالب تمثیل را به عنوان زبان همدلی انتخاب می کند. اینکه زبان تمثیلی موجد همدلی است؛ ثبوتاً ممکن است؛ امّا اثباتاً نیازمند تشریح و تبیین منطقی است؛ بنابراین در این مقاله سعی وافر شده است؛ به روش توصیفی- تحلیلی بر مبنای تعقّلی – منطقی این امر به خوبی اثبات شود. اثبات این امر طی ده توالی و فرایند منطقی به صورت دقیق صورت گرفته است. و چنین نتیجه گرفته شد که مولانا با توجه به این فرایند دقیق عقلی توانسته است؛ زبان تمثیلی را به زبان همدلی که زبان عرفانی است؛ تبدیل نماید. و در نتیجه در مخاطبان خود همزبانی و هم سرایی ایجاد نماید. این ده فرایند به ترتیب عبارت اند از: 1. تعقّل 2. تخیّل عقلانی 3. شکل بندی 4. معناگرایی 5. زیبایی آفرینی 6. اقناع 7. پاکسازی 8. همدلی 9. هم زبانی 10. هم سرایی.
آموزه های معنوی در زندگی انسان براساس تفسیرعرفانی کشف الاسرار میبدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین ادبی سال ۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۸
201 - 215
حوزههای تخصصی:
هدف نهایى از تربیت روح، تکامل یافتن و به مقام قرب الهى رسیدن است. قرآن کریم و احادیث دلالت روشن بر این مطلب دارند. باید دانست که مسیر حرکت انسان یک طریق واقعى است نه اعتبارى و مجازى و از قرآن کریم و احادیث استفاده مى شود که نهایت حرکت بشر به سوى خداست. یکی از عارفانی که می توان او را در مکتب عرفان قرار داد، رشیدالدین میبدی است. کتاب تفسیرکشف الاسرار وی عظیم ترین و قدیمی ترین تفسیر عرفانی فارسی است که مجموعه ای از لطایف حکمی و نکات قرآنی و اشارات نبوی در بر دارد و با هدف تبیین راه سلوک روحانی و وصول به حق با استفاده از سرچشمه معرفت انبیا و شریعت رحمانی نوشته شده است.میبدی در نهایت ِملایمت و ملاطفت، پند و اندرز گفته و پیام خودرا غالباً در قالب نقل قول و حکایت وحدیث بیان نموده است.رشیدالدین میبدی در «النوبه الثالثه» نگاه عرفانی و هنری به آیات قرآن و قصه های پیامبران دارد. مقاله حاضر تلاش دارد تا با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی آموزه های معنوی در تفسیر عرفانی کشف الاسرار بپردازد.
بررسی داستانها و رمانهای حمیرا قادری در سه دهه اخیر «بر اساس الگوی سه گانه الن شووالتر»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ادبی سال ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۸
9 - 34
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی آثار داستانی «حمیرا قادری» نویسنده معاصر افغانستان بر اساس نظریه «الن شووالتر» می پردازد. «شووالتر» منتقد و نویسنده امریکایی، الگوی سه گانه اش را با تحلیل و بررسی ادبیات زنانه کشورهای انگلستان و امریکا و برخی مکانهای همجوار ارائه کرد. «شووالتر» پس از بررسی ادبیات مردم امریکا و انگلستان، نتایج پژوهش خود را به سه مرحله فمنین، فمنیست و فیمیل تقسیم می کند. این پژوهش به روش توصیفی و تحلیلی به این پرسش پاسخ می دهد که سیر تحول و خودآگاهی زنانه در داستانها و رمانهای حمیرا قادری براساس الگوی سه گانه «الن شووالتر»، چگونه تبیین می شود. بر مبنای یافته ها دو داستان و یک رمان نویسنده، مؤلفه های مراحل فمنین و فمنیست را دارند. نویسنده با کاربرد ویژگیهای بیان زنانگی و پیوستن به عشق ممنوع، استقلال فکری و هنری رمان «نقر دریای کابل» و داستان «رقص درمسجد»، خود را در آستانه مرحله فیمیل قرار می دهد. آثار او از این مراحل سه گانه عبور کرده است. روند خودآگاهی در داستانهای قادری از گزینش شخصیت های رؤیاپردازِ بدون کنش به راوی مردستیز، حامی هم جنسان و گزینش انزوای فمینیستی مبدل می شود.
