فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶۱ تا ۳۸۰ مورد از کل ۵۳٬۷۶۲ مورد.
منبع:
جستارهای نوین ادبی بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۲۸
174 - 143
حوزههای تخصصی:
از میان پژوهش های بینارشته ای،جامعه شناسی ادبیات یکی از گرایش های نوین در نقد ادبی است که به بحث درباره تعامل جامعه و ادبیات می پردازد. این پژوهش درصدد است بر پایه آرای پاتنام، یکی از مسئله های اجتماعی را در رمان «همسایه ها» بکاود. روش این پژوهش، توصیفی _ تحلیلی است که با استقصای در متن و استناد به آن تجزیه وتحلیل صورت می گیرد. این مقاله به تحلیل نمودهای سرمایه اجتماعی در رمان همسایه ها پرداخته و به این پرسش ها پاسخ داده که وضعیت سرمایه اجتماعی ای که محمود روایت می کند، ریشه در چه عواملی دارد و مؤلفه های سرمایه اجتماعی (اعتماد، مشارکت و هنجار) چگونه بازتاب یافته اند. نتایج بیانگر آن است که در این رمان مؤثرترین عوامل بر سرمایه اجتماعی، وقایع ملی شدن صنعت نفت و شکل گیری و فعالیت احزاب مختلف در ایران ازجمله حزب توده است و مؤثرترین عوامل بر شکل گیری مؤلفه های ضد سرمایه اجتماعی اشغال خوزستان توسط نیروهای انگلیسی و حذف قدرت مجلس، کابینه، سران مملکتی و احزاب توسط محمدرضا پهلوی و ناکارآمد شدن دولت در سطوح و نهادهای مختلف است. مؤلفه اعتماد و زیرمولفه های آن (اعتماد بنیادی، بین شخصی و انتزاعی) به صورت منفی، یعنی بی اعتمادی گسترده بازتاب یافته است. زیرمولفه همیاری مثبت است که نشان از وفور نوع دوستی و انسانیت در جامعه ایرانی است. زیرمولفه همکاری مثبت است و در راستای اهداف ملی و رنگ و بوی میهنی دارد. زیرمولفه های حمایت اجتماعی، احساس اثرگذاری و کارایی اجتماعی و وساطت اجتماعی با درصدهای مختلف مثبت است. مثبت بودن این زیرمولفه ها بیانگر تعاملات مثبت و ارزش های اخلاقی و انسانی والا در جامعه ایرانی است.
تأملی تطبیقی بر سوگماد و خدا در اکنکار و عرفان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان پژوهی در ادبیات دوره ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹
311 - 370
حوزههای تخصصی:
اکنکار از جمله شبه معنویت ها و عرفان واره های التقاطی و مصرفی پرطرفدار آمریکایی است. فردگرایی، آزادی از التزامات شریعت محور، و پاسخگویی به نیازهای معنوی «سفارشی سازی شده» از عوامل اصلی اقبال به چنین آیین هایی در جوامع غربی و حتی اسلامی است که برای مواجهه و مقابله با آن باید در ابعاد مختلف مورد بررسی های عمیق و دقیقی قرار گیرند. هدف این پژوهش، تحلیل تطبیقی مفهوم «سوگماد» در آیین اکنکار و مفهوم خدا در عرفان اسلامی است تا وجوه اشتراک و افتراق این دو نظام فکری در حوزه خداشناسی عرفانی و الهیات تطبیقی را تبیین کند. بر این اساس با روش پژوهش تحلیلی-توصیفی و مطالعه اسنادیِ آثار اختصاصی رهبران اکنکار و متون کلیدی عرفان اسلامی، مفاهیم بنیادین هر دو جریان در چارچوب الهیات تطبیقی واکاوی شده اند. یافته های تحقیق مبین این است که سوگماد در اکنکار به مثابه یک جریان انرژی و «حقیقت غایی غیرشخصی» تعریف می شود که از طریق تجربه های سوبژکتیو (سفر روحی) و راهنمایی «استادان زنده» ادراک پذیر است. این مفهوم فاقد صفات شخص وارگی (اراده، علم) و مبتنی بر پلورالیسم مطلق معنوی است. در حالی که در عرفان اسلامی، خداوند ذاتاً شخصی، متعالی، و در عین حال حاضر در تجلیات هستی(وحدت وجود) است. اشتراکات ظاهری دو نظام، شامل تأکید بر وحدت حقیقت و تجربه گرایی عرفانی است، اما تفاوت های بنیادین در مبانی هستی شناختی(شخصی/غیرشخصی)، انسانشناختی(اطاعت پذیری/استقلال معنوی)، و معرفت شناختی(وحیانی/انسان مدار) آنها را در تقابل جدی قرار می دهد. علی رغم استفاده اکنکار از اصطلاحات مشابه عرفان اسلامی، ماهیت غیرشخصی سوگماد، نبود التزام به شریعت، و تفسیر ابزاری از معنویت، موجب تمایز ریشه ای آن از الهیات و عرفان اسلامی می شود.
