جامعه مدینه و به تبع آن تمام سرزمین حجاز، در فرایند اجتماعىشدن و فرهنگپذیرى اسلامى آموختند که چه رفتارهایى شرعى و کدام رفتار، معارض یا مخالف با مبانى اسلامى است. در این شرایط، معیار رفتارهاى مناسب و رفتارهاى نامناسب در جامعه اسلامى شکل گرفت. بهترین الگو و روش براى پذیرش مفاهیم نو و هنجارهاى منطبق بر شرع مقدس اسلام، آموزهاى قرآنى و سیره پیامبر اکرم صلىاللهعلیهوآله بود. مهمترین اقدام اولیه پیامبراعظم صلىاللهعلیهوآله براى نهادینه کردن دین و شرعیات یا گرامى داشت هنجارها و ارزشهاى منطبق با آموزهاى قرآنى، اجراى دقیق نظارت اجتماعى بود. در این میان، دو سؤال اساسى مطرح خواهد شد:1 ـ عامل مؤثر بر نظارت اجتماعى در دولت نبوى چه بود؟ 2 ـ شیوه پیامبراکرم صلىاللهعلیهوآله در اجراى نظارت اجتماعى چگونه بود؟
تبیین مسئله تحقیق بر این دو فرضیه مبتنى است که اولاً: ساخت هنجارمند جامعه مدینه و توسعه نظم و انضباط اجتماعى و حتى نظارت نهادى واسطهاى در اجراى نظارت اجتماعى مؤثر بود، ثانیا: پیامبر اکرم صلىاللهعلیهوآله با دو شیوه رسمى و غیر رسمى ـ علاوه بر نظارت اجتماعى ـ به برقرارى نظام عمومى و همنوایى رفتار نومسلمانان با هنجارهاى تازه شکل گرفته در جامعه اسلامى، مبادرت ورزید.
ممکن است مهمترین عوامل ایجاد انشعاب در مذهب و فرقهاى دینى، اختلافات فکرى، دورى از آرمانهاى اولیه، تفاسیر متفاوت از نصوص دینى، اختلاف در جانشینى و جاهطلبى برخى رهبران دانسته شود، ولى آنچه در این مجال به عنوان یکى از عوامل ایجاد انشعاب در فرقههاى دینى، بهخصوص در دوران معاصر تلقى شده، روابط معادلات سیاسى است که بر اساس آن، یا دولتمردان، تأسیس و حمایت از انشعابى را وسیلهاى براى دستیابى به منافع و مقاصد سیاسى خود مىدانند و یا برخى از رهبران مذهبى با استفاده از فرصتها و تهدیداتى که در عرصه معادلات و روابط سیاسى بین دولتمردان داخلى و خارجى واقع مىشود، در صدد تحصیل اقتدار مذهبى یا سیاسى براى خود مىباشند. در این تحقیق، سعى شده با بررسى و تحلیل عواملى چون جریانهاى حاکم در دربار قاجار، اوضاع داخلى ایران، روابط ایران و انگلستان و منافع و مقاصد انگلستان در هند و جهان اسلام، به چگونگى تشکیل و تکوین فرقه آقاخانیه پرداخته شود.