واکاوی تطبیقی تئوری ویلیام گلاسر و هرم نیازهای مازلو در مجموعه داستان های کوتاه مثل همه عصرها اثر زویا پیرزاد(مطالعه موردی داستان خرگوش و گوجه فرنگی).
منبع:
مطالعات تطبیقی و میان رشته ای ادبیات دوره ۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
107 - 122
حوزههای تخصصی:
تئوری انتخاب به گروه روان شناسی کنترل درونی تعلّق دارد، یعنی منشأ رفتار آدمی را درون می داند نه بیرون و محیط. از دیدگاه تئوری انتخاب، تمام رفتارهای فرد از درون او و برای ارضای نیازهای پنج گانه اش (نیاز به بقا، عشق و احساس تعلّق، قدرت و ارزشمندی، آزادی و اختیار و تفریح) صادر می شود. پس او رفتارهایش را انتخاب می کند و برای رفتاری که انجام می دهد مسئول است. بر خلاف مازلو که معتقد بود نیازها، سلسله مراتب دارند و تا یکی از آن ها ارضاء نشود، نیاز دیگر در وجود ما سر بر نمی آورد، گلاسر معتقد است که اولویت نیازها برای هرکسی متفاوت است و شیوه انتخاب ارضای این نیازها و اولویت هایشان در هر فرد، ریشه انتخاب های مهم زندگی او را تشکیل می دهد. هدف این پژوهش، واکاوی تطبیقی تئوری ویلیام گلاسر و هرم نیازهای مازلو در مجموعه داستان های کوتاه مثل همه عصرها ، اثر زویا پیرزاد است. روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی و به شیوه کتابخانه ای است. یافته های پژوهش نشان می دهد که در عین تئوری انتخاب گلاسر، هرم نیازهای مازلو به طور کامل در این داستان قابل انکار نیست و کنش و ارتباط متقابل این دو نظریه با همدیگر بسامد بالایی دارد.
بررسی تمثیل های مولانا در باب سکوت و خاموشی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
تمثیل در ادبیات فارسی، به ویژه در آثار مولانا، نقش اساسی در انتقال مفاهیم عرفانی دارد. یکی از موضوعاتی که مولانا از تمثیل برای تبیین آن بهره برده، سکوت و خاموشی است. مسئله این پژوهش بررسی چگونگی به کارگیری تمثیل در تفهیم ارزش خاموشی در شعر مولانا است. پرسش اساسی تحقیق این است که مولانا از چه تمثیل هایی برای بیان مفهوم سکوت بهره برده است؟ با توجه به اینکه تمثیل در مثنوی نه تنها ابزاری برای بیان مفاهیم بلکه منشأ خلاقیت های فکری و تصویری مولاناست، تحلیل تمثیل های مرتبط با سکوت از اهمیت و ضرورت ویژه ای برخوردار است؛ چرا که می تواند چشم انداز دقیق تری از جغرافیای ذهنی و سلوک عرفانی او ارائه دهد. هدف پژوهش، بررسی تمثیل های مرتبط با سکوت، تبیین جایگاه خاموشی در آثار مولانا و نقش تمثیل در درک بهتر این مفهوم است. درحالی که پژوهش های پیشین ابعاد مختلف خاموشی را بررسی کرده اند، تمثیل های مرتبط با آن را مستقلاً تحلیل نکرده اند. روش تحقیق به صورت توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای است. یافته های تحقیق نشان می دهد که داستان طوطی و بازرگان از نمونه های برجسته تمثیلی در این زمینه است. مولانا خاموشی را با نمادهایی چون دریا، ماهی، کشتی و پرندگانی مانند طوطی و بلبل تصویر می کند. دریا تمثیل حقیقتِ بی کران، ماهی نماد سالکی خاموش، و کشتی وسیله ای برای سیر در دریای معناست. همچنین مولوی خاموشی خود را با سازهایی مانند چنگ و نی که خود ساکت اند اما آواز می آفرینند، تمثیل می کند.