واسوخت در مثنوی سی نامه امیر حسینی هروی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه متون ادبی دوره عراقی دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
77 - 92
حوزههای تخصصی:
قرن های هفتم و هشتم هجری و سبک عراقی به حضور شاعران نامدار معروف است. یکی از این شاعران، امیر حسینی هروی، صاحب چند منظومه عرفانی است. سی نامه یکی از منظومه های مهم عرفانی امیر حسینی هروی به شمار می رود که شامل نامه های ارسالی میان عاشق و معشوق است. نامه دوازدهم این مثنوی در اعراض عاشق از معشوق است که در اصل نامه ای واسوختی محسوب می شود. با این که واسوخت به معنای مصطلح از قرن نهم به بعد در ادبیات فارسی به وجود آمده است، اما در شعر برخی از شاعران دوره های قبل نیز نشانه هایی از این موضوع دیده می شود. نگارنده در پژوهش حاضر به روش توصیفی تحلیلی به بررسی و تحلیل مایه های واسوختی در نامه مذکور منظومه سی نامه هروی پرداخته است. برایند تحقیق نشان می دهد که نامه دوازدهم مثنوی سی نامه امیر حسینی هروی در اصل واسوختی خطاب به معشوق است. اعراض و روی گردانی از معشوق، بیان بی وفایی معشوق، تهدید به جدایی و ترک معشوق، ذکر ظلم و جفای محبوب و درنهایت پناه بردن به ساقی به جای معشوق و ترجیح مستی و بی خبری مهم ترین عناصر واسوختی نامه مذکور است. دلیل وجود چنین مایه ای در شعر امیر حسینی هروی را می توان سنت نامه پردازی و نامه نگاری که به صورت ده نامه نویسی و سی نامه نویسی در ادبیات نمود یافته است، دانست.
تحلیل افسانه عربی «میمون باهوش» براساس کهن الگوی سفر قهرمان جوزف کمپبل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
افسانه های عامه همچون هر پدیده دیگری، از روان و اندیشه سازندگان آن نشئت گرفته است؛ بنابراین در جای جای افسانه ها می توان نمودهای مختلف ناخودآگاه جمعی اقوام و ملل مختلف را مشاهده کرد. بدین ترتیب الگوهای تکرارشونده در افسانه ها، به مبنایی برای تحلیل و کشف لایه های پنهان متن، تبدیل می شوند. یکی از این الگوهای تکراری، سفر است. جوزف کمپبل با ارائه کهن الگوی سفر قهرمان، اذعان می دارد که قهرمان داستان برای رسیدن به تعالی ابتدا از مکان نخستین خود جدا شده و در ادامه راه از سه مرحله عبور می کند که به ترتیب «عزیمت»، «تشرف» و «بازگشت» نام دارند. افسانه «میمون باهوش» یکی از افسانه های عربی است و هدف از این پژوهش بررسی این داستان براساس کهن الگوی سفر قهرمان است. بنابراین با روش تحقیق استنادی ابتدا به تعریف کهن الگوی سفر قهرمان جوزف کمپبل پرداخته شد. سپس داستان با روش توصیفی تحلیلی از این منظر مورد بررسی قرار گرفت و با این پرسش که چگونه می توان با توجه به این دیدگاه لایه های پیدا و پنهان مفهومی و معنایی افسانه را کاوید و به درک بهتری از نمادها و رمزها و تصویرهای داستان رسید. مشخص شد که در مرحله عزیمت، قهرمان داستان با زیرمجموعه هایی همچون: دعوت به آغاز سفر، امدادهای غیبی و عبور از نخستین آستان، مواجه می شود و از آن ها عبور می کند. مرحله بعد این افسانه، زیرمجموعه هایی همچون: جاده آزمون ها، ملاقات با خدابانو و برکت نهایی را دربر می گیرد و درنهایت مرحله سوم، با زیرمجموعه دستیابی به آزادی در زندگی قابل ردگیری است. همچنین اقتضای داستان موجب نادیده گیری و حذف برخی زیرمجموعه ها شده است. سرانجام باید گفت در این داستان قهرمان در سفر خویش، هفت مرحله تشنگی و جست وجوگری، ظاهر شدن راهنما، خطر (عقاب)، ورود به دنیای جدید، کسب آگاهی، بازگشت و تحول و بهره مندی را پشت سر می گذارد.
بررسی زائوم و انواع آن در ترانه بازی های استان فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ آذر و دی ۱۴۰۴ شماره ۶۵
68 - 105
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی مفهوم زائوم و تجلی آن در ترانه بازی های استان فارس انجام شده است. زائوم پدیده ای زبانی و هنری است که در چارچوب نظری، نخستین بار فوتوریست ها آن را مطرح کردند و از آنجایی که سخن از موسیقی و شعر بود، یکی از سرچشمه های فرمالیسم روسی شد. اگر زنجیره ای از آواها کلمه ای بسازند که متعلق به هیچ زبانی نباشد و تنها ارزش موسیقایی داشته باشد و همچنین اگر کلمه های معنادار در توالی هم ترکیبی بی معنا بسازند که تنها ارزش موسیقایی داشته باشد، این تعریف اولیه ای برای «زائوم» است. زائوم که فراتر از معنا عمل می کند، بیشترین تمرکز را بر فرم و موسیقی زبان دارد. یافته ها نشان می دهد که زائوم از دیرباز در زبان مردم، لالایی ها، افسون ها و بازی های کلامی وجود داشته است. با توجه به ساختار چهارگانه زبان (آوایی، صرفی، نحوی و معنایی)، در این پژوهش چهار نوع زائوم آوایی، صرفی، نحوی و معنایی شناسایی و تبیین شده است و نمونه هایی از ترانه بازی های استان فارس به عنوان مصادیق زائوم آوایی، صرفی، نحوی و معنایی تحلیل شده اند. نتایج نشان می دهد که زائوم یک هنرسازه فرمالیستی است که در جهت آشنایی زدایی، تمرکز بر فرم زبان و برجسته سازی آوا عمل می کند.
