عمادالدین کاتب اصفهانی مورخ ایرانی قرن ششم هجری، سهم مهمی در تقویت تفکر تاریخ نگاری انتقادی این دوره دارد. با توجه به جایگاه و اهمیت تاریخ نگاری او در عالم اسلام، این مقاله در صدد است با رویکردی تحلیلی تاثیر متقابل بینش و روش تاریخ نگاری او را روشن نماید. منظومه تفکر تاریخی عمادالدین دارای سه ویژگی نخبه گرایانه، شریعتمدارانه و انتقادی است که او را قادر ساخته با روش توصیفی- تحلیلی به آسیب شناسی و علل انحطاط حکومت های سلجوقیان، ایوبیان و زنگیان بپردازد. با توجه به هماهنگی نسبی بین عناصر منظومه تفکر تاریخی اش، او توانسته تاریخ نگاری خود را فراتر از سایر تاریخ های سده ششم بنشاند. از این منظر آثار تاریخی او با آثار مسعودی و مسکویه قابل مقایسه است.
مانى، پیامبر ایران باستان، در ابتداى تشکیل حکومت ساسانى ظهور کرد. وى با آمیختن ادیان مختلف چون مسیحیت، یهودیت، بودایى و هندو، توانست به آسانى با فرهنگ و آداب و رسوم مردم هر منطقه نزدیکى یافته و پیروان فراوانى بیابد، اما در مقابله با موبدان زرتشتى شکست خورد و سرانجام با سعایت آنان کشته شد و مانویت نیز در انزوا فرو رفت. فتح اعراب و ورود اسلام به ایران، مرحله جدیدى براى فعالیت تازه مانویان فراهم نمود. دو قرن اول هجرى، مجالى براى آشنایى و نزدیکى پیروان مانى با اسلام و نحلههاى آن به وجود آورد. در پروهش ذیل، حیات سیاسى مانویان در دوره اسلامى و سازماندهى رهبرى در این فرقه و نیز تأثیر آنان بر اوضاع اجتماعى مسلمانان بررسى شده است.
زمینه و هدف : گفتار سنجیده و رفتار نظام مند حضرت علی، (ع) که از آن به سیره علوی یاد می کنیم و در کتاب نهج البلاغه که اندیشه های حضرت علی (ع) را به ما می نمایاند، زمینه تحقیق و پژوهش در این مقاله است که هدف از آن، شناختن و نمایاندن جایگاه وحدت گرایی در اندیشه علوی است که معمولاً در سیره علوی مغفول مانده است.
مواد و روش ها : انتخاب خطبه ها و نامه ها و حکمتهای علوی به صورت گزینشی که با موضوع مقاله ارتباط دارد و به شیوه تنظیم و تحلیل محتوایی مورد پژوهش قرار گرفته است.
نتایج و یافته ها :وحدت گرایی یکی از هدفهای آ رمانی در اندیشه علوی است که آن حضرت در اندیشه و گفتار و رفتار به آن می اندیشید و سخن می گفت و بدان پایبند بود و به آن اصالت می داد و سیره علوی در دوران خلفا، الگوی مناسبی برای تلاشگران در راه وحدت امت اسلامی است.
اصحاب صفّه تهیدستانى بودند که به صفّه مسجدالنبى پناه برده، مورد توجه ویژه رسولخدا صلىاللهعلیهوآله بودند. بنابر مشهور، پدید آمدن صفّه در پى افزایش کسانى بود که توانایى اداره زندگى و گذران امور خویش را نداشتند یا تمایل داشتند اوقاتى را در مسجدالنبى سپرى کنند. در شأن اصحاب صفّه آیه نازل شده و باعث افتخار آنان بود و حتى پس از بر چیده شدن صفّه نیز براى آنان امتیاز محسوب مىشد. تعداد اصحاب صفّه به دلایل مختلفى کم و زیاد مىشد. برخلاف مشهور گویا صفّه در داخل مسجد قرار نداشته، بلکه در جوار مسجد واقع شده بود. به نظر مىرسد اصحاب صفّه در برخى اوقات، اشتغالات و درآمدهایى داشتهاند، اما از مهمترین مشغلههاى آنان تعلیم قرآن و عبادت بوده است. اهل صفّه رزمندگان همیشه آماده نیروهاى اسلام بوده و خود را به شرکت در غزوات پیامبر صلىاللهعلیهوآله ملزم کرده بودند. با پیشروى اسلام و فتوحات اسلامى و از میان رفتن نیاز مالى اهل صفّه ظاهرا موضوع اهل صفّه نیز از میان رفت. گرچه ممکن است محل صفّه تا دورههاى بعد پابرجا بوده باشد، اما وجود اهل صفّه در زمانهاى بعد بعید مىنماید. امتیاز اهل صفّه و شاید حالات برخى از آنان انگیزهاى براى ادعاى ارتباط صوفیان با اهل صفّه شده است، اما چنین دیدگاهى مورد پذیرش همگان نبوده و درست به نظر نمىآید.