واکاوی اندیشه ی انتقادی دررمان های مهاجرت تماما مخصوص از عباس معروفی و عراقی فی باریس از ساموئل شمعون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش ادبیات معاصر جهان دوره ۳۰ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
265 - 297
حوزههای تخصصی:
مکتب تطبیقی اروپای شرقی تحت تأثیر فلسفه مارکسیستی زیرساخت های جامعه یعنی زمینه های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را باعث پدیدآمدن روساخت های فرهنگی می داند.نظر به اهمیت ادبیات مهاجرت،دراین جستار با هدف بررسی مقوله های آسیب زای مهاجرت،اندیشه انتقادی نویسندگان دو رمان تماما مخصوص از عباس معروفی و عراقی فی باریس از ساموئل شمعون بررسی شده است.باتوجه به اینکه در این دو رمان همسانی هایی در طرح وقایع تاریخی و مسائل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی دیده می شود، با تکیه بر روش توصیف و تحلیل بر پایه الگوی مکتب اروپای شرقی، بسترهای اجتماعی و سیاسی و مسائل فرهنگی مؤثر بر شرایط مهاجر موردواکاوی قرارگرفته است.رهیافت پژوهش نشان می دهد:نویسندگان با طرح مسأله ناامنی و شئ انگاری، نمودی از جبر شرایط را به تصویرکشیده اند که این امر در ارتباط با حوادث تاریخی کشورهای مهاجرفرست است. همچنین با انتقاد از حکومت ها و به چالش کشیدن تفکر ایدئولوژیک و بیان مسأله آزادی اندیشه و ارتباط آن با حوادث تاریخی کشورهای خود به انتقاد از خفقان اجتماعی و سیاسی پرداخته و با طرح مسائل فرهنگی در قالب گسست فرهنگی، سرگردانی و از خودبیگانگی مهاجران ترسیم نموده ند.
تحلیل تصویرشناختی دختری در پاریس اثر شوشا گاپی: میان کلیشه سازی و واقع گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تصویرشناسی، رویکردی در ادبیات تطبیقی است که به بررسی چگونگی شکل گیری و بازنمایی «دیگری» در بستر تعاملات فرهنگی می پردازد و دریچه ای تازه به درک هویت ها و تفاوت های میان فرهنگی می گشاید. پژوهش حاضر به تحلیل تصویرشناسانه بازنمایی «دیگری» در کتاب دختری در پاریس اثر شوشا گاپی پرداخته است. این تحقیق با بهره گیری از نظریات دانیل هانری پاژو در حوزه ی تصویرشناسی، به بررسی واکنش های «مشاهده گر» در مواجهه با فرهنگ و جامعه پاریس پرداخته و تلاش می کند تا مشخص کند آیا گاپی در بازنمایی های خود گرفتار کلیشه ها و پیش داوری های رایج بوده یا از آن ها فراتر رفته است. بر اساس این نظریات، سه نوع نگاه در مواجهه با «دیگری» قابل تشخیص است: جنون، ترس و علقه. نتیجه پژوهش نشان می دهد که نگاه گاپی به «دیگری» به نگاه علقه ای نزدیک است، جایی که فرهنگ بیگانه نه برتر از فرهنگ «مشاهده گر» تلقی می شود و نه فروتر از آن، بلکه تعاملی دوسویه و هم سطح میان «مشاهده گر» و «مشاهده شده» شکل می گیرد. گاپی با تجربه ی زیسته طولانی مدت خود در پاریس، از کلیشه ها و اسطوره های مرسوم سفرنامه نویسان دوره قاجار فاصله گرفته و توانسته به کلیشه زدایی بپردازد. این تحقیق به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده و با تمرکز بر جنبه های مختلف زندگی اجتماعی و فرهنگی مانند زندگی دانشجویی، نظام آموزشی، بحران مسکن و هنر، به واکاوی دقیق تری از «من» و «دیگری» پرداخته است. این پژوهش نشان می دهد که گاپی نه تنها موفق شده است تصویری واقع گرایانه تر از جامعه پاریس ارائه دهد، بلکه توانسته است از خلال این مواجهه ی فرهنگی، به شناختی عمیق تر از هویت خود نیز دست یابد.