«تحلیل تطبیقی «فضیلت عدالت» سیلگمن در اندیشه مولوی»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب غنایی سال ۲۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۴
223 - 240
حوزههای تخصصی:
جنبش نوین روان شناسی مثبت گرا با ریاست مارتین سلیگمن، با هدف کمک به نسل بشر در جهت بهینه سازی کیفیت زندگی و رشد فضایل انسانی که در شش گروه: خردمندی، شجاعت، انسانیت، عدالت، اعتدال و تعالی، جای می گیرند، شکل گرفته است. در آموزه های مولانا می توان شاخصه های علم روان شناسی مثبت را نمایان ساخت. این جستار که به روش تحلیلی- توصیفی انجام شده، درصدد است تا به تحلیل و تبیین فضیلت «عدالت» (از فضیلت های شش گانه سلیگمن) در آثار مولانا بپردازد. نتایج تحقیق حاکی از آنست که این فضیلت و زیر مجموعه های آن: انصاف، رهبری، رعایت حقوق شهروندی، در آموزه های مولانا قابل تبیین و تطبیق است. سلیگمن و مولانا در این زمینه اختلافاتی نیز با یکدیگر دارند که مهم ترینِ آن، نوعِ نگاهِ این دو اندیشمند به انسان است؛ چراکه آبشخورهای این دو اندیشمند برای بیان یک آموزه همسان، با یکدیگر متفاوت است؛ یعنی نگاه مولانا، براساس آموزه های دینی و عرفانیِ اسلام و تأکید بر ارزش های معنوی و قرآنی «خدامحور» است. مولانا با تأسی از منابع دینی و کلام پیامبران و معصومین، در تلاش است تا با این شیوه برجسته به هدایت افراد جامعه بپردازد؛ اما نگاه سلیگمن بر اساس فرهنگ پوزیتیویستیِ غرب، روان شناسیِ وجودگرا و تکیه بر انسان و نیازهای او، نگاهی «انسان محور» است.
تناقض هایی کم ژرف یا در ژرف؟! (وا کاوی گونه های پارادوکس در غزل حسین منزوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب غنایی سال ۲۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۴
241 - 256
حوزههای تخصصی:
پارادوکس یا متناقض نما، از صنایع ادبی دارای پیشینه در ادبیات کهن پارسی و از شناخته شده ترین آرایه های شعر امروز در علم بدیع معنوی است. حسین منزوی به عنوان یکی از شاعران نوآور معاصر، به اندازه قابل توجهی از این شگرد شاعرانه بهره برده است. تکرار واژگانی و مفهومی، نوآوری و شگفت انگیزی، می تواند از شاخص های تعیین تناقض نماهای کم اثر یا «کم ژرف» و تأثیرگذار یا «درژرف» باشد. در این جستار، کوشش بر آن است که با روش تحلیلی-توصیفی، تعریف مشخصی از تناقض های کم ژرف و درژرف ارائه شود و در ادامه با بررسی هایی که از حضور این آرایه ادبی در غزل های منزوی صورت گرفته، به این پرسش پاسخ داده شود که سهم هرکدام از این تناقض ها در غزل او چه میزان است. نتایج به دست آمده از این پژوهش حاکی از آن است که تکرارهای واژگانی و مفهومی در ساخت تناقض های غزل او به مراتب بیشتر از نوآوری و شگفت انگیزی در مجموع این تناقض ها است.
بررسی روانشناختی عنصر شخصیت اول در رمان آتش بدون دود اثر نادر ابراهیمی با تکیه بر الگوی کنش کامل کارل رانسوم راجرز
حوزههای تخصصی:
کارل راجرز، روانشناس انسان گرا با تأکید بر تجربه های فردی، نظریه کنش کامل را ارائه کرده است که نشان می دهد احساس آزادی، اعتماد به عواطف درونی و تجربه پذیری، مهم ترین مولفه های روان سالم را تشکیل می دهند. پژوهش حاضر کنش و رفتار دو شخصیت اصلی در رمان هفت جلدی آتش بدون دود : 1- گالان اوجا 2- آلنی آق اویولر را بر اساس نظریه کنش کامل راجرز و به شیوه تحلیلی- توصیفی مورد نقد روانشناختی قرار می دهد. هدف از انجام این پژوهش، واکاوی و مقایسه کنش های روانی اشخاص اول رمان آتش بدون دود است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که گالان شخصیت اول رمان آتش بدون دود در جلد نخست، به دلیل تعصبات قبیله ای، جنگ و خونریزی، بهره اندکی از مولفه های کنش کامل دارد و حیاتی روان پریشانه را تجربه می کند؛ در مقابل، شخصیت آلنی قهرمان جلد دوم تا پایان جلد هفتم، کاملاَ با مولفه های کنش کامل مطابقت داشته و نمونه کاملی از روان سالم نوع آدمی را به نمایش می گذارد. نتیجه آنکه رمان آتش بدون دود در پرداخت اشخاص اول رمان، ایستا و ثابت نیست؛ بلکه مسیر تطور و تعالی را طی می کند و با ایجاد تقابل و تفاوت در اشخاص اول رمان، مراحل بلوغ فکری و روانی انسان معاصر را به تصویر می کشد.
تحلیل و بررسی انسجام و هماهنگی انسجامی دو داستانک از مثنوی معنوی بر اساس نظریه انسجام هلیدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه متون ادبی دوره عراقی دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
115 - 136
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائلی موردتوجه تحلیل گران متن، انسجام متن است. هلیدی از زبان شناسانی است که علاوه بر توجه به معناگرایی و بافت موقعیت و کارکردهای متن، به انسجام متن نیز توجه کرده است. در این مقاله توصیفی-تحلیلی براساس نظریه نقش گرای هلیدی، عوامل انسجام متن، در دو داستانک از مثنوی مورد ارزیابی قرارگرفته است و نگارندگان در این جستار بر آن هستند تا نشان دهند، مثنوی مولوی، قابلیت های زبانی و انسجام دستوری، واژگانی و پیوندی شایسته ای دارد و این نظریه را می توان برای مشخص کردن میزان انسجام و هماهنگی انسجامی در متون نظم روایی به کار گرفت. یافته های داستانک عاشق و معشوق نشان می دهد که بیشتر فرایندها، مادی هستند و حذف و ارجاع در انسجام دستوری و تکرار در انسجام واژگانی و رابطه سببی در انسجام پیوندی این متن غلبه دارند؛ ولی در داستانک بقال و طوطی، غلبه با فرایندهای ذهنی و سپس مادی است و جایگزینی و حذف و ارجاع از عوامل انسجام دستوری، نقش مهمی در فضاسازی و ساخت محور عمودی دارد. باهم آیی و تکرار چندان مشهود نیست، ولی پیوندهای تقابلی و سببی و زمانی با قوت تمام به کار گرفته شده اند. گفتمان برتری عشق و ناتوانی عقل، هر دو متن را منسجم تر کرده اند که با کلیت مثنوی مطابقت دارد.
توضیح چند اصطلاح در حوزه منسوجات در شعر شفروه اصفهانی و تکمیل و تصحیح فرهنگ های لغت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن شناسی ادب فارسی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۵)
67 - 83
حوزههای تخصصی:
تصحیح متون کهن ازسویی در تکمیل و تصحیح فرهنگ های لغت مؤثر است و ازسوی دیگر، توجه به برخی از عناصر تکرارشونده در این متون می تواند اساس تدوین فرهنگ های تخصصی باشد که یکی از نیازهای پژوهشگران است. یکی از این فرهنگ های تخصصی مورد نیاز، فرهنگ منسوجات است. در شعر شرف الدین شفروه اصفهانی، شاعر، نویسنده و واعظ قرن ششم هجری، اصطلاحاتی در حوزه منسوجات آمده است که تازگی هایی دارد و در فرهنگ های لغت فارسی دیده نمی شود. برخی از این اصطلاحات نیز شواهد کهنی را به مدخل های بی شاهد فرهنگ ها می افزاید. در این مقاله براساس نسخه های خطی دیوان شفروه، به تصحیح چند اصطلاح در شعر شفروه پرداخته و با توجه به عناصر درون متنی و منابع جنبی، این اصطلاحات توضیح داده شد. گذشته از اصطلاحات فارسی، برخی از این اصطلاحات از زبان عربی به شعر شفروه راه یافته است که شماری از آنها بن مایه های قرآنی دارد و برخی دیگر، از زبان ترکی که شفروه دست کم با واژگان این زبان در روزگار خود برخورد کرده و با آنها آشنا بوده است. برخی نیز در گذر زمان، تلفظشان فراموش شده و تحریف ها و تصحیف هایی در آنها راه یافته است و حتی از معنای اصلی خود دور شده اند.
بررسی صفات رفتاری شخصیت های رمان پاییز آخر فصل سال است براساس نظریه ریموندکتل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی صفات رفتاری شخصیت ها در رمان پاییز فصل آخرسال استاز نسیم مرعشی(تولد1363 ش.) براساس نظریه صفات از دیدگاه ریموند کتل (1905-1998م.) می پردازد. شخصیت های اصلی رمان ِ مذکور، سه زن به اسامی لیلا، روجا و شبانه دارای صفات رفتاری هستند که درگیرمهاجرت، روابط خانوادگی، عاطفی و شغلی هستند. یکی از دیدگاه ها درباره شخصیت را می توان نظریه صفات ریموندکتل دانست این نظریه سعی دارد تا صفات فرد را که ناشی از رفتار اوست، وصف کند. از دید ریموندکتل، صفات یک ساختار روانی است که از مشاهده رفتار خاص انسان استنباط می شود. در شخصیتِ آدمی، صفات صوری، آشکار و ظاهری اند و دوام آن ها بسیار کم است و صفات عمقی بادوام بوده و از نظر کتل اهمیت بیشتری دارند. ریموندکتل شانزده عامل را در مورد صفات شخصیتی ارائه می دهد که سیزده عامل آن در رمان مورد بحث دیده می شود. مقاله حاضر به روش توصیفی-تحلیلی می کوشدتا به این سوال اصلی پاسخ دهد براساس نظریه کتل، چه نوع شخصیت هایی در رمان یادشده به کاررفته و بیشترین تیپ شخصیت کدام است و چرا؟ براساس نتایج تحقیق، بیشترین تیپ شخصیت در داستان پاییز فصل آخر سال است، براساس نظریات تیپ شخصیتی ریموند کتل، شخصیت مضطرب و پریشان است که در روایت زندگی شخصیتِ مادر شبانه نمود بیشتری دارد. وی به دلایل مشکلات اجتماعی، کار بیرون از منزل و مراقبت از فرزند عقب مانده ذهنی مضطرب و پریشان است.