اوملکی یا ارملکی؟ بررسی تصحیف و تحریفی در «تاریخ گزیده» تصحیحِ عبدالحسین نوایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۶
28-49
حوزههای تخصصی:
تصحیح عبدالحسین نوائی از تاریخ گزیده ، با وجود اعتبار و ارجاعات فراوان، هنوز شامل ضبط هایی است که به نظر می رسد تصحیف شده و درک صحیح متن را مختل کرده اند. تنوع نام های طوایف و قبایل در این اثر سبب شده است برخی از آن ها به اشتباه خوانده شوند و از نگاه مصححان پنهان بمانند. یکی از موارد مهم، تصحیف واژه «ارملکی» به جای «اوملکی» است که ابهاماتی در شناسایی طایفه «عبدالملکی» ایجاد کرده است. پرسش اصلی این پژوهش آن است که چرا و چگونه نام طایفه عبدالملکی به صورت «ارملکی» در نسخه نوائی ثبت شده و چرا اصلاح آن به «اوملکی» منطقی تر به نظر می رسد. این مطالعه با هدف اثبات ضبط صحیح «اوملکی» و تحلیل تغییرات زبانی نام های طوایف در نسخه های مختلف، به بررسی دلایل احتمالی تصحیف و تأثیر آن بر درک تاریخ فرهنگی و قومی می پردازد. روش تحقیق شامل مطالعات تطبیقی، بررسی متون تاریخی و تحلیل محتوایی است که در آن نسخه های مختلف تاریخ گزیده گردآوری و با یکدیگر مقایسه شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهند که تغییر ضبط نام «اوملکی» به «ارملکی» ناشی از خطاهای نسخه برداری است و این اشتباه می تواند به تفاسیر نادرست از هویت های قومی منجر شود. بررسی ها نشان می دهند که ضبط «اوملکی» در نسخه های «ر» و «م» دقیق تر و معتبرتر بوده و این پژوهش بر اهمیت دقت در ضبط نام های طوایف تأکید کرده و پیشنهاداتی برای ثبت صحیح آن ها در متون تاریخی ارائه می دهد.
کارکرد انتقادی درونمایه در رمان های مهاجرت اولاد الغیتو اسمی آدم از الیاس خوری و همنوایی شبانه ارکستر چوب ها از رضا قاسمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۸
51 - 74
حوزههای تخصصی:
پدیده مهاجرت، یکی از بزرگترین تجربه های بشری از دیرباز بوده است؛ اما نگرش به آن در دوران معاصر، بانگریستن به وضعیت انسان تغییر نموده است و ابعاد معنایی متفاوتی دارد؛ به ویژه نمود آن در ادبیات مهاجرت داستانی، تصویری از تنش و چالش میان شخصیت ها با سنت ها، هنجارها و سیاست های حاکم در دو سرزمین مبدأ و میزبان است. از این رو در آثار داستانی مهاجرت می توان با نگاهی رئالیستی انتقادی، بازتابی از تجربه ای عینی و دقیق از واقعیت را با نگاهی به مسائل و معضلات اجتماعی انسان در عصر جدید یافت. همین امر ضرورت پژوهش های تطبیقی و همسان نگر در حوزه ادبیات مهاجرت را می طلبد تا لایه های پنهان آن را هویدا سازد. این پژوهش با هدف بررسی کارکرد انتقادی درونمایه دو رمان نام آشنای ادبیات عربی و فارسی اولاد الغیتو اسمی آدم از الیاس خوری 1 و همنوایی شبانه ارکستر چوب ها از رضا قاسمی در پی آن است تا درون مایه مطرح شده در دو رمان را که منجر به گفتمانی انتقادی گشته است را با رویکردی رئالیسم انتقادی واکاوی نماید. این جستار با روش توصیفی و تحلیلی و بر بنیان مکتب تطبیقی آمریکایی، کارکرد انتقادی درونمایه را مورد بررسی قرار داده است و دستاوردهای این پژوهش نشان می دهد که موضوعات انتقادی همسان در دو رمان، شامل مسائل سیاسی، سازه های استعماری و نقش روشنفکران است. در رمان اولاد الغیتو این موضوعات با تأکید بر زمینه های تاریخی و بازنمایی واقعیت های اجتماعی مطرح شده اند، در حالی که در رمان همنوایی به شکلی نمادین و تمثیلی به مسأله استعمار پرداخته شده است.از موضوعات اجتماعی مطرح در دو رمان، مسأله گم شدگی و حاشیگی مهاجران است که در رمان اولاد الغیتو، مسأله ای فراتر از گمشدگی مهاجر مطرح شده است و به موضوع فلسطینیانی که در حاشیه تاریخ گم شده اند پرداخته است. در رابطه با مسائل فرهنگی، دو نگاه متفاوت در پیوند با هویت دینی در دو رمان دیده می شود.