L'Art de la Dualité: Exploration du Bonheur et de la Tristesse dans l'Œuvre de Mowlânâ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Recherches en Langue et Littérature Françaises Année ۱۹, No ۳۵, Printemps & été ۲۰۲۵
217 - 236
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی دوگانگی شادی و غم در آثار مولانا، شاعر و عارف نامدار ایرانی، می پردازد. مولانا شادی را حالتی می داند که به طور ذاتی با عشق الهی پیوند خورده است، درحالی که غم را مرحله ای ضروری در مسیر تحقق معنوی تلقی می کند. او نشان می دهد که این دو احساس متضاد، به جای آنکه یکدیگر را نفی کنند، در ارتباطی متقابل قرار داشته و هر یک موجب غنای دیگری می شود. مولانا با بهره گیری از نمادهای قدرتمندی چون باغ، گل و موسیقی، همزیستی زیبایی و درد را به تصویر می کشد. از دیدگاه او، غم نه تنها پدیده ای منفی نیست، بلکه به عنوان عاملی برای دگرگونی فردی و تعالی روحی عمل می کند. در این راستا، عشق عرفانی به عنوان کلید دست یابی به شادی راستین و پایدار معرفی می شود. در نهایت، مولانا خواننده را به درک و پذیرش غنای تجربه انسانی فرامی خواند، چراکه شادی اصیل اغلب از دل رنج و مبارزه زاده می شود. این مقاله بر اهمیت نگرشی کل نگر به احساسات در مسیر جستجوی معنا و شکوفایی فردی تأکید دارد.
تکاپوی شاعران عصر مشروطه برای نوآوری در تصویر شعری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۶
168-189
حوزههای تخصصی:
دوره مشروطه را می توان میراث دار تغییر و تحوّلات شگرف در جمیع ابعاد فکری، اجتماعی، سیاسی و ادبی ایران دانست. این دوره، آبستن نوآوری ها در جمیع جهات بوده و شعر نیز از این نوآوری ها برکنار نمانده و تغییرات و نوآوری های مهمّی را به خود دیده است. نوآوری در فکر و مضمون و موضوع و زبان شعر،که نویسندگان و پژوهشگران عرصه ادبیات بسیار به آن پرداخته اند. در این میانه، تلاش و تکاپوی شاعران مشروطه برای نوگرایی تصویری، هر چند قابل مقایسه با نوآوری در دیگر جهات نبوده، ولی در اشعار این شاعران دیده می شود که چندان به آن توجّه نشده و مغفول مانده است. پژوهش حاضر با جست وجویی در منابع، خاستگاه ها و عوامل دخیل در تصویرسازی این شاعران، نوگرایی در شعر این شاعران را مورد بررسی و تحلیل قرار داده است. عواملی چون ذهنیّت سیاسی و جهان نگری خاصّ این شاعران، پدیده های نوظهور، مشاغل و حرفه های جدید،نگاهی نو و فردیّت گرایانه به طبیعت، باریک بینی و نازک خیالی و وقایع زمانه این شاعران که سبب نوگرایی تصویری این شاعران بوده اند. مجموعه این عوامل و دخالت شان در نوگرایی تصویری با روشی توصیفی تحلیلی مورد بحث قرار گرفته و نتیجه پژوهش حاضر نشان از تلاش و تکاپوی این شاعران در ارائه صورت های نو خیال دارد. ذهنیّت سیاسی اجتماعی این شاعران و بازتاب آن در تصاویر سبب نوگرایی در تصویر شعری است. تولیدات و رهاوردهای صنعتی جدید و پدیده های نوظهور نیز طرف تشبیه در شعر این شاعران قرار می گیرد که در دسترس گذشتگان نبوده اند. تجارب خاصّی که این شاعران با مشاغل جدید داشتند در آیینه تصاویر شعری شان منعکس شده و خاستگاهی برای تصاویر نو می گردد. نگاه نو به طبیعت با تکیه بر تجربه گرایی، فردیّت گرایی و عینیّت گرایی، خلق تصاویر نو با خاستگاه طبیعت را سبب می شود. دقّت و باریک بینی در ویژگی های حیات انسانی زمانه این شاعران و وقایع تاریخی زمانه شان نیز عاملی دیگر در نوگرایی تصویری اینان است.
بررسی تطبیقی کهن الگوی «عیار» در داستان های کور اوغلی و رابین هود(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ مهر و آبان ۱۴۰۴ شماره ۶۴
218 - 244
حوزههای تخصصی:
کهن الگوی قهرمانی که در برابر ظلم و ستم قد علم کرده و با ایستادن در برابر فئودال ها و حاکمان ظالم، یاریگر طبقه فرودست جامعه و دادخواهان بوده است، در تمام جوامع دیده می شود. این عده که از ﺛﺮوﺗﻤﻨﺪان دزدی ﻣیکﺮدﻧﺪ و به فقرا ﻣیﺑﺨﺸیﺪﻧﺪ در ایران دوره ساسانیان «اﺷکﻮﻫﺎن» و ﻧیﺰ «ﻋیﺎران» یﺎ «ایﺎران» ﺑﻮدﻧﺪ که ﻗﻮاﻋﺪ ﺧﺎﺻی ﻣیﺎن ﺧﻮد داﺷﺘﻨﺪ. اَرَشک را می توان نخستین عیار ایران نامید که برای استقلال ایران علیه سلوکیان (جانشینان اسکندر مقدونی) قیام کرد. یعقوب لیث، نادرقلی اوشر، ملقب به نادرشاه افشار، و زینب پاشای آذربایجان نمونه ای دیگر از این قهرمانان تاریخی هستند. کوراوغلی آذربایجان و رابین هود انگلستان دو شخصیت از این عیاران هستند که پیوند تاریخ و اسطوره را با خود دارند. کوراوغلی قهرمان عیار مشترک میان بسیاری از مردمان ترک ازجمله مردم آذربایجان ایران، و ترکان ترکیه، ترکمن ها، ازبک ها و قشقایی هاست. رابین هود عیار بریتانیایی نیز شهرتی جهانی دارد. شاید هیچ شخصیت ادبی دیگری از اروپای قرون وسطی به جز رابین هود قانون شکن جنگلی یاغی نباشد که به این وسعت در سراسر جهان شناخته شده باشد. این مقاله بر مبنای مکتب آمریکایی، شخصیت کوراوغلی و رابین هود، دو عیار آذربایجانی و بریتانیایی را به شیوه توصیفی و تحلیلی تطبیق می دهد.
تأثیرپذیری شعر معاصر ایران از ادبیات غرب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین ادبی سال ۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۸
71 - 92
حوزههای تخصصی:
شعر معاصر ایران، به ویژه پس از انقلاب مشروطیت، دستخوش تحولات عمیقی شد که در قالب و محتوای آن نمود یافت. این تغییرات، نتیجهٔ تعامل با فرهنگ نو و تحولات اجتماعی و سیاسی آن دوره بود که به دگرگونی در عناصر تخیل، آرمان ها و مخاطبان شعر انجامید. یکی از ویژگی های بارز شعر معاصر، شکستن سنت ها و تلاش برای نوآوری بود. شاعران این دوره، با فاصله گیری از قالب های سنتی، به تجدد در فرم و محتوا پرداختند و به مسائلی همچون انسان و هستی توجه ویژه ای نشان دادند. زاویهٔ دید و استفاده از زبان مناسب برای بیان این مفاهیم، به چندگانگی در ارائهٔ شعر منجر شد. ظهور شعر نو، به ویژه با تلاش های نیما یوشیج، فصلی جدید در زبان و ادبیات فارسی گشود. او با تغییر در ماهیت شعر قدیم و ارائهٔ مفهومی نو از آن، زبان، تخیل، احساس، معنا، فرم و ساختار شعر را متحول کرد. این تغییرات، به گسترش جریان ها و نحله های متعدد در شعر نیمایی انجامید که گاه رنگ مکاتب ادبی غربی را نیز به خود گرفت. در واقع، تحولات شعر معاصر ایران، بازتابی از تغییرات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه بود که با نوآوری در فرم و محتوا، به بیان مفاهیم جدید پرداخت و نقش مهمی در دگرگونی ادبیات ایران ایفا کرد.