قوم نگاری ارتباطی سورسروده های کازرون فارس (مطالعه موردی روستای وارک) بر اساس انگاره هایمز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب غنایی سال ۲۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۵
123 - 144
حوزههای تخصصی:
سورسروده های عروسی یا واسونک ها، از شاخه های ادبیات شفاهی است که آداب ورسوم ازدواج را در شعر عامه بیان می کند و از این رهگذر، مسائل اجتماعی، فرهنگی و زبانی اقوام مختلف، نمایان می شود. در این پژوهش که به صورت میدانی و کتابخانه ای صورت گرفته، سعی شده است که با استفاده از انگاره قوم نگاری Hymes (1968)، واسونک های روستای وارک از توابع شهرستان کازرون در استان فارس، مورد واکاوی قرار گیرد تا چگونگی بازنمود فرهنگ و رسوم این منطقه در این سورسروده ها، توسط قوم نگاری، مشخص و تبیین شود. برای این منظور، تعداد 86 واسونک از طریق مکالمه و مصاحبه با 10 گویشور بومی (40 تا 80 ساله) جمع آوری شد و آن ها براساس مبانی نظری پژوهش، از لحاظ عناصر موقعیت زمانی-مکانی، شرکت کنندگان، هدف، ترتیب گفتمان، لحن، ابزار گفتمان، قوانین گفتمان و نوع گفتمان، مورد بررسی قرار گرفت. در تبیین فرهنگی این واسونک ها، دو تصویر برجسته قابل مشاهده است. تصویر نخست، تصویر شاه و ملکه است که با داماد و عروس، همانند شاه و ملکه برخورد می شود. تصویر دوم، تصاویر حیوانات و گیاهان در این اشعار است و نشان از اهمیت مسائل زیست محیطی در این فرهنگ دارد که در این اشعار بازنمود پیدا کرده است. تحلیل کمّی داده ها نیز نمایانگر اهمیت مراسم عروسی در این جامعه زبانی است و اغلب سورسروده ها نیز مربوط به خود مراسم عروسی است؛ گرچه پیش و پس از مراسم نیز از این سورسروده ها استفاده می شود. نکته حائز اهمیت دیگر، در تحلیل کمّی سورسروده های مرتبط به توصیف داماد و شادمانی خانواده داماد در مراسم است که می تواند تا حدودی بازمانده نظام مردسالارانه در این جامعه زبانی باشد.
ظرفیت های پرسش انکاری برای اثرگذاری بر مخاطب در امثال و حکم دهخدا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال ۱۷ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۵۳)
53 - 72
حوزههای تخصصی:
پرسش انکاری نوعی پرسش بلاغی است که در زبان و ادبیات کاربرد فراوان دارد و سخنوران به مقتضای حال، برای اقناع مخاطب از آن استفاده می کنند. کاربرد پرسش انکاری در کتاب امثال وحکم دهخدا نیز چشمگیر است، به طوری که بیشترین درصد پرسش های بلاغی در این کتاب از نوع انکاری است و افزون بر این، پرسش های انکاری در مقایسه با دیگر پرسش های بلاغی ویژگی های خاصی دارد. با توجه به این دو نکته، این تحقیق درصدد پاسخ به این سؤال است: پرسش های انکاری برای تأثیرگذاری بیشتر بر مخاطب، با کدام شیوه های بیانی و معنایی تقویت شده است؟ این تحقیق از نوع کتابخانه ای است که با شیوه توصیفی و تحلیلی ارائه می شود و برای تحلیل یافته های پژوهش از مبانی علم بیان و معانی و همچنین در مواقعی از مبادی علم منطق استفاده خواهد شد؛ زیرا چنان که شواهد استخراج شده از کتاب امثا ل وحکم نشان می دهد، پرسش های انکاری قدرت تأثیر کافی برای تأکید جمله انکاری را دارد؛ بدین دلیل که پرسش های انکاری، با امکانات بیانی ازجمله تمثیل، تلمیح و مذهب کلامی همراه شده است و از سوی دیگر، محتوای برخی پرسش های انکاری در امثال وحکم از نوع مواد قیاس به ویژه مقبولات، متواترات و مشهورات است و به همین دلیل قدرت اقناع کنندگی خاصی دارد.
بررسی بُن مایه «چشم برکندن و فرستادن آن به نزد عاشق»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه زبان و ادبیات فارسی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۴
151 - 194
حوزههای تخصصی:
بُن مایه یکی از اصطلاحات پُرکاربرد در زمینه ادبیات و هنر است که مهم ترین ویژگی و خصیصه آن تکرارشوندگی است. این تکرار، گاهی خودآگاه و گاهی هم ناخودآگاه در یک یا چند اثر هنری و ادبی نمود پیدا می کند. در متون نظم و نثر پارسی بن مایه های بسیاری به چشم می آید که در تدوین و پردازشِ حکایات، با مضامین گوناگون، نقش کلیدی و جدایی ناپذیری ایفا کرده اند و متأسفانه تاکنون، آن گونه که باید مورد بازخوانی و مقایسه قرار نگرفته اند. بن مایه «چشم برکندن و فرستادن آن به نزد عاشق» از جمله بن مایه هایی است که در چندین حکایت منظوم و منثورِ ادب فارسی تکرار شده است. در این مقاله سعی شده است که ابتدا این بن مایه تعریف شود و سپس با آوردن نمونه هایِ آن در ادب فارسی، مورد تجزیه و تحلیل قرار بگیرد. در این تجزیه و تحلیل به شخصیّت ها و زمان و مکانِ بن مایه و هم چنین صور خیالِ استفاده شده در آن توجّه شده است. از طرف دیگر، تلاش شده است که در یک سیرِ زمانی پیشینه این بن مایه و کاربرد آن تا روزگار معاصر ارائه شود.
بررسی مؤلفه شعر درمانی و کاهش ناامیدی در پنج گنج نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شعر به عنوان زبان حدیث نفس، زبان حال و نمایانگر حالات مختلف عاطفی انسان به شمار می رود. امروزه روان درمانگران سعی دارند، از شعر به عنوان مداخله گری در جهت بهبود، حل معضلات روحی و رفتاری انسان ها استفاده کنند. شعر شاعرانی مثل نظامی که احساس ها تخیّل ها و افکار متعالی اخلاقی و تعلیمی خود را با داستان های منظوم بیان کرده اند، انگیزه هایی نهفته است که می تواند به عنوان محرکی سودمند برای عبور از سختی ها و مقابله با ناامیدی باشد. به همین منظور پژوهش حاضر بر آن است تا با رو ش های توصیفی-تحلیلی، مبتنی بر مطالعات میان رشته ای؛ همچنین به صورت تجربی پیش آزمون و پس آزمون با دو گروه گواه و آزمایش به بررسی چگونگی تأثیرگذاری مجموعه شعرهای پنج گنج نظامی بر مخاطب بپردازد تا از این طریق روان درمانگران را به استفاده علمی و اصولی از شعرهای نظامی به عنوان یکی از مداخله های درمانیترغیب کند و به این سؤال پاسخ دهد که نظامی چه راهکارهایی را برای مواجهه و کاهش ناامیدی پیشنهاد می دهد؟ نتیجه نشان می دهد در مواردی که فرد بخاطر ناملایمات زندگی ناامید شده و تحمّل واقعیات تلخ زندگی را ندارد، خواندن برخی از شعرهای نظامی می تواند همچون دارویی عمل کند
بررسی تطبیقی چهار شعر با مضمون مشترک پاییز با رویکرد بوم گرایانه (مارتین ملون، دانیل فریزر، قدمعلی سَرّامی و فاضل نظری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب غنایی سال ۲۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۴
69 - 94
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، چهار شعر غنایی با مضمون مشترک پاییز، سروده چهار شاعر مختلف یعنی دانیل فریزر (-1987)، مارتین ملون (- 1963). قدمعلی سرامی (-1322) و فاضل نظری (-1358) با رویکردی بومگرایانه مورد بررسی قرار می گیرند تا به این پرسش پاسخ داده شود که هریک از این چهار شعر تا چه اندازه ای نگرانی های محیط زیستی بشر همچون تغییرات اقلیمی، انقراض گونه های مختلف گیاهی و جانوری، آلودگی آب و آلودگی هوا را در کانون توجه خود قرار داده اند. روش تحقیق، توصیفی – تحلیلی است. یافته ها نشان می دهند که فریزر و ملون، مضمون پاییز را همچون تکیه گاهی به کار می گیرند تا دستکاری های نسنجیده بشر را در روند طبیعی آفرینش مورد انتقاد قرار داده و نقش ویرانگر او را در محیط زیست و فضای در دسترس زمین ، به باد انتقاد گیرند در حالیکه سرامی و نظری، پاییز را در تقابل با بهار، همچون استعاره ای به کار می گیرند تا احوالات درونی و عواطف خود را توصیف کنند و بیشتر تمرکزشان برروی گوینده یا اول شخص مفردی است که در اشعارشان با ضمیر منفصل «من» یا ضمیر متّصل «-م» جلوه می نماید و در سروده های خود، بشر را در جایگاهِ تقابل با طبیعت نمی نشانند.