ساز و کارهای دفاعی روان در شخصیت سودابه در شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین ادبی سال ۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۸
185 - 199
حوزههای تخصصی:
روان شناسان معتقدند، وجود بعضی از گره های روانی، عامل شکل دهی بسیاری از رفتارهای آدمی است. روان افراد در مقابل انواع تنش ها، برای جلوگیری از فروپاشیدگی روانی، به ساز و کارهایی پناه می برد که فروید و همکارانش آنها را مکانیسم های دفاعی روان می نامند. اضطراب و حس حقارت، مهم ترین عامل تنیدگی هستند و مکانیسم های دفاعی، زمانی به کار می افتند که اضطرابی عمیق، روان آدمی را در هم می فشارد. دلیل تراشی، فرافکنی، جبران، انکار، سرکوب و موارد فراوانی از این قبیل، نوعی واکنش دفاعی در برابر این از هم پاشیدگی روانی هستند. این نوشتار بر آن است تا انگیزه رفتارهای نابهنجار سودابه در شاهنامه فردوسی را از دید مکانیسم های دفاعی روان مورد بررسی قرار دهد. خیانت به همسر، ریشه در ساز و کار دوپاره سازی شخصیت او دارد، اتهام دروغین به سیاوش، واکنش فرافکنی را در روان او تأیید می کند و دلیل تراشی مهم ترین واکنش او در رابطه با سیاوش است. باطل سازی و پرخاشگری نیز از زمره مکانیسم های دفاعی روان سودابه هستند که در هنگام بروز تنش در روان سودابه، به منصه ظهور می رسند. دستاورد این بررسی حاکی از آن است که رفتارهای نابهنجارسودابه، ریشه در عقده های فراوان در شخصیت وی دارد، عقده هایی که از دید دانش روان شناسی قابل بررسی و اصلاح هستند. به همین دلیل شخصیت سودابه با توجه به ساز و کار روانی ویژه ای که دارد به لحاظ دفاعی در مقابل تنش های روانی که در داستان مطرح شده در شاهنامه فردوسی بر او وارد شده است مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرد
«بررسی تلویح گفتاری «بدنشان» در شاهنامه فردوسی با تکیه بر اصول گرایس»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه زبان و ادبیات فارسی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۴
223 - 254
حوزههای تخصصی:
تلویح گفتاری «بدنشان» در شاهنامه فردوسی در بافت های مختلفی به کار رفته است. این تلویح، مدلول های ضمنی متعددی را القاء می کند. تلویح، ابزاری زبانی است که به شکلی هنرمندانه ، معانی ضمنی را منتقل می کند. « پل گرایس» ( Grice Paul )، عامل مهم ایجاد تلویح را تخطّی از چهار اصل در گفت وگو می داند. این پژوهش با رویکرد اصول گرایس به تحلیل و بررسی تلویح «بدنشان» پرداخته است. هدف از این پژوهش، تحلیل منطق محاکاتی و تکرار این تلویح در بافت های مختلف و استنباط مدلول های مناسب در داستان های شاهنامه است. فواید این پژوهش، شامل واکاوی بافت های زبانی، غیرزبانی، درک و دریافت مدلول های مناسب «بدنشان» است. همچنین درک و فهم متون کلاسیک، تأثیر تلویحات در مناسبات انسانی و تقویت مهارت استنباط، از فواید دیگر این پژوهش است. در این جستار، ابتدا مفهوم گفتار تلویحی، انواع آن و اصول چهارگانه گرایس، تبیین گردیده است و سپس یافته ها با منابع کتابخانه ای تحلیل و توصیف شده اند. نتایج پژوهش حکایت از آن دارد که این تلویح در دو نوع قراردادی و خاص بازتولید شده است. نوع قراردادی خارج از مکالمه است و گفتمان، بافت و معانی ضمنی در ایجاد آن تأثیری نداشته است. امّا نوع خاص که هدف اصلی این پژوهش و در فضای مکالمه است؛ بافت زمان، مکان و گفتمان در ایجاد آن تأثیر بسیاری داشته است و معانی ضمنی متعددی دارد. همچنین تلویح «بدنشان» در بستر باورهای فلسفی، مذهبی، طبقاتی، سیاسی، اجتماعی و روان شناختی ایجاد شده است. در نهایت، با توجه به اصول گرایس، تلویح «بدنشان» در شاهنامه زمانی ایجاد شده که اصول کمیت، کیفیت، موضوعیت و شیوه در مکالمه رعایت نشده است.
از رویداد تاریخی تا روایت ادبی خوانش رواییِ رویداد تاریخی «استخلاص بخارا» در تاریخ جهانگشا با استفاده از نظریه دیوید هرمن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادبیات فارسی (دانشگاه خوارزمی) سال ۳۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۳ (پیاپی ۹۸)
215 - 238
حوزههای تخصصی:
رویداد تاریخی استخلاص بخارا از آن دسته رویدادهای پراهمیتی است که مورّخان متعدد آن را ضبط کرده اند. ضبط این رویداد در تاریخ های گوناگون از تفاوت رویکردها و نوع نگاه مورّخان به موضوع تاریخ نگاری و شرح رویداد حکایت می کند. در برخی از این متون، روایات با تفصیل بیشتری همراه است و رویداد از حالت گزارش تاریخی خارج شده است. یکی از مورّخانی که با رویکردی فراتر از گزارش این رویداد را ثبت کرده، عطاملک جوینی، صاحب تاریخ جهانگشا، است. در تحلیل روایت جوینی، عوامل متعدد مخاطب را متقاعد می کند که او نه تنها با هدف ارائه گزارش، بلکه با چشم اندازی فراتر از آن رویدادها را ثبت و ضبط کرده است. در جستار حاضر، با روش توصیفی تحلیلی و رویکرد روایت شناسی، رویداد