بازتاب جلوه های عرفان و تصوف در رمان الأطلسی التائه اثر مصطفی لغتیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب غنایی سال ۲۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۴
155 - 172
حوزههای تخصصی:
گروه های صوفیه و فرقه های متصوف در جهان اسلام، نقش مهمی در تحولات اجتماعی داشته اند و آموزه های آنان در ادبیات نیز انعکاس گسترده ای داشته و ازاین رو در این حوزه، آثار گران سنگ فراوانی در مسیر تاریخ فرهنگ و ادب عربی پدید آمده است. مصطفی لِغْتِیری، نویسنده تأثیرگذار معاصر مراکشی، ازجمله کسانی است که عرفان و تصوف در فکر و زبان او بازتاب شگرفی داشته و اساس فکر این نویسنده در محیطی عرفانی پایه گذاری شده است. او در رمان معروفش به نام «الاطلسی التائه»، با استفاده از قالب داستانی، به سیره نگاری ابویعزی، از بزرگان صوفیه مراکش در قرن ششم هجری پرداخته است و به خوبی توانسته مؤلفه های عرفانی را در آن به تصویر بکشد. مسئله اصلی پژوهش حاضر این است که چگونه عرفان و تصوف در رمان مذکور بازتاب یافته است. در این جستار، روش تحلیلی-توصیفی به کار گرفته شده و نتایج حاصل از بررسی رمان مذکور، حاکی از آن است که نویسنده در این رمان با بیانی ساده ازطریق شخصیت های رمان و صحنه پردازی ظریف و ارائه تصاویر جزئی، به مضامین عرفانی پرداخته است. مؤلفه های امساک و سکوت، تجلی انوار الهی، خواب و رؤیا، موسیقی، رقص و سماع و عزلت گزینی، نمودهای عرفان و تصوف را در این رمان تشکیل می دهند که همگی به گونه ای هنری مطرح شده و در روایت ماجراهای داستان و جذابیت آن، نقش مؤثری ایفا کرده اند.
پیشینه اساطیری داستان سلیمان و نگریستن عزرائیل بر مردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ مرداد و شهریور ۱۴۰۴ شماره ۶۳
262 - 293
حوزههای تخصصی:
مسئله یافتن مأخذ حکایات و تمثیلات آثار ادبی یکی از شیوه های پژوهش ادبی است که تا دوره معاصر کم تر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است، اما این نوع پژوهش علاوه بر اینکه به حل برخی از مشکلات متون کمک می نماید، از جریان های فکری و فرهنگی جاری در زمان سرایش اثر نیز پرده برمی دارد. مولانا در مثنوی داستانی آورده است با عنوان «نگریستن عزرائیل بر مردی و گریختن آن مرد در سرای سلیمان ...» که هدف این پژوهش یافتن مأخذ اصلی این داستان است. قدیم ترین منبعی که فروزانفر معرفی می نماید، حلیه الاولیا است که احتمالاً در اواخر قرن چهارم نگارش یافته است. از میان منابع نویافته تر عربی، قدیم ترین منبع، المصنف از ابن أبی شیبه است که تاریخ تألیف آن اوایل قرن سوم است. از سوی دیگر پژوهشگران معتقدند درباره حضرت سلیمان غیر از مطالبی که در قرآن آمده است، هیچ روایت صحیح و قابل اعتمادی وجود ندارد. پس می توان نتیجه گرفت که این داستان ساختگی است و اصیل نیست. همچنین دو روایت متفاوت از این داستان نیز وجود دارد که یکی با عنوان «ملاقات در سامرا» در ادبیات غرب وارد شده و دیگری با سه روایت متفاوت در ادبیات هندی شناخته می شود. مقایسه روایت های اسلامی، غربی و هندی این داستان نشان می دهد که صورت اساطیری هندی مأخذ اصلی است و این داستان در سفری شرقی غربی به ادبیات عربی و فارسی و سپس ادبیات غربی وارد شده و به حضرت سلیمان منتسب شده و سپس به مثنوی مولانا راه یافته است.