تاریخی استخلاص بخارا کاویده شد. تحلیل براساس نظریه چهارسطحیِ تحلیل روایت دیوید هرمن صورت گرفته است. این نظریه روایات را در چهار سطح واقع شدگی، توالی رویدادها، جهان پردازی/جهان پریشی، و هم حسی بررسی می کند و میزان روایتمندی در رویداد را نشان می دهد. در سطح اول روایت جوینی (واقع شدگی)، موضع راوی در چهار چهره قابل تشخیص است؛ به بیان دیگر، جوینی هربار با قرارگرفتن در یکی از قالب های نگارنده (گزارشگر و یادآور) و بازگو (گزارشگر، پنددهنده) از شگردهایی بهره می گیرد که رویداد را از حالت گزارشگری خارج می کند و آفرینشی ادبی ترتیب می دهد. در سطح دوم (توالی رویدادها) نیز، جوینی با چینش رویدادها درقالب یک نظام علّی، آغاز و میانه و پایان روایت را که مستلزم پیرنگ روایی است به خوبی تنظیم می کند. جوینی در پرداخت این روایت، رویدادهای اصلی و فرعی را تنظیم کرده است. این تنظیم رویدادها و چینش دقیق به همراه توصیفات دقیق از زمان و مکان روایت، شیوه جوینی را در پرداخت سطح سوم روایت (جهان پردازی) روشن می کند. درنهایت نیز، در سطح چهارم روایت، جوینی با سه شیوه به خواننده حالت هم حسی القا می کند. باید در نظر داشت که القای این حالت در متون تاریخی کمتر حس می شود؛ این درحالی است که شیوه مورخان ایرانی در گزارش صرف نمی شود و هدفی موازی با آن در نظر دارند که می توان از آن با عنوان اصل تعلیم درجهت تأثیرگذاری بر مخاطب یاد کرد. جوینی در این سطح با اتخاذ سه شیوه متمایز، یعنی توصیف براعت استهلال گونه در آغاز روایت، ترکیب کلام با تصویر، و نقل اشعار و امثال درجهت دنبال کردن خط تعلیم، بر نظام احساسی مخاطب اثر می گذارد و احساس را به ادراک تبدیل می کند. درنهایت، از این فرآیند اندیشه ای مرکزی در مخاطبان ایجاد می شود. این فرآیند به ایجاد یکی از عناصر مهم روایتمندی منتهی می شود که به معنای گذر از سطح گزارش صرف و رسیدن به سطحی از آفرینش ادبی است.
جایگاه اصل سازواری در استدلال اخلاقی و تبیین عقلانیت آموزه های آن از منظر سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۶
1 - 27
حوزههای تخصصی:
این مقاله با روش توصیفی - تحلیلی به بررسی کاربرد اصل سازواری در استدلال های اخلاقی و توجیه عقلانیت آموزه های اخلاقی در آثار سعدی پرداخته است. سازواری شرط لازم در درستی و موجه بودن دیدگاه های اخلاقی است، ساده ترین راه اثبات غیراخلاقی بودن کردارها و خصلت های افراد، نشان دادن تناقض یا ناسازواری در آن هاست که گاهی از آن به «یکی نبودنِ» ظاهر و باطن تعبیر می شود. انسان اخلاق مدار به کسی گفته می شود که ساحت های درونی یعنی اندیشه ها، احساسات و خواسته های او با ساحت های بیرونی وجود او یعنی کردارها و گفتارهای وی تناقض نداشته نباشد. سعدی به منظور استدلال و توجیه آموزه های اخلاقی خود، گاهی به صورت صریح و گاه با اشاره، به موضوع سازواری و نیز عدم سازواری در ساحت های وجودی انسان پرداخته است. بررسی و تحلیل آثار او نشان دهنده بهره گیری وی از این اصل در نسبت های ممکن میان این ساحت هاست. توجه به این سازواری ها و ناسازواری ها می تواند شاخصه مهمی در تشخیص بسیاری از کاستی های تربیتی، بیماری های روانی و مشکلات اخلاقی باشد و ملاک های عقلانی و جهان شمولی را در حیطه آموزه های اخلاقی در اختیار مخاطب قرار دهد. همین ویژگی ها موجب شده است که استدلال های اخلاقی سعدی فراتر از محدودیت ها و ویژگی های مکاتب مختلف، برای همه ملت ها و در همه اعصار قابل عرضه و پذیرش باشد.
اشعار نویافته از قاسم کاهی در جُنگ شرف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش زبان و ادبیات فارسی تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۷
31 - 48
حوزههای تخصصی:
جُنگ شرف یکی از نسخه های موجود در کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی است که به دست عبدالرحمن ابن شرف گردآوری شده است. بخش عمده این جُنگ را اشعار جامی و شعرای قرن نهم و دهم تشکیل داده است. در این میان اشعار شاعران پیش از قرن نهم نیز دیده می شود. شعر بسیاری از شعرای فارسی زبان ایران شرقی را در این مجموعه می توان یافت؛ شعرایی که بیشتر یا در شبه قاره هند ساکن بوده اند یا به آن بلاد سفرکرده اند. از جمله شعرایی که شعرشان در این جُنگ معرفی می شوند، قاسم کاهی است. از قاسم کاهی سی و یک غزل در جنگ شرف آمده که از بین آنها هجده غزل در دیوان چاپی وی موجود نیست. این پژوهش نشان می دهد جنگ شرف به عنوان منبعی که در دوران کاهی کابلی تصنیف شده است چه کمکی به افزایش غزل های وی می کند. در این مقاله نخست ضمن ارائه مقدمه ای کوتاه، پیشینه ای از پژوهش های مشابه صورت گرفته خواهیم آورد. در ادامه به زندگی و احوال آثار کاهی خواهیم پرداخت و در پایان ضمن ارائه هجده غزل نویافته و بررسی مختصری درباره این آثار، به ذکر دلایلی مبنی بر صحت انتساب این غزلیات به قاسم کاهی خواهیم پرداخت.